یون گه سومون؛ زندگینامه، کودتای ۶۴۲ و نبردهای سرنوشت‌ساز با امپراتوری تانگ

ژنرال بزرگ سلسله گوگوریو

یون گه سومون (Yeon Gaesomun) ژنرال مقتدر، دیکتاتور نظامی و «دائه مانگنیجی» گوگوریو در سده هفتم میلادی بود که با برپایی کودتای خونین سال ۶۴۲ میلادی، پادشاه یونگ‌ریو را سرنگون کرد و قدرت مطلق کشور را در دست گرفت. او با استراتژی دفاعی تهاجمی و نبوغ نظامی کم‌نظیر، تهاجم‌های گسترده امپراتوری تانگ چین به رهبری امپراتور تای‌زونگ و گائوزونگ را قاطعانه درهم شکست و تا زمان مرگش استقلال گوگوریو را حفظ نمود.

یون گه سومون کیست؟ خاستگاه خانوادگی و سال‌های آغازین زندگی

یون گه سومون یکی از برجسته‌ترین و بحث‌برانگیزترین چهره‌های نظامی تاریخ شرق آسیا و شبه‌جزیره کره به‌شمار می‌رود. او در اواخر سده ششم یا نخستین سال‌های سده هفتم میلادی در خاندان اشرافی و قدرتمند «یون» زاده شد که برای نسل‌ها فرماندهی ارشد نظامی و پست‌های کلیدی حکومت گوگوریو را در دست داشتند. نام خانوادگی او در تواریخ کهن چینی نظیر کتاب تانگ جدید (Xin Tangshu) به‌دلیل رعایت قاعده احترام به نام نیاکان امپراتور لی یوآن (بنیان‌گذار تانگ)، به «چئون» (Cheon) تغییر داده شده است و از این رو در پاره‌ای از دست‌نوشته‌های چینی با نام چئون گه سومون ثبت شده است. پدر او، یون تائجو، عنوان والای «دائه‌دائه‌رو» (نخست‌وزیر ارشد) را در دربار پادشاهی بر عهده داشت و بر مناطق مرزی غربی نظارت می‌کرد.

بر اساس گزارش کتاب تاریخی سامگوک ساگی (Samguk Sagi)، یون گه سومون جوانی بلندقامت، دارای هیبتی نظامی، شجاعتی بی‌پروا و نبوغی سرشار بود؛ اما اشراف دربار گوگوریو از خلق‌وخوی تند، خشونت رفتاری و جاه‌طلبی مهارنشدنی او بیمناک بودند. هنگامی که پدرش درگذشت، نجبا و وزیران با جانشینی او در جایگاه دائه‌دائه‌رو مخالفت کردند، اما یون گه سومون با فروتنی ظاهری و دادن تعهدات متعدد به سران خاندان‌ها، موفق شد موافقت آنان را برای تکیه زدن بر منصب موروثی خاندان خود جلب کند. با این حال، اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی او با طبقه حاکم محافظه‌کار گوگوریو هر روز عمیق‌تر می‌شد؛ اختلافی که ریشه در سیاست خارجی کشور در قبال امپراتوری نوظهور تانگ داشت.

در حالی که دربار پادشاه یونگ‌ریو (Yeongnyu) رویکردی مسالمت‌آمیز، باج‌گذارانه و محافظه‌کارانه را برای مهار خطر چین برگزیده بود، یون گه سومون باور داشت که تانگ دشمنی آشتی‌ناپذیر است و گوگوریو باید ساختار نظامی خود را با تمام قوا تقویت کند. شاه یونگ‌ریو برای دور نگه داشتن این ژنرال جوان از مرکز حکومت پیونگ‌یانگ، او را مأمور نظارت بر ساخت و تکمیل دیوار دفاعی مرزی بزرگ موسوم به «چوللی جانگسونگ» (Cheolli Jangseong) در مرزهای غربی منچوری کرد. این دیوار دفاعی هزار لی امتداد داشت و قرار بود سد نهایی در برابر حملات زمینی امپراتوری تانگ باشد. دور کردن یون گه سومون نه تنها از نفوذش نکاست، بلکه فرصتی طلایی به او داد تا وفاداری ارتش مرزی و نیروهای زبده پیاده و سواره‌نظام را تماماً به سوی شخص خود جذب کند.

او با استفاده از جایگاه نظامی خود در مناطق مرزی، حلقه‌ای از افسران جوان، وفادار و سرسخت پدید آورد که مطیع مطلق دستوراتش بودند. این شبکه قدرتمند از فرماندهان میدانی به بازوی نظامی او در برابر توطئه‌های پایتخت تبدیل شد و زمینه را برای رویارویی سرنوشت‌ساز با ساختار اشرافی کهن فراهم ساخت.

کودتای ۶۴۲ میلادی و صعود به مقام دائه مانگنیجی

در زمستان سال ۶۴۲ میلادی، تنش میان دربار پادشاهی و یون گه سومون به اوج رسید. شاه یونگ‌ریو به همراه بیش از صد تن از مقامات برجسته دربار تصمیم گرفتند پیش از بازگشت کامل یون گه سومون به پایتخت، نقشه‌ای برای ترور و حذف فیزیکی او به اجرا بگذارند. جاسوسان و حامیان یون گه سومون در دربار، جزئیات نقشه ترور را به گوش او در خطوط مرزی رساندند. این ژنرال کارکشته به‌جای عقب‌نشینی یا فرار، واکنشی قاطعانه و بی‌رحمانه طراحی کرد که تاریخ گوگوریو را برای همیشه دگرگون ساخت.

یون گه سومون با تظاهر به بی‌خبری از توطئه دربار، رژه نظامی باشکوه و ضیافتی مجلل در خارج از دروازه‌های پایتخت ترتیب داد و از تمام وزرا، اشراف برجسته و مقامات مخالف دعوت کرد تا از سازمان‌دهی نیروهایش سان ببینند. هنگامی که درباریان و نخبگان وارد اردوگاه نظامی شدند، سربازان وفادار یون گه سومون درهای محوطه را بستند و بیش از صد تن از مقامات عالی‌رتبه را در دم قتل‌عام کردند. او بی‌درنگ با لشکریان خود به کاخ پادشاهی در پیونگ‌یانگ یورش برد، پادشاه یونگ‌ریو را از پای درآورد و بر اساس روایت سامگوک ساگی، جسد شاه مقتول را مثله کرده و بدون تشریفات سلطنتی در گودالی انداخت.

پس از این کودتای برق‌آسا، یون گه سومون برادرزاده پادشاه مقتول را با نام بوجانگ (Bojang) بر تخت سلطنت نشاند تا نقشی صرفاً نمادین و تشریفاتی ایفا کند. خود او پستی جدید، بی‌سابقه و فراتر از تمام قوانین کشوری ابداع کرد و خود را «دائه مانگنیجی» (Dae Mangniji به معنای نایب‌السلطنه اعظم یا ژنرالیسیمو) نامید. از این تاریخ به بعد، یون گه سومون حاکم مطلق‌العنان کشور بود که اختیارات ارتش، سیاست خارجی، خزانه و دستگاه قضایی را در پنجه‌های آهنین خود متمرکز ساخت. هرگونه مخالفت داخلی با شدیدترین سرکوب‌ها مواجه شد و گوگوریو به یک پادگان نظامی عظیم تبدیل گردید تا برای رویارویی قطعی با تانگ آماده شود.

دولت جدید بلافاصله دیپلماسی منطقه‌ای را بازتعریف نمود؛ اتحاد پیشین با حکومت باکجه احیا شد تا فشار مشترکی بر امپراتوری شیلا وارد آورند. شیلا که در محاصره دو پادشاهی شمالی و غربی قرار گرفته بود، دست یاری به سوی امپراتوری تانگ دراز کرد و بدین ترتیب بلوک‌های نظامی شرق آسیا پیش از نبردهای بزرگ شکل گرفتند.

تغییرات اداری و مذهبی پس از به قدرت رسیدن

یون گه سومون علاوه بر تحولات نظامی، ساختار مذهبی و فرهنگی گوگوریو را نیز دستخوش تغییر بنیادین کرد. تا پیش از دوران او، بودیسم دین غالب دربار و اشراف سنتی بود؛ اما وی تائوئیسم مذهبی را برای مقابله با نفوذ صومعه‌های ثروتمند بودایی و تضعیف قدرت روحانیون سنتی ترویج داد. او با ارسال هیئت‌هایی به دربار چانگ‌آن، درخواست اعزام استادان و کاهنان تائوئیست و متن‌های آیینی کرد. این اقدام اگرچه در ظاهر رنگ و بوی دینی داشت، اما ابزاری سیاسی برای انزوای اشراف کهن بودایی و توجیه حاکمیت فردی و استبدادی دائه مانگنیجی بود.

جنگ‌های بزرگ گوگوریو با امپراتوری تانگ

کودتای خونین سال ۶۴۲ میلادی بهترین دستاویز قانونی را به امپراتور تای‌زونگ (Taizong)، یکی از قدرتمندترین فرمانروایان تاریخ چین، بخشید تا گوگوریو را کشوری یاغی اعلام کند. تای‌زونگ اعلام کرد که وظیفه آسمانی امپراتور، مجازات غاصب جنایتکار و انتقام خون پادشاه مقتول است؛ اما در واقعیت، امپراتوری تانگ در پی تکمیل آرزوی ناکام دودمان سوئی و از میان برداشتن قدرت برتر نظامی منچوری و شمال کره بود.

رویکرد استراتژیک یون گه سومون در جنگ با ارتش پرشمار تانگ بر سه پایه اساسی استوار بود: دفاع مستحکم در دژهای کوهستانی سنگی، اجرای سیاست زمین سوخته برای قطع تدارکات متجاوزان، و شبیخون‌های پی‌درپی سواره‌نظام در سرمای کشنده پاییز و زمستان منطقه منچوری. این راهبرد، خطوط تدارکاتی امپراتور چین را فرسنگ‌ها دورتر از رودخانه لیائو فلج می‌کرد و تلفات سنگینی به آنان وارد می‌ساخت.

سال میلادی رویداد / نبرد فرماندهان اصلی نتیجه و پیامد استراتژیک
۶۴۲ کودتای نظامی پیونگ‌یانگ یون گه سومون در برابر شاه یونگ‌ریو پیروزی کودتاچیان، انتصاب شاه بوجانگ و آغاز حکومت نظامیان
۶۴۵ نخستین لشکرکشی تانگ و محاصره آنسی امپراتور تای‌زونگ در برابر یانگ مانچون و یون گه سومون عقب‌نشینی خفت‌بار ارتش چین با تلفات هنگفت در سرمای زمستان
۶۶۰ سقوط پادشاهی باکجه کیم یوشین (شیلا) و سو دینگ‌فانگ (تانگ) از دست رفتن متحد جنوبی گوگوریو و محاصره دوطرفه کشور
۶۶۲ نبرد سرنوشت‌ساز ساسو (رودخانه سا) یون گه سومون در برابر ژنرال پانگ شیائوتای نابودی کامل ارتش متجاوز تانگ و مرگ ژنرال پانگ با ۱۳ پسرش
۶۶۶ درگذشت یون گه سومون پسران وی (نامسنگ، نامگون، نامسان) آغاز جنگ داخلی میان برادران و تسهیل تهاجم نهایی تانگ-شیلا

محاصره قلعه آنسی و ایستادگی تاریخی (۶۴۵ میلادی)

در سال ۶۴۵ میلادی، امپراتور تای‌زونگ شخصاً فرماندهی ارتشی بالغ بر صد هزار نیروی پیاده، سواره و ناوگان‌های دریایی کمکی را بر عهده گرفت و مرزهای گوگوریو را درنوردید. قلعه‌های مرزی متعددی سقوط کردند، اما نقطه عطف این تهاجم زمانی فرا رسید که ارتش پرشمار تانگ دژ نفوذناپذیر قلعه آنسی (Ansi Fortress) را به محاصره درآورد. فرمانده قلعه، یانگ مانچون، به همراه مدافعان سرسخت دژ، مقاومت اسطوره‌ای کم‌نظیری به نمایش گذاشتند.

یون گه سومون ارتشی متشکل از ۱۵۰ هزار نیروی کمکی گوگوریو و قبایل موهه (Mohe) را برای شکستن محاصره به سوی منطقه جولیپی شتافتند؛ اگرچه این ارتش بزرگ در نبرد دشت جوپیلسان شکست خورد، اما یون گه سومون با هماهنگی خطوط دفاعی توانست ارتش تای‌زونگ را در پشت دیوارهای آنسی ماه‌ها زمین‌گیر کند. نیروهای چینی تپه خاکی عظیمی در مجاورت دژ ساختند تا از ارتفاع بر مدافعان مسلط شوند، اما این سازه عظیم فروریخت و رزمندگان گوگوریو آن را به تصرف درآوردند. با نزدیک شدن زمستان جان‌فرسای منچوری، اتمام ذخایر غذایی و حملات مکرر چریکی به کاروان‌های آذوقه، تای‌زونگ به ناچار فرمان عقب‌نشینی صادر کرد و هزاران تن از سربازانش در مسیر بازگشت به چین تلف شدند. شکست تای‌زونگ جایگاه اسطوره‌ای یون گه سومون را در پدافند ملی گوگوریو جاودانه ساخت.

چگونه ارتش تانگ در نبرد ساسو منهدم شد؟

پس از مرگ تای‌زونگ، پسرش امپراتور گائوزونگ (Gaozong) سیاست پدر را با همکاری پادشاهی شیلا پی گرفت و در سال ۶۶۰ میلادی پادشاهی باکجه، متحد دیرین گوگوریو را ساقط کرد. با اشغال باکجه، گوگوریو از سمت جنوب کاملاً آسیب‌پذیر شد و در سال ۶۶۱ و ۶۶۲ میلادی تانگ حمله‌ای همه‌جانبه را از خشکی و دریا به راه انداخت. ارتش پیونگ‌یانگ به محاصره درآمد و وضعیت پادشاهی فوق‌العاده بحرانی شد.

در زمستان سخت سال ۶۶۲ میلادی، در نبردی سرنوشت‌ساز در کنار رودخانه سا (Sasu Battle)، یون گه سومون شخصاً فرماندهی ارتش گوگوریو را در دست گرفت و به سپاه متجاوز تانگ به رهبری ژنرال باسابقه پانگ شیائوتای (Pang Xiaotai) یورش برد. در این درگیری خونین، ژنرالیسیمو با مانورهای تاکتیکی ویرانگر، ارتش تانگ را به محاصره درآورد و آن را کاملاً منهدم نمود. ژنرال پانگ شیائوتای به همراه تمامی ۱۳ فرزندش که همگی از فرماندهان برجسته میدان بودند، کشته شدند. با دریافت خبر این فاجعه نظامی و شکست نیروهای کمکی در سرمای طاقت‌فرسا، ژنرال سو دینگ‌فانگ محاصره پیونگ‌یانگ را لغو کرده و با شتاب به خاک چین گریخت؛ پیروزی شگرفی که بار دیگر اقتدار مطلق یون گه سومون را به رخ امپراتوری تانگ کشید.

دیدگاه‌های تاریخی و ارزیابی میراث یون گه سومون

قضاوت درباره شخصیت و کارنامه تاریخی یون گه سومون در اسناد و متون کهن همواره دوقطبی، جدال‌برانگیز و توأم با غرض‌ورزی بوده است. مورخان رسمی دودمان تانگ و کنفوسیوسی‌های دوران چوسان، او را حاکمی ظالم، پادشاه‌کش، جنایتکار، بی‌رحم و متکبر معرفی می‌کردند که با کشتار نخبگان ملی و اتخاذ سیاست‌های ماجراجویانه، زمینه تباهی نهایی گوگوریو را فراهم آورد. کیم بو-سیک، مؤلف شهیر سامگوک ساگی در سده دوازدهم میلادی، در نگارش وقایع عصر با رویکرد سنتی کنفوسیوسی به تخطئه کامل شورش او علیه پادشاه مشروع پرداخته است.

در نقطه مقابل، تاریخ‌نگاران ملی‌گرای سده بیستم کره نظیر شین چائه-هو (Shin Chaeho) در اثر مشهور خود «جوسون سانگوسا»، یون گه سومون را قهرمانی بی‌بدیل، مظهر میهن‌پرستی و اسطوره دفاع استراتژیک در برابر امپریالیسم چین قلمداد کردند. از منظر این مورخان، اگر دیکتاتوری نظامی و ایستادگی سرسختانه او نبود، هویت باستانی ملت کره قرن‌ها زودتر تحت سلطه امپراتوری‌های چین منقرض می‌شد.

نقش یون گه سومون در درام‌های تاریخی کره چیست؟

در فرهنگ عامه و رسانه‌های معاصر کره جنوبی، یون گه سومون جایگاهی ویژه دارد. سریال‌های تاریخی پربیننده‌ای چون سریال «یون گه سومون» (محصول شبکه SBS در سال ۲۰۰۶–۲۰۰۷) و حضور مؤثر او در درام‌هایی نظیر «دائه جویونگ» (KBS) او را رهبری فرهمند، استراتژیستی جسور و مدافع راستین سرزمین مادری بازنمایی کرده‌اند. اگرچه این آثار دراماتیک برای تأثیرگذاری داستانی وقایع را رمانتیزه کرده‌اند، اما بر محبوبیت و ماندگاری نام او در ناخودآگاه جمعی جامعه افزوده‌اند.

چرا پس از مرگ یون گه سومون امپراتوری گوگوریو فروپاشید؟

مرگ یون گه سومون در حدود سال‌های ۶۶۵ تا ۶۶۶ میلادی رخ داد که تاریخ دقیق آن بر روی سنگ‌نبشته آرامگاه پسر ارشدش ثبت شده است. با رفتن این ستون محکم نظامی، حکومت یکپارچه به ورطه نابودی افتاد. ساختار قدرتی که او بر پایه نفوذ فردی و اتوریته نظامی بنا نهاده بود، فاقد نهادهای سیاسی پایدار مدنی بود و پس از او پسرانش بر سر جانشینی به جان یکدیگر افتادند.

  • پسر ارشدش، یون نامسنگ (Yeon Namsaeng)، پس از خیانت برادرانش به دربار تانگ گریخت و با هدایت سپاهیان مهاجم تانگ به مرزها، سقوط کشورش را کلید زد.
  • پسران دیگر او، نامگون و نامسان، تلاش کردند در پایتخت مقاومت کنند اما منابع مالی و انسانی کشور پس از دهه‌ها جنگ مداوم کاملاً فرسوده شده بود.
  • برادر یون گه سومون، یون جونگ‌تو، به همراه ده دژ مرزی و هزاران سرباز تسلیم پادشاهی شیلا شد.
  • نیروهای متحد تانگ و شیلا در سال ۶۶۸ میلادی پیونگ‌یانگ را فتح کردند، پادشاهی باستانی گوگوریو را منقرض نمودند و بازماندگان دودمان را به خاک چین تبعید کردند.

منابع

  1. Seth, Michael J. A Concise History of Korea: From the Neolithic Period through the Nineteenth Century. Rowman & Littlefield / Wiley-Blackwell Publishing, 2016, pp. 43–48.
  2. Ebrey, Patricia Buckley; Walthall, Anne. East Asia: A Cultural, Social, and Political History. Cengage Learning / Wiley, 2013, pp. 102–106.
  3. Graff, David A. Medieval Chinese Warfare, 300–900. Routledge, 2002, pp. 196–200.
  4. Kim Bu-sik. Samguk Sagi (Chronicles of the Three Kingdoms), translated by Edward J. Shultz and Hugh H.W. Kang. University of Hawaii Press, 2011, Volume 21 & 49 (Biographies: Yeon Gaesomun).
  5. Twitchett, Denis; Fairbank, John K. The Cambridge History of China, Volume 3: Sui and T’ang China, 589–906 AD, Part 1. Cambridge University Press, 1979, pp. 228–244.
  6. Nelson, Sarah M. The Archaeology of Northeast China: Beyond the Great Wall. Routledge, 1995, pp. 215–218.
  7. Lee, Ki-baik. A New History of Korea. Harvard University Press, 1984, pp. 47–51.
  8. Lewis, Mark Edward. China’s Cosmopolitan Empire: The Tang Dynasty. Belknap Press of Harvard University Press, 2009, pp. 152–156.
  9. Buswell, Robert E. Religions of Korea in Practice. Princeton University Press, 2007, pp. 31–36.
  10. Swope, Kenneth M. The Military Collapse of China’s Ming Dynasty, 1618–44 (Comparative War Studies) / Warfare in Pre-Modern East Asia. Routledge, 2014, pp. 78–82.
  11. Northeast Asian History Network. The Battle of Ansi Fortress and Goguryeo’s Defensive Prowess. NAHF Academic Monograph Series, 2019, pp. 112–120.
  12. Shin, Chae-ho. Joseon Sanggosa (Ancient History of Joseon). Translated and annotated editions, Iljogak, 1987, pp. 280–295.
  13. Kim, Jinwung. A History of Korea: From “Land of the Morning Calm” to States in Conflict. Indiana University Press, 2012, pp. 58–63.
  14. Yi, Ki-baek. Early Korean State and Military Systems. Seoul National University Press, 2001, pp. 165–172.

سؤالات متداول درباره یون گه سومون

آیا یون گه سومون واقعاً امپراتور تای‌زونگ را شکست داد؟

بله، در تهاجم سال ۶۴۵ میلادی، استراتژی دفاعی همه‌جانبه یون گه سومون و مقاومت دژ آنسی مانع پیشروی ارتش تانگ شد و امپراتور تای‌زونگ پس از متحمل شدن خسارات سنگین و با فرا رسیدن سرما به چین بازگشت.

عنوان «دائه مانگنیجی» به چه معناست؟

دائه مانگنیجی عالی‌ترین رتبه سیاسی و نظامی در دوران پایانی گوگوریو بود که توسط یون گه سومون تصاحب شد و به معنای نخست‌وزیر و فرمانده کل قوا (ژنرالیسیمو) با اختیارات مطلق اداره کشور بود.

چرا نام او در منابع کهن چینی «چئون گه سومون» آمده است؟

چون در دوران دودمان تانگ، نام کوچک امپراتور بنیان‌گذار سلسله «لی یوآن» بود و طبق سنت تابوی اسامی در چین، به کار بردن واژه «یون» ممنوع بود و چینی‌ها نام خانوادگی او را به چئون تغییر دادند.

سرنوشت فرزندان یون گه سومون چه شد؟

پس از مرگ او، پسرانش درگیر جنگ داخلی بر سر قدرت شدند؛ پسر ارشدش یون نامسنگ به امپراتوری تانگ تسلیم شد و راه ورود لشکریان مهاجم به پیونگ‌یانگ را هموار ساخت که در نهایت به سقوط گوگوریو در سال ۶۶۸ انجامید.

منبع newworldencyclopedia wikipedia historyatlas
35 نظرات
  1. مهدی می گوید

    سلام قبر یون گه سومون کجاست ؟؟؟؟؟؟؟

    1. امیر سیروس پور می گوید

      سلام. مشخص نیست مکان مقبره ایشون.

  2. ناصر می گوید

    سریال یونگه سومون رو که الکی خیلی طولانی درست کردن سریال ضعیفی هم بودش

  3. جواد می گوید

    سلام ، چرا مورخان یئون گا سمون رو مسئول شکست گوگوریو می دانند؟

    1. Younes می گوید

      درود. این دیدگاهِ فراگیر و قاطعی نیست (همه مورخها اینطور فکر نمیکنن چه بسا خیلی ها ستایشش میکنن) و سقوط گوگوریو دلایل خیلی بیشتری داشته اما علت این دیدگاه رو گرفتن اقتدار پادشاه و دامن زدن شدید به دشمنی با تانگ (بطوریکه با سیاستهاش و حمله به تانگ اونهم بارهای متمادی و اتحاد با قبایل همسایه چین برای حمله مشترک باعث شد تمام تمرکز کشور چین بر روی نابوی گوگوریو بشه) و همچنین یک سری استراتژی های غلط از جمله کمک نکردن به بکجه و اجرای سیاست زمین سوخته و نهایتا حل نکردن مسئله نزاع بر سر قدرتِ جانشینی و اینکه نامسنگ باوجود پسرِ ارشد بودنش چون از مادرِ متفاوتی بود سایر برادراش قبولش نداشتن و یون‌گه‌سومون این مسائل جانشینی قدرت رو حل نکرد که اصلی ترین عامل نابودی شد مخصوصا با خیانت یون نامسنگ

  4. Kasra می گوید

    سلام خسته نباشید. دستتون درد نکنه بابت این مطالبتون. فقط ی سوال داشتم اینم اینکه بنظرتون اگه یون کودتا نمیکرد و اون پادشاه رو نمیکشت بنظرتون با این اوضاع گوگوریو ی چند ده سالی هم میموند؟؟
    وینکه اون پسر های ناخلق یون اگ ب جای ستیزی و طمع باهم متحد میشدن میتونستن گوگوریو رو نجات دهند البته با اینکه وزرای کشورشون خائن بودن؟؟

    1. امیر سیروس پور می گوید

      سلام علیکم. زنده باشید. نظر لطفتونه و ممنون از اینکه به ما انرژی میدید.
      ببینید از تاریخ میشه برآوردهای مختلفی کرد. نظر شخصی من اینه که گوگوریو در هر صورت از بین می رفت در اون برهه. چه با دیکتاتوری یون و چه با پادشاهان ضعیف اواخر سلسله. در مورد بخش دوم سوالتون هم میتونم با قاطعیت بگم که اگه پسران یون گه سومون با هم اتحاد داشتن و اختلاف نمیکردن میتونستن گوگوریو رو نجات بدن.

  5. Mohammad Rezaei می گوید

    البته دلیل اینکه فرمانروا بوجانگ پادشاه گوگوریو شد این بود یئون گائه سمون معتقد بود باید خون فرمانروایی گو ادامه داشته باشه و به احترام گون چومو مؤسس امپراتوری گوگوریو فرمانروا بوجانگ رو بر تخت شاهی نشوند البته چومو فامیلش گو نبود ولی میگن کتیبه سنگی که از نوزدهمین پادشاه گوگوریو گوانگ گائتو مونده گوانگ گائتو خودش لقب گو رو در خانواده امپراتوری گوگوریو رواج داد.

  6. محسن تیموری می گوید

    سلام اقا امیر روایت های گل و شمشیر ویون گه سومون متفاوت بودن از چه منابعی استفاده کردن چون خیلی باهم فرق داشتن

    1. امیر سیروس پور می گوید

      سلام. سریال گل و شمشیر صرفا یه سریال تخیلی هست اما یون گه سومون منطبق بر تاریخه.
      منبع من ویکی پدیا انگلیسی هست.

      1. محسن تیموری می گوید

        یعنی دختر امپراتور وپسر بزرگ یون گه سومون وجود خارجی نداشتن؟ممنون میشم جواب بدید

        1. امیر سیروس پور می گوید

          وجود خارجی داشتن. منتها این داستان ها بینشون نبود.

  7. علی می گوید

    سلام. دلیل اینکه یون گه سومون نتونسته شیلا رو تصرف کنه چی بوده؟

    1. امیر سیروس پور می گوید

      سلام. علتش این بود که یون گه سومون بعد از کنار زدن خاندان سلطنتی گوگوریو و بدست گرفتن قدرت همش حواسش به دفع حملات چینی های تانگ بود و فرصتی برای گرفتن حالت تهاجمی نداشت.

    2. جواد می گوید

      دلیلش این بود که هروقت میخواست به شیلا حمله کنه تانگ به یودونگ حمله میکرد و از شیلا حمایت میکرد و همه ش بخاطر کیم چونچو حرومزاده ست که از بچگی تو دربار تانگ بود و وقتی هم که به شیلا برگشت به قصد خیانت و تسلیم سه پادشاهی به چینیها بود

  8. فاطمه می گوید

    انتخاب بوجانگ به عنوان امپراطور هم به نوعی برای آروم کردن تانگ بوده؟

    1. امیر سیروس پور می گوید

      نه. یون گه سومون قصد داشت گوگوریو رو به عنوان سلسله حاکم بر کشور حفظ کنه. به همین خاطر شخصی از خاندان گو رو به عنوان امپراطور جدید انتخاب کرد.
      قصد نداشت خودش امپراطور بشه.

    2. ناشناس می گوید

      یئون گه سومون بعنوان یک دیکتاتور نظامی شناخته میشه اما شخصیت بزرگی بوده و از مردمش محافظت میکرده همینطور با شکست و ایستادگی در برابر امپراتوری تانگ از حمله تانگ به خاک شیلا و باکجه جلوگیری می‌کرد و حامی سه قلمرو بود ولی باید بگم بعداز مرگ یئون گه سومون گوگوریو باید بدست نیروهای شیلا کیم یوشین و پادشاه مونمو میفتاد که این اتفاق افتاد و در سال ۶۶۸ امپراتور مونمو قدرتمندترین فرمانروای شیلا نیروهای تانگ بیرون کرد و بخش های از تانگ رو تسخیر کرد در سه قلمرو گانگ چوگو موهیول مینجانگ موریونگ جین هیونگ و مونمو بزرگترین پادشاهان سه قلمرو بودن

      1. جواد می گوید

        خواب دیدی خیر باشه ۸۰ درصد قلمرو کوگوریو بدست تانگ افتاد فقط پیونگ یانگ و نانگبی به شیلا رسید و درمورد بکجه هم تمام مردمش به تانگ برده شدند و تبدیل به برده شدند حالا بگو این چه مدل متحد کردن سه پادشاهیه ؟

        1. امیر سیروس پور می گوید

          این حرفو از کجات درآوردی که هشتاد درصد قلمرو گوگوریو به دست تانگ افتاد؟ پس بالهه شلغم بود؟؟
          در ضمن فقط مقامات و برخی از اشراف بکجه اسیر شدن. مردم بکجه یا به ژاپن رفتن یا تو خاک بکجه که ضمیمه شیلا شدن موندن

  9. فاطمه می گوید

    با عرض سلام و خسته نباشید یه سوال داشتم درسته که امپراطور و ملکه و ولیعهد سه امپراطوری رو باید تانگ تایید میکرده و به رسمیت میشناخته ؟ گوگوریو هم اینطور بوده؟

    1. امیر سیروس پور می گوید

      سلام. تا قبل از حمله مغول به کره اصلا و ابدا این موضوع وجود نداشت. پس در هیچ کدوم از سه امپراطوری ما این مسئله رو نداشتیم از جمله گوگوریو.

      1. فاطمه می گوید

        پس چرا کشته شدن یونگ نیو بهانه بوده برای حمله ی تانگ
        پس اون چیزی که تو سریال دیدم غلط بوده ولی میخوام بدونم چرا این واسه تانگ یه بهانه بوده

        1. امیر سیروس پور می گوید

          ببینید از این نوع مسائل در جهان جدیدمون هم هست. می بینید موضوعاتی مثل حقوق بشر یا انتخابات سایر کشورها رو بهانه میکنن تا اون کشورا رو ولو اینکه مستقل هم بوده باشن تحت فشار بذارن. اون زمان هم همین مسئله وجود داشته. قدرت های منطقه ای کافی بود تا مشکل و مسئله ای تو یکی از کشورهای رقبیشون پیدا کنن و با دستاویز قرار دادن اون سعی کن مشکلاتی رو برای اون کشور به وجود بیارن. حالا چه سیاسی و چه نظامی.

          1. فاطمه می گوید

            ممنونم از پاسختون و مطالب خوبتون

  10. آریا می گوید

    سلام.خسته نباشید.متوجه نشدم یون گه سومون فرماندار استان های شرقی شد یا غربی؟؟

    1. امیر سیروس پور می گوید

      سلام. سلامت باشید.
      در واقع در مقاطع زمانی مختلف هر دو پست رو در اختیار داشته.

      1. آریا می گوید

        سپاسگزارم،خسته نباشید.

  11. حمید می گوید

    نگاه کنید کره ای ها چه قدر خوب قهرمانانشون رو نمایش میدن بعد ما فیلم مختار و …… رو میشینیم میسازیم کمی هم به قهرمانان ملی فککر کنیم

    1. جواد می گوید

      دوست عزیز کره ای ها هیچ تاریخ موثق و ثبت شده ای ندارن و همه اینها به صورت قصه و افسانه نسل به نسل دهن به دهن مردم چرخیده و منتقل شده حتی معروفترین کتابشون سامگوگ ساگی و سامگوگ یوسا هم سال ۱۹۲۲ نوشته شده و هیچ سند موثقی نداره به نظر من همه رو از تاریخ کشورهای دیگه مثل ایران کپی کردن چون خیلی به اتفاقهای تاریخی ما شباهت داره

      1. امیر سیروس پور می گوید

        سامگوک ساگی و سامگوک نیست سال ۱۹۲۲ نوشته شده؟؟؟؟؟
        چرا حرفی میزنی که همه بهت بخندن؟

      2. مسعود مشیری می گوید

        اصلا توی اینجور بحثها استفاده از اصطلاحاتی ملنند به نظر بنده کاملا اشتباه و مضحک هست.
        به نظر من همه رو از تاریخ کشورهای دیگه مثل ایران کپی کردن چون خیلی به اتفاقهای تاریخی ما شباهت داره!!!

        1. علیرضا می گوید

          اصلا مدرک نداری بگی کپی کردن ؟

  12. لعیا نیاورانی می گوید

    عالی بسیارخوب آفرین به این همه تلاش موفق و برقرار باشید .امیدوارم هرروز بیشتر و بیشتر پیشرفت داشته باشید.سپاسگزارم.

    1. Mohammad Rezaei می گوید

      البته دلیل اینکه فرمانروا بوجانگ پادشاه گوگوریو شد این بود یئون گائه سمون معتقد بود باید خون فرمانروایی گو ادامه داشته باشه و به احترام گون چومو مؤسس امپراتوری گوگوریو فرمانروا بوجانگ رو بر تخت شاهی نشوند البته چومو فامیلش گو نبود ولی میگن کتیبه سنگی که از نوزدهمین پادشاه گوگوریو گوانگ گائتو مونده گوانگ گائتو خودش لقب گو رو در خانواده امپراتوری گوگوریو رواج داد

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.