کولوسئوم یکی از عجایب هفتگانه

کولوسئوم که به آن آمفی تئاتر فلاویان نیز گفته می شود، آمفی تئاتری است غول پیکر در رم که در زمان امپراتوران فلاویان ساخته شده است .
ساخت کولوسئوم بین سالهای ۷۰ تا ۷۲ میلادی در زمان سلطنت امپراطور وسپاسیان آغاز شد.


وسپاسیان که آغاز تاج و تخت خود رو فروتنانه شروع کرده بودند تصمیم به جایگزین کردن دریاچه خصوصی امپراطور ظالم با آمفی تئاتر عمومی که میزبان ده ها هزار از رمیان بود گرفت و کولوسئوم را درست در مرکز خانه طلایی نرون یعنی بر جای دریاچه مصنوعی در شرق تپه پالاتین واقع کرد.

تاریخچه

این سازه در سال ۸۰ پس از میلاد توسط تیتوس در مراسمی که شامل ۱۰۰ روز بازی بود به طور رسمی افتتاح شد. بعداً در سال ۸۲ پس از میلاد، دومیتیان کار را با افزودن بالاترین جایگاه تکمیل کرد. برخلاف آمفی‌تئاترهای قبلی، که تقریباً همگی در دامنه‌های مناسب برای حمایت بیشتر حفر شده بودند، کولوسئوم یک سازه مستقل از سنگ و بتن است که از سیستم پیچیده‌ای از طاق‌های بشکه‌ای و طاق‌های کرانه دار استفاده می‌کند و در مجموع ۶۲۰ در ۵۱۳ فوت (۱۸۹ در ۱۵۶ متر) ابعاد دارد.

سه تا از داستان‌های این عرصه توسط طاق‌هایی احاطه شده‌اند که در نمای بیرونی با ستون‌های درگیر در ردیف‌های دوریک، یونی و کورنتی قاب شده‌اند. چینش ستون‌ها در سازه پایه و اساس کدگذاری رنسانس شد است.

چارچوب اصلی سازه و نما سنگ تراورتن، دیوارهای فرعی توف آتشفشانی و کاسه داخلی و طاق های طاقدار بتنی است.
این آمفی تئاتر حدود ۵۰۰۰۰ تماشاگر را در خود جای داده بود که توسط یک ولاریوم جمع شونده (سایبان) عظیم در برابر نور خورشید محافظت می شدند.

دکل‌های تکیه‌گاهی که از کوربل‌های ساخته شده در بالای طبقه یا اتاق زیر شیروانی کولوسئوم کشیده شده بودند، و صدها ملوان رومی برای دستکاری دکل‌هایی که ولاریوم را کشیده و جمع می‌کردند، مورد نیاز بودند.
در کولسیوم زنان و مردان از هم جدا بودند. جایگاه زنان درطبقه پنجم بود، که دید بسیار بدی به میدان داشت. جایگاه مخصوص زنان درکولوسیوم بسیار ناامن و خطرناک بود، چرا که سکوهای آنها با طناب‌هایی نگه داشته می‌شد که هر از چندی پاره می‌شدند و زنان از ارتفاع ۵۰ متری به پایین سقوطی مرگبار می‌کردند اما جایگاه مردان بسیار امن بود، آنها بر روی سکوهای سنگی می‌نشستند.

نمای داخلی کلوزیوم


کولوسئوم صحنه هزاران نبرد تن به تن بین گلادیاتورها، رقابت بین مردان و حیوانات، و بسیاری از نبردهای بزرگتر، از جمله درگیری های دریایی ساختگی بود. با این حال، مشخص نیست که آیا این میدان محل شهادت مسیحیان اولیه بوده است یا خیر.
در قرون وسطی، کولوسئوم به عنوان یک کلیسا، سپس به عنوان یک قلعه توسط دو خانواده برجسته رومی، فرانگیپانه و آنیبالدی استفاده می شد. کولوسئوم بر اثر رعد و برق و زلزله و حتی بدتر از آن در اثر خرابکاری و آلودگی آسیب دید. تمام صندلی‌های مرمر و مواد تزئینی ناپدید شدند، زیرا این مکان برای بیش از ۱۰۰۰ سال به عنوان یک معدن تلقی می‌شد. حفاظت از کولوسئوم به طور جدی در قرن نوزدهم با تلاش های قابل توجهی به رهبری پیوس هشتم آغاز شد و یک پروژه بازسازی در دهه ۱۹۹۰ انجام شد. این مدت طولانی یکی از جاذبه های گردشگری رم بوده و سالانه نزدیک به هفت میلیون بازدید کننده دارد.



گلادیاتور، مبارز حرقه ای در رم باستان.

گلادیاتور ها از منابع مختلفی انتخاب می شدند، اما عمدتا برده و جنایتکار بودند. کلاس‌های مختلفی از گلادیاتورها وجود داشت که با بازوها یا شیوه‌های جنگ متمایز می‌شدند. سامنیت ها با سلاح های ملی می جنگیدند – یک سپر مستطیلی بزرگ، یک گیره، یک کلاه ایمنی پردار و یک شمشیر کوتاه. تراکیس ها (تراکی ها) یک سپر گرد کوچک و یک خنجر منحنی مانند داس داشتند. آنها به طور کلی در برابر میرمیلون ها قرار می گرفتند که به سبک گالی به کلاه ایمنی، شمشیر و سپر مسلح بودند و از نام ماهی که به عنوان تاج کلاه خود از آن. استفاده میکردند، نامیده می شدند. به همین ترتیب، ریتاریوس ها با اسکوتر ها رقیب میشدند که گروه اولی چیزی جز تونیک یا پیش بند کوتاه نمی پوشید و سعی می کرد رقبش را که کاملا مسلح بود با توری که در دست راستش حمل می کرد گرفتار کند. در صورت موفقیت، او را با سه گانه ای که در سمت چپ خود حمل می کرد، میکشت. آنداباته‌ها نیز گروهی دیگر بودند که سوار بر اسب می‌جنگیدند و کلاه‌های ایمنی با چشم‌های بسته به سر می‌گذاشتند. دیاماچیر ها (“مردان دو چاقو”) که همانطور که از نامشان معلوم است یک شمشیر کوتاه در هر دست داشتند. هوپلوماچی (“جنگجویان زره پوش”)، که یک زره کامل به تن داشتند. نمونه هایی از انواع گلادیاتور ها هستند.


تبلیغات تماشای نبرد بین گلادیاتور ها چند روز قبل از نبرد آن ها توسط اعلامیه هائی که به دیوار خانه ها و یا مکان های عمومی می چسباندند شروع می شد. و گاها نسخه هایی از این اعلامیه ها را در خیابان های شلوغ به فروش می رساندند. عموما اعلامیه ها حاوی اطلاعات دقیق راجب تاریخ نبرد، اسم گروه های مبارز و انواع جنگ آن ها بود.یکی دیگر از روش های مشهور برای ترغیب مردم برای تماشای نمایش نبرد بین گلادیاتور ها ، راه اندازی راهپیمای نمایشی بود که در آن گلادیاتور ها با شمشیر های چوبی با هم مبارزه میکردند و مردم را برای تماشا تشویق می کردند.

مبارزه بین گلادیاتور ها با صدای شیپور بلندی آغاز می شد. و گلادیاتور ها روانه میدان جنگ می شدند.

هنگامی که یک گلادیاتور زخمی می شد و توان جنگیدن دوباره را نداشت، انگشت سبابه خود را بلند می کرد تا از مردمی که تصمیم زندگی و یا مرگ او را می گیرنند طلب عفو کند. اگر تماشاگران طرفدار رحمت بودند، دستمال خود را تکان می دادند. اگر خواهان مرگ گلادیاتور مغلوب شده بودند انگشت شست خود را به سمت پایین می چرخاندند.


دیدگاه دیگر این است که کسانی که خواهان مرگ گلادیاتور شکست‌خورده بودند، انگشت شست خود را به سمت سینه‌های خود می‌چرخانند تا به او ضربه بزنند، و آن‌هایی که می‌خواستند او نجات پیدا کند، انگشت شست خود را به سمت پایین می‌چرخانند تا علامتی برای از پا افتادن وی باشد. پاداش گلادیاتور های برنده چیزی جز خوشه های خرما و گاهی پول چیزی نبود. اگر گلادیاتوری از چند نبرد پی در پی جان سالم به در می برد، برای مدتی از نبرد معاف می شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید
عضویت
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد درون خطی
دیدن تمامی دیدگاه ها