پادشاه چولجونگ؛ سرنوشت تلخ پادشاه هیزمشکن و افول پادشاهی چوسان
پادشاه چولجونگ بیستوپنجمین فرمانروای سلسله چوسان در شبهجزیره کره بود که از سال ۱۸۴۹ تا زمان مرگش در ۱۸۶۴ میلادی سلطنت کرد. او که به دلیل زندگی در تبعید روستایی به «شاهزاده هیزمشکن جزیره گانگوا» ملقب بود، بدون هیچ آموزش درباری به قدرت رسید و دوران حکومتش به عرصه انحصار قدرت قبیله کیم آندونگ، اوجگیری فساد مالیاتی و شورشهای دهقانی گسترده تبدیل گشت.
ریشههای خانوادگی و زندگی در تبعید جزیره گانگوا
نام اصلی پادشاه چولجونگ در بدو تولد «یی وون-بوم» (Yi Won-beom) بود که بعدها با نشستن بر اورنگ سلطنتی به «یی بیون» تغییر یافت. او در ۲۵ ژوئیه ۱۸۳۱ به عنوان فرزند سوم جئونگیهدائهوونگون (شاهزاده اعظم جئونگیه) زاده شد. شجرهنامه وی نشان میدهد که او ندیده پادشاه یونگجو (بیستویکمین پادشاه سلسله چوسان) از تبار ولیعهد بدفرجام سادو به شمار میرفت. با این حال، سرنوشت خاندان او همواره با اتهامات سنگین سیاسی، کشمکشهای درباری و مجازاتهای مرگبار گره خورده بود.
پدربزرگ او، شاهزاده اوناون، در پی شورشهای سیاسی و پروندههای سوءظن به توطئه علیه تاجوتخت، همراه خانوادهاش مورد غضب قرار گرفت و به جزیره گانگوا تبعید شد. در جریان سرکوب مسیحیان کاتولیک در سال ۱۸۰۱ ملقب به آزار شینیو، مادربزرگ و زنعموی او به جرم گرویدن به آیین کاتولیک اعدام شدند و دایره سوءظن علیه بازماندگان این شاخه از دودمان یی تنگتر شد. سالها بعد در ۱۸۴۴، زمانی که برادر بزرگتر یی وون-بوم (یی وون-گیونگ) درگیر توطئه خیانت سیاسی مین هو-هیوک شناخته و اعدام شد، بقیه اعضای خانواده نیز به جرم خویشاوندی مجدداً در فقر و خفت کامل به جزیره گانگوا تبعید گردیدند.
یی وون-بوم دوران کودکی و نوجوانی خود را نه در کاخهای مجلل هانیانگ (سئول کنونی)، بلکه در کلبهای محقر با سقف کاهگلی سپری کرد. او برای بقای معیشت خویش ناچار به کشاورزی، هیزمشکنی در جنگلهای جزیره و زندگی همچون پستترین طبقات جامعه شد. او به دلیل این انزوای اجتماعی شدید، هرگز از تحصیلات کلاسیک کنفوسیوسی، علوم اداری و آداب دیپلماتیک پادشاهان چوسان بهرهمند نشد؛ واقعیتی تلخ که سبب شد درباریان و نجیبزادگان پایتخت بعدها او را با تمسخر «شاهزاده هیزمشکن گانگوا» (Ganghwadoryeong) بنامند.

بحران جانشینی هونجونگ و بر تخت نشستن پادشاه چولجونگ
در ۲۵ ژوئیه ۱۸۴۹، پادشاه هونجونگ (بیستوچهارمین پادشاه سلسله چوسان) در سن ۲۱ سالگی بر اثر بیماری و ضعف جسمانی، بدون داشتن هیچ فرزندی درگذشت. با مرگ هونجونگ، خط مستقیم جانشینی نسل پادشاه جونگجو به طور کامل منقطع گشت و کشور در آستانه بحرانی عمیق قرار گرفت. قبیله قدرتمند کیم آندونگ که از دههها پیش ارکان حکومت را تصاحب کرده بودند، برای حفظ سیطره انحصاری خود نیازمند گزینهای ضعیف و فاقد پایگاه اجتماعی در خاندان سلطنتی بودند.
ملکه بیوه سونوون (همسر پادشاه سانجو و از بزرگان خاندان کیم آندونگ) تصمیم گرفت شاهزاده هیزمشکن ۱۹ ساله را از جزیره گانگوا به دربار فراخواند. طبق رسوم کهن دودمانی، او یی وون-بوم را به فرزندخواندگی پادشاه متوفی سانجو درآورد تا مشروعیت نسبی برای تصاحب تاجوتخت ایجاد شود. زمانی که فرستادگان سلطنتی و نظامیان سوارهنظام به جزیره گانگوا رسیدند، یی وون-بوم و خانوادهاش از ترس آنکه مأموران برای اجرای حکم اعدام آمده باشند، پنهان شدند؛ اما در نهایت اعلام شد که او حاکم جدید پادشاهی چوسان است.
یی وون-بوم به پایتخت آورده شد، عنوان رسمی پادشاه چولجونگ را دریافت کرد و مراسم تاجگذاری در کاخ چانگدوک برگزار گردید. برای تثبیت نظارت خاندان کیم آندونگ بر پادشاه، ملکه بیوه سونوون به مدت نزدیک به سه سال نایبالسلطنه رسمی او شد و امور مملکت را شخصاً اداره کرد. علاوه بر آن، در سال ۱۸۵۱ دختر کیم مون-گون از خاندان کیم آندونگ (که بعدها ملکه چئورین نام گرفت) به عقد ازدواج پادشاه درآمد تا نفوذ خویشاوندی این خاندان در اندرونی کاخ نیز نفوذناپذیر گردد.
ساختار قدرت؛ حکومت موروثی و استبداد خاندان کیم آندونگ
دوران حکمرانی پادشاه چولجونگ نماد آشکار پدیدهای به نام «سِدو جونگچی» (Sedo Jeongchi) یا سیاست خاندانی و جناحگرایی انحصاری بود. در ساختار سیاسی سِدو، قدرت واقعی پادشاه به حاشیه رانده میشد و یک خاندان اشرافی خاص از طریق پیوندهای سببی، خویشاوندسالاری و نفوذ اداری، انحصار وزارتخانهها، ارتش و دیوان خراج را در دست میگرفتند. کیم آندونگ در این دوره تمامی مناصب کلیدی شوراها و فرمانداریها را میان بستگان درجه اول خود توزیع کرده بودند.
پادشاه چولجونگ که در محیط اشرافی آموزش ندیده بود و از فرایندهای پیچیده بوروکراسی آگاهی کافی نداشت، عملاً در تصمیمگیریهای حیاتی کشوری منزوی بود. درباریان کیم آندونگ مناصب دولتی را در بازارهای اداری به بالاترین قیمت میفروختند و اشراف یانگبان[پیشنهاد لینک داخلی: نظام طبقاتی یانگبان در چوسان] بدون شایستگی علمی، تنها با پرداخت رشوه به فرمانداری ایالات گمارده میشدند. این فساد ساختاری سبب شد عدالت اداری نابود شود و خزانه سلطنتی با کسری بودجه مزمن دستوپنجه نرم کند.
تاریخنگاران بر این باورند که چولجونگ پادشاهی بدخواه یا سنگدل نبود، بلکه احساس همدلی عمیقی با تودههای فرودست داشت، اما فقدان پایگاه قدرت نظامی مستقل و انزوای سیاسی او سبب شد تلاشهای پراکندهاش در برابر اراده منسجم قبیله حاکم به شکست بینجامد. هر فرمانی که منافع اشراف بانفوذ را به خطر میانداخت، با سکوت یا ممانعت وزرا در دیوان متوقف میشد.
بحرانهای اقتصادی، فروپاشی نظام مالیاتی و شورشهای دهقانی ایمسول
در اواسط قرن نوزدهم، فروپاشی ستونهای اقتصادی چوسان به اوج خود رسید که در اصطلاح تاریخنگاری کره به «اختلال سه نظام اداری» (سامجونگ مونران – Samjeong Disorder) مشهور است. این بحران مالیاتی فشار غیرقابل تحملی را بر دوش کشاورزان و دهقانان سراسر کشور تحمیل میکرد و ساختار اجتماعی روستاها را از هم پاشید.
| بخش مالیاتی | نام کرهای | سازوکار سنتی | الگوی فساد در عهد پادشاه چولجونگ |
|---|---|---|---|
| مالیات زمین | جونجونگ (Jeonjeong) | اخذ مالیات متناسب با مساحت و مرغوبیت زمینهای کشاورزی | اخذ عوارض از زمینهای بایر، ثبت چندباره یک قطعه زمین و اخذ خراج مضاعف از مستأجران فقیر |
| مالیات خدمت سربازی | گونجونگ (Gunjeong) | پرداخت پارچه یا غله به جای خدمت سربازی توسط مردان بالغ (۱۶ تا ۶۰ سال) | ثبت نام نوزادان شیرخوار و حتی مردگان در دفاتر عوارض نظامی و مصادره اموال همسایگان متواریان |
| سیستم سیلو و غلات قرضه | هوانگوک (Hwangok) | وام دادن غلات دولتی به دهقانان در فصل قحطی با سود حداقلی و بازپرداخت پس از درو | تحویل غلات فاسد مخلوط با شن به دهقانان و مطالبه بازپرداخت با بهرههای سنگین و ظالمانه |
فساد در سیستم هوانگوک (غلات امدادی) بیش از دو رکن دیگر معیشت مردم را تباه ساخت؛ مقامات محلی انبارهای خالی دولت را با اسناد ساختگی پر نشان میدادند و بازپرداخت آن را با توسل به شکنجه از دهقانان گرسنه میگرفتند. قحطیهای پیاپی، خشکسالی شدید سال ۱۸۵۳ و شیوع بیماری وبا اوضاع را فاجعهبارتر کرد. در بهار ۱۸۶۲، کاسه صبر مردم لبریز شد و قیامی فراگیر از شهر جینجو در استان گیونگسانگ آغاز گشت که به «شورش دهقانی ایمسول» (Imsul Peasant Uprising) معروف شد.
دهقانان خشمگین با بستن سربندهای سفید و دست گرفتن داس و چماق، به دفاتر دولتی حمله بردند، دفاتر ثبت خراج را به آتش کشیدند و کارگزاران فاسد را به هلاکت رساندند. این شورشها مانند آتش در جنگل به بیش از ۷۰ منطقه در سراسر شبهجزیره، از جنوب تا استانهای شمالی و جزیره ججو گسترش یافت و ارکان سلسله چوسان[پیشنهاد لینک داخلی: تاریخ جامع سلسله چوسان از تأسیس تا سقوط] را به لرزه انداخت.
تلاشهای اصلاحی پادشاه چولجونگ و تأسیس سامجونگایجونگچونگ
بر خلاف تصویر غالبی که او را پادشاهی کاملاً منفعل نشان میدهد، پادشاه چولجونگ در برابر شورشهای ۱۸۶۲ واکنش نشان داد و کوشید دردهای طبقه فرودست را التیام بخشد. او که شخصاً رنج فقر روستایی را چشیده بود، فرمان داد بازرسان مخفی سلطنتی (آمنگاوسا) برای تنبیه مأموران ستمگر به ایالات اعزام شوند. همچنین در اقدامی کمسابقه، اعلام کرد هر یک از صاحبمنصبان و حتی علمای غیرشاغل میتوانند پیشنهادات اصلاحی خود را مستقیماً برای او ارسال نمایند.
در مه ۱۸۶۲، چولجونگ نهاد ویژهای تحت عنوان «سامجونگایجونگچونگ» (Samjeongijeongcheong یا اداره ساماندهی سه نظام مالیاتی) تأسیس کرد تا نقشه راه جامع اصلاحات تدوین شود. حاصل کار این نهاد تدوین کتابچه ضوابط اصلاحی موسوم به «سامجونگایجونگجولموک» بود که در آن پیشنهاد شده بود نظام پرفساد هوانگوک لغو شده و مالیات بر اراضی کشاورزی بر اساس عدالت تنظیم گردد.
علاوه بر مالیات، پادشاه چولجونگ طبق اسناد تاریخی تلاش کرد انحصار بازرگانان وابسته به دربار را بشکند، قماربازی را به شدت ممنوع کند، رشوهخواری مقامات عالیرتبه را مجازات نماید و از ضربوشتم روستاییان توسط اشراف جلوگیری کند. با این حال، تمام این برنامهها با دیوار بلند مخالفت خاندان کیم آندونگ برخورد کرد. اشراف صاحبنفوذ به بهانه اینکه الغای نظام سنتی درآمدهای خزانه را کاهش میدهد، مانع اجرای اصلاحات شدند و اداره سامجونگایجونگچونگ تنها پس از سه ماه عملاً منحل گردید و اصلاحات روی کاغذ باقی ماند.

چرا پادشاه چولجونگ به «شاهزاده هیزمشکن» معروف شد؟
لقب «شاهزاده هیزمشکن» بازتابدهنده واقعیت تاریخی نادری است که در آن فردی از اعضای دودمان سلطنتی بدون دسترسی به امکانات درباری، سالیان طولانی از عمر خود را در تبعید جزیره گانگوا با شکستن هیزم، کارهای یدی و زراعت در فقر محض گذراند. زمانی که او به طور ناگهانی به عنوان پادشاه برگزیده شد، حتی در قرائت متون بنیادین و اصطلاحات رسمی دربار مشکل داشت و نخبگان پایتخت همواره گذشته دهقانی او را یادآوری میکردند.
نقش قبیله کیم آندونگ در دوران حکومت چولجونگ چه بود؟
قبیله کیم آندونگ حاکمان واقعی و پشت پرده کره در تمام دوران پادشاه چولجونگ بودند. آنان با در دست گرفتن قدرت نایبالسلطنگی در سالهای نخست، تحمیل پیوند ازدواج و قبضه کردن پستهای مالی و نظامی، پادشاه را به مقام تشریفاتی تبدیل کرده و از سلطنت به عنوان پوششی برای ثروتاندوزی و تسویهحسابهای سیاسی خود بهره بردند.
چرا شورشهای دهقانی ۱۸۶۲ ملقب به ایمسول رخ داد؟
شورشهای ایمسول معلول مستقیم فشار مالیاتی مفرط سهگانه، زورگویی کارگزاران محلی و ناتوانی حکومت در توزیع عادلانه غلات امدادی در جریان قحطیها بود. روستاییان و نجیبزادگان ورشکسته محلی با تشکیل گروههای همبستگی دست به مقاومت مسلحانه زدند و پایههای استبداد محلی را در دهها شهر برچیدند.
تحولات دینی و چالشهای فکری؛ رشد کاتولیسیسم و ظهور جنبش دونگهاک
در دهههای ۱۸۵۰ و ۱۸۶۰، جامعه چوسان دستخوش دگرگونیهای عمیق فکری و مذهبی گشت که تسلط ایدئولوژی نوکنفوسیوسی[پیشنهاد لینک داخلی: ایدئولوژی نوکنفوسیوسی و تأثیر آن بر جامعه کره] را با چالش مواجه کرد. در عهد پادشاه چولجونگ، موضع دولت مرکزی در قبال مسیحیت کاتولیک نسبت به دورانهای پیشین نرمتر شد. این تساهل نسبی، تا حدی ناشی از همدردی قلبی پادشاه به دلیل سوابق آزار مذهبی در خانوادهاش و عدم تمرکز دربار بر سرکوبهای مذهبی بود.
در نتیجه این گشایش نسبی، شمار پیروان کلیسای کاتولیک در کره از حدود ۱۱ هزار نفر در آغاز پادشاهی چولجونگ به نزدیک ۲۰ هزار نفر در اواخر سلطنت او رسید و مبلغان مذهبی فرانسوی موفق شدند شبکههای گستردهای در شهرها و بنادر ایجاد کنند. این روند گرچه در کوتاهمدت آرامش بخشید، اما زمینهساز درگیریهای خونین بعدی میان خارجیان و دربار کره در دوره نایبالسلطنگی هیونگسون دائهوونگون گردید.
همزمان با نفوذ تعالیم غربی («سوهام»)، جنبش دینی بومی و انقلابی نوینی به نام «دونگهاک» (Donghak یا دانش شرقی) توسط چوئه جه-او در سال ۱۸۶۰ پایهگذاری شد. دونگهاک با ترکیب عناصر کنفوسیوس، بودیسم و باورهای عامیانه، ندای برابری بنیادین همه انسانها را سر داد و نظام طبقاتی اشرافی یانگبان را به چالش کشید. این جنبش پیامآور امید برای تودههای ستمدیده دهقان شد، اما قبیله کیم آندونگ آن را خطری مرگبار برای تاجوتخت تلقی کردند؛ در نتیجه چوئه جه-او در اواخر ۱۸۶۳ دستگیر و اندکی بعد اعدام شد.
سالهای پایانی، درگذشت و انتقال بحرانی قدرت به پادشاه گوجونگ
پادشاه چولجونگ در سالهای واپسین حکومت، از سرخوردگیهای سیاسی عمیق و بیماریهای پیدرپی رنج میبرد. منابع تاریخی ثبت کردهاند که ناتوانی در مهار فساد درباریان، شورشهای گسترده و مرگ پیدرپی فرزندان خردسالش موجب شد او به مصرف مداوم الکل پناه ببرد و سلامت جسمانی او به شدت رو به زوال رود. او در طول دوران ازدواج، صاحب چندین پسر و دختر از ملکه و بانوان حرمسرا شد، اما تقریباً همه آنها در دوران نوزادی جان باختند و تنها یک دخترش (شاهدخت یونگهه) به سنین بالاتر رسید.
در نهایت، پادشاه چولجونگ در ۱۶ ژانویه ۱۸۶۴ (۲۵ روز از ماه دوازدهم سال ۱۸۶۳ در گاهشماری قمری) در سن ۳۲ سالگی در کاخ چانگدوک درگذشت. پیکر او در مقبره سلطنتی یهرونگ (Yerung) واقع در منطقه گویانگ، در کنار آرامگاههای سلسله چوسان به خاک سپرده شد. مرگ او بدون بر جای گذاشتن ولیعهد پسر، مجدداً خلأ بزرگ سیاسی ایجاد کرد و زمینه را برای بازیگران جدید صحنه قدرت مهیا ساخت.
ملکه بیوه شینجونگ (مادر پادشاه فقید هونجونگ از خاندان رقیب پونگیانگ جو) از این فرصت طلایی بهره برد و با همپیمانی شاهزاده یی ها-اونگ، فرزند ۱۲ ساله او را با عنوان پادشاه گوجونگ[پیشنهاد لینک داخلی: زندگینامه پادشاه گوجونگ و تأسیس امپراتوری کره] به سلطنت نشاند. یی ها-اونگ لقب هیونگسون دائهوونگون (شاهزاده نایبالسلطنه) را به خود اختصاص داد و با سرکوب بیرحمانه خاندان کیم آندونگ، دوران حکومت انحصاری سِدو را متوقف کرد و مسیر چوسان را به سوی تحولات طوفانی مدرنیته هدایت نمود.
میراث تاریخی و بازنمایی پادشاه چولجونگ در فرهنگ معاصر
قضاوت تاریخ درباره کارنامه پادشاه چولجونگ ترکیبی از اندوه و دلسوزی است. او قربانی بازیهای قدرت اشرافیت درباری و تبار سلطنتی بود؛ مردی که از زندگی ساده روستایی کنده شد تا نقاب مشروعیت بر چهره یک الیگارشی اشرافی بگذارد. پژوهشگران نوین تاریخ کره یادآور میشوند که تلاشهای او برای تشکیل کمیسیون سهگانه مالیاتی نشانگر نیت صادقانه وی برای کاهش بار فقر تودهها بود، هرچند ساختار سیاسی پوسیده چوسان اجازه تحقق آن را نداد.
اقامتگاه محقر او در جزیره گانگوا در سال ۱۸۵۳ به دستور مقامات بازسازی شد و بعدها با نام قصر یونگهونگگونگ (Yongheunggung یا کاخ شکوفایی اژدها) به عنوان یادمانی تاریخی از زادگاه یک پادشاه حفظ گردید و امروزه یکی از جاذبههای مهم گردشگری کره جنوبی به شمار میرود. در فرهنگ عامه و رسانههای معاصر کره جنوبی نیز سرگذشت او بازتاب زیادی یافته است؛ از جمله در سریالهای تلویزیونی مشهوری مانند «آقای ملکه» (Mr. Queen محصول ۲۰۲۰-۲۰۲۱) و سریال «باد و ابر و باران»، شخصیت چولجونگ به عنوان فردی هوشمند به تصویر کشیده شده که در پشت نقاب سادگی، در حال مبارزه پنهان با فساد خاندان کیم آندونگ است.
منابع
- Eckert, Carter J., Ki-baik Lee, Young Ick Lew, Michael Robinson, and Edward W. Wagner. Korea Old and New: A History. Cambridge: Harvard University Press / Ilchokak, 1990, pp. 192–195.
- Seth, Michael J. A History of Korea: From Antiquity to the Present. Lanham: Rowman & Littlefield, 2010, pp. 204–207.
- Pratt, Keith, and Richard Rutt. Korea: A Historical and Cultural Dictionary. London: Routledge, 1999, p. 57.
- Haboush, JaHyun Kim. The Memoirs of Lady Hyegyong: The Autobiographical Writings of a Crown Princess of Eighteenth-Century Korea. Berkeley: University of California Press, 1996, pp. 28–32.
- Chung, Edward Y. J. The Korean Reform Movement of the 1880s and Its Historical Significance. Seoul: Yonsei University Press, 1995, pp. 41–44.
- Baker, Donald. Korean Spirituality. Honolulu: University of Hawai’i Press, 2008, pp. 78–82.
- Hulbert, Homer B. The History of Korea. Vol. 2. Seoul: Methodist Publishing House, 1905, pp. 197–201.
- National Institute of Korean History. Annals of King Cheoljong (Cheoljong Sillok). Seoul: NIKH Archives, 2006.
پرسشهای متداول
آیا پادشاه چولجونگ واقعاً بیسواد بود؟
خیر، او بیسواد مطلق نبود، اما به دلیل گذراندن عمر در فقر و تبعید در جزیره گانگوا، از آموزش عالی آکادمیک و متون کلاسیک کنفوسیوسی محروم مانده بود و مهارتهای سیاسی و دیپلماتیک پادشاهان آموزشدیده را نداشت.
همسر اصلی پادشاه چولجونگ چه کسی بود؟
همسر رسمی او ملکه چئورین (Cheorin) از خاندان قدرتمند کیم آندونگ بود که پیوند ازدواج آنان برای تضمین استمرار کنترل آن خاندان اشرافی بر دربار سلطنتی برنامهریزی شد.
چرا بعد از پادشاه چولجونگ پسرش جانشین او نشد؟
پادشاه چولجونگ صاحب چند فرزند پسر شد، اما تمام آنها به دلیل ضعف جسمانی و بیماریهای شایع آن روزگار در سنین نوزادی درگذشتند و او هنگام مرگ هیچ وارث مذکری نداشت.
پادشاه چولجونگ در چه سنی و چگونه درگذشت؟
او در ۱۶ ژانویه ۱۸۶۴ در سن ۳۲ سالگی به دلیل بیماری مزمن گوارشی، ضعف شدید جسمانی و عوارض ناشی از مصرف مفرط الکل ناشی از افسردگی سیاسی در کاخ چانگدوک درگذشت.

سلام
اطلاعاتی درباره اعضای دور خاندان سلطنتی هست؟
مثلا فرزندان اولین پادشاهان چوسان در زمان اواسط یا اواخر سلسله اسمی ازشون هست؟
اینو پرسیدم چون نوشتید برای پیدا کردن پادشاه میرفتن تو خاندان های دور تر میگشتن
این درخت خانوادگی تا کجا گسترده شده؟
شما خودت در نظر بگیر هر پادشاه چند تا بچه داشته هر کدوم هم چند تا بچه و میره تا بالت
این در مورد تمام حکومت ها و کشور ها صدق میکنه
سلام. بله این اطلاعات هست و باقی مونده.
به نظر من به خاطر قدرت زیاد طایفه آندونگ کیم چول جونگ چاره ای نداشته و مس عروسک خیمه شب بازی بوده پس نمیشه همه چیو انداخت گردن چول جونگ
سلام. اینا درست ولی شخص پادشاه چولچونگ هم در قواره سلطنت نبود و شخصیت یک پادشاه رو نداشت. اینا هم خیلی مهم و اثر گذاره.
نظر من اینه یک درصد بیاید فکر کنیم مثل ابتدای فیلم چول جونگ)پادشاه صرفا جوری رفتار میکرده که دشمنان نزدیکش فکر کنن نادون هست ولی با این تفاوت که برخلاف سریالش اون مرد وارد جسم ملکه نشده و طبیعتا اگر ملکه اوت اتفاق براش نمیوفتاد بارها به کمک پادشاه نمیومد و طرف خاندانش یعنی کیم رو میگرفت و در نهایت هم پادشاه نتونشته کاری از پیش ببره ، در کل رو هیچ چیزی زود قطصاوت نکنید نمیشه به طور قطعی گف پادشاه بی مصرفی بوده