کشتزارها در چین

China_Trekking_ss_367.jpg (508×299)

فقر برزگران – شيوه‌هاي كشتكاري – فراورده‌ها – چاي – خوراك – رياضت در روستاها

در بازپسين تحليل، سراسر ادب متنوع چيني و تمام دقايق انديشه‌هاي مردم اين سرزمين و تجملات زندگي چيني را مرهون كشتزارهاي حاصلخيز آن سرزمين مي‌يابيم. كشتزارها به خودي خود حاصلخيز نمي‌شوند. از اين رو بايد رنجبران كشتكار را سنگهاي زيرين جامعة چيني بدانيم. نخستين ساكنان چين قرنها با جنگلها و بيشه‌ها و ددان و حشرات و خشكسالي و سيل و شوره و سرما جنگيدند تا از بياباني پهناور سرزميني پربار آفريدند. البته اين مبارزه هر چند گاه از نو تكرار شد. اگر مدت يك قرن درختان را بي‌پروا قطع مي‌كردند، جز بيابان چيزي نمي‌ماند، و اگر سالي چند زمين را به حال خود وا مي‌گذاشتند، دوباره جنگلپوش مي‌گرديد. بنابر اين، مبارزة چينيان با طبيعت، سخت و رنج‌‌آور بود. از اين گذشته بربريان نيز گاه به گاه پيش مي‌تاختند و محصول را به غارت مي‌بردند. پس برزگران چيني ناچار از آن بودند كه براي حفظ خود گرد آيند، اجتماعاتي كوچك تشكيل دهند، دور دهكده‌هاي خود ديوار كشند، مشتركاً به كشتكاري پردازند، و شبها در مزارع پاس دهند.

شيوه‌هاي كشتكاري چيني كه تا كنون دوام آورده است ساده بود. معمولا با بيل و گاه گاهي باخيش، زمين را شخم مي‌كردند. خيشهاي آنان در ابتدا از چوب، و سپس از سنگ و آهن بود. براي تقويت زمين، هر گونه كود طبيعي كه در دسترس مي‌يافتند، به كار مي‌بردند، و از گرد آوردن فضولات سگان و آدمها هم ابايي نداشتند. از دير باز، براي نقل آب رودها به مزارع برنج و ارزن، ترعه‌هاي بيشمار در دل صخره‌هاي سخت مي‌كندند و، بي‌آنكه كود مصنوعي به كار برند يا به آيش متوسل شوند يا از جانوران باركش استفاده كنند، دست كم از

خاك زمينهاي بيدرختي كه در سراشيبيها قرار داشت در مقابل بارانهاي تند شسته مي‌شد و از اين رو ديگر روي سرسبزي به خود نمي‌ديد و از سيلهايي كه دره‌ها را فرا مي‌گرفت جلوگيري نمي‌كرد.

نصف اراضي خود ساليانه دو يا سه بار محصول برمي‌داشتند. براستي چينيان بيش از هر قوم ديگر از زمين بهره برمي‌گرفتند.

ارزن و برنج را بيش از گندم و جو مي‌كاشتند. با برنج نه تنها تغذيه مي‌كردند، بلكه شراب هم مي‌ساختند. ولي برزگران، در باده نوشي، اعتدال را از ياد نمي‌بردند. نوشابة مطلوب آنان چاي بود. صرف نظر از برنج، چاي بيش از هر گياه ديگر كاشته مي‌شد. در ابتدا به عنوان دارو به كار مي‌رفت، ولي بتدريج مورد رغبت عموم قرار گرفت و در اوان دودمان تانگ در شمار صادرات آمد و حتي پا به جهان شعر و شاعري نهاد. در قرن پانزدهم، خاور دور سراسر مست زيبايي مراسم چاي‌نوشي بود. اپيكور مشربان (صاحبدلان) در جستجوي انواع جديد چاي تلاش مي‌كردند و، براي تعيين بهترين چاي، مسابقات چاي‌نوشي برپا مي‌داشتند. در كشت سبزيها و بقولاتي از قبيل لوبيا و باقلا، و چاشنيهايي مانند پياز و سير، و انواع بسيار از توت و ميوه‌هاي ديگر نيز مي‌كوشيدند. روستاييان به گوشتخواري عادت نداشتند. گاو و گاوميش گاهي براي شخمزني مورد استفاده قرار مي‌گرفت، و گوشت خوك و طيور خانگي معمولا براي خوراك به مصرف مي‌رسيد. ماهي خوراك عمدة انبوهي از جمعيت كشور محسوب مي‌شد. قوت غالب تهيدستان مركب از برنج خشك و چند نوع رشتة خوراكي و سبزيهاي گوناگون بود. مردم مرفه از گوشت خوك و طيور بهره مي‌جستند و مخصوصاً به گوشت مرغابي مايل بودند. در مهمانيهاي پرزرق و برق پكن صد نوع خوراك مرغابي به سفره راه مي‌يافت. شير گاو و تخم‌مرغ بسختي به دست مي‌آمد. از اين رو، مردم از باقلا شير و پنير مي‌گرفتند. آشپزي به صورت يكي از هنرهاي زيبا درآمده بود، و آشپزان از مواد متنوع استفاده مي‌كردند: علفها و جلبكها را مي‌كندند؛ براي پختن آشهاي لذيذ، به لانه‌هاي پرندگان دستبرد مي‌زدند؛ از تخم پرندگان و بال كوسه ماهي و اندرونة ماهي و پوستة ملخ و حشرات و كرم ابريشم، و گوشت اسب و قاطر و مار آبي و گربه و سگ غذاهاي لذيذ مي‌ساختند. توانگران سخت خوراك دوست و شكمباره بودند، و اگر چهل نوع غذا در سفره داشتند و در هر وعده سه يا چهار ساعت را به خوردن مي‌گذراندند، چه عجب!

بيگمان تهيدستان براي صرف دو وعده غذاي روزانة خود اين اندازه وقت نمي‌خواستند. برزگر چيني در سراسر عمر، با تمام زحمتي كه مي‌كشيد، جز در مواردي معدود، از خطر گرسنه ماندن ايمن نبود. زورمندان و زيركان تقريباً همة زمينهاي كشت‌‌پذير را قبضه، و سرمايه‌ها را در دستهاي خويش متمركز كرده بودند. گاهي، مثلا در عصر سلطنت شي‌هوانگ‌تي، دولت زمينها را ميان برزگران تقسيم مي‌كرد. اما عدم مساوات طبيعي انسانها مجدداً به تمركز ثروت مي‌انجاميد. در روزگاران كهن، بيشتر برزگران داراي زمين بودند. ولي افزايش جمعيت از توسعة اراضي قابل كشت پيشي مي‌گرفت. از اين رو، در طي قرنها، همواره از وسعت مزارع برزگران كاست و، در نتيجه، فقري كه فقط در هند نظير داشت به بار آمد. درآمد ساليانة

يك خانوادة متوسط چيني به هشتاد و سه دلار نمي‌رسيد، و بسياري از مردم روزانه با حدود دو سنت اعاشه مي‌كردند، و سالي نبود كه خلق كثيري از گرسنگي هلاك نشوند. چينيان، در جريان بيست قرن، به طور متوسط سالي يك قحطي به خود ديدند. مي‌توان اين قحطيها را معلول عواملي چند دانست: اولا برزگران تا مرز مرگ مورد استثمار، و فاقد اندوخته بودند. ثانياً محصولات توليد فلاحتي فزوني داشت. ثالثاً چون خشكسالي در يك ناحيه پديد مي‌آمد، به علت محدوديت وسايل حمل و نقل، صدور آذوقه از ناحيه‌هاي پر نعمت به ناحية قحطي‌زده امكان نمي‌يافت. عمال ديگري كه، همانند ظلم مالكان واجحاف باجگيران، برزگران را از هستي ساقط مي‌كرد، طغيان رودها بود. رود هوانگ هو، كه چينيان آن را «بدبختي چين» مي‌نامند، گاه به گاه از مسير خود منحرف مي‌شد، صدها دهكده را به زير آب مي‌برد، و صدها كشتزار دوردست را دچار بي‌آبي و خشكسالي مي‌گردانيد.

برزگران اين نكبتها را با طاقت و سرسختي مي‌پذيرفتند، و مثلي زبانزد آنان بود: «آنچه آدم در اين زندگي گذران لازم دارد، يك كلاه و يك كاسه برنج است.» سخت كار مي‌كردند، اما تند كار نبودند. ماشينهاي دقيق و پيچيدة امروزي را، كه انسان را به شتاب وامي‌دارد و، با صدا و خطر و سرعت خود، به اعصاب او گزند مي‌رساند، در اختيار نداشتند. برزگران در همة ايام هفته به كار مي‌پرداختند. فقط در جشنهايي مانند «جشن سال نو» و «جشن فانوس» مجال استراحت مي‌يافتند و به ساير ايام تيرة سال رنگ و شور مي‌بخشيدند. هنگامي كه زمستان چهرة عبوس خود را پنهان مي‌كرد و زمينهاي برف خورده در زير بارانهاي بهار نرم مي‌گرديد، برزگران بار ديگر براي كشتكاري به مزارع كوچك خود مي‌شتافتند و ترانه‌هاي پراميدي را كه از گذشته‌هاي دوردست فراموش شده به ارث برده بودند، سرخوشانه سرمي‌دادند.

منبع : , جلد اول : مشرق زمین

نویسنده :

نشر الکترونیکی سایت

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.