لیله المبیت چه شبی بود و چه اتفاقی در آن شب بود؟

لیله المبیت شبی است که سران قبیله ی قریش تصمیم گرفتند در آن شب پیامبر(ص) را به قتل برسانند، ولی علی(ع)به جای پیامبر در بستری ایشان خوابید و نقشه قریش به سرانجام نرسید.

لیله المبیت

اولین شب از ماه ربیع الاول سال سیزدهم بعثت «لیله المبیت» نام دارد. در این شب، رسول خدا(ص) از مکه به قصد هجرت به سوی مدینه، از شهر خارج شد و در غار ثور پنهان گردید و امیرمؤمنان حضرت علی(ع) برای اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر آن حضرت خوابید و مشرکان قریش که خانه رسول خدا(ص) را محاصره کرده بودند، به گمان آن که ایشان در بستر آرمیده است، تا صبح منتظر ماندند و چون صبحگاهان با شمشیرهای برهنه به منزل آن حضرت هجوم بردند تا رسول اللّه(ص) را بکشند، حضرت علی (ع) را دیدند که از آن بستر برخاست، بدین ترتیب، پیامبر گرامی اسلام(ص) در فرصتی مناسب خود را از چنگال مشرکان قریش نجات داد و امام علی(ع) نیز با این فداکاری، عشق، علاقه و برادری خود را نسبت به ایشان نشان داد؛ این در حالی بود که هر زمان ممکن بود کسی را که در آن بستر خوابیده بود به قتل برسانند.

بنابراین آیه شریفه: وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَئُوفٌ بِالْعِبادِ (سوره بقره، آیه ۲۰۷) -بعضی از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است- در حق امیرالمومنین (ع) نازل شد.

شرح واقعه بدین صورت است

وقتی قریش بر آزار و تحت فشار قرار دادن مسلمانان و مجبور ساختن آنان بر دست برداشتن از آیین اسلام و دلسرد کردن آن‌ها از یاری پیامبر پرداخت، رسول خدا به یاران خود فرمان هجرت به مدینه را داد، یاران وی نیز در چند مرحله به صورت دسته‌های کوچک و پنهانی و دور از چشم قریش رهسپار مدینه شدند.(۱)

قریش از هجرت پیامبر هراس داشت و برای جلوگیری از آن در دارالندوه جمع شدند تا در این‌باره تصمیم بگیرند. اشراف قریش و شیطان در این جلسه حضور داشتند(۲) و طبق خواسته ابوجهل تصمیم گرفتند از هر قبیله جوانی دلیر انتخاب شود و شبانه بر او حمله کنند و دسته جمعی او را در خانه اش بکشند؛ زیرا در این صورت، خون او در میان همه قبایل پراکنده می‌شود و بنی هاشم نمی توانند با همه طوایف قریش بجنگند و ناچار به گرفتن دیه می‌شوند و ما هم دیه اش را می پردازیم(۳)

به دنبال تصمیم قریش بر قتل پیامبر، جبرئیل بر محمد نازل شد و او را از نقشه مشرکان آگاه ساخت و دستور خداوند را ابلاغ کرد، چنانچه در آیه ۳۰ سوره انفال آمده است: “و اذ یمکر بک الذین کفروا لیثبتوک او یقتلوک او یخرجوک و یمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین؛ به یاد آور هنگامی که کافران از در مکر وارد شده و تصمیم گرفتند که تو را زندانی کنند و یا بکشند و یا تبعید نمایند، آنان مکر می ورزند خدا نیز مکر آنان را خنثی می‌سازد خداوند از همه چاره جوتر است.” که حضرت محمد(ص) تصمیم گرفت قبل از آمدن مشرکان، خانه خود را به طرف یثرب ترک کند(۴) .برای این‌که محمد در هنگام خروج از دید مشرکان مخفی بماند، آیه “و جعلنا من بین ایدیهم سدا و من خلفهم سدا فاغشیناهم فهم لا یبصرون؛(۵) و [ما] فراروی آنها سدی و پشت سرشان سدی نهاده و پرده‌ای بر [چشمان] آنان فرو گسترده‌ایم در نتیجه نمی‌توانند ببینند.” را تلاوت کرد(۶)

پیامبردر شب اول ماه ربیع‌الاول، به حضرت علی(ع) فرمود: “مشرکان می‌خواهند امشب مرا به قتل برسانند، آیا تو در جای من می‌خوابی تا من به غار ثور بروم؟” علی(ع) گفت: “در این صورت شما سالم می‌مانید؟” محمد فرمود: “آری.” علی تبسمی کرد و سجده شکر به‌جای آورد، وقتی که سر از سجده برداشت عرض کرد: “آنچه را که مأمور شده‌ای انجام ده که چشم، گوش و قلبم فدای تو باد! به هر چه می‌خواهی فرمانم بده که همانند دستیار شما هستم، همان‌گونه که مقصود شماست در آن وارد می‌شوم و موفقیتم تنها از ناحیه خداست(۷) سپس محمد، علی را در آغوش گرفت و هر دو گریه کردند و از هم جدا شدند(۸)

مشرکان از ابتدای شب، خانه محمد را محاصره کردند و قرار بود حمله در نیمه شب صورت گیرد، اما ابولهب گفت: در این وقت، زنان و فرزندان در داخل خانه هستند و بعدها عرب در باره ما می‌گویند حرمت فرزندان عموی خویش را شکستند(۹).

علی(ع) درهای خانه را بست و پرده‌ها را کشید، آنان با سنگ بر علی(ع) که در بستر خوابیده بود، می‌زدند تا مطمئن شوند کسی در بستر خوابیده است البته شک نداشتند که وی رسول خداست(۱۰) و صبح که با شمشیرهای برهنه به خانه هجوم بردند، وقتی علی را در بستر محمد(ص) مشاهده کردند، گفتند: محمد کجاست؟ علی فرمود: «مگر او را به من سپرده بودید که از من می‌خواهید؟ کاری کردید که او ناچار شد خانه را ترک کند.»

در این هنگام به سوی علی(ع) یورش بردند و او را آزردند و سپس از خانه بیرون کشیدند و کتک زدند و ساعتی هم در مسجدالحرام زندانی کرده و تا سر حد مرگ زدند و آزادش کردند(۱۱) سپس در جهت مدینه به تعقیب محمد(ص) پرداختند(۱۲)

وقتی علی(ع) در بستر محمد خوابیده بود، جبرئیل در بالای سر و میکائیل پایین پای او آمدند و جبرئیل گفت: “خوشا به حال کسانی چون تو ای فرزند ابوطالب که خدای متعال در برابر فرشتگان به تو مباهات می‌کند(۱۳)

چنانچه مفسرین می‌گویند آیه “و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤف بالعباد؛(۱۴) بعضی از مردم، جان خود را در برابر خشنودی‌های خدا می‌فروشند و خدا نسبت به بندگان رؤوف است.” در شان امام علی(ع) در ماجرای لیله المبیت نازل شده است.(۱۵)

پیامبر در یکی روزهایی که در غار ثور مخفی بود، از علی(ع) خواست تا امانتهای مردم را بازگرداند و بدهی های آن حضرت را نیز پرداخت کند و همراه با فواطم بنی هاشم یعنی فاطمه، فاطمه بنت اسد مادر علی (ع) و فاطمه بنت زبیر بن عبدالمطلب، به پیامبر (ص) در مدینه ملحق شود(۱۶)

پینوشت:
۱.سیره ابن هشام، ج ۱، ص۴۸۰
۲.کامل ابن اثیر، ترجمه محمدحسین روحانی، انتشارات اساطیر، ج۲، ص۹۲۶
۳. اعلام الوری طبرسی ترجمه عزیز الله عطاردی، انتشارات اسلامیه، ص۸۸
۴. سیره حلبی، ج ۲، ص ۳۲
۵.یس/ ۳۶ / ۹
۶.فروغ ابدیت، ج ۱، ص۴۲۰
۷.بحار الانوار، ج۱۹، ص۶۰
۸.امالی شیخ طوسی، ص ۴۶۶
۹.سیره حلبی، ج ۲، ص ۳۲
۱۰.امالی شیخ، ص ۲۹۸
۱۱.بحار الانوار، ج ۱۹، ص ۹۲؛ الکامل ابن اثیر، ج ۲ص ۹۲۸
۱۲.ارشاد شیخ مفید، ص ۳۰
۱۳.امالی شیخ صدوق، ۴۶۹؛ مفاتیح الغیب، فخر رازی، ج ۵، ص ۱۷۴؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۱۲۳
۱۴.بقره / ۲ / ۲۰۷
۱۵.المیزان، ج ۲، ص۱۳۵
۱۶.سیره حلبی، ج ۲، ص ۳۷؛ سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۱۲۹؛ اسدالغابه، ج ۴، ص ۹۶

منبع راسخون
ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
دنبال کردن