مزدک و تعالیم او – بخش سوم

 ج ) مفاهیم نور و ظلمت و زندگی دنیوی و اخروی در تعالیم مزدک :

    همان گونه که پیشتر اشاره شد مزدک به زندگی دنیوی بها داده است و هم ثروت را در حد اعتلال و هم ازدواج را برای سلامتی تن و روان و بقای نسل سفارش کرده و ستوده است. در آیین ساسانیان نیز چنین بوده است و آن گونه که در اندرزنامه های آموزگاران اخلاق و پیشوایان دینی آنان آمده است و کم و بیش نیز برخی از این اندرزنامه ها به یادگار مانده است. فرزندان یعنی پسران و دختران را به ترتیب در سنین ۲۰ و ۱۸ سالگی به تشکیل خانواده سفارش کرده اند.

    ساسانیان تن ندادن به ازدواج برای مردان و زنان را گناه شمرده و برای این گونه اشخاص آهرتی تلخ و ناگوار پیش بینی کرده اند. البته مزدک احتمالاً پندهای مربیان ساسانی را تکرار نکرده است و به همین دلیل در زمینۀ معاد سخنان گسترده ای به او نسبت داده نشده است. عبدالکریم شهرستانی در اثر ارزشمند خود تحت عنوان «الملل و النحل» نیز به این موضوع پرداخته است و به اندیشه های مزدک بها داده است. شهرستانی در رابطه با نور و ظلمت و روابط این دو عنصر با یکدیگر چنین اظهار داشته است : در تعالیم مزدکی همان گونه که در صفحات پیشین اشاره شد، نجات انسان تنها از راه پرهیزگاری و تربیت نیکو میسّر است. بدیهی است برخی از سفارشهای مانی نیز در تعالیم مزدک کم و بیش مورد توجه قرار گرفته است، مثلاً کشتن و ریختن خون جانوران نه تنها در زندگی دنیوی گناه شمرده شده و آسیب رسان است، بلکه روان آدمی نیز در زندگی اخروی در بند و عذاب به سر خواهد برد. مزدک مردمان را نیز از دشمنی و کشتن یکدیگر برحذر می داشت و به نظر او عامل اصلی کینه و ناسازگاری، نابرابری مردمان است، از اینرو باید تمام تلاش و همت را مصروف آن داشت تا تبعیض و نابرابری از میان برداشته شود، تا دشمنی و نفاق و کینه توزی میان بندگان خداوند از جهان رخت بربندد[۱]. همان گونه که در تعالیم مزدکی به صراحت تأکید شده است، هیچ کس حق داشتن مال و زن را بیش از سایر هم نوعان خویش ندارد[۲]، و بر این اساس با اشراف و صاحبان حرمسراهای گسترده سخت به مخالفت برخاسته و حتی درباریان را نیز در این خصوص مورد سرزنش قرار داده است. هرچند در آغاز مطرح شدن مزدک، امواج گسترده ای در راستای ایستادگی در برابر او و تعالیمش جامعه ساسانی را دربر گرفت، ولی از آنجایی که قباد ساسانی که در رأس جامعه قرار داشت و با طیب خاطر و اطمینان راسخ جهت نجات خود و مردم از چنگال اشراف و موبدان ساسانی و رستن از بن بست به وجود آمده توسط این دو گروه، تعالیم مزدک را پذیرفته و به او پیوسته بود، طبعاً از مخالفتها با مزدک به تدریج کاسته گردید و حتی همین اشراف زراندوز و ثروتمند که زنان متعددی را به خود تعلق داده بودند، به ناچار به پیروی از پادشاه به آیین مزدک گرویدند و آرامش بر جامعه حاکم شد، زیرا نابرابری و انحصارطلبی به تدریج از جامعه رخت بست و برابری و برادری جای آن را گرفت و بر این اساس فردوسی گفته است :

گشادند  هر  جای روی پرآب            زمین شد همه جای آرام و خواب

همی گشت درویش با او یکی            اگر   پیر   بود   و    اگر   کودکی

    اندیشه های مزدک هرچند به موبدان و اشراف ساسانی گران آمد و در آغاز موجب تشنجات گسترده ای که از سوی اقشار مرفه جامعه رهبری می شد گردید، ولی دیری نپایید که قاطبه مردم به قول خواجه نظام الملک آشکار و نهان به تعالیم مزدک پیوستند و به وی گراییدند. مزدک اندیشه برابری و برادری را مبنای عقاید و تعالیم خود قرار داد و نظریات اجتماعی او به این ترتیب بر این راستا استوار گردید. وی بر این باور پای می فشرد که خداوند همۀ امکانات و ابزار زیستن را در روی زمین در اختیار آدمیان قرار داده است، تا افراد بشر آن را به تساوی میان خود تقسیم کنند و از این مواهب خدادادی که ذات اقدس باریتعالی ارزانی داشته است، بهره بگیرند. مزدک در سخنان خود این واقعیت را به صراحت بیان می داشت که نابرابری و تبعیض و عدم مساوات در دنیا و در میان بندگان خداوند به جبر و قهر شکل گرفته و هر کس در جامعه از امتیازات بیشتری برخوردار بوده است، اراده، تمایلات و رغبتهای خود به ویژه در عرصه های اقتصادی و خانوادگی از سوی همنوعان خود و اعمال فشار بر آنان تأمین می کرده است و این خلاف اخلاق و انسانیت است. آنکه به هم نوعان نیازمند خود کمک کند و در رفع نیازها و خواستهای آنان گامی خیرخواهانه بردارد در نزد خداوند اجر و پاداش عظیم دارد و به این ترتیب دستگیری مردمان از یکدیگر کاری است که خداوند بندگان خود را به آن سفارش فرموده و موجبات خشنودی او را فراهم می سازد[۳]. مزدک نیک آگاه بود که زنان پاک دامن ایرانی، هیچ گونه آلودگی و خفت را نمی پذیرند، و متأسفانه برخی از تحلیل گران تعالیم مزدکی که از بینشهای غیرمتعارف برخوردارند، مزدک را به اباحه و ترویج فحشا و منکر متهم کرده اند[۴]، در صورتی که این کار دقیقاً برخلاف اصل زهد و تقوای مزدکی است که اساس بینش و عقاید مزدکیان را تشکیل می داد[۵]. تعالیم مزدک در واقع پایه و اساس یک سلسله تحولات و اصلاحات اجتماعی بوده است و این اصلاح گر اجتماعی[۶] بر این اصل تأکید می کرده است که انسانها در سایه عمل خیر و یاری رساندن به هم نوعان نیازمند خود در نزد خداوند جایگاهی خواهند یافت و در شریعت مزدکی قتل و آزار رساندن حتی به میزان اندک به همنوع مستوجب عقوبتی سخت و سهمگین است که خداوند از این قبیل بندگان زیانکار دریغ نخواهد کرد و از تقصیر آنان نخواهد گذشت و در این خصوص هیچ گونه عتاب و توبه ای به درگاه باریتعالی پذیرفته نیست، آنکه به همنوع خود زیانی برساند، در واقع خواست و امر خداوند را نادیده گرفته و انتظار رستگاری کاری عبث و بیهوده از سوی اوست. از دید مزدک تهیدستان و نیازمندان نیز باید پیوسته به درگاه خداوند سپاس آورده و به آنان که موجبات و امکانات دستگیری آنان را فراهم آورده اند، به دیده احترام و قدردانی بنگرند تا خداوند نعمتهای ارزانی شده بر آنان حلال و گوارا نماید.

 


[۱]  . کریستن سن، پیشین، ص ۳۳۶.
[۲]  . همانجا، ص ۳۶۷.
[۳] . کریستن سن، پیشین، ص ۳۶۷.
[۴]  . همانجا، ص ۳۶۸.
[۵]  . همانجا، همان صفحه.
[۶]  . Sozial – Reformator (Reformist).

منابع نوشته:
کتاب تاریخ ایران در دوره ساسانیان، اثر دکتر اردشیر خدادادیان
وبسایت تاریخ ما، اِنی کاظمی

خرید مجموعه کتاب های تاریخی

ممکن است شما دوست داشته باشید

خرید مجموعه کتاب های تاریخی

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
دنبال کردن