کیش زرتشت / مرى بويس

منبع : کیش زرتشت، به قلم پروفسور ماری بویس، ترجمه از مصطفی فرهودی

اشاره[1]

این نوشتار بخشى است از مقاله كیش زرتشت نوشته پروفسور مرى بویس كه در بخش آغازین آن به زرتشت، پیشینه نگارش در میان زرتشتیان، متون مقدس بهویژه اوستا، و ترجمه و تدوینِ تقریبىِ تمام آثار پهلوى اشاره كرده، سپس گذرا به تاریخ دیانت زرتشتى پرداخته و از پیشینه ایران و ایرانیان، زرتشت، آغاز تبلیغات او و گسترش و رسمیّت یافتن دین او یاد كرده است; مغان و تأثیرگذارىِ آنها بر آموزه هاى زرتشتى و آسیب دیدن این كیش در چیرگى اسكندر نیز از نظرِ وى دور نمانده است.

در ادامه در ذیل عنوان تعالیم اصلى، باورهاى مؤبدان ایرانى،اسطوره هایى درباره آفرینش و پرستش خدایان طبیعت در مرتبه فرازین و فرودین مطرح، و زمینه هاى پیدایش اندیشه هاى زرتشت و دین زرتشتى و خدایان و اصول اعتقادىِ آن معرفى گشته است. درهمین بخش به امشاسپندان وآفریده هایشان ونیز فلسفه تعالیم زرتشت وانتظار او از پیروانش، هچنین شرایط خاص آخرالزمان و نجات بخشِ ویژه و پیروزى او ونیز چگونگى پیدایش زُروانى گرى وباورهاى آنان نیزمطرح گردیده است.

مرى بویس دربخش پایانى در ذیل عنوان تحولات جدید ازجمله به این مسائل پرداخته است:

طرح مباحث اعتقادى از سوى برخى مبلغان مسیحى و دفاعیات زرتشتیان از دین زرتشت و تلاش آنها در همگون سازى آن با نیازهاى زمان; تأسیس انجمن اصلاحى زرتشتیان; تأثیرپذیرى زرتشتیان از آیین هندو و رویكرد باطنىِ آن; تلاش هاى فرهنگى و آموزشىِ خاص، به منظور آشناسازى كودكان با آیین زرتشتى; تأثیرگذار بودن الاهیات اخلاقىِ سنّتى در شكل گیرى زندگى زرتشتیان و خدمات عام المنفعه آنها و ورود ایشان به امور سیاسى.

مقدمه

كیش زرتشت[8] بسیار مقدس است، اما تمام متون «اوستاى جدید» آمیزه اى از آثار دانشوران و شاعران گمنام از نسل موبدان مى باشد. اوستاى كامل در دوران حكومت سلسله ساسانیان در ایران نوشته شده و در آن زمان مجموعه حجیمى در بیست و یك كتاب بوده است. نسخه هاى معدودى كه از این مجموعه فراهم شده بود در ویرانى هایى كه بعدها در چیرگىِ عرب ها، ترك ها ومغول ها به بارآمد، از میان رفت. ازاین رو اوستاى برجاى مانده عبارت ازمناجات نامه، سرودها و ادعیه است. نسخه خطىِ آن به دوران ساسانى برمى گردد، اما قدیمى ترین نسخه موجود، در 1323 م نوشته شده است. اوستاى چاپ شده ]1[ و ترجمه هایى از آن را به زبان آلمانى، فرانسوى، انگلیسى، گَجَراتى و فارسى مى توان یافت. با توجه به روشنگرى هایى كه همچنان پیوسته از راه پژوهش ها صورت مى گیرد، هیچ كدام از آن ترجمه ها را نمى توان معتبر دانست.

بعضى از دست نوشته هاى اوستایى، ترجمه روانى به زبان پهلوى[10]یا تفسیرمشهورند; زبانى كه به خط دشوارى نوشته مى شده است. ترجمه ها و خلاصه هایى به زبان پهلوى از كتاب هاى مفقودشده اوستاى دوره ساسانى، و همچنین آثارى مذهبى كه در درجه دوم اهمیت است وجود دارد.]5 [اكثر این متون بى نام و نشانند. تقریباً تمام آثار پهلوى تدوین و ترجمه شده است، اما برخى از ترجمه ها به شدت به بازنگرى نیازمند است. آثار مذهبىِ متأخر به زبان فارسى، گَجَراتى و انگلیسى است.

مقدمه اى كوتاه بر تاریخ دیانت زرتشتى

شواهد درونىِ متون «اوستاى قدیم» گواهى مى دهد كه زرتشت قبل از آن كه ایرانیان، سرزمینى را كه اكنون به نام ایران مى نامند فتح كنند مى زیسته است. به احتمال، این كشورگشایى به حدود 1200 ق.م باز مى گردد ]51ـ27:8[. در آن هنگام، ایرانیان به عنوان شبان هاى روستانشین در جلگه آسیاى مركزى در شرق ولگا[13]معروف بودند]3[. آموزه هاى زرتشتى در آن زمان تأثیر زیادى بر برخى رعایاى پارس به ویژه یهودیان برجاى گذاشت.

عمده شواهد صریح درباره عقاید و مناسك زرتشتى در این دوران از آثار و كتیبه هاى ایرانى و نوشته هاى یونانى فراهم آمده است. به نظر مى رسد كه چیرگىِ اسكندر بر امپراطورى ایران و از دست رفتن متون مقدس با مرگ موبدان، سهمگین ترین ضربه را بر پیكره سنت شفاهى زده باشد.

در همین زمان پارت ها، مردم شمال شرقى ایران، امپراتورى دیگرى را تأسیس كردند (در حدود 129 ق.م تا 224 م) و بار دیگر زرتشتى گرى را دین رسمى خود قرار دادند ]100ـ78:9[. دومین امپراتورى ایرانى یعنى ساسانیان نیز همین رویه را پى گرفت. آنان براى امور دینى، سازمان مذهبى نیرومندى را همراه با سلسله مراتب متنوعِ موبدان و معابد و مدارس فراوان به وجود آوردند ]10ـ44:4[. در قرن هفتم با غلبه اعراب، اسلام به مثابه دین رسمى ایرانیان جایگزین زرتشتى گرى شد، هرچند گسترش این دین بر سرتاسر این سرزمین، 300 سال بعد تحقق یافت.

بنابه باورهاى زرتشتى، در اواخر قرن هفتم میلادى گروهى از زرتشتیان براى دست یابى به آزادى دینى سفرى دریایى را به شرق آغاز كردند و سرانجام در 716 در سنجان در گُجرات اقامت گزیدند. در آنجا عده اى به آنان پیوستند و هسته مركزى جامعه «پارسیان» هند را تشكیل دادند. پارسیان تا نسل ها به عنوان كشاورز و خرده بازرگانِ پراكنده در شمال و در طول سواحلِ میان براج[15] از رونق اندكى برخوردار بودند. اما از قرن نوزدهم با آمدن روحانیان اروپایى به سرعت پیشرفت كردند و مالك ثروت عظیم و برهم انباشته اى شدند. جامعه اصلىِ زرتشتیان در ایران كه بعدها در اطراف شهرهاى كویرى یزد و كرمان متمركز شدند برخلاف پارسیان، پیوسته متحمل فقر و مشقت بودند. پارسیان نقش قابل توجهى در توسعه بمبئى ایفا كردند و تا قرن بیستم جامعه اى عمدتاً شهرى را با طبقه متوسط و تحصیلاتى مناسب پدید آوردند. ایرانیان زرتشتى تقریباً از طریق كمك آنان تا حدودى توانستند خود را از پارسیان، اضمحلال نجات دهند و در تهران با یك جامعه رو به گسترش توانستند به آنان تأسى كنند. و در سال 1947 با پایان یافتن حكومت بریتانیا در هند، گروهى از پارسیان در خارج از كشور بهویژه در كشورهاى انگلستان، كانادا، استرالیا و آمریكا سكنا گزیدند و به طور فزاینده اى در سال 1979 پس از برپایى جمهورى اسلامى ایران گروهى از زرتشتیان ایرانى نیز به آنها پیوستند. زرتشتیان اگرچه متنعمند، از جمعیت بسیار كمى برخوردارند. (شكل 2).

تصویر شماره2


تعالیم اصلى

روحانیان ایرانى كه ساكنان استپ هاى وسیع و خالى بودند، در باب آفرینش اسطوره اى سخت بسیط خلق كردند FF]:9;FF130:5[. آنان معتقد بودند كه جهان را خدایان از ماده اى بى شكل در هفت مرحله ساختند; نخست، آسمان را از سنگ با پوسته سختى دورتادور آن آفریدند، سپس زمین را مانند بشقابى بزرگ و مسطح بر روى آن قرار داده اند و آن گاه در مركز آن، اولین گیاه و پس از آن گاو نرِ تنها را آفریده، سپس اولین انسان، یعنى كیومرث[21] پایدارخواهدماند. واین بازتابِ نظم درجهان، وعدالتوحقیقت درمیان انسان هااست.

ایرانیان خدایان طبیعت، یعنى سه موجود اخلاقى بزرگ را همراه با تكریم مى پرستیدند. این سه را كه اهوراها (خداوندان) مى نامیدند عبارتند از: اهورا مزدا،[24] خداوند میثاق و سوگند، كه اگر باهم لحاظ شوند به انسان ها برپایه قانون اشه انسجام خواهند بخشید.

تصویر شماره 3

زرتشت خود روحانى اى بود كه با این عنوانِ موروثى زاده شد، اما چنان كه از گات ها برمى آید، جامعه دیرپاىِ شبانىِ ایرانیان در زمان حیات زرتشت در حال از هم پاشیدن بود. عصر برنز در آن زمان، مراحل شكوفایى خود را طى مى كرد و شاهزادگان جنگجو و پیروانشان كه مجهز به اسلحه هاى كارى و ارابه هاى جنگى بودند، مدام در جنگ و غارت غرق بودند; گویا قوم زرتشت قربانى تهاجم همسایگان پیشرفته و غارتگر شده بود. بدین ترتیب زرتشت كه خود شاهد این خشونت ها و بى عدالتى ها بود، به تفكر عمیق درباره خیر و شر، و منشأ آن دو سوق داده شد. وى در موعد مقرّر آنچه را دریافته بود و به صورت سلسله اى از الهامات الاهى تجربه كرد. این الهاماتْ او را به تبلیغ دین جدیدى رهنمون شد. او پیروانش را چنین تعلیم داد كه تنها یك خداى سرمدى وجود دارد كه او آن را اهورا مزدا مى دانست; موجودى كه حكیم، خیر و عدل كل است، اما قادر مطلق نیست; زیرا كه خود وى گفته است: «به درستى كه دو روح نخستین وجود دارد; دو همزادى كه در ستیز با یكدیگر شهره اند. آنها در اندیشه و گفتار و كردار، دوگانه اند: خیر و شر» (یسنه 30،3); یعنى خدا دشمنى به نام انگره مئینیو[27] تحقق بخشید.

نمودار زیر امشاسپندان بزرگِ ششگانه و یك سپنته مینیوى بزرگ، یعنى موجودات هفتگانه بزرگ را ]همراه با مخلوقاتى كه تحت حمایت ومحل سكناى آنهایند[نشان مى دهد:

اوستا (پهلوى) برگردان تقریبى به فارسى مخلوق

1. خْشَژوَئیریه (شهریور)[28] قدرت/سلطنت آرزو شده آسمان

2. هئورهوتات (خرداد)[29] انسجام / تندرستى آب

3. سْپَنْتَه اَرمَئیْتى (اسپندارمذ)[30] عشق / پارسائى مقدس زمین

4. اَمِرِتات (امرداد)[31] زندگى طولانى / بى مرگى گیاهان

5. وهُوْمَنَه (وهمن)[32] قصد نیك / هدف نیك گاو

6. سْپَنْتَ مَینیو[33] روح مقدس انسان

7. اشه وَهْیْشته[34](اَرْدِوهیشت) حقیقت / درستكارى، نظم آتش

هر كدام از این هفت موجود یكى از مخلوقات هفتگانه را حمایت كرده، در آن، سكنا مى گزیند و در عین حال همچون وجهى از خدا، و ایزدى مستقل به شمار مى آید، كه از آن رو كه تجلى او است، پرستیده مى شود.

تمام آنانى كه مى خواهند اشون[35] شوند، یعنى براساس اشه زندگى را بگذرانند، مى باید تلاش كنند تا امشاسپندان بزرگ را در قلب و بدن خود درآورند و با پاس داشتن مخلوقات مادىِ خود به آنان خدمت كنند. این نظریه در خصوص خلق انسان شالوده نوع دوستى فراوان و مستمرى را پى ریزى كرده است. خصوص خشثره را كه دربرگیرنده فلزات و آسمانِ سنگى مى انگاشتند (بسیارى از مردمان كهن هیچ تمایز اساسى اى بین فلزات و سنگ نمى گذاشتند). بنابراین عنایتى كه به همه اشكال فلزات مى شد مى توانست نوعى احترام گذاشتن به او باشد (كه نهایتاً سكه ها را نیز در برمى گرفت تا از آن به خوبى و خیرخواهانه استفاده كنند).

این امشاسپندانْ نامیرایان مقدس دیگرى، یعنى ایزدان[36] را كه موجوداتى سزاوار ستایشند برانگیختند. در میان خدایان سودمند قدیمى دو اهوراى كِهْتَر نیز وجود دارد; انگره مینیو از دوران باستان با ایجاد، و به مدد ارواح شریر مانند «دِوَها یا خدایان شریر جنگ» به مخلوقات خیر حمله آورد. از دیدگاه تعالیم زرتشتى او است كه اولین گیاه، گاو و انسان را از بین برد و مرگ را به این جهان آورد، در حالى كه امشاسپندان با آفریدن زندگانى هاى بیشتر از دل مرگ، شر را به خیر تبدیل كردند. مبارزه با شر و تقویت خیر وظیفه امشاسپندان است. مخلوقات آنان به طور غریزى در راه دست یافتن به همین هدف تلاش مى كنند; به استثناى انسان ها كه مى باید با انتخاب سنجیده خود و در پرتو وحى زرتشت این كار را صورت دهند، سپس به هنگام مرگ درباره همه آنها داورى خواهد شد; اگر پندار، گفتار و كردار نیكشان بر بدى آنها غلبه كند، روحشان از پلِ فراخ، عبور و به بهشت عروج خواهد كرد، در غیر این صورت از پل تنگ به درون دوزخ با تمام مجازات هاى آن سقوط مى كنند.

هدف نهایى از تلاش هاى فضیلت آمیز، نجات از این دنیا است. براساس تعالیم زرتشت، مجموعه كوشش هاى نیكوكاران كم كم شر را ضعیف خواهد كرد و بدین ترتیب پیروزى خیر را میسر مى گرداند و این انتظارى است كه همواره از پیروان او مى رود. به هر تقدیر ]7ـ382:6[ مجموعه اى از اعتقادات به دلائل مختلف گسترش یافت كه از آنها برمى آید كه نشانه آخرالزمان بدبختى روزافزون و مصائب عالم گیر خواهد بود، سپس چنان كه عموماً مى انگارند منجى عالم، سوُشینت[37]، با شكوه خواهد آمد. تقدیر چنان است كه او از نطفه زرتشت پیامبر، كه به گونه اى معجزه آسا در دریاچه اى نگهدارى مى شود از مادرى باكره متولد مى گردد. در آن زمان نبرد عظیمى بین ایزدان و دیوان درخواهد گرفت كه سرانجام با پیروزى خیر پایان مى پذیرد و بدن هاى كسانى كه پیش از این مرده اند دوباره شكل مى گیرد و به ارواحشان خواهند پیوست و داورى نهایى از طریق آزمونى سخت و آتش بار صورت مى گیرد; فلزاتى كه در كوه ها هستند ذوب خواهند شد و سیلاب سوزانى تشكیل مى شود كه شریران را نابود و جهنم را از آنان پاك خواهد ساخت. اما بنابه تعدیلى كه براى اولین بار در قرن نهم در این نظریه صورت گرفت، شریرانى كه با درد و رنجِ این آزمایشِ سخت، پالوده شده، زنده مى مانند، به سعادتمندان مى پیوندند و به آنها خوراك بهشتى مى دهند و بدن هاى آنان همانند روحشان نامیرا خواهد شد. پادشاهى اهورا مزدا بر زمینى كه بازسازى شده است برقرار خواهد شد و سعادتمندانْ جاودانه، در حضور او شادمان خواهند بود.

تنها یك گرایشِ عمده اى وجود دارد كه نسبت به دین زرتشت بدعت به شمار مى رود و آن زروانى گرى است كه احتمالا در قرن پنجم ق.م در بابِل (كه در آن زمان جزو قلمرو حكومت ایرانیان بود) ظهور پیدا كرد ]42ـ231:3[. آیین آنان بر یكتاپرستى استوار بود; با این اعتقاد بنیادى كه فقط یك موجود غیر مخلوق به نام زروان[38] (زمان) كه پدر اهورا مزدا ونیز انگره مئینیو است وجوددارد. این بدعتْ بسیارخطرناك بود، چراكه بدین ترتیب براى خیر وشر، منشأ مشتركى فرض مى كرد، اما زروانى ها معتقدبودند كه زروان، كه خدایى دورازدسترس است، قدرت هاى خود را به پسر نیك خویش سپردهوبه این ترتیب او جهان را آفریده است. از این رو است كه زروانى ها و بهكیشان همه مى توانستند به رغم تفاوت بنیادین اعتقادى، خالق، یعنى «اهورا مزدا» را یكسان پرستش كنند…

تحولات جدید

از حدود قرن نهم، زرتشتى ها از پیشرفت هاى عمومى در آموزش محروم بودند و نمى توانستند كارى بیش از عمل به تكالیف مذهبى و حفظ ایمان خود انجام دهند. افزایش ثروت در میان پارسیان موجب هیچ تغییر واقعى اى در این وضعیت نشد تا آن كه در اوائل قرن نوزدهم، مردم عامى توانستند در بمبئى پسران خود را به مدارسى از نوع غربى بفرستند. در آن ایام، موبدى پارسى اولین دستگاه چاپ را در آن شهر به راه انداخت و روزنامه هاى پارسى انتشار یافت، اما اندكى پس از آن، مبلّغى اسكاتلندى به نام جى. ویلسون[43] است، در حالى كه «اهورا مزدا و اهریمن» چیزى بیش از تمثیل هایى براى نفوس خیروشر بشرنیستند. آنان براین اعتقادبودندكه ایزدانْ عقول میانى هستند و زرتشت آموزه تناسخ و نیل به نجات از راه از خود گذشتگى و روزه دارى را به طور تلویحى بیان كرده است. اگرچه همه اینها درواقع باآیین زرتشت مغایربود، برخى از پارسیان آن را به عنوان راه گریزى از تحیّرى كه ناگهان بر آنان تحمیل شده بود، پذیرفتند.

زرتشتیان دیگر نیز تلاش كردند تا به نحوى معقول تر ایمانشان را با نیازهاى زمان مطابق سازند. و در همین راستا در سال 1851م انجمن اصلاح زرتشتیان تأسیس شد «تا از هزار و یك تعصّب دینى كه موجب كند شدن پیشرفت جامعه مى شود، گذر كنند.» برخى از اعضاى این انجمن این ایده افراطىِ غربى (تبلیغ شده توسط ویلسون) را كه زرتشت یكتاپرستى محض[48]) قرار گرفتند. این گروه فقط یك جنبش زرتشتى معتقد به علوم خفیه است كه آن را در سال 1902م یك پارسى تحصیل نكرده به نام بهرام شاه شرف، پى ریزى كرد. او اوستا را در پرتو مكاشفات خود تفسیر كرد و افزون بر این، خداى واحدِ غیرشخصى و مراحل هستى و تناسخ را همراه با افسانه هاى فراوانى كه درهم آمیخته و به سیارات، مربوط بودند، تعلیم داد. وى دقت متنى یا تاریخى را كاملا بى اهمیت شمرد، اما بر اهمیت اجراى صحیح مراسم عبادت و پیروى از قواعد پرهیزكارى تأكید كرد. تعدادى آتشكده ایلمى خشوم وجود دارد، اما این جنبش على رغم رشد خود اكنون به جناح هاى رقیب تقسیم شده است.

اصلاح طلبان پیش از این، نسخه هایى از خرده اوستاى كتاب نیایش زرتشتیان را به خط گَجراتى و با چاپى ارزان منتشر كرده بودند، به طورى كه هر پارسى در آن موقع به متون مقدس دسترسى مستقیم داشت. این امر نقش موبدان را باز هم كاهش داد; موبدانى كه به سرعت از مقام افراد آگاه و مورد احترام به جایگاه افراد ناآگاه تنزل یافتند; به گونه اى كه از معرفت غیردینى جدید و حتى از محتواى واقعى كتاب هاى مقدس، آگاهى ندارند. نیاز به درك بهترِ محتواى كتاب هاى مقدس موجب آن شد كه شخصى غیر موبد به نام كى. آر. كاما[49] پژوهش خود را درباره قواعد لغت شناسى غربى ارائه دهد. شاگردان او كه همگى موبدان جوانى بودند با رغبت به كار تصحیح و ترجمه متون اوستایى و پهلوى پرداختند، اما نسبت به مطالعات بنیادین كلامى اقدامى نكردند. پارسیان، كه حتى فاقد یك مرجع مذهبى پذیرفته شده هستند، سردرگم ماندند و به گروه هاى مذهبىِ رقیب تقسیم شدند. سنت دوگانه پرستىِ كهن عمدتاً در شهرهاى كوچك و روستاهاى گجرات باقى ماند، اما در بمبئى علناً بیش از هر چیز، یگانه پرستى از نوع غربى یا از نوع اعتقاد به نیروهاى اسرارآمیز وجود داشت. با وجود این در دهه 1970 توجه مجدد غربى ها به ثنویت زرتشتى به تدریج بر مردم تأثیر گذاشت و در عین حال جنبش دیگرى در میان عوام به راه افتاد تا اعتقادات سنتىِ بیشترى احیا شود و اساطیر باستانى با دانش علوم روز منطبق شود.

از اواخر قرن نوزدهم جنبش اصلاحىِ پارسى در جوامع شهرى ایران نفوذ كرد، اما كهن كیشىِ محض تا اوایل نیمه قرن بیستم در نواحى روستایى ایران باقى ماند. در خارج از ایران و هند، پارسیان و ایرانیان با هم نشست و برخاست مى كنند و در میان آنان علاوه بر سكولاریسم متداول، هر عقیده دینى اى كه داراى تفاوت اندكى است، نمایندگانى دارد. حفظ ایمان بیشتر اوقات به عنوان بخشى از شرایط نگهدارى هویت اجتماعى محسوب مى شود. به همین خاطر و نیز به دلایل كاملا دیندارانه غالباً تلاش هاى پرشورى در سطح منطقه به عمل مى آید تا حیات دینى تداوم یابد. تلاش هاى فرهنگى خاصى نیز هم اكنون انجام مى شود تا براى كودكان زرتشتى كتاب هاى آموزشى جذابى منتشر، و اطمینان حاصل شود كه آنان با دین خود آشنا مى گردند. این كه آیا افراد زرتشتى كه پدر یا مادر غیرزرتشتى دارند مى توانند كاملا پذیرفته شوند یا نوكیش قلمداد مى گردند موضوع هاى بحث برانگیزى هستند كه به دلیل شمار رو به كاهش جامعه زرتشتى كه ناشى از كاهش نرخ تولد، و جذب به جوامع مجاور است، به عنوان امرى بسیار مبرم مورد توجه قرار گرفته است.

على رغم ابهامات عقیدتى مى توان ملاحظه كرد كه الاهیات اخلاقى سنتى همچنان در شكل گیرى زندگى زرتشتیان مؤثر است. پیامبر آنان به هر یك از پیروانش ضرورت این نكته را تعلیم داد كه همواره در كمك به پیشبرد امر خیر كوشا باشید. از زمانى كه زرتشتیان در صحنه تاریخ عمومى، مجدداً ظاهر شدند مى توان مشاهده كرد كه برخى از آنان از طریق هدایاى سخاوتمندانه، در كارهاى عام المنفعه، مانند خدمات درمانى جد و جهد مى كنند و اخیراً نیز وارد امور سیاسى محلى و ملى شده اند و از این راه نه تنها از اقلیت هاى خود، بلكه از كل جامعه حمایت مى كنند. سه نفر پارسى عضو مجلس عوام انگلیس بوده اند و دیگرانى نیز در امور سیاسى هند فعالیت مى كردند و مى توان گفت كه یكى از اعضاى مؤسس اولین مجلس در ایران در سال 1906 نیز یك زرتشتى ایرانى بود. دستاوردهاى فوق العاده دو اقلیت زرتشتى كه در قرن نهم از هم جدا شدند و هر دو براى مدت طولانى دچار فقر و ستم بودند، به نظر مى رسد ناشى از دو عامل بوده كه میان هر دو اقلیت مشترك است: نیاكان دلاورى كه آماده بودند تا تقریباً هر چیزى را براى ایمانشان فدا كنند; و خود ایمان كه شجاعت، راستى، عشق به خدا و هم نوع و مقاومت فعال و بدون واهمه در برابر گناه را در هر شكل آن، ایجاب مى كند.

كتاب نامه

1. GELDNER, K., Avesta: The Sacred Books of the Parsis, 3 vols, Stuttgart, Kohlhammer, 1896.

2. BOYCE, M., Zoroastrianism: Its Antiquity and Constant Vigour, Columbia Iranian Lectures, Costa Mesa, Mazda Publishers, 1992.

3. BOYCE, M., A History of Zoroastrianism, vol. 2, Under the Achaemenians, Leiden, Brill, 1982 (Handbuch der Orientalistik, ed. B. Spuler, I. viii. 1. 2)

4. BOYCE, M., Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices, London/Boston, Routledge, 1979; pb 1984.

5. BOYCE, M., A History of Zoroastrianism, vol. 1, The Early Period, Leiden, Brill, 1975 (Handbuch der Orientalistik, ed. B. Spuler, I. viii. 1.2); repr. with corrs 1989, 1996

6. BOYCE, M., with GRENET, F., A History of Zoroastrianism, vol. 3, Under Maeedonian and Roman Rule, Leiden, Brill, 1991 (Handbuch der Orientalistik, ed. B.


[1] مشخصات كتاب شناختىِ این اثر از این قرار است:

Boyce, Mary, Zoroastrianism in Living Religions, Oxford, Blackwell, 1997, PP.236-260.

[2]. Zoroastrianism

[3]. Zarathushtra

[4]. Zoroaster

[5]. Avesta

[6]. Gathas

[7]. haptanhiti

[8]. Manthras

[9]. pahlavi

[10]. zand

[11]. volga

[12]. vishtaspa

[13]. mogi

[14]. Broach

[15]. Cambay

[16]. Gayo-maretan

[17]. Hara

[18]. Karshvar

[19]. Vourukasha

[20]. haoma

[21]. asha

[22]. Ahura Mazda

[23]. Mithra

[24]. Varuna

[25]. AngraMainyu

[26]. Spent a Mainyu

[27]. Holy Immortals

[28]. Khs hathra vairya

[29]. Haurvata¦t (Hodad)

[30]. Spent a Armaiti (spendar mad)

[31]. Amereta¦t (Amurdad)

[32]. Vohmanah (Vahman)

[33]. Sepnta Mainyu (Spenay Menoy)

[34]. Ashavahishta

[35]. ashavan

[36]. yazats

[37]. Saoshyant

[38]. Zurvan

[39]. J. Wilson

[40]. Mantheras

[41]. orthodox beliefs

[42]. occultism

[43]. remote

[44]. simple monotheism

[45]. Haug

[46]. Theosophy

[47]. Ilmi-khshnoom

[48]. Science of (spiritual) satisfication

[49]. K. R. cama

منبع : کیش زرتشت، به قلم پروفسور ماری بویس، ترجمه از مصطفی فرهودی

4 نظرات
  1. م.الف می گوید

    سلام. از استاد فرهودي عزيز تشکر مي کنم و به خاطر اين همه زحماتشان دستشان را مي بوسم.

  2. یاسمین می گوید

    سلام اگه می بینید این حرفا داغ بحث بت می ازدواج محارم داغ چون دوران ظهور دجال همون تک چشمی ابراهیم سلام الله علیه با سنگ کورش کرد اره بزار بیاد همه اونایی که خاطرشو می خوان براش کاری کردن خوشحالش کردن براشون شاهی کنه ولی یادتون نره اون رانده شده قسم خورده اشرف مخلوقاتو به برستش خودش وادار کنهخوب قسم خورد به نتیجه داره میرسه همان طور این حرفا دجال وجود داره اینم در کنارش اومده که مهدی ومسیح واقعی برا جنگ با اون میاد واین شیطان فرشته رانده شده خده افریده ی خداست بس بدانید خدا قدرت قادر توانا به هر کاریه بس خودش برا شیطان طرف داراش برنامه ها داره ما بنده خدای یکتا را ترسی از شیطان رجیم نیست

  3. maryam می گوید

    dorooooooooood bar shoma

  4. varune می گوید

    با سلام بنده اطلاعی از دین ذر تشت ندارم ونمی توانم در باره آن اظهار نظر کنم اما این را فهمیده ام که اگر انسان به مخلوقات روی زمین اذیت آزارش نرسد نصف صورت مسله حل شده وبقیه را که به خود خداوند ربط دارد حل نموده و اما تاریخ و کتاب را انسانها نوشته اند وبهترین استفاده از آنها گفتن مطالب خوب وبدور انداختن ….. حالا فرقی ندارد به نظر من همه ای آنها

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.