پایتخت حکومت ساسانیان کجا بوده است؟ بررسی دقیق تیسفون، مدائن و جایگاه سیاسی ساسانیان

پایتخت حکومت ساسانیان کجا بوده است؟ پاسخ دقیق و مستند این است که تیسفون پایتخت اصلی و مهم‌ترین مرکز سیاسی، اداری و تشریفاتی شاهنشاهی ساسانی بود. این شهر در کرانهٔ دجله و در محدودهٔ مدائن، در نزدیکی بغداد امروزی قرار داشت و از آغاز فرمانروایی اردشیر بابکان تا سقوط آن در سال ۶۳۷ میلادی، نقش قلب قدرت ساسانی را ایفا کرد. در واقع، وقتی از پایتخت حکومت ساسانیان سخن می‌گوییم، منظور فقط یک شهر نیست، بلکه یک مجموعهٔ شهری گسترده است که تیسفون هستهٔ مرکزی آن به‌شمار می‌رفت.

عکس پایتخت ساسانیان Tarikhema.org
طاق بستان

تیسفون؛ پاسخ اصلی به پرسش پایتخت حکومت ساسانیان کجا بوده است؟

تیسفون در منابع تاریخی به‌عنوان پایتخت حکومت ساسانیان شناخته می‌شود و این جایگاه، فقط یک عنوان نمادین نبود، بلکه بازتاب واقعی تمرکز قدرت در شاهنشاهی ساسانی بود. این شهر محل استقرار دربار، خزانه، تشکیلات دیوانی، پذیرش سفرا و اجرای آیین‌های سلطنتی بود و به همین دلیل، در عمل مرکز ادارهٔ امپراتوری به‌شمار می‌آمد. منابع تاریخی و دانشنامه‌ای تأکید می‌کنند که تیسفون از زمان اردشیر بابکان تا فتح آن به‌دست مسلمانان، جایگاه ممتاز خود را حفظ کرده بود و یکی از بزرگ‌ترین شهرهای جهان باستان متأخر محسوب می‌شد.

پایتخت حکومت ساسانیان کجا بوده است؟ اگر این پرسش را دقیق‌تر بررسی کنیم، باید توجه کنیم که تیسفون فقط یک شهر جداگانه نبود، بلکه در دل منطقه‌ای شهری به نام مدائن قرار داشت. همین ویژگی باعث شده است که در برخی متون، مدائن و تیسفون به‌جای یکدیگر به‌کار بروند، در حالی که در واقع تیسفون هستهٔ اصلی و مرکز سلطنتی این مجموعه بود. این تمایز برای فهم درست تاریخ سیاسی ساسانی اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد که ساختار قدرت در این دوره، هم بر شکوه شهری تکیه داشت و هم بر تمرکز اداری.

عکس پایتخت ساسانیان Tarikhema.org
دژ شاپورخواست، خرم‌آباد

موقعیت جغرافیایی تیسفون در میان‌رودان

تیسفون در ساحل شرقی رود دجله و در محدودهٔ عراق امروزی قرار داشت، در نقطه‌ای که از نظر جغرافیایی برای ادارهٔ یک امپراتوری پهناور بسیار مناسب بود. نزدیکی این شهر به رودخانه، دسترسی به آب، کشاورزی، جابه‌جایی کالا و ارتباط با مسیرهای تجاری را آسان می‌کرد و همین مسئله به رشد آن کمک کرد. از سوی دیگر، تیسفون در قلب میان‌رودان قرار داشت؛ منطقه‌ای که هم از نظر اقتصادی غنی بود و هم از نظر نظامی و سیاسی اهمیت راهبردی داشت.

این موقعیت جغرافیایی باعث شده بود که تیسفون به‌راحتی به یک مرکز قدرتمند حکومتی تبدیل شود، زیرا شاهنشاه می‌توانست از آنجا بر بخش‌های مهم قلمرو خود نظارت داشته باشد. منابع ایرانیکا توضیح می‌دهند که این شهر در مجاورت سلوکیه و در مجموعه‌ای شهری گسترده‌تر شکل گرفته بود و در دورهٔ ساسانی به‌صورت یک کلان‌شهر پیچیده و چندلایه رشد کرد. همین ترکیبِ جغرافیایی و شهری، تیسفون را به گزینه‌ای طبیعی برای پایتخت حکومت ساسانیان تبدیل کرد.

مدائن؛ مجموعه شهری پایتختی

عکس پایتخت ساسانیان Tarikhema.org
قلعه نظامی رودخان

مدائن نامی است که برای مجموعهٔ شهری پیرامون تیسفون به‌کار می‌رفت و همین موضوع گاهی باعث سردرگمی می‌شود. در منابع تاریخی آمده است که این مجموعه شامل چند شهر و محلهٔ مهم بود و فقط یک حصار یا یک هستهٔ منفرد نداشت، بلکه از بخش‌های متصل و وابسته به هم تشکیل می‌شد. این ساختار شهری به ساسانیان اجازه می‌داد که در کنار مرکز سیاسی، از فضاهای مسکونی، اداری، نظامی و تجاری نیز بهره‌برداری کنند.

در واقع، وقتی از پایتخت حکومت ساسانیان سخن می‌گوییم، باید مدائن را همچون یک مجموعهٔ سلطنتی دید که تیسفون در آن نقش اصلی را داشت. چنین الگویی در تاریخ امپراتوری‌ها چندان بی‌سابقه نیست، اما در مورد ساسانیان، این ساختار به‌ویژه از آن جهت مهم بود که شکوه درباری، کنترل جمعیت و تمرکز دیوانی را هم‌زمان ممکن می‌کرد. منابع معتبر نشان می‌دهند که این مجموعه در اواخر دورهٔ ساسانی به‌قدری مهم بود که در منابع اسلامی از آن با عنوان «مدائن» یاد شده است.

تاریخ ایران

نقش سیاسی و اداری تیسفون

تیسفون مهم‌ترین مرکز سیاسی شاهنشاهی ساسانی بود و این جایگاه، از نقش آن در استقرار دربار و ادارهٔ کشور ناشی می‌شد. شاهان ساسانی در فصل زمستان معمولاً در این شهر اقامت می‌کردند و دستگاه دیوانی، خزانه و بخش مهمی از تشکیلات حکومتی نیز در همین‌جا متمرکز بود. این تمرکز نه‌تنها کارآمدی اداری ایجاد می‌کرد، بلکه به اقتدار نمادین شاهنشاه هم می‌افزود، زیرا هر سفیر، بازرگان یا نماینده‌ای که وارد شهر می‌شد، مستقیماً با مرکز قدرت روبه‌رو بود.

از نظر اجتماعی نیز تیسفون شهری چندقومیتی و چنددینی بود. گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهند که آرامیان، سوریانیان، یهودیان، عرب‌ها و نخبگان زرتشتی در این شهر زندگی می‌کردند و حضور نهادهای مذهبی مختلف، آن را به یکی از پیچیده‌ترین مراکز شهری خاور نزدیک باستان تبدیل کرده بود. این تنوع جمعیتی، در کنار اقتدار سیاسی، به تیسفون چهره‌ای کاملاً امپراتوری می‌داد و نشان می‌داد که چرا پایتخت حکومت ساسانیان باید در چنین نقطه‌ای قرار می‌گرفت.

آیا ساسانیان فقط یک پایتخت داشتند؟

پاسخ کوتاه این است که از نظر رسمی و سیاسی، تیسفون مهم‌ترین و ثابت‌ترین پایتخت بود، اما از نظر عملی، شاهان ساسانی همیشه در یک محل نمی‌ماندند. آن‌ها در فصل گرم به نواحی خنک‌تر فلات ایران می‌رفتند و در فصل سرد به تیسفون بازمی‌گشتند، بنابراین الگوی حکمرانی آن‌ها تا حدی فصلی و متحرک بود. با این حال، همین جابه‌جایی فصلی هم چیزی از اهمیت تیسفون کم نمی‌کرد، چون ساختار اصلی قدرت همچنان در آنجا متمرکز بود.

این نکته به ما کمک می‌کند تا پرسش پایتخت حکومت ساسانیان کجا بوده است؟ را دقیق‌تر پاسخ دهیم. اگر پایتخت را به معنای «مرکز دائمی و اصلی تصمیم‌گیری» بگیریم، تیسفون پاسخ درست است. اگر هم از منظر اقامت فصلی شاهان نگاه کنیم، باید گفت که تیسفون مهم‌ترین مرکز ثابت بود، نه تنها نقطهٔ حضور سلطنتی.

طاق کسری و شکوه معماری پایتخت

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های پایتخت بودن تیسفون، وجود طاق کسری یا ایوان کسری است؛ بنایی که هنوز هم از شناخته‌شده‌ترین آثار معماری ساسانی به‌شمار می‌رود. این سازه بخشی از مجموعهٔ کاخ‌های سلطنتی تیسفون بود و عظمت آن به‌خوبی نشان می‌دهد که شاهنشاهی ساسانی چه اندازه برای نمایش اقتدار، زیبایی و شکوه معماری اهمیت قائل بوده است. وقتی این بنا را در کنار گزارش‌های تاریخی قرار می‌دهیم، روشن می‌شود که پایتخت حکومت ساسانیان فقط یک مرکز اداری ساده نبوده، بلکه صحنهٔ نمایش عظمت امپراتوری هم بوده است.

طاق کسری در حافظهٔ تاریخی ایرانیان و جهان اسلام جایگاه ویژه‌ای دارد، زیرا ویرانهٔ باشکوه آن هنوز هم از قدرت روزگاری حکایت می‌کند که تیسفون مرکز جهان ساسانی بود. منابع تاریخی توضیح می‌دهند که این کاخ در کنار دجله قرار داشت و با فضاهای پیرامونی خود، مجموعه‌ای سلطنتی و آیینی را شکل می‌داد. همین پیوند میان معماری، سیاست و جغرافیا، یکی از مهم‌ترین دلایلی است که تیسفون را به‌عنوان پایتخت حکومت ساسانیان در ذهن تاریخ ماندگار کرده است.

طاق کسری

عکس پایتخت ساسانیان Tarikhema.org
شهر تاریخی بلاد شاپور

چرا تیسفون به پایتخت تبدیل شد؟

انتخاب تیسفون به‌عنوان پایتخت حکومت ساسانیان اتفاقی نبود، بلکه حاصل مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی بود. نخست آنکه این شهر در نقطه‌ای قرار داشت که به راه‌های تجاری بزرگ، آبراه‌های مهم و زمین‌های حاصل‌خیز دسترسی داشت. دوم آنکه میان‌رودان از نظر جمعیتی و اقتصادی، یکی از غنی‌ترین نواحی دنیای باستان بود و می‌توانست پشتیبان مالی و انسانی یک امپراتوری بزرگ باشد.

عامل سوم، میراث سیاسی این شهر بود. تیسفون پیش از ساسانیان نیز اهمیت داشت و ساسانیان بر پایهٔ همان زیرساخت شهری و اداری، پایتختی قدرتمندتر ساختند. عامل چهارم، جنبهٔ نمادین و بین‌المللی آن بود؛ یعنی این شهر به شاهنشاه اجازه می‌داد که در برابر قدرت‌های رقیب، به‌ویژه روم و بیزانس، مرکزیت و شکوه دولت خود را به نمایش بگذارد. در چنین چارچوبی، طبیعی است که وقتی از پایتخت حکومت ساسانیان سخن می‌گوییم، تیسفون نخستین نامی باشد که در منابع معتبر دیده می‌شود.

پایتخت حکومت ساسانیان در منابع تاریخی

منابع پژوهشی و دانشنامه‌ای دربارهٔ این موضوع تقریباً هم‌نظرند. ویکی‌پدیای فارسی تیسفون را پایتخت سلطنتی ایران باستان در دورهٔ اشکانی و ساسانی معرفی می‌کند و ایرانیکا نیز تأکید دارد که این شهر از آغاز فرمانروایی اردشیر تا فتح مسلمانان، پایتخت و شهر تاج‌گذاری ساسانیان بود. این هم‌سویی منابع نشان می‌دهد که پاسخ تاریخیِ پرسش پایتخت حکومت ساسانیان کجا بوده است، روشن و مستند است.

در برخی منابع از «مدائن» به‌عنوان پایتخت یاد می‌شود، اما این تعبیر بیشتر به مجموعهٔ شهری اشاره دارد، نه صرفاً یک شهر منفرد. با این حال، چون تیسفون مهم‌ترین بخش این مجموعه بود، در عمل همان نامی است که باید در پاسخ اصلی آورده شود. این دقت در واژه‌ها برای محتوای تاریخی بسیار مهم است، چون باعث می‌شود متن هم دقیق باشد و هم از نظر علمی قابل اعتماد بماند.

آیا تیسفون بعد از ساسانیان هم مهم بود؟

عکس پایتخت ساسانیان Tarikhema.org
اوج قدرت ساسانیان در زمان حمله خسرو پرویز به قسطنطنیه

بله، اما نقش آن تغییر کرد و به‌تدریج از مرکز سیاسی به یک محوطهٔ تاریخی و ویرانهٔ مشهور تبدیل شد. پس از سقوط ساسانیان، اهمیت اداری شهر کاهش یافت و با رشد بغداد در نزدیکی آن، مرکزیت منطقه‌ای به‌تدریج جابه‌جا شد. با این حال، تیسفون همچنان در تاریخ ایران و عراق به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شهرهای باستانی باقی ماند.

این استمرار تاریخی باعث شده است که نام تیسفون هنوز هم در پژوهش‌های تاریخ ایران، باستان‌شناسی و مطالعات خاورمیانه بسیار پررنگ باشد. در حقیقت، تیسفون فقط یک نام در گذشته نیست، بلکه کلیدی برای فهم ساختار قدرت، شهرسازی و پایان یکی از مهم‌ترین امپراتوری‌های ایران باستان است.

جمع‌بندی تاریخی

اگر بخواهیم پاسخ را در یک جملهٔ دقیق خلاصه کنیم، پایتخت حکومت ساسانیان تیسفون بود؛ شهری در کنار دجله و در محدودهٔ مدائن که مهم‌ترین مرکز سیاسی، اداری و سلطنتی شاهنشاهی ساسانی به‌شمار می‌رفت. این شهر از آغاز فرمانروایی ساسانیان تا سقوط آن در سال ۶۳۷ میلادی، نقش محوری خود را حفظ کرد و با طاق کسری، کاخ‌های سلطنتی و ساختار شهری گسترده‌اش، به نماد شکوه آن دوره تبدیل شد.

پس هر زمان پرسیده شود پایتخت حکومت ساسانیان کجا بوده است؟ پاسخ مستند و روشن، تیسفون است؛ شهری که نه‌تنها مرکز دولت، بلکه آینهٔ قدرت، معماری و جغرافیای سیاسی ایران باستان بود.

عکس پایتخت ساسانیان Tarikhema.org
نمای بیرونی قلعه ساسانی
عکس پایتخت ساسانیان %d9%be%d8%a7%db%8c%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%ad%da%a9%d9%88%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f Tarikhema.org
کاخ ساسانی در شهر سروستان

 

نمایی از بازماندهٔ کاخی که به نام کاخ اردشیر بابکان معروف است، در نزدیکی شهر گور

نمایی از بازماندهٔ کاخی که به نام کاخ اردشیر بابکان معروف است، در نزدیکی شهر گور

نقش تاج‌ستانی اردشیر
نقش تاج‌ستانی اردشیر
کاخ خوره اردشیر در نزدیکی بزپر یا سرمشهد
کاخ خوره اردشیر در نزدیکی بزپر یا سرمشهد

 

منابع

Iranicaonline

WikiPedia

MetMuseum

ویدئوی پیدایش حکومت ساسانیان

منبع wikipedia metmuseum iranicaonline
25 نظرات
  1. ذق می گوید

    نام قدرت مطلق: الله
    باید اعتراف کنم هیچ کس را یارای آن نیست که راجع به بزرگمردی چون حضرت سلمان فارسی حرف بزند
    سلمان فارسی (به گفته پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سلمان محمدی) فخز اران و اسلام و جهان و یگانه دوران هاست. درود بی پایان کردگار بر او باد.

  2. ذق می گوید

    بنام قدرت، مطلق الله
    شایسته نیست که راجب درگذشته گان حرف بزنم لاکن باید اعتراق تلخی کنم: سلمان فارسی فخر ایران و ایرانی و بلکه چهرهدای سربلند در میان جهانیان است و به همین دلیل ما بهائیان پهلویست بیوطن جهود زاده با ماسک باستانگرایی با وی سر کین داریم چون از ایران بیزاریم.

  3. آرش می گوید

    ساسانیان چهار قرن سلطنت کردند. بسه شوم بوده دیگه. تا قیامت میخواستن کیخسرو و کیسخرو بازی پابرجا باشه؟ امپراطوری ها و حکمرانیها دلایل سقوطشون بیش از آنکه مربوط به خارج باشه داخلی هست. یک بنایی که از درون توسط موریانه خورده شده با نسیمی فرو میریزه. ساسانیان هم آخرش به فضاحت کشیده شده بود. پسری که علیه پدر کودتا کنه و شکم شاهبابلش رو بدره و اون زنک که مدتی شاه شده بود همه نشون میداد که این تاج و تخت لب دره هست. حالا میخوان برخی بیوطن و بهایی حرامی تقصیر رو گردن اعراب و این و اون و چرخ و فلک بندازن تلاش بیهوده ای هست. دست اعراب درد نکنه این بنای فاسد رو ضربه نهایی رو بهش زدن البته خودشم رفتنی بود. اون سلسله ای که با خیانت یه نفر از هم بپاشه یا سپاه کذایی اش با اون دبدبه و کبکبه و فیل و غیره از یه مشت عرب با سلاح ابتدایی شکست بخوره عجب درپیت و قزمیت بوده!

  4. آرش می گوید

    سلمان فارسی وطن نداشت که بخواد وطن فروشی کند سلمان فارسی یک یهودی آریوسی بود که نیاکانش روم در زمان قباد ساسانی پدر انوشیروان به ایران آمدند .هرکسی که در ایران زندگی می کند که ایرانی نیست ایران ریشه قومی دارد ایرانی کسی است که خون ایرانی در رگ داشته باشد و نیاکان ایرانی داشته باشد ایرانی یعنی تیره های آذری و ارمنی و کرد و لر بلوچ پامیری تاجیک پشتون مازنی گیلکی ،سیستانی، زازا و ارانی،که نژاد یگانه و ریشه زبانی مشترک و تاریخ و گذشته مشترک و نیای یگانه دارند ،سلمان فارسی تنها شهروند ایران بوده نه از ملت ایرانی ،هیچ ایرانی به ایران و ایرانی خیانت نمیکند مگر اینگه بیگانگی باشد که بین ما ایرانیان زندگی می کند مانند اساوران یا فیل بانان که از قوم جت بودند چون در دیلم ساکن بودند به دیلمی معروف بودند یا اون خائنی که شهر شوشتر را به ابوموسی اشعری فروخت از بیگانگان مقیم ایران بود یا ترکان غز در حمله مغول که با مغولان همکاری کردن ،تاریخ را که بخوانی و اصل و نصب و تبار خائینین را جستجو کنی تمام بیگانه بودن نه ایرانی ،و مورخین توده ای و کمونیستی بخاطر نابودی حس ملی‌گرایی ایرانیان این خائنین را به ما ایرانیان می چسبانند

  5. ذق می گوید

    بنام قدرت،مطلق الله
    شایسته نیست که راجب درگذشته گان حرف بزنم
    لاکن سلمان فارسی یک وطن فروش خاعن بوده

    1. سلیمان می گوید

      مدرک بیار که حضرت سلمان فارسی خیانت کرده باشه زود تند سریع
      کل مدرکت یک طبری نامی هست که اونم نوچه دربار خلافت عباسی بود و وظیفه اش بود متل هردوت برای خلفای عباسی تاریخ نویسی کنه
      اگر خیانت سلمان فارسی رو طبق حرف طبری قبول دارید پس این گفته طبری که گفته حکام باستانی مرکز ایران مثل کوروش به نوامیس خودشون هم تجاوز کرده اند را باید بپذیرید!

      حتی همین نویسنده دو قرن سکوت هم این اواخر پشیمان شد و کتاب دیگری برای جبران اراجیفی که گفته بود رو منتشر کرد

  6. ناشناس می گوید

    شما از این همه تاریخ دان که در دنیا هست بیشتر میدونی؟

  7. ناشناس می گوید

    نوادگانشان هم در عصر حاضر ایران رو ویران کردند

  8. Babak می گوید

    اینجا عرب هم هست

    1. پاسخ می گوید

      نه اینجا طرفدار حق هست
      درباره قومیت حرف نمی‌زنیم اگر آن زمان بودم جبهه هرکسی که بر حق بود از ایشان حمایت می‌کردم چه کره ای باشه چه عربی چه فارسی
      متأسفانه رژیم ساسانی با دهن کجی که به نامه پیامبر داشت نشان داد که باطل است
      حالا باستانگراهای افراطی ماله کش سعی دارند با دروغ بگویند : خسرو پرویز به این دلیل به نامه بی اعتنا بود چونکه ایران یکتا پرست بود و برده داری نداشت!!!!! این گفته دروغ و یاوه ای بیش نیست چونکه ایران اون زمان هم کافر بود هم اینکه انحرافات و…. زیادی داشت

      در تمام روایات معتبر گفته شده که خسرو پرویز وقتی دید نامه این گونه آغاز شده به نام خداوند بخشنده مهربان از پیامبر خدا محمد….
      خسرو بلافاصله گفت نامه با نام خداوند و پیامبرش آغاز شده و او کیست که اسم من رو در اول نامه نیاورده و با تکبر نامه رو تکه تکه کرد و سوزاند

      بعدش که واکنش خصمانه و متکبرانه و رذیلانه به گوش پیغمبر رسید حضرت رسول فقط با نفرین شان یک جمله فرمود :امیدوارم خداوند هرچه زودتر او را هلاک کند و سلطنت طاغوتی اش را تکه تکه و سرنگون کند. چند روز بعد خبر هلاکت خسرو به دست پسرش در کل جهان پخش گردید

  9. ناشناس می گوید

    حداقل انسان بودند و اخلاقیات میدونستند. مثل خیلی از شماها پشت دین و اعتقاد کثافت کاری نمی کردند
    اگر هر کسی از شما نباشه کافره، پس من و اکثریت کشور با افتخار کافر هستیم

    1. کامران می گوید

      کی درباره حکومت ایران حرف زد؟ ما مشکل مون رژیم ساسانی بود که از بین رفت که از بین رفتن این لکه ننگ در تاریخ باعث خوشحالی است

  10. مهرداد می گوید

    لطفا تاریخ و دست کاری نکنید. اولین پایتخت ساسانیان دارابگرد بود که اردشیر بابکان والی اون شهر بود از آنجا قیام علیه اشکانیان کرد و امپراتوری خودش و از اونجا آغاز کرد.

  11. بهمن می گوید

    وقتی از امپراتوری های ایرانی حرف میزنید دقیقا از چی حرف میزنید؟ یکی از اجزای اصلی امپراتوری شهرها و تمدن های بزرگشه، این شهرهای بزرگ تاریخی دقیقا کجایند؟ با استناد به بازمانده چند کاخ حکومتی نمیتوان همچین ادعایی داشت. بجز تخت جمشید و چند ارگ دیگر مگر چیز دیگری برای اثبات داشتن امپراتوری داریم؟

    1. حسین می گوید

      چون عرب ها اومدن همه رو ویران کردند

      1. یک مسلمان می گوید

        رژیم کافر و ملحد ساسانی باید منهدم و نابود می‌شد و از بین می‌رفت. اتفاقاً یکی از بهترین لشکرکشی های تاریخ همین است که رژیم کافر بی ایمان ساسانی منقرض و نابود شد

      2. دکتر کامبیز صالح پور می گوید

        زیاد سخت نگیر
        هرگاه حکومتی، مثل ساسانی که پیکره‌اش از درون بپوسد و ریشه‌های فساد، از مردم تا مقامات، در آن رخنه کند؛ و در همان حال، با چالش‌های ساختاری در حکمرانی، جنگ‌های ویرانگر، قحطی و کمبود مایحتاج اولیه زندگی دست به گریبان باشد،
        و در همان حال، با وضع قوانینی نابخردانه و ستم بر مردمی که می‌بایست پشتوانه‌اش باشند، بنیان‌های خود را سست نماید
        زمانی که مردمش نیز بر سر مسائل گوناگون با یکدیگر دچار اختلاف و دو دستگی شوند و رفتار درستی از خود نشان ندهند در حقیقت، فاتحه آن نظام یا حکومت خوانده شده است

        سرنوشت حکومت شصت‌ساله خاندان اسد در سوریه، نمونه‌ای امروزین از همین الگوی فروپاشی بود؛ فروپاشی‌ای که یادآور سقوط امپراتوری ساسانی در گورستان تاریخ است

    2. مهرداد می گوید

      تو ترکیه کاخ هخامنشی و پست خانه هخامنشی تو دربند داغستان بازبان پهلوی نقش بسته تو کشور باکو آتشکده و قصر ساسانی ایوان مداین و صدها اثر دیگر

    3. محمد می گوید

      سلام این ها همه دروغ است ساسانیان در شهر ای خانم در افغانستان است گوگل در باره شهر ای خانم بزن می اورد

    4. محمد می گوید

      خوشبختانه هزاران بنا از امپراتوری های ایران باستان باقی مونده که مهر تاییدی بر اصالت اون هاست

      1. جهان می گوید

        فقط ده تا از بناهای اصیل رو نام ببر کافی هست!
        آخه ساسانی که درمانده و نکبت و ضعیف بود اصالت نداره که
        بعد هم حق و باطل بودن ربطی به بنا و ساختمان بیشتر نداره پس چین کمونیست یا کره شمالی بی دین و یا انگلیس فتنه گر شرور حتماً از نظر شما اصیل و بر حق هستن دیگه؟ چون ساختمان های بزرگ و جدیدی ساختن

  12. ایران می گوید

    چه زیباست….ایرانم

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.