تاریخ جادوگری

به گزارش هیستوری، نام محاکمات جادوگری در سیلم احتمالا به گوش بسیاری از ما خورده است اما ادعای جادوگری و افسونگری در بسیاری از کشورهای دیگر بخصوص در اواخر قرن 16 و اوایل قرن 17 مطرح شده است.
در این گزارش قصد داریم به شش محاکمه هولناک جادوگران بپردازیم که شاید کمتر برایتان آشنا باشد.
1. محاکمات کانتون وله: فرانسه / سوئیس، 1447 – 14228 میلادی

زن جادوگری که به زیر آب برده میشد تا اعتراف کند
محاکمات در اوت 1428 میلادی آغاز شد؛ نمایندگان هفت ناحیه از مسئولان قضایی وقت خواستند تا به پرونده تمام افراد متهم به جادوگری و افسونگری رسیدگی شود. آنها قانونی گذاشتند که بر اساس آن، هر کس که سه مرتبه به جرم جادوگری متهم شود، میبایست دستگیر شود. پس از دستگیری اما جای هیچ فراری نیست؛ کسانی که به جادوگری اعتراف میکردند در جا سوزانده میشدند و کسانی هم که اعتراف نمیکردند، آنقدر شکنجه میشدند تا اعتراف کنند. اسنادی چندانی از این محاکمات به جای نمانده و تنها اسناد موجود متعلق به یوهانس فروند، کارمند محلی دادگاه، است.
2. محاکمات ترییر: آلمان، 1593 – 1581 میلادی

کلیسای جامع سن پیتر در ترییر
«یوهان فون شوننبرگ» به تازگی به مقام اسقف عظمی منصوب شده بود و قصد داشت وفاداریاش به انجمن عیسی معروف به یسوعیها (Jesuits) را اثبات کند. وی بدین منظور حکمی برای پاکسازی سه گروه از مخالفان را صادر کرد: پروتستانها، یهودیان و جادوگران. تنها تعداد اندکی از جادوگران پس از دستگیری آزاد شدند. تعداد 368 نفر از متهمین که مجموعا از 22 روستا دستگیر شده بودند، بین سالهای 1587 تا 1593 میلادی زنده زنده سوزانده شدند. تقریبا تمام آنان زیر شکنجه اعتراف کرده بودند. نکته دیگر این بود که حدود یک سوم قربانیان اشرافزاده و یا دارای پستهای حکومتی و محلی مانند قضات، شهردار، مشاورین و کشیشهای کلیساهای منطقهای بودند.
3. محاکمات نورث بِرویک: اسکاتلند، 1592 – 1590 میلادی

صفحه نخست کتاب دیوشناسی جیمز ششم
جیمز ششم آنقدر درگیر این مسئله شد که کتابی به نام دیوشناسی (Daemonologie) را نوشت که در آن دستگیری جادوگران تشویق شده بود. اولین شخص قربانی “گیلی دانکن” بود. وی به استفاده از درمان شفابخش متهم و محکوم به تحمل شکنجههای طولانی شد. دانکن در طول شکنجهها اعتراف کرد که با شیطان در ارتباط است. آن زن جادوگر به محض اعتراف زنده زنده سوزانده شد.
در مجموع 70 نفر به جادوگری متهم شدند که برخی از آنان از اشرافزادگان اسکاتلندی بودند. البته آمار واقعی تعداد کشته شدگان هیچگاه مشخص نشد. گفته شده عمق فاجعه آنقدر زیاد بوده که شکسپیر برخی از بخشهای محاکمات – از جمله تشریفات شکنجه – را در مکبث آورده است. محاکمات نورث بِرویک (North Berwick) نخستین محاکمات وسیع جادوگران در اسکاتلند محسوب میشود که البته چندین محاکمه دیگر را نیز در پی داشت. گفته شده در مجموع جان 3000 تا 4000 نفر بین سالهای 1560 تا 1707 میلادی به دلیل این زنجیره محاکمات گرفته شد.
4. محاکمات فولدا: آلمان، 1606 – 1603 میلادی

برجی که در آن زمان به عنوان زندان مورد استفاده قرار میگرفت
یکی از مشهورترین قربانیان آن اقدام، زن حاملهای به نام مرگا بیین بود. مرگا متهم به قتل همسر دوم، فرزندانش و یکی از اعضای خانواده کارفرمای همسرش شد. وی بنا به همین اتهامات شکنجه داده شد تا اینکه بالاخره اعتراف کند. سپس مرگا را زنده زنده سوزاندند. پس از مرگ درنباخ در سال 1605 میلادی، شکار جادوگران و افسونگران متوقف شد.
5. محاکمات پندل: انگلستان، 1634 – 1612 میلادی

تقریبا تمام محاکمات جادوگران در قلعه لانکاستر انجام گرفت
ترس از جادوگران در دهههای پیش از آغاز محاکمه در همه جا وجود داشت و این ترس تنها در زمان جیمز ششم (که با عنوان پادشاه جیمز یکم انگلستان نیز شناخته میشد) منعکس شد. راجر نوول، دادگر محلی صلح، وظیفه داشت تا کسانی که در کلیسای انگلستان حاضر نمیشدند تا معرفی کند. وظیفه دیگر وی در آن زمان پیگیری ادعاهای جادوگری بود. یکی از این ادعاها توسط دستفروش هالیفاکسی (شهری در یورکشایر غربی) انجام شد. آن زن مدعی شد که آلیزون دیوایس، یک زن محلی، به کمک جادو و جنبل کاری کرده تا او سکته کند. دیوایس بدون هیچ مشکلی اعتراف کرد و حتی پای چند تن از اعضای خانوادهاش را نیز وسط کشید. چند نفر دیگر از اهالی نیز پای خانواده دیوایس را وسط کشیدند. در آن محاکمات در مجموع 12 نفر به جرم دست داشتن در قتل 10 نفر به کمک جادوگری و افسونگری متهم شدند. یازده نفر از آن افراد – 9 زن و دو مرد – به پای میز محاکمه رفتند و 10 نفرشان نیز محکوم و به دار آویخته شدند.
6. محاکمات تورساکر: سوئد، 1675 – 1674 میلادی

سنگ یادبود واقعه تورساکر
خونریزی زمانی آغاز شد که لورنتیوس کریستوفوری هورنائوس (Laurentius Christophori Hornæus)، کشیش منطقهای کلیسای یترلاناس (Ytterlännäs)، مسئول پیگیری ادعاهای جادوگری و افسونگری در حوزه استحفاظیاش شد. وی از دو پسر جوان خواست تا جلوی درب کلیسا بایستند و جادوگران را از علامتهای نامرئی شیطانیِ بر روی پیشانیهایشان شناسایی کنند. آن دو پسر در کمال تعجب همسر هورنائوس را به عنوان یکی از جادوگران شناسایی کردند ولی این مسئله به سرعت لاپوشانی شد.
مظنونین به ربودن کودکان و انتقالشان به مجالس بَزم جادُوان (نام گردهمایی فرضی جادوگران است که به باور مسیحیان سدههای میانه در شبهای ویژهای برگزار میشد) در بلاکولا [در ادبیات عامه سوئدی، به جایی اشاره دارد که شیطان در آنجا جلساتش را برگزار میکند] متهم شدند. در محاکمات آن افراد از شاهدین خردسال نیز بهره گرفته شد. شنای اجباری در دریاچههای منجمد، تهدید به انداختن کودکان در کوره و شلاق زدن از جمله روشهای اعتراف گیری بود. اسناد کمی از این محاکمات در دست است و نخستین ادعاهای ثبت شده نیز به 60 سال پس از آن اتفاقات برمیگردد که توسط نوه هورنائوس مطرح شد. گفته شده که آن حکمها از مشروعیت کافی برخوردار نبودند زیرا دادگاههای محلی پیش از اجرای حکم باید مجازات اعدام را با دادگاه عالی هماهنگ میکردند اما از انجام این کار امتناع ورزیده بودند.