امپراتور میجی

میجی

امپراطور میجی (۳ نوامبر ۱۸۵۲ _۳۰ جولای ۱۹۱۲.) ملقب به میجی کبیر ، ۱۲۲ امین امپراطور ژاپن طبق سنت جانشینی و از۳ فبریه ۱۸۶۷ تا زمان مرگش در جولای ۱۹۱۲ سلطنت کرد. او اولین پادشاه امپراتوری ژاپن بود. او اغازگر عصرمیجی بود دوره ای از تغییرات سریع که ژاپن را از یک کشور انزوا طلب و فئودالی به یک کشور صنعتی و قدرت جهانی تبدیل کرد.

در زمان تولد امپراطور میجی در سال ۱۸۵۲ ، ژاپن یک کشور فئودالی و غیر صنعتی بود که این کشور غیر متمرکز توسط شوگان های انزوا طلب توکاگاوا و دایمیو های تابع آن،  بیش از ۲۵۰ سال اداره شده بود. در زمان مرگ وی در  سال ۱۹۱۲ میلادی ژاپن دستخوش یک انقلاب سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی گسترده قرار گرفت و به عنوان یکی از قدرت های بزرگ در صحنه جهانی ظاهر شد.

پرتره ای از امپراطور در ۱۸۸۸توسط ادواردو چیوسان.

 

پیش زمینه

 

دوره شوگان سالاری توکوگاوا

شوگان های توکوگاوا در اوایل قرن هفدهم به قدرت رسیدند در زمان حکومت آن ها شوگان بر ژاپن فرمانروایی میکرد. حدود ۱۸۰ فرماندار که با نام (دایمیو) شناخته میشدند بصورت فئودالی و خودمختار زیر نظر شوگان بر سرزمین های ژاپن حکم میراندند و گاهی شوگان هدایایی از انها درخواست میکرد اما این به معنای مالیات گرفتن از آنها نبود و شوگان از آنها مالیات نمیگرفت. همچنین شوگان از راه های دیگری دایمیوها را اداره میکرد بدین ترتیب که تنها شوگان میتوانست ازدواج یک دایمیو را رسما تایید کند و همچنین توانایی عزل دایمیو از پست و اداره زمین هایش را نیز دارا بود.

توکوگاوا ایه یاسو که رسما در ۱۶۰۵ از مقامش بازنشسته شد اولین شوگان از خاندان توکوگاوا بود . پس از بازنشستگی توکوگاوا ایه یاسو پسرش توکوگاوا هیدِتادا جای او را گرفت. وی فرمانی در رابط کردار و خط مشی خاندان های اشرافی در سال ۱۶۰۵ صادر کرد. بر طبق این فرمان امپراطور موظف شد بیشتر اوقات خود را به فراگیری علوم مختلف و هنر اختصاص دهد. در این دوران امپراطورهای ژاپن با سپری کردن بیشتر اوقات خود به یادگیری علوم و مختلف و همچنین مطالعه متون سنتی کنفسیوس و شعرسرایی و خطاطی به جدیت پایبند این فرمان بودند. امپراطورها تنها اصول اولیه ای از تاریخ و جغرافیای ژاپن را می آموختند.

شوگان هیچگاه در اداره کشور و امورات به دنبال جلب رضایت امپراطور و مشاوره و اجازه از وی نبود. امپراطور ها تقریبا هیچگاه محوطه کاخ سلطنتی (گوشو) را ترک نمیکردند مگر زمانی که امپراطوری بازنشسته شود یا در اثر آتش سوزی کاخ به معبدی پناه ببرد. تنها تعداد کمی از امپراطور ها آنقدر عمر کردند تا به زمان بازنشستگی برسند. از میان پنج نسل از امپراطور های پیش از میجی تنها پدربزرگ او بود که به دهه چهارم از عمر خود رسید و در چهل و شش سالگی درگذشت. خاندان سلطنتی از میزان بالای مرگ و میر نوزادان خود رنج میبردند. تمام پنج خواهر و برادر امپراطور میجی در کودکی در گذشتند و از پانزده فرزند او فقط پنج نفر به بزرگسالی رسیدند.

پس از به دست گرفتن قدرت در اوایل قرن هفدهم مقامات شوگان ( باکوفو) هرگونه تجارت با غرب را خاتمه دادند و همچنین تبلیغ مسیحیت را از جزایر ژاپن تحت فرمان ساکوکو (۱۶۳۵) منع کردند. علاوه بر تجارت قابل توجه با چین تنها هلندی ها تجارت خود را با ژاپن ادامه دادند و مقر خود را در جزیره (دِجیما) در ایالت ناکازاکی حفظ کردند با این حال در اوایل قرن نوزدهم کشتی های اروپایی و امریکایی با افزایش تردد های خود در اطراف آب های ژاپن ظاهر گشتند.

بیماری های خاندان سلطنتی

ازدواج های فامیلی به عنوان تنها راه برای حفظ اصالت خون اشرافی و سلطنتی در بین طبقات اشراف و خاندان سلطنتی بسیار رایج بود. با این حال این موضوع پیامدهای غیرمنتظره ای برای آنها به همراه داشت. پیامدهایی که برای آنها شناخته نشده بود و آن بیماری های موروثی بود .

میجی نیز بیماری های موروثی ای داشت که نتیجه همین ازدواج ها بود. این نقایص ژنتیکی شامل پیش آمدگی فک پایین و تغییر شکل ستون فقرات بود که در فرزندان وی نیز مشاهده میشد . جدا از بیماری های مادرزادی میجی همچنین از بیماری (بری بری) ناشی از تغذیه نامناسب به خصوص کمبود ویتامین (B1) رنج میبرد. خاندان سلطنتی به دلایل مذهبی رژیم غذایی ضعیف تری نسبت به مردم عادی داشتند. به دلیل بیماری ( بری بری) وی به سختی میتوانست راه برود. او از همسر و صیغه های خود پانزده فرزند داشت که ده نفر از آن ها زودهنگام در سن کم درگذشتند. شاهزاده یوشیهیتو ( امپراطور تایشو) تنها وارث مذکری بود که به بزرگسالی رسید اما از نظر جسمی و روحی و ضعیف بود و از بیماری هایی همچون مننژیت ، دیابت ، ترمبوز مغزی و بیماری های روحی رنج میبرد.

امپراطور کومه یی(پدر امپراطور میجی)
ناکایاما یوشیکو ( مادر امپراطور میجی)

اوایل زندگی

تولد

شاهزاده موتسوهیتو در ۳ نوامبر ۱۸۵۲ در خانه کوچکی در ملک پدربزرگ مادری اش در قسمت انتهای شمالی گوشو متولد شد. در آن دوره از منظر فرهنگی باور بر این بود که تولد سرچمشه آلودگی است ، بنابراین شاهزاده کشور در کاخ سلطنتی متولد نشد. درعوض رایج بود که اعضای خاندان سلطنتی در ساختمانی در نزدیکی خانه پدری زن باردار به دنیا آمده و به طور موقت درآنجا ساکن بودند. مادر شاهزاده موتسوهیتو ، ناکایاما یوشیکو ، از همسران امپراطور کومه ای و دختر مشاوراعظم ناکایاما تادایاسو بود. به شاهزاده تازه متولد شده نام ( ساچینومیا) یا ( ساچی) داده شد.

تهدید دریادار پری و پیامدهای آن

شاهزاده جوان در عصر تحولات عظیم ژاپن متولد شد. این تحولات به گونه ای چشمگیر در ژوئیه هنگامی که دریادار متیو پری و اسکادران نیروی دریایی آمریکا او به سمت بندر ادو ( که از سال ۱۸۶۸ به عنوان توکیو شناخته میشود) حرکت کردند ، نمایان گشت . پری درصدد گشودن در های ژاپن بر روی تجارت جهانی بود و آن ها را در صورت عدم پذیرش توافق به پیامد های نظامی این تصمیم هشدار داد . برای اولین بار در ۲۵۰ سال اخیر ، شوگان به علت بحرانی که با ورود دریادار پری ایجاد شده بود در حرکتی عجیب و غیرمنتظره تصمیم به مشاوره با دربار امپراطوری گرفت . مقامات امپراطور کومه یی به وی توصیه کردند که صلاح در این است که تجارت با آمریکایی ها را بپذیرند و از شوگان درخواست کردند که آن ها را از قدم به قدم مذاکرات پیش از بازگشت پری آگاه سازند.

دولت ژاپن (باکوفو) به این نتیجه رسید که ارتش ژآپن توانایی مقابله با ارتش امریکا را ندارد و مانند ارتش این کشور مجهز نیست پس تصمیم گرفتند با این معاهده تجاری موافقت کنند و به آنچه که ( معاهدات ناعادلانه اطلاق شد ) تمکین کنند. منظور از معاهدات ناعدلانه از دست دادن قدرت وضع تعرفه های گمرکی بر کالاهای وارداتی و همچنین حق محاکمه اتباع خارجی در دادگاه های داخل ژاپن بود. تمایل شوگان برای مشورت با دربار کوتاه مدت بود ؛ سرانجام در سال ۱۸۵۸ نتیجه مذاکرات و امضای معاهده از طریق ارسال نامه ای به دربار و امپراطور اعلام شد و در آن شوگان اطلاع داد که به دلیل فشرده بودن مذاکرات و کوتاهی زمان امکان مشورت با دربار وجود نداشت. امپراطور کومه یی به شدت خشمگین گشت و تهدید به کناره گیری از قدرت نمود هرچند که حتی موافقت با این حرکت نیز در اختیار شوگان بود.

ورود ناوگان پری به ژاپن در سال ۱۸۵۴.

انتصاب به عنوان ولیعهد امپراطوری

بیش تر گزارشاتی که از دوران کودکی امپراطور میجی در دسترس است در دوره های پس از او نوشته شده اند که یکی از این زندگی نامه نویسان به نام دونالد کین در نوشته های خود به متناقض بودن این روایت ها اشاره میکند .یکی از زندگی نامه نویسان معاصر ، موتسوهیتو را فردی با بدنی سال و قوی ، تا حدودی زورگو و دارای استعدادی فوق العاده در سومو توصیف میکند در حالی که دیگری میگوید، شاهزاده فردی با بدن ظریف که اغلب بیمار بود. برخی از زندگی نامه نویسان اظهار میکنند که روزی شاهزاده با شنیدن صدای شلیک اسلحه بیهوش شد، و این در حالیست که برخی دیگر از این زندگی نامه نویسان این روایت را رد میکنند. در ۱۶ آگوست سال ۱۸۶۰ شاهزاده ساچینومیا به عنوان فردی از خون امپراطوری و وارث تاج و تخت معرفی گشت و ملکه او را به فرزندی پذیرفت .

در ۱۱ نوامبر همان سال او به عنوان ولیعهد منصوب گشت و نام موتسوهیتو بر او نهاده شد. شاهزاده تحصیلات خود را در ۷ سالگی آغاز نمود.وی خود را دانش آموزی بی تفاوت نسبت به درس های خود نشان داد و بعده ها در بزرگسالی در اشعاری که سرود از این که بیشتر در یادگیری درس ها پشتکار به خرج نداده بود اظهار پشیمانی و افسوس کرد.

ناآرامی ها و جلوس بر تخت پادشاهی

نارضایتی ها از شوگان و ظهور شیشی

در اوایل دهه ۱۸۶۰ حکومت شوگان زیر فشار تهدید های متعددی قرار داشت. نمایندگان ابر قدرت های خارجی به دنبال افزایش نفوذ خود در ژاپن بودند. نارضایتی بین بسیاری از دایمیو ها نسبت به حکومت باکوفو به علت عملکرد ضعیف آن دولت در مواجهه با مشکلات و تهدید های خارجی یه طور مداوم افزایش پیدا میکرد. تعداد زیادی از سامورایی های جوان که به شیشی یا ( مردانی با اهداف والا ) معروف بودند ، شروع به گردهمایی هایی در سراسرکشور و بحث راجع به ضعف و ناکارآمدی شوگان کردند .

شیشی ها در این بحث ها امپراطور کومه ای را مورد تکریم قرار میدادند و تنها را برای حل و عبور از مشکلات و بیماری های جامعه را اقدام به انجام اقدامات جدی و خشونت آمیز میدانستند و از آن حمایت میکردند. در حالی که شیشی ها در ابتدا خواهان مجازات شدید و قتل و اخراج تمام اتباع خارجی بودند ، اما بعدا از مدافعان مدرنیزه شدن و نوسازی کشور شدند. دولت باکوفو دست به اقدامات متعددی در جهت جلب رضایت گروه های متعدد جامعه و دایمیو ها به منظور جلوگیری از نزدیک شدن مردم و دایمیو ها به شیشی ها و ایجاد تفرقه میان آن ها زد.

شهری که بیشترین تعداد شیشی ها در آن حضور داشتند کیوتو بود و آن ها به تدریج شروع به اعمال نفوذ و جلب نظر امپراطور کومه ی کردند.

صدور فرمان اخراج بربرها و آغاز درگیری های داخلی

سرانجام در ۱۸۶۳ این جنبش موفق به جلب نظر امپراطور کومه ی شدند و او را متقاعد کردند که فرمانی تحت عنوان ( اخراج بربرها) که مربوط به اتباع خارجی میشد صادر کند. این فرمان شوگان را در موقعیتی دشوار قرار داد زیر را آنها به دلیل نداشتن توانایی لازم جهت رویارویی با واکنش احتمالی قدرت های خارجی از این فرمان سرپیچی کردند و قصد انجام آن را نداشتند.

این حکم با نشات گرفتن از احساسات مردمی و گروه های مختلف بر ضدخارجی ها بود که شیشی ها یکی از مهم ترین این گروه ها به شمار میرفت و شعار آن ها ( درود بر امپراطور ، اخراج بربرها ) بود. امپراطور کومه ی با شکستن سنت های امپراطوری پس از قرن ها با استفاده از اوضاع ناآرام جامعه آن زمان ژاپن به طور فعالانه دست به دخالت در امور ایالت ها و همچنین اقداماتی بر ضد معاهدات با خارجی ها زد. وی همچنین شروع به دخالت در امور جانشینی شوگان کرد.

تلاش های او در ۱۱ مارس سال ۱۸۶۳ با فرمان ( اخراج بربرها) به اوج خود رسید. مهلت اخراج دوماه پس ابلاغ فرمان یعنی ۱۱ مه تعیین شد. این فرمان الهام بخش اعتراضات و حرکت هایی بر ضد شوگان و خارجیان داخل ژاپن شد. مشهور ترین این اقدامات ، حادثه شلیک به کشتی های خارجی در تنگه شیمونوسکی در استان چوشو به محض اتمام مهلت بود.

تعدادی از رونین ها نیز دست به ترور مقامات شوگان و غربی ها زدند. قتل تاجر انگلیسی چارلز لنوکس ریچاردسون را به این حملات نسبت میدهند. دولت شوگانی توکوگاوا ملزم به پرداخت ۱۰۰ هزار پوند جهت جبران مرگ ریچاردسون انگلیسی شد. تداوم این حملات پاسخ سخت متقابل نیروهای خارجی را به همراه داشت. سرانجام نیروهای باکوفو در طی یکسری درگیری توانستند بیشتر شیشی ها را از کیوتو بیرون کنند و تلاش های شیشی برای بازگشت در سال ۱۸۶۴ ناکام ماند با این وجود همچنان ناآرامی ها در سراسر ژاپن ادامه یافت.

اینکه در آن زمان شاهزاده به چه میزان از اوضاع آشفته سیاسی کشور مطلع بود بدرستی مشخص نیست. در این مدت او سبک شعری واکا را ابتدا نزد پدرش و سپس نزد شاعران درباری آموخت. در سال ۱۸۶۶ ، شوگانی جدید از خاندان توکوگاوا به نام توکوگاوا یوشینوبو کار خود را آغاز کرد و در این حین شاهزاده همچنان به تحصیلات خود ادامه میداد. توکوگاوا یوشینوبو فردی تجدد گرا بود که میخواست ژاپن را به دولتی به سبک غربی بدل سازد . یوشینوبو آخرین شوگان بود و در دوره او نیز مقاومت ها و عملیات های نظامی تداوم یافت. در اواسط سال ۱۸۶۶ دولت باکوفو برای رکوب شورشیان جنوب ژاپن دست یه لشکرکشی زد که درنهایت ارتش شکست خورد. امپراطور کومه ی در ۳۶ سالگی به سختی بیمار گشت و در ۳۰ ژانویه ۱۸۶۷ درگذشت.

دیپلمات بریتانیایی ارنست ساتو نوشت :

((این غیر ممکن است که این موضوع را رد کنیم که ناپدید شدن { امپراطور کومه ی } او از صحنه سیاسی ژاپن و تنها گذاشتن پسر ۱۵ یا ۱۶ ساله { درواقع ۱۴} خود به عنوان جانشین کشور بیشتر مناسب بود . ))

در مراسمی کوتاه در کیوتو ، ولیعهد به طور رسمی در ۳ فوریه ۱۸۶۷ بر تخت نشست.

امپراطور جدید تحصیلات کلاسیک خود که شامل دروس سیاسی نمیشد را ادامه داد. در این حین شوگان یوشینوبو برای حفظ قدرت خویش تلاش میکرد. وی بارها و بارها از امپراطور خواست که اقدامات وی را تایید بنماید اما بزودی دریافت که امپراطور جوان هیچ اراده ای در تصمیم گیری ها ندارد.

شیشی ها و دیگر گروه های شورشی همچنان به تکامل و گسترش دیدگاه خود در مورد ژاپن مدرن و جدید ادامه میدادند و اگرچه احترام فراوانی برای امپراطور قایل بودند ، اما هنوز به این نتیجه نرسیده بودند که امپراطور نقش پررنگی در آینده سیاسی ژاپن ایفا کند.

کناره گیری شوگان از قدرت و احیای سلطنت

مبارزات سیاسی در اواخر سال ۱۸۶۷ به نقطه عطف خود رسید در طی توافقی که حاصل شد یوشینوبو پذیرفت تا عنوان و بخشی از قدرت خود را حفظ کند اما قدرت قانون گذاری را در اختیار یک نهاد قانون گذاری با دو مجلس همانند انگلستان واگذار میکرد. درنهایت این قرارداد بهم خورد و در ۹ نوامبر ۱۸۶۷ ، یوشینوبو رسما استعفای خود را به امپراطور اعلام کرد و ۱۰ روز بعد به طور رسمی کناره گیری نمود. ماه بعد شورشیان به سمت کیوتو حرکت کردند و کنترل قصر شاهنشاهی را به دست گرفتند. در ۴ ژانویه ۱۸۶۸، میجی در دربار اعلامیه احیای حکومت شاهنشاهی را رسما قرائت کرد و ماه بعد ، اسناد آن به قدرت های خارجی ارسال گردید.

امپراطور ژاپن به تمام حاکمان و نمایندگان کشور های خارجی اعلام کرد :

((شوگان یوشینوبو توکوگاوا با رضایت تمام قدرت حکومتی خود را تسلیم کرده و ما (امپراطور) از این پس در تمام امور داخلی وخارجی قدرت و اختیار تام را خواهیم داشت در نتیجه ، عنوان امپراطور جایگزین عنوان تایکن در متون عهدنامه ها میشود. مقامات توسط ما برای انجام امور داخلی تعیین می شوند و مطلوب است که طرف های خارجیِ معاهدات به امضا رسیده این اطلاعیه را به رسمیت بشناسند موتسوهیتو.))

در نبرد معروف به جنگ یوشین، ارتش یوشینوبو برای مدت کوتاهی توانتستند مقاومت کنند اما سرانجام نیروهای باکوفو در اواخر سال ۱۸۶۹ شکست خوردند.

درنهمین ماه سال بعد نام دوره حکومتی به دوره میجی ( حکومت روشنفکر) تغییر یافت که بعدا از این نام پس از مرگ امپراطور استفاده شد. این آغاز رسم نامگذاری امپراطوران پس از مرگ آنها و پایان حکومتشان بود.

تثبیت قدرت

سوگندنامه پنج ماده ای

با وجود برکناری باکوفو ، شورشیان نتوانستند هیچ قدرت و دولت مرکزی قدرتمندی ایجاد کنند. در ۲۳ مارس ، نمایندگان خارجی برای اولین بار اجازه یافتند که از کیوتو دیدن کرده و با امپراطور ملاقات رسمی کنند. در ۷ آوریل ۱۸۶۸، به امپراطور سوگند نامه ای اهدا شد، بیانه ای پنج گانه در مورد ماهیت دولت جدید.

پنج ماده این سوگندنامه به شرح ذیل بود :

۱.برپایی شورای مشورتی

۲.همکاری همه طبقات در اداره امور مملکتی.

۳.الغای قانون‌های تجمل‌ستیز و حذف محدودیت‌های طبقاتی در استخدام.

۴.جایگزین کردن قانون‌های منصفانه طبیعی به جای سنت‌های نادرست.

۵.جست و جوی جهانی دانش به منظور تقویت بنیاد حکومت امپراتوری.

این بیانیه برای جلب نظر و به دست اوردن اعتماد کسانی که هنوز متعهد به رژیم جدید نبوده اند طراحی شد. این بیانیه که امپراطور آن را ترویج و تبلیغ میکرد ، فئودالیسم را لغو و ژاپن را یک دولت مدرن و دموکراتیک اعلام میکرد.

ترک کیوتو و سفر به اوساکا

او برای اولین بار از زمان کودکی خود زمین های امپراطوری را در شهر کیوتو ترک کرد تا فرماندهی نیروهای تعقیب کننده ارتش باقی مانده باکوفو را به عهده گیرد.

سفر او از کیوتو به اوساکا به دلیل ازدحام و صف مردمی که برای دیدن امپراطورشان آمده بودند به کندی پیش رفت و ۳ روز طول کشید. هیچ درگیری در اوساکا وجود نداشت ، مقامات جدید میخواستند که مردم و نمایندگان خارجی بیشتر امپراطور را ببینند. در پایان ماه می ، پس از دو هفته اقامت در اوساکا ، امپراطور به خانه خود بازگشت و اعلام شد که امپراطور شروع به سازماتدهی و نظارت بر کلیه مشاغل دولتی کرده و مطالعات ادبی خود را در اوقات فراغت افزایش داده است.

تنها از سال ۱۸۷۱ به بعد، مطالعات امپراطور شامل مطالب و رویدادهای معاصر میشد.

سکه های نقره ۱ دلاری تجاری ژاپن سال ۱۸۷۶.

انتقال پایتخت به توکیو

در ۱۹ سپتامبر ۱۸۶۸ ، امپراطور اعلام کرد که نام شهر ادو به توکیو ( به معنای پایتخت شرقی) تغییر میکند.وی در ۱۵ اکتبر رسما در کیوتو تاجگذاری کرد.(مراسمی که به دلیل ناآرامی های اجتماعی از سال قبل به تعویق افتاده بود.)

مدت کوتاهی قبل از تاجگذاری ، وی اعلام کرد که دوره جدید (ننگو) را میجی می نامد. درگذشته ، ممکن بود که دوره یک امپراطور ننگو چندین باز تغییر کند اما از این پس اعلام شد که در هر دوره پادشاهی فقط یک ننگو وجود خواهد داشت.

امپراتور شانزده ساله که در روز های پایانی سال ۱۸۶۸ از کیوتو به توکیو سفر کرد.

 

بلافاصله پس از تاج گذاری ، امپراطور به سمت توکیو مسافرت کرد و برای اولین بار از آن شهر دیدن کرد. وی در اواخر نوامبر به توکیو رسید و اقامت طولانی مدت خود را با توزیع شیرینی و نوشیدنی بین مردم آن شهر آغاز نمود. مردم توکیو برای ملاقات و دیدن امپراطور بسیار مشتاق بودند. توکیو مرکز حکومت و دربار شوگان بود و مردم شهر نگران بودند که با برکناری حکومت شوگان ها شهر رو به زوال برود.

تا سال ۱۸۸۹ تصمیم نهایی برای انتقال پایتخت به توکیو گرفته نشده بود. زمانی که امپراطور در توکیو بود برای اولین بار سوار یکی از ناو های نیروی دریایی ژاپن شد و روز بعد دستوری در جهت کار و مطالعه بر روی طرحی درمورد چگونگی تقویت نیروی دریایی ژاپن صادر نمود.بلافاصله فرمان اجرای این طرح پس از بازگشت وی به کیوتو صادر گشت اما به احتمال زیاد این فرمان توسط مقامات طرح گردیده بود با این حال این امر نشان دهنده قصد وی برای مشارکت در امور دولتی بود و درواقع او تقریبا تا روز مرگش در تمام جلسات کابینه و تعداد بیشمار وظایف دولتی دیگر شرکت مینمود هر چند به ندرت سخن میگفت.

اصلاحات سیاسی

انقلابیون موفق شدند خود را در داخل کابینه دولت و متعاقبا در سیستمی سازماندهی کنند که در آن سه وزیر اصلی ، دولت را اداره میکردند. این ساختار تا زمان پدیدآمدن منصب نخست وزیری که کابینه دولت را به شیوه غربی رهبری میکرد، تا سال ۱۸۸۵ دوام داشت. در ابتدا حتی حفظ منصب پادشاهی نیز قطعی نبود. گوتو شوجیرو از رهبران انفلابی بعدا اظهار داشت که برخی از مقامات میترسیدند که افراط گرایان پا را فراترنهاده و میکادو را نیز لغو کنند.

اصلاحات ارضی و لغو فئودالیسم

رهبران جدید ژاپن به دنبال اصلاح سیستم فئودالی دایمیو ها بودند. درسال ۱۸۶۹ ، چندتن از دایمیوهایی که از انقلاب حمایت کرده بودند، املاک و زمین های خود را داوطلبانه به امپراطور واگذار کردند و با حقوق  قابل توجه مجددا به عنوان فرماندار منصوب شدند. تا سال بعد دیگر دایمیوها نیز این روش را در پیش گرفتند. در سال ۱۸۷۱ ، ژاپن یه ۷۲ استان تقسیم بندی شد و امپراطور رسما اعلام کرد که سیستم فئودالی و زمین های خصوصی از این پس به طور کامل منحل شده است.

دستمزد سالانه معادل ده درصد درآمد های سابق به آنها داده شد، اما آنها می بایست به پایتخت جدید،توکیو، نقل مکان میکردند. از آن پس بیشتر دایمیوها از سیاست بازنشسته شدند.

لغو محدودیت های طبقاتی

دولت جدید به تدریج بیشتر امتیازات سامورایی ها را از جمله حق مستمری آنها از دولت را لغو کرد.برخلاف دایمیوها،بسیاری از سامورایی ها از این تغییرات ناراضی بودند. اکثر امتیازات طبقاتی دیگر نیز لغو شدند.تبعیض قانونی علیه بوراکومین نیز پایان یافت اما با این حال آنها تا به امروز در ژاپن نیز از تبعیض رنج میبرند.

ورود مستشاران خارجی

اقدام مهم دیگر این بود که دانشجویان بسیاری را برای تحصیل روانۀ اروپا کرد و از آن مهم‌تر هزاران مستشار از اروپا و آمریکا به ژاپن دعوت کرد. آمار این مستشاران حیرت‌انگیز است: تا سال ۱۸۹۹ حدود ۳.۰۰۰ مستشار، در همۀ زمینه‌ها از هنر و موسیقی گرفته تا امور نظامی و اقتصادی و پزشکی. این مستشاران (یا به قول ژاپنی‌ها «اویاتوئی گائی‌کوکوجین») وظیفه داشتند روند مدرن‌سازی ژاپن را تسریع کنند. بین ۱۸۶۸ تا ۱۸۸۹ نام ۲.۶۹۰ مستشار خارجی دیده می‌شود: ۱.۱۲۷ بریتانیایی، ۴۱۴ آمریکایی، ۳۳۳ فرانسوی، ۲۵۰ چینی، ۲۱۵ آلمانی و ۹۹ هلندی. بخش بزرگی از بودجۀ سالانۀ ژاپن صرف حقوق این مستشاران می‌شد. آن‌ها باید هم انتقال فناوری می‌دادند و هم ژاپنی‌ها را تعلیم می‌دادند تا جایگزینشان شوند.

اصلاحات نظامی و توسعه صنعتی

اقدام بعدی این بود که مدرسه رفتن اجباری شد، هدفی که تا سال ۱۹۱۰ محقق شد. اما از آن پرچالش‌تر مدرن‌سازی سازمان نظامی کشور بود. یاماگاتا آریتومو، سامورایی سابق و فرمانده ارتش جدید ژاپن، در سال ۱۸۶۹ به اروپا رفت و فروتنانه در آنجا آموزش نظامی دید و دستاورد‌های غرب را در ژاپن پیاده کرد. نظام وظیفۀ عمومی در سال ۱۸۷۳ برقرار شد. با وجود خدمت سربازی عمومی طبقۀ سامورایی‌ها کارکردشان را از دست می‌دادند، ضمن این‌که دهقانان نیز از سربازی رفتن ناراضی بودند. این دو گروه در سال ۱۸۷۷ شورش کردند (شورش ساتسوما) که با سرکوب آن، طبقۀ سامورایی برای همیشه اهمیت خود را از دست داد. اما نتیجۀ این نوسازی نظامی خیره‌کننده بود: شکست چین (۱۸۹۵)، شکست روسیه (۱۹۰۵) و اشغال مناطق گسترده در آسیای شرقی و اقیانوس آرام.

نوعی انقلاب صنعتی بر اساس الگوی اروپا رخ داد، برای مثال ۱۸۷۲ (برابر ۱۲۵۱ شمسی، یعنی در بیست‌وچهارمین سال سلطنت ناصرالدین شاه) نخستین خط آهن بین توکیو و یوکوهاما کشیده شد. در سال ۱۸۸۰ «نمایشگاه صنایع ملی» برگزار شد و در سال ۱۹۰۱ کارخانۀ فولادسازی یاواتا راه‌اندازی شد.

 

ژاپنی ها به اصلاحات میجی افتخار میکنند، زیرا این اصلاحات توام با صنعتی شدن ژاپن بود که به این کشور این اجازه را داد که تنها در طی یک نسل به قدرت برتر در اقیانوس آرام بدل شود و در زمره بازیگران اصلی سیاست جهانی قرارگیرد.

با این حال، نقش امپراطور میجی در این اصلاحات و نوسازی ها و همچنین میزان اقتدار و نفوذ شخصی او در دوران سلطنتش همچنان مورد بحث است.او هیچ دفترچه خاطراتی از خود نداشت و تقریبا هیچ نامه ای ننوشت(برخلاف پدرش) و بیش از سه یا چهار عکس از خودش باقی نگذاشت.گزارش افرادی که با اوملاقات کردند نیز حاوی اطلاعات کمی است.

امپراطور میجی در کهنسالی. داشتن ریش به منظور پنهان کردن نقص فک پایین صورت بود.

به دلیل فقدان منابع معتبر در آن دوره ، اسرار پیرامون شخصیت و همچنین نقش میجی در اصلاحات، مورد مناقشه هست. جیمز بکستر استلال میکند که امپراطور

شخصیتی بدون قدرت واقعی بود و به ندرت در تصمیات دولت دخالت میکرد برعکس وی هربرت بیکس میجی را یک رهبر خودکامه و قدرتمند توصیف میکند که تا زمانی که به مقصودخویش نمیرسید دست از مداخلات دردولت نمیکشید. آر استار میجی را فردی اقتدارگرا و صریح توصیف میکند که تحت تاثیر هیچ گروه و حزبی در دولت نبود اما برخی دیگر از مورخان وی را یک دیکتاتور کامل نمیدانند و تصور میکنند که او در پاره ای از تصمیمات تنها نقش واسطه را داشته است.

تصویری منتشر شده از امپراطور میجی توسط روزنامه تریبون نیویورک در سال ۱۹۰۵.

سروده زیر شعری به سبک واکا از میجی میباشد :

よもの海
みなはらからと思ふ世に
など波風のたちさわぐらむ
Yomo no umi
mina harakara to
omofu yo ni
nado namikaze no
tachi sawaguramu

_باد و موج همه زاده یک دریا اند

_ پس این همه طوفان بهر چیست

_گرچه مردم هم خواهر و برادر یک دیگراند

-پس این همه جنگ بهر چیست

 

 

 

 

 

:روزنامه مصور لندن در ۱۹ مارس ۱۹۰۵ مقاله ای با جلد امپراطور میجی در تریبون نیویورک منتشر کرد که در متن توضیحات میگوید

امپراطور ظفرمند ژاپن،فرمانروای محبوب یک قدرت جدید جهانی. وی که در ۳ نوامبر ۱۸۵۲ متولد شد، در ۳ فوریه ۱۸۶۷ با سرکوب خاندان شوگان که نسل ها از چنان قدرتی برخوردار بودند که خاندان سلطنتی را هم در سایه قرار داده بودند برتخت نشست. وی از عمل گرا ترین پادشاهان دوران مدرن است چرا که تنها در عرض ۴۰ سال کشور خود را از یک جامعه سنتی به یک جامعه تراز اول تبدیل کرد.

 

 

درگذشت

امپراطور میجی که به نفریت،دیابت و گاستروانتریت مبتلا بود سرانجام بر اثر بیماری اورمیا درگدشت. گرچه اعلامیه رسمی میگوید که وی درساعت ۰۰:۴۲ در ۳۰ ژوئیه سال ۱۹۱۲ درگذشته اما در حقیقت او در ساعت ۲۲:۴۰ دقیقه در ۲۹ ژوئیه فوت کرده است. تا سال ۱۹۱۲،ژاپن یک انقلاب سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی عظیم را پشت سرگذاشت و از یک جامعه سنتی و فئودالیسم به یک جامعه مدرن و صنعتی و به عنوان یکی از قدرت های جهان مطرح گشت.

پرتره ای از امپراطور در اخرین سال های عمرش توسط ایزابل ولد پرکینز.

منبع ویکی پدیا انگلیسی
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.