تحولات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مصر در دورۀ زمام داری آمنوفیس چهارم

تحولات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مصر در دورۀ زمام داری آمنوفیس چهارم

آمنوفیس چهارم[۱] پسر ، که در تاریخ مصر باستان به [۲] معروف است از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۴۷ پیش از میلاد مسیح بر تخت سلطنت به عنوان فرعون ادامه دهندۀ راه پدر خود تکیه داشت. بدیهی است که در زمان فرمانروایی او آن آرامشی که در زمان پدرش بر جامعه حاکم بود، تا حدودی کم رنگ شده و این امر اختلالاتی را در اهرم سلطۀ موجب شده بود. با آنکه آثار و منابع تاریخ از زمان پدر این فرعون خلأ پژوهشی و مطالعاتی زیادی را برجای نگذاشته اند، ولی شناسان و مورخان عقیده دارند که مطالعۀ تاریخ سلطنت هفده سالۀ این فرعون با دشواری هایی همراه است. پدر وی در زمینۀ دین مصریان تلاش های زیادی کرد، معابد متعددی را بنا کرد و شماری را نیز مرمت و زیباسازی نمود و شخصاً هدایای ارزشمندی را تقدیم معابد نمود و کاهنان و متولیان امور معابد را گرامی داشت.

وی که نامش در به صورت آخناتون و فرعون- پیامبر، آمده است، به عنوان به وجود آورندۀ رفرم دینی در مصر معروف است. اوابتدا منطقۀ آمرنه[۳] را به عنوان مرکز اصلی و پایتخت خود برگزید و بخشی از دورۀ زمام داری او به دوره یا عصر آمرنه[۴]، معروف است. وی مناسبات فرهنگی مصر را با سرزمین های دیگر نه تنها حفظ کرد، بلکه به گونه ای افراطی گسترش داد و تأثیر هنر غیر مصری بر هنر مصریان از این زمان و از همین امر ناشی شده است. نیم تنه «»[۵] که در موزۀ برلین در کشور آلمان هم اکنون نگهداری می شود، نمونه ای از این تأثیر عمیق، خشن و بیگانه است.  گنجینه های زمان وی معروف به «گنجینه های »[۶] در جهان شهرت قدیمی یافته و معرف دورۀ زمام داری آمنوفیس چهارم ملقب به اخناتون می باشد. اسناد و مدارک بر جای مانده از آن زمان در عین تنوع و گستردگی دارای ابهامات و پیچیدگی هایی هستند که پژوهشگران را دچار شگفتی و سردرگمی کرده است[۷] . برخی این مشکلات ، معضلات و پیچیدگی ها را ناشی از رفرم دینی این فرعون دانسته اند که هنر مصریان را نیز تحت الشعاع خود قرار داده است.

برخی از یادمان ها و آثار به جای ماندۀ هنری از آن دوره نه تنها منحصر به فرد، بلکه اسرارآمیز و پر از رموز و راز می باشند. نیم تنه نفرته ته (نفرتی تی) از آن نمونه هایی است که تکرار و تقلید از آن پس از این هرگز در عرصۀ هنر مصریان دیده نشده است. در ساختن مجسمه های فراعنه در گذشته، پیوسته سبک های سنتی مورد توجه مجسمه سازان قرار می گرفته است.

 کرونیست ها ، دین شناسان، مورخان و مصر شناسان دربارۀ دورۀ حکومت آمنوفیس چهارم ملقب به آخناتون (اخناتون) اختلاف نظرهای جدی و عمیق دارند که در این مبحث به بخشی از آن پرداخته می شود. تحولات دینی در زمان وی از هر امور دیگر مهم تر بوده است. واژه آتون[۸] اساساً به معنای خدا نیست و به نام انسانی هم نیست که آیین و آدابی آن را تقدیس کرده باشد. این واژه عنصر خورشید را مجسم می کرده است که به صورت قرصی نورانی یا کره ای فروزان با اشعۀ شعله وارش نظر هر کسی را به خود جلب کرده است. این کرۀ نورانی که بر سرتاسر جهان و زیر و روی کرۀ زمین پرتو افشانی می کند، محدودیت و مسئولیتی ساکن و منحصر به سرزمین یا نقطه ای خاص ندارد، بلکه جهان و جهانیان تماماً به او وابسته اند. آتون این معنا را با خود دارد و به همین دلیل به جای نام و عنوان «رع» در این زمان به کار برده شده است. وقتی از ستارۀ درخشان روز و نیروی حیات بخش سخن گفته شود مراد و منظور خورشید یا آتون است.

خاستگاه و مأوای رع را در نقطه ای از خورشید بیان می کنند. براساس همین روایات و سنن مصریان باستان رع در جرگۀ خدایان ولی دارای «وجودی جسمانی»[۹] است که شب و روز با تأثیرپذیری از «نیروهای سماوی»[۱۰] برقرار است و حکومت می کند. هم اوست که شب را با قدرت هولناک و عظیم خود به روز تبدیل می کند و تاریکی را به روشنایی می برد و تیرگی را به زلال بودن مبدل می سازد. موضوع و نام آتون دین شناسان را سخت به خود مشغول داشته و این پژوهشگران پیوسته بر آن شده اند تا از عمق این معما کاسته و آن را بر عرصۀ پژوهش نزدیک تر کنند. اسطورۀ آتون هنوز هم اسرار آمیز است و ماهیت آن رمز و رازهای فراوان دارد. کُرۀ فروزان خورشید با وجود اینکه قابل رؤیت است و هر کس از عملکرد و خاصیت بی کران آن آگاه است، ولی از نظر پژوهشگران و دین شناسان و حتی منجمان و فیلسوفان دارای شگفتی های قابل توجهی است.

پیوسته می کوشیدند تا به رموز پیدایش خورشید به طور بنیادی و چگونگی طلوع و غروب آن پی ببرند، تا بتوانند به کم و کیف و احوال سیارات و به طور کلی ستارگان دیگر و مجموعۀ کهکشان ها بپردازند. این کار هنوز هم ناتمام مانده است.

اسطوره شناسان از خلال داستان ها، افسانه ها و اساطیر مصریان باستان به ویژه متن هایی که مربوط به عوالم اسرار آمیز خدایان مصریان است دریافته اند که عملکرد خورشید یک امر طبیعی است که توقف پذیر نیست و هیچ قدرتی نمی تواند لحظه ای در آن خدشه و اختلال ایجاد کند. آتون به عنوان خورشید عالمتاب و جهانگیر، چنین است و پایدار و جاودانی است و متعلق به جهانیان است نه مصریان.

مردم آمرنه هرگز این طبیعت منتسب به خورشید را غیر طبیعی و غیر تجربی به شمار نیاورده و آن را پدیده ای برخاسته از سحر و جادوی سماوی قلمداند نکرده اند. دربارۀ خدایگونۀ آمون و سپس تلفیق آن در رع و پدیدار شدن آمون- رع از زمان های پیشین برای مصریان توضیحات و توجیهات لازم و گسترده از سوی کاهنان رع و آمون داده شده بود و دربارۀ آن ابهام کمتری وجود داشت. تحولات ، فعل و انفعالات و تغییرات  گسترده ای که در عرصۀ دین و خدایان مصری در طول زمام داری فراعنۀ سلسلۀ هجدهم به وقوع پیوسته است. در طول کمتر سلسله ای در مصر باستان مشاهده و گزارش شده است. تغییر ماهیت واقعی آمون که خدای مردم تب در مصر باستان بوده است، به ندرت گزارش شده است، مگر به صورت خورشید و آن هم در رابطه با رع که مأمور و ناظر و اراده کننده پرتوافشانی خورشید در طول روز بوده است. هم اکنون با روی کار آمدن آمنوفیس چهارم آتون خورشید مجسم، محض و مطلق است و بر همۀ عالم و جمیع جهانیان پرتو افشانی می کند. رع خدای برخاسته، متعلق و ویژۀ هلیوپولیس[۱۱] (شهر خورشید، شهر هلیوس) بود و پتح خدای آفرینش و آفریدگار همه چیز خدای شهر ممفیس به شمار آمده است.

برخی انقلاب آتون را ساخته و پرداختۀ کاهنان معابد آمون و آمون – رع می دانند که با رفرم مذهبی آمنوفیس چهارم کاملاً مخالف بوده اند و به زودی او را بی دین و مرتد اعلام کردند. مصریان آتون را «صفحۀ نورانی خورشید»[۱۲] می دانستند و خورشید را به این ترتیب آتون می نامیدند. مصریان «خورشید را فرمانروای جهان» به شمار می آوردند. آمنوفیس چهارم چنین توان و اقتداری را تنها در خود می دید. او پدر و پدر بزرگش را هم عمیقاً ستایش می کرد و از خورشید یان (متعلقان به قلمرو آتون یا خورشید) به شمار می آورد. آتون دستورالعملی جدی و روشن برای پیروان خود داشت. برخی احتمال می دهند که آمنوفیس چهارم آتون را در وجود خود یافته و این سخنان زمخت و درشت و فرمان های خشن را وضع کرده است تا خود را در عداد خدایان مصری در آورد. مورخان این سخنان را برخاسته از محافل فرهیختگان و دین داران و دین مداران هلیوپولیس دانسته اند. این سخنان از نظر کاهنان آمون کفرآمیز جلوه می کرد، زیرا براساس آن خورشید جسمانی می شد، همانگونه که آمنوفیس یک انسان است و خود را آتون یعنی خورشید مجسم می داند.

آخناتون (اخناتون) که لقب فرعون آمنوفیس چهارم بود به معنای خادم مردم مصر و در پناه آتون و نماینده اوست. آمنوفیس چهارم بازتاب کامل و بی چون و چرای آتون به شمار آمده است. مصریان آتون را خدای تازه ای پنداشته اند که به آمون- رع پیوسته است. آتون خدایگونه ای بود که حتی زمانی که آمنوفیس ولیعهد (پرنس) مصر بود، مورد توجه او قرار گرفته بود و آنگاه که او بر تخت سلطنت نشست آتون را به عنوان تنها خدایگونه برای مصریان اعلام کرد. روشن نیست که آمنوفیس چهارم در دورۀ ولایتعهدی در کنار پدرش به چه کار مشغول بوده و چه اندیشه هایی در او نشو و نما یافته است. برخی از مصر شناسان این اقدامات ، اظهارات و اندیشه را ناشی از تلقین های ملکۀ تژه[۱۳] در او دانسته اند. تژه از نظر فکری با آمنوفیس چهارم هماهنگ و از او حمایت می کرده است. تژه در تقویت و متحقق کردن این افکار در پسرش نقش اساسی داشته است و در کنار پسرش نخستین کسی بود که به آیین آتون پرستی پیوست. تژه همسر آمنوفیس سوم در عین حال که آتون پرست شده بود، یادمان های همسر متوفای خود را در معبد و به وسیلۀ کاهنان ازیریس تقدیس کرد. وی در آن زمان همانند کسانی که علیه دین و خدایان رسمی کشور تبلیغ سوء می کرده اند، مرتد تلقی شد و مورد طعن و نفرین قرار گرفت، در حالی که وقتی خاندان رامسس ها زمام دار شدند، یادمان های او را گرامی داشته و تندیس او را برپا کردند.

اقدامات آمنوفیس چهارم ابتدا به وسیلۀ همسرش نفرته ته همراهی می شد. فرعون، همسر وی و مردم آمرنه متقابلاً یکدیگر را ستایش می کرده اند. نقوش، تصاویر و متونی که متعلق به آمرنه است، این امر را تأیید کرده و صحنه هایی از آن را در خود دارند. برخی از دین شناسان و کارشناسان ادیان مصریان باستان این انقلاب یا رفرم دینی را ثمرۀ اندیشه های شخص فرعون آمنوفیس چهارم دانسته[۱۴] و کسی را با او همفکر نشناخته اند، ولی شماری از خویشان و نزدیکان وی بعد ها به او پیوسته اند. این دسته از محققان چنین اندبشه ای را تبلوری از شخصیت منحصر به فرد آمنوفیس چهارم دانسته اند که در آن مقطع زمانی توانسته بود دست به چنین کاری بزند. هنرمندان مصری در همان زمان کوشیدند تا ماهیت واقعی این فرعون را در نقوش و تصاویر و یادمان های او ترسیم کنند. ولی او کماکان در فرعونی با خصوصیات اخلاقی منحصر به فرد و بسیار بحث انگیز است.

اندیشه های آمنوفیس چهارم تنها در عرصه های دینی منحصر به خود او نبود، بلکه تغییراتی را که در دورۀ زمام د اری  او در زمینه های هنری به وجود آمد هرگز در تاریخ مصر و هنر مصر باستان فراموش شدنی نیست. یادمان هایی که از خود این فرعون به جای مانده است، معرف و مؤید واقعی تغییرات اساسی در هنر مصریان است. در نقشی متعلق به وی و اعضای خانواده اش که کار هنرمندان مصری بر روی یک صفحۀ فلزی که احتمالاً از آلیاژ مس بسیار مرغوب بوده است، آمنوفیس چهارم و همسرش بر روی صندلی، روبروی یکدیگر نشسته اند. فرعون در این تصویر چهره ای کاملاً زنانه، آرایش کرده و در پوشش او نیز با همسرش تفاوتی مشاهده نمی شود. این گونه هنرآفرینی به ویژه در نقوش و تصاویر مربوط به فراعنه و خانوادۀ آنها تا آن زمان در مصر بیگانه و کاملاً غیر منتظره بوده است. در این تصویر آمنوفیس دارای سینه ای برجسته مانند زنان و چشمانی خواب آلود و به اصطلاح خمار به مانند زنی است که در حالت خواب آلودگی و خماری به سر می برد. فرعون در این تصویر دارای چانه ای دراز است و خطوط چهرۀ او نیز کاملاً غیر طبیعی به نظر می رسد. آرواره های او در وضعیت عادی و متعارف خود قرار ندارند و دارای دهانی بزرگ است. هنرمند کوشیده است میان تمام اعضای بدن فرعون از جمله اعضای صورت او همچون لب ها، چشم ها، آرواره ها و گونه ها هماهنگی ایجاد کند.

او فرعونی لاغر اندام بوده و نیز با توجه به تندیس ها، نقوش و با توجه به گزارش ها و روایات به جای مانده از زمان باستان، بلند قامت بوده است. آنچه دربارۀ او در مقایسه با پدرش در گزارش ها و  روایات مصریان آمده است، آمنوفیس چهارم هرگز آرامش خاطر و خونسردی پدرش را نداشته است. اگر کسی بخواهد اقدامات عمرانی، اقتصادی، فرهنگی او را با همانند آن در زمان پدرش آمنوفیس سوم مقایسه کرده و بسنجد باید بپذیرد که وی از داشتن رایزنان و وزیران لایقی چون آمنهوتپ که در کنار پدر وی به نظارت و رتق و فتق امور می پرداخته است، محروم بوده است. اگر وی از چنین نعمتی برخوردار می بود، هرگز دست به این گونه اقدامات نمی زد و مردم او را همانند پدرش گرامی می داشته اند.  آمنوفیس چهارم در مجموعه جز در عرصه های دینی، کشور را آرام اداره کرده است. مداخلۀ درباریان در زمان او بر خلاف دورۀ زمام داری پدرش در امور سیاسی، دینی و… رواج داشته است.

آمنوفیس چهارم ساختار جسمانی خود را از پدرش به ارث برده بود و اعضای بدن وی درشت بوده اند. او شکم بزرگی داشته، ولی هنرمندان کوشیده اند، تناسب آبرومندانه ای را میان اعضای بدن او در تصاویر، نقوش و مجسمه حفظ کنند. او از سلامت جسمانی برخوردار بوده، هر چند بر روی تصاویر و نقوش این امر مورد سؤال قرار گرفته است. هنرمندان کوشیده اند، تا چهرۀ او را هر اندازه که ممکن بوده است، به آتون شبیه و نزدیک به تصویر بکشید. هنرمدان افزون براین در این تصاویر شباهت وقار و شخصیت و متانت آمنوفیس چهارم با آتون را نیز رعایت کرده و مدنظر قرار داده اند. تصاویر، نقوش و تندیس های این فرعون نشانگر سیمای واقعی پدر و مادروی نیز بوده است. همانگونه که اشاره شد درپاره ای از تصاویر و نقوش نمی توان دریافت که این فرعون از سلامت کامل جسمانی برخوردار بوده است. در مجموع وی در کار خود موفق بوده و برنامه های خود را آنگونه که خود می خواسته است به اجرا درآورده است. تفاوت وی با پدرش در این بوده است که پدرش نبوغ و توان فکری و تدابیر خود را در راه ساختن مصری مرفه و آزاد به کار گرفته ولی آمنوفیس چهارم تنها به مقام و منزلت خود می اندیشیده تا در ردیف خدایان مصری از جمله آتون قرار گیرد. این خودخواهی و خود بزرگ بینی در وجود این فرعون به عنوان یک بیماری مورد توجه صاحبنظران قرار گرفته است.

فرعون در عین حال از نظر اخلاقی حساس، زودرنج، بدبین و شکاک، و در عین حال دارای وسواس عجیبی بوده است. با مطالعۀ روحی- روانی او را در برخی ابعاد دارای اخلاق صوفیان قلمداد کرده اند. پژوهشگران نتوانسته اند میزبان پایبندی اورا نسبت به سنن، آداب و آیین مصریان و پدران خود فرعون به تصویر بکشند. بدیهی است او نیز به دنبال تأمین رفاه همه جانبه برای مصر بود، ولی پاره ای مسائل سیاسی- دینی او را در این کار کاملاً موفق نکرد. مورخان و کرونیست ها او را فرعون – پیامبر[۱۵] نیزنام نهاده اند که این ناشی از همان داعیۀ الوهیت و خودکامگی ها و خودخواهی های زیاد او بوده است. در هر حال او پیوسته می کوشید تا در سخن و عمل نشان دهد که حافظ نظام  پادشاهی موروثی برای حکومت فراعنه در مصر است. مورخان اروپایی او را یک فرعون جاه طلب و دارندۀ نظام حکومتی «مطلق گرایانه»[۱۶] به شمار آورده اند. وی در اواخر دوران زمام داری اش سر رشتۀ کار در زمینۀ سیاست و دیانت را به کلی از دست داده بود.

برای مورخان و دین شناسان پیوسته این سؤال در مورد آمنوفیس چهارم مطرح بوده است که آیا این فرعون دیدگاه های سیاسی همانند پدر و پدربزرگش داشته است؟ آیا آمنوفیس چهارم مصمم بوده است که همانند فراعنۀ پیشین سلسلۀ هجدهم بر قلمرو گسترده ای حکومت کند؟ آیا او می خواسته است که نظام چند خدایی[۱۷] مصریان را به یک نظام دینی یک خدایی[۱۸] در مصر برای مصریان مبدل کند و این نظام یک خدایی حول محور آتون و تعالیم و اندیشه های آتون پرستی دور بزند؟ در این صورت و در حالی که او به عنوان آخناتون باید تنها خدایگونه ای باشد که مورد ستایش و نیایش می تواند قرار گیرد، به سخن دیگر او حکومت آتون بر مصریان را مدّ نظر داشته است.

تحولات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مصر در دورۀ زمام داری آمنوفیس چهارم

خشونت ها  و درشتی های او در تاریخ مصر باستان صفحات بی شماری را به خود اختصاص داده است. او از همان آغاز حرکتی انتقامجویانه نیست به مردم جنوب نوبی انجام داد. نقشی از این جریان به دست آمده است که وی اهالی سرزمین نوبی را دوباره به طور کامل مطیع خود کرد و صف های طویل خراجگزاران نوبیایی را که برای او باج آورده اند نشان می دهد. این صحنۀ جالب در آمرنه صورت گرفته و آمنوفیس چهارم در واقع از این باجگزاران سان می دیده است. او به قدرت بی کران خود می بالیده و از این  که توانسته است مردمانی را به فرمانبرداری خود درآورد، افتخار می کرده است. سیاهان آفریقایی و سوری ها به موجب نقشی به زیر پاهای او افکنده می شده اند. این گونه  نقوش سرتاسر دیوارهای کاخ آمرنه را پوشانده بوده است. بیشتر نقوش و تصاویر و یادمان های مربوط به دورۀ زمام داری او حکایت از خشونت، بی رحمی و ستم برزیردستان کرده و کرونیست ها براین باورند که وی می خواسته است از قدرت خدایان مصری به سود تاج و تخت خویش و حکومت فراعنه بهره بگیرد.

منابع و اسناد متعلق به تاریخ مصر باستان نشان می دهد که او چهار یا پنج سال تمام آداب، آیین و مراسم متعلق به خدایان تب را تحمل کرده است که مراد همان آیین پرستش آمون خدای مصر جنوب یا تب می باشد. وی برآن بود که نخستین فرعونی باشد که به مقام پیامبری رسیده و هیچ فرعونی چنین افتخاری را به دست نیاورده است. نکتۀ دیگری که خیلی اهمیت دارد و در راستای همین تدابیر آمنوفیس چهارم است، این است که وی برآن بود که در منطقه ای در سرزمین مصر پایتخت خود را تأسیس کند، که تا آن زمان به هیچ خدایگونه ای تعلق نداشته و هیچ رب النوعی در آنجا مورد ستایش و نیایش قرار نگرفته است، به سخن دیگر هیچ گونه معبدی در آن بنا نهاده نشده باشد.

تحولات فکری و اندیشه های دینی این فرعون در واقع به انقلابی اخلاقی – دینی  شباهت داشت که پایگاهش در آمرنه شناخته شده است. گفتنی است که در آمرنه بیشترین آثار و یادمان های  متعلق به این فرعون دست آمده است. آمنوفیس چهارم دیدگاه های خاصی را که بیشتر به قلمرو پیامبران الهی تعلق داشته است، به خود تلقین می کرده و سخنانی را به زبان می آورده است که او را برتر از کاهنان آمون و روحانیان عالیمقام و متنفّذ مصر جلوه گر می ساخته است. فرعون پیوسته عنوان می کرده است که چنین خوابی دیده است و به او گفته شده که باید آن را به مردم ابلاغ کند تا مردم از او به عنوان یک پیامبر پیروی کنند. وی گاه سخنان شگفت انگیزی که به گفته های پیامبران شباهت داشته به زبان می آورده است و کاهنان او را دچار وهم و خیال می دانسته اند. او تا پنجمین سال زمام داری اش به آیین های پیشین پای بند و یا به سخن دیگر وابسته بوده و در معابد سولب[۱۹] و سسبی[۲۰] به عبادت می پرداخته است. وی به تدریج آمون را دست کم گرفت و نسبت به او بی تفاوت شد و سرانجام او را مردود اعلام کرد. آیین های دینی به تدریج ابعاد جدیدی پیدا کردند. فرعون در راه تازه ای گام نهاد و خود را پیامبر از سوی رع نامید که در افق حضور دارد و درخشندگی از کرۀ فروزان خورشید دارد. فرعون خود را شخصیت بزرگی می دانست که آغازگر عصر جدید فکری- فرهنگی در تاریخ مصر است. او بالاترین نام را که همان آتون است محور قرار داد و خود را بدان پیوسته و سرانجام همانند او دانست.

آمنوفیس چهارم خود را پادشاهی دانست که از آسمان به زمین آمده و بر تخت پادشاهی نشسته است. او خود را مأموری از سوی رع می دانست و نقوش و یادمان های زمان او  و متعلق به سال های بعد از پنجمین سال سلطنتش آن را تأیید می کنند. نماد این تفکر به صورت انسانی با سر عقاب و اندام آدمی در میان این یادمان های بی شمار وجود داشته است. او خود را دریافت کنندۀ پرتوهای زرین و یا به سخن  دیگر اشعۀ فروزان خورشید دانست که در  کف دست های او نازل می شوند. این پرتوها اهداکنندۀ زندگی بوده و فرعون – پیامبر به مردم ارزانی می دارد. او بی درنگ خود را در شرایطی یافت که دستور دهد تا در کارناک «خانۀ آتون»[۲۱]  را بسازند. این خانه مجموعه ای از معابد با شکل و شمایل و ساختار کاملاً جدید بود. معبد اصلی از این مجموعه «آتون هویدا است»[۲۲] نام داشته است. فرعون به این ترتیب در کنار این تحولات و فعل و انفعالات دینی- اجتماعی، سبک و شیوۀ معماری را نیز با ساختن این مجموعه از معابد در مصر به کار گرفت که طرف توجه مهندسان و هنرمندان مصری در همان زمان قرار گرفته است.

آمنوفیس چهارم در همۀ این نقوش، تصاویر و یادمان ها مقام و منزلت ملکۀ مصر یعنی همسر خود را از نظر دور نداشته است و به هر صورت و شیوه ای که هنرمندان توانسته اند، او را در این برنامه ها و فعل و انفعالات شرکت داده اند. مهمترین نقش در این میان  نقشی از فرعون است در آستانۀ ورود به فضای بزرگ حیاط گونه ای است که خورشید در آن پرتوافشانی می کند و فرعون در حال رفتن و استقبال از اشعۀ تابناک خورشید است. این تصویر در پر رفت و آمدترین و مجلل ترین راهرو معبد بر دیواری نقش بسته است. این یکی از زیباترین آیین های آتون به شمار آمده است. هنرشناسان این نفش را کاملاً بی مانند دانسته اند به گونه ای که پیش از دورۀ زمام داری آمنوفیس چهارم، چنین نقشی به وسیلۀ هنرمندان به تصویر کشیده نشده است. در نقش دیگری پیروان آتون نشان داده می شود که شادی کنان قربانی های ارزشمندی را برای آتون به ارمغان  می آورند. قربانگاه در آستانۀ خانۀ آتون قرار دارد که قربانی کنندگان خرامان خرامان و با آب و تاب و آیین ویژه به آن نزدیک می شوند.

هنرشناسان  همۀ این آثار را از ابتکارات و خیالات آمنوفیس چهارم دانسته که شخصاً و رأساً آن را در ذهن خود گنجانده و از هنرمندان خواسته است تا آن را به تصویر کشانده و در خانۀ آتون که معبد مورد نظر فرعون بود به نمایش بگذارند. همانند این منظره ها در معابد آمون نیز تحت عنوان قربانگاه آمون یا «خانۀ آمون» وجود داشته است که فرعون مورد نظر آن را با ابتکاری نوین و بدیع در آثار هنرمندان تصویرگر و معماری معابد آتون به نمایش گذاشته است. آمنوفیس چهارم در چهارمین سال  سلطنت خود برآن شد که تا از این جهان نازیبا و نفرت انگیز رخت بر بندد و فرار کند. او کاخ خود را که اشتباهاً برخی آن را خانۀ ابدی یا آرامگاه او دانسته اند، در آمرنه که خیلی با هرموپولیس فاصله نداشت، بنا کرد. وی قرار بود که در ششمین سال سلطنتش در آن کاخ مستقر شود.این «افق آتون»[۲۳] در سوی راست ساحل نیل با تأسیسات مجلل و قسمت های متنوع ساخته شده و دارای کاخ ها و بناهای جانبی و تکمیلی با شکوهی بود. فضا فضای روح نواز و چشم انداز به سوی باغ های پر گل و سرسبز بسیار زیبا گزارش شده است. حتی نقوشی که بر موزائیک های کف بنا به چشم می خورد، تبلوری از مناظر زیبای طبیعی و تصاویر متنوع و هنرمندانه ای از طبیعت است که شادی روح و روان را دو چندان می کند. پیرامون این کاخ مجلل و گسترده خانه های کوچک و زیبایی بنا شده اند که درباریان در آنها سکونت داشته اند.

فضای گستردۀ معبد یا بهتر بگوییم معابد، همه باز و هر حیاط دارای چندین محرابه بوده است. در قربانگاه همه قربانی های بزرگ که از سوی فرعون و مردم تقدیم می شدند، به ارمغان می آورده اند. این قربانی ها تقدیم به آتون یا خورشید مجسم می شدند. افزون براین قربانی های خونین و سهمگین، هدایای ارزشمندی که شایستۀ مقام و منزلت آتون باشد، با آداب ویژه و طی مراسم باشکوهی تقدیم می شدند. سرتاسر دیوار این گونه اماکن دینی در کارناک با این تصاویر و نقوش که بیانگر قداست و ارجمندی آتون است برای پرستشگاه های آتون در کارناک، نقش بسته است. همۀ دیوارها و کف ها و ستون های این پرستشگاه ها آکنده از این نقوش بوده است که شاید در کمتر کشور و حتی در کمتر مقطعی از تاریخ مصر باستان همانند داشته باشد. این عظمت نشان می دهد که فرعون تا چه اندازه ای پای بند به افکار خود بوده و توانایی آن را داشته است که هنرمندانه و مبتکرانه چنین عظمتی را خلق کند. نکتۀ جالب توجه برای کرونیست ها و هنرشناسان این بوده است که آمنوفیس چهارم شماری انبوه از هنرمندان از هر رده و تخصص را در این مکان گردآورده و همگی آنان با هماهنگی این عظمت را به وجود آورده اند. از سویی این استواری اراده و قاطعیت تصمیم آمنوفیس را نشان می دهد.

یکی دیگر از جالب ترین نقوش، تصویر نفرته ته همسر فرعون یا ملکۀ وقت مصر است که هنرمندان و حکاکان و نقاشان در این مورد نیز هیچ گونه کوتاهی نکرده و با هنرنمایی های خود جلوه این بنای باشکوه، مجلل، گسترده و متنوع را چند برابر کرده اند.

این امر باعث شد که منطقۀ هرموپولیس و طبعاً آمرنه و کارناک در مصر اهمیت و جاذبۀ بیشتری پیدا کنند. اوضاع اقتصادی، جاذبه های هنری و فرهنگی و امواج جمعیت از مصریان و غیر مصریان همه روایاتی است که در آثار مصریان آمده و دستاورد فرعون تجمل گرای مصر یعنی آمنوفیس چهارم را به چشم دیده اند.

آنچه مسلم است مصرشناسان بیشتر براین باورند که آمنوفیس چهارم بیشتر در این اندیشه به سر می برده است که با ایجاد تغییرات انقلاب گونه در عرصۀ دین مصریان، از قدرت روحانیان نه تنها بکاهد، بلکه آنان را از میدان تحولات فرهنگی- اجتماعی مصریان منتزع کند و حکومت خود را حکومتی مأمور و منتسب از آتون که مکانش در آسمان ها است،  بر روی زمین به شمار آورد. وی توطئه های کاهنان آمون را یکی پس از دیگری خنثی می کرد و تمرکز قدرت در قلمرو روحانیان را به کلی از میان برد. او معابد را به عنوان پایگاه دینی به شمار می آورد نه مکانی برای قدرت نمایی کاهنان  آمون.

هنر مصریان نیز به موازات همین تحولات دینی، فرهنگی و اجتماعی دورۀ زمام داری آمنوفیس چهارم دگرگونی های اساسی را تجربه کرد. هنر در دورۀ نخستین زمام داری آمنوفیس چهارم به تدریج از حالت تخیلی و خلق تصاویر کاریکاتوروار[۲۴]  بیرون آمده و به واقعیت گرایی[۲۵] خود را نزدیک می کرد.  در راستای تحقق این هدف هنرمندان با یکدیگر هماهنگی قابل توجهی داشته اند. هنر شناسان نتوانسته اند انگیزۀ این تغییرات را که به سرعت در قلمرو هنر مصریان نفوذ و رسوخ پیدا کرده بود، به واقع  دریابند. از سویی گسترش این شیوۀ هنرپروری و هنر آفرینی محدود و منحصر به محدودۀ خاص جغرافیایی مصر نبود، بلکه به زودی سراسر قلمرو فرمانروایی آمنوفیس چهارم را در برگرفت.

تحولات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مصر در دورۀ زمام داری آمنوفیس چهارم

نقاشان، پیکرتراشان و حکاکان مصری نمونۀ بارزی از این پدیده جدید هنری را در تصاویر و مجسنه های کوچک و بزرگ نفرته ته همسر بسیار هوشیار و محبوب آمنوفیس چهارم، پدید آورده اند. کتیبه هایی که به زبان جدید مصری است نیز تلویحاً این دگرگونی را مورد تأیید قرار داده اند.

این کتیبه ها در مقایسه با الواح و سنگ نبشته های پیش از دورۀ فرمانروایی آمنوفیس چهارم، بسیار زیباتر و با سلیقه و دقت بیشتری بر سطح سنگ های زیبا و بادوام حک و نقر شده اند. شمار قابل توجهی از این کتیبه های جدید به صورت سنگ های قبور بزرگان، صاحبمنصبان و درباریان مصری، بر مقابر صخره ای کوهستانی در بخش شرقی مصر نصب شده و به دست آمده و مورد مطالعه و ارزیابی قرار گرفته است. حتی بر قبور شخصی و به اصطلاح خصوصی و چهره های غیر حکومتی چون اشراف و اغنیا نیز در همان محدودۀ جغرافیایی کوهستان های شرقی مصر این هنر آفرینی تکرار شده است. در میان این آثار تصاویری نیز دیده می شود که دارای زیرنویس می باشند، به سخن دیگر این زیرنویس ها نیز که به صورت واضح، زیبا و هنرمندانه حک و نقر شده اند، توضیحات و راهنمایی هایی دربارۀ تصاویر و نقوش مزبور را در بر می گیرند. برخی از کتیبه ها جنبۀ اخلاقی و فرهنگی دارند و حاوی مطالبی دربارۀ ارزش و اهمیت جهان مادی و تعریف و توصیه دربارۀ زندگی اخروی یا حیات جاودانی است که مصریان باستان همگی به آن اعتقاد داشته اند. ر برخی از این کتیبه ها از اخناتون (آمنوفیس چهارم) و همسر وی نفرته ته مستقیماً نام برده شده و اشاراتی به خواب ها و رؤیاهای آمنوفیس چهارم نیز شده است، همان رؤیاها و خیالاتی که براساس آن فرعون خود را پیامبر و نماینده آتون در روی زمین می دانست و زندگی خود و خانواده وطرافیانش را بر بستر همان اوهام و تخیلات سازمان داده و پیوسته در اذهان و اندیشه های مردم این ایده را تقویت می کرد و این همان چیزی است که کاهنان آمون را نسبت به او بدبین و بسیار خشمگین کرده بود.

آمنوفیس چهارم در پنجمین سال سلطنتش خود را اخناتون نامید.- اخناتون به معنای «سودمند برای کرۀ فروزان خورشید» است. مراد از کرۀ فروزان خورشید همان «آتون» است. مفهوم دیگر این واژه در نزد دین شناسان «کسی که در سایه و تحت حمایت آتون به مردم سود می رساند» است. آمنوفیس با انتخاب نام اخناتون برای خویش از همان سال پنجم حکومتش دیگر به نام آمنوفیس خوانده نشد و اجازه نداد که او را در بیان و در نوشته ها آمنوفیس بنامند.  به تبعیت از او همان همسرش نفرته ته نیز نام خود راتغییر داد و خود را به آتون منتسب نمود و به صورت «نفر- نفر- آتون»[۲۶] تغییر نام یافت. مصریان بعد از این هم از از او به عنوان نفرته ته نام برده و نفر- نفرو- آتون را نام دوم مستعار این ملکۀ مصر به شمار آورده اند. به این ترتیب آمنوفیس خود را به طور قطعی و نهایی برگزیده از سوی آتون می دانست. واژۀ آمنوفیس در زبان مصری به معنای «آمون خورسند و راضی است» می باشد، ولی هم اکنون فرعون با آیین  ستایش و نیایش این روابط را به کلی قطع کرده بود و براین اساس کاهنان واژه های زشت و موهن به جای آن برای او به کار می برده اند. فرعون در عکس العملی شدید، اموال و متعلقات معابد آمون را به آتون انتقال داد و حتی گاوهای امون دیگر گاوهای آتون نامیده شدند. از این به بعد سرودها و متون نیایشی همان چیزهایی بودند که مورد قبول فرعون و به تأیید آتون نیز رسیده بود. بدیهی است نخست درباریان به آمنوفیس چهارم  (آخناتون) پیوستند و سپس به وسیلۀ تبلیغ و گسترش ارادۀ فرعون مردم به او اعلام وفاداری کردند.

از جمله سخنان فرعون که در آثار و اسناد آن روزگار به یادگار مانده است می توان به این جمله اشاره کرد: «خورشید، رع» در قالب و ماهیت خود به صورت آتون جهان را آفرید و هر روز آن را از نو به دنیا می آورد، او آب را آفرید و رود نیل را پر آب کرد و نیز باران را که موجب رشد گیاهان است، خلق کرد… پس ما همه سپاسگزار او هستیم. فرعون آتون را «روح زنده»ای می دانست که در وجود هر دینداری می دمد. به روایتی بخشی از این سخنان بر لوحه ای که در آمرنه به دست آمده است، نقر شده است. تعریف  دیگری از آتون به آمنوفیس چهارم نسبت داده شده است که خلاصۀ آن چنین است: «خورشید (رع) کاملاً هویدا و درخشان به وسیلۀ آتون اشعۀ نورانی خود را به همه جا ساطع می کند و برای پیروانش پرتوافشانی می نماید»… آتون به این ترتیب تنها عنصر قابل پرستش و نیایش شده بود. آمنوفیس چهارم آتون را در وجود خود موجود و متبلور می دانست. برخی از دین شناسان براین باورند که آمنوفیس خود را پسر رع- آتون می دانسته است. از این زمان به بعد آنچه فرعون می گفت ملاک و مبدأ آداب و آیین های رسمی و دینی مصریان قرار گرفت.

باید به این نکته اشاره شود، که کاهنان معابد در مصر باستان هرگز آمنوفیس را به عنوان پسر رع- آتون به رسمیت نشناخته اند و حتی هیچ فرعونی این افتخار را نداشته است، تنها کمبوجیه دوم  و داریوش یکم و اسکندر مقدونی به عنوان  پسران رع مورد تأیید مصریان بوده اند. به اظهارات کاهنان مصری و ادعاهای فرعون مزبور در پاره ای منابع دینی جهان باستان از جمله در قطعۀ ۱۰۴ کتاب انجیل اشاره شده است. مصر شناسان سخنان اخناتون را عمدتاً نامفهوم و تعالیم و آیین های دیکته شده از سوی او را پیچیده و مبهم می دانند. فرمان های مذهبی اخناتون در نهمین سال زمام داری اش به طور نهایی تنظیم و تدوین و به مصریان و از جمله طرفدارانش ابلاغ و لازم الاجرا گردید. او در همۀ این ابلاغ ها و فرمان ها با نام پدرش رع و آتون آغاز و خود را فرزند آنها، معرفی کرده است.

در دوازدهمین سال زمام داری فرعون، نفرته ته مورد غضب و بی مهری خدایان قرار گرفت و دختر بزرگ او و آمنوفیس به نام «مریتاتون»[۲۷]  جانشین او و بزرگترین ملکه و نخستین بانوی کشور شد. در این هنگام شخصی که پیشینه اش معلوم نیست و برخی او را یکی از پسران آمنوفیس سوم یعنی برادر آمنوفیس چهارم (اخناتون) دانسته اند به نام «سمنخکاره»[۲۸] حدود سال ۱۳۵۰ پیش از میلاد مسیح در ادارۀ امور کشور با فرعون شریک و سهیم شد. گفتنی است که آمنوفیس چهارم و نفرته ته پسر نداشتند و فرزندان آنها همگی دختر بوده اند. به این ترتیب سمنخکاره با مریتاتون ازدواج کرد. همین زن به عنوان برجسته ترین بانوی کشور به موجب قوانین و عرف های جامعۀ مصر عنوان «نفر- نفرو- آتون» را که پیشتر لقب نفرته ته بود برای خود برگزید.

هم اکنون این سؤال مطرح است که آمنوفیس چهارم در طول هفده سال زمام داری اش  چه دستاورد یا دستاوردهایی برای مصریان داشته است؟ نظام اداری و امور دیوانی مصر به چه سرنوشتی دچار شدند؟ در زمینه های اقتصادی و رفاه مردم چه اقداماتی صورت گرفت و اگر بنیادهای اقتصادی نیرومندی که از زمان آمنوفیس سوم پدر اخناتون نمانده بود، بر سر مصریان چه می آمد و دشمنان برون مرزی چه اقداماتی را علیه مصر صورت می داده اند؟ اخناتون همۀ همت خود را مصروف و متمرکز بر روی یک موضوع کرده بود و این امر از نظر اجتماعی موجب می شد که به برخی از نقاط مصر توجه بیشتری بشود. همۀ عایدات ناحیۀ دلتا به آمرنه سرازیر می شد و همۀ هزینه های انبوه به معابد آتون تعلق داده می شد. در ممفیس و هلیوپولیس تنها معباد آتون مورد توجه قرار گرفتند و بزرگترین و ارزشمندترین هدایا به آنها تعلق می گرفت. شگفتی  در این است که در برخی مناطق مصر و سرزمین های زیرسلطه تنها معابد آتون ساخته شده اند.

در سرزمین نوبی در مناطق سدینگا[۲۹] ، کاوا[۳۰] و آمدا[۳۱] (آمادا) معابد کوچک آتون ساخته شدند. بنا به روایتی در الفانتین[۳۲] نیز ساخته شدن معبد آتون تأیید شده است. بقایای معابد قدیمی منتسب به آتون در «تبایس»[۳۳] در مناطق تُد[۳۴] ، هرمونتیس [۳۵] و مدامود[۳۶] نیز پیدا شده است. با توجه به اینکه معابد آتون تنها ارکان و اماکن دینی دارای اهمیت در زمان اخناتون بوده اند، گزارش ها نشان می دهد که در مرکز مصر نیز در مناطق متامر[۳۷]، آسویت[۳۸]، تونا[۳۹] ، هرموپولیس، آنتینو[۴۰]، شارونا[۴۱]، هراکلئوپولیس[۴۲] و … معابد آتون برپا بوده اند. در مصر سفلا، در نواحی بوباستیس[۴۳] و سبنیتوس[۴۴] نیز تأسیسات دینی و معابد آتون وجود داشته اند.

در دورۀ زمام داری خاندان رامسس ها[۴۵] قطعات عظیم ساختمانی از این معابد که آیین آتون پرستی در آنها اجرا شده است، به مناطق دیگر برده شده است، از این رو تهیۀ نقشه ای جامع که بتوان براساس آن مناطق مشخص و معینی را شناخت که به سنت و آیین آتون پرستی تعلق داشته است، دشوار به نظر می رسد.

زمانی که معابد آتون ساخته و پرداخته می شده اند، نام آمون از همۀ اماکن و الواح پاک و زوده می شد. این فرمان از سوی پادشاه (اخناتون) به کارگران و هنرمندان ابلاغ شده بود. خدایانی که به نحوی قرابتی از نظر محتوای دینی و آداب و رسوم با آمون داشته اند نیز مغضوب واقع شده و نام و نشان آنها به همین سرنوشت دچار شده بود. باز هم جای شگفتی است که آمنوفیس چهارم به خدایان محلی جفا  روا نداشت و به اماکن عبادی و نیایشی آنها تعرضی نکرد و در نوم های مصر باستان همزمان با هفده سال سلطنت آخناتون مردم ساکن در آنها به طور عادی و همانند گذشته به خدایان خود احترام گذاشته و معابد آنها را پیوسته باشکوه می آراسته اند. اخناتون، پرستش و نیایش به آتون را نیز بر آنان تحمیل نکرد و در نوم ها تبلیغات آتون پرستی بسیار سست و دور از اعمال هرگونه فشار بوده است. نکته ای که باز اشاره به آن ضروری به نظر می رسد، این است که پیروان آمون در همه جا تحت پیگرد و مجازات قرار می گرفته اند، ولی در نوم ها کسی تحت تعقیب و آزار به خاطر اعتقادات دینی اش قرار نمی گرفته است.

تحولات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مصر در دورۀ زمام داری آمنوفیس چهارم

در مبحثی دیگر به عملکرد رامسس ها فراعنۀ سلسلۀ موسوم به رامسسی ها خواهیم پرداخت که چگونه و با چه وسعتی تحولات دینی در مصر به وجود آورده اند. به دستور آمنوفیس چهارم پرستشگاه ها و آثار و نشانه های شخصی و خصوصی دربارۀ ادیان پیش از آتون پرستی مصریان و به ویژه آنچه متعلق به آمون بود، از بین برده شد. در مجموعه ها ومنازل شخصی بزرگان و ثروتمندان و صاحبمنصبان مصری ظروف، زیور و زینت آلات و حتی مجسمه های زیبا در اندازه های مختلف که نشانی و یا نامی از آمون داشته اند، به کلی منهدم شده یا به یغما برده شدند. پیروان آمون باید از اعتقاد خود بر می گشته و اعتراف می کرده اند و تعهد می سپرده اند که از آمون نامی نبرند و جز آتون و نماینده و فرزند او آخناتون معبودی نداشته باشند.

در منابع مصریان سخن از الهه ای به نام «نخبت»[۴۶] به میان آمده است که به تعبیری همطراز و دوست آمون بوده است، پرستش این الهه نیز به خاطر مناسبتش با آمون ممنوع گردید و مورد تنفر قرار گرفت. متون آئینی و نام این گونه خدایان نزدیک به آمون نیز به موازات نام و نشان های آمون همه جا پاک شد و نابود گردید. از نظر سیاسی اقدام اخناتون و همدستان او که به خدایان محلی در نوم ها کاری نداشته اند، از نظر مورخان و کارشناسان تاریخ مصر باستان، اقدامی هوشمندانه و محتاطانه بوده است، زیرا اگر جز این می کردند، بروز شورش های گستردۀ محلی که به شهرهای بزرگ نیز می توانست سرایت کند، اجتناب ناپذیر بود.

به موجب برخی روایات معابد خدایان دیگر تنها دستخوش غارت قرار گرفته و مجسمه های خدایان را از جا کنده و از محل دور کرده اند، ولی ساختمان های معابد از آسیب های کلی و تخریب های عمده و انهدام در امان ماندند و بعد ها مصریان این اماکن را که با سرمایۀ مردم مصر و زحمات آنها ساخته و پرداخته شده بود مورد استفاده قرار دادند. رامسس ها در این باره اقدامات مؤثری به عمل آوردند تا این یادمان های ارزشمند کماکان برقرار بمانند. البته مقاومت های تحسین برانگیزی نیز از سوی مردم مصر باستان شده است تا این اماکن مورد تخریب قرار نگیرد. از این اماکن خمره ها، کوزه ها و سایر ظروف ارزشمندی که بر آن ها نام های خدایانی چون پتح، هوروس (حوروس) و آمون حک شده بودند و در مواردی نقوش و تصاویر آنها نیز نقر گردیده بود و بعد ها در خانه های روستاییان دیده می شد، به غارت رفته بودند. این نشان می دهد که در همین مقطع زمانی که به اصطلاح انقلاب دینی آتون در مصر به وقوع پیوسته است، کنترل دولت بر کشور و مردم ضعیف شده است.

جالب است که گروهی براثر فشار ناشی از فرامین آمنوفیس چهارم (اخناتون) علی رغم تظاهر به اعتقاد به «افق آتون»[۴۷]، در چهار دیواری خود و دور از چشم عوامل فرعون «توت»[۴۸] خدای میمون و «سوبک»[۴۹] خدای تمساح را پرستش می کرده اند، در شهرهای کوچک و نواحی حومۀ آمرنه، کسانی بوده اند که در کنار آتون که خدایگونۀ واحدی براساس دستور و فرمان بود و پرستش او بر همگان واجب، ازیریس را هم ستایش می کرده اند. در همین مناطق مردمانی نیز زندگی می کرده اند که ازیریس- سوکاریس[۵۰] را توأماً و «خنوم»[۵۱] خدایگونۀ قوچ را می ستوده اند. به تدریج اوضاع به گونه ای متحول شد که دین ارائه شده به وسیلۀ فرعون در باتلاقی فرو رفت. در سومین سال زمام داری  سمنخکاره یعنی در سال ۱۳۴۸ پیش از میلاد مسیح، بی آنکه این ملکۀ فرمانروا از لقب آتون که داشت چشم بپوشد، خانۀ عظیمی را در قلمرو آمون پرستان بنا کرد و در خدمت  این خدایگونه  قرار داد. در این هنگام اخناتون یا از جهان رفته یا در شرف موت بوده است. ولیعهدی که باید به جای اخناتون بر تخت فرعون می نشست، نوجوانی معلول بود و در سال ۱۳۴۸ پیش از میلاد مسیح به جای آمنوفیس چهارم زمام دار شد. هیچ منبع تاریخی به معرفی پیشینۀ این نوجوان نپرداخته است و اظهاراتی نیز که کرونیست ها و مصرشناسان دربارۀ خاستگاه خانواگی او کرده اند، مورد بحث و جدل واقع شده است. آنچه مسلم است وبی در جوّ جامعه ای بود که اعتقاد به اخناتون داشت و نام توتانخاتون را بر خود نهاده بود. گفتنی است که در همان جامعه بی دینان زیادی به سر می بردند که از انقلاب دینی آمنوفیس چهارم پیروی نکرده بودند.

این فرعون نوجوان که از حرمان جسمانی رنج می برد، با سومین دختر آمنوفیس چهارم به نام «آنخسن پاتون»[۵۲] ازدواج کرد. این زوج جوان باید سوگند یاد می کرد که به پرستش آتون کاملاً پای بند است تا مشروعیت خود را در جامعۀ مصر به دست آورد. فرعون جوان و همسرش در چهارمین سال به قدرت رسیدن شان گزارشی را تهیه کردند که در آن نشان می دهد که ممفیس در دورۀ مشروعیت داشتن خدایان قدیمی مصر، چه سختی ها و خفت هایی را تحمل کرده است. سرانجام شرایطی به وجود آمد که پتح خدای آفرینش و سنتی مصریان و آمون دوباره منزلت خود را بازیافتند و آیین های بزرگداشت آنها رسمیت یافت و مراسم عبادت و قربانی و تقدیم هدایا و نذورات برای آنها از سر گرفته شد. جالب این است که این رنسانس جدید بیشتر به وسیلۀ نظامیان سازماندهی شده و به اجرا درآمده بود. شخص گمنام و نه چندان محبوبی به نام «ای»[۵۳] که در آمرنه مسئول اصطبل شاهی بود، بی آنکه با مخالفت یا مقاومتی روبرو شود، رهبری بخش جنوبی مصر را در دست گرفت. هرمهب[۵۴] که از مرکز مصر برخاسته و سرباز ساده ای بیش نبود، در دورۀ توتانخامون عنوان جانشین فرعون (هرپا)[۵۵] را بر خود نهاده بود.

هرمهب پیشتر به مقام ریاست تشریفات دربار و فرماندهی گارد نیز رسیده بود. او ابتدا به ممفیس آمد و پس از مدتی به ادارۀ امور اتباع بیگانه در شمال ممفیس پرداخت. فرعون جوان از سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۳۸ پیش از میلاد مسیح یعنی کمتر از ده سال (۹ سال) حکومت کرد و از دنیا رفت. در این زمان میان آیین آتون پرستی و اندیشۀ ناسیونالیستی مصریان تضاد عمیقی بروز کرد و بعد ها مصریان در همین زمینه قطعات تراژدی دینی- سیاسی را به رشتۀ تحریر و اجرا درآورده اند. بیوۀ فرعون از شوپی لولیما[۵۶] پادشاه هیتی در خواست کرد که یکی از پسران خود را به مصر بفرستد تا هم به همسری این بیوۀ جوان درآید و هم ادارۀ امور مصر را در دست گیرد.

پادشاه بیگانه برای مصریان که از خاندان سلطنتی هیتی ها بود، به زودی به قتل رسانده شد و «ای» از سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۳۴ پیش از میلاد مسیح زمام امور را در دست داشت. «ای» معبد مردگان[۵۷] را که به عنوان مقبرۀ فرعون جوان متوفا در نظر گرفته شده بود، به خود اختصاص داد و جنازۀ فرعون را در یک قبر صخره ای محقر به خاک سپرد. گفتنی است که جسد فرعون جوان یک بار در «درۀ پادشاهان»[۵۸] دفن شده بود و به دستور ای از قبر بیرون آورده و در آن قبر محقر به خاک سپرده شد.

هرمهب که در این زمان در حاشیه به مسئولیت های دیگر عمل می کرد، در انتظار مرگ ای به سر می برد، تا بتواند بر تخت سلطنت جلوس کند. او در دستگاه حکومتی و میان مردم خوشنام زیسته و دارای پیشینۀ ناخوشایند و سوابق اخلاقی – دینی نامطلوب نبود. او در تب که پرستش آمون در آنجا رواج و رونق داشت، تاجگذاری کرد. او بر یادمان های پایتخت نام خود را به جای نام های دو فرعون سلف خود گذاشت و حک کرد. در فهرستی که در دورۀ بعد به سلسلۀ رامسس ها رسید، «ای» تحت عنوان غاصبی که با فراعنه حکومت آمرنه در آویخته بود، آمده و در همین فهارس از هرمهب به عنوان وارث مستقیم و قانونی آمنوفیس سوم، نام برده شده است.

برخی بر آنند که به عنوان بنیانگذار واقعی سلسلۀ نوزدهم باید رامسس یکم را مورد تأیید قرار داد و هرپا (هر مهب) را به عنوان وزیر او شناخت. هرمهب چهره ای هوشیار و آگاه به امور دیوانی، سیاسی، حقوق… بود. او از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۰۹ پیش از میلاد مسیح زمام امور را در دست داشت. وی مجموعه قوانینی را به اجرا گذاشت و سوءاستفاده از قدرت را به کلی ممنوع کرد. پیش از او مأموران مالیاتی، دیوانیانوف کارکنان ادارات دولتی، نظامیان و… از مقام خود سوء استفاده های زیاد کرده بودند. ادارۀ امور مالی معابد از نو مشمول قوانین جدیدی شد و ساختار اقتصادی و مالی معابد و تأسیسات دینی از نوسازمان دهی شد و تحت کنترل درآمد. مقامات روحانی و کاهنان پر نفوذ بر کنار و چهره های جدیدی به جای آن ها به کار گمارده شدند. مقامات و مناصب عالیۀ کشوری و لشکری به امیران فرهیختۀ نظامی تفویض و تعلق داده شد.

در راستای ستایش و نیایش آمون فضای مجلل و باشکوهی که سخاوتمندانه و هنرمندان زینت داده شده بود، در معبد کارناک ساخته شد. همۀ متعلقات معابد آمون و کلیۀ ظروف، زینت آلات ، عتیقه جات و هدایای ارزشمند غارت شده از اماکن مذهبی را گردآوری کرد وبه مکان های اولیۀ آنها بازگرداند. مردم مکلف شدند که اگر از این گونه اشیاء چیزی در اختیار دارند، بی درنگ به مقامات مسئول تحویل دهند، در غیر این صورت سخت کیفر خواهند دید. کلیۀ سنگ های زینتی و صفحات سنگی آسیب دیده و ربوده شده به دیوارهای معابد آمون و فضاهای ویژه آنها نصب و باز گردانده شدند. به موازات این اقدامات در راستای بازگرداندن عظمت آمون و احیای هر چه باشکوه تر کیش آمون پرستی، پیروان آتون با قاطعیت تحت پیگرد قرار داشته اند. ابزار و ادوات و ظروف ویژۀ برگزاری مراسم آیینی آمون جملگی گردآوری و در معابد آمون تحویل متولیان امور مالی آنها شدند. مصریان این اقدامات احیاگرانۀ کیش آمون را به نام هرمهب و رامسس ها در تاریخ خود ثبت کرده اند. به خانۀ آتون در ممفیس آسیب جدی وارد نشد و تا زمان ستوس یکم[۵۹] ظاهراً برپا بوده است. آتون پرستانی که دوباره به پیروان آمون پیوسته بودند، ناگریز شدند تا آنچه را در زمینۀ تعالیم آتون می دانند به فراموشی بسپارند.

هرمهب شخصاً در این زمینه مطالبی را به رشتۀ تحریر درآورده که به صورت مجموعه ای به وسعت یک کتاب در آثار مصریان نگهداری می شده است. هرمهب در این کتابه اسرار خدایان و رموز و آیین های پرستش مصریان نیز اشاره کرده است. در همین زمان نویسندگان ، اندیشمندان و فلاسفۀ مصر در زمینه های خلقت انسان ها و جانداران و مسائل و مطالب دیگر نکات جالبی را به رشتۀ تحریر درآورده اند که برخی آن را مربوط به دورۀ پس از عصر آمرنه می دانند. این نویسندگان آورده اند که در حکومت پیشین پیروان آتون نویسندگان را تحت کنترل و به اصطلاح سانسور شدید درآورده و حتی مدارس ویژۀ دبیران را تعطیل کرده اند.

علی رغم این محدودیت ها علوم و معارف پیشین مصریان دوباره مورد توجه قرار گرفت و از زبان مصریان عهد جدید به عنوان زبان ادبی و نگارش متون و کتیبه ها استفاده شد. هنر مصریان از نو احیاء و آثار تحسین برانگیزی به وسیلۀ هنرمندان آفریده شدند. کارگاه های هنری، مجسمه سازی و … در سرتاسر آمرنه و حومۀ آن دایر شد و دوران شکوفایی عصر آمنوفیس سوم یک بار دیگر شکوفا شد و رونق گرفت. مقبرۀ هرمهب که در دورۀ نظامی بودنش، آن را برای خود در نظر گرفته و در ساکارا[۶۰]  قرار داشت، با نقوش، تصاویر و نوشته هایش، خود معرف اعتلا و تحول فرهنگی و هنری مصر در این مقطع زمانی از تاریخ آن سرزمین است. گفتنی است که سوابق هنری و هنرمند پروری به اندازه ای در آمرنه درخشان بود که چنین تحولاتی اجتناب ناپذیر به نظر می رسیده است.

به این ترتیب مصر از نو متولد شده بود، ولی فرعون وقت باید از منافع و موقعیت مصریان در آسیا دفاع می کرد. به یاد آوریم که چند سال پیش از مرگ آمنوفیس سوم، شوپی لولیما پادشاه هیتی اقدام به ایجاد وحدت میان اقوام و قبایل ناحیۀ آناتولی کرد و بر آن بود که از آن طریق به شمال سوریه نفوذ کند و جهت تسویه حساب با میتانی ها ، با آنان به پیکار بپردازد، چون میتانی ها از متحدان مصریان به شمار می آمده اند. در راستای تحقق این هدف پادشاه هیتی با فرمانروای میتانی وارد جنگ شد و این جنگ مدت زمان قابل توجهی را به خود اختصاص داد و برای هیچیک از طرفین نتیجه ای دربرنداشت. پس از آمنوفیس سوم که خود فرعونی جنگ گریز بود، کسی به عنوان فرعون توان از پیش گرفتن جنگ های فرسایشی رانداشت تا بتواند مصر را به دوران عظمت پیشین آن در عصر آمنوفیس سوم برگرداند. تقریباً هفده سال مبارزۀ مذهبی کمتر از جنگی فرسایشی برای همین مدت برای مصریان هزینه دربرداشته است. مورخان براین باورند که این مبارزات بی فرجام مصر را از نظر سیاسی و اقتصادی در آستانۀ زوال و نابودی قرار داده بود.

پس از مرگ آمنوفیس چهارم قدرت در مصر دست به دست می گشت، زیرا زمینه جز این را نمی طلبید و شرایط غیر از این نبود، تا جائی که فرمانداران محلی بیشتر از میان نظامیان جزء و درجه داران کم تجربه انتخاب می شده اند. تاج و تخت فراعنه پیوسته به وسیلۀ مخالفان و معارضان مورد تهدید قرار داشت، کما اینکه «ای» سر اصطبل آمرنه به مقام فرعونی  رسید یا پیش از او رئیس تشریفات و یا به سخن دیگر سرپرست آشپزخانۀ شاهی همین ادعا را داشته است. در این زمان فلسطین دچار هرج و مرج شد و سوریه و شمال جلیلیه فوق العاده ناآرام و یاغی شده و بر مصریان شوریدند و این مناسب ترین فرصتی بود که با استفاده از آن شوپی لولیما توانست بر بنادر اوگاریت[۶۱] و درۀ اورونت[۶۲] استیلا پیدا کند.

در این زمان فرعون مصر دارای ناوگان نیرومند دریایی جهت حفظ منافع خود در سواحل فنیقیه از حمله دربندر صور نبود و بالطبع تجارت دریایی مصریان نیز با مشکلات و خطراتی روبرو گردید. در واقع مناطق استراتژیک و حساس مورد توجه مصر در کرانه های دریایی مدیترانه چون بیبلوس[۶۳] و خط مرزی ساحلی تا دمشق[۶۴] دیگر در تیررس مأموران مصری قرار نداشت و شوپی لولیما فرمانروای هیتی بر آن بود تا این مناطق را کاملاً به زیر سلطۀ خود درآورد. پس از آمنوفیس سوم، بیشتر فراعنه زمام دار طرفدار صلح و آشتی بودند و به ندرت وارد جنگ و یا حتی درگیری های مرزی و برخوردهای منطقه ای کوتاه مدت می شدند، ولی از سویی سرزمین های زیر سلطۀ مصر که در واقع تأمین کنندۀ منافع فراعنه و گردانندۀ چرخ اقتصادی مصر بودند، هر زمان که فرصتی دست می داد، اعلام استقلال کرده و با مأموران مصری حاضر در قلمروشان به پیکار می پرداخته اند. از زمان حکومت هرمهب به بعد شرایط به گونه دیگری درآمد.

مصر پس از پشت سرگذاشتن این دورۀ پر فراز و نشیب و فراغت یافتن از پیامد های پرالتهاب و اضطراب ، توانست تا حدودی به اصطلاح روی پای خود بایستد و از نظر توان رزمی، ارتش مصر بازسازی و از نو سازمان دهی شود، سپاه مصر از زمان هرمهب  بیشتر در مشاغل سپاهگیری به سر می برد و نظام فرماندهی در ارتش مصر را دگرگون کرد و در فنون رزمی سپاهیان مصر تغییرات اساسی به وجود آورد و تخصص های تازه ای را به نظامیان مصری آموخت.  هرمهب در اصل سرباز ساده ای بود که مدارج نظامی را طی کرد و به مرتبۀ درجه داری رسید و سرانجام به مناصب و رسته های بالای سپاهگیری ارتقاء یافت. با بازسازی ارتش مصر، مصریان دیگر به قراردادها، عهدنامه های صلح و توافقنامه های همزیستی  مسالمت آمیز با همسایگان و رقبای خود پای بند نمانده و حریم صلح را شکستند.

نخستین تهاجم نظامیان مصر به کادش با شکست مواجه شد. مصریان در آغاز این جنگ مبتکرانه و به اصطلاح فرصت طلبانه عمل کرده و زمان جنگ را مقارن درگیری هیتی ها با میتانی ها انتخاب کردند، ولی نبرد آنها نافرجام بود. قتل شاهزادۀ هیتی که پسر شوپی لولیما پادشاه هیتی و همسر بیوۀ جوان فرعون متوفای مصر بود، پادشاه هیتی را سخت برآشفته کرد و علیه منافع مصریان به فلسطین حمله کرد. پس از آن هرمهب نیروهای چریکی را به سوریه گسیل داشت[۶۵]. این اقدام همزمان بروز اشکالاتی بود که مورسیل دوم[۶۶] جانشین شوپی لولیما در درگیری با اقوام و قبایل محلی در مرزهای کشور هیتی، پیدا کرده بود. آنچه نتیجه و دستاورد این نبردها و مبارزات است در واقع برای مصر و هیتی چیزی جز زیان مالی و تلفات نیروی انسانی و سربازان هر دو طرف در این درگیری ها نبوده است.

مصریان برآن بودند که قدرت فراعنۀ پیشین را احیا کنند، این آرمان و آرزو درست در زمانی زمامداران مصر را وسوسه می کرد که در داخل اهرم سلطۀ مصر اختلافات ریشه ای و اساسی بر سر تصاحب تاج و تخت پادشاهی مصر در جریان بود و مورسیل دوم نیز نتوانست بر قبایل اخیرالذکر چیره شود، لذا توان جنگیدن در مناطق آناطولی[۶۷] به هیچوجه قابل تصور نبود و هیچکدام از دو قدرت بزرگ و مدعی نتوانستند پیروزی چشم گیر نظامی را نصیب خود کنند. هنگامی که رامسس یکم به قدرت رسید، مصریان و هیتی ها چشم به چشم یکدیگر دوخته و رقابت ها با افت و خیزهایی کماکان ادامه داشت.

بدیهی است که رامسس ها در سیاست کلی کشورمصر اعم از دیپلوماسی یا سیاست های داخلی چون نظامی، فرهنگی – دینی، اقتصادی و… تجدید نظر کرده و اقدامات تازه ای را در هر زمینه ای صورت دادند که در مبحث آتی در راستای بررسی تاریخ مصر باستان با روی کار آمدن سلسله رامسس ها به آن پرداخته می شود.

[۱] . ۱۳۶۴-۱۳۴۷  v.Ch)) Amenophis  IV

[۲] . Echnaton

[۳] .Amarna

[۴] . Amarna – Zeit

[۵] . Buste der Nefretete

[۶] . Schatze  des  Tutanchamun

[۷] . Fischer, A. a. O. S. 247

[۸] . Aton

[۹] . ” ُ”Fleischlicher  Leib  des  Ra

[۱۰] . Kosmische  Macht (Kosmischekraft)

[۱۱] . Heliopolis  واژۀ هلیوس در زبان یونانی به معنای «خورشید» و پولیس به معنای «شهر» است.

[۱۲] . Sonnenscheibe

[۱۳] . Konigin Tege

[۱۴] . Fischer Weltgeschishte, A. a. I. S. 250

[۱۵] . Propheten – Konig (Propheten – Pharao)

[۱۶] . Absolutismus (Totalitarismus)

[۱۷] . Polytheismus

[۱۸] . Monotheismus

[۱۹] . Soleb

[۲۰] . Sesebi

[۲۱] . “Haus  des  Aton”

[۲۲] . “Aton  ist  offenbar”

[۲۳] . “Horizont  des  Aton”

[۲۴] . Karikatur

[۲۵] . Realismus

[۲۶]. Nefer – nefru – Aton

[۲۷] . Meritaton

[۲۸] . Semenchkare

[۲۹] .  Sedeinga

[۳۰] . Kawa

[۳۱] . Amada

[۳۲] . Elephantine

[۳۳] . Thebais

[۳۴] . Tod

[۳۵] . Hermontis

[۳۶] . Medamud

[۳۷] . Metamar

[۳۸] . Assuit

[۳۹]. Tuna

[۴۰] . Antinoe

[۴۱] . Scharuna

[۴۲] . Herakleopolis

[۴۳] . Bubastis

[۴۴] . Sebennytos

[۴۵] . Ramesiden – Dyastie

[۴۶] . Nechbey

[۴۷] . Horizont des Aton

[۴۸] . (Thot = Affengott)

[۴۹] . Sobek (Krokodilgott)

[۵۰] . Osiris – Sokaris

[۵۱] . Chnum

[۵۲] . Anchesenpaaton

[۵۳] . Ay

[۵۴] . Haremhab

[۵۵] . Herpa

[۵۶] . Supilulima

[۵۷] . Totentempel

[۵۸] . Tal  der  Konige

[۵۹] . Sethos I

[۶۰] . Sakkara

[۶۱] . Ugarit

[۶۲] . Tal  von  Orontos

[۶۳] . Byblos

[۶۴] . Damaskus

[۶۵] . Fischer  Weltgeschichte, A. a. O. S. 259-60

[۶۶] . Mursili II

[۶۷] . Anatolien

منبع : کتاب تاریخ مصر باستان

نویسنده : دکتر اردشیر خدادادیان

نشر الکترونیکی سایت

بابک زارع

بابک زارع هستم | نویسنده و مدیر وب‌سایت تاریخ ما | از ایام کودکی علاقه بخصوصی به تاریخ (بخصوص تاریخ ایران) داشتم | امیدوارم با مطالبی که با دیگر دوستان در سایت تاریخ‌ما قرار می‌دهیم مثمر ثمر واقع شود.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

دنبال کردن
avatar