ایرانیان در تبت (۲)

قسمت دوم

ه گفته می شودِ، تبت و چین، آیین های سال نو و اسطورۀ شیر را از منابع ایرانی گرفته اند[۱۳].

در اینجا این پرسش پیش می آید که با وجود اشارات منابع تبتی به تا – زیگ، آیا ایرانیان و عرب ها نیز تبت را می‌شناختند؟ در پاسخ می توان به مطالب اشاره شده در تعدادی از نوشته های آسیای غربی استناد کرد. در حدود العالم، متعلق به سدۀ دهم م /چهارم ه، فصلی است به عنوان «سخن دربارۀ تبت و شهرهای آن» که در آن شهر لهاسا چنین معرفی شده است: «شهرکیست اندر وی بت خان هاست (معابد بودایی) و یک مزگت مسلمانانست و اندر وی مسلمانانند اندک[۱۴]». گروهی از جغرافیانگاران مسلمان اشارۀ صریح به تبت دارند به عنوان جایگاه تولید م شک، و جایی که «هر که اندر تبت شود خندان و شادان دل بود بی سببی تا از آن ناحیت بیرون آید[۱۵]».جغرافیادانی به نام ابودُلَف که در حدود سال۹۴۰ م /۳۲۸/ه، شخصاً به آسیای مرکزی سفرکرده بود، اشارۀ جالب اما مبهمی دارد به قومی به نام تُبّت یا تُبََت که در شهرشان مسیحیان در کنار مسلمانان، یهودیان، مجوسیان و هندویان زندگی می کنند[۱۶]. این مورد آشکار را نیز می توان به مجموعۀ قابل توجهی که گویای حضور مسیحیان نستوری درامپراتوری تبت است، افزود.

نستوریان در تبت

تبت، حضور نسبتاً مهمی در ادبیات سریانی کلیسای نستوری دارد. مثلاً در تفسیر مفصلی بر آیات گزیدۀ کلیسای نستوری با عنوان جالب «باغ شادی ها»، تبتی ها (‘twpty) به عنوان شاکیامونیتی به معنی پیروان بودا شاکیامونی معرفی می گردند[۱۷]؛ اما اشاره‌ای به این موضوع نشده است که آیا مسیحیانی در میان تبتی ها می زیسته اند یا خیر. این نکته را یکی از مقامات مهم کلیسای نستوری، یعنی کاتولیکوس تیموتی یکم (۷۸۰-۸۲۳م /۱۶۳-۲۰۸ه) لااقل در دو مورد روشن می کند.

نخستین بار در نامه ای به مارونی ها (۷۹۲-۷۹۳م /۱۷۶ه)، تیموتی، سرزمین های تحت سرپرستی خود را برمی شمارد که شامل سرزمین های هندی ها، چینی ها، ترک ها و تبتی ها (‘byt twpty) می باشد[۱۸]. بار دوم، در نام‌های به سرجیوس عیلامی (حدود۷۹۵-۷۹۸م /۱۷۹-۱۸۲ه)، تیموتی قصد خود را دایر بر انتصاب مطرانی (سراسقف) برای سرزمین تبتی ها بیان می‌کند، همانگونه که اخیراً برای سرزمین ترکان کرده بود[۱۹]. از متن این نامه، که حاوی فهرستی از مطران نشین‌ها و اسقف‌نشین‌های بلاتصدی است، اینگونه برداشت می شود که تیموتی قصد ایجاد مطران نشین جدیدی را نداشته است بلکه قصد داشت خلایی را پر کند[۲۰]. در هر حال چنین برمی آید که باید تعداد قابل توجهی مسیحی در تبت وجود داشته باشد تا انتصاب یک مطران را که احتمالاً چند اسقف نیز تحت نظر او بوده است توجیه نماید[۲۱]. از سوی دیگر این نیز محتمل است که امپراتوری تبت، نه به خاطر جمعیت زیاد مسیحیان بلکه نظر به گستردگی و پراکندگی آن، به صورت یک مطران نشین نستوری درآمده باشد.

در دورۀ تیموتی، یعنی سده های هشتم و نهم میلادی / دوم و سوم هجری، تبت دژهایی در ترکستان چین برپا کرده بود. اسناد تبتی در ارتباط با نیروهای اشغالگر در خرابه های این دژها یافته شده اند. قابل توجه ترآنکه در غارهای معروف تون – هوانگhuang – Tun درشمالی ترین بخش تبت، در میان مقدار زیادی از نوشته های بودایی، مانوی و نستوری، نوشته های مهر و موم شدۀ تبتی نیز یافته شده اند که قرن ها در زیر خاک محفوظ مانده بودند[۲۲]. یکی از این دستنویس های تبتی که خیلی چشمگیر است یک برگ تمرین خط تبتی است که بر آن صلیبی از نوع ساسانی رسم شده است [۲۳] و این مدرکی باستان شناسی است در اثبات آنکه تبتی ها در بخش شمالی کشورشان با مسیحیت در تماس بودند.

نشانه هایی نیز از تماس مشابهی در ناحیۀ غربی وجود دارد. در لاداخ که به کشمیر پیوسته است و دیر زمانی جزء لاینفک تبت بود و اولین جهانگردان اروپایی آن را به عنوان «تبت دوم» می شناختند، صلیبی فلزی یافته شده است که نشانه ای از فعالیت نستوریان درگذشتۀ دور در آنجا است[۲۴]. در شرق  آن، در درانگ تسه Drangtse نزدیک دریاچۀ پانگ کونگ Pangkong و در مسیر راه کاروانی به لهاسا، مجموعۀ قابل توجهی از کتیبه های سنگی وجود دارد: سه صلیب بزرگ مالتی با طرح خاص نستوریان بر سنگ نقش بسته و بر بالای یکی از آن ها نام عیسی(ع) به خط سغدی آمده است؛ به همراه این ها، کتیبه هایی به تبتی، سغدی و کوچایی که محتملاً همه مربوط به سده نهم م / سوم ه هستند وجود دارد[۲۵].

در خود لهاسا شواهد معتبری از نفوذ نستوریان در گذشته وجود ندارد، ولی هنگامی که تیموتی رهبری کلیسای شرق را به دست داشت، میسیونرهای نستوری، همراه با بازرگانان ایرانی احتمالاً دسترسی آسانی به این شهر داشتند. زیرا در این زمان بوداییگری نفوذ محسوسی که توجه دیدارکنندگان اروپایی را جلب نماید، در جامعۀ تبت نداشت، به علاوه به نظر می رسد که باید حکام وقت تبت را از نظر اغماض نسبت به عقاید دیگران و گلچین گری[۲۶]، شبیه آنچه که بعدها در دربار خان های مغول در پکن سدۀ سیزدهم م / هفت

ممکن است شما دوست داشته باشید
اشتراک
دنبال کردن
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات