پمپی، شهری که ناپدید شد و مردمی که سنگ شدند

این مَرد وحشتزده آخرین نفسهایش را کشیده، شاید چشمانش
را گرفته تا شاهد لحظات وحشتبار آخرین نباشد… اما چرا ؟
شهر پمپی، شهری در ایتالیای اِمروزی یا روم باستان در روز ۱۹ اوت سال ۷۹ میلادی در پی فعالیت آتشفشانی کوه وزوو که ۲۸ ساعت ادامه داشت به زیر ۶ متر کوهی از مواد مذاب و خاکستر آتشفشانی رفت. حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.
این شهر به وسیله انفجارهای آتشفشانی کوه «وزوو» نابود شد. آتشفشان وزوو سمبل کشور ایتالیا و قبل از آن نشانه شهر ناپل است.
کوه آتشفشانی وزوو اگرچه طی دو هزار سال گذشته آرام بوده است اما نام آن را کوه اخطار گذارده اند. چنین نامی به دلیل فجایع و حوادثی بوده است که در تاریخ از این کوه به ثبت رسیده است. فاجعه ای که برای «سدوم و عمورا» روی داد شباهت زیادی به حوادث تخریب گر شهر پمپی داشته است. در سمت راست وزوو شهر ناپل و سمت شرق آن شهر پمپی قرار دارد. مذاب و خاکستر ناشی از فوران آتشفشانی که دو هزار سال پیش روی داد حیات را از این شهر برچید.

لب ها، چشمانش و پوست بدنش ذوب شده است، بجز جمجمه اَش تمامه سنگ شده است.

گویا آتشفشان در نهایت سکوت جان مردم را کنده است

به نظر می رسد این مرد در حال فرار بوده است

از ۲۰هزار نفر جمعیت پمپی دو هزار نفر ناپدید شدند و مابقی آرام آرام مذاب و به تلی از مجسمه های سنگی تبدیل شدند

جمعی از کودکان و بزرگسالان، منتظر قایقی بودند که هیچوقت نیامد

یکی جمع شده، یکی به پشت آرامیده – اما یکی بیدار شده و تا تکانی بخورد! جانش کنده شده است

متوجه هیچ نشده است، گویا ناگهان مواد بر رویش ریخته است که حتی نتوانسته است دستی تکان دهد

اعضای خانواده ای که در کنار هم مردندمواد مذاب کوه وزوو به آنی تمامی شهر را از نقشه منطقه جاروب کرد. جالب ترین جنبه این حادثه آن است که هیچ کس نتوانسته است در مقابل فوران آتشفشان وحشتناک وزوو بگریزد. یک خانواده در حال صرف غذا در یک لحظه تبدیل به سنگ شده اند. زوجهای بسیاری پیدا شدند که در حین انجام آمیزش جنسی تبدیل به سنگ شده بودند. صورت برخی از اجساد انسانهای سنگ شده که از داخل زمین کشف شده اند همچنان سالم و صحیح باقی مانده است. صورت آنها حالت گیج و منگ دارد


مردی که سر همسرش را در بغل گرفته و منتظر پایانند

پدر – فرزند – مادر

مرگ مردم پمپی در یک لحظه رخ داد، فاجعه هرچه بود، همه چیز به همان حالت اولیه و بدون تغییر باقیمانده است. در سال ۱۹۹۱ نیمی از این شهر از زیر خاکستر بیرون کشیده شد. هر ساله جمعیت زیادی از موزه طبیعی پمپی دیدن می کنند و این شهر به یکی از جاذبه های گردشگری ایتالیا تبدیل شده است

سگی که بیرون خانه ای زنجیر شده بود

همه خوابیده اند، همه سنگ شده اند، حتی کودکان شیر خوار

به نظر می رسد مرد بیدار شده و بویی برده، اما …

منابع:
- اِبهام لینک
- http://www2.brevard.edu/reynoljh/italy/corpsecasts.htm
- این نگاره در ۵ دی، توسط اِنی کاظمی دچار تغییراتی جزئی گردید
به نظرتون من که نقشه شهر پمپی رو می خوام از کجا پیدا کنم… برای پایان نامم می خوام…خیلی ممنون می شم اگه کسی بتونه کمکی کنه…
یکی میگه عذاب یکی میگه قوم فاسد …
درمورد کسایی که نمیشناسیمشون چه تهمتای قشنگی میزنیم
به ما میگن مسلمون
اگر باور نداری برو با چشم خودت ببین اگر مسلمانی که باید قرآن را باور کنی همین قوم با احتمال قوی قوم لوط بودند که در قرآن صراحتا به آن اشاره شده
ترسناکه اما جالبه.
در تمام طول تاریخ زمانی که انسان در میماند و سخت دست جهان و طبیعت را برسر خود میدید، دست به ساخت نفرینهای ساختگی خدایان بر علیه خود میزد.
ای بشر امروز آیا تو نقاط مستعد فورانهای آتشفشانی و لرزه خیز و… را نشناخته ای؟
آیا توبه خدای آدرخش باورمندی؟ آیا مردم ژاپن بر علیه خدایانند که چنین آسیبهای طبیعی را پشت سر مینهند؟
ببینی قرار نیست تمام حوادث طبیعی عذاب باشه بعضی وقتا هم امتحانه اما این حادثه را هر انسان با وجدانی می فهمه که عذابع چون این آثار به زبان حال دارن با ما صحبت می کنن.آیا نمی اندیشید!؟دوم اینکه بعضی جاها و افراد هستن که شایستگی بیدار شدن را دارن و گاهی خدا بهشون یک تشر می زنه و عده هم به حال خودشون رها شدن تا قیامت برسه و عده ای هم اولین عذابشون آخرین فرصتشونه.
salam- man to ye ketab khondam elate in atashfeshan va mordan mardom gostaresh fesad to in shar budeh.
با اجازه و عرض پوزش : علی اقا این مطلب اصلا ربطی به من و وبلاگ دنیایی بی جواب ندارد.. به عبارتی اصلا مطلب ما نیست.. الان وقتی نظر انداختم متوجه شدم . میخواستم لینک مطلب مورد مناقشه را بگذارم اما از ادب دور بود.. مطلب ما در ۲ یا ۳ بخش تعیه شده و این مطلب خلاصه ان اتفاق باستان شناسی است. بدرود
من به دوست”مان توضیح می دهم که این مطلب برای امیر امامی هست و من جستجو کردم و در مورد آن چیزی ندیدم.
با سلام : تنها چیزی که به عنوان یک دوستدار تاریخ و باستان شناسی میتوانم بگویم .. ابراز تاسف است . اولا اگر نقد و پیشنهاد و انتقادی هست بهتر است بصورت ایمیل برای مدیر سایت ارسال شود نه در قسمتی که خوانندگان با هم تبادل نظر در مورد مطلب را دارند یک جدل ………..!!! نمیدانم ان دوستی که مثلا به عنوان حمایت از بنده و مطالب ” دنیایی بی جواب ” کامنت گذاشته قصد اصلاح امور را داشته یا تخریب — امیدوارم اولین گزینه درست باشد اما متاسفانه نتیجه دوم حاصل شده است.. اقای علی : خدا را شاهد میگیرم نه قصد طرفداری از اقای کاظمی را دارم ونه ایشان را میشناسم . اما با انصاف من که دو ادرس ایمیل بهمراه تلفن همراه را در قسمت ارتباط با دوستان قرار دادم … یک زحمتی می کشیدی و یک ایمیل میزدی تا باعث کدورت نشود. اصلا شاید من خودم اینجا مطلب گذاشتم . والله نمیدانم چگونه حرف بزنم که نه علی اقا ازارده شود و نه اقای کاظمی.. خواهش دارم قضیه را پایان دهید. موفق و موعید باشید … سیدجلال صیادمیری
این دلیل نمیشود که چون اقای فلانی برای ما مطلب ارسال کردند ما هم بدون مطالعه و بررسی زحمات دیگران را نادیده میگیریم. معتبرترین سایتهای عرضه کننده کتاب از جمله تیبیان- ای بوک – ایرانیان بوک کتابهای اقای صیادمیری را عرضه کردند . به تاریخ نگارش مطلب در دیگر سایتها نگاه کنید و انگاه به سایت اصلی عرضه کننده مطلب … اگر اینکار توسط یک وبلاگ بود هرگز هشدار نمیدادم اما کسانی که زحمت راه اندازی یک سایت را میدهند باید دقت داشته باشند.. با این توجیه شما … مثلا من شعر احمد شاملو را بنام خودم در سایتی بزنم و بگویم این شعر توسط حسنی به ما داده شد… بعد اقای کاظمی .. یک مطلب .. ۲ مطلب .. ۳ مطلب .. نه اینکه ارشیو یک وبلاگی را به مروز زمان و بدون اجازه منتشر کنید و تازه پاسخ مردم را هم بدهید .!!! مثلا اولین کسی که قالب کچی را با قالب کائوچو در این فن باستان شناسی عرضه کرد .. شما بگوید که بود.؟؟ حتما اقای اوباما … البته منظور من خورده گرفتن و خدایی ناکرده جدل نیست.. چون کسی که این همه زحمت می کشد حتما به زحمات دیگران احترام میگذارد.. ما بجای دلگرم کردن عزیزانمان در این شرایط کشور که دسترسی به اطلاعات مفیدی نیست و تشویق این افراد… با نادیده گرفتن زحمات یک گروه دانشجویی فقط این افراد را دلسرد میکنیم. من به عنوان یکی از نویسندگان وبلاگ دنیایی بی جواب هم به شما و هم به مدیریت سایت ایمیل زدم که به راحتی میتوانید تمام مطالب و کتابهای ما را منتشر کنید.. اما بیایم اصول اولیه هر رابطه ای را با احترام به دیگران رعایت کنیم.
مباحثی مربوط به دو یا سه سال پیش بود حذف شد.
مبحث حاضر را امیر امامی در وبلاگش داشت، برای ما نیز انتشار داد. ما جستجویی کردیم دیدیم نوشته ای با این عناوین هست ولی شبیه به این نیست، با توجه به اینکه پدرشان هم پژوهشگر هستند ما دیگر فکر نکردیم این مطلب می توان کپی برداری باشد. البته حالا دیگر او نیست و به علت حذف شدنش نویسنده به اِنی کاظمی تغییر کرده است. باری ما با یک تغییر ساده ادبیاتی، منتشرش کردیم.
به هر روی ما بر روی همه نوشته هایی که مشکل دار هستند و منبع ندارند رسیدگی لازم رو انجام میدیم؛ و توجه کنید که ما “حتی تازگی از آقای جلال اجازه گرفته بودیم که مطالب”شان را آن بخش که مربوط به ماست منتشر کنیم، ایشون قبول کردند. – که هنوز فکر کنم دو ماه نشده است! – به این معنا که ما خود پیگیر بوده ایم! ولی به رقم مشکلات گوناگون هنوز نتوانسته ایم یک دستی بر روی آنچه گذشته است بکشیم.
یکی از دلایلی که ما چنین اجازه ای گرفتیم، همین چند مطلب بود که در سایت گذاشته شده بود و منبع نداشت. ایشون هم قبول کردند و ما مطالب مرتبط رو منتشر خواهیم کرد و منابع رو هم ذکر خواهیم کرد. ولی اینکه در مباحث قبلی ذکر نشده بود، به این خاطر بود که سایت تازه راه افتاده بود و ما سیاست اشتباهی داشتیم و من قبول می کنم. ما اشتباه کرده ایم و اصلاح می کنیم.
همچنین از بابت آن پوزش می خواهیم و فعلا تا اجازه دوباره آقای جلال، ما مطلب رو برداشتیم و تا ایشون دوباره اجازه بدهند که این بار با ویرایش مطالب قدیمی در حوزه تاریخ باستان و همچنین دیگر مطالب درین حوزه با منبع منتشر شود.
ضمن اینکه فکر کنم کل مطالب مربوط به عجایب ما ۱۰ تا نشده است، مگر چند تای این مطالب از وبلاگ آقای جلالی هست که شما می گویید یک مطلب .. ۲ مطلب .. ۳ مطلب .. ؟
علی عزیز، از آقای جلال دعوت کردم و به پاسخی دادند لطفا زیر همین دیدگاه پاسخ ایشون رو بخونید.
اقای کاظمی … ماشالله خوب کپی پیس میکنی.. خوب هر کس عکس شما را ببیند متوجه میشود با این سن وسال نمیتونید نویسنده این مطالب باشید… اگر مطالب یک وبلاگ یا نویسنده گمنامی را کپی پیس کنید کسی شاید متوجه نشود… اما کپی کردن مطالب کسی که بیش از ۱۰ سال است بر روی اینترنت کتاب و مقاله باستان شناسی دارد و انگاه مطالب را با نام خود در این جا قرار میدهید کار خنده داری است. امیدوارم مدیریت این سایت که در زمینه تاریخ فعالیت می کند جلوی این سرقت های نابجا را بگیرد
درود.
این مطلب توسط آقای امیر امامی به تاریخ ما ارسال شده است که وبلاگ ایشان : ۷zero-fa.blogspot.com است.
سلام از زحمات شما ممنونم
با عقل جور در نمیاد آخه مذاب چیزی باقی نمیذاره که!! حتما اینم مثل اون مجسمه طبیعی که تو فرانسه بود تو ایران داغ کرده بودن یه خانواده به قران توهین کردن یه چیزی شبیه سگ .و خوک شدن در حالی که یه مجسمه خیلی طبیعی یه سگ با طوله هاش بود این ایرانیا کلا فیلم ساختن مردمو دوست دارن!!!!
تصاویر حیرت آوری بود که بخشی از قدرت خدا را نشان می دهد.