تمدن فلسطین باستان (۲)

سرزمین فلسطین و پیامبران الهی
در رابطه با فرمانروایی حضرت سلیمان (ع) انجیل چنین نقل می‌کند که : هنگامی که سلیمان با یک شاهزاده مصری ازدواج کرد ، فرعون مصر دهی به نام ” الجرار ” را در نزدیکی شهر رمله که از شهرهای فلسطین بود به او بخشید . از همین قضیه استفاده می شود که دولت در دوران سلیمان صرفا جنبه سمبلیک داشته و تحت سرپرستی مصر بوده ، و به جهت نبودن عوامل مناسب برای پیشرفت در جنبه های داخلی و خارجی نمی توانسته یک دولت مستقل و نیرومند باشد زیرا دولت که در به وجود آمد پس از مدت کوتاهی حدود هفتاد سال یا کمی بیشتر ، به سبب نیرومند شدن مصر ، فروپاشید .

 

تمدن فلسطین باستان (2)

در همین هنگام، قرارداد‌های حضرت سلیمان و پادشاه ” حیرام” بسته شد و طبق آن هر دو می‌توانستند از دریای مدیترانه و دریای سرخ برای رفت و آمد کشتیهایشان استفاده کنند. گفته شده است که او در امور سیاسی نیز از هوش و فراست برخوردار بوده است . سلیمان برای اداره مملکت و اجرای برنامه های تشریفاتی و تجملاتی اش مجبور بود از مردم مالیاتهای سنگین بگیرد . این وضعیت سبب نارضایتی مردم شده بود . به همین دلیل بعد از فوتش ، هنگامی که پسرش خواست سیاست او را ادامه دهد ، مردم علیه وی اعتراض کرده دست به شورش زدند . ادامه درگیریها و شورش سبب شد که کشور فلسطین به دو قسمت شمال و جنوب تجزیه شود . قسمت شمال که به شد تحت فرماندهی یکی از شورشیان به نام ” یربعام ” قرار گرفت . یربعام پایتخت خود را در ” ساماریا ” قرار داد . قسمت جنوب ” یهودا ” ( یهودیه ) نام گرفت و ” رحبهلم ” فرزند سلیمان فرمانروایی آنجا را به عهده گرفت . اورشلیم نیز به عنوان پایتخت باقی ماند . البته باید گفت که نسبت به یهودا از وسعت و ثروت بیشتری برخوردار بود .
نزاع، جنگ و خونریزی، بعد از تجزیه فلسطین بین شمال و جنوب شروع شد. . استمرار جنگ و درگیری در این دو منطقه منجر به تضعیف هر دو کشور گردید . با این حال هنوز در شمال و جنوب یک خدای واحد به نام ” یهوه ” ستایش می شد .در نتیجه تضعیف دولت اسرائیل و یهودا ، هنگامی که ” تیگلات پلاسر سوم ” پادشاه آشور ، دمشق را تصرف کرد توانست اسرائیل و یهودیه را نیز شکست دهد و آنها را وادار به پرداخت جزیه ای سنگین نماید .

همچنین بخوانید:  نقش معبودهاي مختلف ديني در عوامل اخلاقی تمدن / ویل دورانت

 

تمدن فلسطین باستان (2)

 

 

بعد از آنکه اسرائیلیان پس از گذشت ۱۰ سال علیه آشوریان شورش نمودند، پایتخت اسرائیل توسط ” شروکین دوم ” ( سرجون دوم ) پادشاه جدید آشور نابود شد. و اهالی آنجا را به سوی نواحی دیگر و آن سوی فرات فرستاد . ولی یهودا تا چند سال بعد باقی بود . عبرانیهایی که توسط پادشاه جدید آشور اخراج شدند به ” قبایل مفقود یهود ” معروف شدند و پس از مدتی با مردم آن مناطق یکی شدند . زمینهای شورشیان اسرائیل به مهاجران ساحل دجله و فرات داده شد و اسرائیل جزو یکی از ایالات امپراتوری آشور گردید .

آنطور که پژوهشگران می‌گویند، مدتی بعد حکومت آشوریان سقوط کرد اما در اوضاع فلسطین هیچگونه تغییری حاصل نشد. . زیرا فقط فرمانروایان تغییر کرده بودند . در سال ۵۹۷ قبل از میلاد به دنبال نیرومند شدن دولت و امپراتوری بابل ، ” بخت النصر ” پادشاه بابل به فلسطین حمله کرد . سپاهیان بخت النصر اورشلیم را تصرف کردند و بخت النصر حاکم یهودا و عده ای از سردارانش را اسیر کرد و به بابل فرستاد . در سال ۵۸۶ قبل از میلاد سپاهیان بخت النصر به علت تمرد و سرکشی فرماندار اورشلیم از حکومت بابل ، بار دیگر به فلسطین حمله کرد و این بار اورشلیم را با خاک یکسان نموده هیکل سلیمان را تخریب و بقیه مردم را اسیر کرده به بابل فرستاد و تنها مردم فقیر و بیچاره را باقی گذاشت . از آن به بعد فلسطین جزو یکی از ایالات بابل شد .
۵۰ سال اسارت و تبعید عبرانیها به درازا کشید و همین مدت طولانی باعث شد تا علاقه و وابستگی آنها نسبت به یکدیگر بیشتر شده و به ویژه علایق خانوادگی ، تحکیم و تشدید یابد . بهره دیگری که از این اسارت نصیب عبرانیها گشت این بود که دریافتند ” یهوه ” خدای یگانه را می توانند همه جا پرستش کنند چه در بند اسارت و تبعید و چه در قلمرو مملکت خویش .

 

تمدن فلسطین باستان (2)

در سال ۵۳۶ قبل از میلاد یعنی بعد از اینکه ۵۰ سال از اسارت بنی اسرائیل گذشت ، ارتش پارس ، امپراتوری بابل را شکست داد و کوروش پادشاه ایران بابل را فتح کرد . کوروش عبرانیان را به سرزمین اصلی شان فلسطین بازگردانید . بنی اسرائیل در مقابل کوروش ابراز اطاعت و فرمانبرداری کردند و پذیرفتند که به ایران جزیه بپردازند . کوروش نیز به آنها اجازه داد اورشلیم را بازسازی کنند و هیکل سلیمان را از نو بسازند . بدین وسیله اورشلیم دوباره از ویرانی رهایی یافت ولی فلسطین به عنوان یکی از ایالات امپراتوری ایران باقی ماند .
پس از آنکه ارتش و حکومت ایران از پادشاه یونان یعنی اسکندر مقدونی شکست خورد و مغلوب آن شد، سوریه را فتح کرد و به فلسطین رفت . از آن به بعد ، گردونه فلسطین را جزو توابع دولت یونان درآورد . بعد از مرگ اسکندر فلسطین بین جانشینان او تقسیم گشت .در سال ۳۱۲ق . م به دنبال نیرومند شدن مصر ، ارتش آن کشور راهی دیار فلسطین شد و آنجا را تصرف کرد . جنگهای زیادی بین مصر و یونان درگرفت ولی تصرف فلسطین باعث خاتمه یافتن حکومت یونان نگشت این مسأله می دهد که مصر و یونان در آن زمان از نظر توازن قوا در یک سطح بوده اند به همین جهت در طول سالهای درگیری ، فلسطین گاهی تحت سلطه مصر و گاهی تحت نفوذ یونان بود .

همچنین بخوانید:  نقش ازدواج در عوامل اخلاقی تمدن / ویل دورانت

تمدن فلسطین باستان (2)

در سال ۲۰۰ قبل از میلاد ” مکابیان ” علیه سردار سلوکی اسکندر به نام ” آنیوخوس اپی فان ” شورش کردند . اپی فان یکی از سلاطین سلوکی بود که مدت ۲ سال بر مصر حکمرانی می کرد . ولی در برابر رومیان شکست خورد و مکابیان بعد از ۲۰۰ سال مبارزه توانستند سلسله ای مشهور به ” اسمونی ” را تأسیس کنند ولی در اثر اختلافات درونی متلاشی شد .

سرانجام در سال ۶۳ق . م ارتش روم به قصد تسخیر فلسطین عازم آنجا شد و ” پمپه ” سردار رومی توانست آنجا را اشغال کند و به صورت ایالت تحت الحمایه روم درآورد و یهودیان را وادار به پرداخت جزیه کند .

پس از این واقعه یهودیان علیه پمپه شورش کردند ولی شورش آنها سرکوب شد . در دوران حکومت ” نرون ” قیصر روم ، یهودیان علیه عده ای از مأموران شورش کردند و چند تن از آنان را به قتل رساندند . شورش یهودیان این بار نیز سرکوب شد و معبد ” بارکوشبا ” توسط رومیان ویران گردید . همین مسأله سبب شد که یهودیان دوباره تحت تسلط رومیان درآیند . آنها در زمان تسلط بر فلسطین ، یهودیان را مورد آزار و اذیت قرار دادند . و آنها مجبور شدند فلسطین را ترک کنند و در عراق ، مصر ، یمن و سوریه پراکنده شوند . از آن زمان به بعد حیات سیاسی آنان از بین رفت .

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
دنبال کردن