دانستنی هایی پیرامون لرها در زمان مادها
تاریخچه و نژاد لرها:
چیزی که واضح و روشن است ،اینست که بررسیهای زبان شناسی و فرهنگی، نشان دهنده پیوستگی قومی لرها با دیگر اقوام ایرانی به ویژه شعبه پارسی است. لران قدیمی ترین قبایل آریایی ایران زمین می باشند که از روزگاران کهن در نواحی غرب وجنوب غرب و در امتداد دامنه های زاگرس ساکن بوده و هستند .
لران بازماندگان شاخه ای از نژاد آریا بنام کاسیان هستند که بین هزاره سوم و اول پیش از میلاد به هنگام مهاجرت اقوام آریایی شعبه ای از این اقوام موسوم به کاسیها به لرستان آمدند و با بومیان منطقه در آمیخته و بدین ترتیب نژاد تازه ای پدید آمد که بعدها به لر شهرت یافتند.(۱)
قوم کاسی : و لرستان در دوره کاسی ها
کاسیان قبل از مادها وپارس ها از ارتفاعات قفقازیه و آذربایجان به جنوب غربی ایران روی آوردند ولی در ابتدای امر در نواحی دریای مازندران سکونت کردند ونام خود را به این دریا دادند وآنرا دریای کاسپی یا کاشی نامیدند و این دریا در اصطلاح اروپاپی بنام دریای کاسپین (Caspian) شهرت دارد.استرابون (Strabon) مورخ یونانی نقل کرده که اقوام کاسووا در ابتدای مهاجرت خود در کناره دریای کاسپین سکونت نمودند ونام خود را به این دریا دادند.افراسیاب تورانی طبق اوستا برای دست یافتن به فر کیانی در این دریا فرورفت وناامید برگشت و دیگر دریای وورو کاش (Vouro-kasha) می باشد.
دارمستتر در توضیح از این واژه معتقد شده که وورو مخفف فراخ است وهر دو پهلوی و فارسی از یک ریشه می باشند.بنابراین این واژه ووروکاش بمعنی دریای فراخ وبزرگ کاشی ودریای کاسپین می باشد. واژه کاشی در کتیبه های بابلی به عبارت کاسی یا کاسپی آمده واقوام کاسی (کاشی)در زمان مهاجرت بتدریج در شهرهای کاشان وقزوین نیز سکونت نمودند ونام خود را بر این دو شهر داده اند.(۲)
این قوم که همزمان و به موازات عیلامیها بر بخشهایی از لرستان تسلط داشته اند ، قومی بودند که چیره دستی فوق العاده ای در ساختن مصنوعات مفرغی به دست آوردند .آنان مهمترین قبایل کوهستانی زاگرس شمرده میشدند و پیشه دامداری داشته و با زبانی که با عیلامی قرابت داشت سخن میگفتند .آنان سوار کارانی دلیر و جنگجو بودند و بارها با همسایگان خود از جمله عیلامیها و بابلیها در افتادند.آنها حتی توانستند دولت بابل را سرنگون ساخته و مدت شش قرن بر آن سرزمین حکمرانی نمایند .حکومت کاسیها بر بابل در نتیجه شکست از عیلامیها به پایان رسید .آنها پس از شکست از عیلامیها به سرزمین کوهستانی خود یعنی لرستان بازگشتند .
لرستان در دوران ماد ،هخامنشی ،سلوکی ،و اشکانی
کاسیها در دوران حکومتهای ماد و هخامنشی همچنان استقلال و اقتدار خویش را حفظ نموده و شاهان هخامنشی که میخواستند جهت لشگرکشی به سایر نقاط سپاهی را از قلمرو آنها عبور دهند ،مجبور بودند به روسای این قوم باج بپردازند .اسکندر مقدونی هم در هجوم به ایران چون این طایفه را مطیع نمیدید، با قوایی عظیم آنان را محاصره و پس از چهل روز وادار به تسلیم کرد .ولی پس از مرگ اسکندر دوباره آزادی خود را باز یافتند
لرستان در زمان ساسانیان:
لرستان در دوره ساسانیان ، از لحاظ تقسیمات کشوری جزو سرزمین ((پهله )) یا ((پهلو ))محسوب می شد. یعنی سرزمینی که بعدها توسط اعراب جبال خوانده شد .
سرزمین پهله خود به نواحی کوچکتری تقسیم می گردید. چنانکه لرستان و منطقه غربی آن یعنی پشتکوه (ایلام )را به ترتیب به ((مهرگان کدک ))و ماسبذان نامیده می شد. این دو نام تا قرون نخستین اسلامی همچنان به این نواحی اطلاق می شد و با تغییر در اعراب آنها مهر جانقذق و ماسبذان خوانده می شدند . از شهرهای مشهور منطقه مهرگان کدک یا لرستان عهد ساسانی شهرهای صیمره و شاپور خواست (خرم آباد )را می توان نام برد. شهر سیمره حاکم نشین منطقه و شاپور خواست که گفته میشود توسط شاپور (اول) بنا نهاده شده بود از شهرهای آباد و پر رونق دوره ساسانی محسوب می گردید .
*****************************
حمدالله مستوفی , نام لران را بمحلی موسوم به لور واقع در گردنه ی مانرود نسبت میدهد و می نویسد :
” وقوع این اسم بر آن قوم, به وجهی گویند از آن است که در ولایت مانرود دهی است که آن را کرد خوانند ودر آن حدودبندی که آن را بزبان لری کول خوانند و در آن بند موضعی که آن را لر خوانند” (۳)

شاید علل نسبت دادن لران به این سرزمین مربوط به خاطره ی شهر اللور باشد که جغرافی دانان عرب درباره ی آن بحث کرده اند و امروزه نیز نام صحرای لور واقع در شمال دزفول, هنوز زنده است.
محلهای دیگری نیز یافت می شود که نام آنها همانند لور می باشد از جمله لیر محلی واقع در ناحیه گندی شاپور (جندی شاپور) و لیراوی واقع در کهگلویه است. احتمالا کلمه لر همان واژه لور است, چنانکه در لری پول را پیل میگویند.
یاقوت حموی نیز از محلی به نام لردجان (لردگان) نام برده است . به گفته استخری لردگان پایتخت بخش سردان می باشد که بین کهگلویه(کوه کیلویه) وبختیاری قرار دارد. در سیمره نیز محلی بنام لورت یالیرت است.
مسعودی ضمن ذکر فهرست طوایف کرد, از قبایل لریه نیز نام برده است.
یاقوت حموی با اینکه از لران سخن می گوید , واژه اکراد را بکار برده ومی گوید:
” اکراد قبایلی هستند که در کوههای بین خوزستان واصفهان زندگی میکنند ومحل این قبایل را بلاد اللور یا لرستان مینامند.”(۴)
در اواسط قرن ششم(۶٫ه.ق) لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لرکوچک تقسیم شد .منظور از لر کوچک همان از لرستان کنونی و مقصود از لر بزرگ بختیاری و کوه کیلویه است . بین اراضی لر نشین مزبور قسمتی قرار داشت که دامنه ی آن تا شیراز کشیده میشده وآنرا شولستان مینامیدند وامروز این خاک بنام ممسنی معروف است .
لر کوچک وبزرگ از اواخر قرن ششم ببعد بزرگان وامرائی داشت که نام بعضی از آنها در ادبیات پارسی مخلد وجاویدان مانده است . امراء لر بزرگ که آنها را اتابکان لرستان ،به دنبال ضعف و تجزیه دولت سلجوقی، شجاع الدین خورشید نیز همچون امرای بلاد دیگر فرصت را مغتنم شمرده ،لرستان را در قبضه اختیار گرفته و بر خود عنوان اتابک (که واژه ای ترکی است که از اتا به معنی پدر و بیگ یعنی بزرگ است ساخته شده را نهاد.) و بدین ترتیب او سلسله اتابکان لر کوچک را بنیان نهاد.
خاندان فضلویه که از امرای لر بزرگ بودند شهرت بیشتری داشتند، علت این امر آن بود که خاک لر بزرگ بین شولستان وعراق عجم وعراق عرب وفارس قرار داشت و امرای آن منطقه طبعا با حکام نواحی اخیر رابطه داشته گاهی در حال صلح وزمانی در وضع جنگ ونزاع بسر می بردند.(۵)
اتابکان لر کوچک با هر وسیله ای که توانستند موقعیت و اقتدار خود را تا اواسط دوره صفوی با گردن نهادن به یوغ فرمانروایان وقت ایران از جمله سلاطین خوارزمشاهی،مغولان ،تیموریان ،ترکمانان ، قراقویونلو و اق قو یونلو و تا پایان پادشاهان صفوی حفظ نمایند .از اتابکان لر کوچک چند تن با درایت و سیاست بودند که از آن جمله شجاع الدین خورشید موسس سلسله ، حسام الدین خلیل (حدود ۶۴۰هجری )،ملک عزالدین (۸۰۴_۷۵۰ ه ق ) میتوان نام برد.
لرها همواره در وطن دوستی و پاسداری از وطن خود همانند بقیه ایرانیان ،غیرت نشان می دهند.به عنوان مثال خدمات این سردار دلیر(علی مردان خان) و نام آور لرستانی در برابر هجوم افغانها در پایان دوره صفوی و مقاومت سر سختانه او در برابر قوای عثمانی و همچنین رشادتهای فراوان وی در رکاب نادر شاه افشار جهت بر قراری صلح و ثبات و دفع متجاوزان از کشور ،بسیار در خور توجه و تحسین انگیز است.
آخرین حکومت لرها نیز به کریمخان زند میرسد .(البته به دلیل مدت حکومت کم این سلسله نمیتوان در مورد تاثیر یا نوع حکومت آنان بر کشور نظری با اطمینان داد) او از طوایف لر ساکن ملایر بود و بعد از دوره ۴۰ ساله حکومت زندیه با به قدرت رسیدن این فردخائن و عقده ای(آغا محمد خان قاجار) و جانشینان بیکفایت و بی لیاقت و وطن فروش قاجاریه اکثر نواحی ایران جدا گشت. ولی …
آغا محمد خان ،بانی سلسله قاجاریه ،به علت کینه ای که از لر های زندیه در دل داشت نسبت به همه لرها با دیده دشمنی می نگریست واسباب ضعف این قوم را به هر نحوی که توانست فراهم آورد چنانکه برخی از طوایف لرستان را به قزوین کوچانید . همچنین چون والیان لرستان را رقیبی خطر ناک میپنداشت در تضعیف آنها کوشید.
اشیاء مفرغی لرستان:
در مدتی متجاوز از ۲۰ سال آنچه که روستاییان در ناحیه کرمانشاه ومخصوصادر هرسین ,الشتر و
خرم آباد که در شمال لرستان است یافته بودند مجموعه های خصوصی و موزه های اروپا وآمریکا را با هزاران شی ء مفرغی وآهنی مزین ساخت . این اشیاء در قبوری پیدا شده که تاکنون هیچ یک از آنها از نظر علمی حفاری نگردیده . این قبور گودال های هستند که گاهی سنگ فرش شده اندو همواره با لوحه سنگ بزرگی که به پنها گذاشته شده، پوشیده است. واین اشیاء عبارتند از شمشیر آهنی و خنجر مفرغی و کلنگ برنزی وسنجاق های برنزی و سیتولهای مفرغی (نوعی ظروف مخصوص سفالین.
‘>م.)(۶)
رمان گریشمن در این کتاب توضیحاتی خوبی درباره تمدن این اشیاء اشاره کرده برای علاقه مندان به تاریخ ایران باستان. و یک تارنمای زیبا برای دیدن این مفرغ ها Bronze Sculpture of Lurestan
شهرهای مهم این مناطق (لر نشین) :
۱-خرم آباد : خرم آباد (که در زبان محلی به آن خورمووه گفته می شود) را که بسیاری از مورخان اروپایی بر این باورند که این محل با خایدالوی متون آشوری مطابقت می کند .آنچه مسلم است خرم آباد در دوره ی عیلامیان ،از شهرهای این قوم بوده، ولی بدنبال انقراض آنان اهمیت خود را از دست داده است.(۷)
ژاک دومرگان، عضو هیئت علمی فرانسه در ایران معتقد بود که لرستان از ایالتهای عیلام قدیم بوده وخرم آباد همان خایدالو یکی از چهار شهر معتبر عیلامیان بوده است.(۸)
فردوسی براین عقیده بود که این شهر در زمان شاهپور ذوالاکتاف ساخته شده است وتاریخ بنایش را همزمان ایجاد گندی شاپور دانسته است.
بنابراین میتوان گفت که خرم آباد امروزی در عهد ساسانیان در محل خایدالو بنا شده است واتابکان لرستان نیز در سده ی ۵ ه.ق بر لرستان دست یافتند،خرم آباد را روی خرابه های شهر ساسانی،بنا کرده اند وبانی آبادانی آن در سال ۵۸۰ ه.ق اتابک شجاع الدین خورشید بوده است(۹)
۲-بروجرد: بروجرد که هنوز در لهجه محلی همان نام اصلی آن یعنی وروگرد(بروگرد) گفته می شود ، شهری است که قلعه ای گرداگرد آن بوده است که از دور کاملا گرد به نظر می آمده، که آثار بسیار کمی از آن باقی مانده که بعضی ها بنای آن را همزمان با دوره پیروز ساسانی دانسته اند و در دوران جنگ ایران و اعراب اعتقادها بر این است که یزدگرد سپاه خود را قبل از جنگ نهاوند (در این قلعه در ۳۹ کیلومتری نهاوند یعنی همان بروجرد فعلی گرد آورده )وآماده رزم نموده تا سپاهیان خود را به فرماندهی فیروزان به قلعه نهاوند و جایی که سپاهیان پابرهنه تازی که در پای کوه آردوشان (اردوشاهان) گرد آمده بودند رهسپار سازد و آتشکده ی داشته که بعد از اسلام به مسجد و امام زاده مبدل گشته است. البته
۳-ایلام: سرزمین ایلام از دیرباز مهد تمدن بوده وهمواره محل سکونت اقوامی بوده که در اطراف وحاشیه ی روز سیمره گرد آمده وتمدن منطقه ی ایلام داشته است،دره سیمره نقش بزرگی در شکوفایی تاریخ وتمدن منطقه ایلام داشته است، زیرا مهمترین راه ارتباطی بین تمدن کوهها وتمدن جلگه های جنوب غرب ایران سرزمین می گذشته است. استان ایلام از نظر آثار تاریخی ونقاط دیدنی بسیار غنی است وتاکنون در نواحی دره شهر ،هیلان،شیروان،آرمو ،ایوان غرب و … آثار تاریخی از عصر مفرغ،هخامنشیان،اشکانیان،ساسانیان و…کشف وبه ثبت رسیده است.(۱۰)
۴–کهگلویه وبویر احمد: از دوناحیه کهگلویه و بویر احمد تشکیل گردیده .
برخی از مورخان براین باورند که مهرگان پسر روزبه ،پادشاه زمینگان(محل جایگاه)گیلویه بود،پس از مهرگان برادرش سلمه شاه شد.گلو یا گیلویه که از مردم خمایگاه سفلی از ولایت استخر بود،نزد سلمه آمد وبه خدمتگذاری پرداخت. چون سلمه درگذشت گیلویه آنجا را تصرف کرد وچون قدرتی بدست آورد،این سرزمین را بنام او خواندند.(۱۱)
مؤلف فارسنامه ی ناصری بر این باور است که درخت کیالک(زال زالک) در کوهستانهای این سرزمین بیشتر از دیگر نقاط پارس وجود دارد. وچون میوه ی وحشی زال زالک را در این منطقه گیلویه گویند،بدین مناسبت این سرزمین را کُه گیلویه نامیده اند.(۱۲)
اما این نظریه درست نیست ، زیرا درخت زال زالک منحصر به این استان نمی باشد وبطور طبیعی در سرتاسر لرستان وبختیاری یافت می شود ودر کهگیلویه سیسه نامیده می شود.
ظاهرا کیارک در شیراز رایج است نه بین لرهای کهگیلویه.
” تل خسرو(کهگیلویه)کوهستانی است در شمال ولایت بهبهان…در روزگار پیشین آن را رم زمیگان که معنی بلوک سرد است می نامیده اند ودر سده ی ۳ ه.ق به نام کوه گیلویه معروف گردید”.(۱۳)
“طایفه ی بویر احمد،ناحیه ی تل خسروی وچند محل از بلاد شاپور ناحیه ی رون (Reven) را متصرفشده ،تمامی آنها به ناحیه ی بویر احمد مشهور گشته است.(۱۴)

۵-یاسوج: نام بومی یاسوج ، یاسیج است که در کنار رودآبشار ،دامنه ی قلعه ی دنا واقع شده است .که زمانی مرکز نفوذ خانهای بویر احمد علیا بود . سابقه ی تل خسرو بیش از۲۰۰۰ سال است، ولی احداث ابنیه ی معاصر آناز سال ۱۳۰۹ه.ش آغاز شدوتا سال ۱۳۲۳ ه.ش ادامه داشت وپس از این تاریخ متروک گشت.
از عوامل ایجاد شهر یاسوج شرایط اقلیمی وخاک و جنگلهای سرسبز بلوط و دره ها وکوهها وتپه های زیبا ومنابع فراوان آب است
۶–چهار محال وبختیاری : براساس کتیبه ها وسنگ نبشته های گوناگونی که بدست آمده، منطقه ی چهر ومحال بختیاری در زمان کوروش هخامنشی وجود داشته ومردم در جنگهای مختلف شرکت می کردند.
*********************************
زبان :
پس از انقراض ساسانیان، آنچه پایداری وغلبه ی معنوی ایرانیان بر اعراب گشت ، فرهنگ وزبان قوم ایرانی است.
مردم لر نیز همانند دیگر ایرانیان ، گرچه کیش باستانی خود را به مرور زمان رها کرده وبه آیین اسلام درآمدند ولی زبان کهن خویش را نگاهداری نمودند . بسیاری از واژههای لری اغلب ریشه های باستانی دارند و به احتمالا تعداد زیادی از این واژه ها مربوط به زبانهای کاسی و عیلامی می باشد . گفته می شود زبان پارسی در زمان امپراتوریهای هخامنشی ، اشکانی و ساسانی در لرستان گسترش یافته است .
در بین زبانهای جنوب غربی ایران ،زبان (گویش)لری بزرگترین رابطه را با زبان فارسی دارد. که هر دوی آنها دنباله پارسی میانه، زبان پارتیان قرن هشتم بعد از میلاد هستند ،و همانگونه که می دانیم پارسی میانه، زبان پارتیان و ساسانیان بود که به تدریج تغییر شکل داده و به صورت زبان فارسی نزدیک است که بعضی معتقدند این زبان در گذشته نه چندان دور از فارسی منشعب شده است .
گویش مردم لرستان بیشتر لری ولکی است. بر اساس مطالعات زبان شناسی ، زبانهای لری و لکی جزو زبانهای هندو _ اروپایی به شمار می آیند. زبانهای ایرانی شامل زبانهای ایرانی شرقی ، و زبانهای ایرانی غربی می باشد . لکی و لری جزو زبانهای ایرانی غربی محسوب می شوند .
| باختری :گویشهای لری ، بروجردی ، ملایری ،نهاوندی ،وغیره | لری |
| خاوری :شامل گویش های بختیاری ،دزفولی، شوشتری ،وغیره |
لکها بیشتر در نواحی نورآباد وکوهدشت والشتر ساکن اند ولرها در خرم آباد و بروجرد و اشترینان (اشتربانان)… مستقر هستند. گویش لری بختیاری که تفاوتی با لری خرم آبادی دارد در الیگودرز و روستاهای اطراف و طایفه های چهار لنگ بختیاری رایج است.(۱۵)
در ملایر ونهاوند وتویسرکان به لری و لکی سخن گفته می شود در ایلام هم در قسمت های شمالی آن که همرز با کرمانشاه است لکی بیشتر رایج است و در قسمت های دیگر لری سخن میگویند وطوایف لک که در نواحی شمال استان بسر میبرند ،طایفه مکی که بین کرمانشاه وهیلان زندگی میکنند وبه لهجه کردی جنوبی تکلم میکنند که شبیه لهجه کلهر است ودر قمسمت جنوبی استان کردان شوهان هستند که به لهجه کردی کرمانجی سخن میگویند.(۱۶)
در کهگیلویه وبویر احمد وچهار محال بختیاری تا لر های ممسنی همه به گویش لری با اختلاف های اندکی سخن میگویند البته گروههای مهاجری هم بوجود دارد که بگویش های دیگری سخن میگویند و بیشتر مردمان لری سخن می گویند.
**********************************************
۱-(افشار، ایرج .مقدمه ای بر شناخت ایل ها و…جلد اول ص ۳۷۲)
۲-(تاریخ اجتماعی ایران باستان.نوشته :دکتر موسی جوان صفحه۱۱۲ و۱۱۳) .
۳-(مستوفی تاریخ گزیده،ص ۵۳۷)
۴-(مینورسکی ،ولادمیر، لرستان ولرها،ص ۲۲)
۵-(تاریخ ۱۰۰۰۰ ساله ایران.جلد ۳٫ص ۲۳۶ .)
۶-(تاریخ ایران از آغاز تا اسلام –رمان گریشمن(Ghirishman.Roman.1979-1895):رئیس گروه باستان شناسی فرانسوی در ایران. ترجمه دکتر محمد معین .صفحه ۱۳۰-۱۳۱)
۷-(ساکی،جغرافیای تاریخی وتاریخ لرستان ص۹۴-۹۷)
۸-(دومرگان ژاگ.هیئت علمی فرانسه در ایران، جلد۲٫ص۲۱۱)
۹-(رزم آرا،تیمسار علی .جغرافیای نظامی ایران .لرستان.ص ۱۷۸)
۱۰-( افشار، ایرج .مقدمه ای بر شناخت ایل ها و…جلد اول ص ۱۷۳)
۱۱-(اقتداری ،احمد.خوزستان وکهگلویه وممسنی.جلد ۱٫ص ۳۶۳)
۱۲-(فارسنامه ناصری .حسینی فسایی.جلد۲٫ص۱۴۶۷) .
۱۳-(شوشتری: مؤلف کتاب تاریخ جغرافیای خوزستان درباره ی کهگیلویه در ص ۱۹۲)
۱۴-( مؤلف فارسنامه ناصری در ص.۱۴۸۱ )
۱۵-(دبیران گروههای آموزشی جغرافیای استانها .جغرافیای کامل ایران.جلد ۲٫ص۱۰۷۵)
۱۶-(مینورسکی ولادمیر لرستان ولرها .ص۳۰)
۱۷-تارنمای http://www.luripeople.com
کمتر دست و پا بزن هرچه بگی جوابت رو خواهم داد. رویای سکونت در لرستان را باید با خودت به گور ببری کمتر آبروی قومت رو ببر قوم چیه اتحادیه ایلی!
در جواب به «الهام پاپی هندی »یا بهتر است بگویم پانترکی که خودش را این شخص جا زده که در آخر صفت خودش را نوشته.
عجب! که در مجتمع تواریخ آمده بروجرد متعلق به ترک و لک و فارس بوده؟؟ اولا هیچ ترکی در لرستان وجود نداشته ،ندارد و نخواهد داشت ؛ دوما همان لک هم در کتاب مجتمع تواریخ هیچ اسمی ازش آورده نشده!!جناب پانترک من کسی نیستم که اسم چند منبع چرت بزاری و بخوای با هویت قومم بازی کنی
⟨مجملالتواریخ گلستانه⟩: این کتاب به اسم نویسندهی اولیه آن، یعنی ابوالحسن بنمحمد امین گلستانه به اختصار مجمل تواریخ گلستانه معروف است. در صفحهی هفده و هیجده مقدمهی کتاب نوشته شده که تألیف کتاب باید در سالهای ۱۱۹۶ ـ ۱۱۹۵ باشد.
کتاب مجملالتواریخ گلستانه در اصل ۳۴۴ صفحه دارد و جناب زینالعابدین کوهمرهای در ذیل این کتاب، یادداشتهایی نوشته است که ادامهی صفحات کتاب را تا صفحه ۴۹۷ پیش میبرد. در زمان پهلوی این کتاب به همراه ذیل کوهمرهای و به اهتمام و سعی آقای مدرس رضوی با صفحات اعلام و فهرست به چاپ میرسد. بنابراین ۴۳۳ صفحه این کتاب را گلستانه و ۶۴ صفحه را زینالعابدین کوهمرهای و ۴۲ صفحه را مدرس رضوی نوشته است.
•••با نگرش در فهرست موضوعی اولیه کتاب و فهرست اعلان واژهیاب در آخر کتاب به خوبی متوجه میشویم که نام واژهی #لک در فهرست موضوعی آخر کتاب وجود ندارد در عوض نام واژهی لر فیلی در چهارده مورد و نام اسماعیلخان فیلی در ۲۱ صفحه تکرار شده است و همچنین نام بختیاری در چهل صفحه آمده است. جدا از وجود نام قومیتهایی مانند فیلی و بختیاری و غیره ما با نامهای طوایف کوچکتری مانند کلهر و زنگنه مافی و نانکلی و … هم برخورد میکنیم حتا نام دلفان هم در صفحات ۲۸۳ و ۲۹۲ امده است اما از وجود کلمه #لک در این کتاب هیچ اثری نیست این نشان میدهد که مردم شمال لرستان مانند دلفان در آن زمان به اسم لر فیلی مشهور بودهاند.••••
بخش اول حرفت راجب اینکه در فارسنامه آمده پاپی های لرستان هندی هستند!کتاب فارسنامه اصلا راجب لرستان نیست ›››میرزا حسن حسینی فسایی ( 1821–1898 میلادی ) �نویسنده ایرانی دوره قاجاریه می باشد. او کتاب فارسنامه ناصری را به دستور ناصرالدین شاه قاجار در حوزه تاریخ و جغرافیای «استان فارس» به رشته تحریر درآورده است.
او در این کتاب درباره فرار و وجه تسمیه ایل قشقایی می نویسد:
ایل قشقایی چون ایل خلج از اراضی ممالک روم به خاک عراقم عجم آمدند و گروهی از آن ها فرار کرده و در مملکت فارس توقف نمودند و مردمان خلج این گروه را قاچ قائی گفتند یعنی گریخته و بعد از تغییرات لفظی قشقایی شد.صفحه ۳۱۲
اون پانی ها هستند که هندی اند و پانی ها در ساختار ایلی قشقایی وجود دارند در کتاب کولی ها ص۲۳ واضحا نوشته پانی.
ترک در لرستان ؟؟؟ تو برو کارزارتو بزن ببینم تو استان فارس بتون شهر میدن یا نه لازم نکرده تو لرستان دنبال زمین بگردی جلل خارق از این حجم انبوه توهم ترک جمعت
در جواب به زهرا میوند تریاکی!!!شما اصلا اسم این شخص رو نگاه کنید که توسط یک پانترک برای تحقیر و توهین انتخاب شده! و فکر میکنند با این عمل میتونن اوج تحقیر و توهین را به نمایش بزارن در حالی که هرکسی فارغ از قوم لر و ترک این نظرات را بخواند حالش از این حجم سادگی و حماقت پانترک ها بهم میریزه.
در جواب به جناب پانترک! اینکه شما سعی میکنیم زبان لری که از دیدگاه برترین استاد ادبیات فارسی یعنی پروفسور کزازی نه تنها یک “زبان مستقل” بلکه بازمانده زبان ایران کهن است رو لهجه مینامی یعنی تلاش در کوچک کردن هویت قومی لر میکنی در حالی که اتحادیه ایلی قشقایی درست زبان ترکی آغوز یا همان ازبکستانی دارد اما هر چیزی جز زبان را از لرها کپی کرده اند.
و در ایران بیش از سه هزار زبان قومی ثبت ملی شده اما به معنی وجود سه هزار قوم نیست.
بله «دا »در زبان لری یعنی مادر . و از کجا معلوم باقی اقوام از دزفولی و کرد این واژه را از لر نگرفته باشند ؟ بهرحال قوم لر مانند پلی بین این اقوام است چجور دزفولی و کرد که هیچ نزدیکی فرهنگی و جغرافیایی ندارند هردو به مادر «دا» بگویند جز اینکه رابط ارتباطی آنها قوم لر است.
درضمن دزفولی ها یا فارسهای خوزستان با گویشی متفاوت از زبان لری حرف میزنند.یعنی حدود نود درصد کلمات و…دقیقا عین لری بختیاری است.و لرها با این جغرافیای وسیع تحت تأثیر نیمی از ساکنان یک شهر قرار نمیگیرند بلکه ساکنان یک شهر زبانشون به واسطه وجود قوم لر در اطرافش تغییر میکند هرچند زبان لری همان زبان دربار ساسانیان است و لری بختیاری که در جنوب غربی کشور قرار دارند دقیقا مهد زبان پهلویک یا همان دربار ساسانیست.
و مایع افتخار است قوم لر از هر طریقی پاسدار ایرانیان باستان هستند حتی اگر شما بخوای لری را لهجه ای از فارسی بدانی هرچند حدود هشتاد درصد کلمات لری با فارسی متفاوت است و شباهت بخاطر فراموشی بسیاری از کلمات لری در نسل جدید و یک ریشه بودن زبان فارسی و لری است.
تعریف شما از لهجه چیه ؟ لهجه یعنی تفاوت در تلفظ. وقتی شماها میگید لری یک لهجه از فارسی هست یعنی ما باید نزدیک به نود درصد کلمات فارسی رو با تلفظ دیگه ای بیان کنیم !در حالی که بر عکس نود درصد کلمات با فارسی کاااملا متفاوت مثلا اعضای بدن: سر:گلاله/پیشانی:تیگ/چشم:تیه/ابرو:بورگ/چانه:کچه/گردن:نا/گلو:تشنی/حلق:چیل/شکم:کوم و…یعنی تیگ لهجه ای از پیشانی است ؟؟؟
رنگها=سفید:لکر،اسپی/سیاه:شه/قرمز:سر/آبی:کاو/بنوش:کیو/زرد:بوور/قهوه ای:هیل/خاکستری:رش و…
اسم لری : تاراز،شیمبار، توکان ، هتل ، تیام ، ستین ، هیرمان ، دیار، تیارا ، بی بی لال، شلال ، بردین ،هرنگ،هنارس،دامون،ترنه، آساره ، سیدا ، ویریا و…
اینکه نام شهرها فارسی هستند فکر نکنم دیگه دلیلی بر فیس شما باشه الان شهرهای ترکنشین هم اکثرا نام فارسی دارند. و تغییر نام مکان ها به زبان فارسی بیشتر مورد غصب شما ترکها قرار دارد و همیشه بابتش ناراحت بودید ، بله خیلی از نام ها تغییر کرده اما به گویش محلی خواندن میشود:فولادشهر:قهوه رخ/مسجد سلیمان در دوره پهلوی نام گزاری شد و اسم قدیمی ان پارسوماش یا پارسوماس بود/فیل آباد:پیلاوا درواقع پیل آباد بود/آلی گودرز: علی گودرز خوانده میشود!!!!باقی اسم ها ازنا ، یاسیج ، گتوند ، لالی ،ایذه، اندکا ،مالمیر، بویر احمد و.. همگی لری هستند.
چند خط آخر متنت پر از حسادت و کینه بود کافیه یک کتاب تاریخی بخوانی تا بفهمی تاریخ یعنی چه!لر خود تاریخه!گنجینه غارکلماکره لرستان پنج هزار اشیا ده هزار ساله! سرچ کن کرروک لرستان که الان در ژاپن در موزه نگهداری میشه!بزرگترین کتیبه خط میخی جهان و بزرگترین نیایشگاه عیلامی در ایذه ، بزرگترین مجسمه ایران باستان مرد ایلیمایی در اندیکا ، تپه جغاخور نه هزار ساله ، ظروف مفرغی مرتبط به قوم کاسیت و…همه نشان از جوهر تاریخ و اصالت در قوم من است.
اگه ما لرها اینقدر بدیم جناب آقای قشقایی این هشتمین سایت رو هم پر از مطلب چرت نمیکردی یه جایی باید بس کنی و دست از کارهات برداری!
ولی هیچ سایتی به مهر میهن نمیرسه 🙂
دقیقا فرض کن نظرات مهر میهن رو از ۴۰۰ به ۸۰۰بریونی با کینه و از اول تا آخر تمام نظرات رو ریپلای کنی و چرت و پرت بنویسی بعد صاحب سایت پاکشون کنه و ضایع بشی!!بهتره بگی هیچ سایتی مثل ادیان نت نیست سایتی که از شاهنامه خوانی و شاهنامه دوستی لرها عصبانی و هزاران کامنت توهین یکمشت پانترک رو منتشر میکند.
دقیقا فرض کن نظرات مهر میهن رو از ۴۰۰ به ۸۰۰برسونی با کینه و از اول تا آخر تمام نظرات رو ریپلای کنی و چرت و پرت بنویسی بعد صاحب سایت پاکشون کنه و ضایع بشی!!بهتره بگی هیچ سایتی مثل ادیان نت نیست برای شما پانترکان مضخرف گو
سایتی که از شاهنامه خوانی و شاهنامه دوستی لرها عصبانی و هزاران کامنت توهین یکمشت پانترک رو منتشر میکند.
ناصرخان قشقایی بزرگ اتحادیه ایلی قشقایی در کتاب سالهای بحران
صفحه ۶۵ واضحا نوشته:
ایل قشقایی که امروزه در فارس ساکن است و به زبان ترکی صحبت میکند،اصلا^ از ترکمانان دشت قبچاق^و آن حدود بوده که به نواحی #هندوستان و #پاکستان کوچ کرده و از آنجا به عراق عجم راه یافته و بالاخره برای همیشه در فارس ماندگار شد.
[سابقه تاریخی]=ناصرخان قشقایی رئیس سابق ایل قشقایی درباره تاریخچه ایل گفته است”اسناد کتبی در دست نداریم اما آنچه سینه به سینه به ما رسیده این است که اجداد ما به دنبال چنگیز خان که در سایه جنگ های خویش لقب جهانگشای گرفت و فرمانروای آسیا شد آمده اند.”
حالا کی هندیه؟
درباره عیلامی ها باید گفت هیچ مدرکی وجود خارجی ندارد از ارتباط بین لرها و عیلامی ها صحبت کند.
رومن گیرشمن به خاطر پوست تیره لورها و اینکه برخی آثار باستانی در مناطق لورنشین پیدا شده بود گفته بود لوریان لوطی ممکن است ارتباطی با عیلامیان داشته باشند که بعدش این ادعا رد کرد!
دنیل پاتس باستان شناس بزرگ آمریکایی این نظریه را رد کرده است و آن را بیاعتبار و بیملاحظگی علمی خوانده است!
والتر هینتس در صفحه ۲۷ کتاب دنیای تمدن گمشده عیلامی چنین فرضیهای را اصلا تأیید نکرد و گفت عیلامیها در جامعه پارسیان باستان حل شدند و لورها را رسماً ترکیبی از ژاپنی و هندیها اعلام کرد!
دیوید مکآلپین یکی از افرادی بود که ارتباط لوریان با عیلام را تأیید نکرد و گفت عیلامیها از هندوستان به ایران آمدند!
عیلامی ها یکجانشین و کشاورز بودند و در مناطق پست و هموار زندگی میکردند لوریان عشایر و بزچران پشت کوه و دره ها زندگی میکردند محال است این دو یکی باشند.
دکتر صدیق صفی زاده در کتاب تاریخ پنج هزارساله ایران هیچ چیزی درباره ارتباط لوریان و عیلامی ها نگفت و عیلام را بخشی از تمدن ایران دانست نه لور!
مجله usatoday همین اواخر عیلام را بخشی از تمدن بزرگتر ایران دانست و ادعای قومیتی عیلام را کاملاً رد کرد. بنابراین عیلام مربوط به همه ایران است، اگر ما لوریان بخواهیم عیلام را به نفع خودمون جدا کنیم یعنی فاشیسم یعنی حصارکشی و تجزیه طلبی… همون چیزی که انگلیس آرزوش بود!
ما لوریان میگیم کاسی و عیلامی هستیم بعد میگیم زبان فارسی از عیلامی و کاسی گرفته شد!
بعدشم لوریان میگن با اقوام دیگر تفاوت ژنتیکی نداریم، اگر تفاوت ژنتیکی نداریم پس چطور ما عیلامی هستیم و بقیه نیستند؟؟! مگر در لرستان و خوزستان عرب و پارس و لک وجود ندارد؟؟ قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را؟؟
من به عنوان یک لور لوطی افتخار میکنم که هندی و جبل السماقی هستم!
باز هم چرت و پرت های پانترکی!
بله مدرک های زیادی وجود دارد که عیلامی ها را به لرها ربط دهد و اولینش محل زندگی است که نقشه حکومت عیلامی دقیقا نقاط لرنشین کنونی است. دوما لوری لوطی واژه خنده داری است لوطی در لرستان به کولی ها گفته میشود و این صفت مختص شما کولی های شیراز است بهرحال فیوج قشقایی معروف است و یا بقول حافظ لولیان شهر آشوب ، حتی در کتاب کولی ها در ایران کولی ها به زبان فارسی ،کردی، شیرازی ، گیلکی و..صحبت میکنند و هیچ اسمی از لری نیاورده و هیچ سندی وجود ندارد لرها را به هندی ها یا کولی ها ربط دهد هرچند پانترک ها مانند سگی میمانند که در موقعیت مقابل قوم لر،فارس،کرد جز این واژه جعلی « هندی »چیزی برای گفتن ندارند.
من الان کتاب رومن کریشمن جلوی روم هست چنین چیزی نوشته نشده یا نوشته شده و من نمیدانم صفحه چند؟؟بگو تا بخوانم! به تیرگی پوست عیلامیان اشاره ای نکرده!این نظریه متعلق به برخی محققان بوده نه عیلام شناسی مثل رومن گیرشمن که چهل سال از عمر خود را صرف شناخت تمدن عیلام کرده و آنها را اجداد لرها نامیده.
میشه بگی دنیل پاتس در چه کتابی وچه صفحه ای این نظریه را رد کرد؟رفتی سرچ کردی اسم یک ایلام شناس رو فرستادی مثلا خیلی باهوشی ؟
عجب والتر هیتنس اولین عیلامی شناسی بود که واضحا گفته عیلامیان تنها به قوم لر میتوان ربط داشته باشند. ژاپنی و هندی چیه!!!این دقیقا ژنتیک شما قشقایی هاست که بقول ناصرخان قشقایی و پروفسور لرد کرزن همراه هلاکوی مغول وارد آسیا شده و مدتی هم در هندو و پاکستان بودید نه ما که حتی در ژنتیکمان دو درصد هم ژن هندی نداریم.
بله لوریان ربطی به عیلامی ها ندارند زیرا لوریان در کتاب ایران زمان ساسانیان نوشته دکتر کریستَن سِن، صفحه ۲۹۹ ، آورده: لوریان اجداد #فیوج فعلی اند. بهرام فره وشی درکتاب کولی ها، صفحه ۲۲ آورده: فیوج ها در اصفهانند.
منوچهر کیانی که خود قشقایی است در کتاب سیه چادرها صفحه ۱۶۵اورده فیوج ها که همراه بهرام گور از هندوستان آورده شده اند در ایل قشقایی موجود واکنون به زبان ترکی آغوز صحبت میکنند.
یعنی لوریان یا لولیان خود ترکان قشقایی هستند.ایت رو پروفسور جلالی در کتاب شرح جلالی حافظ واضحا آورده.
برخی منابع که واضحا لرها رو عیلامی نامیدند.
کتاب هزاره های گمشده(هخامنشیان به روایتی دیگر)نوشته دکتر پرویز رجبی صفحه۵۶:
⟨تنها گمان رفته است که لولوبی ها، کوه نشینان همسایه شمال غربی و لرهای سو مشترکاتی داشته باشند.
گمان میرود گارد گندمگون از ایلامی های کوهستان باشند که امروز لر نامیده میشوند؛درشمال لرهای فیلی و در جنوب و جنوب شرقی بختیاری ها.در هرحال نژاد ایلامیان زمین های پست بیشتر تحت تأثیر قوم های آریایی ،و بیشتر پارس ها قرار گرفته است تا سامی و ایلامی های لر ، که در سده میانی فقط به لهجهای ایرانی سخن می گفتند.⟩
کتاب شهریار ایران پرفسور هیتنس واضحا نوشته تنها میتوان ایلامیان را به قوم لر ربط داد.
کتاب تاریخ اینه اسکندری از زین العابدین (مترجم الملک) لرها را عیلامی و لهوراست را از مردم لر دانسته است.
دکتر پیرامیه در کتاب تمدن ایلام لرهای کنونی را اجداد ایلامیان باستان دانسته.
کتاب تاریخ ایران کمبریج ص ۱۲۵(مطمئن نیستم ولی صفحه ۱۱۰تا۱۳۰):محکم ترین نظریه این است عیلامیان همان لرها باشند که زبانشان در قرون وسطی ایرانی شد
پان ترکخر جبل السماق سوریه است هند شرق ایرانه چجور یکی میتونه همزمان دوتاشون باشه هرچند این برای شما قشقایی ها که بازمانده سپاه مغول هستند و مدتی هم در هند و پاکستان ساکن بودید غیر ممکن نیست.
عیلامی ها تنها منطقه لرنشین کنونی رو شامل میشده وقتی پارسیان با عیلامیان متحد و هخامنشیان برای اولین بار در منطقه کوه های بختیاری تشکیل شد (رومن کریشمن فصل چهارم پارسیان و عیلامیان/هخامنشیان به روایتی دیگر ص۴۰۶)، کاسیت ها که لرهای ساکن لرستان بودند به موازات این تمدن وجود داشتند.
هیچ نظریه جز لر بودن عیلامیان وجود ندارد پارس ها که آریایی بودند عرب ها که هیچ ربطی به عیلامیان ندارند نه از لحاظ ژنتیکی ، تاریخی ،جغرافیایی و.. و پانعرب ها سعی در جعل تاریخ دارند در حالی که خط میخی متعلق به ایلامی ها هست و بزرگترین کتیبه خط میخی عیلامی در ایذه و اشکفت سلمان وجود دارند اما حتی یک خط نوشته میخی در مکان های عرب نشین وجود ندارند و اینکه بگوییم خط میخی را اعراب یاد آریایی ها دادند یک توهین بزرگ به تاریخ باستان ایران است.
از نظر تو عیلامی ها هندی هستند !! بعد پانترکان میگن آریایی ها هندی هستند ! آخر پروفسور کدوم هندی ان
لرها بزچرانن ؟؟بیشترین دام کشور متعلق به ترکای قشقایی هست لرها حداقل چند استان از خودشون دارن قشقایی هنوز بز میچرانه 😂اردبیل هم هنوز اکثرا عشایر هستند تنها تبریز شهر بوده که اونم از پول نفت و گاز مناطق لرنشین و طلای زیر پای بلوچ و آب کردها به جایی رسیده وگرنه کتیبه آذربایجان هم به زبان پارسی است و تنها با وحوشی مثل دوران قاجار یکسری چیزها را به نام خودتان زدید
کسی که بگه ساسانیان بختیاری بودند باید به تیمارستان روانی اعزامش کرد!
همه دنیا میدانند ساسانیان به زبان فارسی میانه (به پهلوی ساسانی: پارسیگ) صحبت میکردند و تمام اسناد رومی و ارمنی و گرجی و اسلامی و عربی و چینی و… از آنها به عنوان پارس (فارس) یاد کردند نه لور نه بختیاری. خود واژه بختیاری جدید و از فارسی گرفته شد!
بنابراین لوریان زبان خود را از اونا گرفتند و نه برعکس! لوریان هستند که شیفته شاهنامه پارسیان شدند! نه برعکس!
لوریان هستند که جشن های ایرانی مانند نوروز و شب چله و حاجی فیروز و ننه سرما و… میگیرند! نه برعکس! چیزی به نام جشن لوری وجود ندارد!
لوریان هستند که عاشق سوغات شهرهای پارسی زبان و ترک زبان هستند نه برعکس!
لوریان هستند که نام پارسی و ترکی و عربی روی هم فرزندان خود میگذارند نه برعکس!
لوریان هستند که به زبان تورکی که در ۶ کشور جهان است و زبان پارسی که که به مدت ۷۰۰ سال در نیمی از جهان نفوذ کرده بود و میلیونها شعر و نثر دارند حسادت میکنند نه برعکس!
لوریان هستند که چوقای خود را از عبای راه راه یهودی-شامی کپی کردند نه برعکس!
لوریان هستند که تاریخ عیلامی و هخامنشی و اشکانی و ساسانی و حتی برمکی و آل بویه و افشاریه و زندیه را سرقت میکنند نه برعکس!
من فریدون مطهری باوی از گچساران هستم، ما باوی ها شما بختیاری های لوطی تبار را اینجا مسخره میکنیم!
بنظر من باید توی پانترک قشقایی را در تیمارستان بستری کرد و این از کارهات کاملا مشخصه اصلا من نظرات رو میخونم واقعا خندم میگیره و باورم نمیشه یکی در این حد ک.خل باشه.
واقعا فکر کردی خودتو جای این و اون جا بزنی خیلی تاثیر گذاره؟هرچند قبلاً اتحادیه ایلی قشقایی خود را لر معرفی میکرده اکنون در خوزستان توسط پارس و اعراب هم لرقشقایی نامیده میشه اما فکر نمیکردم در اوج توهین هم دلتون بخواد لر باشید.
گردن چایلد ــ ایران شناس در کتاب سیر تاریخ آورده: ⟨قشقایی به طور کلی یعنی عشایر و فراری .این ایل ابتدا در ترکستان بوده سپس به هندوستان مهاجرت کرده و بعد در فارس ساکن شدند و خود را نواده چنگیز میدانند. این ایل آداب و رسوم و پوششی شبیه به قبیله لر دارند اما زبانشان ترکی است.⟩
لرد کرزن در کتاب ایران و قضیه ایران ص ۱۳۶ اورده
قشقایی را لر و ترک گویند از آن جهت ترک گویم زیرا که اصل و نسب آنهاست و روایت حاکی است که بازمانده طوایفی به شمار میروند که همراه هلاکوی مغول از کاشغر شهری در چین به این حدود کوچانده شدند ، از آن جهت لر خواندم که آداب و رسوم و پوشش آنها شبیه بختیاری و طوایف کهگیلویه است و میگویند با این قوم نیز نسبت دارند.
نام پارسوماش در قرن نهم پیش از میلاد در کتیبههای آشوری به فارسهای باستان گفته میشد که در چهارمحال و بختیاری و مسجدسلیمان و ایذه و انشان ساکن شده بودند ربطی به لوریان مهاجر که اجداد لولوبی و گوتی و کاسی و سامی و هندی و جبل السماقی دارند نداره!!
از این سایت میخواهم نظرات من را بگذارد که لوریان سعی دارند تاریخ بقیه را بدزدند!
عجب سوتی دادی پانترک!
پارسوماش نام مسجد سلیمان کنونی است که در کتیبه آشوری آورده شده چون دومین شهر مهم تمدن عیلام بوده و چهار نیایشگاه مهم عیلامی در این شهر قرار داشته و در کتیبه آشوری نام این شهر آمده چون اشوری ها به عیلامی ها حمله کردند ، آریایی ها یا به قول تو فارسیان باستان آریایی بودند نه عیلامی که نامشان در کتیبه آشور بیاد. این شعر در واقع پاسوماس نام داشت که بعد از اتحاد با پارسیان پارسوماش تغییر کرد نه اینکه پارس باشند!!اصلا فارس های باستان ربطی به آشور ندارند که اسمشون بره تو کتیبه اونها!!چقدر دارم وقتمو حروم میکنم
در کتاب فارسنامه اصلا راجب لرستان چیزی ننوشته آقای قشقایی اتفاقا در این کتاب به ورود و فرار شما از ممالک روم به ایران مطالبی آورده شده.این شیوه پانترکی است که نام کتابی رو آورده و صفحه نامشخصی را نوشته و مطلب پانترکی مورد نظر رو مینویسن جدیدا آنقدر به گفته های خودشون بی اعتماد هستند که خودشونو لر جا میزنن و در ده ها سایت نظر خنده دار و عجیب میزارن.
متاسفانه پانترک های معروف که در خود و قومشان نگاه میکنند و عاید چیزی نیستند سعی میکنند این کمبود را از طریق توهین به اقوام دیگر جبران کنند به طوری پانترک متاسفانه باعث شده افراد زیادی از ترکهای عزیز متنفر شوند.
با سلام .
قوم لر در جغرافیای باستانی ساکن است و چیزی که مشخص است این است که قومی ایرانی الاصل و باستانی است حداقل نویسندگان و تاریخ دان ها در هر کتابی اعم از تاریخ ایران باستان کریشمن تا تاریخ باستان کمبریج و هخامنش در دیدگاه دیگر و… لرهای عیلامی و یا اینکه عیلامیان اجداد لرها هستند را واضحا بیان کرده اند.بنظرم افراد یک اتحادیه ایلی مانند قشقایی که نصف آن به دست قوم لر بوجود آمده از روی فریب پانترک ها در سایت های مختلف به لرها توهین نکنند که آبروی خودشان میرود.
و از سایت میخواهم نظرات خنده دار و فاقد اعتبار این شخص پانترک که کمتر از ۲۴ ساعت گذشته دونظر چرت در این صفحه گذاشته را پاک کند.
با سلام .
قوم لر در جغرافیای باستانی ساکن است و چیزی که مشخص است این است که قومی ایرانی الاصل و باستانی است حداقل نویسندگان و تاریخ دان ها در هر کتابی اعم از تاریخ ایران باستان کریشمن تا تاریخ باستان کمبریج و هخامنش در دیدگاه دیگر و… لرهای عیلامی و یا اینکه عیلامیان اجداد لرها هستند را واضحا بیان کرده اند.بنظرم افراد یک اتحادیه ایلی مانند قشقایی که نصف آن به دست قوم لر بوجود آمده از روی فریب پانترک ها در سایت های مختلف به لرها توهین نکنند که آبروی خودشان میرود.
و از سایت میخواهم نظرات خنده دار و فاقد اعتبار این شخص پانترک که کمتر از ۲۴ ساعت گذشته دونظر چرت در این صفحه گذاشته را پاک کند.
از این سایت میخواهم نظرات این شخص ملعون پانترک را منتشر نکند این ها قشقایی های بازمانده سپاه مغول هستند که اجدادشان در کوه های بختیاری به سختی شکست خوردند.
.
تمام اشعار فولک ناحیه خرم آباد یعنی: 1. بزران بزران 2. بینا بینا 3. سوزه سوزه 4. گرجی نیم گرجی به زبان لکی سروده شده اند و جالبه لورها اومدن اینجا گفتن لکها و تورکان بومی خرم آباد نیستن! جل الخالق! بر اساس اسناد تاریخی هم قدیمی ترین ایلات خرم آباد و بروجرد لکهای سلسله و دلفان و خزل به همراه تورکان خدابنده لو و قراگزلو هستند(کتاب مجمل التواریخ گلستانه). وقتی از نجابت ایلات لک و تورک خرم آباد و بروجرد نهایت سواستفاده را کردید و از سقوط حکومت زندیان نهایت بهره را بردید، بزرگان ساده دل این نواحی هرگز فکر نمیکردن لورهای اندیمشکی با یک سیت بیارم اندیمشکی مینی بوسی بیان بومی و صاحب خانه را غیربومی جا بزنن. کتاب های سفرنامه سیسیل ادموندز نسخه اصلی و مردم شناسی هنری فیلد را مطالعه کنید.
.
جلل خارق ترک در خرم آباد ؟ارومیه که متعلق به قوم کرد بود بس نبود حالا ادعای خرم آباد رو دارید ؟؟حداقل در ارومیه سی درصدی ترک وجود دارد خرم آباد و لرستان یک درصد هم ترک نداره هیچ واژه لک در این کتاب وجود ندارد همان دلفان هم به عنوان لرفیلی ازشون یاد کرده!
⟨مجملالتواریخ گلستانه⟩: این کتاب به اسم نویسندهی اولیه آن، یعنی ابوالحسن بنمحمد امین گلستانه به اختصار مجمل تواریخ گلستانه معروف است. در صفحهی هفده و هیجده مقدمهی کتاب نوشته شده که تألیف کتاب باید در سالهای ۱۱۹۶ ـ ۱۱۹۵ باشد.
کتاب مجملالتواریخ گلستانه در اصل ۳۴۴ صفحه دارد و ۴۳۳ صفحه این کتاب را گلستانه و ۶۴ صفحه را زینالعابدین کوهمرهای و ۴۲ صفحه را مدرس رضوی نوشته است.
•+•+•با نگرش در فهرست موضوعی اولیه کتاب و فهرست اعلان واژهیاب در آخر کتاب به خوبی متوجه میشویم که نام واژهی (#لک) در فهرست موضوعی آخر کتاب وجود ندارد در عوض نام واژهی لر فیلی در چهارده مورد و نام اسماعیلخان فیلی در ۲۱ صفحه تکرار شده است و همچنین نام بختیاری در چهل صفحه آمده است. جدا از وجود نام قومیتهایی مانند فیلی و بختیاری و غیره ما با نامهای طوایف کوچکتری مانند کلهر و زنگنه مافی و نانکلی و … هم برخورد میکنیم حتا نام دلفان هم در صفحات ۲۸۳ و ۲۹۲ امده است اما از وجود کلمه #لک در این کتاب هیچ اثری نیست این نشان میدهد که مردم شمال لرستان مانند دلفان در آن زمان به اسم لر فیلی مشهور بودهاند.•+•+••
بعد هم جناب قشقایی ترکها قومی هستید که در کل ایران پخش شدید و زمین و لباس غصب کردید دلیل نمیشه اون زمین و لباس مال شما باشن مثل جریان یک شهرستان آستارا گیلان که میخواهید به نام آذربایجان بزنیدش خودتون همه جا ساکن شدید و ادعا خاک دارید اما مردم تبریز به نژاد پرستی در کل ایران معروفند چون حتی با کسی که اونجا میره فارسی هم حرف نمیزنن برای همین مهاجرت در استان های ترکنشین خیلی کمه وگرنه ماهم مهاجرت میکردیم اونجا بعد میومدیم اسم یه کتاب الکی میگفتیم مبنوشتیم تبریز مال مردم کرد و لر است.
جمع کن خودتو
.
طبق کتاب فارسنامه ناصری، اصالت طایفه #پاپی به هندوستان می رسد!
.
در 1303 ش نبرد سختی میان ارتش و ایلات لرستان رخ داد که حسینقلی پاپی با دیگر سران ایلات بالاگریوه در آن شرکت داشتند، اما سرتیپ شاهبختی با میانجیگری میرزارحیمخان معینالسلطنه (چاغروند خرمآبادی)، از کارگزاران دولتی اواخر قاجار، و شیرمحمدخان ایلخانی سگوند (شعبة عالیخانی) با بعضی از سران بالاگریوه چون حسینقلی پاپی و حسینخان بهاروند (دیرکوند) ارتباط نزدیک برقرار کرد که در نتیجة آن جنگ را رها کرده و تسلیم شدند (شاهبختی، ص 20ـ21، 27ـ 28، 63، 105). پس از استقرار دولت در لرستان در حدود 1308 ش، ایل پاپی همانند دیگر ایلات لرستان بهدستور دولت یکجانشین شد، اما سران ایل بهعنوان رابط بین دولت و ایل موقعیت خود را حفظ کردند. محدودة ایل پاپی درزمان حکمرانی پهلوی گسترش یافت، چنانکه حسینقلیخان با حمایت دولت منطقة گریت را که قبلاً در تصرف سگوندها بود بازستاند و منطقة طاف نیز که قبلاً متعلق به طافیها (شعبهای از دیرکوند) بود سرانجام به خوانین پاپی فروخته شد. افزون بر این، خوانین پاپی یعنی حاج احمدخان و حاج صید محمدخان فرزند میرزا علی (شعبة هادی) با پشتیبانی یکی از ملاکین با نفوذ دزفول بهنام قطب، در منطقة تَنگوان که متعلق به ایل قلاوند (شعبهای از دیرکوند) بود مستقر شدند. طرح آبخیزداری در ارتباط با سدّ دز که در منطقة وسیعی از سرزمین پاپیها به مرحلة اجرا درآمد، مانع فعالیتهای سنتّی خانوارهایی شد که در امتداد رودخانة دز زندگی میکردند. در نتیجه، این خانوارها در طول دهة 1350 ش منطقه را ترک کردند. افزون بر این، به سبب کوهستانی بودن سرزمین ایل پاپی، اراضی قابل کشاورزی آن اندک است. بدینجهت در بین سالهای 1350 تا 1360 ش پاپیها دیار خود را ترک کرده، راهی شهرها شدند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی (بهمن 1357) نیز تعداد قابل توجهی از پاپیها به خرّمآباد مهاجرت کردند. همساها که اکثریت جمعیت ایل پاپی را تشکیل میدادند، شامل طوایف و تیرههای گوناگونی بودند که منشأ واحدی نداشتند. منابع پیشین (چاغروند خرمآبادی، ص 187؛ احتسابیان، ص 262؛ رزمآرا، ص 196ـ 198؛ ساکی، ص 201) نیز اطلاعات نادرستی از تقسیمبندی ایل پاپی ارائه کردهاند. اصولاً همساها به دو گروه پاپی و غیرپاپی تقسیم میشوند که در این میان، غیرپاپیها بیشترین جمعیت را دارند. گروه اول، که خود را منتسب به پاپاانار میداند، از چند تیره و طایفة کمقدرت چون درشوند، نخود، مالزیری، مُلا، بَگَری و گَیَمَدیوند تشکیل شده است. گروه دوم یعنی غیرپاپی ها از چند طایفة بزرگ و قدرتمند چون یاقْوَن، گَراوند، مدهنی، لیریائی (قبلاً ایل مستقلی بوده است)، دوزقی، کشوری، و تیرههایی چون سادات، بکبک، سیرُمی، لَلَری، تووِهای، تشکیل شده است (نیز اماناللهی بهاروند، ص 155ـ156).
{برگرفته شده از مقاله پاپی توسط دانشنامه جهان اسلام}
.
سیل مهاجرت طایفه #پاپی به خرم آباد از سال 1357 شروع شده است!
.
طایفه #پاپی_هندی امروزه پر از طوایف مختلف جعل هویتی شده می باشد که اصلا پاپی هندی نیستند!
.
طبق سند مجمل التواریخ گلستانه، خرم آباد و بروجرد خاک ایلات #لک و #تورک و #پارسیان بوده است!
.
ببین پانترک قشقایی
در متن چیز بدی رو ندیدم که بخوای بیش از چهل بار منتشرش کنی تنها یک خط اول و یک خط آخر رو خودت یه هندی نوشتی که اون هم جعلی است ^
در کتاب فارسنامه ناصری چنین مطلبی وجود ندارد چون فارسنامه راجب استان فارس هست نه لرستان! حداقل صفحه ای که این مطلب نوشته شده رو بگو؟
نیست چون چنین مطالبی وجود نداره!
آخر متنت هم نوشتی (طبق سند مجمل التواریخ گلستانه، خرم آباد و بروجرد خاک ایلات #لک و #تورک و #پارسیان بوده است!) در حالی که وجود ترک و فارس در لرستان کلا خنده دار و اما حتی لک در این کتاب هیییچ نامی ازش وجود نداره.تو این متن رو در سایت مهر میهن چهل بار فرستادی آخرش نوشتی در مجتمع تواریخ اومده بروجرد خاک لک و ترک بوده امروز فارس ها رو هم شریک کردی؟؟بعد برای خودشیرینی فارس رو مینویسی پارسیان:)برو توهیناشون رو به خودتون جمع کن
•••با نگرش در فهرست موضوعی اولیه کتاب و فهرست اعلان واژهیاب در آخر کتاب به خوبی متوجه میشویم که نام واژهی #لک در فهرست موضوعی آخر کتاب وجود ندارد در عوض نام واژهی لر فیلی در چهارده مورد و نام اسماعیلخان فیلی در ۲۱ صفحه تکرار شده است و همچنین نام بختیاری در چهل صفحه آمده است. جدا از وجود نام قومیتهایی مانند فیلی و بختیاری و غیره ما با نامهای طوایف کوچکتری مانند کلهر و زنگنه مافی و نانکلی و … هم برخورد میکنیم حتا نام دلفان هم در صفحات ۲۸۳ و ۲۹۲ امده است اما از وجود کلمه #لک در این کتاب هیچ اثری نیست این نشان میدهد که مردم شمال لرستان مانند دلفان در آن زمان به اسم لر فیلی مشهور بودهاند.••••
طبق کتاب فارسنامه ناصری، اصالت طایفه پاپی به هندوستان می رسد! در 1303 ش نبرد سختی میان ارتش و ایلات لرستان رخ داد که حسینقلی پاپی با دیگر سران ایلات بالاگریوه در آن شرکت داشتند، اما سرتیپ شاهبختی با میانجیگری میرزارحیمخان معینالسلطنه (چاغروند خرمآبادی)، از کارگزاران دولتی اواخر قاجار، و شیرمحمدخان ایلخانی سگوند (شعبة عالیخانی) با بعضی از سران بالاگریوه چون حسینقلی پاپی و حسینخان بهاروند (دیرکوند) ارتباط نزدیک برقرار کرد که در نتیجة آن جنگ را رها کرده و تسلیم شدند (شاهبختی، ص 20ـ21، 27ـ 28، 63، 105). پس از استقرار دولت در لرستان در حدود 1308 ش، ایل پاپی همانند دیگر ایلات لرستان بهدستور دولت یکجانشین شد، اما سران ایل بهعنوان رابط بین دولت و ایل موقعیت خود را حفظ کردند. محدودة ایل پاپی درزمان حکمرانی پهلوی گسترش یافت، چنانکه حسینقلیخان با حمایت دولت منطقة گریت را که قبلاً در تصرف سگوندها بود بازستاند و منطقة طاف نیز که قبلاً متعلق به طافیها (شعبهای از دیرکوند) بود سرانجام به خوانین پاپی فروخته شد. افزون بر این، خوانین پاپی یعنی حاج احمدخان و حاج صید محمدخان فرزند میرزا علی (شعبة هادی) با پشتیبانی یکی از ملاکین با نفوذ دزفول بهنام قطب، در منطقة تَنگوان که متعلق به ایل قلاوند (شعبهای از دیرکوند) بود مستقر شدند. طرح آبخیزداری در ارتباط با سدّ دز که در منطقة وسیعی از سرزمین پاپیها به مرحلة اجرا درآمد، مانع فعالیتهای سنتّی خانوارهایی شد که در امتداد رودخانة دز زندگی میکردند. در نتیجه، این خانوارها در طول دهة 1350 ش منطقه را ترک کردند. افزون بر این، به سبب کوهستانی بودن سرزمین ایل پاپی، اراضی قابل کشاورزی آن اندک است. بدینجهت در بین سالهای 1350 تا 1360 ش پاپیها دیار خود را ترک کرده، راهی شهرها شدند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی (بهمن 1357) نیز تعداد قابل توجهی از پاپیها به خرّمآباد مهاجرت کردند. همساها که اکثریت جمعیت ایل پاپی را تشکیل میدادند، شامل طوایف و تیرههای گوناگونی بودند که منشأ واحدی نداشتند. منابع پیشین (چاغروند خرمآبادی، ص 187؛ احتسابیان، ص 262؛ رزمآرا، ص 196ـ 198؛ ساکی، ص 201) نیز اطلاعات نادرستی از تقسیمبندی ایل پاپی ارائه کردهاند. اصولاً همساها به دو گروه پاپی و غیرپاپی تقسیم میشوند که در این میان، غیرپاپیها بیشترین جمعیت را دارند. گروه اول، که خود را منتسب به پاپاانار میداند، از چند تیره و طایفة کمقدرت چون درشوند، نخود، مالزیری، مُلا، بَگَری و گَیَمَدیوند تشکیل شده است. گروه دوم یعنی غیرپاپی ها از چند طایفة بزرگ و قدرتمند چون یاقْوَن، گَراوند، مدهنی، لیریائی (قبلاً ایل مستقلی بوده است)، دوزقی، کشوری، و تیرههایی چون سادات، بکبک، سیرُمی، لَلَری، تووِهای، تشکیل شده است (نیز اماناللهی بهاروند، ص 155ـ156).
{برگرفته شده از مقاله پاپی توسط دانشنامه جهان اسلام}
پاسخ دختر پارسی اراکی به پانلورهای نازیست که مدعی شدند اراکیها لوری هستند و از لور بودن خودشون خبر ندارند:
«ما اراک زندگی میکنیم، اینجا اگه بگی من لُــر نیستم برای لُـرها توهین محسوب میشه! میان فحش میکشن بهت چون تو گفتی لور نیستی پس داری به لورها توهین میکنی! اراکیها لور نیستن خود من جد اندر جد بابابزرگم هممون اراکی بودیم، خودم هم اصلیتم اراکیه. بعد تازه لورها برای من مینویسند از خدات هم باشه لور باشی! از خدام نیست! نیست! از خدام نیست! خدا را شکر که لور نیستم، سنگ پرت کُن نیستم! خواهشاً از توی شرکت صنعتی های ما بیایید بیرون برید لورستان خودتون روستاهای خودتون و کار کنید! نیاز نیست بریزید تو اراک غیربومی تشکیل بدید که یکسری ها فکر کنند اراکی ها لور هستند! اراکیها فارسن! اصیلترین قوم ایران، همه ما زبان اصلیمون پارسیه. قابل احترامن لور ترک کرد همشون قابل احترامن ولی اینکه ما لور نیستیم باعث نمیشه به شما بی احترامی بشه!»
––_–– این پاسخ قاطعانه دختر اراکی بود به لوریان تریاکی بدنساز شوتی سوار که سعی داشتند اراکیها را هم هندی سازی کنند ––_––
اتحاد پارسی و لک و تورک و قشقایی و کورد و عرب و بلوچ و مازنی و گیلکی و تالشی و ارمنی و آشوری و گرجی بر علیه آسیمیلاسون لوریان
––_–– ما خودمان هستیم نه لور لوطی تبار ––_––
خودت مینویسی خودت هم جواب خودتو میدی 😂😂
پانترک یعنی این!کسی که خودش رو فارس و لر و کرد و لک جا میزنه وبه قوم دیگه فحش مینویسه تا اقوام اصیل ایران را به جان هم بندازد این شخص یک پانترک ملعون است که حدود ده سایت رو پر از چرت و پرت کرده طوری که توسط مدیر چهار سایت مسدود شد و شیوه اش هم همینه خودشو جای بقیه جا بزنه
من خیال میکردم این پانترک های قشقایی مشکلشون با قوم لر سر اینه که لباس لری تن کردند و الان با فریب پانترکان خارجی ادعای اون رو دارند اما تمام توهین و فتنه اندازی های این پان ترکها علیه لرهای فیلی و لک هست و در کامنت های میبینید از تجزیه لرستان و وجود ترک در لرستان صحبت میکند!!!قشقایی هایی که بزرگاشون میگن با افتخار همراه سپاه مغول آمدیم ادعای سکنه در لرستان رو دارند
همون لر بختیاری و لرجنوب هم اشتباه کردند اجازه دادند حدود ده درصد وارد استان هاشون بشید که حالا ادعای همه چیز رو کنید چه برسه زمین زیر پاتون!
الله اکبر! ایرانی ها بد کردند اجازه دادند ما لوریان از هندوستان 🇮🇳 و شام 🇸🇾 وارد کشورشون بشیم ؟
شاهنامه فردوسی از ما لوریان (لولیان، لوتیان) به عنوان سیک های راجستانی یاد کرد چطور اینو انکار میکنی؟ زنده باد سرزمین مادریم هندوستان🇮🇳🧕🏿🙏🏿
از این به بعد کامنت های شما تایید نخواهد شد.
من نمیدونم چرا یک پانترک باید حدود 200نظر پر از توهین داخل این سایت بنویسه مدیر این سایت دقیقا داره چه غلطی میکنه اگه نظرات رو بدون بررسی منتشر میکردید کمتر آبروی این سایت میرفت ، این پانترک در در صفحه مرتبط به قوم لر داره چرت و پرت نشر میده و خودشو اقوام مختلف جا میزنه و به قوم لر توهین میکنه یا میگن من لرم هندی ام راهزنم فلانم و شما اینها رو منتشر کردید !!!!!! از یکسال پیش تا الان ، و این صفحه ۲۰هزار بازدید داشته ! فقط میتونم بگم متاسفم
پانترک ها کودن و احمق و ثابت شده هستند ولی برای این صفحه باید تاسف خورد سایت مهر میهن هم مطالبی راجب قوم لر منتشر کرده و همین پانترک تمام نظرات اینجا رو کپی و در اون سایت گذاشت حدود ۴۰۰نظر اضافه کرد اما با اعتراض ما تمام کامنت های این پانترک کودن رو در یکساعت پاک کرد !! آزادی بیان با اینکه هر زری دلت بخواد بزنی فرق داره ، دوازده صفحه این سایت این آدم بیشخصیت نظر نوشته و شما همه رو تایید کردید ؟ الان تازه یادتون اومده نظرات این شخص رو تایید نکنید ؟ خسته نباشید واقعا
با یه ایمیل دیگه میاد
لورهای لوتی وقتی میخواهند ثابت کنند که لوری یک زبان است بلافاصله از واژگانی محلی مانند دا (مادر) و مازه (کمر) و تاته (عمو) استفاده میکنند!
#دا در گویش مردم جنوب ایران یعنی مادر، همچنین غیر لرها مانند لک ها و کردها و باصری ها و بهبهانی ها و دزفولی ها و کنگانی ها از #دا به معنای مادر استفاده می کنند. ریشه دا از ریشه اوستایی Dawno/Daēnu دایه ریشه فارسی پهلوی Dāyak ( دایَک ) و Dāyag و واژه دادا/دا به معنای مادر هیچ ارتباطی به لوریان ندارد و این واژه پارسی اصیل است. واژه مازه هم ۱۰۰٪ فارسی است و اقوام غیر لور هم از مازه استفاده میکنند، همچنین واژه تاته به معنای عمو ریشه سامی و اکدی دارد و نه لوری!
تقریباً ۹۵٪ واژگان لری از فارسی و کردی و لکی گرفته شده است و اساساً لوری یک زبان نیست گویشی از فارسی غربی است، در لوری روزهای هفته نداریم، رنگ نداریم، عدد نداریم! نام پسر و دختر نداریم! نام طایفه های لری همه از فارسی و عربی گرفته شده.
نام شهرهای لورنشین همه فارسی و عربی هستند. رسم و رسوم لوریان ترکیبی از عربی و فارسی و ترکی است. قومی نوظهور تریاکی شوتی سوار که فاقد تاریخ و ادبیات باستانی از پشت کوه و دره میاد مدعی تمدن از زمان دایناسورها میشه! صحبت لورها از اصالت و فرهنگ باید رؤیا باشه! صحبت لوریان از غیرت که توکه بلیکه های صلواتی شان برای انگلیسی ها آزاد بود یک شوخی محض است!
من شقایق طهماسبی خواهر عرفان طهماسبی هستم، عرفان برادر من گویش و سبک موسیقی آبادانی را کپی کرد و تحت نام موسیقی لوری بختیاری درآورد!! ما لوریان از فقر نداشتن موسیقی و گویش درست و حسابی مجبوریم از نیانبان جنوبی و گویش زیبای آبادانی و ملودی هم کپی کنیم و اسمش رو موسیقی بختیاری لوتی بزاریم! درحالی که موسیقی بختیاری ریتم و ملودی خودش رو داره و اصلاً شبیه موسیقی جنوبی (بوشهری و هرمزگانی و آبادانی) نیست!
ما بختیاری ها بحران هویت داریم! ما بختیاری ها از دستبرد زدن به مرغ و خروس های مردم رسیدیم به دستبرد زدن فرهنگی و زبانی و مالکیت معنوی!
از دوستان آبادانی و بوشهری میخواهم برادر من عرفان طهماسبی شوتی سوار هندی که سبک موسیقی شما را سرقت کردند را تحت پیگرد قانونی قرار بدهید و به دادگاه بکشانید این مریض روانی را!
یعنی فقط میتونم بگم خدا شفات بده پانترک کودن
آخی داری میسوزی از اینکه ایل بختیاری بزرگترین ایل جهان هست و ایل آواره تو که تازه نصفشم لرا تشکیل دادن همواره اسمش به عنوان یک اتحادیه ایلی مطرح میشه!
[کتاب ایران و قضیه ایران]🔻صفحه ۱۳۶:ایلات فارس و قشقایی ها ــ این ایالت به دو دسته تقسیم میشوند،عده ای اصل و تبار ترک و لر دارند و دستهی دیگر که عرب اند.عمده ترین طایفه از دسته اول قشقایی ها محسوب میشوند من ایشان را ترک خواندم زیرا اصل و نسب آنهاست و روایت حاکی است که بازماندگان طوایفی به شمار میروند که هلاکو خان مغول از کاشغر به این حدود کوچ داد.و از آن جهت نیز لر خواندم که میگویند با آن قوم نیز نسبت دارند و آداب و رسوم پوشش و رقصشان لری و مانند بختیاریها و طایفه کوه کیلویه است.🔻
لباس و رقص لری و ساز لری و سبک زندگی لری رو قشقایی ها کنار بزارن هویتشون تهی از اصالت میشه و از بین میره ..توصیه ام بهت اینه یکبار کامنتات رو بخونی الان داشتم کتاب میخوندم وسطش این کامنتتو یادم اومد کلی خندیدم کمتر آبروی قومت رو ببر