طولانی ترین جنگ معاصر تاریخ بشر+عکس
جنگ در ویتنام چگونه آغاز شد؟
پیش از جنگ جهانی دوم، ویتنام مستعمرهی فرانسه بود. ژاپن در طول جنگ جهانی دوم کنترل ویتنام را بهدست گرفت. وقتی جنگ به پایان رسید، در منطقه خلاء قدرت وجود داشت. «هوشی مین» انقلابی و کمونیست ویتنامی خواستار آزادی و استقلال این کشور بود. با اینحال، متفقین همه موافقت کردند که ویتنام به فرانسه تعلق دارد.
در نهایت هوشی مین و شورشیانش مبارزه با فرانسه را آغاز کردند. او سعی کرد از ایالات متحده کمک بگیرد، اما امریکا نمیخواست هو شی مین به موفقیت برسد، چون آنها نگران گسترش کمونیسم در سراسر آسیای جنوب شرقی بودند. وقتی «هو» و یارانش در برابر فرانسه موفقیتهایی کسب کردند، آمریکا بیشتر نگران شد و در سال 1950 ارسال کمک به فرانسویها را آغاز کرد.

ورود ایالات متحده به جنگ در ویتنام
در سال 1954، فرانسه از ویتنامیها شکست سختی خورد و تصمیم گرفت از این کشور خارج شود و بدین ترتیب یک قرن حکومت استعماری فرانسویان در منطقه به پایان رسید. طی معاهدهای در ژنو، ویتنام به یک کشور کمونیست شمالی و یک بخش جنوبی تقسیم شد. قرار شد در یک انتخابات در سال 1956 این کشور دوباره متحد شود. اما ایالات متحده نمیخواست که این کشور تبدیل به یک کشور کمونیستی شود. و «نگو دین دیم»، ژنرال ضدکمونیست ویتنامی با حمایت امریکا از عمل کردن به معاهده سرباز زد. این سیاستمدار، امپراتور ویتنام را کنار گذاشت و خود را رئیس جمهور این کشور نامید. او با کمک و حمایت ایالات متحد امریکا در ویتنام جنوبی دست به یک سلسله اقدامات بسیار شدید علیه کمونیستهایی زد که در ویتنام جنوبی باقی مانده بودند، چیزی حدود ۱۰۰هزار نفر دستگیر و تعداد زیادی از کمونیستها به شکلی بیرحمانه شکنجه و اعدام شدند.
از سال 1957، سایر مخالفان رژیم سرکوبگر دیم، با حملات به مقامات دولتی و سایر اهداف، شروع به مبارزه کردند، و از سال 1959 رسماً میان دو نیرو جنگ در گرفت. هوشی مین به منظور وحدت ویتنام، یک حکومت واحد را اعلام کرد.

نظریه دومینو
در سال ۱۹۶۱ تیم توسط «جان اف. کندی» رئیس جمهور وقت امریکا به منظور گزارش دربارهی شرایط ویتنام جنوبی به این کشور فرستاده و توصیه به کمک های نظامی، اقتصادی و فنی آمریکا برای کمک به رئیس جمهور سرکوبگر ویتنام توسط این تیم انجام شد. نظر تیم بررسی چیزی بود که به نظریه دومینو معروف شد. نظریه دومینو بر این اساس بود که اگر در یک کشور آسیای جنوب شرقی کمونیسم به پیروزی برسد، بسیاری از کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد. بدین ترتیب بود که کندی کمک ایالات متحده را به دولت ویتنام جنوبی افزایش داد، هرچند که کار او به این متوقف نشد و امریکا سرانجام در ویتنام مداخله نظامی کرد.

ماجرای خلیج تونکین و ورود سربازان امریکایی به ویتنام
در نوامبر ۱۹۶۳ دیم در کودتایی که توسط برخی از ژنرالهای خودش صورت گرفته بود، کشته و در نتیجه حکومتش سرنگونش شد. سه هفته بعد «جان اف. کندی»، رئیس جمهور امریکا هم ترور شد. بیثباتی سیاسی که پس از این ماجرا در ویتنام جنوبی رخ داد، «لیندون بی. جانسون» جانشین کندی و وزیر دفاع او «رابرت مک نامارا» را برای تقویت حمایت نظامی و اقتصادی ایالات متحده در ویتنام متقاعد کرد.
در ماه اوت سال 1964 پس از اینکه دو ناوشکن آمریکایی در خلیج «تونکین» توسط قایقهای مبارزان ویتنام شمالی نابود شدند، جانسون برای مقابله با اهداف نظامی در ویتنام شمالی دستور بمباران هوایی را داد. به زودی کنگره، قطعنامهی خلیج تونکین را تصویب کرد که به جانسون امکانات گسترده جنگی اعطا میکرد و اینگونه شد که هواپیماهای ایالات متحده، بمباران هوایی ویتنام را در سطحی گسترده انجام دادند. این مجموعه عملیات علیه ویتنام شمالی عملیات تندر غلتان نام گرفت.
در مارس 1965 جانسون با پشتیبانی قاطع مردم آمریکا دستور داد تا نیروهای رزمی ایالات متحده به جنگ در ویتنام فرستاده شود. در ماه ژوئن، 82 هزار نیروی نظامی در ویتنام مستقر شدند و رهبران ارتش تا پایان سال 1965 خواستار افزایش 175 هزار نیروی ارتشی هم در ویتنام شدند.
علیرغم نگرانی برخی از مشاوران در مورد افزایش نیروهای نظامی امریکایی و برانگیخته شدن هرچه بیشتر جنبشهای ضدجنگ درون امریکا، جانسون اعزام فوری 100 هزار سرباز در پایان ژوئیه 1965 و 100هزار نیروی دیگر در 1966 را در دستور کار قرار داد. علاوه بر ایالات متحد امریکا، کره جنوبی، تایلند، استرالیا و نیوزیلند نیز نیروهای خود را برای مبارزه با ویتنام جنوبی متعهد ساختند.

آغاز اعتراضات و تظاهرات ضد جنگ
تا نوامبر سال 1967 تعداد نیروهای آمریکایی در ویتنام نزدیک به 500 هزار نفر رسیده بود و کشتهشدگان این کشور بالای ۱۵ هزار نفر بود و ۱۰۹ هزار امریکایی هم زخمی شده بودند. همانطور که جنگ به درازا کشید، بعضی از سربازان به دلایل دولت برای حضور خود در ویتنام و نیز ادعاهای مکرر واشنگتن مبنی بر پیروز شدنِ جنگ، بیاعتماد شدند. با افزایش سالهای جنگ، تلفات جسمی و روحی در میان سربازان آمریکایی، از جمله مصرف مواد مخدر، اختلال استرس پس از سانحه و نیز شورش و حملات سربازان علیه افسران مدام افزایش یافت. بین ژوئیه 1966 و دسامبر 1973، بیش از 503 هزار پرسنل نظامی آمریکا ارتش را ترک کردند. یک جنبش ضد جنگ در میان نیروهای آمریکایی، هم در امریکا و هم در ویتنام شکل گرفت.
آمریکاییها در خانههایشان نیز از تصاویر وحشتناک جنگ در امان نبودند. در اکتبر سال 1967، حدود 35 هزار تظاهرکننده اعتراض گستردهای را علیه حضور نظامی آمریکا در ویتنام در بیرون ساختمان پنتاگون انجام دادند. مخالفان جنگ اظهار داشتند که قربانیان اصلی جنگ نه متحدان دشمن آمریکا که مردم غیر نظامی ویتنام بودهاند و امریکا در ویتنام از یک دولت دیکتاتوری فاسد و سرکوبگر دفاع میکند.

ویتنامیزه کردن جنگ
با شکستهای پیدرپی آمریکا در جنگ ویتنام و به ریاست رسیدن «نیکسون»، رئیس جمهور جمهوریخواه، وی برای خلاصی از جنبش ضد جنگ روشهای تازهای در پیش گرفت. او از عبارت «اکثریت خاموش» برای توصیف آمریکاییهایی استفاده میکرد که معتقد بود پشتیبان جنگ هستند اما در این باره سکوت میکنند. در تلاش برای محدود کردن تلفات آمریكاییها در جنگ، وی برنامهای را به عنوان ویتنامیزه کردن جنگ اعلام كرد: خروج نیروهای ایالات متحده، افزایش بمباران هوایی و توپخانه، آموزش و تامین سلاحهای ویتنام جنوبی به منظور كنترل جنگ زمینی.
علاوه بر این سیاستها، نیکسون مذاکرات صلح عمومی را در پاریس دنبال کرد. «هنری کیسینجر»، وزیر امور خارجه، از اوایل بهار 1968 اعلام کرد که مذاکرات محرمانه در سطح بالایی انجام شده است. اما ویتنام شمالی همچنان بر خارج شدن بدون قید و شرط ایالات متحده، و همچنین سرنگونی ژنرال «نگوین وان تیو» که تحت حمایت ایالات متحده بود، تاکید داشت و در نتیجه مذاکرات متوقف شد.

قتل عام مای لی
طی چند سال بعدی جنگ در ویتنام کشتار بیشتری به بار آورد. از جمله حمله وحشتناکی که سربازان آمریکایی در ماه مارس 1968 در یکی از روستاهای ویتنام شمالی به نام «مای لی» انجام دادند و بیش از 400 غیرنظامی غیر مسلح را در این روستا قتل عام کردند.
پس از کشتار مای لی تظاهرات ضد جنگ شدت گرفت. در سال های 1968 و 1969 صدها راهپیمایی اعتراضآمیز و تجمع در سراسر امریکا شکل گرفت. در 15 نوامبر 1969، بزرگترین تظاهرات ضد جنگ در تاریخ آمریکا در واشنگتن دی سی رخ داد، بیش از 250 هزار آمریکایی بهصورت مسالمتآمیز تجمع کردند و خواستار خروج نیروهای آمریکایی از ویتنام شدند. جنبش ضد جنگ، که به ویژه در دانشگاهها قدرت یافته بود، آمریکاییها را به تلخی به دو دسته تقسیم کرد: برای برخی از جوانان، جنگ نماد یک نوع از اقتدار بدون کنترل بود که خشم و انزجارشان را بر میانگیخت. برای دیگر آمریکاییها مخالفت با دولت، غیرقابل پذیرش و به معنای خیانت بود.
وقتی برخی نیروهای امریکایی از ادامه جنگ انصراف دادند، آنها که باقی مانده بودند، بهطور فزایندهای عصبی و ناامید شدند و این وضعیت به مشکلات روحی آنها افزود و هدایتشان را سختتر کرد. دهها هزار سرباز برای انصراف از جنگ مجازاتهای شدید دریافت کردند، بسیاری از سربازان برای فرار از خدمت سربازی به کانادا رفتند. نیکسون برای حل مشکلاتی از این دست در سال 1972 برنامهای پیشنهاد کرد که ارتشی کاملا داوطلبانه را تاسیس میکرد.

جنگ ویتنام چگونه پایان گرفت؟
در ژانویه 1973 بین ایالات متحده و ویتنام شمالی یک توافق نامه نهایی صلح منعقد شد که متوقف کردن خصومت بین دو کشور را الزامی میکرد. جنگ بین ویتنام شمالی و جنوبی اما همچنان ادامه داشت تا زمانیکه 30 آوریل 1975 با پیروزی نیروهای ویتنام شمالی جنگ پایان گرفت. بیش از دو دهه درگیریهای خشونتآمیز تلفات ویرانگری بر مردم ویتنام وارد کرد. پس از سالها جنگ، حدود 2 میلیون نفر در ویتنام کشته، 3 میلیون نفر زخمی و 12 میلیون دیگر آواره شدند. جنگ، زیرساخت و اقتصاد کشور را تخریب کرد. در سال 1976 سرانجام ویتنام با نام جمهوری سوسیالیستی ویتنام متحد شد، هرچند در 15 سال آینده خشونتهای گاهبهگاه ادامه داشت. از سال ۱۹۸۶ ویتنام به بازار آزاد پیوست و اقتصاد آن با افزایش درآمد حاصل از صادرات نفت و ورود سرمایههای خارجی بهبود یافت. روابط تجاری و دیپلماتیک بین ویتنام و ایالات متحده امریکا در دهه 1990 از سر گرفته شد.
در امریکا، تأثیر جنگ ویتنام بسیار طولانیتر بود. پس از اینکه نیروهای امریکایی در سال 1973 به خانه بازگشتند، این کشور بیش از 120 میلیارد دلار در جنگ در ویتنام بین سالهای 1965 تا 1973 صرف کرده بود. هزینههایی عظیم که در کنار بحران جهانی نفت در سال 1973 به یک تورم شدید منجر شد.
به لحاظ روانشناختی، اثرات جنگ در امریکا بسیار عمیقتر بود. این جنگ اسطورهی شکست ناپذیری آمریكا را به سختی فرو ریخت. بسیاری از سربازان بازگشته از جنگ شاهد برخوردهای بسیار بدی از طرف مردم بودند. مخالفان جنگ آنان را به چشم قاتلان مردم بیگناه میدیدند و موافقان به آنان به چشم شکستخوردگان جنگ مینگریستند. این امر فشار روانی زیادی بر سربازان وارد میکرد. سربازانی که گاه از آسیبهای جسمانی و استشمام گازهای سمی که توسط ارتش امریکا در ویتنام استفاده شده بود، عوارض ناخوشایندی را متحمل میشدند.
در سال 1982 از یادبود جانباختگان جنگ ویتنام در واشنگتن پردهبرداری شد. نام 57939 مرد و زن آمریکایی که در جنگ کشته یا مفقود شده بودند در این یادبود ثبت شد. بعدها تعداد دیگری نام به این یادبود افزوده شد که تعداد آنها را به ۵۸۲۰۰ نفر رساند.
