۳۶۰ همبستر شاهان بزرگ هخامنشی

- ۳۶۰ همبستر شاهان بزرگ هخامنشی

مشکل واقعى از تفسیرى که باید از بعضى متون کلاسیک و یونانى مآب درباره شمار همبستران شاه به دست داد، ناشى مى شود. پلوتارک (اردشیر، کتاب ۲۷، بند ا )، دیودوروس ( کتاب ۱۷، فصل ۷۷، بند ۵ ) ، کوئینتوس کورسیوس روفوس ( کتاب ۳، فصل ۳، بند۲۴ ؛ کتاب ۶، فصل۶ ، بند ۸ ) و دیکئارخوس ( athenee XIII,557b ) به وجود ۳۶۰ همبستر اردشیر دوم وداریوش سوم اشاره کرده اند.اما در شرح هرودوت درباره خراجهاى پرداختى ملل تابع عدد ۳۶۰ به کرات مشاهده مى شود: نومه هاى ایالت سوم و دوازدهم ۳۶۰ تالان نقره ( کتاب ۳، بند ۹۰، ۹۲ ) ؛ و نومه بیستم ( هند ) سالیانه ۳۶۰ تالان خاک طلا ( کتاب سوم، بند ۹۴ ) مى پردازند: همین رقم در مورد نومه کیلیکیا حتى دوبار تکرار مى شود: از ۵۵۰ تالان نقره تعیین شده، ۱۴۰ تالان صرف نگهدارى سوار نظام مستقر در آن سرزمین مى شود، ۳۶۰ تالار دیگر را باید به دربار شاه بفرستند ؛ علاوه بر آن این سرزمین بایست هر ساله ۳۶۰ اسب سفید تدارک بیند. هرودوت تصریح کرده است: « براى هر روز یکى ». این عبارت را در متن دیودوروس سسیلى در مورد همبستران شاه باز مى یابیم. مقایسه متون هر نوع تردیدى را درباره وجود مدل از میان مى برد، ولى این مدل یونانى است یا پارسى؟ دقیقتر بگوییم آیا در محیط هخامنشى، عنایت خاصى به رقم ۳۶۰ وجود دارد، وگرنه نه فقط شمار همبستران شاه، بلکه ارقامى را که هرودوت درباره خراج ارائه داده است باید به فراموشى سپرد و در عین حال، داستان هرودوت را درباره کیفرى که کوروش براى رود گوندس تعیین کرد، نپذیرفت. در این داستان اسب سفیدى که نذر خورشید شده بود در آب غرق مى شود. کوروش دستور مى دهد رودخانه را به ۳۶۰ شاخه تقسیم کنند و از آن به سهولت رد مى شود ( کتاب ا، بند ۱۸۹ – ۱۹۰ ) . افزون بر آن، حضور ۳۶۵ پسر جوان « به شمار روزهاى سال » ( کوئینتوس کورسیوس روفوس، کتاب ۳، فصل ۳، بند ا ) درکوکبه داریوش سوم نیز باید مورد تردید قرارگیرد، یا حتى انواع مصارفى( ۳۶۰ ) که پارسیان براى نخل در نظر مى گیرند ( استرابون، کتاب ۱۶، فصل ا، بند ۱۳).
به یقین۳۶۰ رقم نمادینى است که در سنت یونانى نیز یافت مى شود. اما پیداست که در سنن پارسى، این رقم به وجود تقویم شمسى ۳۶۰ روزه به علاوه خمسه منضمه برمى گردد. این تقویم معمولاً در جنب تقویم اداری رسمى که از نوع تقویم قمرى بابلى بود، مورد استفاده قرار مى گرفت. آن متونى که عدد۳۶۰ (یا ۳۶۵) در آنها آمده است به طور مستقیم یا غیر مستقیم در چارچوب آیین پرستش خورشید جاى مى گیرند، به ویژه اسبان مقدسى که هر ساله هنگام میثرکانه قربانى مى شوند. پس باید پذیرفت که عدد ۳۶۰ همبستر شاه بزرگ به اطلاعاتى مربوط مى شود که مستقیماً از دربار هخامنشى آمده است ( ر.ک.nomos persikos در دیودوروس سیسیلى ). با دست چین کردن ۳۶۰ همبستر بار دیگر از شاه بزرگ تصویر مردى برتر ارائه مى شد، زیرا بین این رقم و زمان آیینى تناسب کاملى وجود داشت. بنابراین ۳۶۰ در درجه اول رقمى است که به خصلت مقدس پادشاهى هخامنشى مربوط مى شود.مقام و موقعیت ممتاز این ۳۶۰ زن را نویسندگان باستان کاملاً روشن کرده اند. دیودوروس سیسیلى مى گوید: رسم حکم مى کرد که هنگام جا به جاییهای دربار، زنان خانه شاه، همچنین زنان نزدیکان و دوستان در معیت شاه باشند ( کتاب ۱۲، فصل ۳۵ بند ۵ )؛ کوئینتوس کورسیوس روفوس درکوکبه شاه نه تنها مادر و زن شاه که انبوهى از زنان سوار بر اسب راکه در معیت آنان اند، قید کرده است و حتى نوشته است که در پى آنان فرزندان شاه و دایگانشان و همچنین خیل خواجگان مى آمدند: در پس آنان ۳۶۰ همبستر شاه حرکت مى کردند که جامه و آرایششان به شهبانوان مانند بود ( کتاب ۳، کتاب ۴، بند ۲۴ ) . از طریق هراکلیدس مى دانیم که این همبستران در شکار نیز در معیت شاه بزرگ بودند ( athenee XIII,514c ) . کوئینتوس کورسیوس روفوس ( کتاب ۸، فصل ا، بند ۲۸) وجود این رسم را در دربار شاه ماوریا نیز تأیید کرده است ( استرابون نیز گفته است که آنان در شکار نیز شرکت مى جویند: کتاب ۱۵، فصل ا، بند۵۵ ) . در مرتبه اى پایین تر از شهبانوان واقعى، ۳۶۰ همبستر شاه جزو جدایى ناپذیرکوکبه ملوکانه به شمار مى آمدند. پس شک نیست که در میان تمام کسانى که نویسندگان باستان آنان را همبستر مى نامند، ۳۶۰ همبستر شاه، گروهى را تشکیل مى دادند که مقام و موقعیتشان آنان را به وضوح از خیل عظیم کنیزان درباری جدا مى کرد. بى آنکه دلیل قاطعى در دست داشته باشیم مى توانیم فرض کنیم که پس از مرگ شاه ۳۶۰ نفر دیگر از سراسر امپراتورى برگزیده مى شدند. اما چه بر سر ۳۶۰ همبستر شاه پیشین مى آمد؟ مى دانیم که اردشیر دوم براى تحقیر پسر خود، داریوش، آسپاسیا را « کاهنه آرتمیس اکباتان که پارسیان آن را آنائیتیس مى نامند »، کرد « تا زندگى را در پرهیزگارى بگذراند» ( پلوتارک،اردشیر، کتاب ۲۷، بند ۳ ) . اما مشکل بتوان این واقعه را نمونه خاصى از یک راه و رسم عام تلقى کرد.
ما نمى دانیم که معیارهاى انتخاب این ۳۶۰ همبستر چه بوده است. آنان را همیشه داراى زیبایى فوق العاده اى وصف کرده اند. این را نگارنده کتاب استر، که مى افزاید که استر باکره بود، قید کرده است. دیودوروس سیسیلى نیز صراحتاً چنین مى گوید: « البته زیبایى آنان چشمگیر بود، زیرا از میان تمام زنان آسیا انتخاب مى شدند » ( کتاب ۷، فصل۷۷، بند۶). پلوتارک نیز شرح داده است که زیبا یى آنان خارق العاده بود اردشیر، کتاب ۲۷، بند ۲) . اما این ویژگى چندان خاص به شمار نمى آید: تیموسا یا آسپاسیا یا حتى آموتیس، خواهر خشیارشا و همسر بغه بوخشه را نیز با همین عبارات وصف کرده اند: « او دلفریب ترین زن آسیا بود» ( athenee XIII,609b ). نظر ستایشگر اسکندر درباره زنان ایرانى چنین است: « آنان مایه آزار دیدگان اند » ( پلوتارک، اسکندر، کتاب ۲۱، بند ۱۰) !
پاسخ به این پرسش از آنجا دشوارتر مى شود که معمولاً از آنان دسته جمعى نام مى برند. ما فقط نام سه تن از همبستران اردشیر اول را مى شناسیم. که براى او فرزندانى آوردند. کتسیاس این زنان را مانند یکى از همبستران بردیا، بابلى مى خواند ، اما یکى از آنان نام ایرانى دلپذیرى به نام آلوگونه « سرخگون » دارد. اگر آنان در زمره۳۶۰ همبستر شاه باشند ( که معلوم نیست) باید فرض کنیم که، همان طور که دیودوروس سیسیلى و نگارنده کتاب استر مى گویند، از میان اقوام و شهریاریهاى تابع شاهنشاهى برگزیده شده اند. اگر بر مبنای واکنش اسپیتریداتس که روابطش را با فرناباذ از آن روى قطع کرد که شخص اخیر « مى خواست دخترش را بدون ازدواج بگیرد » اظهار نظرکنیم باید بگوییم که احتمال آنکه بعضى از آنان از خاندانهاى اشراف بزرگ پارسى باشند ، ضعیف است ( گزنوفون، آگسیلائوس، کتاب ۳، بند ۱۳ ) .
منبع : امپراطوری هخامنشیان اثر پی یر بریان
اصلاح شدی
باسلام و خسته نباشید خدمت همه ی دوستان
من زیاد از تاریخ سر در نمیارم فقط برای دوست محترمی چون آنی کاظمی کتاب ایران در ۴ کهکشان ارتباطی را پیشنهاد میکنم نوشته ی دکتر محسنیان راد
در ضمن انی دکتر در دانشگاه علامه تدریس میکنن اگر دوستان از کتاب لذت بردند میتونن به کلاسشون هم بیان
دوست ناعزیز آقای کاظمی نامحترم شما عجیب نیت که دم از اعراب بزنید چرا که باج خور یک مشت عرب پرستید . فقط میتوانم سخنی از ابراهام لینکلن را برای اینکه شاید درسی در زندگی بگیرید بنویسم :
“همه را میتوان برای مدتی فریب داد ، عده ای را هم میتوان برای همیشه فریفت ،اما همه را برای همیشه فریب نتوان داد “
انی یک کمی خودت را اصلاح کن و بیا سال ۱۳۸۹را با تفکرات جدید و تعمق بیشتر در دیدگاههای خودت آغاز کن .
مرا ببخشید من مقصدم پیامبر و یارانش بود که خداوند (ج) از طریق آنها کتاب مقدس و اسلام را برای مایان بجا گذاشت ، من هم از عرب های بی فرهنگ ، جاهل ، قاتل و تبهکار متنفرم دوستانم برادرانم لطفاً گفته های من را غلط درک نکنید .
دوست عزیز آن مشتی عرب که می فرمایید به نام دین در نهاوند و اصفهان خراسان …و برای مدت ده سال و بیشتر جوی خون راه انداختند(تاریخ طبری را بخوانید) و کتابخانه ها را سوزاندندو هزاران بار شترچیزهای قیمتی را غارت کردندو بنام غنیمت همراه زنان ایرانی ه عربستان بردند. کاری که طالبان با شیعیان مزارشریف و بامیان کرد. اشتباه نکنیدایرانیان از طریق آن ها مسلمان نشدند هرچند به ظاهر شدند. ایرانیان همواره اسلامی را انتخاب کردند که با مشی آن وحشی ها متفاوت بود. نگاه کنید به استقبالی که مردم ایران از امام رضا(ع) وامام زاده ها کردند. اگر شما به دنبال تطهیر متجاوزان هستید با ویران کردن شناسنامه یک ملت که بی تردیدخوب و بد فراوان هم داشته است، به بیراهه زده اید. عرب های بنی امیه و بنی عباس چه مدینه فاضلی برای ما آوردند؟ کجای کارید؟ واقعا این را که می گویی باور داری؟ کسی فکر نکنم به جز افراد اندک مخالفتی با اسلام داشته باشند چون اسلام کنونی نیزهویت ایرانی است. اما در تقابل قرار دادن تاریخ ملت ایران در برابر دینش قابل پذیرش هیچ کس نیست. مثل این ک فریاد بزنی فلانی پدران تو هرزه و.. بودندما بودیم که شما را آدم کردیم. بدان که مثلی است معروف که می گوید بهشت به سرزنشش نمی ارزد. شما آب در هاون می کوبید. شما کاری را می کنید که کشور امارات در آرزوی آن است. و بدانید. شما تنها خواهید ماند حتی در میان مسلمان ترین متدین ایرانی.
حمله به ایران جنایت بود.اعراب باید غرامت بپردازند.نه تنها به ایران بلکه به جهان که از داشتن ایرانی اباد محروم شد.
روسها باید به ایران غرامت بدهند.امریکاییها هم همینطور.پرتقالیها وانگلیس هم همچنین.مغول وصدام گور به گور شده هم همینطور.ایناهم همینطور در این سالc. خب حالا میدانیم آنچه بر ما گذشته اختضای شعور در حال رشد بشر بوده .یه ملتی قربانی شد یه ملت کامروا.حالا نریم نانسی وجیمز هتفیلد گوش کنیم؟بخدا وقتی صدای یک عرب را میشنوم انگار کسی بهم فحش میده.چکار بکنیم میتونیم تاریخ را عوض کنیم.نه.نژادپرستی هم که نمیشه کرد.ببین دبی ازاد واباد شده دخترامون اونجا شاغل شدن.پسرا تو صف هستن.نوبت تو هم میرسه.ببین سوسمار خورا بزرگترین هتل جهان را ساختن در امارات خب درسته اروپاییها معمارش بودن. دولت تو هم میتونه بسازه.برادر وخواهر ایا ما مطمئنیم ۲۵۰۰سال دیگه بچه هامون بهمون بدوبیرا نمیگن که چرا کاری نکردیم کشور را به مقام شایسته اش برسونیم.
براستی مانع چیه که ما نمیتونیم رشد کنیم؟بسی رنج خوردم در این سال c
من درباره درستی یا نادرستی این مطالب چون تحقیق کاملی نکردم نمیتوانم نظر بدهم . تلاش شما هم در بیان حقایق ستودنی است . به هیچ وجه هم مانند بعضی ها کوروش پرست و داریوش پرست نیستم و ایران باستان را مدینه فاضله نمیپندارم . اما از شما دوست محترم و ایرانی عزیز یک سوال دارم در این هنگامه که کشورهای بی ریشه آمریکایی اروپایی و به خصوص آسیای شرقی که به دروغ برای خود تاریخ پر عظمت میسازند و تلاش بسیاری از کشورها برای ضربه زدن به تاریخ ایران و زیر سوال بردن آبا و اجداد ما و این تمدن کهن و وحشی و بی ریشه جلوه دادن پارسیان باستان ، و همچنین غفلت و بی توجهی دولتمردان و مسئولین داخلی به خصوص در ۳۰ سال گذشته از این موضوع (به دلایل مختلف ) ، آیا شایسته است که من و شما اینگونه بر ابا و اجداد خود و تاریخ نسیتا پرشکوه خود بتازیم ؟ آنهم به صرف ادعای نویسندگان معدود در این زمینه که معلوم نیست از روی عداوت یا واقعیت این مسائل را بیان کرده باشند.
والا اینا توهمات شماست
با همین خودبرترپنداریها باعث شدید که کل همسایه هامون ازمون بیزار باشن
rasti shoma cheghadr past va froomaye hastid ke be tarikh khod ha khianat mikonid albate iran ke vatane shoma nist shoma az haman tofale haye baghi mandeh az takht va taze arabhaye vahshi hasti ama bedanid ma farzandane korush angharib.k….n shoma ra midarim. dar zemn on doctor (siktir) sharyati ham khaen bood
دوست عزیز، همان بهتر که من از نسل عرب تازی باشم تا از نسل شما که خود را نماینده نژاد آریا می دانید و چنین فحش می دهید،
جهت اینکه بازدید کنندگان بدانند این برادر چه فحش هایی داده من به فارسی ترجمه می کنم بخشی از سخنان ایشان را :
sikdir : فحش ترکی می باشد که معنی مستهجن دارد،
شریعتی خائن بود : ایشان چه اطلاعی از شریعتی دارند که می گویند خائن بود؟
سیاوش اوستا فراری خائن است یا شریعتی که نصف عمرش را در زندان به سر برد؟ شریعتی اعتصاب کرد یا اوستا که فرار کرد و با سخنانی متناقض به خرد ها لطمه زد؟
شما چه می دانید دلیل ارسال این مطلب چیست؟
واقعا می پندارید ایرانیان باستان مدینه فاضله ساخته بودند؟ افراطیان مثل شما… می بینم چه فرقی با طالبان دارند؟
حتی به فکر غیر فعال خود اجازه نمی دهید از خود بپرسید که حرام سرا پارسه چه کاربردی داشت؟ بروید کتب پرویز رجبی، پی یر بریان، هینز، کح، و .. بخوانید.
گاه نیک
سلام دوست عزیز
به طور حتم نیاکان باستانی ما مدینه فاضله نساخته اند
اما….
بسیار بسیار بهتر از مدینه فاضله مشتی عرب که در ایران تاخت وتاز کردن را برای ایرانی ارمغان اوردن
شرط می بندم از کتاب شریعتی فریب بزرگ قرن خیلی بیزاری که اینگونه به سیاوش اوستا می تازی
شریعتی گجسته بزرگترین خائن پس از سلمان تازیک بود
مدینه ی فاضله هم واژه ای عربی ست و ما را با آن کاری نیست و بحثی جداگانه دارد(منظورم را که می فهمی)
بحث رو عوض نکنید.
ما اثر اوستا را با عنوان شریعتی فریب بزرگ قرن نیز برای دانلود قرار داده ایم.
مدینه فاضله کلمه ای عربی”ست؛ هست که هست. مفهوم مد نظر ما بود و سابقه که آن بی دراز است.
سلام به دوستان گرامی.آقا چرا بحث میکنید.اگه این جناب مارا …میدانند و خود را…میتونن که اصلا دیگه به اینجا نیان!کی ایشونو دعوت کرده؟هرکی ضد چیزی باشه و یا چیزی در محیط اذیتش کنه ازش دوری میکنه.مثل غریزه ی آدما که تا نزدیک حرارت زیاد میشن ناخودآگاه خودشونو عقب میکشن.اگه طاقت شنیدن حرف حق رو نداری بهتره که اصلا دنبالش هم نری!
هیچ کس نمی تواند خسرانهایی که جنگ برای یک کشور به بار می آورد نادیده بگیرد یویژه که خبری از تمدن نداشته باشد.
این را هم باید درک کنیم که ایران از ابتدای تاریخش تاکنون در عین اینکه در اوج قدرت بوده سم کشنده تمدن خود با خود به همراه داشته است .
من تمدن ایرانی را با همه فراز و فرودش باید بپذیرم به فراز بودنش افتخار کنم و از فرودش عبرت بگیرم.
من سیاوش اوستا را نمی شناسم ولی نه شریعتی خائن بود و نه سلمان فارسی. آنها پی گمشده های خود رفتند . شریعتی درد خودباختگی جوانان ایران زمین را داشت و سلمانپی گمشده دلش می گشت.
سلام
از سایت زیبایی که در اختیار ما قرار دادید صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم از شما یه درخواستی داشتم
می خواستم دو تا کتا ب بهم معرفی بکنید تا دانلود کنم
۱.کتاب زندگی نامه کامل کورش
۲.کتابی که به اولین دوران تاریخ ایران مربوط میشه یعنی سرزمین ایران چه زمانی تشکیل شد و چه کسانی پادشاهی کردند
با تشکر فراوان از شما…
تاریخ دیرین تورکان ایران نوشته ذهتابی و تاریخ ماد نوشته دیاکونف مربوط به ایران باستان است هر دوتایش هم عالیند
درود بر شما انی کاظمی عزیز
میدونید می خواستم بگم که سخنان یا حتی تاریخ نگاشته شده به دست یونانیان چندان سزاوار باور نیستند. زیرا یونانیان باستان خود اهمیت بسیاری برای مسائل جنسی قائل بودند، و برداشتی که از دیدن هر زنی در هر سرزمین دیگری داشته اند نیز درست همانند فرهنگ خودشان بوده است. هم چنان که می دونید یونانیان باستان در زمانی که هخامنشیان (کورش) هیچ گونه برده داری را مجاز نمی دانستند، بسیاری برده داشتند تا آنجا که گاهی اوقات تعداد برده ها از تعداد آزادها بیشتر بود. خوش گذرانی آنها از تماشای کشت و کشتار بین گلادیاتورهای نگون بخت بود و حتی برای خرید و فروش و صحبتهای سیاسی و دیپلماتیک به حمام می رفتند و به همین دلیل ساعتهای طولانی از روز را در حمام بودند که با هم حرف بزنند!!!!
به دلیل نابودی بخش عظیمی از ساختارها و ساختمانهای تاریخیشان توسط پارسیان، آنان کینه ی فراموش ناشدنی ای از تمدن پارس داشته و دارند. همچنان که امروزه نیز وقتی که گردشگران به یونان می روند، راهنمایان یونانی، در هنگام نشان دادن مجسمه های سر شیر در دو طرف خیابان که مدتها برای ساختشان نیروی انسانی و هزینه و زمان مصرف شده بوده و سپس پس از حمله ی ایران بخشی از آنها نابود شده اند، با تمام جزئیات به گردشگران می گویند: ” این بازمانده های تاریخی نابودشده را می بینید؟ اینها را پارسیان شکسته اند. میدانید پارسیان کیستند؟ پارسیان سلسله ی پادشاهی از ایران باستان بودند که …. ”
پس تلاششان برای زشت کردن چهره ی تمدن پارسی بسیار روشن است.
دوباره به وبلاگتان سر خواهم زد و ترجمه ی کتیبه ی تاریخی کورش بزرگ را برایتان خواهم نوشت. (هرچند من منکر خشونت و بد رفتاری داریوش بزرگ نیستم. او حتی برای رسیدن به تخت شاهی نیز بسیار رندانه رفتار کرده است.)
آباد و آزاد بادی …. ای مرز و بوم مهر…. ای ایران
آباد باد نیکا.
نیکای عزیزم راستی با توست.داریوش بزرگ در بیستون اورده که چرا خشمگین بوده و خشم او حتی از سرکشی مردمان نبوده بلکه خشم او از دست دروغگویانی بوده که او را به دروغ در مورد مرگ کامباجیه و بردیا متهم کرده بودند و چه نیکو دروغشان را راست کرد پادشاهان هخامنشی شاهانی بودند که صلیب را شکستند.(نماد صلیب شکته یالمان ها نماد اریانی بودن بود همان نژاد شاهان ما)نه اینکه مردم را به صلیب بکشند و سوز یونانی گجسته از همین است.در ضمن از دشمن دشمنی براید خوشحال باش از اینکه یونانی ما را ویرانگر بنامد.ما ظالمانی که مردم را به صلیب می کشیدن سرنگون میکردیم. و فکر نمی کنم ویران کردن اتن توس سواره و پیاده های پارسی نشان شکست نیروی دریایی ما در سالامیس بوده باشد
مشکل شما تو جه زیاد به منابع یونان است.البته درست است که اکثرمنابع یونان هستند ولی منابع دیگر هستند
صد در صد همینطوره
بابا یونان دشمن خونی ماست
تا تونست شکست خورد اومد عقده هاشو با این تواریخ نوشتنش خالی کرد
این یونان و بعدها روم و امروز کل جامعه غرب ( به رهبری استعمار پیر انگلیس) مکارترین و پست ترین مردمان دنیا بودن هستن حتی از عرب پست تر
چرا خودتون تاریخ ننوشتین؟
چون سواد نداشتند