آتلانتیس تمدن گمشده؛ از تمثیل فلسفی افلاطون تا واقعیت‌های باستان‌شناسی

آتلانتیس تمدن گمشده جزیره‌ای افسانه‌ای و قدرتمند است که نخستین‌بار در رساله‌های تیمائوس و کریتیاس افلاطون، فیلسوف نامدار یونان باستان، به‌عنوان تمثیلی فلسفی در تقابل با آتن باستان و نمادی از زوال اخلاقی، طمع امپریالیستی و غرور ویرانگر توصیف شد و طبق روایت در یک شبانه‌روز بر اثر زمین‌لرزه و طوفانی سهمگین در اعماق اقیانوس ناپدید گردید.

روایت افلاطون از آتلانتیس تمدن گمشده قرن‌هاست که مرز میان اسطوره‌شناسی، تمثیل فلسفی و شبه‌باستان‌شناسی را درهم آمیخته است. افلاطون در سده‌ی چهارم پیش از میلاد، این سرزمین پهناور را فراتر از «ستون‌های هرکول» ترسیم کرد تا بستری تمثیلی برای سنجش نظریه‌ی مدینه‌ی فاضله‌ی خویش فراهم آورد. با این حال، متون تاریخی و شواهد باستان‌شناختی نشان می‌دهند که تبدیل این حکایت تمثیلی به یک واقعیت عینی، محصول بازخوانی‌های رمانتیک سده‌های نوزدهم و بیستم میلادی بوده است.

عکس نقشه آتلانتیس در دایره المعارف آلمانی %d8%a2%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%b3-%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86-%da%af%d9%85%d8%b4%d8%af%d9%87 Tarikhema.org
نقشه آتلانتیس در دایره المعارف آلمانی /نقشه‌ای خیالی از شهر گمشده آتلانتیس که به سال ۱۶۶۹ برمی‌گردد و این جزیره را در مرکز اقیانوس اطلس نشان داده است.

خاستگاه فلسفی و تاریخی آتلانتیس تمدن گمشده در رساله‌های افلاطون

تنها سرچشمه‌ی دست‌اول و آغازین نام آتلانتیس در سراسر تاریخ مکتوب جهان، دو رساله از فیلسوف بزرگ یونانی، افلاطون، با نام‌های تیمائوس (Timaeus) و کریتیاس (Critias) است که حدود سال ۳۶۰ پیش از میلاد نگاشته شده‌اند. پیش از افلاطون، در هیچ‌یک از سروده‌های هومر، هسیود یا متون هرودوت نامی از این تمدن به چشم نمی‌خورد. افلاطون در آغاز رساله‌ی تیمائوس، خط روایی را بلافاصله پس از مباحث مربوط به جامعه‌ی آرمانی در رساله‌ی جمهور قرار می‌دهد تا تجسم عینی جامعه‌ی فضیلت‌محور را در بوته‌ی آزمایش تاریخی قرار دهد.

در روایت افلاطون، شخصیت کریتیاس نقل می‌کند که این داستان را از پدربزرگش شنیده و او نیز از سولون، قانون‌گذار پرآوازه‌ی آتنی، آموخته است. بنا بر این نقل، سولون در سفر خود به شهر ساییس در مصر باستان، با کاهنانی روبه‌رو می‌شود که مدعی ثبت وقایع نه هزار سال پیش از دوران خود در کتیبه‌های معابد بودند. کاهنان مصری به سولون یادآور شدند که خاطره‌ی تاریخی یونانیان به سبب بلایای متوالی طبیعی پاک شده، اما سوابق کهن مصریان نبرد آتلانتیس و آتن کهن را در سینه حفظ کرده است.

هدف بنیادین افلاطون از ترسیم این روایت، ابداع یک «فابل فلسفی» (Philosophical Fable) یا اسطوره‌ی ابداعی بود. فیلسوف با مقایسه‌ی آتن باستان—که مظهر قناعت، پرهیزگاری و شجاعت سیاسی در نظریه‌ی افلاطونی است—با آتلانتیس که نماد اشرافیت‌زدگی، ثروت‌اندوزی نامحدود و تمایل به جهان‌گشایی قهری بود، عواقب سقوط اخلاقی تمدن‌ها را تشریح کرد. آتلانتیس در اندیشه‌ی افلاطون، تصویری آیینی از تباهی یک قدرت دریایی بزرگ است که در فرجام کار، توسط خشم ایزدان سرنگون می‌شود.

عکس یک طراحی شبیه‌‏سازی‌‏شده از شهر گمشده‌‏ی آتلانتیس در سال‌‏های ۱۹۲۰ توسط مهندس معمار، گِزا ماروتی Géza Maróti (یانوس گِرِل/ (WikimediaCommons.com %d8%a2%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%b3-%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86-%da%af%d9%85%d8%b4%d8%af%d9%87 Tarikhema.org
یک طراحی شبیه‌‏سازی‌‏شده از شهر گمشده‌‏ی آتلانتیس در سال‌‏های ۱۹۲۰ توسط مهندس معمار، گِزا ماروتی Géza Maróti (یانوس گِرِل/ (WikimediaCommons.com

روایت کریتیاس از ساختار شهر و مهندسی آتلانتیس

در رساله‌ی ناتمام کریتیاس، افلاطون با دقتی معمارانه به توصیف سازمان فضایی و مهندسی این جزیره می‌پردازد. بر اساس این توصیف، پوسیدون (خدای دریاها) پس از پیوند با زنی فانی به نام کلیتو، جزیره‌ای را که بر فراز تپه‌ای مرتفع قرار داشت، با حفر خندق‌ها و ساخت حلقه‌های متناوب آب و خاک به دژی نفوذناپذیر تبدیل کرد. این ساختار از سه حلقه آبراه دایره‌ای و دو حلقه زمین هم‌مرکز تشکیل شده بود که با پل‌ها و تونل‌های زیرزمینی عمیق به یکدیگر و نهایتاً به دریای آزاد متصل می‌شدند.

افلاطون پایتخت آتلانتیس را کانون ذخایر عظیم معدنی معرفی می‌کند؛ از جمله فلزی گران‌بها و درخشان موسوم به اوریکالکوم (Orichalcum) که پس از طلا باارزش‌ترین ماده به شمار می‌رفت و دیوارهای بیرونی کاخ مرکزی را با تابش سرخ‌فام خود می‌پوشاند. وفور چشمه‌های آب گرم و سرد، باغ‌های بارور، بندرگاه‌های شلوغ با کشتی‌های بازرگانی بی‌شمار، و سازه‌های باشکوه سنگ‌تراشی‌شده از سنگ‌های سفید، سیاه و قرمز، تصویری کم‌نظیر از ثروت افسانه‌ای این کهن‌شهر به دست می‌داد.

با این همه، نقطه‌ی عطف اخلاقی روایت دقیقاً در انتهای همین بخش نهفته است. ساکنان آتلانتیس تا زمانی که بخش الهی سرشت خود را حفظ کرده بودند، قوانین را ارج می‌نهادند و ثروت را سبکسرانه می‌دیدند؛ اما با گذشت زمان و غلبه‌ی طبع انسانی بر خوی ایزدی، گرفتار شهوت قدرت، طمع و تجمل شدند. زئوس، خدای خدایان، با مشاهده‌ی فساد ژرف آنان، مجلسی از ایزدان برپا کرد تا کیفری عبرت‌آموز برای آنان مقدر سازد؛ درست در همین فراز است که متن رساله‌ی کریتیاس برای همیشه ناتمام می‌ماند.

عکس طرح خیالی از آتلانتیس %d8%a2%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%b3-%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86-%da%af%d9%85%d8%b4%d8%af%d9%87 Tarikhema.org
طرح خیالی از آتلانتیس

آیا آتلانتیس یک واقعیت تاریخی بود یا تمثیل فلسفی؟

یکی از پرسش‌های اساسی در محافل دانشگاهی، تشخیص مرز میان حقیقت تاریخی و تمثیل آموزشی در روایت افلاطون است. جامعه‌ی دانشگاهی معاصر و متخصصان فیلولوژی کلاسیک تقریباً به اجماع بر این باورند که جزیره‌ای با مشخصات جغرافیایی آتلانتیس هرگز وجود خارجی نداشته است. کریستوفر گیل، استاد برجسته‌ی فلسفه‌ی باستان، در پژوهش‌های جامع خود نشان می‌دهد که شیوه‌ی بیانی افلاطون در خلق آتلانتیس، شگردی ادبی موسوم به «تاریخ‌نگاری طراحانه» (Designer History) بوده است تا مفاهیم بنیادین عدالت و ساختار حکومت را تبیین کند.

نشانه‌های ادبی آشکاری در متن وجود دارد که ناممکن بودن انطباق تاریخی آن را اثبات می‌کند. برای نمونه، افلاطون تاریخ جنگ آتلانتیس و آتن را نه هزار سال پیش از عصر سولون (یعنی نزدیک به ۹۶۰۰ سال پیش از میلاد) تعیین می‌کند. از منظر علم باستان‌شناسی، در هزاره‌ی دهم پیش از میلاد، جامعه‌ی آتن با ساختار نهادینه‌شده، ارتش سازمان‌یافته، نظام اداری دموکراتیک یا اشرافی و تسلیحات مفرغی که افلاطون گزارش می‌کند، اساساً وجود خارجی نداشت؛ بلکه ساکنان حوزه‌ی اژه در دوره‌ی نوسنگی آغازین و دوران شکارچی-گردآورنده به سر می‌بردند.

علاوه بر این، در دوران کلاسیک نیز حتی نزدیک‌ترین شاگردان افلاطون درباره‌ی تاریخی بودن این سرزمین تردید جدی داشتند. ارسطو، برجسته‌ترین شاگرد افلاطون، بر پایه‌ی نقل‌های استرابون معتقد بود که همان شخصی که آتلانتیس را خلق کرد، خودش آن را در اعماق دریا ناپدید ساخت؛ گزاره‌ای که کنایه از ساختگی بودن تمام‌عیار این حکایت در ذهن آموزگارش دارد.

مقایسه‌ی مشخصات ادعایی آتلانتیس در متن افلاطون با واقعیت‌های باستان‌شناسی
شاخص مورد بررسیروایت افلاطون (کریتیاس و تیمائوس)شواهد تاریخی و باستان‌شناختی معاصر
قدمت و خط زمانیحدود ۹۶۰۰ پیش از میلاد (۹ هزار سال قبل از سولون)دوران نوسنگی اولیه؛ فقدان مطلق جوامع شهری پیچیده در یونان و اژه
توان نظامی و فناوریکشتی‌های جنگی سه‌ردیفه (تری‌رم)، ارابه‌رانی، مهندسی کانال‌های سنگیعدم ظهور ابزارآلات برنزی و ناوگان سازمان‌یافته تا اواخر عصر مفرغ (سده ۱۶ ق.م)
موقعیت جغرافیاییفراتر از ستون‌های هرکول (تنگه جبل‌الطارق) در اقیانوس اطلسبستر زمین‌شناختی اقیانوس اطلس فاقد هرگونه فلات قاره‌ی غرق‌شده‌ی نوظهور است
ساختار جامعه و دولتده پادشاهی ائتلافی منسجم با آیین‌های مشترک و قوانین حک‌شده بر ستون اوریکالکومجوامع سازمان‌یافته با این سطح از دیوان‌سالاری تنها از هزاره‌ی چهارم و سوم ق.م پدیدار شدند

نظریه‌های جغرافیایی؛ مکان‌های احتمالی آتلانتیس تمدن گمشده

علیرغم ماهیت تمثیلی متن، از آغاز سده‌ی بیستم پژوهشگران و زمین‌شناسان به دنبال یافتن بستر الهام‌بخش تاریخی برای این افسانه برآمدند. اگرچه آتلانتیس تمدن گمشده به عنوان یک قاره‌ی بزرگ حقیقت ندارد، اما ممکن است افلاطون از فجایع طبیعی واقعی حوزه مدیترانه برای شاخ‌وبرگ دادن به داستان خود الگوبرداری کرده باشد. کاوش‌های مدرن باستان‌شناسی چندین کانون احتمالی را به عنوان ریشه‌های واقعی این اسطوره پیشنهاد داده‌اند.

عکس تصویر، طلوع خورشید را از شهر پونتا دی سائو لورنسو و شهر فونچال در جزایر خودمختار مادیرا در کشور پرتغال واقع در اقیانوس اطلس در تاریخ ۱۱ می ۲۰۱۲ نشان‌‏می‌‏دهد. ممکن‌‏است آتلانتیس در جنوب اسپانیا واقع‌‏شده‌‏باشد. (تصویر از دین ماتاروپُلوس/GettyImages) %d8%a2%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%b3-%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86-%da%af%d9%85%d8%b4%d8%af%d9%87 Tarikhema.org
تصویر، طلوع خورشید را از شهر پونتا دی سائو لورنسو و شهر فونچال در جزایر خودمختار مادیرا در کشور پرتغال واقع در اقیانوس اطلس در تاریخ ۱۱ می ۲۰۱۲ نشان‌‏می‌‏دهد. ممکن‌‏است آتلانتیس در جنوب اسپانیا واقع‌‏شده‌‏باشد. (تصویر از دین ماتاروپُلوس/GettyImages)

پژوهشگران بر این باورند که روایات سینه به سینه درباره‌ی نابودی تمدن‌های پیشین در فرهنگ‌های پیرامون مدیترانه، با خاطرات طوفان‌های بزرگ و فعالیت‌های آتشفشانی درآمیخته و ماده‌ی خام ادبیات اسطوره‌ای یونان را تغذیه کرده است. در ادامه مهم‌ترین این نظریه‌ها را بررسی می‌کنیم.

فوران آتشفشانی ترا و نابودی تمدن مینوسی در کرت

قدرتمندترین و مستندترین فرضیه در محافل علمی، پیوند میان آتلانتیس و فوران مهیب آتشفشان جزیره‌ی ترا (سانتورینی امروزی) در حدود ۱۶۰۰ پیش از میلاد است. این فوران عظیم که یکی از شدیدترین پدیده‌های آتشفشانی در تاریخ زیست بشر به شمار می‌رود، باعث فروپاشی کالدرا و ایجاد سونامی‌های سهمگین با ارتفاع ده‌ها متر شد که سواحل شمالی جزیره‌ی کرت و سایر مناطق اژه را درنوردید.

حفاری‌های باستان‌شناسی در محوطه‌ی آکروتیری (Akrotiri) واقع در سانتورینی، شهری پیشرفته با ساختمان‌های چندطبقه، سیستم پیشرفته‌ی لوله‌کشی و فاضلاب، و فرسک‌های دیواری شگفت‌انگیز را از زیر قشرهای ضخیم خاکستر آتشفشانی آشکار کرد. شباهت‌های چشمگیر میان هنر، معماری و ساختار بنادر کرت و سانتورینی با توصیفات افلاطون، بسیاری از دانشمندان مانند اسپریدون ماریناتوس (Spyridon Marinatos) را به این جمع‌بندی رساند که گزارش کاهنان مصری در حقیقت پژواک تاریخی فاجعه‌ی ویرانی تمدن مینوسی بوده که در گذر قرن‌ها در ابعاد زمانی و مکانی دچار دگرگونی و اغراق شده است.

فرضیه‌ی تنگه جبل‌الطارق و سرزمین تارتسوس

فرضیه‌ی مطرح دیگر، تطبیق آتلانتیس با تمدن باستانی تارتسوس (Tartessos) در دهانه‌ی رودخانه‌ی گوادالکیویر در جنوب اسپانیا است. تارتسوس دقیقاً در مکانی واقع شده بود که یونانیان آن را فراتر از ستون‌های هرکول (تنگه جبل‌الطارق) می‌نامیدند؛ سرزمینی غنی از فلزات ارزشمند مانند قلع، مس، نقره و طلا که با فینیقی‌ها و یونانیان تبادلات تجاری گسترده داشت.

برخی شواهد زمین‌شناختی نشان می‌دهند که شهرها یا سکونت‌گاه‌های این ناحیه در تالاب‌های دونیا آنا (Doñana) در حدود سده‌های ششم تا هشتم پیش از میلاد بر اثر زلزله‌های مهیب و سونامی‌های اقیانوس اطلس دچار آب‌گرفتگی‌های ویرانگر شدند. نابودی ناگهانی این کانون تجاری پررونق می‌توانست دست‌مایه‌ی تمثیل‌های سیاسی و روایات ملوک‌الطوایفی در جهان یونانی گردد.

کشف شهر گمشده آتلانتیس در دل بیابان!
کشف شهر گمشده آتلانتیس در دل بیابان!

نگاه علم زمین‌شناسی و شواهد بستر اقیانوس اطلس

یکی از ادعاهای پرتکرار در متون غیرعلمی، وجود قاره‌ای غرق‌شده در میانه‌ی اقیانوس اطلس است. با این حال، دستاوردهای علم زمین‌شناسی نوین، ژئوفیزیک دریایی و نظریه‌ی تکتونیک صفحه‌ای (Plate Tectonics) که در نیمه‌ی دوم قرن بیستم تثبیت شد، این نظریه را به‌طور قاطع ابطال کرده است.

نقشه‌برداری‌های دقیق با سونار از رشته‌کوه‌های میان‌اقیانوسی اطلس (Mid-Atlantic Ridge) ثابت کرده است که کف اقیانوس اطلس از پوسته‌ی اقیانوسی بازالتی سنگین تشکیل شده، نه پوسته‌ی سبک گرانیتی قاره‌ای. همچنین صفحات تکتونیکی آمریکای شمالی، اوراسیا و آفریقا سالانه چند سانتی‌متر از یکدیگر فاصله می‌گیرند؛ پدیده‌ای که نشان می‌دهد بستر اقیانوس در حال باز شدن است و هیچ فضایی برای وجود قاره‌ای گمشده که ظرف ده هزار سال گذشته غرق شده باشد، در ساختار ژئولوژیک زمین وجود ندارد.

علل شکل‌گیری موج شبه‌باستان‌شناسی و شبه‌علم پیرامون آتلانتیس

مسیر تبدیل یک حکایت اخلاقی-سیاسی کلاسیک به یکی از قطب‌های اصلی توهمات ماوراءالطبیعه و شبه‌باستان‌شناسی (Pseudoarchaeology)، در سده‌ی نوزدهم و همگام با رنسانس مخفی‌گرایی شکل گرفت. در این دوران، نویسندگانی با سوءاستفاده از خلاء شواهد باستان‌شناسی، دست به انتشار نظریاتی زدند که هیچ مبنای علمی و آکادمیکی نداشت.

در اواخر دوره‌ی ویکتوریا، تحولات صنعتی و بحران‌های مذهبی سبب شد جامعه‌ی غربی تشنه‌ی یافتن پیشینه‌ای اسرارآمیز و اتوپیایی برای بشریت باشد؛ بستری حاصلخیز که زمینه را برای رواج باورهای شبه‌علمی هموار ساخت.

ایگناتیوس دانلی و بازآفرینی اسطوره در عصر مدرن

نقطه‌ی عطف بازتولید اسطوره‌ی آتلانتیس در عصر مدرن، انتشار کتاب آتلانتیس: جهان پیش از طوفان (Atlantis: The Antediluvian World) به قلم ایگناتیوس دانلی (Ignatius L. Donnelly) سیاستمدار و نویسنده‌ی آمریکایی در سال ۱۸۸۲ بود. دانلی ادعا کرد که آتلانتیس خاستگاه نخستین تمدن بشری بوده و تمام تمدن‌های کهن جهان—از مصر باستان و بین‌النهرین گرفته تا مایاها و اینکاها در قاره آمریکا—فرزندان فرهنگی این مادرشهر گمشده بوده‌اند.

دانلی با ارائه‌ی مقایسه‌های سطحی و غیرعلمی میان هرم‌های مصری و سازه‌های مزوآمریکایی، فرضیه‌ی پخشش‌گرایی افراطی (Hyperdiffusionism) را بنا نهاد. رویکرد وی ادعا می‌کرد که جوامع بومی توانایی نوآوری مستقل مهندسی، زراعی یا زبانی را نداشته‌اند و نیازمند یک نژاد پیشگام بیرونی برای یادگیری الفبا، معماری و متالورژی بوده‌اند؛ دیدگاهی که بعدها بستری خطرناک برای نظریه‌های نژادپرستانه و شبه‌تاریخی سده‌ی بیستم پدید آورد.

فرضیات ماوراءالطبیعه و نقد باستان‌شناسی دانشگاهی

پس از دانلی، جریان‌های تئوسوفیستی نظیر هلنا بلاواتسکی (Helena Blavatsky) و بعدها پیشگویانی مانند ادگار کیس (Edgar Cayce) مفاهیم ماورایی و نیروهای کریستالی ناشناخته را به این اسطوره الصاق کردند. ادگار کیس در دهه‌ی ۱۹۳۰ ادعا کرد که بقایای آتلانتیس در دهه‌ی ۱۹۶۰ در نزدیکی باهاما سر از آب بیرون خواهد آورد؛ پیشگویی باطلی که متعاقباً با ادعای کشف سازه‌ی سنگی موسوم به «جاده بیمینی» (Bimini Road) بازاری داغ یافت. با این حال، تحلیل‌های پترولوژی و زمین‌شناسی نشان داد که این سازه‌ها تشکیلات سنگ ساحلی کاملاً طبیعی (Beachrock) هستند که بر اثر فرسایش منظم رسوبی ترک خورده‌اند و ریشه‌ی انسانی ندارند.

  • فقدان لایه‌نگاری ژئواستراتیگرافیک و نبود هرگونه مصنوع دست‌ساز بشری از فلزکاری یا شیشه‌گری پیشرفته در لایه‌های پیش از عصر مفرغ.
  • توسعه‌ی همگرا و بومی تمدن‌ها در مناطق مختلف جهان بدون نیاز به یک مرکز واحد پخشایش فرهنگی.
  • سوءاستفاده‌های شبه‌علمی معاصر در رسانه‌های عامه‌پسند برای جلب مخاطب با انکار نبوغ جوامع کهن بومی.

میراث فرهنگی و نمادین آتلانتیس در اندیشه و ادبیات جهان

اگرچه آتلانتیس تمدن گمشده از نظر ژئوفیزیکی زیر امواج اقیانوس‌ها مدفون نشده است، اما حضور آن در ناخودآگاه جمعی و میراث فکری بشر همواره زنده مانده است. در دوران رنسانس، فیلسوف نامدار فرانسیس بیکن با نگارش اثر درخشان خود، آتلانتیس نو (New Atlantis) در سال ۱۶۲۷، این کهن‌الگو را بازآفرینی کرد. بیکن برخلاف افلاطون، آتلانتیس نو را نه مدلی از زوال طمع‌ورزانه، بلکه اتوپیایی علمی و مبتنی بر آزمایشگری تجربی و نهادهای دانش‌محور ترسیم نمود.

این اسطوره به الگویی بنیادین در ادبیات فانتزی، علمی-تخیلی و فرهنگ عامه تبدیل شد؛ از داستان بیست هزار فرسنگ زیر دریا اثر ژول ورن تا دنیای مصور کمیک‌بوک‌ها و سینمای مدرن. راز محبوبیت پایدار آتلانتیس در جذابیت روانی ایده‌ی «بهشت گمشده» و بیم همیشگی تمدن‌ها از فناپذیری خویش در برابر قهر طبیعت نهفته است.

منابع

  1. Plato. Timaeus and Critias. Translated by Robin Waterfield, Oxford World’s Classics, 2008, Oxford University Press.
  2. Fagan, Garrett G. Archaeological Fantasies: How Pseudoarchaeology Misrepresents the Past and Misleads the Public. 2006, Routledge.
  3. Gill, Christopher. “The Genre of the Atlantis Story.” Classical Philology, vol. 72, no. 4, 1977, pp. 287–304. The University of Chicago Press
  4. Gill, Christopher. Plato’s Atlantis Story: Text, Translation and Commentary. 2nd edition, 2017, Liverpool University Press.
  5. Benson, Hugh H., editor. A Companion to Plato. 2006, Blackwell Publishing Ltd (John Wiley & Sons).
  6. Luce, John Victor. Lost Atlantis: New Light on an Old Legend. 1969, McGraw-Hill.
  7. Doumas, Christos. Thera: Pompeii of the Ancient Aegean. 1983, Thames & Hudson.
  8. Kühne, Rainer W. “A Location for ‘Atlantis’?” Antiquity, vol. 78, no. 300, 2004. Cambridge University Press.
  9. Jordan, Paul. The Atlantis Syndrome. 2001, Sutton Publishing.
  10. Donnelly, Ignatius. Atlantis: The Antediluvian World. 1882, Harper & Brothers.
  11. Bacon, Francis. The New Atlantis. 1627. Edited by G. C. Moore Smith, Cambridge University Press.

پرسش‌های متداول

آیا آتلانتیس واقعاً توسط باستان‌شناسان کشف شده است؟

خیر؛ هیچ مدرک ملموس، بنای یادبود یا بقایای فیزیکی مورد تایید نهادهای رسمی باستان‌شناسی که نشان‌دهنده‌ی وجود شهری به نام آتلانتیس باشد هرگز کشف نشده است. ادعاهای رسانه‌ای عمدتاً تشکیلات طبیعی زمین‌شناسی یا سایت‌های شناخته‌شده‌ی عصر مفرغ هستند.

چرا افلاطون داستان آتلانتیس را نوشت؟

افلاطون این داستان را به عنوان یک تمثیل تمثیلی-سیاسی نوشت تا تضاد میان یک جامعه‌ی آرمانی و عدالت‌محور (آتن کهن) را با یک امپراتوری متکبر، ثروت‌اندوز و توسعه‌طلب (آتلانتیس) نشان دهد و فرجام سقوط اخلاقی حکومت‌ها را بررسی کند.

آیا بین آتلانتیس و تمدن سانتورینی (ترا) ارتباطی وجود دارد؟

بسیاری از پژوهشگران معتقدند فوران آتشفشانی ویرانگر جزیره‌ی سانتورینی در حدود ۱۶۰۰ پیش از میلاد و نابودی پایگاه‌های تمدن مینوسی ممکن است ریشه‌ی خاطره‌ی تاریخی کاهنان مصری بوده باشد که بعدها الهام‌بخش استعاره‌ی افلاطون شد.

فلز اوریکالکوم که در آتلانتیس ذکر شده چیست؟

اوریکالکوم فلزی نیمه‌افسانه‌ای است که در متون باستان به آن اشاره شده است. بر اساس پژوهش‌های فلزنگاری تاریخی، احتمالاً منظور از آن نوعی آلیاژ برنج با درصد مشخصی از مس و روی، یا آلیاژی طلایی‌رنگ از مس و طلا بوده است.

منبع wikipedia nationalgeographic classicalstudies
19 نظرات
  1. M.S.A می گوید

    تو مقاله ای که دارم می نویسم بهم خیلی کمک کرد

  2. ناشناس می گوید

    کاملاً نادرست فرمودی داداش

  3. KAYLA می گوید

    آتلانتیس اصلا واقعی نیست
    اینا فقط چند تا نظریه ست که هنوز کشف نشدن🤌🤌

  4. دلسا می گوید

    من میگم شاید اتلانتیس غرق شده ولی با یک سونامی شما همه یک نظر دیگه میدید

  5. فراهانی می گوید

    آتلانتیس نه نابود شده نه زیر دریا رفته .اگه نقشه زمین تخت واقعی رو ببینید متوجه میشید پشت دیوار های قطب جنوب یه نوار دیگه از یک سرزمین دیگه هست و سرزمین آتلانتیس اونجاست و یک دیوار دیگه از یخ دور این سرزمین هست و پشت اون مردمان آمازون زندگی میکنن .من نقشه رو تو اینیستا نشون دادن دیدم ولی تو اینترنت هبچ ردی ازش نیست . تو فیلم عدالت زاک یه جا میگه انسانها و مردمان آتلانتیس و مردمان آمازون با هم متحد شدن این یعنی انسانهای سه سرزمین که همگی روی زمین فعالی هستن با هم متحد شدن.فیلمش قشنگه ببینید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Fanatikbet girişjojobetUltrabet GirişgrandpashabetjojobetMarsbahisjojobetjojobet girişjojobetjojobetcasibom girişdeneme bonusu veren sitelerdeneme bonusu veren sitelerbycasinotambet girişjojobetgrandpashabetCratosroyalbetmadridbet blogcasibomjojobet girişjojobet girişOnline Notary Services in Texasjojobetganobet girişjojobetcasibomjojobetjojobet girişjojobetjojobet girişjojobetjojobet girişjojobet girişjojobet girişjojobet girişjojobetjojobet girişjojobet giriş