فرزندان خدايان ژاپن

عکس 800px-Kuniyoshi_Utagawa_The_seven_goods_of_good_fortune.jpg (800×398) %d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%8a%d8%a7%d9%86-%da%98%d8%a7%d9%be%d9%86 Tarikhema.org

چگونه ژاپن به وجود آمد؟ – تأثير زلزله

چنانكه از كهنسالترين تاريخ ژاپن برمي‌آيد، در آغاز تنها خدايان وجود داشتند. نرين و مادين بودند، به دنيا مي‌آمدند، و شكار مرگ مي‌شدند. سرانجام، خدايان سالخورد به

برادر و خواهري خدازاد، به نام ايزاناگي و ايزانامي، فرمان دادند كه ژاپن را بيافرينند. پس، آنان بر پل شناور آسمان ايستادند، نيزه‌اي جواهرنشان در اقيانوس فرو بردند و بركشيدند. قطراتي كه از نيزه فرو چكيد، به صورت «جزاير مقدس» درآمد. سپس، خدايان از نظارة غوك‌بچگان به راز تناسل پي بردند، و بر اثر آن ايزاناگي و ايزانامي درآميختند و نژاد ژاپني را زادند. از چشم چپ ايزاناگي، اماتراسو، الاهة خورشيد، زاده شد، و از نوادة آماتراسو، كه ني‌ني‌جي نام داشت، سلسلة ناگسستة سلاطين داي نيپون يا ژاپن پديد آمد. از آن روزگاران تا كنون تنها يك دودمان شاهي بر ژاپن فرمانروايي كرده است.

از نيزة جواهرنشان، 4223 قطره فروچكيد، زيرا مجمع‌الجزاير ژاپن مركب از 4223 جزيره است. از ميان اينها، ششصد جزيره قابل سكونت است، ولي فقط پنج جزيره وسعت كافي دارد. بزرگتر آنها، هوندو، يا هون‌شو، 1818 كيلومتر طول و 117 كيلومتر عرض دارد، و مساحت آن، كه به 205000كيلومتر مربع مي‌رسد، نيمي از مساحت مجمع‌الجزاير را تشكيل مي‌دهد. وضع اين جزاير، و همچنين تاريخ اخير آنان، به اوضاع انگليس مي‌ماند: دريا ژاپنيان را از حمله‌هاي خارجي محافظت كرده است، زندگي در امتداد سواحلي به طول 22000 كيلومتر قومي دريانورد به بار آورده است، و ضرورتهاي جغرافيايي و تجارتي، آنان را بر درياها مسلط گردانيده است. بادهاي گرم و جريانهاي جنوبي با هواي سرد قله‌ها آميخته و ژاپن را، مانند انگليس، از آب و هوايي پر ابر و باران‌آور و رودهايي كوتاه و پرشتاب برخوردار ساخته، و صاحب رستنيها و مناظر گوناگون كرده است. صرف‌نظر از شهرها و برزنهاي مخروبة آنها، سرزمين ژاپن در موسم باز شدن شكوفه ها به بهشت عدن ماننده است، و كوهها، به جاي سنگ و خاك، از گلها و گياههاي دل انگيز پوشيده شده‌اند، چنانكه كوه فوجي نمونة جمال و انتظام هنري است.

ترديدي نيست كه زلزله، و نه قطرات نيزة خدايان، جزاير ژاپن را به وجود آورده است. شايد، غير از امريكاي جنوبي، هيچ سرزميني دستخوش چنين زلزله‌هاي موحشي نشده

موتو اوري، بزرگترين نقاد ژاپني، در پاسخ كساني كه در صحت اين ادعا ترديد مي‌كنند، چنين مي‌گويد: «سستي اين سخن خود دليل اعتبار آن است، زيرا كيست كه كار خود بگذارد و داستاني بظاهر چنين مسخره‌آميز و باورنكردني بپردازد!»

واژة «ژاپن» محتملا تحريف كلمة مالايايي «جاپانگ» Japang)) يا «جاپون» (Japun) است، و اين كلمات نيز مشتقند از كلمة ژاپني «نيپون» (Nippon )، كه خود از تحريف كلمة چيني «جيه‌پن» (Jih-pen)، به معني «جاي برآمدن خورشيد»، به دست آمده است. ژاپنيان معمولا «داي» (Dai )، به معني «بزرگ»، را پيش از كلمة «نيپون» مي‌آورند.

كوه فوجي‌سان، كه بعداً به آن فوجي‌ياما گفته‌اند، قبلة آمال هنرمندان و روحانيان است، و قلة مخروطي شكل‌آن 3776 متر ارتفاع دارد، و هرساله هزاران تن به زيارت آن مي‌روند. آخرين‌بار، اين قله در 1757 آتشفشاني كرد.

باشد. در سال 559، زمين لرزيد و روستاها را به كام كشيد، ستاره‌هاي دنباله‌دار درخشيدن گرفتند و شهابها فروافتادند، و راهها در دل تيرماه از برف پوشيده شدند. سپس خشكسالي و قحطي پديد آمد، و هزاران هزار ژاپني به هلاكت رسيدند. در 1703، زلزله، تنها در توكيو، 32000 تن را به قتل رسانيد. در 1885، بار ديگر پايتخت بر اثر زمين‌لرزه ويران شد و هزاران تن در شكافهاي زمين فرو رفتند و شمار مردگان به حدي رسيد كه اجساد را در گاريها توده مي‌كردند و گروه گروه به خاك مي‌سپردند. در 1923، زلزله و طغيان آب و آتش در كيوتو 000،100، و در يوكوهاما و اطراف آن 37000 انسان را كشت، و شهر كاماكورا، كه به بودا- پارساي هندي- مهر فروان داشت، تقريباً سراسر نابود شد، و فقط مجسمة عظيمي از بودا، كه در آنجا نصب بود، با اندكي شكستگي، در ميان ويرانه‌ها باقي ماند و گويي به زبان حال، اين درس بزرگ تاريخ را ابلاغ كرد كه خدايان مي‌توانند، با داشتن زبانهاي بسيار، خاموش بمانند! البته اينهمه شقاوت در سرزميني كه خدايان خود خالق و حاكم بيواسطة آن بودند، مردم را مبهوت ساخت. با اين وصف، ژاپنيان بدبختيهاي بزرگ خود را معلول جنبش ماهي عظيمي كه در زيرزمين خفته است و گاهي چرتش پاره مي‌شود و تكاني به خود مي‌دهد، دانسته‌اند و ظاهراً هيچ‌گاه به فكر ترك زادگاه پرخطر خود نيفتاده‌اند. حتي، روزي پس از آخرين زلزلة بزرگ، كودكان گچهاي فرو ريخته را به جاي مداد در دست گرفتند و آجرهاي برهم‌افتادة خانه‌هاي خود را لوح انگاشتند و به نوشتن درسهاي خود پرداختند! اين ملت تازيانة حوادث را با شكيبايي تحمل كرده و، براثر تيره‌روزيهاي مكرر، پشتكاري يأس‌ناپذير و شهامتي خوف‌آور يافته است.

منبع : , جلد اول : مشرق زمین

نویسنده :

نشر الکترونیکی سایت

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.