تاریخچه، ساختار و تسلیحات سربازان هخامنشی در جهان باستان
سربازان هخامنشی بدنه اصلی ماشین جنگی بزرگترین امپراتوری جهان باستان را تشکیل میدادند که از لیبی تا دره سند گسترده بود. این نیروها شامل ترکیبی پیچیده از پیادهنظام زبده پارسی و مادی، گارد سلطنتی معروف به جاویدانها، سوارهنظام سنگیناسلحه و نیروهای احضار شده از دهها قلمرو مختلف بودند. وظیفه اصلی این سربازان حفظ امنیت مرزهای طولانی، سرکوب شورشهای داخلی و اجرای عملیاتهای نظامی گسترده برای شاهنشاه بود.
نقش و جایگاه نظامی سربازان هخامنشی در امپراتوری
ساختار نظامی و ترکیب سربازان هخامنشی بازتابی مستقیم از تنوع قومی و گستره جغرافیایی امپراتوری هخامنشی[پیشنهاد لینک داخلی: تاریخچه امپراتوری هخامنشی] بود. شاهنشاهان هخامنشی، از کوروش بزرگ تا داریوش سوم، لشکری چندملیتی ایجاد کردند که در آن هسته اصلی فرماندهی و نیروهای زبده را پارسها و مادها تشکیل میدادند. این انحصار قومی در ردههای بالای ارتش، تضمینی برای وفاداری کامل به نهاد پادشاهی محسوب میشد. با این حال، نیاز به کنترل مرزهای وسیع باعث شد تا سیستم احضار نیرو از ایالتها یا ساتراپیها پایهگذاری شود. در این سیستم، هر ساتراپ موظف بود سهمیه مشخصی از نیروهای پیاده و سواره را به همراه تجهیزات کامل و آذوقه برای ارتش مرکزی تامین کند.
تنوع در میان سربازان هخامنشی باعث میشد ارتش ایران بتواند در جبهههای گوناگون و با شرایط اقلیمی متفاوت مبارزه کند. سوارهنظامهای شرقی، به ویژه جنگجویان باختری و سکایی، نقش بسیار پررنگی در ارتش ایفا میکردند و به عنوان متحدان قدرتمند پادشاهان هخامنشی شناخته میشدند. این نیروها در کنار کمانداران پارسی که نقطه قوت پیادهنظام بودند، ترکیب تاکتیکی بینظیری را ایجاد میکردند. با وجود این، اتکا به نیروهای مزدور، به ویژه هوپلیتهای مزدور یونانی در اواخر دوران هخامنشی، نشاندهنده تغییراتی در استراتژی تامین نیروی انسانی نظامی بود که در پی ضعف تدریجی پیادهنظام بومی رخ داد.
مدیریت لجستیک و تامین مایحتاج این ارتش عظیم، یکی از شاهکارهای اداری جهان باستان بود. پادشاهان هخامنشی شبکهای از راههای شاهی و انبارهای آذوقه را در سراسر امپراتوری تاسیس کردند که امکان جابهجایی سریع و تامین مستمر نیازهای سربازان در حال پیشروی را فراهم میکرد. این سطح از سازماندهی، قدرت بازدارندگی هراسانگیزی به ارتش ایران میبخشید و مانع از شکلگیری شورشهای منطقهای متعددی میشد.
دستهبندی و یگانهای اصلی ارتش هخامنشی
سازماندهی نیروهای مسلح در ایران باستان بر پایه یک سیستم دهدهی بسیار دقیق بنا شده بود. کوچکترین واحد نظامی شامل ده سرباز میشد که تحت فرمان یک «دهبد» قرار داشتند. ده واحدِ دهنفره، یک گروه صد نفره را تشکیل میدادند و این ساختار تا ایجاد یگانهای هزار نفری و ده هزار نفری ادامه مییافت. این نظم ریاضی به فرماندهان اجازه میداد در میدان نبرد به سرعت آرایش نیروها را تغییر دهند و کنترل دقیقی بر تلفات و جایگزینی نفرات داشته باشند.
پیادهنظام: سپارابارا و کمانداران
بخش عمدهای از پیادهنظام ارتش را نیروهایی به نام «سپارابارا» (Sparabara) یا سپرداران تشکیل میدادند. این سربازان سپرهای بزرگ و مستطیلشکلی از جنس حصیر بافته شده حمل میکردند که در کنار یکدیگر، دیواری دفاعی و نفوذناپذیر در برابر تیرهای دشمن ایجاد میکرد. پشت این دیوار حصیری، صفوف متراکمی از کمانداران پارسی قرار میگرفتند که میتوانستند در هر دقیقه هزاران تیر را با دقت بالا به سوی خطوط دشمن پرتاب کنند. این تاکتیک، استراتژی غالب ارتش هخامنشی در نبردهای میدانی بود و هدف آن فرسودن و در هم شکستن صفوف دشمن پیش از درگیری تنبهتن بود.
با این وجود، نیروهای پیادهنظام که عموماً از طبقات کشاورز جامعه و نیروهای غیرحرفهای استانها تامین میشدند، از نظر تجهیزات دفاعی زرهی در سطح پایینی قرار داشتند. این ضعف تجهیزاتی به ویژه در درگیری با پیادهنظام سنگیناسلحه یونانی (هوپلیتها) در نبردهای قرن پنجم پیش از میلاد نمود پیدا کرد و نشان داد که تاکتیک پرتاب تیر از فواصل دور، در برابر آرایش فالانکسهای زرهپوش یونانی همیشه کارآمد نیست.
سوارهنظام و ارابههای جنگی
سوارهنظام، نیروی ضربتی و تعیینکننده ارتش هخامنشی محسوب میشد. ایرانیان باستان به دلیل سبک زندگی و شرایط جغرافیایی، در پرورش اسب و سوارکاری مهارت بینظیری داشتند. اسبهای نیسایی که در دشتهای ماد پرورش مییافتند، به قدری قدرتمند بودند که میتوانستند وزن سواران زرهپوش را در مسافتهای طولانی تحمل کنند. سوارهنظام هخامنشی وظیفه داشت از جناحین به خطوط دشمن حمله کرده و با ایجاد آشفتگی، ساختار دفاعی آنها را در هم بشکند.
علاوه بر سوارهنظام، ارتش ایران از ارابههای داسدار نیز به عنوان یک سلاح روانی و تخریبی استفاده میکرد. این ارابهها که به تیغههای بران در محور چرخها مجهز بودند، با سرعت به سمت خطوط متراکم پیادهنظام دشمن میتاختند تا آرایش آنها را شکافته و راه را برای حمله سواران و پیادهنظام خودی باز کنند. اگرچه کاربرد ارابهها در نبردهایی با زمینهای ناهموار محدود میشد، اما حضور آنها در میدان نبرد همیشه باعث وحشت نیروهای متخاصم میگشت.
گارد جاویدان: نخبگان سلطنتی در میان سربازان هخامنشی
در قلب ماشین نظامی امپراتوری، یگانی متشکل از ده هزار سرباز فوقحرفهای وجود داشت که توسط مورخان یونانی به «گارد جاویدان» (Immortals) شهرت یافتهاند. دلیل این نامگذاری آن بود که تعداد نیروهای این یگان همیشه دقیقاً ده هزار نفر ثابت میماند؛ به محض آنکه یک سرباز کشته، مجروح یا بیمار میشد، بلافاصله سرباز آمادهی دیگری جایگزین او میگشت تا هیچگاه نقصی در تعداد این نیروی زبده ایجاد نشود.
ورود به گارد جاویدان تنها برای اشرافزادگان پارسی و مادی که از کودکی تحت سختترین آموزشهای نظامی و فیزیکی قرار گرفته بودند، امکانپذیر بود. این سربازان هخامنشی نه تنها وظیفه محافظت شخصی از شاهنشاه در کاخهای پاسارگاد و تخت جمشید را بر عهده داشتند، بلکه در نبردها به عنوان نیروی ذخیره استراتژیک عمل میکردند و تنها زمانی وارد میدان میشدند که گره نبرد پیچیده شده بود. تجهیزات آنها شامل نیزههایی با انتهای سیبشکل از جنس نقره یا طلا بود که موقعیت نظامی آنها را در سلسلهمراتب ارتش مشخص میکرد.
تجهیزات نظامی، لباس و تسلیحات سربازان
تسلیحات و پوشش نظامی ارتش ایران باستان ترکیبی از هنر فلزکاری پیشرفته و مهندسی نظامی متناسب با جغرافیای وسیع امپراتوری بود. بر خلاف زرههای سنگین و یکپارچه برنزی در ارتشهای غربی، ایرانیان از زرههای فلسدار (Scale armor) استفاده میکردند. این زرهها از صفحات کوچک فلزی ساخته میشدند که روی یک پیراهن چرمی یا پارچهای دوخته میشدند و ضمن ارائه حفاظت قابلقبول، انعطافپذیری و آزادی عمل فوقالعادهای به سرباز میبخشیدند.
| نام سلاح / ابزار | توضیحات و کاربرد نظامی | جنس و ساختار |
|---|---|---|
| آکیناکه (Akinakes) | خنجر یا شمشیر کوتاه دو لبه که برای نبردهای تنبهتن و درگیریهای نزدیک در خط مقدم استفاده میشد. | آهن یا برنز با غلافهای چوبی مزین به طلا (برای اشراف) |
| اسپارا (Spara) | سپر مستطیلشکل و سبک که توسط پیادهنظام خط اول برای ایجاد دیوار دفاعی حمل میشد. | ترکیب چرم ضخیم و بافتهای تریکهای یا حصیری |
| کمان پارسی | کمانهای قدرتمند با برد بالا که سلاح اصلی و استراتژیک پیادهنظام ایران به شمار میرفت. | چوب، شاخ و تاندون حیوانات (کمان مرکب) |
| دوری (Dory) / نیزه بلند | نیزههای استاندارد با طول حدود ۲ متر که دارای یک وزنه تعادل کروی شکل در انتها بودند. | چوب زبانگنجشک با سرنیزه آهنی و وزنه برنزی یا نقرهای |
لباس استاندارد نیروهای بومی شامل یک تونیک آستیندار با رنگهای روشن، شلوارهای گشاد (آناکساریدس) که برای سوارکاری بسیار مناسب بودند، و پاپوشهای چرمی نرم بود. روی سر نیز کلاهی نمدی به نام «تیارا» میگذاشتند که در شرایط طوفان شن یا سرمای شدید میتوانست بخشهایی از صورت و گردن را بپوشاند. این نوع پوشش، مزیت تحرک بالا را برای سربازان هخامنشی فراهم میکرد اما در جنگهای تنبهتن سنگین یک نقطه ضعف محسوب میشد.
سربازان هخامنشی چگونه آموزش میدیدند؟
آموزش نظامی برای جوانان اشراف پارسی از سن پنج سالگی آغاز میشد و تا بیست سالگی ادامه داشت. طبق نوشتههای مورخان کلاسیک، سه رکن اصلی آموزش نظامی و تربیتی پارسیان شامل اسبسواری، تیراندازی دقیق با کمان، و راستگویی بود. این جوانان در اردوگاههای نظامی سختگیرانه زندگی میکردند، دویدن در شرایط دشوار طبیعی، شنا در رودخانههای خروشان با تجهیزات کامل، و بقا در طبیعت با حداقل جیره غذایی را میآموختند. هدف از این سیستم آموزشی، تربیت افسرانی وفادار و جنگجویانی بود که بتوانند در سختترین شرایط جغرافیایی امپراتوری تاب بیاورند.
حقوق و جیره غذایی سپاهیان هخامنشی چقدر بود؟
بر اساس گلنبشتههای کشف شده در تخت جمشید، سیستم پرداخت حقوق و جیره در ارتش هخامنشی بسیار منظم و مستند بوده است. سربازان عادی ماهانه مقادیر مشخصی غلات (جو و گندم)، گوشت، شراب یا آبجو دریافت میکردند. میزان این جیره ارتباط مستقیمی با درجه نظامی افراد داشت. افسران عالیرتبه و نیروهای گارد جاویدان علاوه بر جیرههای بسیار غنیتر، پاداشهای نقدی به شکل سکههای دریک طلای هخامنشی و همچنین زمینهای کشاورزی مرغوب به عنوان پاداش خدمات نظامی طولانیمدت دریافت میکردند.
چرا سربازان یونانی در ارتش هخامنشی حضور داشتند؟
با گذشت زمان و گسترش مرزها به سمت غرب، پادشاهان هخامنشی متوجه کارایی بالای آرایش نظامی فالانکس (Phalanx) و زرههای سنگین پیادهنظام یونانی شدند. از آنجا که ساختار ارتش ایران بر پایه تحرک و تیراندازی بود، برای پر کردن خلاء پیادهنظام سنگین، به استخدام گسترده مزدوران یونانی روی آوردند. این مزدوران که در ازای دریافت حقوق بالای طلا خدمت میکردند، بخش مهمی از خط مقدم ارتش را در نبردهای اواخر دوران هخامنشی تشکیل میدادند. پادشاهان ایران به جای تغییر زیرساختهای نظامی سنتی خود، ترجیح دادند مهارتهای جنگی یونانیان را با ثروت امپراتوری خریداری کنند.

تاکتیکهای جنگی و استراتژیهای نظامی در میدان نبرد
دکترین نظامی شاهنشاهی هخامنشی بر اصل «شوک و آتش» استوار بود. استراتژی معمول ارتش ایران در مواجهه با دشمن، ابتدا استقرار یک خط طولانی و عمیق از پیادهنظام بود. صف اول سپرهای بزرگ خود را در زمین میکاشتند و به عنوان سد دفاعی عمل میکردند. سپس دهها هزار کماندار از پشت این سد، بارانی از تیرها را به صورت مداوم بر سر دشمن میریختند. این رگبار بیوقفه، تمرکز استراتژیک دشمن را از بین میبرد و تلفات سنگینی پیش از شروع درگیری فیزیکی وارد میکرد.
پس از تضعیف خطوط دشمن، سوارهنظام سنگین و ارابههای داسدار هخامنشی وارد عمل میشدند. ماموریت آنها حمله گازانبری به جناحین و عقبه دشمن بود تا آرایش نظامی آنها را کاملا از هم بپاشند. هیچ ارتش باستانی به جز پادشاهی مقدونیه در زمان اسکندر، نتوانست راهکاری جامع برای مقابله با ترکیب مرگبار تیراندازان دوربرد و سوارهنظام کوبندهی ایرانی پیدا کند. نقطه ضعف اصلی این استراتژی زمانی آشکار میشد که زمین نبرد باریک یا کوهستانی بود (مانند نبرد ترموپیل) و سوارهنظام قابلیت مانور خود را از دست میداد.
منابع
- Hashim, Ahmed S. “Iran at War: From Cyrus to Soleimani: Part I: Imperial Ways of War”, Middle East Policy (Wiley), 2022.
- Stark, S. “The Iranian East – A Companion to the Achaemenid Persian Empire”, John Wiley & Sons, 2021.
- Manning, Sean. “War and Soldiers in the Achaemenid Empire: Historiographical Considerations”, 2021.
- Brosius, Maria. “Pax Persica: Ideologie und Kriegfuhrung im Achaemenidreich”, Akademie Verlag, 2005.
- Charles, M.B. “The Royal Elite of the Achaemenid Army”, A Companion to the Achaemenid Persian Empire (Wiley), 2021.
سؤالات متداول
مهمترین سلاح سربازان هخامنشی چه بود؟
کمان پارسی اصلیترین و استراتژیکترین سلاح ارتش هخامنشی بود. مهارت در تیراندازی به حدی برای ایرانیان اهمیت داشت که حتی روی سکههای دریک طلای پادشاهی نیز تصویر شاهنشاه در حال کشیدن کمان نقش بسته بود.
تعداد گارد جاویدان چقدر بود و چرا به این نام خوانده میشدند؟
تعداد آنها دقیقا ۱۰ هزار نفر بود. دلیل نامگذاری گارد جاویدان این بود که در صورت مرگ یا بیماری هر یک از اعضا، بلافاصله فرد آموزشدیده دیگری جایگزین میشد تا عدد دههزار هرگز کاهش نیابد و لشکر به ظاهر فناناپذیر بماند.
سربازان هخامنشی از چه اقوامی بودند؟
بدنه فرماندهی و نیروهای ویژه صرفا از پارسها و مادها بودند، اما ارتش به صورت کلی از دهها ساتراپی و قومیت مختلف از جمله باختریها، مصریها، بابلیها، سکاها و حتی مزدوران یونانی تشکیل شده بود.
چرا ارتش هخامنشی در برابر یونانیها دچار مشکل شد؟
ضعف زره پیادهنظام ایرانی نسبت به زرههای برنزی یکپارچه یونانی (هوپلیتها) و عدم قابلیت مانور سوارهنظام در تنگناهای جغرافیایی کوهستانهای یونان، از دلایل اصلی چالشهای ارتش هخامنشی در این نبردها بود.
آیا زنان نیز در ارتش هخامنشی حضور داشتند؟
اگرچه زنان در ساختار اداری، اقتصادی و سلطنتی امپراتوری نقشهای بسیار پررنگی داشتند، اما در بدنه رزمی و ارتش خط مقدم به عنوان سرباز عادی حضور نداشتند؛ هرچند فرماندهانی مانند آرتمیس (دریاسالار ناوگان هخامنشی در نبرد سالامیس) استثناهای تاریخی بزرگی محسوب میشوند.
کوروش یک ایرانی اصیل آریایی بوده است،خانم محترم مشخصه شما هیچ اطلاعی از تاریخ ندارید حتی معنای کلمات و اسم ها را هم نمیدانید و مثل عوام و بی سوادان حرف میزنید ،ایرانی ها در طول تاریخ یک ملت متمدن و نجیب بوده اند.
دوست من درود بر تو
حرفتو کاملا قبول دارم ولی باید با احترام با انسانها حرف زد تا اونا فک نکنن که ما میگیم از همه بهتریم. ما صاحب اولین و بزرگترین امپراطوری با فرهنگ و با سواد دنیا هستیم شایسته من و شما نیست که با دیگران مثل خودشون حرف بزنیم.. البته به این معنی نباشه که من یک قدم از اصولم کنار بیام. فقط میگم احترام وگفتگو.
منم وقتی در مورد جنایاتی که اعراب به ایرانیا کردن مطالعه میکنم به فرهنگشون در اون دوران پی میبرم و عصبانی میشم.
اما الانه ما در کشورمون مشکلاتی داریم که گاها کم از اون جنایات نیست.
درود بر شما:
درجمله آقای عبدالباسط دو تناقض دیده میشه که اثبات اونها نشانگر سو, نیت وایجاد حس ناسیونالیستی ایشون نسبت ایران تلقی میشه: یکی اینکه میگن چرا ایرانیها شکست خوردند ولی بعدش این توهم رو به گردن هخامنشیان میندازن در صورتی که سلسلهای حکمرانی در ایران که فقط منتهی به یک خاندان ویژه نبوده, و دوم اینکه ازلحاظ روانشناسی نوشتاری اطلاق عبارت (تمام جنگها) در رویدادهای تاریخی سندیت ندارد و اصل پرسش را باطل میکند.
جدا از این, اگر ایرانیان دایما جنگ رو واگذار کردند پس چرا مرزهای ایران تثبیت شده بود و اصلاچرا الکساندر لفظ انتقام رابر ان گذاشت؟
در ضمن یونانیان نیز دارای فرهنگ بالایی بودند وبا ادبای ایرانی در تعامل بودند.
در مورد اعراب هم باید بگم که جدا از حجازیها, اعراب یمن و عمان نیز دارای تمدن هستند ولی همگان دربرابر هخامنشیان, اولین وبزرگترین امپراطوری جهان(ثبت در یونیسرو) که درود خداوند بر آنان باد, سرفرودآوردند.
درود
سوال برایم پیش امده که امیدوارم این متن رو ببینید.
شما در این پیام نوشتید که پیامبر اسلام در مورد آن می گوید من خوشحالم که در زمان پادشاهی عادل به دنیا آمدم.
میشه بگید از چه منبعی این سخن رو آورده اید؟ با سپاس
به نام خدا
سلام به همگی
من زمانی خیلی رو تاریخ کشورم حساس بودم خصوصا هخامنشیان و از اعراب بدم می اومد اما الان هیچ احساسی نسبت به هیچکدوم ندارم چون خیلی مطالعه کردم اصلا شماهایی که دارید بحث می کنید می دونیدهخامنشیان یعنی چی؟ اشتباه نکنید. مردم به اونها هخامنشیان می گفتند چون اصل و ریشه این لقب از حاخام یا همون خاخام گرفته شده به معنای حاکمانی که از خاخام یهود پیروی می کنند.ببنید رد پای یهود توی تاریخ کشور ما واضحه اونها انقدر از هخامنشیان براتون داستانهای قشنگی درست کردند که وقتی می شنوید لذت می برید.اما واقعیت اینه که مردم در زمان هخامنشیان از این سلسله متنفر بودند چون اونها فقط به خودشون و کاخهاشون .فکر می کردند. اصلا می دونید پارسی یعنی چی که اینقدر بهش افتخار می کنید؟این کلمه هنوز هم در زبان ما وجود داره منتهی به صورت(پرسه)یعنی ولگرد و سرگردان و بی خانمان یعنی در زمان هخامنشیان کسانی به کشور ما حکومت کردند که مردم به اونها لقب ولگرد رو دادند بسکه دوستشون داشتند!!!!اما کوروش کبیر معنای اسم کوروش واقعا جالبه!!!برید کتاب عهد عتیق(تورات) رو دانلود کنید و بخش عزرا رو مطالعه کنید ببنبد پادشاهان هخامنشی یهودی بودند یا زرتشتی!!!!!اسم کوروش در تورات خوروش هست که ریشه این اسم روسی هست چون روسی ها اسم حیوانات رو روی فرزندانشون می زارند و خوروش در زبان روسی یعنی خروس جنگی!!!این کلمه حتی در زبان فارسی هم وارد شده(خروس) که نشون می دهد کوروش ایرانی نبوده بلکه اهل نزان سرزمینی در کنار دریای سیاه بوده یعنی روسیه!!!!منشور کوروش هم ترجمش اون چیزی نیست که فکر می کنید دموکراسی به معنای واقعی دروغه!!!!!این منشور فقط برای یهودیا حکاکی شده و اگه به اسم اولین مستندات دموکراسی در دنیا سروصدا کرده به خاطر اینه که آخه کوروش ناسلامتی از یهودیا دفاع کرده پس یهودیا معنای دلخواهشونو از این منشور به خورد شما می دند شماها هم خوش خیال برید به تاریخ کشور تفاخر بیجا کنید در حالی که مردم در اون زمان خیلی بدبخت بودند بقیه ای مطالب رو با اسم (دروغهای تاریخ ایران جستجو کنید باور کنید مثل من به نتایج شگفت انگیزی می رسید) و اما اعراب باور کنید اگه دخترانشون رو زنده به گور نمی کردن خدا پیامبر پاکی مثل محمد براشون نمی فرستاد اگر چه راه پیامبر رو به طور کامل ادامه ندادند اما من خیلی خوشحالم که مسلمونم و خدای پاک من همون خدای یهود و زرتشته باور کنید ارزش نداره دل همدیگه رو با حرفای سخت بشکنید…دنیا دو روزه
ای کاش ما به جای اینقدر بحث بیهوده وتوهین به همدیگر یکم فکر میکردیم
چرا ما باید اسلام را تا اوج ببریم.باعث گسترش بیشترش بشیم.ولی هیچ چیزی از تاریخ خودمون به طور دقیق ندونیم.و هر کی از راه رسید وکفت:مثلا کوروش اینطور و آنطور/مردم این جوری و اونجوری /عمر اینطوری واونطوری/عرب بدین سان وبدان سان/ولی این رو بدونین وبدون هر چی که بودند.مردمان گذشته ایران وحشی وخودخواه /خودپرست/خودبین/نبودند. ومانند عربها نمی گفتند.یا اسلام یا جزیه(مالیات)/مالیات و گزینه ی آخر مرگ.امید بر آن دارم.که تفکر خود را نسبت به کشورتان بدور از دین گرایی سالم نگه دارید.
درود بر همه دوستان گرامی
لطفا گروههای میهن پرستی ((فرزندان ماد…پیشمرگ ایران )) و (( فرزندان ماد ))را در گوگل و یا در شبکه اجتماعی فیسنما سرچ کنید و این مطالب رو در گروه مطرح کنید
پاینده ایران اهورایی
پاینده فرزندان کوروش بزرک
گجسته باد فرهنگ ستیزان کهن ایران
ای کاش منهم یکی از آن سنگ نگاره های (سربازها)تخت جمشید بودم.
اگر فراماسون ها را نشناسید حق حرف زدن در مورد تاریخ رو ندارید.فقط با شناخت ماسونها پی میبرید که چه بلایی سر شما اومده.و چطور شده که در حال حاضر درآمد شرکتهای یک ماسون به اسم یعقوب راچیلد از درآمد ملی ایران (پانصد میلیارد دلار) بیشتر است.
اینقدر اسلام اسلام اسلام نگید. اسلام فقط افسانست تو کتابها .اگر اسلام اینه که ما الان داریم میبینیم باید بگم ما از خیرش گذشتیم
هه هه!شماچی رواز اسلام درک کردی که نظر میدی؟آره،به نظر تو و امثال
تو قرآن یک افسانه ست(!)باشه قبول؛فقط:
آیه۲۳و۲۴سوره بقره«واگر درباره ی آنچه بر بنده ی خود پیامبر نازل کرده ایم شک وتردید دارید،دست کم یک سوره همانند آن بیاورید؛ و گواهان خود را -غیر خدا- برای اینکار فرا خوانید اگر راست می گویید» – «پس اگر چنین نکنید-که هرگز نخواهید کرد- از آتشی بترسید که هیزم آن،بدنهای مردم گناهکار و سنگهاست؛وبرای « کافران »آماده شده است.(……………)
به نام خداوند بخشایشگر و مهربان
سلام بر شما (یا همان درود بر شما ، فرقی نداره)
یک سوال دارم که اگر جواب بدین خیلی ممنون میشم . می خواستم یک یا چند کتاب به من معرفی کنید درباره ی نوع پوشش نظامی و معمولی مردم ایران قبل از اسلام و بعد از اسلام .
چون واقعا نیاز دارم ، ممنون از شما ، منتظر جواب شما هستم .
کتاب اخلاق ایرانیان رو اگر مطالعه کنید با سند تصویر روی سنگ درباره ی حجاب ایرانیان نوشته است.
تاریخ نویس یونانی :ایرانیان دوست نداشته اند که قسمتی از بدنهایشان بیرون و پوشیده نباشد
این کتاب جمع آوری اظهار نظر های تاریخ نویسان یونانی و رمی است کتاب در همین سایت موجود است
سلام خدمت تمام دوستان .من کوچیک همه شما هستم.(همیشه انسانیت برقومیت ونژاد پرستی ارجح است)
بیشتر نظرات دوستان عزیز ایرانیم را مطالعه کردم وخیلی هم استفاده کردم .فقط یادتون باشه دین محوریه برای متحد کردن مردم به سوی تعالی،دفاع از مرزوبوم وناموس وآرمانهای یک ملت .(مثال:۱-یکپارچه کردن اعراب بدوی توسط پیامبروغلبه مسلمانان بر دو امپراطوری روم وساسانی۲-حکومت ساسانیان که حکومت دینی بود۴۲۰ سال حکومت بر ایران قدیم ولی چون تمامی درامد کشور در دستان موبدان بود ودر جامعه فاصله طبقاتی وفقرزیاد شد،سربازان ایرانی در جنگ قادسیه حس کردند دارند برای موبدان وحفظ منافعه آنها میجنگند.۳-ایران یکپارچه کنونی نتیجه سیاست شاه اسماعیل صفوی ازنوادگان امام موسی کاظم است که بارسمی کردن مذهب شیعه ایرانی قدرتمند ساخت که باامپراطوری عثمانی رقابت می کرد.نتیجه :دین وقانون مدنیت در کنار هم مساویست با کشوری قدرتمندومردمی باانگیزه.ولی متاسفانه همیشه از دین مردم واز حسن نیت مردم عوام سوءاستفاده شده.
با دورود
در مورد گفته کریمی که گفت ایرانیان حس کردند که دارند برای موبدان می جنگد اظهار نظری است بر پایه عدم مطالعه و غرض ورزی وطرف گیری
من با مطالعه ی تاریخ ساسانیان تمام شاهنشاهان ایرانی دوره ی ساسانی و کتاب ۲۰۰ سال سکوت عبد الحسین زرین کوب ،به این نتیجه رسیدم که این گفته ها دروغ است .
۱-در ایران آن زمان مبانی آزادی مذهب در عمل اجرا می شده و به پیامبر مانی اجازه ی پخش تعالیم دین مانوی داده می شده به ارمنیان که دین مسیحی داشته اند به رسمیت شناخته می شد و آنها را در دین خود آزاد می گذاشتند و اجازه ی بنای کلیساها در دو سه شهر از جمله هرات و …می دادند مردم شهر نصبین که از شهرهای روم بوده پس از شکست خوردن از ایرانیان به شهری در نزدیکی تیسفون منتقل شده برای آنها کلیسا بنا شد و امکانات مرفهی برایشان فراهم می کردند امکاناتی که در کتاب اخلاق ایرانیان ذکر شده و براحتی می توانید مطالعه کنید وقتی این رفاه برای مردم کشور شکست خورده برپا شود رفاه مردم ایران جای خود دارد.پادشاهان ایرانی با درایت در تجارتی که با چینیان داشتند کشور ثروتمندی را فراهم آوردند مردم ایران به دلیل ضعف در جانشینی و بحران عدم آمادگی ارتش از اعراب بدون زره و سپر شکست خورد در جنگ اول ایرانیان پیروز شدند پس از اضافه شدن نیروهای عمر جنگ قادسیه رخ داد سه روز اول جنگ از دو طرف به میزان مساوی کشته شدند اما در روز چهارم طوفان شنی رخ داد که جهت آن به سمت ارتش ایران بود و باعث شد که شنها به شدت از قدت ایرانیان در جنگ بکاهد که در همان روز ایرانیان تلفات بسیار دادند و رستم فرخزاد کشته شد . در جنگ نهاوند سردار سپاه اعراب همهی نهاوندی ها را به قتل رساند مردم اصفهان ری و همدان بعد از جنگ نهاوند بدون دفاع مانده بودند ولی اعراب با جنگ وارد شدند و مردم اصفهان با پرداخت پول با تازیان صلح کردند شهر استخر پس از فتح اول شورش کرد و سربازان عرب را از شهر دور کرد که سپاه اعراب دوباره به شکل دیوانه وار حمله کردند و ۴۰۰۰۰نفر را به قتل رساندند ایرانیان به شدت مقاومت کردند و کشته ها بسیار دادند حال سزاوار نیست بدون مطالعه چنین سخن گوییم .منبع :کتاب ۲۰۰ سال سکوت عبدالحسین زرین کوب
بختیاریها سر ور خوزستان هستن مگه نه؟؟
love22m.loxblog.com