جنگهای خسرو پرویز با روم
این جنگها از سال ۶۰۲ تا ۶۲۷ میلادی، تقریباً بمدت بیست سال، امتداد داشت. کیفیات آن از این قرار بود که تا وقتی موریکیوس امپراتور روم بود، روابط مابین دو دربار، کاملاً صمیمانه بود ولی در سال ۶۰۲ میلادی موریکیوس بدست فوکاس امپراتور بعدی بیزانس کشته شد.
خسرو پرویز فوکاس را برسمیت نشناخت. جنگ مابین دولتین شروع شد. خسرو با لشکری وارد بین النهرین شد و قلعه دارا را محاصره کرد و بعد از سه ماه آنرا گرفت. پس از آن قشون ایران از فرات گذشته و سایر شهرهای رومی را گرفته تا نزدیکی بیروت امروزی تاخت. از طرف دیگر ایران از طرف ارمنستان حمله کرده و در آسیای صغیر بقدری پیش رفت که اهالی قسطنطنیه مضطرب شدند. اوضاع دولت روم در این زمان قرین هرج و مرج بود. فوکاس که تخت سلطنت را غصب کرده بود، نتوانست در مقابل فتوحات خسرو کاری بکند.
فشار ایرانیها باعث وحشت و اضطراب در ممالک روم شرقی شده، بحرانی تولید کرد که در نتیجه آن هراکلیوس که در تاریخ ایران به هرقل معروف است، از کارتاژ با کشتیهایی به قسطنطنیه آمد و در سال ۶۱۰ میلادی با همراهی مردم زمام امور را بدست گرفت.
از طرف دیگر خسرو به جهانگیری خود ادامه داده و در سال ۶۱۱ میلادی به شامات تاخت و دمشق را گرفته، غارت کرد.

در سال ۶۱۴ میلادی سپاه ایران عازم اورشلیم شدند و توانستند بیت المقدس را تسخیر کنند. کلیساها و معابد شهر، از جمله مزار مقدس عیسی مسیح با خاک یکسان شد و قطعهای از صلیبی که گفته میشود مسیح با آن به صلیب کشیدهشده و بنام صلیب راستین شناخته میشود، همچون غنیمتی فوقالعاده گرانبها به تیسفون فرستادهشد.
خسرو به این فتوحات خود اکتفا نکرده، شهربراز را که یکی از سرداران نامی ایران بود با قشونی بطرف مصر فرستاد و او از کویری که مابین شامات و مصر حائل است گذشته وارد مصر شد و در سال ۶۱۶ میلادی اسکندریه را که شهری نامی و تجارتی بود، گرفت. این فتح سردار ایران، اثر بزرگی در عالم آن روزی کرد زیرا مدت نه قرن بود که مملکت مصر از تصرف ایران خارج شده و شاهان ساسانی همواره در این صدد بودند که حدود ایران را بحدود زمان هخامنشی برسانند.
از طرف دیگر در سال ۶۱۷ میلادی، شاهین سردار نامی دیگر ایران از کاپادوکیه گذشته ممالک آسیای صغیر را یک بیک گرفت و به کالسدون (کوی قاضیکوی در استانبول امروزی) نزدیکی قسطنطنیه رسید. هراکلیوس در این زمان با سردار ایرانی ملاقاتی کرده، سفیری نزد خسرو پرویز برای مذاکرات صلح فرستاده شد ولی مذاکرات بجایی نرسید. خسرو نه تنها برای مذاکرات صلح حاضر نشد بلکه سفیر را در حبس انداخته، تهدید به قتل کرد. پس از آن کالسدون بزودی توسط قشون ایران تسخیر شد و ایران تقریباً به حدود زمان هخامنشی رسید.
باید واقع بین بود جنگ بی فایده و اشتباهی بود.
خسرو پرویز رو میشه با صدام مقایسه کرد از همه جهت شبیه هستن به ظاهر با منم منم گفتن جنگ راه انداختن و اون همه خسارت و تلفات دادن و متحمل کلی آسیب و ضرر شدن
جنگ هردوشون آخرش حتی یک متر خاک بیشتر هم به دست نیاوردن و فقط ویرانی بسیار و تلفات سنگین به جای گذاشت
(صدام هم که ابتدا برای تصرف قسمتهایی از خوزستان و خرمشهر ابتدا موفق شد) بعدش با تلفات زیاد و خسارت سنگین مجبور به عقب نشینی شد
عجیبه پایان حکومت این دو هم خیلی شبیه بهم بود!!! درسته چند سال بعد در دوره یزد گرد سقوط کرد
اما خسرو با جنگ های متعدد باعث تضعیف بنیان ساسانیان شد و راه رو برای سرنگونی سریع ساسانی و نابودی کامل این رژیم هموار کرد.
صدام هم با جنگ هایی که راه انداختش تضعیف شد و راه برای سقوط حزب بعث بسیار آسان گشت!
هردو رژیم هم چه سریع نابود شدند و از بین رفتن!
چرا بعدشو نمیگین که هراکلیوس خسرو رو شکست داد و با اینکه عقب نشینی کرد تیسفون رو محاصره کرده بود؟
تنها اشتباه بزرگ خسرو شاید ازدواج با آن مسیحی گجستک؛ مریم باشد… در باره دروغ حمله الگزندر مقدونی هم مطلبی بگذارید