کتابسوزی اعرابِ مسلمان در ایرانِ ساسانی

  • پیرامون کتابسوزی اعراب در ایران کتاب “دو قرن سکوت” مفید است

بی شک، از آسیبهای معنوی حمله اعراب هرچه نوشته و گفته شود کم است. پیرامون کشتار و چپاول ایرانیان در زمان حمله اعراب تاریخ نگاران معروف اعراب و ایرانی مانند : ابن خلدون ، البلاذری ، مسعودی ، ابن هشام ، ابن حزم ، بلعمی ، ثعالبی ، شویس عدوی و… در کتابهای تاریخ نگاشته اند. یکی از اثر گذارترین این آسیبها به زبان و فرهنگ ایران بود. ایرانیان به سبب عظمت کشورشان کوله بار چندین قرن تسلط بر جهان را در برداشتند و تمدنی کهن را در خود جای داده بودند و بدین سبب علوم عقلی نزدشان بسیار بزرگ و دامنه اش گسترده بود.

ابن خلدون که دقیق ترین و بزرگ ترین جامعه شناس و مورخ عرب است درباره کتاب سوزی به دست اعراب چنین میگوید:

« وقتی سعد ابن ابی وقاص به مداین دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید. نامه به عمر ابن خطاب نوشت و در باب این کتابها خواست. عمر در پاسخ نوشت که آنهمه را به آب افکن که اگر آنچه در این کتابهاست سبب راهنمایی است خدا برای ما راهنمایی فرستاده است و اگر در آن کتابها جر مایه گمراهی نیست خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است. از این سبب آنهمه کتاب ها را در آب یا در اتش افکندند.» ( دو قرن سکوت ص ۹۸ )

همچنین ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه چنین می نویسد:

« وقتی قتیبه ابن مسلم سردار حجاج بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هرکس را که خط خوارزمی می نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بی دریغ گذراند و موبدان و هیربدان قوم را یکسره هلاک نمود و کتابهاشان همه بسوزانید و تباه کرد.» (صفحه ۳۵،۳۶،۴۸ )

زنده یاد دکتر زرینکوب در کتاب دو قرن سکوت با تحلیلی منطقی به بررسی کتاب سوزی اعراب می پردازد:

« شک نیست که در هجوم تازیان ، بسیاری از کتاب ها و کتابخانه های ایران دستخوش آسیب فنا گشته است .این دعوی را از تاریخ ها می توان حجّت آورد و قرائن بسیار نیز از خارج آن را تأیید می کند . با این همه بعضی از اهل تحقیق در این باب تردید دارند و این تردید چه لازم است؟! برای عرب که جز قرآن هیچ سخن را قدر نمی دانست کتابهایی که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که به حفظ آنها عنایت کند؟ در آیین مسلمانان آن روزگار آشنایی به خط و کتابت بسیار نادر بود و پیداست که چنین قومی تا چه حد می توانست به کتاب و کتابخانه علاقه داشته باشد. تمام قراین و شواهد نشان می دهد که عرب از کتابهایی نظیر آنچه امروز از ادب پهلوی باقی مانده است فایده ای نمی برده در این صورت جای شک نیست که در آن گونه کتابها به دیده حرمت و تکریم نمی دیده است…نام بسیاری از کتاب های عهد ساسانی در کتاب ها مانده است که نام ونشانی از آنها باقی نیست…پیداست که محیط مسلمانی برای وجود و بقای چنین کتابها مناسب نبوده است و سبب نابودی آن کتابها نیز همین است. باری از همه ی قراین پیداست که در حمله اعراب بسیاری از کتاب های ایرانیان، از میان رفته است.» (انتشارت امیرکبیر ص ۹۶،۹۷)

مرتضی راوندی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران می‌نویسد

«یکی از آثار شوم و زیان‌بخش حملهٔ اعراب به ایران، محو آثار علمی و ادبی این مرز و بوم بود. آنها کلیهٔ کتب علمی و ادبی را به عنوان آثار و یادگارهای کفر و زندقه از میان بردند.» وی در دنباله می‌افزاید:«…سعد وقاص و دیگران حاصل صدها سال مطالعه و تحقیق ملل شرق نزدیک را به دست آب و آتش سپردند.» سپس این گفته جلال‌الدین همایی را می‌آورد که: «همان کاری را که قبل از اسلام، اسکندر با کتابخانهٔ استخر، و عمرو عاص به امر عمر با کتابخانهٔ اسکندریه و فرنگی‌ها بعد از فتح طرابلس شام با کتابخانهٔ مسلمین و هلاکو با دارالعلم بغداد کردند، سعد بن ابی‌وقاص با کتابخانهٔ عجم کرد.» (جلد دوم،صفحهٔ ۵۰ )

دولتشاه سمرقندی در کتاب تذکرة الشعرا (صفحهٔ ۲۶) به یکی دیگر از ماجراهای کتاب سوزی توسط اعراب در دوره خلافت عباسیان، می پردازد:

“عبدالله بن طاهر به روزگار خلفای عباسی، امیر خراسان بود. روزی در نیشابور( به مسند) نشسته بود. شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او بنهاد. (امیر) پرسید: این چه کتاب است؟ (مرد) گفت: این قصه وامق و عذرا است و خوب حکایتی است که حکما بنام شاه انوشیروان جمع کرده اند. امیر فرمود: ما مردم، قرآن خوانیم و به غیر از قرآن و حدیث پیغمبر چیزی نمی خوانیم و ما را از این نوع کتاب، در کار نیست. این کتاب، تألیف مُغان(زرتشتی ها) است و پیش ما مردود است. (پس فرمود) تا آن کتاب را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو او بهر جا از تصانیف عجم و مغان کتابی باشد جمله را بسوزانند”

باری، بدین گونه بود که کتابهایی که در زمان خود در زمینه های پزشکی، ستاره شناسی، اجتماعی و دینی بی همتا بودند به دست این سبک مغزان افتاد که از جهنم هولناک صحرای عرب پا به بهشت ایران گذارده بودند و آنها نیز آنچه کردند که در اندازه فهم و شعورشان بود.

روانشاد دکتر زرینکوب در کتابش(انتشارت امیرکبیر ص۹۵،۹۶) این بار به بررسی رفتار اعراب با زبان و خط ایران می‌پردازد و میگوید:« عربان شاید برای آنکه از آسیب زبانی ایرانیان در امان بمانند در صدد برآمدند زبانها و لهجه های رایج در ایران را از میان ببرند. آخراین بیم هم بود که همین زبانها خلقی را بر آنها بشوراند و ملک و حکومت آنان را در بلاد دور افتاده ایران به خطر اندازد. به همین سبب هر جا که در شهر های ایران، به خط و زبان و کتاب و کتابخانه برخوردند با آنها سخت به مخالفت برخاستند…شاید بهانه ی دیگری که عرب برای مبارزه با زبان و خط ایران داشت این نکته بود که خط و زبان مجوس را مانع نشر و رواج قرآن می شمرد.»

در واقع از ایرانیان حتی آنها که آیین مسلمانی پذیرفته بودند زبان تازی را نمی آموختند و از این رو بسا که نماز و قرآن را نیز نمی توانستند به تازی بخوانند. در کتاب تاریخ بخارا (صفحه ۷۵ چاپ تهران) آمده است:

« مردم بخارا به اول اسلام، در نماز قرآن به تازی خواندندی و عربی نتوانستندی آموختن و چون وقت رکوع شدی مردی بود که در پس ایشان بانگ زدی: بکنیتا نکنیت، و چون سجده خواستندی کردن بانگ کردی: نگونیا نگونی کنیت.»

با چنین علاقه ای که مردم در ایران به زبان خویش داشتند شگفت نیست که سرداران عرب زبان ایران را تا اندازه ای با دین و حکومت خویش معارض دیده باشند و در هر دیاری برای از بین بردن و محو کردن خط و زبان فارسی کوششی ورزیده باشند.

در پایان به ذکر سخنی در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره (جلد ۲ صفحه ۵) از زبان خسرو پرویز میپردازم که می گوید:

«اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند.از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند….»

منابع :

کتاب ۲ قرن سکوت(انتشارت امیرکبیر ص ۹۵،۹۶،۹۷- انتشارت سخن ص ۱۱۵،۱۱۶،۱۱۷،۱۱۸)

کتاب تاریخ طبری چاپ مصر (صفحه ۲۸۵،۲۸۶)

کتاب آثارالباقیه (صفحه ۳۵،۳۶،۴۸)

کتاب تاریخ بخارا چاپ تهران(صفحه ۷۵)

کتاب عقدالفرید چاپ قاهره (جلد ۲ صفحه ۵)

کتاب تاریخ اجتماعی ایران (جلد دوم،صفحهٔ ۵۰ )

کتاب تذکرة الشعرا (صفحهٔ ۲۶)

نگارنده ها : فرشید.ه – اِنی کاظمی

آخرین ویرایش در تاریخ : 1389.10.10 توسط اِنی کاظمی

89 نظرات
  1. محمد آدم پیرا می گوید

    ✅ پادشاهی ساسانی

    ⬅️ ایرانیان از ظلم و جور و ستم موبدان زرتشتی و پادشاهان ساسانی به تنگ آمده بودند. خسرو پرویز در زمان پادشاهی خود آنقدر ظلم می کند، تا اینکه شیروی پسر خسرو پروز پدرش را بعد از آنی که به قتل می رساند علیه او ادعا نامه ای صادر می کند و در آن علت کشتن پدر را توضیح می دهد.

    ? علت ها را چنین بیان می کند: 1️⃣. مالیات های سنگین 2️⃣. تقسیم کردن مردم ایران به 4 دسته: الف: موبدان / ب: ارتیشتاران (جنگيان) ج: دبیران (مستخدمین ادارات) / د: برزیگران (توده مردم) 3️⃣. افراد از طبقات پائین نمی توانستند به طبقات بالا بروند. 4️⃣. درس خواندن مخصوص طبقات بالا بود. 5️⃣ . ثروت اندوزی. 6️⃣. حداقل 1000 زن در حرمسرا داشت. ?ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، مسیحی و محقق دانمارکی. ترجمه رشید یاسمی ، صفحه ۶۵۰- ۶۵۵ ?

  2. محمد آدم پیرا می گوید

    بنام خداوندی که به بشر علم عطا کرد و درود و سلام بررسولی که (إقْرَأْ)بروی نازل شد .
    بدون شک تاریخ طلایی اسلام و فتوحات ظلم ستیزانه ی آن جزء واقعیاتی هستند که هر تاریخ و دینی برآن غبطه میخورد اما در این میان افرادی هستند که به زور میخواهند تاریخ زرین اسلام را بد جلوه داده وخرافات وبدنامی های تاریخی وآیین باطنی خود را از روی تعصب نیک جلوه دهند آنها میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند اما خداوند نورش را کامل میکند اگرچه کفار وملحدان بدشان بیاید و خداوند رسولش را با هدایت ودین حق فرستاد تا آن را بر تمام ادیان غالب گرداند اگرچه برای مشرکان تلخ باشد

    عاقبت که باید ازین خاک رفت
    خوشا آنکه پاک آمد وپاک رفت کسی که خواب هست میشود بیدارش کرد اما کسی که خودراکه به خواب زده هست را نمیشود

    التماس تفکر

  3. آسمان می گوید

    سلام دوستان و هموطنان عزیز
    این قدر چرا جر و بحث
    ایران یک کشور متمدن و با فرهنگ است و به آن می بالیم
    مردم ایران بقول امام علی (ع) که به عُمر فرمودند: ایرانیان مردمانی حکیم و بافرهنگ هستند و تو حق نداری آنان را به بردگی و کنیزی بفروشی …
    لذا بنا بر همین بزرگی اندیشه ایرانی نیاکانمان در طول تاریخ همواره قدرت انتخاب و گزینش گری خود را نشان داده اند و در مورد انتخاب اسلام بویژه شیعه این را نیز می توان به وضوح دید
    حکومت هایی چون سامانیان و آل بویه و طاهریان و طبرستان ( که هنوز هم به دیار علویون مشهور است) ارادت ویژه ای به امامان داشته اند
    و از آنطرف کتب و روایات بی شماری از تمجید ایرانیان توسط امام علی (ع) و امام صادق (ع) ثبت و ضبط شده تا آنجا که امام صادق فتح ایران را گمراهی نامیدند (انها فتحت علی الضلال) و حتی امام علی (ع) درباره زرتشت نیز به احترام یاد کرده اند وآنقدر پیوند شیعیان (علویان ایران ) با امامان محکم بوده که در مقابل بن العباس مشترکا به مبارزه برخواستند
    حال اینکه کتابخانه نیشابور آتش زده شده درست است یا خیر ؟
    بله هم کتابخانه نیشابور و هم اسکندریه و هم مدائن بدستور عمر آتش زده شده و حتی امام علی(ع) به عمر نسبت به این امر اعتراض کردند
    و او همان شعار فریب کارانه اش را تکرار کرد(حسبنا کتاب الله)
    امام از پرسیدند این را از کجای قرآن می گویی او به این آیه استناد کرد (وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ) که امام فرمودند : کتاب مبین انسان کامل است و آن انسان کامل من هستم (یعنی قرآن بدون معلم کاغذی بیش نیست)
    پس در ظلم سپاه اسلام در ایران که همان سپاه جاهلیت عرب بود شکی نیست اما نباید هیجانی شد و فراموش کرد که شدت علاقه ایرانیان و امامان بیش از گزارشات زیاد تاریخی است بلکه پیوندی عاطفی و روحانی است و فراتر از جنایات و کثافت کاری اعراب مسلمان است
    (یعنی ایرانیان هیچگاه در جهل عرب شریک نشدند)
    راستش پدر بزرگ مرحومه مادرم از دُستورهای مهربان زرتشتی بوده که مسلمان شدند و اقوام زرتشتی ما که به مشهد می آیند به زیارت امام رضا (ع) مشرف می شوند و در بحث هایی مان که از جنایات سپاه مسلمین حرف می زنند در مورد ائمه با ادبی خاص برخورد می کنند و آنان را فرزانه خطاب می کنند
    پس همه ما ایرانی و پر افتخاریم
    در پایان روایتی از امام علی(ع) در مورد ایرانیان در آخر الزمان خدمتتان بگوییم
    امام علی (ع) می فرمایند: ای اعراب از سپاه ایرانیان در آخر الزمان بر حذر باشید که دلاورانی هستند بی باک و همچون شیر می جنگند و هرگز فرار نمی کنند به هر جنگی وارد شوند پیروز می شوند و مردانه می جنگند شماها را می کشند اما به زنان و اموالتان چشم ندارند و به کسی ظلم نمی کنند …. فکر کنم در مکیال یا روزگار رهایی دیدم
    بازهم به ایرانی بودن و تمدن بزرگ کشورم ایران و شیعه بودن و پیرو امام علی بودن خودم افتخار می کنم
    اشعار زیر را فردوسی بزرگ در مقابل سلطان محمود متععصب شیعه کش خوانده !
    منم بنده​ ی اهل بیت نبی…………..ستاینده​ی خاک و پای وصی
    حکیم این جهان را چو دریا نهاد…………..برانگیخته موج ازو تندباد
    چو هفتاد کشتی برو ساخته…………..همه بادبانها برافراخته
    یکی پهن کشتی بسان عروس…………..بیاراسته همچو چشم خروس
    محمد بدو اندرون با علی…………..همان اهل بیت نبی و ولی
    خردمند کز دور دریا بدید…………..کرانه نه پیدا و بن ناپدید
    بدانست کو موج خواهد زدن…………..کس از غرق بیرون نخواهد شدن
    به دل گفت اگر با نبی و وصی…………..شوم غرقه دارم دو یار وفی
    همانا که باشد مرا دستگیر…………..خداوند تاج و لوا و سریر
    خداوند جوی می و انگبین…………..همان چشمه​ی شیر و ماء معین
    اگر چشم داری به دیگر سرای…………..به نزد نبی و علی گیر جای
    گرت زین بد آید گناه منست…………..چنین است و این دین و راه منست
    برین زادم و هم برین بگذرم…………..چنان دان که خاک پی حیدرم
    دلت گر به راه خطا مایلست…………..ترا دشمن اندر جهان خود دلست
    نباشد جز از بی​پدر دشمنش…………..که یزدان به آتش بسوزد تنش
    هر آنکس که در جانش بغض علیست…………..ازو زارتر در جهان زار کیست
    نگر تا نداری به بازی جهان…………..نه برگردی از نیک پی همرهان
    همه نیکی ات باید آغاز کرد…………..چو با نیکنامان بوی همنورد
    از این در سخن چند رانم همی…………..همانا کرانش ندانم همی
    مرا غمز کردند کان پر سخن
    به مهر نبی و علی شدن کهن
    من از مهر این هر دو شه نگذرم
    اگر تیغ شه بگذرد بر سرم
    مرا سهم دادی که در پای پیل
    تنت را بسایم چو دریای نیل
    نترسم که دارم ز روشن دلی
    به دل مهرجان نبی و علی

    1. محمد آدم پیرا می گوید

      آدم بخاطر چند راضی کردن چند بی دین و بددین اسلامشو دودستی تقدیم شخصی نمی کنه که حال خودش هم زاره ای دین فروش رافضی یه کم حیا کن

      راستی این شعر هم مال فردوسی هستش:
      چه خوش گفت خداوند تنزیل و وحی
      خداوند امر و خداوند نهی

      که خورشید بعد از رسولان مِه
      نتابید برکس چو بوبکر بِه

      عُمر کرد اسلام را آشکار
      بیاراست گیتی چو باغ بهار

      پس از آن دو بود عثمان گزین
      خداوند شرم و خداوند دین

      چهارم علے بود جفت بتول
      که او را به خوبی ستاید رسول

      پس این شعرا رو فردوسی که فردی متعصب بوده حتما از ترس همون سلطان محمود غزنوی که شما گفتی اون شعر جلوش خونده سروده هست اره
      پس معلوم شد که فردوسی هم مثل شما دین فروش بوده و دیگه نمیشه از کتابش استسناد کرد

      این هم بگم که تعصب آدمو کور میکنه گرچه جانب حق به خودش بگیره و هیچگاه نمیشه تاریخ طلایی اسلام و خلفای راشدین را از روی تعصب پنهان کرد

    2. محمد آدم پیرا می گوید

      ضمنا اهل سنت واقعی هیچ بغضی نسبت به امیرالمؤمنین حضرت علی رضی الله عنه ندارند بلکه همواره دوستداران آن خلیفه ی راشد هستند
      و شما بجز دروغ و فریب مردم چیزی بلد نیستید

  4. سعید می گوید

    کتاب سوزی در ایران و مصر توسط مسلمان ها، دروغی بیش نیست؛ به جهت آنکه حقیقت اصلی را کتمان نموده و تصویری تاریک از اسلام در اذهان عمومی ایجاد نمایند. این دروغ توسط خودغربی ها و عوامل وابسته شان منتشر شده تا با فرافکنی واقعیتی مهم را پنهان نمایند و آنهم اینکه کشورهای غربی در طول چند قرن در کشورهای اسلامی توسط عوامل خود اقدام به خرید و یا سرقت کتب و تالیفات علما و دانشمندان اسلامی نموده اند و در اکثر شهرهای مهم اسلامی مامورینی داشتند که به این کار اقدام می کردند که بعنوان نمونه می توان به ماجرای آیت الله مرعشی نجفی اشاره کرد که با قبول نماز و روزه ی استیجاری تنها نسخه باقی مانده از یک کتاب را خرید و اجازه نداد تا آن کتاب به دست مامور انگلیسی بیفتد. هدف آنها این بود تا با این کار آن متون را ترجمه کرده و در اختیار دانشمندان خود قرار دهند تا آن پیشرفت ها را به نام خودشان ثبت نموده و موجبات پیشرفت خود را هم فراهم نمایند. که بعنوان نمونه باید به ترجمه کتب ابن سینا در چند قرن قبل در اروپا اشاره کرد که در مراکز علمی خود و در سطوح عالیه سال های متمادی آنها را تدریس می نمودند. باید به این موضوع اشاره نمود که متاسفانه بخش قابل توجهی از این کتاب ها در راه انتقال به غرب و یا در جنگ های داخلی اروپا از بین رفتند. هدف دیگر غربی ها، محروم کردن مسلمین از گنجینه های فکری و علمی خود بوده تا آنها را عقب نگه داشته و از شناخت درست تمدن اسلامی توسط نسل های بعدی جلوگیری نمایند. دلایلی وجود دارد که غربی ها برخی از کتاب های ارزشمند اسلامی که هیچ نسخه ای از آنها در کشورهای اسلامی موجود نیست را در اختیار دارند، و از افشای آنها خودداری می کنند. لطمه ای که غربی ها از لحاظ علمی و فکری به تمدن اسلامی زدند، بسیار سنگین تر از لطمه ای بود، که حمله مغولها بوجود آورد. مثلا در جنگ های اندلس و جنگ های صلیبی در بیت المقدس مراکز علمی و کتابخانه های بزرگی که در آنها وجود داشت، به آتش کشیده شدند و چیزی از آنها باقی نماند. در تاریخ آمده که تنها در یکی از کتابخانه های شهر قرطبه در اندلس(اسپانیا) حدود ششصد هزار جلد کتاب وجود داشته است در حالی که تمام نسخ خطی اسلامی موجود در اسپانیای امروز پنج هزار جلد نمی شود! که آنها هم در دوره استعمار به سرقت رفته اند و مربوط به تمدن اندلس نمی شوند. در جنگ های اندلس و جنگ های صلیبی جنایت های رعب انگیز و وحشیانه ای در مورد مسلمانان صورت گرفت و مسلمانان یا باید از اسلام دست برمی داشتند و مسیحی می شدند و یا به فجیع ترین شکل به قتل می رسیدند. اساسا دادگاه های تفتیش عقاید نیز به همین دلیل بوجود آمد که بتوانند افرادی که در باطن و بصورت مخفیانه مسلمان هستند باقی مانده اند، شناسایی شده و کشته شوند. و به همین دلیل گالیه محکوم به مرگ شد؛ چون حرف مسلمانان را بیان می کرد که اعتقاد داشتند زمین گرد است.

  5. عشق کوروش و پرشیا می گوید

    کسانی که طرفداری عربا کثافت وحشی رو میکنن حتما از تخم همونا هستند.شما کتابا قدیمی معروف خودشونو بخونید نوشته با اجداد ما پارسیان چه کردند.اصلا فرض میگیریم پادشاهان ساسانی بد بودن.شما باید طرفداری بزرگان عرب رو بکنید یا بزرگان کشور خودتونو؟ مثل خانواده میمونه هرچند با هم مشکل داشته باشید در مقابل غریبه از خانوادتون دفاع میکنید.

  6. saman می گوید

    کتاب سوزی در ایران و مصر توسط مسلمان ها، دروغی بیش نیست؛ به جهت آنکه حقیقت اصلی را کتمان نموده و تصویری تاریک از اسلام در اذهان عمومی ایجاد نمایند. این دروغ توسط خودغربی ها و عوامل وابسته شان منتشر شده تا با فرافکنی واقعیتی مهم را پنهان نمایند و آنهم اینکه کشورهای غربی در طول چند قرن در کشورهای اسلامی توسط عوامل خود اقدام به خرید و یا سرقت کتب و تالیفات علما و دانشمندان اسلامی نموده اند و در اکثر شهرهای مهم اسلامی مامورینی داشتند که به این کار اقدام می کردند که بعنوان نمونه می توان به ماجرای آیت الله مرعشی نجفی اشاره کرد که با قبول نماز و روزه ی استیجاری تنها نسخه باقی مانده از یک کتاب را خرید و اجازه نداد تا آن کتاب به دست مامور انگلیسی بیفتد. هدف آنها این بود تا با این کار آن متون را ترجمه کرده و در اختیار دانشمندان خود قرار دهند تا آن پیشرفت ها را به نام خودشان ثبت نموده و موجبات پیشرفت خود را هم فراهم نمایند. که بعنوان نمونه باید به ترجمه کتب ابن سینا در چند قرن قبل در اروپا اشاره کرد که در مراکز علمی خود و در سطوح عالیه سال های متمادی آنها را تدریس می نمودند. باید به این موضوع اشاره نمود که متاسفانه بخش قابل توجهی از این کتاب ها در راه انتقال به غرب و یا در جنگ های داخلی اروپا از بین رفتند. هدف دیگر غربی ها، محروم کردن مسلمین از گنجینه های فکری و علمی خود بوده تا آنها را عقب نگه داشته و از شناخت درست تمدن اسلامی توسط نسل های بعدی جلوگیری نمایند. دلایلی وجود دارد که غربی ها برخی از کتاب های ارزشمند اسلامی که هیچ نسخه ای از آنها در کشورهای اسلامی موجود نیست را در اختیار دارند، و از افشای آنها خودداری می کنند. لطمه ای که غربی ها از لحاظ علمی و فکری به تمدن اسلامی زدند، بسیار سنگین تر از لطمه ای بود، که حمله مغولها بوجود آورد. مثلا در جنگ های اندلس و جنگ های صلیبی در بیت المقدس مراکز علمی و کتابخانه های بزرگی که در آنها وجود داشت، به آتش کشیده شدند و چیزی از آنها باقی نماند. در تاریخ آمده که تنها در یکی از کتابخانه های شهر قرطبه در اندلس(اسپانیا) حدود ششصد هزار جلد کتاب وجود داشته است در حالی که تمام نسخ خطی اسلامی موجود در اسپانیای امروز پنج هزار جلد نمی شود! که آنها هم در دوره استعمار به سرقت رفته اند و مربوط به تمدن اندلس نمی شوند. در جنگ های اندلس و جنگ های صلیبی جنایت های رعب انگیز و وحشیانه ای در مورد مسلمانان صورت گرفت و مسلمانان یا باید از اسلام دست برمی داشتند و مسیحی می شدند و یا به فجیع ترین شکل به قتل می رسیدند. اساسا دادگاه های تفتیش عقاید نیز به همین دلیل بوجود آمد که بتوانند افرادی که در باطن و بصورت مخفیانه مسلمان هستند باقی مانده اند، شناسایی شده و کشته شوند. و به همین دلیل گالیه محکوم به مرگ شد؛ چون حرف مسلمانان را بیان می کرد که اعتقاد داشتند زمین گرد است.

  7. حسین می گوید

    اسکندر نظری جمع کن اون عقاید چرت خودتو . زرتشت اگه هر چندتا خدا هم که داشته باشه شرف و اتسانیت پایه و اساسش بوده و هست . نه تجاوز ، برده داری ، نوکر و کنیز و …..
    گفتار نیک ، کردار نیک ، پندار نیک

  8. حسین می گوید

    با درود فراوان خدمت تمامی میهن پرستان سرزمین آریایی
    از کینه و نفرت اعراب نسبت به نژاد پاک آریایی و ایرانمان همین بس که در تمامی کشورهای عرب زبان منطقه، تیم فوتبالی بنام قادسیه وجود دارد.القادسیه کویت .القادسیه عربستان . القادسیه امارات …… ولی بقول بعضی وطن فروشان خیانت کار عربها فتوحات زیادی در آسیا ، اروپا و آفریقا داشته اند چرا اسم اون نبردها رو جایی نمی شنویم. هندی ، خائن ، جاسوس ، بی شرف ……… و خیلی چیزهای دیگه که لایقش هستی اینقدر یاروی کوروش بزرگ رو نخور . زنده باد ایران زنده باد یاد کوروش بزرگ

  9. سخن درست می گوید

    درود
    اگر میخواید اعراب حمله کننده به ایران به نام اسلام رو بشناسید نگاهی به داعش کنید که به نام اسلام چه ها میکند و خود را خلافت اسلامی میداند در حالیکه نه اینها مسلمانند و نه آنچه میگویند اسلام است.

  10. مهردادمیخبر می گوید

    هموطنان عزیز چرا اینگونه رفتار میکنید؟
    عمل بد و منفور از سوی هر نژاد وکشوری که باشد منفور است .
    سران هرملتی در هر برهه ای از تاریخ ممکن است بواسطه ی تجمیع قدرت نظامی و با سو استفاده از عقاید افراطی مردمشان آنها را در قالب نیروهای نظامی در آورده ودست به اعمالی همچون کتابسوزی یا تجاوز و قتل و غارت بزنندهمانطور که الآن داعش دارد از جهل و تعصب عده ای از سنیان افراطی استفاده کرده و با تکیه بردلارهای باد آورده ی نفتی اعراب دست به کشورگشایی و جنایت میزند.ربطی به یک نژآد یا کشور خاص ندارد.دلیل ندارد که ما بواسطه ی اینکه مثلا”داعش دارد جنایت میکند با همه ی عربها دشمن شویم.مگر اینها چند در صد از اعراب را تشکبل میدهند؟بیایید این یکسو نگریها را کنار گداشته و حسابها را سواکنیم .هرملتی خوب و بد دارد .
    در هرصورت جماعت بدها همه منفور و قابل انتقادند ،با هر زبان و نژاد و مذهبی که باشند ومن معتقدم کسی که کارهای غیر انسانی و جنایتکارانه میکند اصلا”دینی ندارد.پس اگر شخص یا اشخاصی در لباس و هیئت یک دین و مذهب جنایت و خیانت کردندآنها اصلا” لایق شمولیت آن دین نیستند و نباید بواسطه ی اعمالشان حقانیت آن دین را زیر سوال برد.
    دقت کنید و به بیراهه نروید لطفا”.

  11. علي خانلو می گوید

    ببخشيد اينكه تمدن شمارا كتب شماراسوزاندندچندسوال اساسي بي جواب يالاقل جواب چندان منطقي ندارد مسلمانان اين همه متصرفات داشتنددرچندين قاره اروپاوآسياوافريقا حداقل آثارعلماوفلاسفه يونان وروم و…. راترجمه كردندونسوزاندند چراآثارشماراسوازاندند؟برفرض خيلي محال پيروان ديني كه پيامبرش توصيه كرده برعلم آموزي حتي شده درچين بجاي استفاده ازكتب شما مثل آثاررومي ويوناني و…كه ازسالهاي اوليه فتوحات اسلامي ترجمه هاي بسياري توسط علما مسلمان انجام گرفته كتب شماراسوزاندند مغزهاي پدرانتان راكه نسوزاندندزبانتان راكه نسوزاندنددانشمندان ونويسندگان اكثرا” درهرجنگي اگرطبق روال پيش برويم كمترين مقاومت رادربرابرفاتحان انجام مي دهند وبه خدمت فاتحان درميامدندآنهم مملكتي كه نظاميانش هم مقاومت چنداني دربرابرفاتحان مسلمان انجام نداده اندوبدون مقاومت اكثرا”اسلام آورده اندمعمولا”نه فرماندهان جنگي بودندونه حكام ونه مبلغان ديني سرسخت وتسليم ناپذيرمخالف دين فاتحان ونه مدعيان سياسي وحكومت كه فاتحان ازآنهابترسدوبكشدشان يادربندشان بكندچرانه تنهابه فعاليت علمي وادبي و…خودادامه ندادندبلكه ابتدائي ترين اصطلاحات علمي هم ازبانشان رخت بربست ومامعادلي درزبان فارسي براي چهارعمل اصلي هم نداريم (فرهنگستان اخيرا”معادل سازي بكند ربطي به قضيه ندارد)؟ماادعاهاي بزرگي داريم بروجودپيشرفتهاي خارق العاده علمي گاها”حتي فراترازدانش روزمثلا”مازمان هخامنشي هاباطري رااختراع كرده بوديم حتي ادعاشده راديودودانش هسته اي واتمي و… هم ازجمله اختراعات آن زمان بودچراملتي چنين فرهيخته وپيشرفته آن همه علم ودانش خودرافراموش كردعلم شمادنده عقب هم داشت؟ازپروفسوري به كودكستان برگشتيد؟ چهارعمل اصلي هم بزبانتان نيست چرا؟آياداشتيم سوزاندندبهانه اي براي فرارازسوختن خودتان نيستدرجواب ؟آيااين اتهامات نمي تواندساخته وپرداخته مخالفين اسلام باشد براي ايجادضديت بااسلام واستفاده ازعرق ملي ونفرت ازعرب براي رسيدن به نفرت ازاسلام باشد؟سوال ديگري دارم شماكه اين همه فريادوامظلوماسرميدهيد كه فرهنگمان راازبين بردندچراخودحكومتهاي شمامخصوصا”بعدازورودانگليسي هاوروي كارآوردن رضاشاه سياست آسيميلاسيون واستحاله فرهنگي رادربرابرغيرفارسهاپيش گرفته ايد؟چراغيرفارسهاحق ندارندبرايرقوانين حقوقي بين الملل بزبان وفرهنگ خودشان تعليم ببيندحتي دركنارزبان فارسي عملكردحكام فعلي ايران كه هولناكتروپيشرفته تراست ازانگليسي ها نسل كشي فرهنگي آموختيدهويتشان تاريخشان وزبانشان راهدف قرارداده ايدوازبين مي بريد؟!!!!!

  12. سام ايرانلو می گوید

    و بعد مطهري ديگر روي اين بخش از تاريخ را مي‌پوشاند كه همين اعرابِ مثلا ساده‌زيست، دو سه دهد بعدش با همين اموال و زمين‌ها و زنان كنيز تمدن‌هاي ايران و سوريه و مصر، مفت و مجاني دچار چه اشرافيت كثيفي شدند كه يادآور اين ضرب‌المثل قديمي شيرازي است: «بزو از ناتواني مهربونه» اشرافيت اعراب كه از زمان عمر ساده‌زيست آغاز شد در زمان عثمان و معاويه به بعد گستره‌تر شد به طوري كه صد درجه از اشرافيت خاندان ساساني بدتر بود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.