آداب و اخلاق هخامنشیان باستان
قساوت و بزرگواری- قانون پاكیزگی- گناهان جسمانی- دوشیزگان و مردان عزب- ازدواج- زنان- كودكان- نظر پارسیان در تعلیم و تربیت
منبع این نوشته کتاب ویل دورانت است، محتوای آن تایید نمی شود.
آنچه مایة شگفتی میشود این است كه مردم ماد و پارس، با وجود آن دینی كه داشتند، تا چه حد بیرحم بودند. بزرگترین شاه ایشان، داریوش اول، در كتیبة بیستون چنین میگوید: «فرورتیش دستگیر شد و او را نزد من آوردند. گوشها و بینی و زبان او را بریدم و چشمهای او را درآوردم. او را در دربار من به غل و زنجیر كردند تا همة مردم او را ببینند. بعد او را به اكباتان بردم و به دار آویختم… و اهورمزدا یاری خود را به من عطا كرد. به ارادة اهورمزدا قشون من بر قشونی كه از من برگشته بود پیروز شد و چیترتخم را گرفته نزد من آوردند. من گوشتها و بینی او را بریدم و چشمهای او را بركندم. او را در دربار من در غل و زنجیر داشتند، و تمام مردم او را دیدند. بعد به امر من در اربل او را مصلوب كردند.» داستانهایی كه پلوتارك، در سرگذشت اردشیر دوم و حوادث اعدامی كه به فرمان وی صورت گرفته، نقل میكند، نمونههای خونینی از اخلاق شاهان پارس را در دورة اخیر آنان نشان میدهد. بر كسانی كه خیانت میورزیدند هیچ گونه رحمت و شفقتی روا نمیداشتند: این گونه اشخاص، و پیشوایان ایشان را به دار میآویختند. پیروانشان را چون بنده میفروختند و شهرهاشان را چپاول میكردند و پسرانشان را اخته میساختند، و دخترانشان را به اسیری میبردند و میفروختند. ولی عدالت و حق مقتضی آن نیست كه، در بارة یك ملت، تنها از اعمال و رفتار شاهان آن قضاوت شود؛ فضیلت چیزی نیست كه مانند اخبار تاریخی روایت شود، و نیكان و پاكان، مانند ملتهای خوشبخت، تاریخی ندارند. حتی شاهان نیز، در پارهای از موارد، از خود اخلاق نیك نشان میدادند، و چنان بود كه میان یونانیان پیمانشكن به درستی عهد معروف بودند. چون پیمانی میبستند به آن استوار میماندند، و به این میبالیدند كه هرگز وعدهای را كه دادهاند خلف نمیكنند. آنچه از تاریخ پارسیها با ستایش و تحسین باید ذكر شود این است كه بندرت اتفاق میافتاد كه فرد پارسی برای جنگ با پارسیها به مزدوری گرفته شود؛ در صورتی كه هر كس میتوانست یونانیان را برای جنگ با خودشان اجیر كند.
برخلاف آنچه از خواندن تاریخ آمیخته به خون و آهن این قوم به نظر میرسد، باید گفت كه اخلاق و رفتارشان این اندازه سختی وخشونت نداشته است. پارسیها در سخن گفتن صریح و در دوستی استوار ومهماننواز و بخشنده بودند، و بر رعایت آداب معاشرت، تقریباً به اندازة مردم چین، مواظبت داشتند. چون دو نفر، كه از حیث رتبه با یكدیگر برابر بودند، به هم میرسیدند، یكدیگر را میبوسیدند؛ و اگر كسی به شخصی بلندمرتبهتر از خود برمیخورد، پشت دو تا میكرد و به او احترام میگذاشت. در مقابل اشخاص كوچكتر گونة خود را برای بوسیدن پیش میآوردند؛ برای مردم متعارفی، تواضع مختصری كافی بود. چیز خوردن در كنار راه را سخت ناپسند داشتند؛ بینی گرفتن وآب دهن انداختن درمقابل دیگران را بد میدانستند. تا زمان خشیارشا، درخوردن و نوشیدن سادگی فراوان داشتند، و جز یك بار در روز خوراك نمیخوردند و جز آب خالص چیز دیگری نمینوشیدند. پاكیزگی را، پس از زندگی، بزرگترین نعمت میدانستند، و چنان میپنداشتند كه كار نیكو چون از دست ناپاك سرزند ارزشی ندارد؛ «چه انسان، اگر در برانداختن فساد ] میكروبها؟[ قیام نكند، فرشتگان در جسم او منزل نخواهند كرد.» كسانی را كه سبب پراكنده شدن بیماریهای واگیردار میشدند سخت كیفر میدادند. در جشنها، همة مردم با لباسهای پاك سفیدی حاضر میشدند. در شریعت او، مانند دو شریعت برهمایی و موسوی، آداب و رسوم تطهیر و جلوگیری از پلیدی بسیار بود. در كتاب مقدس زردشت، فصلهای مطولی است كه همه از قواعد مخصوص پاكی جسم و جان بحث میكند. در آن كتاب آمده است كه چیدن ناخن و مو، و نفس كشیدن از دهان، همه، پلیدی است، و ایرانی فرزانه باید از آنها پرهیز كند، مگر اینكه قبلا آنها را پاك كرده باشند.
كیفر گناهان جسمانی در شریعت زردشت، مانند شریعت یهودی، بسیار سخت بود. استمنای با دست را با شلاق زدن مجازات میكردند؛ كیفر لواط و زنا آن بود كه زن یا مردی را كه مرتكب چنین گونه اعمال میشدند «بكشند، زیرا از مار خزنده و گرگ زوزهكش بیشتر مستحق كشتن هستند.» از آنچه هم اكنون از نوشتههای هرودوت نقل میكنیم معلوم میشود كه، بنابر معهود، میان گفتار و كردار تفاوت بوده است؛ گفتة هرودوت چنین است: «پارسیان ربودن زنان را، به وسیلة زور و قدرت، كار ناپاكان و بدان میدانند؛ ولی در فكر انتقام برآمدن، پس از ربوده شدن زنی، كار احمقان است؛ و آنان را از یاد بردن كار فرزانگان؛ چه واضح است كه اگر خود زنان به این كار مایل نباشند، هرگز كسی نمیتواند آنان را برباید». و در جای دیگر میگوید: «پارسیان امرد بازی را از یونانیان آموختهاند»؛ اگر چه نمیشود به آنچه این خبرنگار عجیب آورده در نبردی كه میان پارسیها و اسكندر در نهر گرانیكوس اتفاق افتاد، تقریباً همة پیاده نظام پارس از یونانیان مزدور بود، و در نبرد ایسوس قلب سپاه پارسیها را 000،30 یونانی مزدور تشكیل میداد. اعتماد كرد، از سرزنشهای سختی كه «اوستا» دربارة عمل لواط میكند، تا حدی گفتة هرودوت تأیید میشود: «اوستا» در چند جا تكرار میكند كه
این گناه زشت قابل آمرزش نیست و «هیچ چیز آن را پاك نمیكند.»
البته شریعت زردشت چنان نبود كه بیشوهر ماندن دوشیزگان وزن نگرفتن پسران عزب را تشویق كند، ولی تعدد زوجات و اختیار كردن همخوابگان و كنیزكان مجاز شمرده میشد؛ و این از آن جهت بود كه در یك اجتماع، كه اساس آن بر سپاهیگری و نیروی نظامی قرار دارد، احتیاج به آن هست كه هر چه ممكن است تعداد فرزندان زیادتر شود. «اوستا» در این باره چنین میگوید: «مردی كه زن دارد بر آن كه چنین نیست فضیلت دارد، و مردی كه خانوادهای را سرپرستی میكند بر آن كه خانواده ندارد فضیلت دارد، و مردی كه پسران فراوان دارد بر آن كه چنین نیست فضیلت دارد، و ثروتمند برتر از مردی است كه ثروت ندارد؛» اینها همه مقیاسهایی است كه مقام اجتماعی متعارف میان ملتهای مختلف را تعیین میكند. خانواده در نظر آنان مقدسترین سازمان اجتماع به شمار میرفت. زردشت از اهورا پرسیده بود كه:
ای مقدس دادار گیتی جسمانی، آیا دوم خوشترین جای زمین كجاست؟ پس اهورمزدا گفت: … هر آینه جایی كه مرد مقدس خانهای بسازد كه دارای آتش و گاو و گوسفند و زن و فرزند و اهل بسیار باشد. پس از آن، گاو و گوسفند بسیار و آرد بسیار علف بسیار و سگ بسیار و زنان بسیار و بچههای بسیار و آتش بسیار و اسباب زندگی خوب بسیار باشد.»
حیوان، و مخصوصاً سگ، جزء لایتجزای خانواده به شمار میرفت؛ همان گونه كه در قسمت آخر ده فرمان موسی نیز چنین بود. اگر جانوری آبستن بود و جایی نداشت، بر نزدیكترین خانه واجب بود كه از آن پرستاری كند. اگر كسی خوراك فاسد یا بسیار داغ به سگی میخورانید، به او كیفر سخت میدادند؛ هر كس «ماده سگی را، كه سه سگ با او نزدیكی كرده بود، میزد» با هزار و چهارصد تازیانه مجازات میشد. گاو نر را، به واسطة قوة بارور كردن فراوانی كه داشت، احترام میكردند، و برای ماده گاو دعاها و قربانیهای خاص داشتند.
چو ن فرزندان به سن رشد میرسیدند، پدرانشان اسباب كار زناشویی ایشان را فراهم میساختند. دامنة انتخاب همسر وسیع بود، زیرا چنانكه روایت شده ازدواج میان خواهر و برادر، پدر و دختر، و مادر و پسر معمول بوده است. كنیزك و همخوابه گرفتن عنوان تجملی داشت كه تنها مخصوص ثروتمندان بود. اعیان و اشراف، چون برای جنگ به راه میافتادند، پیوسته دستهای از این همخوابگان با خود همراه میبردند. شمارة كنیزكان حرم شاهی را، در دورههای متأخر شاهنشاهی، میان 329 و 360 گفتهاند، چه در آن زمان عادت بر این جاری شده بود كه، جز در مورد زنان بسیار زیبا، هیچ زنی از زنان حرم دوبار همخوابة شاهنشاه نمیشد.
در زمان زردشت پیغمبر، زنان، همان گونه كه عادت پیشینیان بود، منزلتی عالی داشتند: با كمال آزادی، و با روی گشاده، در میان مردم آمد و شد میكردند؛ صاحب ملك و زمین میشدند و در آن تصرفات مالكانه داشتند و میتوانستند، مانند اغلب زنان روزگار حاضر، به نام شوهر، یا به وكالت از طرف وی، به كارهای مربوط به او رسیدگی كنند. پس از داریوش، مقام زن، مخصوصاً در میان طبقة ثروتمندان، تنزل پیدا كرد. زنان فقیر، چون برای كار كردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند، آزادی خود را حفظ كردند، ولی، در مورد زنان دیگر، گوشه نشینی زمان حیض، كه برایشان واجب بود، رفته رفته ادامه پیدا كرد و سراسر زندگی اجتماعی ایشان را فرا گرفت، و این امر، خود، مبنای «پردهپوشی» در میان مسلمانان به شمار میرود. زنان طبقات بالای اجتماع جرئت آن نداشتند كه، جز درتخت روان روپوشدار، از خانه بیرون بیایند؛ هرگز به آنان اجازه داده نمیشد كه آشكارا بامردان آمیزش كنند؛ زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقشهایی كه از ایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زن دیده نمیشود و نامی از ایشان به نظر نمیرسد. كنیزكان آزادی بیشتری داشتند، چه لازم بود از مهمانان خواجة خود پذیرایی كنند. زنان حرم شاهی، حتی در دورههای اخیر نیز، در دربار تسلط فراوان داشتند و، در كنگاش كردن، با خواجهسرایان، و در طرحریزی وسایل شكنجه، با شاهان رقابت میكردند.
فرزند داشتن نیز، مانند ازدواج، از موجبات بزرگی و آبرومندی بود. پسران برای پدران خود سود اقتصادی داشتند و در جنگها به كار شاهنشاه میخوردند؛ ولی دختران طرف توجه نبودند، چه به خانهای، جز خانوادة خود، میرفتند و كسانی، جز پدرانشان، از ایشان بهرهمند میشدند. از گفتههای ایرانیان قدیم در این باره یكی این است كه: «پدران از خدا مسئلت نمیكنند كه دختری به ایشان روزی كند، و فرشتگاه دختران را از نعمتهایی كه خدا به آدمی بخشیده به شمار نمیآورند.» شاهنشاهی هر سال برای پدرانی كه پسران متعدد داشتند هدایایی میفرستاد- تو گویی بهای خون آن فرزندان را از پیش میپرداخت. زنان شوهردار یا دوشیزگانی را كه از راه زنا باردار میشدند و در صدد سقطجنین بر نمیآمدند، ممكن بود ببخشند؛ چه، بچهانداختن در نظر ایشان بدترین گناه بود و مجازات اعدام داشت. در یكی از تفسیرهای زردشتی قدیم، به نام «بندهشن»، وسایل جلوگیری از باردار شدن ذكر شده، ولی مردم را از توسل به آنها برحذر داشته است؛ از جمله مطالبی كه در آن كتاب آمده یكی این است: «دربارة امر توالد و تناسل در كتاب مقدس چنین آمده است كه چون زن از حیض پاك شود، تا ده شبانروز آمادة آن است كه، چون با مردی نزدیكی كند، باردار شود.»
فرزندان تا سن پنجسالگی به اختیار مادر، و از پنج تا هفت سالگی تحت سرپرستی پدر بودند، و در این سن به مدرسه داخل میشدند. تعلیم و تربیت غالباً منحصر به فرزندان اعیان و ثروتمندان بود. و این كار معمولا به وسیلة كاهنان صورت میگرفت. یكی از اصول رایج آن بود كه محل مدرسه نزدیك بازار نباشد، تا دروغ و دشنام و تزویری كه در آنجا رایج است مایه تباهی حال كودكان نشود. كتابهای درسی، «اوستا» و شرحهای آن بود؛ مواد درسی شامل مسائل دینی و طب و حقوق میشد؛ درس را از راه سپردن به حافظه فرا میگرفتند، و بندهای طویل را از بر میكردند و مكرر میخواندند. پسران طبقات پایین اجتماع دردسر درس خواندن نداشتند و تنها سه چیز را میآموختند: اسبسواری، تیراندازی، و راستگویی. تعلیمات عالی تا سن بیست یا بیست و چهار سالگی ادامه مییافت، و به بعضی از فرزندان اشراف تعلیمات مخصوصی میدادند كه برای فرمانداری استانها و تصدی مشاغل دولتی مهیا شوند؛ ولی آنچه برای همه مشترك بود فرا گرفتن فنون جنگ بود. زندگی دانشجویان در مدارس عالی بسیار دشوار بود، شاگردان صبح زود بیدار میشدند، مسافت زیادی را میدویدند، بر اسبان سركش سوار میشدند و بسرعت میتاختنند؛دیگر از كارهای این مدارس شناوری، شكار جانوران، دنبال كردن دزدان، كشاورزی و درختكاری، و طی كردن مسافتهای درازی در گرمای شدید تابستان یا سرمای جانگزای زمستان بود؛ آنان را چنان پرورش میدادند كه بتوانند تغییرات و سختیهای اقلیم را نیكو تحمل كنند و با خوراك خشن ساده بسازند و، بیآنكه سلاح و لباسشان تر شود، از رودخانهها بگذرند. این گونه تعلیمات بوده است كه، در لحظاتی كه فردریش نیچه میتوانست تنوع و درخشندگی فرهنگ و تمدن یونان قدیم را فراموش كند، اسباب سرور خاطر او را فراهم میآورد.
ستاتیرا، زن اردشیر دوم، ملكة نیكوكاری بود، ولی مادر اردشیر، پاروساتیس، از روی رشك، با زهر او را كشت و شاه را بر آن داشت كه دختر خود آتوسا را به زنی بگیرد؛ همین مادر یك بار با پسر خود به بازی نرد نشست؛ گروگان بازی یكی از خواجهسرایان بود، و چون پیروز شد، فرمان داد تا زنده زنده آن خواجه را پوست كندند. بار دیگر اردشیر فرمان داده بود كه سربازی كاریایی را بكشند؛ پاروساتیس، برای آنكه شكنجه را تمامتر كند، دستور داد كه ده روز تمام آن سرباز را بر چهار میخ كشیدند و چشمانش را بیرون آوردند و آن اندازه سرب گداخته در گوشهای او ریختند تا جان تسلیم كرد.
منابع سخن
- · برگرفته از کتاب تاریخ و تمدن، جلد اول، مشرق زمین،
اثر مشهور ویل دورانت - · منبع این نگاره “ کتابخانه تاریخ ما“ به آدرس “Http://Tarikhema.org/story/east” – بخش مشرق زمین – تاریخ پارس
جز دروغ هیچ چیز دیگه ای ندیدم تو این سایت..
ی روزی میرسه نسله شما عربای کثیفو از این خاک میکنیم ک مثله بختک افتادید روش…
لعنت به شما مردم فریبا
faghat mitoonam begam kheyli ahmaghi…
bad bakhte vatan foroosh…delam vaase oonaai misooze ke charandiaateto baavar mikonan…enghad vaghihaanas ke nemidoonam chi baayad begam!
من در عجبم چرا این سایت به این مزخرفی و مطالب هنوز فیلتر نشده…
این چرت و پرت ها و این کس شعر ها همه و همه دروغه…
ایرانی ها بهترین آدم ها بودند…
قابل توجه همه : از این مطالب برای تحقیقات خودتون استفاده نکنید.
دوروغه…
کیرم تو کس مامان همه تون که خودتون رو ایرانی می دونید! ^.^
براستی اگه شما خاین یا مزد بگیر نیستین این پستهایی که میزارینو خودتون بخونین و خودتون نخست تاریخ کامل ایران رو هرچند بسیار خلاصه بخونین بعد اینجوری بدون اینکه کلیات بگین ذهن هزاران نفر نا آگاه مثل خودتونو با توهمات و گزافه گویی های کنتیانس و ویل دورانت خون آشام و وحشی ایران ستیز مشغول کنید هر کی که تنها اندکی آشنایی با تاریخ و آگاهی و البته شرف داشته باشه میدونه که امثال ویل دورانت و بعضی از نویسنده های غربی مزد بگیر که کم هم نیستن چطوری کشتار و آدمکشی و تجاوز به زنان و کودکان و مردانی که یه روزی نیاکان ما بودند رو توسط اجداد آدمخور و جانورشون مثل الکساندر مقدونی همجنس بازو دارو دسته مزدور …ش که شرم دارم از گفتنش ستایش میکنن و آتش زدن و غارت زیباترین شهرهای ایران اونم با فریب و دروغ و تجاوز به دختران خردسال حتی به پسران و انهدام کامل بسیاری از شهرها به بردگی گرفتن زنان پاک آیین ما رو ستایش میکنن و گاهی چنان از کنار شکنجهه ها کشتار و تجاوز دسته جمعی و نابودی به آتش کشیدن هزاران انسان میگزرند که چون ایرانی بودند و از نظر فرهنگ و تمدن و شرافت انسانی قابل قیاس با اجداد بربرشون نبودن انگار برگ خشکی خرد شده. جالب اینجاست که این تاریخ آتش کشیدن و غارت و کشتار و تجاوز و اوج پست فطرت بودنشونو هم خودشون نوشتن و کتابهاش و حتی سنگ نبشته هاش هم خوشبختانه موجوده اگه از گزاشتن کتابها و آثار بزرگانی چون مرحوم دکتر شجا الدین شفاء،دکتر ابراهیم پورداود،دکتر مسعود انصاری،بزگمرد راه آزادی مرحوم احمد کسروی،دکتر آله دالفک،بزرگمرد راه آزادی مرحوم رضا فاضلی با اون بیان اهورایی و دلنشینش،استاد بهرام مشیری با برنامه بی نظیر سرزمسن جاوید از تلویزیون پارس ماهواره یوتلستW3، فردوسی زمان دکتر مسعود صدر با اثر بینظیر اشک تاریخ،واستاد دکتر ناصر انقطاع معذورید برای نشون دادن شرفتون و ایرانی بودنتون نامهای این نویسندگان و مورخان و دین پژوهان برجسته ایران و حتی جهان رو بالای سایت بصورت برجسته بنویسید،اگه هدفتون آگاهی رسوندنه تنها بنویسن از گزاشتن آثار دکتر..دکتر…استاد…. معذوریم این باعث میشه که خیلی از خوانندگانتون آثارشونو دانلود کنن و خواننده های شما و طرفدارای شما هم بیشتر میشه منم کتابهامو رایگان در اختیار شما میزارم و دوست عزیزم امیر حسین خنجی که به نظر بنده در بیان و شیوه مستند تارخ نویسی و فن نگارش و تلاشی که این بزرگمرد در راه آموزش و بکارگیری خرد و چگونگی استدلال و قضاوت کردن تاریخ ایران کرده فراتر از معجزه است از همه دوستان خواهش میکنم گنجینه گرانبهاء تاریخ ایرانزمین از دورترین دوران تا سال ۶۲۸ مسیحی و پایان دوران شاهنشاهی ساسانی رو از سایت http://irantarikh.com دانلود کنید که به بهترین و نابترین شیوه و واژه هر ایرانی رو با داستان غم انگیز تاریخش و حتی سرنوشت کنونی ما ظرف چند روزآشنا میکنه و از همه دوستان با هر مرام و مسلکی خواهش میکنم معرفی کردن این نامهای گرانبها و آثارشونو همچنین گنجینه نفیس ایران زمین جز وظیفه ملی میهنی خودتون قلمداد کنید بزودی مقالات و کتابهای بنده ناچیز بنام شروین پارسی منتشر میشه.
http://www.irantarikh.com
جاوید ایران زمین
زنده باد ایران
اگه براستی شما خاین یا مزد بگیر نیستین این پستهایی که میزارینو خودتون بخونین و خودتون نخست تاریخ کامل ایران رو هرچند بسیار خلاصه بخونین بعد اینجوری بدون اینکه کلیات بگین ذهن هزاران نفر نا آگاه مثل خودتونو با توهمات و گزافه گویی های کنتیانس و ویل دورانت خون آشام و وحشی ایران ستیز مشغول کنید هر کی که تنها اندکی آشنایی با تاریخ و آگاهی و البته شرف داشته باشه میدونه که امثال ویل دورانت و بعضی از نویسنده های غربی مزد بگیر که کم هم نیستن چطوری کشتار و آدمکشی و تجاوز به زنان و کودکان و مردانی که یه روزی نیاکان ما بودند رو توسط اجداد آدمخور و جانورشون مثل الکساندر مقدونی همجنس بازو دارو دسته مزدور …ش که شرم دارم از گفتنش ستایش میکنن و آتش زدن و غارت زیباترین شهرهای ایران اونم با فریب و دروغ و تجاوز به دختران خردسال حتی به پسران و انهدام کامل بسیاری از شهرها به بردگی گرفتن زنان پاک آیین ما رو ستایش میکنن و گاهی چنان از کنار شکنجهه ها کشتار و تجاوز دسته جمعی و نابودی به آتش کشیدن هزاران انسان میگزرند که چون ایرانی بودند و از نظر فرهنگ و تمدن و شرافت انسانی قابل قیاس با اجداد بربرشون نبودن انگار برگ خشکی خرد شده. جالب اینجاست که این تاریخ آتش کشیدن و غارت و کشتار و تجاوز و اوج پست فطرت بودنشونو هم خودشون نوشتن و کتابهاش و حتی سنگ نبشته هاش هم خوشبختانه موجوده اگه از گزاشتن کتابها و آثار بزرگانی چون مرحوم دکتر شجا الدین شفاء،دکتر ابراهیم پورداود،دکتر مسعود انصاری،بزگمرد راه آزادی مرحوم احمد کسروی،دکتر آله دالفک،بزرگمرد راه آزادی مرحوم رضا فاضلی با اون بیان اهورایی و دلنشینش،استاد بهرام مشیری با برنامه بی نظیر سرزمسن جاوید از تلویزیون پارس ماهواره یوتلستW3، فردوسی زمان دکتر مسعود صدر با اثر بینظیر اشک تاریخ،واستاد دکتر ناصر انقطاع معذورید برای نشون دادن شرفتون و ایرانی بودنتون نامهای این نویسندگان و مورخان و دین پژوهان برجسته ایران و حتی جهان رو بالای سایت بصورت برجسته بنویسید،اگه هدفتون آگاهی رسوندنه تنها بنویسن از گزاشتن آثار دکتر..دکتر…استاد…. معذوریم این باعث میشه که خیلی از خوانندگانتون آثارشونو دانلود کنن و خواننده های شما و طرفدارای شما هم بیشتر میشه منم کتابهامو رایگان در اختیار شما میزارم و دوست عزیزم امیر حسین خنجی که به نظر بنده در بیان و شیوه مستند تارخ نویسی و فن نگارش و تلاشی که این بزرگمرد در راه آموزش و بکارگیری خرد و چگونگی استدلال و قضاوت کردن تاریخ ایران کرده فراتر از معجزه است از همه دوستان خواهش میکنم گنجینه گرانبهاء تاریخ ایرانزمین از دورترین دوران تا سال ۶۲۸ مسیحی و پایان دوران شاهنشاهی ساسانی رو از سایت http://irantarikh.com دانلود کنید که به بهترین و نابترین شیوه و واژه هر ایرانی رو با داستان غم انگیز تاریخش و حتی سرنوشت کنونی ما ظرف چند روزآشنا میکنه و از همه دوستان با هر مرام و مسلکی خواهش میکنم معرفی کردن این نامهای گرانبها و آثارشونو همچنین گنجینه نفیس ایران زمین جز وظیفه ملی میهنی خودتون قلمداد کنید بزودی مقالات و کتابهای بنده ناچیز بنام شروین پارسی منتشر میشه.
http://www.irantarikh.com
جاوید ایران زمین
زنده باد ایران
هر یکشنبه با بهترین مقاله تاریخی در سایت رسمی مجیداخشابیwww.majidakhshabi.com
حیرت آور و گاهی شرم آور است