توتموزیس سوم (حدود ۱۵۰۰ تا ۱۴۵۰ پیش از میلاد مسیح)

ten-command-costume5-824x1030.jpg (824×1030)

همانگونه که با آغاز کار امپراطوری میانۀ پس از سال ۲۰۰۰ پیش از میلاد مسیح علیا و سفلا متحد و یکپارچه شده و دوازده سلسله در آن امپراطوری برسر کار بوده و همۀ این سلسله ها را برخاسته از تب می دانند، یک بار دیگر در سال ۱۵۸۰ پیش از میلاد مسیح به یک خاندان مصری اهل تب این توفیق دست داد نا هیکسوس ها را که یک قرن و نیم  بر سفلا سلطۀ ویرانگر داشته اند از بیرون رانده و سفلا را از وجود آنان پاک کند. مصریان این رویداد موفقیت آمیز را تولد دوبارۀ ناسیونالیسم[۱] (ملی گرایی) خود به شمار آورده اند. به این ترتیب توانست یک بار دیگر برای دویست سال در رأس دولت های مقتدر و دارای فرهنگ  پیشرفته بدرخشد.

در دورۀ زمام  داری که ششمین پادشاه از سلسلۀ هجدهم بود، نبردهای خونینی به وقوع پیوسته است. بیشتر این نبردها برای کسب برتری قدرت مصریان در مشرق زمین صورت گرفته است، ولی مورخان در این زمینه توفیق قابل توجهی را به مصریان نسبت نداده اند. از مصر توانست در مقطعی از خود در جهان خودنمایی کند که علی رغم ویرانگری های هیکسوس ها، رقیبی فرهنگی در برابر خود نداشت. مصرشناسان به همین دلیل یک قدمت سه هزار ساله را به فرهنگ مصریان نسبت داده اند. در دورۀ امپراطوری سلسلۀ هجدهم مصر، فراعنۀ آن سلسله از نظر سیاسی نیز متانت سرزمین مصر را از هر آسیبی مصون داشته اند.

توتموزیس سوم مدت بیست و دو سال  در انتظار مرگ خواهر مقتدر و ناتنی خود هچپسوت[۲] که همزمان همسر وی نیز بود نشست. آگاهیم که این دو شخصیت مدتها به طور همزمان زمام امور مصر را در دست داشته اند. هچپسوت در ساختن بناهای زیبا و با عظمت چهرۀ برجسته ای بود و در دورۀ حاکمیت خود بر مصر پیوسته می کوشید تا ویرانی ها یبه وجود آمده توسط هیکسوس ها را ترمیم و برطرف کند. گور معبد بزرگ وی و دیگر آثار همانند آن به ویژه در «دیرالبحری»[۳] معرف علاقه و استعداد و پشتکار این بانو در این زمینه است. توتموزیس سوم در مقابل بیشتر برآن بود که سیاست های خود را درقالب جنگهای توسعه طلبانه در خارج از مصر متمرکز نموده و به اجرا درآورده. توتموزیس سوم (توتمس سوم) سرزمین نوبی را به اشغال خود درآورد و از نیروی کار و مخازن و معادن جنوب آن که تأمین کنندۀ مواد خام برای مصر بودند، به خوبی بهره برداری کرد.

ارتش مصر در دورۀ زمام داری هچپسوت (همسر وخواهر ناتنی توتموزیس سوم) دارای هیچ گونه تحرکی نبوده است. توتموزیس سوم این سپاه بی حرکت را به حرکت درآورد و ناوگان دریایی نیرومندی را تجهیز و آماده نمود. او هر دو نیرو یعنی نیروی زمینی و نیروی دریایی خود را بیشتر با سربازان مزدور تقویت و تکمیل نمود. ناوگان وی  توانست منافع و نفوذ مصر را از رود نیل، دریای سرخ، دریای مدیترانه تا رود فرات پوشش دهد و حفظ کند افزون براین ارابه های جنگی وی که هم اسب ها و هم ارابه های آب از مواریث هیکسوس ها بوده اند، فتح و آلپو[۴] را برای او میسر کردند. بدیهی است که این پیروزی پس از چندین لشکرکشی نصیب این فرعون مصمم و با پشتکار شد. مورخان وسعت و انبوه نیروهای زمینی و دریایی توتموزیس سوم را به درستی نتوانسته اند حدس بزنند.

بدیهی است که پیروزی توتموزیس سوم در جبهۀ سوریه، ائتلاف میان مصر و فلسطین را مخدوش و به روایتی برای مدتی متلاشی کرد، ولی فرعون قاطع ونیرومند مصر از تلاش باز نایستاد و اتحادیۀ حوریان و میتانی ها از یک سو و دولت هیتی از سوی دیگر ناگزیر از به رسمیت شناختن برتری قدرت مصر در منطقه شدند. از سخنان این فرعون دربارۀ هفدهمین لشکرکشی اش کتیبه ای در معبد کارناک نقر شده است که ما را از جزئیات این جنگ آگاه می کند. ـ کارناک در نزدیکی تب قرار دارد و کانون اطلاعات، آثار تاریخی ،  الواح، نقوش، کتیبه ها، معابد و مقابر مصریان باستان است.[۵] سلسلۀ هجدهم تاریخ مصریان نیز برخاسته از همین ناحیه است ـ افزون براین بزرگترین معبد آمون خدای اعظم مصریان وکانون اصلی روحانیون مصر و به سخن دیگر مجمع کاهنان آن سرزمین در همینجا بوده است. مصر نذورات و هدایای خود را به اینجا سرازیر کرده و برای عمران  و آبادانی آن همت می نمودند.

کارناک در زمان فراعنۀ بزرگ مصر در اوج زیبایی و شکوه خود بوده و در آثار باستان شناسی و پژوهشگرانی که در مصر در زمینۀ تاریخ و آثار و یادمان های مصری کاوش و پژوهش می کرده اند، کارناک و لوکسور در درجۀ اول اهمیت قرار دارند. شاید بتوان گفت که بیشتر پادشاهان مصر به اندازهای که به کارناک توجه داشته اند، به پایتخت توجه نداشته اند. مورخان، جهانگردان و مسافران غیر مصری در یادداشت ها و سفرنامه هایشان اوراق کثیری را به کارناک و آثاری که در آن مشاهده و مطالعه کرده اند. اختصاص داده اند. کارناک دارای بزرگترین آتلیۀ نقاشی و مرکز مستقر بوده است. در اطراف کارناک از دیرباز تأسیسات فرهنگی و هنری متمرکز بوده و در واقع زیباترین و پر رونق ترین ترین شهر در مصر باستان به شمار می آمده که با تب و ممفیس رقابت می کرده است.

با مهاجرت انبوه یونانیان به مصر، مراکز اقتصادی و تولیدی وتجارتخانه ها و دفاتر بازرگانی تا حدودی از رونق فرهنگی این شهر در مناطقی از به ویژۀ در دورۀ  امپراطوری جدید مصر کاسته گردیده است. دین شناسان به این نتیجه رسیده اند که کارناک در واقع پرکننده خلأهای فرهنگی تب بوده و کانون تجمع روحانیون و دیوانیان آن سرزمین در بیشتر مقاطع قلمداد می شده است. از سویی رقابت سرسختانه و زیان بار مجمع کاهنان مصری و فراعنۀ قدرت طلب که با معابد آموت و متولیان آنها در ستیز بوده اند، در همین ناحیه گزارش شده است. اسناد، الواح، نقوش و تصاویر به دست آمده از کارناک نه تنها این موضوع را تأیید می کند، بلکه اطلاعات جامع و کامل تری نیز از تحولات و شکوفایی فرهنگی – هنری مصر علیا را نیز در اختیار پژوهشگران قرار می دهد. دین شناسان در عین حال حضورکاهنان و تمرکز معابد آمون و مراکز دینی، فرهنگی و هنری و دیگر تأسیسات همانند را عامل اصلی رونق یابی کارناک به شمار آورده اند.[۶]

[۱] . Nationalismus  der  Ägypter

[۲] . Hatschepsut

. [۳] Deir  al  Bahri

[۴] . Aleppo

[۵] . Herzfeld, H.: A. a. O. S. 194-5

منبع : کتاب تاریخ مصر باستان

نویسنده : دکتر اردشیر خدادادیان

نشر الکترونیکی سایت

دسته بندی مطلب: تاریخ تمدن مصر باستان
تصویر پروفایل بابک زارع

بابک زارع

بابک زارع هستم | نویسنده و مدیر وب‌سایت تاریخ ما | از ایام کودکی علاقه بخصوصی به تاریخ (بخصوص تاریخ ایران) داشتم | امیدوارم با مطالبی که با دیگر دوستان در سایت تاریخ‌ما قرار می‌دهیم مثمر ثمر واقع شود.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

دنبال کردن
avatar
wpDiscuz
X

Pin It on Pinterest

X