در جنگ علم و شهود، عاقبت کدام پیروز است؟
مسئلهی مرزی
در دیوارهی لوله که پارامترها سادهسازی شده باشند، در آسیبدیدگیهای شدید یا گرفتگی عروق که باز هم مسئله سادهسازی شده و فقط مرگ و زندگی مهم است، در این لحظات و نقاط میتوان بسیاری از پارامترها را نادیده گرفته یا کنترل کرد. علم در چنین نقاطی ایدهآل عمل میکند. سیستمی بسیار پیچیده همچون بدن انسان که رگ آن گرفته است، علم ورود کرده و بسیاری از پارامترهای دیگر را کنترل میکند تا دقیقا به هدفی که به آن داده شده است بزند. رگ را پاکسازی کرده یا به کل تعویض میکند. اما برای زندگی هر روزه توان ارائهی نسخههای موثر ندارد. برای امراض پیچیدهتر ناتوان است. در بسیاری از مریضیهای غیرمرزی که امکان انکار سایر پارامترها وجود ندارد، از جمله بیماریهای روحی روانی، مغز و اعصاب و مریضیهای خودایمنی، علم کم و بیش دستها را به نشانهی تسلیم بالا برده است. کورتون که از جمله داروهای محبوب بیماریهای خودایمنی است اصل بیماری را کنترل میکند ولی جای دیگری از بدن را میپوکاند.
چرا از علم پزشکی حرف میزنیم؟ چون پزشکی با سیستمی پیچیده سر و کار دارد. سیستمی که برخلاف مهندسی ساختمان، موضوع بررسی را آجر به آجر به دست خود و از پایه نساخته است.
موفقیت قاطع علم در علوم مهندسی
هوش مصنوعی شاهکار مهندسی کامپیوتر است. توان مقاومسازی ساختمانهای زیبا را در برابر زلزله ۱۰ ریشتری هم داریم. مهندسان مکانیک انواع و اقسام ماشینآلات پیچیده همچون کمپرسور اسکرو، پمپ آب، دریل واگن، تجهیزات سکوی نفتی، هواپیما و فضاپیما ساخته اند، لوحهای مزین به پیام ما برای آدم فضاییها از منظومهی شمسی خارج شده و مهندسان متالورژی مواد دیامغناطیس میسازند. مهندسان جادوگران جهان علم هستند. ما بر ماه انسان پیاده میکنیم و روی مریخ به حفاری میپردازیم، ولی همچنان نمیدانیم انسان اعزامی به اختیار رفته یا پای جبری در کار است.
مهندسان جهاد عنوان تحقیقاتی است که طی آن دریافتند غالب اعضای داعش در رشتههای مهندسی تحصیل کرده اند. رشتههای مهندسی برخلاف رشتههای انسانی دیدی مطلق نسبت به حقیقت را القا میکنند.
اعلام دیکتاتوری علم و دینسازی
اقتصاد رفتاری را نادیده گرفتند و سرکوب کردند، ولی پس از دههها ناگهان نائل به دریافت جایزهی نوبل شناخته شد. آفرین، علم خوداصلاحگر است! اما مسئولیت منجلابی که در آن هستیم و فرو رفتیم را هم بپذیرید. این حجم از مصرفگرایی نتیجهی مسیحیت، اسلام و شهود انسانی است یا علم؟ گرمایش زمین میوهی کدام مسلک است؟ علم آنجا به خطا رفت که جایگاه خود، به عنوان ابزاری در دستان بشر و در کنار سایر ابزار، را فراموش کرده و خویش را تنها راه سعادت معرفی کرد.
علم با سادهسازی، با اعلام خدایی در شرایط مرزی و تعمیم آن خدایی به دیگر شرایط پیچیده، ما را به منجلابهایی هدایت کرده و حال هم توقع تداوم پیروی بی چون و چرا دارد. او نشان داده راهحل مشکلات پیچیده را ندارد. علم راه و روش تاتی تاتی کردن بود، خود را جدی گرفت و فاجعه به بار آورد. حال همه را به اطاعت بیچون و چرا از این نونهال ۲ ساله و دیکتاتور فرامیخواند. چرا؟ چون در خود مکانیسم خوداصلاحگری دارد؛ در دنیای کوچک خودش. برای حل مسئلهی گرمایش زمین چه راهحلی پیشنهاد میکند؟ برای افزایش خودکشی دختران نوجوان از سال ۲۰۱۰، که به تشخیص جامعهشناسان نتیجهی مستقیم رشد شبکههای اجتماعی است، چطور؟
پیش از بیگ بنگ چه بوده است؟
شهود: نمیدانم
دینهای قدیمی: نمیدانم ولی یکی هست که میداند.
علم: نمیدانم ولی دنبال من بیا، بالاخره خواهم فهمید. به دیگران گوش نکن و فقط دنبال من بیا.
بالاخره خواهی دانست! اما آیا پیش از آن، بحرانها با سرعت به تو نخواهند رسید و تحمل انسانها طاق نخواهد شد؟
علم مشکل و مشکلاتی ساخته است که توان حل آنها را ندارد. علم توان حرکت با سرعت و شتابی که جهان در حال نابودی است را ندارد.
شکست علم در ۱۵ تا ۲۰ سال آینده
علم گاه با روش علمی به اشتباه گرفته میشود. روش علمی رویکردیست برای کشف حقایق که در آن تلاش اساسی بر تکرارپذیری است. در فرایندهای مبتنی بر روش علمی، یافتههای شما می بایست از کورهی تستهای تکرارپذیری و ملاحظهی همکاران دانشگاهی سربلند خارج شوند تا روش را به درستی پیاده کرده باشید. یافتهها ذهنیزدایی میشوند و علم جهان عینیات است. خروجیهای روش علمی به تایید دانشمندان دیگر میرسند. دیگران، بارها و بارها ادعاها و نتایج شما را به آزمون میبرند تا صحت آنها سنجیده شود.
اگر ادعا کنید روح دیده اید، این تجربهی ذهنی شماست، چنین تجربهای را نمیتوان با روش علمی به حقیقتی عینی مبدل ساخت. حقایق عینی یا آبجتیو حقایقی چون صندلی مقابل من هستند، دیگران هم آن را میبینند و امکان شمارش پیچ و مهرههای آن را دارند.


برای آدم عاقل اینها رقیب نیستند، ابزار هستند. انسان بایستی از انواع ابزار و لنزهای در دسترس برای تماشای حقیقت بهره گیرد.
قصهگویی نسل جدید
در گذشته قصهگویی در دستان پرتوان گروهی اندک پدیدار میشد. نویسندگانی که توان نگارش ۳۰۰ صفحه کتاب خواندنی دارند یا فیلمسازانی که ۱ تا چند ساعت تصویر تماشایی تدوین میکردند. شبکههای اجتماعی و دوربینهای موبایل و ابزارهای مختلف دیگری که در پی آنها قصهگویی آسانتر شده است. علم تاب چنین مبارزه ای را دارد؟ علم در روایتگری عقیم است
دو شکست محتمل
علم نهادهایی در اختیار دارد و برای شکوفایی قدرت آن نهادها میجنگد. در ۲۰ سال آینده جنگ نهادهای علم با صدها میلیون قصهگوی پراکنده در سطح جهان به صحنه خواهد رفت و شهود هم هیچ سر پذیرش شکست نداشته و در موارد متعددی به یارای داستانسرایان خواهد شتافت.
نهادهای علم یا شکست روی صحنه را پذیرفته و سلاح بر زمین گذاشته و میپذیرند که افراط در تاختن بر شهود خطا بوده، یا اخلاق را میبازند و به عصر دیکتاتوری علم و عالمان، علمپرستی و بکارگیری ابزار هوش مصنوعی برای اهداف دین علم نزول خواهیم کرد.
منبع با دخل و تصرف: برداشت روز