جنگ بکجه – تانگ
جنگ بکجه – تانگ در حد فاصل بین سال های 660 تا 663 میلادی بین بکجه و قوای متحد تانگ و شیلا در گرفت. در برخی از جنبه ها می توان نتیجه گرفت که آن از جنگ در حال وقوع گوگوریو – تانگ سرایت یافته است.
پس از چندین حمله و تهاجم توسط قوای ترکیبی بکجه و گوگوریو، پادشاه مویول از شیلا برای کمک به پادشاهی خسته خویش از امپراطور گائوژونگ از تانگ یاری طلبید. امپراطور گائوژونگ با درخواست وی موافقت کرد و در سال 660 یورشی را به بکجه ترتیب داد. پس از فتح بکجه در اواخر همان سال، نیروهای وفادار به بکجه با کمک متحدین یاماتویی خویش کوشیدند تا در مقابل اشغال پادشاهی خود مقاومت کنند. اما این دو نیروی متحد نیز در سال 663 نابود شدند.

مقدمه:
پادشاهی شیلا در زمان سلطنت امپراطور گائوژونگ یک اتحاد نظامی را با امپراطوری تانگ شکل داده بود. زمانیکه گوگوریو و بکجه به ترتیب از شمال و غرب به شیلا یورش بردند، ملکه سوندوک از شیلا فرستاده ای را به امپراطوری تانگ فرستاد تا ناامیدانه تقاضای کمک نظامی کند. در سال 650 میلادی، امپراطور گائوژونگ شعری را دریافت کرد که توسط ملکه سوندوک نوشته شده بود. او این شعر را از دستان شاهزاده سفیر کیم چونچو (که بعدها با عنوان پادشاه مویول به تخت نشست) دریافت کرد.
بکجه در سال 653 وارد اتحادی با دودمان ژاپنی یاماتو وا گردید. با وجود اینکه بکجه با گوگوریو متحد بود، اما دره رودخانه هان دو کشور را از همدیگر جدا می نمود و این مسئله مانع از کمک به یکدیگر در زمان جنگ می شد. پادشاه مویول در سال 654 سلطنت شیلا را برعهده گرفت. بین سال های 655 تا 659 میلادی، مرز شیلا توسط بکجه و گوگوریو مورد تاخت و تاز قرار می گرفت. از این روی شیلا از تانگ تقاضای کمک کرد.
روند جنگ:
امپراطور گائوژونگ در سال 658 میلادی ارتشی را برای حمله به گوگوریو فرستاد. پس از مدت کوتاهی و در سال 660 میلادی، او ارتش تانگ را به منظور کمک بیشتر به شیلا به سمت بکجه روانه کرد. آن شامل 130000 سرباز می شد. در خلال این لشکرکشی، دریاسالار سو دینگ فانگ ناوگان تانگ را رهبری می کرد و آن را مستقیما به سمت بکجه هدایت نمود. ناوگان تانگ از دریای زرد به سمت رودخانه گیوم گذر کرد و ارتش خویش را در خط ساحلی غربی بکجه پیاده نمود. پس از پیاده شدن ارتش، سربازان تانگی به سمت سابی پایتخت بکجه پیشروی کردند.
ولیعهد کیم بوپ مین، ژنرال کیم یوشین، ژنرال کیم پومیل، و ژنرال کیم هیوم سان با ارتش شیلا روانه شدند و به قصد شرکت در نبرد هوانگ سان بول در جهت غربی حرکت کردند. آن متشکل از پنجاه هزار سرباز می شد. آنها از مرز شرقی در داخل بکجه پیشروی کردند و از کوهستان های سوبک گذر نمودند.
ژنرال کیم یوشین ارتش شیلا را از میان گذرگاه های تانهیون به سمت دشت هوانگ سان هدایت کرد اما ژنرال گیبک تنها توانسته بود تا قوایی در حدود 5000 سرباز بکجه را به منظور دفاع از کشور در برابر ارتش در حال پیشروی شیلا جمع آوری کند. در دشت هوانگ سان، ارتش شیلا قوای بکجه به رهبری ژنرال گیبک را شکست داد.
سابی پایتخت بکجه در سال 660 میلادی به دست قشون تانگ و شیلا افتاد. در حدود ده هزار سرباز بکجه در محاصره جان باختند. بکجه در 18 جولای 660 میلادی تصرف شد. این اتفاق زمانی رخ داد که پادشاه اویجا از بکجه در شهر اونگجین تسلیم شد. ارتش تانگ پادشاه، ولیعهد، 93 مقام دولتی، و 20 هزار سرباز را به اسارت گرفت.
پیامد:
پادشاه و ولیعهد بکجه به عنوان گروگان به امپراطوری تانگ فرستاده شدند. امپراطوری تانگ قلمرو بکجه را ضمیمه خاک خود کرد و پنج فرمانداری نظامی را به منظور کنترل منطقه به جای شیلا بنیان نهاد. شیلا این مسئله را به اجبار پذیرفت.
روند مقاومت:
در یک تلاش پایانی، ژنرال گویسیل بوکسین نیروهای مقاومت را در برابر اشغال بکجه توسط تانگ رهبری کرد. او از متحدین یاماتویی خویش تقاضای کمک نظامی نمود. در سال 661 میلادی، شهبانو سایمئی (که سابقا با لقب شهبانو کوگیوکو سلطنت می کرد) و شاهزاده ناکانواوئه برای نبرد آماده شدند و شاهزاده بویو پونگ از بکجه را برای کمک به نیروهای مقاومت فرستادند. بویو پونگ برای مدت بیش از سی سال در یاماتو وا بوده است. آنها در سال 662 یک اردوکشی را به منظور کمک به ژنرال گویسیل بوکسین فرستادند.
یک سال بعد، 27000 سرباز یاماتو به منظور تجدید قوا فرستاده شدند. ناوگان تانگ متشکل از 170 کشتی به سمت چویو پیش رفتند و شهر را در رودخانه بک گنگ محاصره کردند.
در سال 663 در نبرد بک گنگ، نیروهای مقاومت بکجه و قوای یاماتو توسط قشون شیلا و تانگ به هزیمت رفتند. زمانیکه ناوگان یاماتو در طی دوره دو روزه با ناوگان تانگ درگیر شدند، آنها سرانجام توسط ناوگان تانگ از پای درآمدند و در یک ضد حمله قاطع نابود شدند. در این درگیری ژنرال اِچی نو تاکوتسو به قتل رسید. شاهزاده بویو پونگ از بکجه و تعداد اندکی از مردانش به گوگوریو گریختند.
باکجه با خاک یکسان گردید چون سپاه متحد شیلا و تانگ بیش از 180 هزار سرباز بود
در حالی که ارتش خسته و کم باکجه فقط 15 هزار نفر بود
با 15 هزار نفر سرباز دفاعی بی روحیه ی درمانده انتظار پیروزی هم نیست
خدا قوّت.به اسیران غیرنظامی بکجه در تانگ که شامل صنعتگران و هنرمندان هم بود(و حتی در سریال شیلا مآبانه ی ((رؤیای فرمانروا)) هم خیلی خیلی کوتاه روایت شد) اشاره ای نکردید!!!!!🤍در ضمن اگر امکان دارد درباره ی افراد مشهور نسل های بعدی مهاجران کره ای(همان اتباع گوگوریو و بکجه که تحت سلطه ی تانگ به چین کوچانده شدند)در چین دوران تانگ هم مطلب بگذارید.🤍مثلاً گوسونجی(به چینی گائوشیانژی) پسر گوساگی و همچنین ((یی سادو))(در زبان چینی لی شیدائو) که اجدادش گوگوریویی بودند و خودش در چین زاده شده بود و بر ضدّ امپراتوری تانگ شورش کرد.(در سریال به یاد ماندنی امپراتور دریا در چند قسمت به گوشه ای از زندگی سیاسی و نظامی او پرداخته شد و او خودش را از احیا گران میراث گوگوریو معرفی می کرد و ظاهراً با امپراتوری بالهه هم مرتبط بود).اگر در این زمینه هم مطلب ارائه کنید ممنون میشوم.💙
ممنونم. بله چون قصد داشتم منبعی که مطلب رو از اون ترجمه کردم دست نخورده باقی بمونه پس اشاره ای به اون موارد نشد. در ثانی اینکه مطلب فوق در مورد جنگ بکجه و تانگ بود و چیزی که شما فرمودین بیشتر به ارتباط بین بکجه و تانگ برمیگرده که ان شالله در مقالات بعدی بهش خواهیم پرداخت.
به روی چشم. ان شالله برای اون افراد هم برنامه ویژه ای داریم.
ممنون از زحماتتان.💙