کتابسوزی اعرابِ مسلمان در ایرانِ ساسانی
- پیرامون کتابسوزی اعراب در ایران کتاب “دو قرن سکوت” مفید است
بی شک، از آسیبهای معنوی حمله اعراب هرچه نوشته و گفته شود کم است. پیرامون کشتار و چپاول ایرانیان در زمان حمله اعراب تاریخ نگاران معروف اعراب و ایرانی مانند : ابن خلدون ، البلاذری ، مسعودی ، ابن هشام ، ابن حزم ، بلعمی ، ثعالبی ، شویس عدوی و… در کتابهای تاریخ نگاشته اند. یکی از اثر گذارترین این آسیبها به زبان و فرهنگ ایران بود. ایرانیان به سبب عظمت کشورشان کوله بار چندین قرن تسلط بر جهان را در برداشتند و تمدنی کهن را در خود جای داده بودند و بدین سبب علوم عقلی نزدشان بسیار بزرگ و دامنه اش گسترده بود.
ابن خلدون که دقیق ترین و بزرگ ترین جامعه شناس و مورخ عرب است درباره کتاب سوزی به دست اعراب چنین میگوید:
« وقتی سعد ابن ابی وقاص به مداین دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید. نامه به عمر ابن خطاب نوشت و در باب این کتابها خواست. عمر در پاسخ نوشت که آنهمه را به آب افکن که اگر آنچه در این کتابهاست سبب راهنمایی است خدا برای ما راهنمایی فرستاده است و اگر در آن کتابها جر مایه گمراهی نیست خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است. از این سبب آنهمه کتاب ها را در آب یا در اتش افکندند.» ( دو قرن سکوت ص ۹۸ )
همچنین ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه چنین می نویسد:
« وقتی قتیبه ابن مسلم سردار حجاج بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هرکس را که خط خوارزمی می نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بی دریغ گذراند و موبدان و هیربدان قوم را یکسره هلاک نمود و کتابهاشان همه بسوزانید و تباه کرد.» (صفحه ۳۵،۳۶،۴۸ )
زنده یاد دکتر زرینکوب در کتاب دو قرن سکوت با تحلیلی منطقی به بررسی کتاب سوزی اعراب می پردازد:
« شک نیست که در هجوم تازیان ، بسیاری از کتاب ها و کتابخانه های ایران دستخوش آسیب فنا گشته است .این دعوی را از تاریخ ها می توان حجّت آورد و قرائن بسیار نیز از خارج آن را تأیید می کند . با این همه بعضی از اهل تحقیق در این باب تردید دارند و این تردید چه لازم است؟! برای عرب که جز قرآن هیچ سخن را قدر نمی دانست کتابهایی که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که به حفظ آنها عنایت کند؟ در آیین مسلمانان آن روزگار آشنایی به خط و کتابت بسیار نادر بود و پیداست که چنین قومی تا چه حد می توانست به کتاب و کتابخانه علاقه داشته باشد. تمام قراین و شواهد نشان می دهد که عرب از کتابهایی نظیر آنچه امروز از ادب پهلوی باقی مانده است فایده ای نمی برده در این صورت جای شک نیست که در آن گونه کتابها به دیده حرمت و تکریم نمی دیده است…نام بسیاری از کتاب های عهد ساسانی در کتاب ها مانده است که نام ونشانی از آنها باقی نیست…پیداست که محیط مسلمانی برای وجود و بقای چنین کتابها مناسب نبوده است و سبب نابودی آن کتابها نیز همین است. باری از همه ی قراین پیداست که در حمله اعراب بسیاری از کتاب های ایرانیان، از میان رفته است.» (انتشارت امیرکبیر ص ۹۶،۹۷)
مرتضی راوندی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران مینویسد
«یکی از آثار شوم و زیانبخش حملهٔ اعراب به ایران، محو آثار علمی و ادبی این مرز و بوم بود. آنها کلیهٔ کتب علمی و ادبی را به عنوان آثار و یادگارهای کفر و زندقه از میان بردند.» وی در دنباله میافزاید:«…سعد وقاص و دیگران حاصل صدها سال مطالعه و تحقیق ملل شرق نزدیک را به دست آب و آتش سپردند.» سپس این گفته جلالالدین همایی را میآورد که: «همان کاری را که قبل از اسلام، اسکندر با کتابخانهٔ استخر، و عمرو عاص به امر عمر با کتابخانهٔ اسکندریه و فرنگیها بعد از فتح طرابلس شام با کتابخانهٔ مسلمین و هلاکو با دارالعلم بغداد کردند، سعد بن ابیوقاص با کتابخانهٔ عجم کرد.» (جلد دوم،صفحهٔ ۵۰ )
دولتشاه سمرقندی در کتاب تذکرة الشعرا (صفحهٔ ۲۶) به یکی دیگر از ماجراهای کتاب سوزی توسط اعراب در دوره خلافت عباسیان، می پردازد:
“عبدالله بن طاهر به روزگار خلفای عباسی، امیر خراسان بود. روزی در نیشابور( به مسند) نشسته بود. شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او بنهاد. (امیر) پرسید: این چه کتاب است؟ (مرد) گفت: این قصه وامق و عذرا است و خوب حکایتی است که حکما بنام شاه انوشیروان جمع کرده اند. امیر فرمود: ما مردم، قرآن خوانیم و به غیر از قرآن و حدیث پیغمبر چیزی نمی خوانیم و ما را از این نوع کتاب، در کار نیست. این کتاب، تألیف مُغان(زرتشتی ها) است و پیش ما مردود است. (پس فرمود) تا آن کتاب را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو او بهر جا از تصانیف عجم و مغان کتابی باشد جمله را بسوزانند”
باری، بدین گونه بود که کتابهایی که در زمان خود در زمینه های پزشکی، ستاره شناسی، اجتماعی و دینی بی همتا بودند به دست این سبک مغزان افتاد که از جهنم هولناک صحرای عرب پا به بهشت ایران گذارده بودند و آنها نیز آنچه کردند که در اندازه فهم و شعورشان بود.
روانشاد دکتر زرینکوب در کتابش(انتشارت امیرکبیر ص۹۵،۹۶) این بار به بررسی رفتار اعراب با زبان و خط ایران میپردازد و میگوید:« عربان شاید برای آنکه از آسیب زبانی ایرانیان در امان بمانند در صدد برآمدند زبانها و لهجه های رایج در ایران را از میان ببرند. آخراین بیم هم بود که همین زبانها خلقی را بر آنها بشوراند و ملک و حکومت آنان را در بلاد دور افتاده ایران به خطر اندازد. به همین سبب هر جا که در شهر های ایران، به خط و زبان و کتاب و کتابخانه برخوردند با آنها سخت به مخالفت برخاستند…شاید بهانه ی دیگری که عرب برای مبارزه با زبان و خط ایران داشت این نکته بود که خط و زبان مجوس را مانع نشر و رواج قرآن می شمرد.»
در واقع از ایرانیان حتی آنها که آیین مسلمانی پذیرفته بودند زبان تازی را نمی آموختند و از این رو بسا که نماز و قرآن را نیز نمی توانستند به تازی بخوانند. در کتاب تاریخ بخارا (صفحه ۷۵ چاپ تهران) آمده است:
« مردم بخارا به اول اسلام، در نماز قرآن به تازی خواندندی و عربی نتوانستندی آموختن و چون وقت رکوع شدی مردی بود که در پس ایشان بانگ زدی: بکنیتا نکنیت، و چون سجده خواستندی کردن بانگ کردی: نگونیا نگونی کنیت.»
با چنین علاقه ای که مردم در ایران به زبان خویش داشتند شگفت نیست که سرداران عرب زبان ایران را تا اندازه ای با دین و حکومت خویش معارض دیده باشند و در هر دیاری برای از بین بردن و محو کردن خط و زبان فارسی کوششی ورزیده باشند.
در پایان به ذکر سخنی در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره (جلد ۲ صفحه ۵) از زبان خسرو پرویز میپردازم که می گوید:
«اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند.از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند….»
منابع :
کتاب ۲ قرن سکوت(انتشارت امیرکبیر ص ۹۵،۹۶،۹۷- انتشارت سخن ص ۱۱۵،۱۱۶،۱۱۷،۱۱۸)
کتاب تاریخ طبری چاپ مصر (صفحه ۲۸۵،۲۸۶)
کتاب آثارالباقیه (صفحه ۳۵،۳۶،۴۸)
کتاب تاریخ بخارا چاپ تهران(صفحه ۷۵)
کتاب عقدالفرید چاپ قاهره (جلد ۲ صفحه ۵)
کتاب تاریخ اجتماعی ایران (جلد دوم،صفحهٔ ۵۰ )
کتاب تذکرة الشعرا (صفحهٔ ۲۶)
نگارنده ها : فرشید.ه – اِنی کاظمی
آخرین ویرایش در تاریخ : 1389.10.10 توسط اِنی کاظمی
مطهري در داستان راستان طوري با آب و تاب از ملاقات نماينهي مسلمانان با رستم فرخزاد سپهسالار ايران حرف ميزند كه گويي وحشيگري فضيلت است. اينكه نمايندهي اعراب با اسب به چادر رستم رفته و يا درود نگفته و بدون هيچ احترامي و با كم محلي از اسب پياده شده و وقتي خواسته بنشينه، فرش زيرپايش را كنار زده و روي خاك نشسته! اين ها از نگاه مطهري فضيلت است. خندهدار نيست؟
كتابسوزي اعراب را نميشود انكار كرد. به خصوص اين سخن عمر را : «قرآن ما را كافي است» كه در پاسخ به سعد ابي وقاص فرستاد. كه قرن ها هم بسياري كسان ديگر در نابودي كتابها به اين سخن استناد كردند و كارشان را با اين طرفه حديث توجيه. پس قابل دفاع نيست. من بسياري از كتابهاي مطهري را خواندم و متاسفانه بايد بگويم كه ايشان نتوانستند به عنوان يك نويسنده از نگاه تعصب آميز به مسائل دوري كنند. ولي خواهش ميكنم دوستان به كسي توهين نكنند. هرجور تفكري كه داريد قدر اين بحث و جدل ها را بدانيد چون سرچشمه ي رشد فكري، تحمل مخالف و پيشرفت است.
http://www.tarikhema.net/forum/topic-t1524.html
سلام. سایتتون عالی و به روزه. من مدیر سایت تاریخی هدیش بزرگترین سایت تاریخی در ایران هستم. خوشحال میشم اگه به سایت ما سری بزنی و نظرت رو حتما برامون بنویسی. همچنین در صورت تمایل عضو سایت شوید باور کنید بیشتر از 1 دقیقه وقت نمیگیرد. ضرر که ندارد هیچ بلکه میتوانید از جوایز ویژه هم بهره مند شوید مثل کارت شارژ و …. اگر بنر دارید بگویید تا ما در سایت بگذاریم اگر هم ندارید لینکتان میکنیم و شما هم ما را لینک کنید. لطفا بنر ما را هم در سایتتان قرار دهید اگر خود بنر دارید ما قرار میدهیم و شما هم مال ما را قرار دهید اما اگر بنر ندارید من شما را لینک میکنم شما هم ما را لینک کنید و هم بی زحمت بنر ما ا در سایت خوبتان قرار دهید. کد بنر تو سایت هست اما من براتون میذارم
در واقع بسیاری از ایرانیان قبل از اسلام اصلا زرتشتی نبودند بلکه قوم بسیار جبار و متکبری بودند که شاهان ساسانی که خود را ((انا ربکم الاعلی ))(من پروردگار بزرگ شمایم یعنی خوشبختی ،بد بختی و سعادت شما در دست من است) می خواندند ، را خدایگان خود می دانستند .تکبر اولین و بدترین گناه است که مخالف مهم ترین جمله ی اسلام یعنی ((الله اکبر)) می باشد .شاهان متکبر ساسانی و ایرانیان متکبر مظهر کامل فرعون متکبر و آل فرعون (پیروانش) بودند که به خواست خداوند و یاری او نابود شدند .اما اگر اعراب آدم بودند خداوند بار دینش را به این قوم مغلوب (ایرانیان پاک و مستضعف) انتقال نمی داد .
اعراب از هر نزادي باشند براي ما ايراني ها منفورند كثيفند حالا بگذريم از چهارده معصوم بقيه عين سگ هستند ايرني ها اسلام اورده اند اما ايمان به اعراب نياورده اند حالا اگر خداوند لطف كنذدد براي كا پيمبري بفرستد قبول مي كنيم خود خدا در قران گفته است براي هر قومي پيامبري فرستاديم ما عهم منتظر مي مانيم
من تاریخ باشکوه ایرانیان را قبل از جنگ اعراب چندین بار مطالعه کردم و بهمین جهت حمله اعراب به ایران وازبین بردن تمدن چندصدساله آن هم به اسم ترویج دین با فجیع ترین جنایتها روح مرا آزرده میکند.چنانچه از بعد انسانی مردمان زیادی برای دفاع جان باختند وناموسشان بین عربها تقسیم شد که شهر بانو همسر امام حسین نمونه بارز است حالا کار بکجا رسیده سنگ به حال کلوخ گریه میکنداگر صحبت از حمله مغولها یا اسکندر یاغیره میشود میشود از کنار آنها گذشت از مسلمانه که خود را اصلح میدانستند قبول کردنش غیر ممکن .جنگ اعراب علیه ایران بنظر من جنگی بود نه برای ترویج دین بلکه ترویج دین حقه ای بود که خلفای راشدین برای تقویت روحیه سپاهیان عرب بکار بردند وبه این وسیله وعده دادند که اگر کشته شوید به بهشت میروید واگر زنده بمانید صاحب غنایم وکنیز میشویددرحالیکه اصل دین اسلام بر پایه صلح وصفا بسته شده که نمونه آن فتح مکه بدون خونریزی وبخشش خانواده ابوسفیان توسط پیغمبر بود ضمن اینکه هیچ قومی را پیامبر به اجبار به اسلام دعوت نکرد.نتیجتا اینکه اسلام دین خوبی بود که بوسیله محمد برمردم جاهل عرب وارد شد لذا بعد از پیامبر ابزار شد برای همه وهمه الان که بدتر از همه.حالا نمی دانم که اکنون نه چوب عرب بالای سرما است ن ما در کشور آنها زندگی میکنیم چرا باید نصف بیشتر لغات وزبان ماعربی باشد در حالیکه زبان بین الملل انگلیسی میباشد و فقط ما با این زبان با علم روز آشنا میشویم زورمان را بودجه مملکتمان را و وقتمان را بیهوده صرف زبان عرب میکنیم تادر آنسوی خلیج فارس هر روز عربها برای ما پاپوش درست کنند.
چقدر سبك مغز…
به جاي اينكه به گذشته بچسبيد بهتره اينده رو دريابيد.هيچكس با حسرت خوردن وكينه توزي به جايي نرسيده ونميرسه.اين همه مدعي بي عمل حتي يك بار هم حاضرنشده مثل كوروش بزرگ افرين باشه.فقط يادگرفتيم حرف بزنيم.باحرف نه كتاباي ارزشمندي كه ميگيم سوزانده شده برميگرده نه اعتباري كه ايران قديم داشته.ما البته نه همه ونه اكثريت ولي بعضيامون اسلام اعتقادبنيادي ماروتشكيل ميده وكسي كه واقعا مسلمون هيچ فرقي با كردار ورفتاركوروش نداره.همه يادبگيريم منشاء خير وخوبي براي هم باشيم نه بذر كينه روبكاريم.چه كليمي چه زردشتي چه ايراني چه عرب چه سياه چه سفيد همه درمقام اول ادميم ادم اينطور رفتار نميكرد!
همون علي كه شما ميميرين براش و منم هم مث شما قبلا عاشقش بودم ( براي اينكه ما خونواده اي معتقد هستيم) اما بعد از فكر كردن و تحقيق فهميدم همه ي سرداران اسلام و اعراب اون زمان سر و ته يك كرباس هستند بارها سردار فرستاده ابران و خون مردم بدبخت رو بخاطر جزيه و خراج به اعراب ندادن به خاك و خون كشيده … اره … همون علي كه شما الان با حرف من داريد دلخور هم مي شيد و باور نمي كنيد براي اينكه متعصب هستيد و نميخوايين واقعيت رو قبول كنيد… منبعش فتوح البلدان و كتاب فارسنامه و غيره … علي از تجريش و ورامين و تبريز نبوده كه دل بسوزونه براي ايرانيان…. اونم يك عرب بوده و هدفش كشتار غير مسلمانان بدستور ايه اي از سوره توبه … قران رو با ترجمه فارسي بخونيد
واقعا بعد از اين همه خرابي و بدبختي و جهان سومي شدن و بي دانشي و سياه روزي و تجاوز و ادبار و بدبختي و غيره كه اعراب با دين عجيب و ضد انساني و ضد زن و ضد هنر و ضد مجسمه سازي و ضد موسيقي و ضد يهودي و ضد مسيحي و ضد دنيايي و غيره برامون به ارمغان نحسي اوردند باز هم بعضي ها بايد طرفداري بكنند ؟؟؟؟ بريد بريد مطالعه كنيد … بريد كمي فكر كنيد … متعصب نباشيد … فكر كنيد … دليل عقب موندكي ما ببينيد كي بوده … ميدونين كه تا قبل از حمله عربا ما كي بوديم ؟؟؟ حالا وضعمون رو نمي بينيد ؟؟؟ خواب هستيد اما حاضر نيستيد بيدار بشيد …
اخه…. توروخدا تمدن و جلو رفتن یه ملت ومملکت با این چیزها به ارمغان میاد با موسیقی با مسیحی و یهودی و … تو برو تفکر کن ببین اسلام چی یادت میده ماها انسان ها خیلی بد فکر میکنیم هر قومی که بیاد به اسم مثلا مسلمان خودشو جا بزنه بعد بیاد کارهای بد انجام بده ایا دروسته بگیم کل مسلمانان اینجوری هستن من میرم بازار گوجه میخرم یه گوجه هست قیافش بده یه گوجه هست قیافش عالیه الان هرچیزی که قرمز رنگ باشه باید بگیم گوجه است ببین جهان سومی مخصوص کدام دینه .. تاحالا قطر رفتی .. کویت .. امارات . عمان . عربستان . اینا عربن و دینشونم اسلامه. اینا عقب افتاده هستن یا غربی ها عزیزم همان دین اسلام و قران .. تمام دنیارو بیار نمیتونه یه اشکالی از قران بیرون بیاره پس خدمونو عضیت نکنیم …
آثار الباقیه را دارید؟
درباره کتاب سوزی کتابخانه های ایران به گمان من، عرب عقلش به این نمی رسید که یک فرهنگی با کتابخوانی و داشتن کتابخانه می تواند تمدنی رو بنا کند و به آنجا برسد که همه فرهنگ های آن زمان آرزوی دستیابی به راز شکوفایی آنرا داشتند. بنابراین اینکه گفته می شود از عمر پرسیدند با کتابها ی ایرانیان چه کار بکنیم، این یک تحریف تاریخی برای بزرگ کردن عمر بوده برای نشان دادن اینکه عمر می دونسته کتابهای نوشته شده در فرهنگ ایرانی از چه سخن می گویند و او کتاب ها رو برای اسلام خطرناک می دونسته. در حالیکه این طور نبوده است می دانیم که او حتی از دانش زبان عربی قرآنی که در سطح بالاتری نسبت به عربی محاوره بود برخوردار نبوده است که وقتی درباره آیاتی از قران از او پرسشی می شده است و پاسخی نداشته، می گفته است لازم نیست در قرآن تعمق کنید هر چه را نمیدانید به خدا واگذارش کنید! آنچه در آن هیچ شکی نیست حمله وحشیانه ای است که اعراب انجام داده اند و عرب در آرزوی دستیابی غنائم جنگی بوده و مردها را می کشتند و زن ها را به بردگی می بردند (برای برای ایجاد انگیزه در بین جنگجو های عرب، به آنها وعده داده می شده است که در صورت شهادت، حوری بهشتی و در صورت پیروزی در جنگ همخوابگی با زنان غنیمت گرفته شده در انتظار شما خواهد بود).
حقیقت این است که سلمان به تمام زیر و بم ایران آشنا بود و او بود که نقشه فروپاشی امپراطوری ایران را سالها پیش از آنکه قادسیه ای پیش آید کشیده بود و دیگر اینکه در قرآن اینهمه از داستان های اساطیری ایرانی با نام های سامی دیده می شود می توان به نقش مهم سلمان در نگارش قرآن پی برد.
درباره نابودی دست آوردهای علمی فرهنگ ایران نباید حمله قوم وحشی مغول و تاتار را فراموش کرد که آنها برای نمونه با شهر نیشابور چنان کردند که هیچ اثری از شهر باقی نماند. پس از بین بردن و آتش زدن همه چیز، شهر را شخم زدند. روشن است در این شرایط دیگر چیزی از دست آوردهای فرهنگی باقی نمی ماند. به دوستانی که دلشان برای ایران می تپد، حتی آنها که در کتابهای شریعتی و مطهری درجا می زنند، به آنها می گویم که اگر روزی توانستید به آنچه را که اصل می دانید به آن با دید تردید نگاه کنید، آنروز روز شروع جوانه زدن اندیشه ای نو در ذهن شما است که این اندیشه نو با خواندن بسیار، درختی تنومند خواهد شد که از آن خود شماست. زنده باد ایران.