کتابسوزی اعرابِ مسلمان در ایرانِ ساسانی

  • پیرامون کتابسوزی اعراب در ایران کتاب “دو قرن سکوت” مفید است

بی شک، از آسیبهای معنوی حمله اعراب هرچه نوشته و گفته شود کم است. پیرامون کشتار و چپاول ایرانیان در زمان حمله اعراب تاریخ نگاران معروف اعراب و ایرانی مانند : ابن خلدون ، البلاذری ، مسعودی ، ابن هشام ، ابن حزم ، بلعمی ، ثعالبی ، شویس عدوی و… در کتابهای تاریخ نگاشته اند. یکی از اثر گذارترین این آسیبها به زبان و فرهنگ ایران بود. ایرانیان به سبب عظمت کشورشان کوله بار چندین قرن تسلط بر جهان را در برداشتند و تمدنی کهن را در خود جای داده بودند و بدین سبب علوم عقلی نزدشان بسیار بزرگ و دامنه اش گسترده بود.

ابن خلدون که دقیق ترین و بزرگ ترین جامعه شناس و مورخ عرب است درباره کتاب سوزی به دست اعراب چنین میگوید:

« وقتی سعد ابن ابی وقاص به مداین دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید. نامه به عمر ابن خطاب نوشت و در باب این کتابها خواست. عمر در پاسخ نوشت که آنهمه را به آب افکن که اگر آنچه در این کتابهاست سبب راهنمایی است خدا برای ما راهنمایی فرستاده است و اگر در آن کتابها جر مایه گمراهی نیست خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است. از این سبب آنهمه کتاب ها را در آب یا در اتش افکندند.» ( دو قرن سکوت ص ۹۸ )

همچنین ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه چنین می نویسد:

« وقتی قتیبه ابن مسلم سردار حجاج بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هرکس را که خط خوارزمی می نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بی دریغ گذراند و موبدان و هیربدان قوم را یکسره هلاک نمود و کتابهاشان همه بسوزانید و تباه کرد.» (صفحه ۳۵،۳۶،۴۸ )

زنده یاد دکتر زرینکوب در کتاب دو قرن سکوت با تحلیلی منطقی به بررسی کتاب سوزی اعراب می پردازد:

« شک نیست که در هجوم تازیان ، بسیاری از کتاب ها و کتابخانه های ایران دستخوش آسیب فنا گشته است .این دعوی را از تاریخ ها می توان حجّت آورد و قرائن بسیار نیز از خارج آن را تأیید می کند . با این همه بعضی از اهل تحقیق در این باب تردید دارند و این تردید چه لازم است؟! برای عرب که جز قرآن هیچ سخن را قدر نمی دانست کتابهایی که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که به حفظ آنها عنایت کند؟ در آیین مسلمانان آن روزگار آشنایی به خط و کتابت بسیار نادر بود و پیداست که چنین قومی تا چه حد می توانست به کتاب و کتابخانه علاقه داشته باشد. تمام قراین و شواهد نشان می دهد که عرب از کتابهایی نظیر آنچه امروز از ادب پهلوی باقی مانده است فایده ای نمی برده در این صورت جای شک نیست که در آن گونه کتابها به دیده حرمت و تکریم نمی دیده است…نام بسیاری از کتاب های عهد ساسانی در کتاب ها مانده است که نام ونشانی از آنها باقی نیست…پیداست که محیط مسلمانی برای وجود و بقای چنین کتابها مناسب نبوده است و سبب نابودی آن کتابها نیز همین است. باری از همه ی قراین پیداست که در حمله اعراب بسیاری از کتاب های ایرانیان، از میان رفته است.» (انتشارت امیرکبیر ص ۹۶،۹۷)

مرتضی راوندی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران می‌نویسد

«یکی از آثار شوم و زیان‌بخش حملهٔ اعراب به ایران، محو آثار علمی و ادبی این مرز و بوم بود. آنها کلیهٔ کتب علمی و ادبی را به عنوان آثار و یادگارهای کفر و زندقه از میان بردند.» وی در دنباله می‌افزاید:«…سعد وقاص و دیگران حاصل صدها سال مطالعه و تحقیق ملل شرق نزدیک را به دست آب و آتش سپردند.» سپس این گفته جلال‌الدین همایی را می‌آورد که: «همان کاری را که قبل از اسلام، اسکندر با کتابخانهٔ استخر، و عمرو عاص به امر عمر با کتابخانهٔ اسکندریه و فرنگی‌ها بعد از فتح طرابلس شام با کتابخانهٔ مسلمین و هلاکو با دارالعلم بغداد کردند، سعد بن ابی‌وقاص با کتابخانهٔ عجم کرد.» (جلد دوم،صفحهٔ ۵۰ )

دولتشاه سمرقندی در کتاب تذکرة الشعرا (صفحهٔ ۲۶) به یکی دیگر از ماجراهای کتاب سوزی توسط اعراب در دوره خلافت عباسیان، می پردازد:

“عبدالله بن طاهر به روزگار خلفای عباسی، امیر خراسان بود. روزی در نیشابور( به مسند) نشسته بود. شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او بنهاد. (امیر) پرسید: این چه کتاب است؟ (مرد) گفت: این قصه وامق و عذرا است و خوب حکایتی است که حکما بنام شاه انوشیروان جمع کرده اند. امیر فرمود: ما مردم، قرآن خوانیم و به غیر از قرآن و حدیث پیغمبر چیزی نمی خوانیم و ما را از این نوع کتاب، در کار نیست. این کتاب، تألیف مُغان(زرتشتی ها) است و پیش ما مردود است. (پس فرمود) تا آن کتاب را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو او بهر جا از تصانیف عجم و مغان کتابی باشد جمله را بسوزانند”

باری، بدین گونه بود که کتابهایی که در زمان خود در زمینه های پزشکی، ستاره شناسی، اجتماعی و دینی بی همتا بودند به دست این سبک مغزان افتاد که از جهنم هولناک صحرای عرب پا به بهشت ایران گذارده بودند و آنها نیز آنچه کردند که در اندازه فهم و شعورشان بود.

روانشاد دکتر زرینکوب در کتابش(انتشارت امیرکبیر ص۹۵،۹۶) این بار به بررسی رفتار اعراب با زبان و خط ایران می‌پردازد و میگوید:« عربان شاید برای آنکه از آسیب زبانی ایرانیان در امان بمانند در صدد برآمدند زبانها و لهجه های رایج در ایران را از میان ببرند. آخراین بیم هم بود که همین زبانها خلقی را بر آنها بشوراند و ملک و حکومت آنان را در بلاد دور افتاده ایران به خطر اندازد. به همین سبب هر جا که در شهر های ایران، به خط و زبان و کتاب و کتابخانه برخوردند با آنها سخت به مخالفت برخاستند…شاید بهانه ی دیگری که عرب برای مبارزه با زبان و خط ایران داشت این نکته بود که خط و زبان مجوس را مانع نشر و رواج قرآن می شمرد.»

در واقع از ایرانیان حتی آنها که آیین مسلمانی پذیرفته بودند زبان تازی را نمی آموختند و از این رو بسا که نماز و قرآن را نیز نمی توانستند به تازی بخوانند. در کتاب تاریخ بخارا (صفحه ۷۵ چاپ تهران) آمده است:

« مردم بخارا به اول اسلام، در نماز قرآن به تازی خواندندی و عربی نتوانستندی آموختن و چون وقت رکوع شدی مردی بود که در پس ایشان بانگ زدی: بکنیتا نکنیت، و چون سجده خواستندی کردن بانگ کردی: نگونیا نگونی کنیت.»

با چنین علاقه ای که مردم در ایران به زبان خویش داشتند شگفت نیست که سرداران عرب زبان ایران را تا اندازه ای با دین و حکومت خویش معارض دیده باشند و در هر دیاری برای از بین بردن و محو کردن خط و زبان فارسی کوششی ورزیده باشند.

در پایان به ذکر سخنی در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره (جلد ۲ صفحه ۵) از زبان خسرو پرویز میپردازم که می گوید:

«اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند.از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند….»

منابع :

کتاب ۲ قرن سکوت(انتشارت امیرکبیر ص ۹۵،۹۶،۹۷- انتشارت سخن ص ۱۱۵،۱۱۶،۱۱۷،۱۱۸)

کتاب تاریخ طبری چاپ مصر (صفحه ۲۸۵،۲۸۶)

کتاب آثارالباقیه (صفحه ۳۵،۳۶،۴۸)

کتاب تاریخ بخارا چاپ تهران(صفحه ۷۵)

کتاب عقدالفرید چاپ قاهره (جلد ۲ صفحه ۵)

کتاب تاریخ اجتماعی ایران (جلد دوم،صفحهٔ ۵۰ )

کتاب تذکرة الشعرا (صفحهٔ ۲۶)

نگارنده ها : فرشید.ه – اِنی کاظمی

آخرین ویرایش در تاریخ : 1389.10.10 توسط اِنی کاظمی

89 نظرات
  1. امین می گوید

    سلام
    نظر دوستان را به چند نکته جلب می کنم:
    1-در زمان این حمله امام علی (ع) به همراه چهار پسر بزرگوار شان که از آنها رشادتهای بسیار خصوصا در واقعه کربلا در تاریخ ضبط است زنده بوده اند؛ اما هیچ یک برای این جنگ ؛ که به نظر مسلمانان آن زمان جهاد فی سبیل الله بوده و به یکی از دو پاداش یعنی پیروزی یا شهادت می رسیدند شرکت نکرده اند(3امام و حضرت ابوالفضل(ع) و محمد حنفیه)
    2- پیامبر به بسیاری از مسایل سفارش کردند اما هرگز دستور کشور گشایی ندادند.حتی پس از تشکیل حکومت به سلاطین جهان نامه نوشتند و آنها را با اسلام دعوت کردند.
    3- از عرب که به قومیت گرایی شهره است و با این حال با فرزندان و اولاد پیامبر خود اینگونه رفتار می کند انتظار رفتار بهتری با ملت مغلوب نمی رود.
    4- در موارد بسیاری خود رسول الله(ص) به ایرانیان ارج بسیار نهاده اند از جمله حدیث : سلمان منا اهل البیت که امام صادق(ع) هم به طریق دیگر تکرار فرموده اند؛ یا حدیثی که پشت اسکناسهای 50000ریالی تو جیب همه ی ما هست.
    5- با عنایت به موارد فوق می باید تکلیف اسلام محمدی(ص) را از اسلام خلفای سه گانه جدا کرد.
    6- و بالاخره آنکه ” تاریخ تکرار مکررات است؛ خوشا به حال کسی که با توجه به اعمال گذشتگان؛ تکلیف خود را شناخته و به آن عمل کند”.

  2. میلاد می گوید

    سلام
    آقا محمد درود بر شما… متاسفانه امروز کسانی رو داریم که در حقیقت فکرشان در هزاره های دور منجمد شده !منکر کتابسوزی ایران بدست اعراب نیستم و من به ایرانی بودنم و فرهنگش افتخار میکنم ولی نباید کورکورانه سخن گفت!دوستان عزیز برید تاریخ رو بخونید و ببینید اگر گذشتگان اعمال نیک داشته اند فجایع هم به بار آورده اند! نژاد پرست نباشید که باید شخصی مثل هیتلر باشید! بیایید به جای ناسزا گفتن به ملتهای دیگر به آبادی میهن خودمون مشغول بشیم.تخت جمشید ساخته فقط قوم پارس نبود و از همه ملتها گرد هم جمع شدند و این شاهکارو ساختند :یونانیها مصریها بابلیها ایرانیهای شرقی و…این موضوع رو خود داریوش در مورد کاخ شوش گفته و در حقیقت از تمام ملتها نام برده تا نقششان در ایجاد امپراطوری نادیده گرفته نشه!

  3. محمد می گوید

    به آقای کوروش که بذر کینه رو می خواهد بکارد می گویم من به اسم خودم افتخار میکنم اولا اینکه 1400 سال پیش یک عد ه ای که هنوز هم معلوم نیست کتاب سوزی کردند خوب بر میگردد به آن دوران و 100 در صد کار اشتباهی بوده حالا این اینکه من بخواهم به هر چی دور و ور خودم مثل شما که ادعای تمدن هم به اصطلاح میکنی فحش و ناسازا بدم اشتباه کردی این کشور مورد هجوم یونانیها عثمانیها و انگلیسیها هم بوده پس چرا مثلا به انگلیسیها ناسازا نمیگی … ایرانی بودن به این نیست که من حتما باید طرفدار تاریخ هخامنشیها باشم و بگم دین من همان دین پادشهانی که اصلا نمیدانم چکار کردند باشم کما اینکه الان کسی در اروپا نمیگه چوم دین مسیح هم از فلسطین آمده من باید بندازمش دور و به اونها فحش بدم .. امثال تو با این طرز تفکرت جز جنگ و نفرت چیزی به جهان اضافه نخواهی کرد

    1. داریوش می گوید

      با سلام
      محمد جان نمی دونم کی هستی و هدفت چیه ولی من با کورش موافقم کتابخانه هامان سوزانده شد فرش مهستانمان تیکه تیکه شد دخترانمان به کنیزی برده شدند و در یک کلام
      چو بخت عرب بر عجم چیره گشت
      همه روز ایرانیان تیره گشت

    2. امیرخان می گوید

      جناب محمد! درسته به کشور ها یونانیان و مغول ها و روس های حمله کرده اند! اما هیچ منبع تاریخی نشون نمیده که انگلیسی ها به ایران حمله کرده باشند! پس بیجا تاریخ رو به نفع خودت تحریف نکن!….در ثانی افرادی که هم فکر با کوروش هستند اصلا فکر نمیکنم که فرضا قصدشون ایجاد دشمنی و کینه باشه! من نمیدونم شما با چه طرف تفکری اینو داری! ثالثا موضوع بحث تاریخه! شمایی که مرتد شده ای بیجا پای اسلام پاک رو وسط نکش!….و اما و اما….ما بایدم پیرو حکومت هخامنشیان باشیم! چون اگر قانون هایی که اون زمان بود الان بودند کشور ما میشد اروپا!!!….و یه سوال….چرا وقتی از کورش طرفداری میکنیم شمایی که از نسل اعراب برگفته شده اید فورا اعتراض میکنید! بایدم بهش افتخار کنیم! اصلا به کل تاریخ ایران! تاریخ یه میراث فرهنگی و عمومیه! در ضمن برو کمی املاتو تقویت کن! چون با توجه به غلط های املایت زیر میشی! و کمی مطالعه تاریخی داشته باش تا بدونی که انگلیس تا کنون به ایران حمله نظامی نداشته!

      1. احسان می گوید

        خطاب به اقای امیرخان :
        یکی ازحملات و اشغال ایران در طول تاریخ در جنگ جهانی اول توسط انگلیس است که بنابه قرارداد 1907 انگلیس به اشغال مناطق جنوبی ایران پرداخت به فرماندهی سرپرسی سایکس

        1. احسان می گوید

          پس اقا امیر بی زحمت شما برو مطالعات تاریخی ات رو بیشتر کن

          1. امیرخان می گوید

            احسان اصلا موضوع بحث در مورد انگلیس نیست…..اگه شما چشاتون قوی میبینه اونجا نوشته:کتابسوزی اعراب مسلمان در ایران ساسانی…..در ثانی من خودمم میدونم که در جنگ جهانی انگلیسی ها وارد ایران شدند اما نمیشه گفت که ورود آنها به ایران جنگ «تن به تن» محسوب میشود حرف اینست و بس!!!!….انگیسی ها آنزمان به ایران اومدند چون قصدشون خاموش کردن شورش هایی بود که با استفاده از فرصت جنگ جهانی در ایران برپا شده بود و از نظر نه تنها من بلکه بسیاری از افراد این اصلا معنی جنگ تن به تن رو نمیده!!!! در ثانی شما نیز نیاز دارید که اطلاعات تاریخیتون رو تقویت کنید! چون اشغال ایران توسط انگلیس در جنگ جهانی دوم بود نه اول! به به ببین کی داره درس اخلاق میده!!!

          2. احسان می گوید

            شما ببین قرارداد 1907 در چه تاریخی بوده ؟
            معلومه دیگه سال 1907 بین روسیه و انگلیس منعقد شد
            و بعد از چند سال یعنی حول و حوش جنگ جهانی اول توشط روسیه و انگلیس اجرایی شد
            در شمن باید به خدمتتون عرض کنم که منظور از جنگ فقط نمیتونه جنگ تن به تن و حمله نظامی باشه
            از نظر شما هجوم به کشوری مستقل که حالا در جنگ جهانی اول هرچی میخواد توش اتفاق افتاده باشه کاری بسیار مصلحانه است
            توی ایران در هر تاریخی هر اتفاقی بیفته ربطی به انگلیس نداره که بخواد به ایران هجوم بیاره و قسمت جنوبی ایران رو اشغال کنه

            بعدش هم من خودم میدونم بحث در مورد چیه لازم به یادآوری شما نیست من فقط خواستم جواب نظر اشتباه شمارو بدم

            اگه هم تو معتقدی که مسلمانان در ایران کتابسوزی کردند و کتابخانه ها رو آتیش زدند اگر آدمی منطقی باشی شهید مطهری رو قبول داری پس برو کتاب ” خدمات متقابل اسلام و ایران ” این بزرگوار رو بخون تا بفهمی جریان از چه قراره

            امیدوارم جوابی داشته باشی

          3. امیرخان می گوید

            مطهری یه مرد زیان کاری بیش نبود….اون یه مرد عوام فریب بود و بس! من نیازی ندارم واسه یافت پاسخم به کتب چنین شخصی مراجعه کنم!….اصلا برای یافتن پاسخ سوالات تاریخی مبهم نباید به کتب علمای دینی مراجعه کرد چون که 100 در 100 تاریخ رو به شکلی تحریف شده بیان خواهند کرد….ثانیا شهید مطهری فقط یه عالم دینی بود که مدتی در دانشگاه تحصیل میکنه اونم در زمینه دین اسلام…مگه چنین شخصی سوادش میرسه که بیاد از تاریخ بگه؟! شخصی چون مطهری وقتی میگه سخن گفتن از لغات و زبان پارسی قبل از اسلام توهین به قرآن و دین اسلام هست مطمئن باش دیگر کتبش نیز هیچی نیستند!….منم به شما پیشنهاد میکنم کتاب دو قرن سکوت اثر زرین کوب رو بخونید تا با یه عده حقایقی که تا الان شاید هیچکی صحبتی از اونا نداشته رو بدونید….بله من با کمال اطمیمان به کتاب سوزی این قوم وحشی اعتقاد دارم! چون اعرابی که ایران رو فتح کرده بودند مسلمانانی تازه نفس بودند و البته هنوز عقاید پست دوران جاهلیت رو در ذهن داشتند و بعید نیست که عرب دارای عقیده ی جاهلیت چنین کارایی رو نکرده باشد…..

          4. احسان می گوید

            ببین کی داره شهید مطهری رو نقد میکنه ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

            البته که من کاری ندارم شما نظرتون درباره شهید مطهری

            فقط برو ببین تو این کتاب چطوری منابع آتشسوزی از جمله متنی که زرین کوب نوشته رو رد میکنه بعدش بیا اظهار نظر کن

            در ضمن جواب قسمت اول سوالم رو نگرفتم
            این ایمیلمه به خاطر ارتباط بهتر میتونی بهم ایمل بزنی تا بیشتر باهم در ارتباط باشیم در این رابطه
            ehsanfx.66616@yahoo.com
            اینم وبلاگم :
            ehsan1995.mihanblof.com

          5. امیرخان می گوید

            خب مغول اومد ایران کتاب خونه ها رو آتیش زد.اسکندر اومد ایران کتابخانه تخت جمشید رو آتیش زد. پس این احمق ها دسته گل که نیاوردن که…ما نمیگیم همه کتب رو آتیش زدن تعداد کثیری از اونا رو به باد دادن…چون آنزمان مرسوم بود وقتی یه دولتی سقوط میکرد برای اینکه هرگونه اثر آن از بین بره فورا میرفتن سراغ کتاب خانه ها….در ثانی منابع اینترنتی اصلا منابع خوبی خصوصا در زمینه تحقیق نیستن که بخوای اون منابع رو مورد مطالعه قرار بدی…چون افرادی چون شما میتونند در اینترنت هرچی رو که خواستن بنویسند اما کتاب نوشتن و البته خریدن کتاب و خوندن آن یه چیز دیگس و خیلی فرق میکنه با منابع اینترنتی…در ثانی جناب مطهری گفته وقتی ایرانیان صدای اذان رو شنیدن اونقدر(اغراق!!!) تحت تاثیر زبان شیرین عربی قرار گرفتن که دیگه زبان پهلوی فراموش شد….اگه یه بچه 5 ساله نیز این نوشته رو بخواند خنده اش میگیرد….من یه آذریم هر روز مدام صدای اذان رو میشنوم که با صوت بسیار خوبی میخونه اما آیا من باید از این به بعد عربی حرف بزنم؟!!!!….نه!…این نوشته همش پوشش دادن وقایع دوران پس از نابودی ساسانیان هست اما نمیتوانند روی حقیقت رو پوشش بدن حتی اگر تلخ باشد!

          6. احسان می گوید

            آقا امیر اولا من کی اسم اینترنت اوردم که شما میگی منابع اینترنتی خوب نیست
            من گفتم کتاب تاریخ متقابل اسلام و ایران
            بعدشم شهید مطهری مورد قبول کلیه ی مراجع و عالمان اسلامه
            شما لازم نکرده به ایشون اشکال بگیرین
            چرا الکی بحث ها رو عوض میکنید
            در ضمن شما هنوز جواب مسئله انگلیس رو هم به من ندادین

  4. ایرانی می گوید

    سلام
    ممن خودم با تمام وجود به تاریخ و تمدن ایران عشق می ورزم و به نظر من تمدن ایرانی با تمدن اسلامی هیچ منافاتی ندارد از دوستان عاجزانه درخواست می کنم که کتاب (بازشناسی هویت ایرانی اسلامی ) از دکتر علی شریعتی را بخوانند تا بیشتر برایشان روشن شود همچنین من از دوستان می خوام که حساب اسلام رو از حساب خلفای فاسدی که دو قرن بر ایران حکومت کردند جدا کنند ببینید دوستان بعد از رحلت حضرت محمد (ص) این خلفای فاسد چقدر امامان ما را ازار و اذیت کردند بدون استثنا همه امامان را شهید کردند و اگر امام زمان در پرده غیبت نبود امام زمان را هم شهید می کردند . این مطلب را از این نظز بیان کردم که در مدت دو قرن اشغال ایران توسط اعراب امامان ما خودشان مورد ازار اذیت خلفای فاسد بودند و اختیاری برای اداره جامعه نداشتند فقط حضرت علی (ع) مدت بسیار کوتاهی زمام داری جامعه را بر عهده گرفت که در این مدت اخر تاب عدل حضرت علی را نیاوردند و این امام بزرگوار را به شهادت رساندند .پس کتابسوزی هم هیچ ارتباطی به اسلام ندارد .
    خلاصه کلام اینکه :
    زنده باد ایران زنده باد اسلام

  5. نادر می گوید

    اولا از شما برای مطلبی که به اون اشاره کردید سپاسگزازم
    بعد از اون هم می خوام بگم با نظر آقا محمد موافقم ,خوب اینم یک طرف قضیه است که ما نباید دور مرز خودمون آشوب درست کنیم چون به هر حال با کوچکترین وزشی شعله های اون دامن خودمون روهم می گیره.
    بهتره کمی از سیاستهای انگلیس یاد بگیریم که همیشه جنگهاش رو به دور از مرز خودش منتقل میکنه.
    اما اصلا با این موافق نیستم که ما جلوی اعراب کوتاه بیایم وبه خاطر اینکه حکومتمون اسلامیه دست برادری با اونها بفشاریم ,
    ومن شخصا تا آخرین لحظه عمرم از اعراب اونم از هر نوعش متنفر خواهم بود (اشاره کنم که تجربه بسیاری در برخورد با اونها دارم)

  6. ali می گوید

    قصد دفاع از اعرابی که به دستور خلیفه دوم به ایران حمله کردند که عمدتا تازه مسلمانان تربیت نشده ای بودند که جلب غنایم بسیاری از آنان را تحریک کرده بود باید بگویم قدیمی ترین سندی که شما به صورت مستقیم برای کتاب سوزی در اول بحث آوردهاید مربوط به نهصد سال بعد از حمله است لطفا در این مورد به کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران شهید مطهری رجوع کنید

    1. میثم می گوید

      گویا حضرتعالی هیچ از تاریخ نخوانده‌اید! کتاب آثارالباقیه مال ۳۹۱ قمریه، ۹۰۰ سال رو از کجا در آوردی! بیرونی به بی طرفی پر آوازه است.

      خیلی از کتاب های حدیثی هم چند سال پس از امامان گردآوری و نوشته شدن

  7. کورش می گوید

    اقا محمد خواهشن برای اعراب دلسوزی نکن حتما هم به اسم عربی خودت افنخارمیکنی اینوبدون حیوان وحشی همیشه خوی وحشیگریشو داره وتازیان قدیم با حالا هیچ فرقی ندارن وتوهم اگرازتخمه انهاهستی لطف کن ونظرنده

    1. هندی می گوید

      سلام داداش کورش آیا ما ایرانی هم خوی و خودمون رو از دست ندادیم. از انجا که می دانیم کورش با خواهر و مادر خود همخوابه می شد پس شما برخی از ایرانیانی که هنوز پایمردانه خوی خود را از دست نداده اند هنوز به این عمل دست می زنند ؟؟

      1. داریوش می گوید

        آقا یا خانم هندی شما دچار اشتباه بزرگی شدی ایرانیان هم با حرف های آدم های خشک مغزی مثل تو نام و نشانشون بد نمی شه. در ضمن خیلی غلط کردی به کورش هخامنشی توهین کردی او مردی هستش که تورات و قران به نیکی ازش یاد کردن حالا تو گاو پرست که با ادرار گاو غسل می کنی راجب یکتا پرستان نظر نده

  8. محمد می گوید

    به نگر من نوشته بالا موضوعی تاریخی است که همه مردم ما باید بدانند (اینکه نمیدانند البته دلیل واضحی دارد) ولی این ربطی به تازیان امروز ندارد. آنها همسایگان ما هستند و بدون خوشبختی آنها ما هم خوشبخت نخواهیم شد. همینکه همسایه هستیم دلیلی بسنده برای نیاز به سازگاری است. ایران با جنگ و دعوا راه انداختن با همسایگان به جایی نمیرسد. البته این به معنی فدا کردن منافع ملی نیست. باید ضمن حفظ منافع ملی، در منطقه هم دوست دست و پا کنیم بجای دشمن سازی. کلا مشکل آن کتاب سوزی از جای دیگری است و ربطی به عرب امروز ندارد.

  9. محمد می گوید

    درود بر شما.

  10. amin می گوید

    با درود و سپاس فراوان …

  11. نوروزی می گوید

    از اینکه با تجهیزات روز ما را از جهل اعراب آگاه نمودید بسیار خوشحالم امید آن دارم روزی برسد تا دولتهای این کشور به اعراب اعتماد نکنند

    1. انی کاظمی می گوید

      ان شا الله.

  12. ابراهیم رحیمی می گوید

    ممنون از زحماتتون.خیلی جالب بود.لطفا”اگه ممکنه کتاب سرزمین جاوید رو برام ایمیل کنید.ممنون

    1. سجاد می گوید

      همه ی این مطالب که از کتاب ها نقل کردین، هیچ کدوم منبع ندارن؛ چون وقتی که چند قرن دارن در مورد یک موضوع تاریخی می نویسن باید یک منبع مورد اعتماد بدن و این که فقط بگن اعراب کتابسوزی کردن کفایت می کنه. خواهشا یک جوری باشه که بشه به این کتابسوزی اعتماد کرد یعنی باید یک جوری به او زمان باید وصل بشن وگرنه مطالبشون اعتبار نداره

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.