حمله اسکندر مقدونی به ایران؛ علت‌ها، نبردها، پیامدها و پایان هخامنشیان

حمله اسکندر مقدونی به ایران مجموعه لشکرکشی‌های اسکندر از ۳۳۴ تا ۳۲۸ پیش از میلاد است که با عبور او از هلسپونت آغاز شد و با شکست‌های پیاپی هخامنشیان در نبردهای گرانیک، ایسوس و گوگمل به فروپاشی شاهنشاهی داریوش سوم انجامید. این رخداد یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ باستان است، زیرا مسیر قدرت در خاور نزدیک را تغییر داد و زمینه‌ساز دوره هلنیستی شد.

عکس اسکندر %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
سردیس اسکندر

اسکندر مقدونی با تکیه بر ارتشی منظم، فرماندهی چابک و استفاده از ضعف‌های سیاسی و نظامی هخامنشیان توانست قلمرو ایران را یکی پس از دیگری تصرف کند. در این فرایند، شهرهایی چون بابل، شوش و پارسه نیز به دست او افتادند و تخت جمشید در سال ۳۳۰ پیش از میلاد آسیب جدی دید و به آتش کشیده شد.

عکس اسکندر %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
تابلوی متعلق به قرن 19 که مراسم تدفین اسکندر را به تصویر کشیده است.

پیش‌زمینه تاریخی

در اواخر دوره هخامنشی، شاهنشاهی ایران هنوز پهنه‌ای وسیع و قدرتمند بود، اما بحران‌های درباری، شورش‌های ایالتی و جابه‌جایی‌های سریع قدرت آن را فرسوده کرده بود. پس از کشته شدن اردشیر سوم و به تخت نشستن داریوش سوم، ساختار سیاسی امپراتوری با چالش‌های جدی روبه‌رو شد و همین وضعیت به رقیبان خارجی فرصت بیشتری داد.

در سوی دیگر، فیلیپ دوم مقدونی با اصلاح ارتش و ایجاد اتحاد میان دولت‌شهرهای یونانی، بنیانی فراهم کرده بود که اسکندر از آن بهره برد. پس از مرگ فیلیپ در ۳۳۶ پیش از میلاد، اسکندر به قدرت رسید و از همان ابتدا سیاست توسعه‌طلبانه پدرش را ادامه داد.

تاریخ هخامنشیان و سقوط آن

عکس تصویری که می‌گویند نبرد اسکندر و داریوش سوم است. %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
تصویری که می‌گویند نبرد اسکندر و داریوش سوم است.

علت حمله اسکندر مقدونی به ایران

یکی از مهم‌ترین دلایل این حمله، رقابت سیاسی و نظامی میان مقدونیه و هخامنشیان در جهان مدیترانه شرقی بود. منابع تاریخی نشان می‌دهند که فیلیپ دوم پیش از اسکندر نیز به فکر حمله به قلمرو ایران بود و اسکندر این برنامه را با انرژی و سرعت بیشتری دنبال کرد.

از نظر نظامی، اسکندر به ارتشی حرفه‌ای، سواره‌نظام مؤثر و تاکتیک‌های میدان نبرد متکی بود. در مقابل، هخامنشیان با وجود منابع انسانی و مالی گسترده، در هماهنگی میان سپاه‌های چندقومیتی و فرماندهی واحد مشکل داشتند و همین موضوع در نبردهای سرنوشت‌ساز به ضرر آنان تمام شد.

از نظر سیاسی نیز بخش‌هایی از قلمرو هخامنشی از مرکز قدرت فاصله گرفته بودند و وفاداری کامل ساتراپ‌ها همیشه تضمین‌شده نبود. این ضعف باعث شد که حمله اسکندر مقدونی به ایران تنها یک یورش مرزی نباشد، بلکه به سرعت به فروپاشی یک امپراتوری بزرگ تبدیل شود.

عکس اسکندر کلیتوس را می‌کشد، اثر آندره کاستنی. %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
اسکندر کلیتوس را می‌کشد، اثر آندره کاستنی.

آغاز لشکرکشی اسکندر

اسکندر در بهار ۳۳۴ پیش از میلاد از هلسپونت گذشت و وارد آسیای صغیر شد. نخستین درگیری مهم او با نیروهای ایرانی در نبرد گرانیک رخ داد که در آن مقدونی‌ها پیروز شدند و راه پیشروی به داخل قلمرو هخامنشی را باز کردند.

پس از گرانیک، بسیاری از شهرهای یونانی‌نشین آسیای صغیر یا تسلیم شدند یا به‌تدریج زیر نفوذ اسکندر قرار گرفتند. او سپس به سمت جنوب و شرق حرکت کرد و با تثبیت موقعیت خود در منطقه، مسیر را برای برخورد مستقیم با داریوش سوم هموار ساخت.

این مرحله از حمله اسکندر مقدونی به ایران تنها یک پیشروی نظامی نبود، بلکه نوعی جنگ روانی و سیاسی هم بود. هر پیروزی اسکندر، وفاداری برخی شهرها و فرماندهان محلی را سست‌تر می‌کرد و اعتماد به توان دفاعی هخامنشیان را کاهش می‌داد.

عکس ارسطو در حال آموزش اسکندر، اثر ژان لئون ژروم فریس %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
ارسطو در حال آموزش اسکندر، اثر ژان لئون ژروم فریس

نبردهای سرنوشت‌ساز

نبرد گرانیک

نبرد گرانیک در سال ۳۳۴ پیش از میلاد نخستین برخورد مهم میان اسکندر و نیروهای هخامنشی بود. این نبرد در آسیای صغیر رخ داد و پیروزی اسکندر در آن، موقعیت او را در آغاز لشکرکشی بسیار تقویت کرد.

جنگ ایسوس

نبرد ایسوس در سال ۳۳۳ پیش از میلاد نخستین رویارویی مستقیم اسکندر با داریوش سوم بود. داریوش در این نبرد شکست خورد و ناچار به عقب‌نشینی شد، در حالی که خانواده سلطنتی هخامنشی نیز به دست نیروهای اسکندر افتاد.

نبرد گوگمل

نبرد گوگمل در ۱ اکتبر ۳۳۱ پیش از میلاد رخ داد و نقطه تعیین‌کننده در سقوط هخامنشیان بود. با وجود برتری عددی ارتش ایران، آرایش و تاکتیک‌های اسکندر بر میدان غلبه کرد و داریوش سوم بار دیگر عقب نشست؛ این پیروزی عملاً راه را برای سقوط کامل شاهنشاهی هخامنشی هموار کرد.

محاصره شهرها

عکس این نگاره را متعلق به اسکندر مقدونی می‌دانند. %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
این نگاره را متعلق به اسکندر مقدونی می‌دانند.

اسکندر تنها در میدان نبرد برتری نداشت، بلکه در محاصره شهرهای مهم نیز موفق بود. فتح صور، غزه، بابل و شوش نشان داد که او برای تسلط بر منطقه فقط به نبرد رو در رو تکیه نمی‌کرد، بلکه از فشار تدریجی نظامی، محاصره و استفاده از ضعف‌های لجستیکی دشمن نیز بهره می‌برد.

نبرد گوگمل

سقوط داریوش سوم

پس از شکست در گوگمل، اقتدار داریوش سوم به‌شدت آسیب دید. او دیگر نتوانست مانند گذشته سپاهی متحد و کارآمد گرد آورد و بخش بزرگی از قلمرو هخامنشی به‌سرعت از کنترل مرکزی خارج شد.

در سال ۳۳۰ پیش از میلاد، اسکندر وارد پارسه شد و تخت جمشید را به آتش کشید؛ رخدادی که در حافظه تاریخی ایران به‌عنوان نمادی از پایان شکوه سیاسی هخامنشیان باقی مانده است. منابع مختلف این رویداد را به شکل‌های متفاوت توضیح داده‌اند، اما اصلِ تخریب و تاراج مجموعه پارسه در روایت‌های تاریخی ثبت شده است.

داریوش سوم اندکی بعد کشته شد و با مرگ او، حمله اسکندر مقدونی به ایران از مرحله جنگ با یک شاهنشاه به مرحله تصرف کامل یک امپراتوری رسید. از این زمان، اسکندر خود را فرمانروای قلمرو پیشین هخامنشیان دانست و ساختار تازه‌ای از حکومت و انتصاب ساتراپ‌ها را دنبال کرد.

عکس عکس پیکره مقدس میترایی ایرانی، که به اشتباه یا دروغ می گویند مجسمه هرکول یونانی است، %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
عکس پیکره مقدس میترایی ایرانی، که به اشتباه یا دروغ می گویند مجسمه هرکول یونانی است.

پیامدهای سیاسی و فرهنگی

پیامد فوری حمله اسکندر، پایان شاهنشاهی هخامنشی و انتقال قدرت به مقدونیه بود. اما تأثیر آن فقط سیاسی نبود، زیرا با گسترش نفوذ اسکندر و جانشینانش، فرهنگ یونانی در بسیاری از شهرهای آسیایی و ایرانی نفوذ کرد و دوره هلنیستی شکل گرفت.

در عین حال، خود اسکندر نیز تا حدی از الگوهای ایرانی تأثیر پذیرفت و در سال‌های پایانی حکومتش نشانه‌هایی از نزدیک شدن به آداب و تشریفات درباری ایرانی دیده می‌شود. این موضوع بعدها به بحث‌های تاریخی درباره «یونانی‌سازی» و «ایرانی‌سازی» در جهان باستان دامن زد.

از منظر تاریخی، حمله اسکندر مقدونی به ایران فقط به معنای یک فتح نظامی نیست، بلکه آغاز عصر تازه‌ای از تعامل، آمیختگی فرهنگی و دگرگونی سیاسی در بخش بزرگی از جهان باستان به شمار می‌آید. این دگرگونی بر زبان، هنر، شهرسازی و ساختارهای اداری نیز اثر گذاشت.

عکس نسخه خطی متعلق به قرن ۱۷ میلادی از یک رمان الکساندرین: اسکندر در حال کاوش اعماق دریا. %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
نسخه خطی متعلق به قرن ۱۷ میلادی از یک رمان الکساندرین: اسکندر در حال کاوش اعماق دریا.

اسکندر و تخت جمشید

تخت جمشید یا پارسه در روایت‌های تاریخی یکی از مهم‌ترین نمادهای هویت هخامنشی است و آتش گرفتن آن به‌دست اسکندر، از بحث‌برانگیزترین رخدادهای این دوره به شمار می‌رود. برخی منابع آن را اقدامی انتقامی دانسته‌اند و برخی دیگر آن را نتیجه فضای جشن، غنیمت‌گیری و تصمیم سیاسی اسکندر در پایان فتح ایران می‌دانند.

صرف‌نظر از انگیزه دقیق، نتیجه روشن بود: بخش مهمی از میراث مادی هخامنشی آسیب دید یا نابود شد. همین مسئله باعث شده است که در حافظه تاریخی ایرانیان، نام اسکندر بیش از آنکه با یک فاتح صرف همراه باشد، با ویرانی و پایان یک دوران شناخته شود.

نقره دراخمای یونان (سکه یونان باستان) به نام اسکندر کبیر ضرب شده، که اسکندر را با شاخ‌های آمون-را به تصویر می کشد (۲۴۲/۲۴۱ پیش‌ازمیلاد، ضرب پس از مرگ). در موزه بریتانیا به نمایش گذاشته شده است.
نقره دراخمای یونان (سکه یونان باستان) به نام اسکندر کبیر ضرب شده، که اسکندر را با شاخ‌های آمون-را به تصویر می کشد (۲۴۲/۲۴۱ پیش‌ازمیلاد، ضرب پس از مرگ). در موزه بریتانیا به نمایش گذاشته شده است.

تخت جمشید

نقاشی مینیاتوری ایرانی متعلق به قرن ۱۵ میلادی از هرات افغانستان که اسکندر را به تصویر می کشد.
نقاشی مینیاتوری ایرانی متعلق به قرن ۱۵ میلادی از هرات افغانستان که اسکندر را به تصویر می کشد.

نگاه تاریخ‌نگاران

تاریخ‌نگاران درباره اسکندر و حمله او به ایران، هم بر مهارت نظامی او تأکید کرده‌اند و هم بر ضعف‌های ساختاری هخامنشیان. در پژوهش‌های جدید، اسکندر معمولاً نه صرفاً یک قهرمان و نه صرفاً یک ویرانگر، بلکه فرمانده‌ای پیچیده توصیف می‌شود که توانست از شرایط سیاسی، نظامی و روانی به سود خود استفاده کند.

در برخی روایت‌ها، نگاه مثبت‌تری به او دیده می‌شود و او را حامل نوعی انتقال فرهنگی می‌دانند. در برابر، روایت‌های ایرانی و ملی، بیشتر بر جنبه ویرانگر حمله، آتش‌سوزی تخت جمشید و پایان اقتدار سیاسی هخامنشیان تمرکز دارند.

برای نوشتارهای تاریخی معتبر، بهتر است میان روایت‌های ملی، سنت‌های یونانی و پژوهش‌های جدید تمایز گذاشته شود. این رویکرد کمک می‌کند تا حمله اسکندر مقدونی به ایران نه به‌صورت اسطوره‌ای، بلکه به‌عنوان یک رخداد تاریخی چندلایه فهم شود.

منابع

WorldHistory

Wikipedia

منبع worldhistory wikipedia
637 نظرات
  1. Yonin می گوید

    یکی از مسخره ترین چیزها همین جمع زدن حکومت ها باهم دیگه است و همه اش رو جزو یک تاریخ دانستن!
    چه از نظر دینی که الان یهود و اسلام و زرتشت و سکولار و بی دین و بت پرست رو الان همه رو باهم جزو یک تاریخ جمع زدند!!!!
    دوم: قومیت
    مثال : در دوره هایی مردمی از سرزمین های دیگه تورک و اعراب و مغول و رومی و یونانی و…… آمده اند در قسمت هایی از این سرزمین حکمرانی کرده اند تا هم توانستن ایرانی یا مذهبی که با آن ها مخالف بود را کشتند جالبه بعد میشه این سلسله ها همه رو باهم جمع یک تاریخ زد؟!
    سوم: تناقض خوب بودن سلسله داخلی!
    بعد جالبه اشکانی و ساسانی به خون هم تشنه بوده اند و اون یکی توسط دیگری نابود شد الان کدوم یکی از این ها بر حق تره ؟
    میگن زمان هخامنش خوب بود خب چرا وضعش آخر به اون مرحله اسفناک رسیده بود؟ که این بحثش جداست
    در آخر اینکه هر دوره ای از این سلسله ها رو نگاه کنی هم شهروند خوب داشته هم بد اینکه بگی فلان سلسله دیگه نایس و عالی بوده درست نیست….
    و نکته ای که از قلم افتاد : مرز های کشور ها که قرار داد و توافقی هستن خب پس اگر این مرز جابجا شه دیگه نمیشه بهش گفت که این خاک از قدیم این سلسه میتونه صاحبش باشه

    هیچ حکومتی هم تاریخچه قبلی اش حساب نمیشه….
    مثل این هست 200 سال آینده چند نفر بیان بگن ج.الف و قجر و پهلوی دنباله رو هم دیگه بودند!!!

  2. ناشناس می گوید

    مقاله خوب و مفید

  3. کیوان می گوید

    خوب بودش

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.