عوامل اخلاقي تمدن / ویل دورانت

132522_279.jpg (500×332)

چون هيچ اجتماعي بدون آنكه نظمي در آن برقرار باشد قابل دوام نيست، و چون نظامي بدون مقررات و قانون امكان‌پذير نمي‌شود، به اين جهت، مي‌توانيم، به عنوان يكي از قوانين تاريخ، اين قضيه را بپذيريم كه نيرومندي عرف و عادت، با ازدياد قوانين، و همچنين نيرومندي غرايز، با ازدياد افكار و انديشه‌ها نسبت معكوس دارند. براي آنكه زندگي مردم با يكديگر بسامان باشد، ناچار قوانيني ضرورت دارد كه، گرچه برحسب جماعات مختلف تفاوت پيدا مي‌كند، در محيط يك اجتماع بايد دربارة عموم به موقع اجرا گذارده شود. منشأ توليد اين قوانين يا قراردادهايي است كه مردم وضع كرده‌اند، يا عرف و عادت است، يا اخلاق، يا قوانين موضوعه. قراردادها عبارت از نوعي سلوك و طرز رفتار است كه مردم آنها را براي ادامة زندگي خود نافعتر يافته‌اند. عرف و عادت عبارت از قراردادهايي است كه در نسلهاي متوالي بر وفق سنت انتخاب طبيعي، كه كارش انتخاب بهتر و از بين‌بردن فاسد است، مورد قبول يافته و‌ آزمايشهاي اين نسلهاي متوالي حذف و تبديلهايي در آنها به عمل آورده است. اخلاق تشكيل مي‌شود از عرف و عادتي كه اجتماع آنها را براي خير و تكامل خود داراي اهميت حياتي تشخيص مي‌دهد. در اجتماعات اوليه، كه از قانون نوشته و مدون اثري نيست، همين عرف و اخلاق اساس تنظيم اعمال بشري به شمار مي‌رود و پايداري و پيوستگي نظم اجتماع را تأمين مي‌كند. چون زمان پيش مي‌رود و اثر جادويي خود را بر اين عرف و عادت باقي مي‌گذارد، در نتيجة تكرار، براي فرد، حكم طبيعت ثاني پيدا مي‌كند، كه چون از حدود آنها تجاوز كند احساس ترس و پريشاني و ننگ در وي پديد مي‌شود، و اين همان وجدان و ضمير يا حس اخلاقي به شمار مي‌رود كه در نظر داروين بهترين وسيلة تمايز انسان و حيوان از يكديگر است. اين ضمير اخلاقي، در مراحل تكامل خود كه پيش مي‌رود، علت پيدايش ضمير اجتماعي مي‌گردد، و به وسيلة آن، انسان بخوبي احساس مي‌كند كه وابستة به جماعتي است و بايد آن را دوست بدارد و محترم شمارد. اخلاق عبارت است از همكاري فرد با عموم، و همچنين همكاري و تعاون هر دسته‌اي با دسته و اجتماع بزرگتر. به اين ترتيب بايد گفت كه پيدايش مدنيت بدون اخلاق امكان‌پذير نبوده است.

منبع : , جلد اول : مشرق زمین

نویسنده :

نشر الکترونیکی سایت

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.