پاگوداها و كاخها در چین

p951_d20151209103116_800.jpg (800×450)

معماري – برج چيني نانكينگ – پاگوداي يشمي پكن – معبد كنفوسيوس – معبد و مذبح آسمان – كاخهاي قبلاي قاآن – يك خانة چيني – داخل آن – رنگ و شكل آن

در چين، هنر ساختاري يا معماري از جمله هنرهاي فرعي بود. از اين رو معماران بزرگي

نمونه‌هايي از اين تنديسها در موزة هنري مترپليتن يافت مي‌شود.

كه از آن ديار برخاستند، بندرت از خود نامي به جاي گذاشتند و ظاهراً كمتر از سفالگران بزرگ محبوبيت يافتند. در چين، عمارتهاي عظيم، حتي براي تعظيم خدايان، بوفور ساخته نمي‌شد. عمارات قديمي معدودند و منحصر به معابدي كه ساختمان آنها پيش از قرن شانزدهم انجام گرفته است. معماران عصر سونگ در سال 1103 ميلادي هشت جلد كتاب مصور زيبا – روشهاي معماري – انتشار دادند. ولي از عمارات چوبيني كه از روي تصويرها و طرحهاي آنان ساخته شد، هيچ گونه اثري به جا نمانده است. تصويرهاي خانه‌ها و معبدهاي عهد كنفوسيوس كه در كتابخانة ملي پاريس وجود دارد، نشان مي‌دهد كه معماري چين، در طي زماني بالغ بر بيست و سه قرن، تغيير مهمي نكرده است. شايد بتوان گفت كه چينيان به سبب حساسيت هنري خود، از ساختمانهاي تناور روي برتافته‌اند يا، به علت توجه خود به فعاليتهاي عقلي، در حوزة معماري از تخيل بهره نجسته‌اند. تقريباً در ميان همة‌ ملتهاي كهن، سه عامل اصلي هنر معماري را به پيش رانده است: اشرافيت موروثي، دستگاه روحاني نيرومند، و حكومت متمركز تواناي فراخ‌دست. آثار هنري بزرگ پيشين – معبدها، كاخها، اپراها، ديوارهاي منقش پرشكوه، و مقبره‌هاي پرمجسمه – همه به ميانجيگري اين سه عامل به وجود آمده است – و چه بختيار است چين كه از اين سه عامل محروم بوده است!

آيين بودايي چند گاهي بر چينيان چيره شد و به ساختن معبدهاي بزرگي كه خرابه‌هاي آنها اخيراً در تركستان كشف شده است، همت گمارد. معبدهاي بودايي نسبتاً مجلل در سراسر چين خودنمايي مي‌كند؛ اما البته در برابر معبدهاي هندوستان جلوه‌اي ندارد. معبدها به راههاي طبيعي زيبايي كه معمولا از سرازيريهاي پيچاپيچ مي‌گذرد و به دروازه‌هايي مزين به نام «پاي‌لوس» مي‌رسد، منتهي مي‌شود. در مدخل برخي از معبدها، براي رمانيدن شياطين بيگانه، صورتهايي كراهت انگيز كشيده‌اند. يكي از بهترين زيارتگاههاي بودايي، معبد «بوداي خفته» است كه نزديك «كاخ تابستاني» در خارج پكن قرار دارد و به نظر فرگوسن «والاترين اثر معماري چين» است.

ساختمانهاي ديني بودايي موسوم به پاگودا تقريباً در همة شهرهاي چين به چشم مي‌خورند و نمودار يكي از وجوه دلرباي معماري خاور دورند. خرافات آيين تائو، كه در دين بودا رخنه كرد، در اين ساختمانها نيز راه يافت، به ديدة چينيان، پاگودا نه تنها كانون تشريفات ديني بود، بلكه مركز «غيبگويي هندسي» يعني پيشگويي آينده از روي خطوط و شكافهاي زمين به شمار مي‌رفت. مردم ساده باور داشتند كه پاگودا باد و سيل را وا مي‌گرداند و ارواح خبيث را رام مي‌كند و نيكروزي مي‌آورد. پاگودا به شكل برجي هشت ضلعي بود. آن را از آجر، ولي برپايه‌هايي سنگي، مي‌ساختند و، چون عددهاي زوج را منحوس مي‌انگاشتند، تعداد اشكوبهاي آن را معمولا به پنج يا هفت يا نه يا سيزده مي‌رساندند. قديمترين پاگوداي موجود، كه بر فراز كوه مقدس سونگ شان

تجير لاك‌كاري از كانگ شي، موزة ويكتوريا و آلبرت

محققان دربارة منشأ واژة «پاگودا» همداستان نيستند. كساني آن را صورتي از واژة هند و ايراني «بتكده» شمرده‌اند، اما كسان ديگر آن را چيني اصيل يا متخذ از نام زواياي مقدس هندوان دانسته‌اند.

در سونگ يوئه‌سو از ايالت هونان واقع است، در 523 ميلادي پديد آمد. پاگوداي «كاخ تابستاني» يكي از زيباترين پاگوداهاي چين است. پاگوداي يشمي پكن و پاگوداي كوزه‌اي شكل وو تاي شان هم از پاگوداهاي زيبا به شمار مي‌روند. اما هيچ يك از اينها همچون پاگوداي برج چيني نانكينگ از شهرت برخوردار نيست. چينيان اين برج را، كه نماي خارجي آن از چيني است، از سال 1412 تا سال 1431 ساختند و در شورش تايپينگ بسرعت ويران كردند.

دلاويزترين معبدهاي چين، آنهايي است كه به دين رسمي كشور دين كنفوسيوسي تعلق دارد. معبد كنفوسيوس در پكن، كه در قرن سيزدهم ساخته و كراراً بازسازي شده است، از لحاظ ديني و نه هنري، پرارزش است، هر چند كه طاقنماي باشكوه آن شامل كنده كاريهاي بسيار ظريف است. بانيان معبد، مذبح اصلي آن را وقف كنفوسيوس، «استاد و سرمشق ده هزار نسل» كرده‌اند؛ در آنجا، بر لوحه‌اي كه روي پايه‌‌اي چوبين استوار است، چنين مي‌خوانيم: «لوحة روح استاد اقدس نياكان، كنفوسيوس». پكن داراي معابد بزرگ ديگر نيز هست. «معبد آسمان» و «مذبح آسمان»، كه در نزديك ديوار جنوبي شهر واقعند، از اين جمله‌اند. مذبح داراي محوطه‌ها و پلكانهاي مرمريني است كه تعداد و ترتيب آنها بر معاني مرموز دلالت مي‌كند. معبد آسمان، كه در اصل پاگودايي سه اشكوبه بوده است، ساختماني است از آجر و كاشي، و روي صحني مرمرين قرار دارد. در اينجاست كه فغفوران چين به مناسبت سال نو، سه ساعت پس از نيمشب، براي موفقيت دودمان و سعادت ملت خود دعا مي‌خواندند و در راه خداي مخنثي كه چينيان البته از او چشم ياري داشتند، قرباني مي‌كردند. در سال 1889 معبد آسمان بر اثر برقزدگي آسيب فراوان ديد.

كاخهاي ظريف و آراسته، كه روزگاري اميران و ديوانسالاران پكن را در خود جاي مي‌داد، از نيايشگاههاي گرانسنگ فريباتر است. در اوان سلطنت چنگ تسو (1403 25) نبوغ معماران درخشيدن گرفت، و در نتيجه، «تالار بزرگ» در محل مقبرة فغفورهاي دودمان مينگ برپا شد و، در همان موضع كه دو قرن پيش قصرهاي قبلاي قاآن ديدگان ماركوپولو را خيره كرده بود، در محوطه‌ا‌ي كه «شهر ممنوع» ‌نام گرفته است، كاخهاي شاهانة جديدي پديد آمد. راهي زيبا صحن مرمرپوش كاخها را به خارج «شهر ممنوع» مي‌پيوندد. نرده‌هايي از مرمر و شيرهايي از سنگ در دو طرف اين راه به چشم مي‌خورند. در انتهاي صحن مرمرپوش، عمارات درباري و تالارهاي پذيرايي قرار دارند. سراهاي مجلل خاندان سلطنتي و بستگان و ملازمان و زنان و خواجه‌سرايان آن در گوشه و كنار «شهر ممنوع» ساخته شده است. ميان قصرها تفاوت بارزي نيست. در همة آنها ستونها باريك است، پنجره‌ها مشبك و زيباست، سردرها داراي نقش و نگار و كنده‌كاري و رنگهاي درخشان است، و لبة بامها پيش آمده است و رو به بالا انحنا دارد. در چند كيلومتري «شهر ممنوع» كاخ تابستاني ديده مي‌شود. اين كاخ به قصرهاي «شهر ممنوع» ماننده است، ولي بر روي هم موزونتر و، از لحاظ نقش و نگار ظريفتر است.

اگر بخواهيم ويژگيهاي كلي منازل چيني را به اختصار بيان كنيم، بايد بگوييم كه آنچه در وهلة اول به نظر مي‌رسد، ديوار ناخوشايندي است كه منزل را احاطه و از خارج منزل جدا مي‌كند. به اقتضاي ناامني ديرينه سال چين، ديوارهاي خارجي خانه‌ها، مخصوصاً در كويهاي فقيرنشين، متصل و ممتدند. در اطراف حياط يا محوطة ميان ديوارهاي خانه، اطاقهاي مجزا يا مجموعه‌هايي مركب از چند اطاق ساخته شده است، و درها و پنجره‌هاي مشبك، آنها را به حياط پيوند مي‌دهد.

خانه‌هاي تنگدستان غم انگيز است. درها، حتي درهاي ورودي، كوچك است، راهروها تنگ است، و سقفها كوتاه است. كف اطاقها، همانند كف حياط، خاكي است. در بسياري از اين گونه خانه‌ها، مرد و زن و كودك، با ماكيان و سگ و خوك خود، در اطاق يا كلبه‌اي زندگي مي‌كنند كه از باد و باران گزند فراوان ديده است. مردمي كه نوايي دارند، كف اطاقهاي خود را با آجر يا حصير مي‌پوشانند. سراهاي توانگران از حوض آب و باغچة گل برخوردار است، و معمولا در ميان باغي پر درخت و مصفا قرار دارد. در اين باغها به خيابانهايي كه در حاشية آنها به طور منظم لاله و پامچال كاشته باشند، برنمي‌خوريم و از باغچه‌هاي گرد و چارگوش و هشت‌بر، كه پوشيده از چمن يا گل باشد، اثري نمي‌بينيم. باغ چيني پهنه‌اي است پردرخت كه با پوشش سبز شاخه و برگ، ساختمانها را مي‌پوشاند. شبكه‌اي از راههاي ناراست باريك، كه گاهي از فراز آبگيرهاي سنگچين شده، و گاهي از كنار جويبارهاي پيچاپيچ، و گاهي از ميان درختان مي‌گذرند، سطح باغ را فرا مي‌گيرد.

خانة چيني، حتي اگر قصر باشد، با هيمنه نيست و بيش از يك اشكوب ندارد. خانوادة مرفه، اگر خود را نيازمند اطاق يابد، به جاي توسعة ساختمان يا ساختمانهاي موجود، بناي مجزاي جديدي مي‌سازد. بنابراين، سراي چيني مشتمل بريك واحد ساختماني همبسته نيست، بلكه شامل چند ساختمان است. ساختمانهاي اصلي در مقابل در ورودي،‌ و ساختمانهاي فرعي در دو طرف ديگر حياط قرار دارند. مواد ساختماني اساساً آجر و چوب است. سنگ براي پي به كار مي‌رود. نماي بيروني ساختمان از آجر، سقف از خشت خام، و ستونها و ديوارها از چوب ساخته مي‌شود. ديوار اطاقها را با رنگهاي روشن مي‌پوشانند. در بالاي ديوارها گچبري مي‌كنند. بام بر ديوارها يا ستونها استوار نيست، بلكه بر تيرهاي چوبي اسكلت اطاق تكيه دارد و از لحاظ چينيان در خور اهميت بسيار است. پوشش بام آجر كاشي است. براي بامهايي كه بر سرهاي شاهانه سايه مي‌افكنند، كاشيهاي زردفام به كار مي‌برند، و براي بامهاي ديگران كاشي سبز، ارغواني، سرخ، يا آبي. از اين رو بامها چه در دامن گشادة روستاها و چه در صحنة درهم شهرها چشمان را نوازش مي‌كند. در خاور دور، قرنيز بام به شكلي دلاويز رو به بالا پيچ مي‌خورد. احتمالا پيشامدگي خيزرانهايي كه سابقاً بر بام خيمه‌ها كار مي‌گذاشتند، منشأ اين ويژگي است. اين نيز محتمل است كه محافظت خانه در برابر باران چنين قرنيزي را ايجاب مي‌كند، زيرا اگر بام داراي قرنيز نباشد، باران از كاغذ كره‌اي و روزنه‌هاي مشبكي كه براي نورگيري در ديوارهاي اطاق تعبيه شده‌اند، به داخل اطاق رخنه مي‌كند.

مدخل اصلي خانه بر جبهة جنوبي آن قرار دارد، و معمولا در پشت در مزين ورودي؛ ديوار يا تجيري مي‌كشند، تا از سويي بيرونيان درون خانه را نبينند، و از سوي ديگر، راه ارواح خبيث، كه همواره به خط مستقيم پيش مي‌روند، سد گردد! سرسراها و اطاقها كم نورند، زيرا شبكه‌ها و پوششهاي كاغذي روزنه‌ها سخت از شدت نور آفتاب مي‌كاهند. تهوية درون ساختمان مورد نظر نيست. چينيان در اطاقها با اجاقهاي آجري يا مجمرهاي قابل حمل به گرم كردن خود مي‌پردازند، ولي براي خروج دود تدبيري نمي‌كنند و حتي دودكش نمي‌سازند. همگان دارا و نادار از سرما در عذابند و، بدون بيرون آوردن جامه‌هاي خود، به بستر مي‌روند. اگر بيگانه‌اي از چينيان بپرسد «احساس سرما مي‌كنيد؟» پاسخ ايشان معمولا «البته» است. در اطاقها فانوسهاي كاغذين پر زرق و برق مي‌آويزند و ديوارها را با كاغذهاي خوشنگار و پارچه‌هاي ابريشمين منقش يا

گلدوزي شده مي‌پوشانند يا با مركب نقشهايي بر ديوارها مي‌كشند. لوازم اطاقها را از چوب مي‌سازند و كنده‌كاري مي‌كنند و بر آنها رنگ آبنوسي مي‌زنند. براي ساختن خانه افزارهاي ظريف، گاهي از لاك بهره مي‌جويند. مردم چين تنها ملت شرقي هستند كه بر صندلي مي‌نشينند. با اين وصف، لميدن يا چمباته زدن را خوش دارند. ظرفهاي خاص قرباني و نذر را، كه براي آمرزش نياكان به كار مي‌رود، روي ميز يا طاقچه‌اي مي‌نهند. حجره‌هاي زنان در عقب ساختمانها قرار دارد. گاهي اطاق يا ساختماني را به كتابخانه يا درسگاه اختصاص مي‌دهند.

Zhengding_Kaiyuan_Temple_1.jpg (3648×2736)

بيگانگان، يا كساني كه از ديدگاه تخصصي به معماري چيني نمي‌نگرند، آن را واجد جذابيتي كم‌مايه مي‌بينند،‌ رنگ بر شكل غالب است،‌ و زيبايي عاري از شكوه است. معبد يا قصر بر طبيعت سلطه نمي‌ورزد، بلكه با طبيعت همنوايي مي‌كند. عنصر استحكام و امنيت و دوام در ساختمانها ديده نمي‌شود، توگويي معماران انتظار مي‌برند كه دسترنجشان با زلزله‌اي از ميان برود. ساختمانهاي چيني همپاية ساختمانهاي مصري كرنك يا ساختمانهاي تخت جمشيد در ايران يا ساختمانهاي آكروپوليس در يونان يا معماري غربي نيست، ‌بلكه مجموعه‌اي است از چوبهاي كنده‌كاري شده و آجرهاي كاشي و مجسمه‌هاي سنگي. مي‌توان آن را در شمار چيني‌سازي و يشم تراشي آورد، و نه در رديف بناهاي معظمي كه، به بركت آميختن مهندسي و معماري، در هند و بين‌النهرين و روم سر برافراشتند. مي‌توانيم بگوييم كه معماري چين يكي از وجوه طبيعي هنر چيني و از جذابترين جلوه‌هاي هنر انساني است، مشروط بر آنكه چشمداشت عظمت و استحكام از آن نداشته باشيم و آن را صرفاً انعكاس لطيفترين قريحه‌ها در شكننده‌ترين صور ساختماني بدانيم.

منبع : , جلد اول : مشرق زمین

نویسنده :

نشر الکترونیکی سایت

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.