سفالگري در ژاپن

kato-hajime-porcelain-GB.jpg (400×300)

الهام چين- سفالگران هيزن- سفالگري و چاي- آوردن فن چيني‌سازي از هيزن به كاگا- قرن نوزدهم

همچنانكه اروپاي شمال باختري تمدن خود را عيناً از يونان و روم وارد نكرد، ژاپن نيز صرفاً به تقليد تمدن كره و چين نپرداخت. مي‌توان اقوام خاور دور را، بر روي هم، يك واحد نژادي و فرهنگي دانست كه مانند ولايات گوناگون يك كشور، هر يك به هنگام خود، هنر و فرهنگي كه به هنر و فرهنگ ولايات ديگر بستگي و مانندگي داشت به وجود آوردند. با اين مقدمه، بايدگفت كه سفالگري ژاپني جزء يا مرحله‌اي از سفالگري خاور دور است و با آنكه اساساً به سفال‌سازي چين مي‌ماند، باز از ظرافت و زيبايي خاص هنر ژاپني خالي نيست. پيش از آنكه صنعتگران كره‌اي در قرن هفتم به ژاپن بروند. ژاپنيان، براي رفع حوايج خود، با موادي پست ظرفهايي

خشن مي‌ساختند. ظرفهاي سفالي لعابدار يا چيني محتملا در قرن هشتم در خاور دور وجود نداشت. در قرن سيزدهم بود كه فن سفالگري، مخصوصاً به علت رواج چاي‌نوشي، براي خود هنري شد. فنجانهاي چاي‌نوشي عصر سونگ چين به همراهي چاي به ژاپن رسيد و مورد ستايش قرار گرفت. كاتو شيروزمون، در 1223، سفري پرخطر به چين كرد و، در ظرف شش سال، سفالگري چيني را آموخت و بازگشت؛ در ستو كارخانه‌اي برپا داشت و چنان از پيشينيان پيش افتاد كه از آن پس ظرفهاي سفالي ژاپني به ظرفهاي «ستو» معروف شد، همچنانكه مردم انگليسي زبان، از قرن هفدهم به اين سو، به ظرفهاي لعابدار چين، «چيني» گفته‌اند. شوگون يوريتومو مقرر داشت كه در مقابل خدمات كوچك، در مرتبانهايي كه شيروزمون ساخته بود، گرد چاي بريزند و آنها را به خدمتگزاران پاداش دهند و از اين راه معاش شيروزمون را تأمين كنند. اكنون بهاي ظرفهاي توشيرو ياكي از تصور بيرون است. معمولا صاحبان كنوني اين ظرفها، كه اشراف هنردوستان به شمار مي‌آيند، آنها را در پارچه‌هاي زربفت مي‌پيچند و در جعبه‌هاي ظريفي كه لاك‌كاري شده است نگاه مي‌دارند.

سيصد سال بعد، ژاپني ديگري به نام شونزوي به چين رفت تا دربارة سفالگري مطالعه كند؛ پس از مراجعت، كارخانه‌اي در آريتا، در ولايت هيزن، پديد آورد. اما خاك ژاپن، برخلاف خاك چين، به اندازة كافي داراي مواد لازم براي ساختن خمير چيني نبود، و از اين رو شونزوي سخت دچار اشكال شد. گفته‌اند كه گرد استخوان صنعتگراني كه با او همكاري كرده و مرده بودند، يكي از اجزاي سازندة مصنوعات او بوده است! با اين وصف، ظرفهاي لاجوردي‌رنگ او چنان عالي هستند كه سفالگران قرن هجدهم چين آنها را مورد تقليد قرار مي‌دادند و كالاهاي خود را به نام مصنوعات او مي‌فروختند. اكنون چينيهاي شونزوي، مانند شاهكارهاي نادر نقاشي ژاپني، ارزش فوق‌العاده دارند. در حدود 1605، مردي كره‌اي موسوم به ريسامپي در ايزومي ياما، واقع در آريتا، منابعي غني از سنگ چيني كشف كرد، و از آن پس هيزن مركز چيني‌سازي ژاپن شد. كاكي‌يمون معروف، كه فن لعاب دادن را از ناخداي يك كشتي چيني‌آموخته بود، در آريتا به ساختن چينيهاي منقشي پرداخت كه ظرافت آنها نام وي را شهره ساخت. سوداگران هلندي مقدار هنگفتي از ظرفهاي هيزن را، از طريق بندر آريتا كه در ناحية اي‌ماري واقع است، به اروپا مي‌فرستادند. تنها در 1664 از اين محل 943،44 قطعه ظرف به هلند صادر شد. ظرفهاي مشهور به «ايماري ياكي» در اروپا اهميت بسيار يافتند. در نتيجه، ابرگت دوكايزر توانست كارخانه‌هاي چيني‌سازي مشهور خود را در دلفت تأسيس كند.

در اين ميان، رونق مراسم چاي‌نوشي بيش از پيش چيني‌سازي ژاپني را توسعه داد. در 1578، نوبوناگا به پيشنهاد چاي سالار، ريكيو، تهية تعداد زيادي فنجان و ساير لوازم چاي‌نوشي را به يك خانوادة سفالگر كره‌اي، كه در كيوتو ساكن بود، واگذاشت. چند سال بعد، هيده‌يوشي مهري از طلا به اين خانواده جايزه داد و ظرفهاي ساخت آن را كه راكوياكي خوانده مي‌شد، در شمار واجبات مراسم چاي نوشي نهاد. در بين اسيراني كه سرداران شكست‌خوردة هيده‌يوشي از كره آوردند، هنرمنداني نيز وجود داشتند. در 1596، چيني‌ساز ژاپني، شيمازو يوشي‌هيرو صد تن هنرمند

«توشيرو» نام ديگر «شيروزمون»، و «ياكي» به معني «ظرف» است.

كره‌اي از جمله هفده سفالگر را به ساتسوما برد. اين هنرمندان و اعقاب آنان با ظرفهاي لعابدار رنگيني كه در غرب «فيانس» (مشتق از نام شهر ايتاليايي «فائن زا») ناميده مي‌شوند، ساتسوما را در جهان نامدار كردند. نينسي، كه در كيوتو به سر مي‌برد، بزرگترين استاد سفالگري ژاپن بود، وي نه تنها شيوة ميناكاري روي ظرفهاي فيانس را ابتكار كرد، بلكه، با لطف و وقاري كه به ساخته‌هاي‌ خود بخشيد، باعث شد كه، از همان اوان، هنرشناسان ساخته‌هاي او را گرامي دارند و نام او را بيش از نامهاي ساير هنرمندان ژاپن وسيلة تقلب خود قرار دهند. آثار او مردم پايتخت را شيفتة فيانس گردانيد، و در برخي از كويهاي كيوتو، ازهر دو خانه، يكي به صورت كارگاه سفالگري در آمد. كنزان برادر بزرگتر نقاش معروف، كورين، در سفالگري دستي توانا داشت، و شهرت او از شهرت نينسي چندان كمتر نبود.

داستان آوردن هنر چيني‌سازي از هيزن به كاگا معروف است: روزگاري، نزديك روستاي كوتاني، رگه‌هايي از سنگ‌چيني كشف شد، و امير آن محل به فكر چيني‌سازي افتاد. پس، گوتو سايجيرو را به هيزن فرستاد تا در اين هنر مهارت يابد. گوتو در هيزن متوجه شد كه استادان رموز كار را از بيگانگان مي‌پوشانند، پس، به عنوان خادم به خدمت خانوادة سفالگري درآمد و زن گرفت و فرزنداني يافت. استاد او، پس از سه سال، او را به كارگاه خود برد و چهار سال به كار گرفت. آنگاه، گوتو زن و كودكان خود را رها كرد و به كاگا گريخت و موفقيت خود را به خداوندگار خود مژده داد. از آن زمان (1664)، سفالگران روستاي كوتاني استادان مسلم گرديدند، و ساخته‌هاي آنان به نام «كوتاني ياكي» در كنار بهترين ظرفهاي ژاپن قرار گرفت.

سفال‌سازان هيزن در سراسر قرن هجدهم مقام رهبري را براي خود حفظ كردند؛ اين امر بيشتر مرهون سخاوت و مراقبت امير ناحية هيرادو نسبت به كارگران كارخانه‌‌هاي خود بود. مدت يك قرن(1750- 1843) ظرفهاي آبي رنگ ميچاواكي ناحية هيرادو بهترين ظرفهاي چيني ژاپن بودند. در سدة نوزدهم، زنگورو هوزن در كيوتو چنان از مصنوعات مشهور تقليد كرد كه گاهي بدل از اصل عاليتر شد، و به اين سبب شهر كيوتو در كار چيني‌سازي از شهرهاي ديگر پيش افتاد، در ربع آخر اين قرن، ميناكاري «كلوازونه»، كه مدتها پيش از چين آمده و تحولي نيافته بود، ترقي كرد، و ژاپن در اين فن سرآمد جهان شد. اما ساير فنون سفالگري در اين دوره رو به پستي رفت، زيرا رغبت اروپاييان به ظرفهاي ژاپني، ژاپنيان را به تزيينات مبالغه‌آميز نوظهوري كه از ذوق بومي دور و مورد توجه بيگانگان بود، كشانيد و سنن اين هنر را سست گردانيد. هنر ژاپني، مانند هنر كشورهاي ديگر، با ورود صناعت جديد آسيب ديد. افزايش كمي كالاها سبب كاهش كيفي آنها شد، و روي آوردن توده به مصنوعات هنري به علو ذوق هنري لطمه زد. هنگامي كه صناعت جديد، عمري كند و مردم، به بركت سازمانها و آزمايشهاي اجتماعي، به آسايش رسند و شيوه‌هاي صحيح بهره‌برداري از اوقات فراغت را بياموزند، شايد اين وضع دگرگون شود. ممكن است، بر اثر صنايع جديد، اكثر مردم از رفاه بهره‌ور شوند و آنگاه كارگران ساعات كمتري به كارهاي ماشيني بپردازند و بار ديگر، مانند صنعتگران پيشين، دست به هنرآفريني زنند و كارهاي خشن را، با علاقه و كوشش شخصي‌، به كارهاي جاندار هنري مبدل كنند. ‌

منبع : , جلد اول : مشرق زمین

نویسنده :

نشر الکترونیکی سایت

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.