دانستنی هایی پیرامون لرها در زمان مادها

 تاریخچه و نژاد لرها:

چیزی که واضح و روشن است ،اینست که بررسیهای زبان شناسی و فرهنگی، نشان دهنده پیوستگی قومی لرها با دیگر اقوام ایرانی به ویژه شعبه پارسی است. لران قدیمی ترین قبایل آریایی ایران زمین می باشند که از روزگاران کهن در نواحی غرب وجنوب غرب و در امتداد دامنه های زاگرس ساکن بوده و هستند .

لران بازماندگان شاخه ای از نژاد آریا بنام کاسیان هستند که بین هزاره سوم و اول پیش از میلاد به هنگام مهاجرت اقوام آریایی شعبه ای از این اقوام موسوم به کاسیها به لرستان آمدند و با بومیان منطقه در آمیخته و بدین ترتیب نژاد تازه ای پدید آمد که بعدها به لر شهرت یافتند.(۱)

 

قوم کاسی : و لرستان در دوره کاسی ها

کاسیان قبل از مادها وپارس ها از ارتفاعات قفقازیه و آذربایجان به جنوب غربی ایران روی آوردند ولی در ابتدای امر در نواحی دریای مازندران سکونت کردند ونام خود را به این دریا دادند وآنرا دریای کاسپی یا کاشی نامیدند و این دریا در اصطلاح اروپاپی بنام دریای کاسپین (Caspian) شهرت دارد.استرابون (Strabon) مورخ یونانی نقل کرده که اقوام کاسووا در ابتدای مهاجرت خود در کناره دریای کاسپین سکونت نمودند ونام خود را به این دریا دادند.افراسیاب تورانی طبق اوستا برای دست یافتن به فر کیانی در این دریا فرورفت وناامید برگشت و دیگر دریای وورو کاش (Vouro-kasha) می باشد.

دارمستتر در توضیح از این واژه معتقد شده که وورو مخفف فراخ است وهر دو پهلوی و فارسی از یک ریشه می باشند.بنابراین این واژه ووروکاش بمعنی دریای فراخ وبزرگ کاشی ودریای کاسپین می باشد. واژه کاشی در کتیبه های بابلی به عبارت کاسی یا کاسپی آمده واقوام کاسی (کاشی)در زمان مهاجرت بتدریج در شهرهای کاشان وقزوین نیز سکونت نمودند ونام خود را بر این دو شهر داده اند.(۲)

این قوم که همزمان و به موازات عیلامیها بر بخشهایی از لرستان تسلط داشته اند ، قومی بودند که چیره دستی فوق العاده ای در ساختن مصنوعات مفرغی به دست آوردند .آنان مهمترین قبایل کوهستانی زاگرس شمرده میشدند و پیشه دامداری داشته و با زبانی که با عیلامی قرابت داشت سخن میگفتند .آنان سوار کارانی دلیر و جنگجو بودند و بارها با همسایگان خود از جمله عیلامیها و بابلیها در افتادند.آنها حتی توانستند دولت بابل را سرنگون ساخته و مدت شش قرن بر آن سرزمین حکمرانی نمایند .حکومت کاسیها بر بابل در نتیجه شکست از عیلامیها به پایان رسید .آنها پس از شکست از عیلامیها به سرزمین کوهستانی خود یعنی لرستان بازگشتند .

 

لرستان در دوران ماد ،هخامنشی ،سلوکی ،و اشکانی

کاسیها در دوران حکومتهای ماد و هخامنشی همچنان استقلال و اقتدار خویش را حفظ نموده و شاهان هخامنشی که میخواستند جهت لشگرکشی به سایر نقاط سپاهی را از قلمرو آنها عبور دهند ،مجبور بودند به روسای این قوم باج بپردازند .اسکندر مقدونی هم در هجوم به ایران چون این طایفه را مطیع نمیدید، با قوایی عظیم آنان را محاصره و پس از چهل روز وادار به تسلیم کرد .ولی پس از مرگ اسکندر دوباره آزادی خود را باز یافتند

لرستان در زمان ساسانیان:

لرستان در دوره ساسانیان ، از لحاظ تقسیمات کشوری جزو سرزمین ((پهله )) یا ((پهلو ))محسوب می شد. یعنی سرزمینی که بعدها توسط اعراب جبال خوانده شد .

سرزمین پهله خود به نواحی کوچکتری تقسیم می گردید. چنانکه لرستان و منطقه غربی آن یعنی پشتکوه (ایلام )را به ترتیب به ((مهرگان کدک ))و ماسبذان نامیده می شد. این دو نام تا قرون نخستین اسلامی همچنان به این نواحی اطلاق می شد و با تغییر در اعراب آنها مهر جانقذق و ماسبذان خوانده می شدند . از شهرهای مشهور منطقه مهرگان کدک یا لرستان عهد ساسانی شهرهای صیمره و شاپور خواست (خرم آباد )را می توان نام برد. شهر سیمره حاکم نشین منطقه و شاپور خواست که گفته میشود توسط شاپور (اول) بنا نهاده شده بود از شهرهای آباد و پر رونق دوره ساسانی محسوب می گردید .

*****************************

حمدالله مستوفی , نام لران را بمحلی موسوم به لور واقع در گردنه ی مانرود نسبت میدهد و می نویسد :

وقوع این اسم بر آن قوم, به وجهی گویند از آن است که در ولایت مانرود دهی است که آن را کرد خوانند ودر آن حدودبندی که آن را بزبان لری کول خوانند و در آن بند موضعی که آن را لر خوانند” (۳)

شاید علل نسبت دادن لران به این سرزمین مربوط به خاطره ی شهر اللور باشد که جغرافی دانان عرب درباره ی آن بحث کرده اند و امروزه نیز نام صحرای لور واقع در شمال دزفول, هنوز زنده است.

محلهای دیگری نیز یافت می شود که نام آنها همانند لور می باشد از جمله لیر محلی واقع در ناحیه گندی شاپور (جندی شاپور) و لیراوی واقع در کهگلویه است. احتمالا کلمه لر همان واژه لور است, چنانکه در لری پول را پیل میگویند.

یاقوت حموی نیز از محلی به نام لردجان (لردگان) نام برده است . به گفته استخری لردگان پایتخت بخش سردان می باشد که بین کهگلویه(کوه کیلویه) وبختیاری قرار دارد. در سیمره نیز محلی بنام لورت یالیرت است.

مسعودی ضمن ذکر فهرست طوایف کرد, از قبایل لریه نیز نام برده است.

یاقوت حموی با اینکه از لران سخن می گوید , واژه اکراد را بکار برده ومی گوید:

اکراد قبایلی هستند که در کوههای بین خوزستان واصفهان زندگی میکنند ومحل این قبایل را بلاد اللور یا لرستان مینامند.”(۴)

 

در اواسط قرن ششم(۶٫ه.ق) لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لرکوچک تقسیم شد .منظور از لر کوچک همان از لرستان کنونی و مقصود از لر بزرگ بختیاری و کوه کیلویه است . بین اراضی لر نشین مزبور قسمتی قرار داشت که دامنه ی آن تا شیراز کشیده میشده وآنرا شولستان مینامیدند وامروز این خاک بنام ممسنی معروف است .

لر کوچک وبزرگ از اواخر قرن ششم ببعد بزرگان وامرائی داشت که نام بعضی از آنها در ادبیات پارسی مخلد وجاویدان مانده است . امراء لر بزرگ که آنها را اتابکان لرستان ،به دنبال ضعف و تجزیه دولت سلجوقی، شجاع الدین خورشید نیز همچون امرای بلاد دیگر فرصت را مغتنم شمرده ،لرستان را در قبضه اختیار گرفته و بر خود عنوان اتابک (که واژه ای ترکی است که از اتا به معنی پدر و بیگ یعنی بزرگ است ساخته شده را نهاد.)  و بدین ترتیب او سلسله اتابکان لر کوچک را بنیان نهاد.

خاندان فضلویه که از امرای لر بزرگ بودند شهرت بیشتری داشتند، علت این امر آن بود که خاک لر بزرگ بین شولستان وعراق عجم وعراق عرب وفارس قرار داشت و امرای آن منطقه طبعا با حکام نواحی اخیر رابطه داشته گاهی در حال صلح وزمانی در وضع جنگ ونزاع بسر می بردند.(۵)

اتابکان لر کوچک با هر وسیله ای که توانستند موقعیت و اقتدار خود را تا اواسط دوره صفوی با گردن نهادن به یوغ فرمانروایان وقت ایران از جمله سلاطین خوارزمشاهی،مغولان ،تیموریان ،ترکمانان ، قراقویونلو و اق قو یونلو و تا پایان پادشاهان صفوی حفظ نمایند .از اتابکان لر کوچک چند تن با درایت و سیاست بودند که از آن جمله شجاع الدین خورشید موسس سلسله ، حسام الدین خلیل (حدود ۶۴۰هجری )،ملک عزالدین (۸۰۴_۷۵۰ ه ق ) میتوان نام برد.

لرها همواره در وطن دوستی و پاسداری از وطن خود همانند بقیه ایرانیان ،غیرت نشان می دهند.به عنوان مثال خدمات این سردار دلیر(علی مردان خان) و نام آور لرستانی در برابر هجوم افغانها در پایان دوره صفوی و مقاومت سر سختانه او در برابر قوای عثمانی و همچنین رشادتهای فراوان وی در رکاب نادر شاه افشار جهت بر قراری صلح و ثبات و دفع متجاوزان از کشور ،بسیار در خور توجه و تحسین انگیز است.

آخرین حکومت لرها نیز به کریمخان زند میرسد .(البته به دلیل مدت حکومت کم این سلسله نمیتوان در مورد تاثیر یا نوع حکومت آنان بر کشور نظری با اطمینان داد) او از طوایف لر ساکن ملایر بود و بعد از دوره ۴۰ ساله حکومت زندیه با به قدرت رسیدن این فردخائن و عقده ای(آغا محمد خان قاجار) و جانشینان بیکفایت و بی لیاقت و وطن فروش قاجاریه اکثر نواحی ایران جدا گشت. ولی …

آغا محمد خان ،بانی سلسله قاجاریه ،به علت کینه ای که از لر های زندیه در دل داشت نسبت به همه لرها با دیده دشمنی می نگریست واسباب ضعف این قوم را به هر نحوی که توانست فراهم آورد چنانکه برخی از طوایف لرستان را به قزوین کوچانید . همچنین چون والیان لرستان را رقیبی خطر ناک میپنداشت در تضعیف آنها کوشید.

اشیاء مفرغی لرستان:

در مدتی متجاوز از ۲۰ سال آنچه که روستاییان در ناحیه کرمانشاه ومخصوصادر هرسین ,الشتر و

خرم آباد که در شمال لرستان است یافته بودند مجموعه های خصوصی و موزه های اروپا وآمریکا را با هزاران شی ء مفرغی وآهنی مزین ساخت . این اشیاء در قبوری پیدا شده که تاکنون هیچ یک از آنها از نظر علمی حفاری نگردیده . این قبور گودال های هستند که گاهی سنگ فرش شده اندو همواره با لوحه سنگ بزرگی که به پنها گذاشته شده، پوشیده است. واین اشیاء عبارتند از شمشیر آهنی و خنجر مفرغی و کلنگ برنزی وسنجاق های برنزی و سیتولهای مفرغی (نوعی ظروف مخصوص سفالین.
‘>م.)(۶)

رمان گریشمن در این کتاب توضیحاتی خوبی درباره تمدن این اشیاء اشاره کرده برای علاقه مندان به تاریخ ایران باستان.  و یک تارنمای زیبا برای دیدن این مفرغ ها  Bronze Sculpture of Lurestan

 

شهرهای مهم این مناطق (لر نشین) :

 

۱-خرم آباد : خرم آباد (که در زبان محلی به آن خورمووه گفته می شود) را که بسیاری از مورخان اروپایی بر این باورند که این محل با خایدالوی متون آشوری مطابقت می کند .آنچه مسلم است خرم آباد در دوره ی عیلامیان ،از شهرهای این قوم بوده، ولی بدنبال انقراض آنان اهمیت خود را از دست داده است.(۷)

ژاک دومرگان، عضو هیئت علمی فرانسه در ایران معتقد بود که لرستان از ایالتهای عیلام قدیم بوده وخرم آباد همان خایدالو یکی از چهار شهر معتبر عیلامیان بوده است.(۸)

فردوسی براین عقیده بود که این شهر در زمان شاهپور ذوالاکتاف ساخته شده است وتاریخ بنایش را همزمان ایجاد گندی شاپور دانسته است.

بنابراین میتوان گفت که خرم آباد امروزی در عهد ساسانیان در محل خایدالو بنا شده است واتابکان لرستان نیز در سده ی ۵ ه.ق بر لرستان دست یافتند،خرم آباد را روی خرابه های شهر ساسانی،بنا کرده اند وبانی آبادانی آن در سال ۵۸۰ ه.ق اتابک شجاع الدین خورشید بوده است(۹)

 

۲-بروجرد: بروجرد که هنوز در لهجه محلی همان نام اصلی آن یعنی وروگرد(بروگرد) گفته می شود ، شهری است که قلعه ای گرداگرد آن بوده است که از دور کاملا گرد به نظر می آمده، که آثار بسیار کمی از آن باقی مانده که بعضی ها بنای آن را همزمان با دوره پیروز ساسانی دانسته اند و در دوران جنگ ایران و اعراب اعتقادها بر این است که یزدگرد سپاه خود را قبل از جنگ نهاوند (در این قلعه در ۳۹ کیلومتری نهاوند یعنی همان بروجرد فعلی گرد آورده )وآماده رزم نموده تا سپاهیان خود را به فرماندهی فیروزان به قلعه نهاوند و جایی که سپاهیان پابرهنه تازی که در پای کوه آردوشان (اردوشاهان) گرد آمده بودند رهسپار سازد و آتشکده ی داشته که بعد از اسلام به مسجد و امام زاده مبدل گشته است. البته

 

۳-ایلام: سرزمین ایلام از دیرباز مهد تمدن بوده وهمواره محل سکونت اقوامی بوده که در اطراف وحاشیه ی روز سیمره گرد آمده وتمدن منطقه ی ایلام داشته است،دره سیمره نقش بزرگی در شکوفایی تاریخ وتمدن منطقه ایلام داشته است، زیرا مهمترین راه ارتباطی بین تمدن کوهها وتمدن جلگه های جنوب غرب ایران سرزمین می گذشته است. استان ایلام از نظر آثار تاریخی ونقاط دیدنی بسیار غنی است وتاکنون در نواحی دره شهر ،هیلان،شیروان،آرمو ،ایوان غرب و … آثار تاریخی از عصر مفرغ،هخامنشیان،اشکانیان،ساسانیان و…کشف وبه ثبت رسیده است.(۱۰)

 

۴کهگلویه وبویر احمد: از دوناحیه کهگلویه و بویر احمد تشکیل گردیده .

برخی از مورخان براین باورند که مهرگان پسر روزبه ،پادشاه زمینگان(محل جایگاه)گیلویه بود،پس از مهرگان برادرش سلمه شاه شد.گلو یا گیلویه که از مردم خمایگاه سفلی از ولایت استخر بود،نزد سلمه آمد وبه خدمتگذاری پرداخت. چون سلمه درگذشت گیلویه آنجا را تصرف کرد وچون قدرتی بدست آورد،این سرزمین را بنام او خواندند.(۱۱)

مؤلف فارسنامه ی ناصری بر این باور است که درخت کیالک(زال زالک) در کوهستانهای این سرزمین بیشتر از دیگر نقاط پارس وجود دارد. وچون میوه ی وحشی زال زالک را در این منطقه گیلویه گویند،بدین مناسبت این سرزمین را کُه گیلویه نامیده اند.(۱۲)

اما این نظریه درست نیست ، زیرا درخت زال زالک منحصر به این استان نمی باشد وبطور طبیعی در سرتاسر لرستان وبختیاری یافت می شود ودر کهگیلویه سیسه نامیده می شود.

ظاهرا کیارک در شیراز رایج است نه بین لرهای کهگیلویه.

” تل خسرو(کهگیلویه)کوهستانی است در شمال ولایت بهبهان…در روزگار پیشین آن را رم زمیگان که معنی بلوک سرد است می نامیده اند ودر سده ی ۳ ه.ق به نام کوه گیلویه معروف گردید”.(۱۳)

“طایفه ی بویر احمد،ناحیه ی تل خسروی وچند محل از بلاد شاپور ناحیه ی رون (Reven) را متصرفشده ،تمامی آنها به ناحیه ی بویر احمد مشهور گشته است.(۱۴)

۵-یاسوج: نام بومی یاسوج ، یاسیج است که در کنار رودآبشار ،دامنه ی قلعه ی دنا واقع شده است .که زمانی مرکز نفوذ خانهای بویر احمد علیا بود . سابقه ی تل خسرو بیش از۲۰۰۰ سال است، ولی احداث ابنیه ی معاصر آناز سال ۱۳۰۹ه.ش آغاز شدوتا سال ۱۳۲۳ ه.ش ادامه داشت وپس از این تاریخ متروک گشت.

از عوامل ایجاد شهر یاسوج شرایط اقلیمی وخاک و جنگلهای سرسبز بلوط و دره ها وکوهها وتپه های زیبا ومنابع فراوان آب است

 

۶چهار محال وبختیاری : براساس کتیبه ها وسنگ نبشته های گوناگونی که بدست آمده، منطقه ی چهر ومحال بختیاری در زمان کوروش هخامنشی وجود داشته ومردم در جنگهای مختلف شرکت می کردند.

********************************* 

زبان :

پس از انقراض ساسانیان، آنچه پایداری وغلبه ی معنوی ایرانیان بر اعراب گشت ، فرهنگ وزبان قوم ایرانی است.

مردم لر نیز همانند دیگر ایرانیان ، گرچه کیش باستانی خود را به مرور زمان رها کرده وبه آیین اسلام درآمدند ولی زبان کهن خویش را نگاهداری نمودند . بسیاری از واژههای لری اغلب ریشه های باستانی دارند و به احتمالا تعداد زیادی از این واژه ها مربوط به زبانهای کاسی و عیلامی می باشد . گفته می شود زبان پارسی در زمان امپراتوریهای هخامنشی ، اشکانی و ساسانی در لرستان گسترش یافته است .

در بین زبانهای جنوب غربی ایران ،زبان (گویش)لری بزرگترین رابطه را با زبان فارسی دارد. که هر دوی آنها دنباله پارسی میانه، زبان پارتیان قرن هشتم بعد از میلاد هستند ،و همانگونه که می دانیم پارسی میانه، زبان پارتیان و ساسانیان بود که به تدریج تغییر شکل داده و به صورت زبان فارسی نزدیک است که بعضی معتقدند این زبان در گذشته نه چندان دور از فارسی منشعب شده است .

گویش مردم لرستان بیشتر لری ولکی است. بر اساس مطالعات زبان شناسی ، زبانهای لری و لکی جزو زبانهای هندو _ اروپایی به شمار می آیند. زبانهای ایرانی شامل زبانهای ایرانی شرقی ، و زبانهای ایرانی غربی می باشد . لکی و لری جزو زبانهای ایرانی غربی محسوب می شوند .

 

باختری :گویشهای لری ، بروجردی ، ملایری ،نهاوندی ،وغیره لری
خاوری :شامل گویش های بختیاری ،دزفولی، شوشتری ،وغیره

 

لکها بیشتر در نواحی نورآباد وکوهدشت والشتر ساکن اند ولرها در خرم آباد و بروجرد و اشترینان (اشتربانان)… مستقر هستند. گویش لری بختیاری که تفاوتی با لری خرم آبادی دارد در الیگودرز و روستاهای اطراف و طایفه های چهار لنگ بختیاری رایج است.(۱۵)

در ملایر ونهاوند وتویسرکان به لری و لکی سخن گفته می شود در ایلام هم در قسمت های شمالی آن که همرز با کرمانشاه است لکی بیشتر رایج است و در قسمت های دیگر لری سخن میگویند وطوایف لک که در نواحی شمال استان بسر میبرند ،طایفه مکی که بین کرمانشاه وهیلان زندگی میکنند وبه لهجه کردی جنوبی تکلم میکنند که شبیه لهجه کلهر است ودر قمسمت جنوبی استان کردان شوهان هستند که به لهجه کردی کرمانجی سخن میگویند.(۱۶)

در کهگیلویه وبویر احمد وچهار محال بختیاری تا لر های ممسنی همه به گویش لری با اختلاف های اندکی سخن میگویند البته گروههای مهاجری هم بوجود دارد که بگویش های دیگری سخن میگویند و بیشتر مردمان لری سخن می گویند.

 

**********************************************

۱-(افشار، ایرج .مقدمه ای بر شناخت ایل ها و…جلد اول ص ۳۷۲)

۲-(تاریخ اجتماعی ایران باستان.نوشته :دکتر موسی جوان صفحه۱۱۲ و۱۱۳) .

۳-(مستوفی تاریخ گزیده،ص ۵۳۷)

۴-(مینورسکی ،ولادمیر، لرستان ولرها،ص ۲۲)

۵-(تاریخ ۱۰۰۰۰ ساله ایران.جلد ۳٫ص ۲۳۶ .)

۶-(تاریخ ایران از آغاز تا اسلام –رمان گریشمن(Ghirishman.Roman.1979-1895):رئیس گروه باستان شناسی فرانسوی در ایران. ترجمه دکتر محمد معین .صفحه ۱۳۰-۱۳۱)

۷-(ساکی،جغرافیای تاریخی وتاریخ لرستان ص۹۴-۹۷)

۸-(دومرگان ژاگ.هیئت علمی فرانسه در ایران، جلد۲٫ص۲۱۱)

۹-(رزم آرا،تیمسار علی .جغرافیای نظامی ایران .لرستان.ص ۱۷۸)

۱۰-( افشار، ایرج .مقدمه ای بر شناخت ایل ها و…جلد اول ص ۱۷۳)

۱۱-(اقتداری ،احمد.خوزستان وکهگلویه وممسنی.جلد ۱٫ص ۳۶۳)

۱۲-(فارسنامه ناصری .حسینی فسایی.جلد۲٫ص۱۴۶۷) .

۱۳-(شوشتری: مؤلف کتاب تاریخ جغرافیای خوزستان درباره ی کهگیلویه در ص ۱۹۲)

۱۴-( مؤلف فارسنامه ناصری در ص.۱۴۸۱ )

۱۵-(دبیران گروههای آموزشی جغرافیای استانها .جغرافیای کامل ایران.جلد ۲٫ص۱۰۷۵)

۱۶-(مینورسکی ولادمیر لرستان ولرها .ص۳۰)

۱۷-تارنمای http://www.luripeople.com

منبع پارسیان دژ
235 نظرات
  1. فرهاد ایرانی می گوید

    پان بودن جدا از مسئله تجزیه طلبی یک خط فکری مشترک شامل میشه که تمام تلاششون از بین بردن هویت سایر اقوام و نادیده گرفتن حقوق قومی دیگر مردم و بالا بردن قوم خودشون به هر طریقی هست. حقوق قومی ما “احترام” رو هم شامل میشه.
    وقتی یک شخص پانترک به خودش اجازه میده در سایت هایی که راجب قوم لر مطالب گذاشتن به جای احترام و اصلا احترام هیچی سکوت کنه و رد بشه کاری که ما لرها در مقابل اونها انجام میدیم، هزاران نظر مضخرف رو بفرسته یعنی داره به هویت قومی ما حمله می‌کنه هرچند در حد و اندازه‌‌اش نیست و مثل چتهای لورفته از گروه های پانترکی قشقایی فوقش بتونن خودشون رو باقی ایلات لر و باقی شهرها جا بزنن و به لر توهین کنن تا همه رو بجون هم بندازن ، بیشتر از این از دستشون برنمیاد ، اما همین هم نباید اتفاق بیوفته …

    من از قبل عید در سایت ادیان نت که راجب وجود لرها در شاهنامه جعلیات منتشر کرد مربوط به قوم لر که از علاقه شدید لرها یه شاهنامه عصبی بود و دلیلش هم از اسمش میتونید بفهمید اونجا با این پانترک آشنا شدم این شخص نه تنها اینجا بلکه چهار سایت دیگه هم از همین روش نظراتش رو گذاشت
    و برای اولین بار چندروز پیش اینجا نظر گذاشتم تنها همان صفحه آخر رو دیدم ولی وقتی نظرات رو تا صفحه اول مشاهده کردم دیدم از اخرای صفحه اول تا صفحه ۱۱ این احمق چرندهایی نوشته که بچه شش ساله هم می‌تونه بفهمه کیه و هدفش چیه !! چجوری به این چرندیات اجازه تایید دادید !
    لطفاً نظرات ص دوم تا یازدهم را یا پاک کنید یا نظرات این صفحه رو ببندید تا الان هم بیش از حد به ما توهین شده.اومدیمو من این سایت سر نمی‌زنم این کودن هر چند روز یکبار باید میومد بازم چرند می‌گفت و تایید میشد ؟؟
    هیچکس جرعت نداره با ترکها شوخی کنه آنقدر متعصب هستند پس یکی از این قوم غلط میکنه با هفت جد و ابائش که چنین زرهایی راجب ما میزنه!!اون هم اتحادیه ایلی قشقایی که نیمی از جمعیتش رو لرها تشکیل دادن و لباس و رقص و فرهنگ لری دارند….عجب

    1. مرتضی می گوید

      بابا ول کنید این بحث های قومی رو. برید کارزار اجازه تغییر نام از عربی به ایرانی رو امضا کنید تا ثبت احوال اجازه بده نام ایرانی برای خودمون انتخاب کنیم:
      https://www.karzar.net/327086
      https://www.karzar.net/327086
      https://www.karzar.net/327086
      https://www.karzar.net/327086
      https://www.karzar.net/327086
      من الان اسمم غلامرضا هست نام غلام قبلاً عرب ها به پسربچه های ایرانی که ازشون سوءاستفاده جنسی میکردند گفته میشد الان غلامرضا یعنی چی؟؟ یعنی غلام جنسی رضا؟؟ یا کلبعلی یعنی سگِ علی! این نام عربی کجاش افتخاره؟؟
      طبق کنوانسیون ۱۹۴۸ ژنو هیچ رژیمی حق ندارد مانع انتخاب نام بومی و ملی شود در غیر اینصورت مصداق نسل کشی فرهنگی است…
      خواهشاً کارزار رو امضا کنید و تا جایی که میتونید گسترش بدید به خودمون رحم کنیم ما ایرانیان عملا درحال نابودی هستیم…
      https://www.karzar.net/327086
      https://www.karzar.net/327086
      https://www.karzar.net/327086
      https://www.karzar.net/327086
      دقت کنید که تغییر نام از ایرانی به عربی راحته اما از عربی به ایرانی ممنوع است

  2. تینا مشکین می گوید

    نمی‌دونم چرا یه پانترک کودن که یه دختر قشقایی کم سن و سالم هست و پیجش هم در اینستاگرام دارم فکر میکنه با پر کردن سایت های مختلف مثل این صفحه و ادیان نت و پارسی ویکی و…از چرت و پرت می‌تونه تاریخ رو تغییر بده !
    عزیزجان شما در جنوب مهاجر هستید مهاجر بودن هیچ چیز بدی نیست همه وارد ایران شدیم حالا ما لرها زودتر از همه شما قشقایی ها دیرتر از همه
    دیگه اینکه شما از عربا هم دیرتر وارد ایران شدین و بیاین واسه ما هندی هندی کنید خیلیییی زور داره

    ناصرخان قشقایی بزرگ اتحادیه ایلی قشقایی در کتاب سال‌های بحران
    صفحه ۶۵ واضحا نوشته:
    ایل قشقایی که امروزه در فارس ساکن است و به زبان ترکی صحبت میکند،اصلا^ از ترکمانان دشت قبچاق^و آن حدود بوده که به نواحی �هندوستان و �پاکستان کوچ کرده و از آنجا به #عراق عجم راه یافته و بالاخره برای همیشه در فارس ماندگار شد.

    و اما حالا فرار ایل قشقایی از عراق به ایران در فارسنامه ناصری صفحه ۳۱۲=
    ایل قشقایی چون ایل خلج از اراضی ممالک روم به خاک عراقم عجم آمدند و گروهی از آن ها فرار کرده و در مملکت فارس توقف نمودند و مردمان خلج این گروه را قاچ قائی گفتند یعنی گریخته و بعد از تغییرات لفظی قشقایی شد.

  3. Baham می گوید

    اینکه پانترک کودن و دور از ادبی مثل تو که یک اتحادیه ایلی هستید و به قول منوچهر کیانی نویسنده قشقایی با پیوستن طوایف لر جمعیتتون دوبرابر شده بخواید در محلی که یه روزی همراه هلاکوی مغول بقول اکثر نویسنده ها از جمله کتاب سالهای بحران ناصرخان قشقایی به اونجا مهاجرت کردید ادعای زمین و لباس کنید و تازه به «صاحب خانه» یعنی قوم لر بی حرمتی کنید دیگه خیلی دور از #انسانیت هست. هیچ ترکی در جنوب کشور بومی نیست شما قشقایی ها با جمعیت کمتر از دو میلیون نفر (با احساب لر و عرب و کرد و فارس های پیوسته)حتی لباس از خودتون ندارید چه برسه اینکه در حدی برسید ادعای لرستان رو کنید تنها انگیزه امثال تو برای لرستان لرستان کردن اینه دیدی بحث داغه پانلک ها در دلفان کمی حرف اضافه میزنن گفتی تنور داغ است و نان اماده؟؟
    کور خواندی پانترک کودن
    بقول حرفهای مفت خودت در پارسی ویکی که متاسفانه متاسفانه موقع فیلترینگ من مزخرفاتت رو اونجا دیدم دلفانی ها اصالتا ساکن لرستان نبودند و دوره صفویه وارد لرستان شدند اما لک های اصلی لرستان همیشه خود را لر میدونن و هر موقع جمعیت کوچکی از دلفانی ها یا همان متوهمان لکستانی گو ادعای زمین کنن با همون شجره نامه شون ساکت میشن ، لرستان تجزیه شدنی نیست پانترک که جنابعالی بخوای از این نمد برای خودت کلاه بدوزی ،باز خداروشکر ما حداقل مثل بختیاری و لرجنوب نداشتیم پای نحستون رو اینجا بزارید وگرنه قله فلاک افلاک هم مال کولی ها میکردین
    فکر کردم عقده و افسار پاره کردن تو جهت توهین به لرها برای لباسی هست که متاسفانه روزی کریم خان زند بر تنتون کرد ولی شما جنس نابتری مصرف می‌کنی و ادعای لرستانات رو داری

  4. منوتو می گوید

    ترکان قشقایی بیچارگان آواره عقده اینکه یک تویله هم از خود ندارند رو می‌خوان سر لرها خالی کنن درحالی که تا چند سال پیش خود را لر معرفی میکردند الان هم در خوزستان به آنها لرقشقایی میگن چون لباس پوشیدنشونم لریه وگرنه خواستگاهشون از اسمشون مشخصه قشقه دریای ازبکستان ؟؟!!!!

    1. کریم الله خان احمد لو می گوید

      بله من اصالتا قشقایی اهل طایفه خان احمدلو هستم نمیدانم چرا یکی از هم ایلی های من فکر میکند بیاید در سایت های مختلف مربوط به قوم لر که هیچ ربطی به ما قشقایی ها ندارد خودش را لر معرفی کند و مزخرفات بگویید مردم شک نمی‌کنند! این افراد آبروی ایل ما را برده اند همینجوری آبروریزی میکنند که نگذاشتن اسم آزادراه شیراز اصفهان را قشقایی بزنند و باقر زاده رئیس راه و شهرسازی گفت اگه این اتفاق بیفتد زمینه ساز سواستفاده میشود همه دیگر ما ترکان را میشناسند بخاطر همین ها آبروی ما رفته ،فرض کن این پانترک چقدر احمق است که گفته خواهر عرفان طهماسبی هستم خیلی خجالت کشیدم که خواندمش اگر یکی این متن را بخواند ما ترکها رو مسخره می‌کند من میگویم ما را ببخشید قشقایی بدون لر معنایی ندارد ما بیشتر از ترکان به شما لرها شباهت داریم و اینها بچه سالهای ۱۵ ساله هستند که گوشی دست گرفتند.

  5. فرهاد ایرانی می گوید

    یعنی فقط میتونم بگم خدا شفات بده پانترک کودن

    1. کیوان قراچی می گوید

      من خودم قشقایی از طایفه فراری لو هستم واقعا ما هممون اینجوری نیستیم لطفا قضاوت نکنید خودم هم صدها نظر این هم ایلی پانترکم رو در سایت های مختلف دیدم که خودش را لر جا زد و نظرات خنده داری گذاشت لطفا همه ما را با یک چوب نزنید این شخص روان پریش هست اصلا از نظرهاش مشخصه . آدم سالم سیزده صفحه کامنت یعنی بالای دویست کامنت را در طی شش ماه همش نمیاد بنویسه برای خودش، اصلا خودم به عنوان یک قشقایی چندتا از نظراتش را خواندم الان چله زیارت عاشورا نذر کردم هیچ قومی نیاید نظرات این احمق را بخواند وگرنه تا آخر عمرش به ما ترکها میخندد مخصوص آنجایی که نوشت خواهر خواننده لر عرفان طهماسبی هستم بعد پایینش نوشت به دادگاه بکشانید این مریض روانی را!!!! اصلا از عصبانیت دارم گریه میکنم امیدوارم کسی نظرات این پانترک را نخواند خیلی قباحت داره

      1. فرهاد ایرانی می گوید

        قشقایی ها در واقع بازمانده مغول هستند.
        قشقایی ها به زبان ترکی اغوز صحبت میکنند و خود را ترک اغوز میدانند و تنها دو گروه ترک هستند که اغوز محسوب میشن ۱ـ‌ترکمن ۲ـ‌ازبک ها
        ترکمن ها چون تنها با ترکمن وصلت و ازدواج میکنند قیافه آنها دست نخورده مانده اما اتحادیه ایلی قشقایی چون همواره با لرها ، عرب ها ، فارس ها وصلت کردند و عملا ایل قشقایی با پیوستن صدها طایفه از اقوام مختلف بوجود آمده ، قیافه اصلی آنها از بین رفته وگرنه ترکان قشقایی باید شبیه ترکمن ها و ازبک ها می‌بودند.

        کتاب سال‌های بحران ص ۶۵[سابقه تاریخی]=ناصرخان قشقایی رئیس سابق ایل قشقایی درباره تاریخچه ایل گفته است”اسناد کتبی در دست نداریم اما آنچه سینه به سینه به ما رسیده این است که اجداد ما به دنبال چنگیز خان که در سایه جنگ های خویش لقب جهانگشای گرفت و فرمانروای آسیا شد آمده اند.”

        پروفسور جلالیان برترین حافظ پژوه در کتاب شرح حافظ ص۳۸۴ آورده :{ترکان قشقایی امروزی بازماندگان سپاه مغول بوده اند که در اطراف شیراز به دو گروه تقسیم شدند گروه اول که ویژگی مغولی بیشتر در آن‌ها دیده میشد و مانند مغولهای اجداد خود مطیع دستورات رئیس قبیله بودند و در این کار مانند قرون وسطی مشهورند و گروه دوم بصورت کولیان خوش نشین درآمده و در اطراف شهر شیراز ساکن شده ،سیخ و تنبک میفروختند و دخترانشان با رقاصی و لوندی دل از مردان شهر می‌ربودند.}

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.