تاریخ ایلامیان باستان

ایلامیان شاخه ای از آن دسته از اقوام خویشاوند و همزبانی بودند که در حدود ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد از اسیای میانه به ایران کوچ کردند. ایلامیان در جنوب غرب ایران امروزی ساکن شدند. و بعد از چندین قرن موفق به ایجاد تمدن بزرگی به نام ایلام شدند و دولت عیلام نزدیک به سه هزار سال دوام یافت.
ایلامیان تقریبا همزمان با سومری ها دولتشان را که شامل خوزستان, اطراف کوههای بختیاری,لرستان,پشتکوه و انشان یا انزان(فارس) بود تشکیل دادند.پایتختشان شوش بود و اهواز و خایدالو(خرم اباد) از شهرهای مهم شان بود(حقوق تاریخ, صفحه ۸۳, علی پاشا). ولی بعدا سرزمین تحت سلطه شان را تا نواحی مرکزی و شرقی ایران گسترش دادندַ
خود اهالی ایلام کشورشان را Haltamtu هلتمتو به معنی سرزمین خدا(ئی) می نامیدند. سومری های دشت نشین ناحیه بین النهرین, ان کشور را ایلام(Elam) یعنی کشور کوهستانی و اهالی ان را ایلامی یعنی ساکنین مناطق کوهستانی خطاب میکردند. این نامگذاری را اکدی ها از سومری ها اخذ و از طریق تمدن بابل به تورات رسید که با املای “عیلام” به اعراب و دیگر مسلمین منتقل شد.هخامنشیان مهاجر انان را Huwaja می نامیدند.( دکتر ضַ صدر,پیرامون نام تاریخی کشور”ایلام”)
دولت مقتدر ایلام از ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد تا ۶۴۵ ق م یعنی به مدت ۳۰۰۰سال تداوم داشت و بیشترین تاثیر را بر فرهنگ اقوام ساکن در ایران گذاشته است.
از ایلامیان کتیبه و لوحه های زیادی به جای مانده و بیش از ده هزار لوحه ایلامی در دانشگاه شیکاگو نگهداری میشود و اثاری که تا حال ترجمه شده اطلاعات زیادی راجع به سلسله های شاهی ایلام میدهند ولی اطلاعات راجع به زمان قبل از سارگون اول (2334ق م) شاه اکد کم است.
اولین سلسله سراسری ایلام “آوان” نام داشت (۲۵۵۰-2600ق م) و شوشتر کنونی مرکزشان بود.
سلسله “سیماش” ۱۲ شاه داشتند و مرکز حکومتشان در شمال خوزستان و جنوب لرستان بود. اوایل حکومتشان همزمان با حاکمیت قوتتی های اذربایجان در بابل بود و تابع انها بودند و اخرین شاه این سلسله “Eparli” بود و این سلسله در سال ۱۸۶۰ق م سرنگون شدַاز حوادث مهم این دوران جنگهای طولانی با سومر-اکد که منجر به انقراض انان و تسلط درازمدت ایلامیان بر بین النهرین شدַ
سلسله “سوککال ماخ” (۱۸۰۰-۱۵۵۰ق م) : از شاهان معروف این سلسله” shirukduk” میباشد که بابل را مطیع ایلام کردַ در سال ۱۹۵۷ در شمال عراق کتیبه ای از او پیدا شد که اشاره میکند به حمله او به قوتتی هایی که بین دریاچه اورمیه و ایلک باتان(همدان) ساکن بودند ,در ان حمله shirukduk شکست خورده و به شوش برگشته و بعد از مدتی میمیردַ بعد از او برادرش” شیموت-وارتاش” شاه ایلام شدַ
دوره میانه پادشاهی ایلام( ۱۴۵۰-۱۱۰۰ ق م) دوران زرین ایلام بود. ولی در قرن های ۱۱-۹ ق م به علت کشمکشهای داخلی ایلام فاقد دولت مرکزی بود و همه ایالتها کاملا مستقل بودندַ
دوران جدید دولت ایلام (۷۴۵-۶۴۵ق م ) از حساسترین دوران در تاریخ دولت ایلام بود,در این دوره کیاکسار شاه ماد همراه با بابل بر علیه آشور میجنگیدند و ایلامیان از این فرصت استفاده کرده دولت خود را تقویت کردند
در این دوران “تیگلات پیلسر” شاه آشور توانست لولوبی ها و هوری ها را مطیع خود ساخته و مستقیما با ایلام همسایه شودַ سارگون دوم در سال ۷۲۲ق م به ایلام حمله کرد ولی شکست خوردַ آشور بنی پال در سال ۶۴۵ به ایلام حمله کرده و ” خوم بان کالداش” اخرین شاه ایلام را دستگیر کرد و دولت مرکزی ایلام را منقرض کردند ولی دولت های محلی به عمر خود ادامه دادند و شکست نهایی ایلام با حمله هخامنشیان در سال ۵۴۵ق م انجام گرفتַ
ایلامیان بعد از این شکست دیگر فرصت باز سازی دولت مرکزی خود را نیافتند و بعد از انقراض ماد توسط هخامشیان٬ پارس ها بتدریج اراضی ایلام را ضمیمه امپراطوری تازه تشکیل شده خود کردند و دولت های محلی ایلام تابع انها شدندַ
ایلامیان برای تشکیل دولت مستقل خود حتی در زمان هخامنشیان بارها قیام کردند ولی دیگر موفق نشدنددولت پایداری را ایجاد کنند . داریوش در سال اول حکوتش سه بار برای جنگ با سه نفر از استقلال طلبان ایلام به انجا لشکر کشی کرد و هر سه قیام را با خشونت زیاد سرکوب کرد.داریوش شهرشوش را گرفته و به پایتختی تبدیل کرد و بدین ترتیب حکومت ایلام توسط هخامنشیان از بین رفت ولی ایلامیان مثل یک ملت تا قرن ها به حیات خود ادامه داد. در زمان اشکانیان ٬ ایلامیان حق ضرب سکه خود را داشتند و بارها در زمان اشکانیان برای استقلال خود قیام کردند.

از آنجا که به هیچ وجه حمله آشوریها و حتی حمله هخامنشیان را پایان کار ایلام نمیدانیم٬ بخش مهمی از کتاب را به بررسی تاریخ ایلام در دوره سلوکی ٬ اشکانی و ساسانی اختصاص داده ایم و امیدواریم خواننده مجاب شود که حمله آشور بنی پال و ظهور هخامنشیان پایان کار ایلام نیست که حتی در دوره اشکانی برای استقلال خود می جنگیده اند.( د.ت.پوتس٬ باستان شناسی ایلام٬ مقدمه٬ص۲ ٬ از انتشارات دانشگاه کمبریج٬سال ۱۹۹۹)
ایلامیان بر عکس سومریان بعد از انقراض حاکمیتشان در طول عصر های زیادی به زندگی در وطن خود ادامه داده و زبان و تمدن خود را زنده نگه داشتندַزبان ایلامی که به علت شباهت اش با زبان دیگر اقوام (قوتتی ه,کاسسی ها,ַַַ) از زمان Puzur inshushinak پوزور این شوشیناک (۲۲۰۰ ق.م.)زبان مشترک و اداری سراسر ایران بود توانست موقعیت ممتاز خود را تا اوایل ساسانیان حفظ کندַبا ترجمه تعدادی از لوحه های ایلامی نگهداری شده در شیکاگو بطور قطعی ثابت شده است که زبان ایلامی یک زبان التصاقی میباشد و لغات زیادی در ان با ترکی آذری امروزی شبیه یا عین هم هستندַ آکادئمک “مار” ثابت کرد که زبان ماد و ماننا نیز همان زبان ایلامی بودַ
زبان ایلامی تا قرن ها بعد از سقوط ایلام اهمیت خود را حفظ کرد , داریوش هخامنشی آن را زبان رسمی و اداری امپراطوری کرد و همه ۳۰ هزار لوحه پیدا شده در تخت جمشید به زبان ایلامی هستند(هنوز هم ترجمه نشده اند)ַ اکادمئک”مار” ثابت کرده است که زبان رسمی و اداری ماد هم ایلامی بود(تاریخ و تمدن ایلام, ص۵), این موضوع بعدا در بخش مربوط به ماد ها شرح داده خواهد شدַ
ایلامیان در زمان هخامنشیان, سلوکیان, اشکانیان و ساسانیان زبان خود را نگه داشتند و حتی در دوره بعد از اسلام نیز زبان ایلامی به حیات خود ادامه داد واز طرف تاریخنویسان اسلامی “خوزی” نامیده شد ,برای مثال اصطخری در کتاب”مسالک الممالک” به ان اشاره میکند و تاریخدانان امروزی مثلا دکتر سید محمدعلی سجادی وַַزبان خوزی را همان زبا ن ایلامی میدانندַ این زبان حالا هم در شوش و مناطق عراقی نزدیک به شوش , از جمله شهر “مندلی” و هم چنین در شهر “سنقر” لرستان و اطراف ان و بعضی جاهای دیگر زنده است و زبان عادی و روزمره اهالی میباشد و خودش هم به زبان ترکی اذری امروزی خیلی نزدیک است, انان خودشان را اشکانی مینامند(تاریخ دیرین ترکان ایران,جلد۱, پروفسور ذهتابی)
دمورگان” که سالها در خرابه های شوش کاوشگری کرده بود مینویسد که ایالت فارس حتی بعد از به قدرت رسیدن هخامنشیان شدیدا تحت نفوذ فرهنگ و زبان ایلامی بود و پارس ها دولت و فرهنگ خود را بر آنچه که از ایلامیان یاد گرفته بودند بنا نهادندַ
مַ دیاکونوف” محقق روسیمینویسد: در ایالت فارس چندین کتیبه ایلامی از اوایل حکومت هخامنشیان وجود دارد که حضور بالای ایلامیان در آنجا را حتی در زمان داریوش دوم نشان میدهدַ و این مسئله از انجا دیده میشود که” مارتیا ” که خود را پادشاه ایلام مینامد در ایالت فارس زندگی میکرد و در دفترخانه “استخر” حاکمیت کامل زبان ایلامی نشانه بیسوادی مامورین و دولتمردان پارس میباشد و نه اینکه تصور کنیم که ان زبان فقط رایج در بین اهالی بودַ (تاریخ ماد صفحه ۵۸۰-۵۸۱)
چونکه هخامنشیان کوچ نشین از خود تمدنی نداشتند و حاکمیت را با زور شمشیر و خشونت و بیرحمی خاص خودشان بدست آورده بودند امپراتوری خود را بر پایه تمدن ایلام بنا کردند و به وسیله آنان تمدن ایلامی در دنیا توسعه یافتַ در آن زمان دعوای تمدن و فرهنگ قومی در ایران وجود نداشت و این عارضه از زمان ساسانیان توسط اردشیر بابکان شروع شد( از بین بردن آثار ترکان ماد و اشکانی توسط ساسانیان) و بعدا این کار زشت توسط رژیم پهلوی که خود را وارث انها معرفی میکرد ادامه یافت( خیلی از آثار باستانی اذربایجان را در این دوره از بین بردند)ַ
تمدن واحد سنتی ایران تا زمان انقلاب مشروطیت تقریبا همان تمدن ایلامی بود که برای اولین بار با ورود اسلام تغییراتی در ان ایجادشده بود و بار دوم قازان خان سلطان معروف و کاردان ایلخانی با اصلاحات اجتماعی عظیم خود تغیراتی را در سیستم اجتماعی ایران داد و بعد ها هم در زمان مشروطیت و هم با انقلاب سفید تغیراتی در آن شد ولی رویهمرفته ساختار اجتماعی امروزی ایران همان ساختار ایلامی و تمدن ایرانی مساوی است با تمدن ایلامی و تمدنی به اسم تمدن آریایی وجود خارجی نداشته و نظریه پوچ و بی اساسی است که از طرف استمارگران غربی برای رسیدن به اهداف استمارگرانه شان در اواخر قرن نوزدهم به میان کشیده شد و حالا خود انها خیلی وقت پیش به دغل بازی خود اعتراف کرده و موهومی بودن ان نظریه را تایید نموده و حالا حتی نظریه زبان هندو اروپایی در محافل علمی طرد شده و احتمال خویشاوندی بین زبانهای اروپایی و هندوایرانی را کلا رد میکنندַ
دین ایلامیان بت پرستی بود و عقیده به ارواح مختلف, شامان ها, در بین انان رایج بودַاسم خدای بزرگ ایلام “شوشیناک“بود و هر شهری خدای خود را داشت و مجسمه خدایان در عبادتگاه های شهرها گذاشته شده بود ַ مراسم دینی ایلام شبیه مراسم دینی سومر و بابل بود (تاریخ ماد, م دیاکونوف ص ۵۸۹).
در سیستم اجتماعی ایلام نیز مثل سومریان و دیگر خلق های التصاقی زبان زن از حقوق اجتماعی خیلی بالایی برخوردار بود و در کارهای دولتی و سرپرستی اماکن مذهبی زنان حضور گسترده ای داشتند و ستم جنسی بر علیه زنان از خصوصیات اجتماعی قبایل تات( قبایلی از اواخر قرن ۱۹ به غلط با اسم اریایی خطاب میشوند) بود و آنها زن را یک انسان حساب نمیکردند و او را مثل یک جنس خرید و فروش میکردند( هنوز هم در بین کردها, تاجیکها و بعضی دیگر از قبایل تات دختر را در مقابل پولی به مرد خواستگار میفروشند) با به حاکمیت رسیدن هخامنشیان به تدریج زنان از فعالیت های اجتماعی کنار زده شدند و تمام حقوق اجتماعی خود را از دست دادند. وضع اسفناکی را که هخامنشیان به زنان تحمیل کرده بودند٬ در زمان ساسانیان بدتر شد ولی با آمدن دین مبین اسلام وضعیت زنان کمی بهتر شد٬ اما هیچوقت به زمان قبل از آمدن تات ها بر نگشتַ(زن در سیستم حقوقی ساسانیان,k.Bartlemen , ترجمه دکتر نַ صاحب الزمان) .
مجسمه سنگی”ناپیر اسو” ملکه ایلام از ۱۵۲۰ ق م قدیمیترین مجسمه زن پیدا شده در دنیاست, این مجسمه که سرش کنده شده ۱۸۰۰کیلو وزن دارد و نمونه هنر و ظریف کاری آنها است ومجسمه های یونانی و رومی که صدها سال بعد از آن درست کرده شده اند از لحاظ هنری در سطح خیلی پایین تری قرار دارندַلباس های تن این ملکه شبیه لباس های زنان اذری میباشدַ
هر کسی که با زبان ترکی اشنایی دارد با نگاهی به اسامی شاهان ایلام تشابهات آنها را با اسامی ترکی امروزی میبیندַمثال:اسامی تعدادی از شاهان ایلام: شیموت-وارتاش shimut-vartash , تن دن- اولی tan dan-uli, اونتاش قال untash-gal, لیلاایرتاشlila-ir-tash, هومبان هال تاشhumban-haltashو غیرهַ در آخر اکثر اسامی ایلامی پسوند های”تاش“,”آش” و”لی” وجود دارد که در زبان همه اقوام التصاقی زبان ساکن اطراف کوههای زاگرس(قوتتی,لولوبی,هوری,گیلزان,ماننا,ماد,ַַַ) نیز صرف میشد و هنوز هم در بین اکثر اهالی همین سرزمین ها رایج است و برای مثال پسوند “ تاش” بصورت “داش” در ترکی آذری استفاده میشود:یولداش, قارداش,تیمورتاش و غیره.
ایلامیان نیز همچون سومریان موفق به افریدن یکی از تمدنهای عالی بشری شدند و در طول تمام دوره تقریبا ۳۰۰۰ ساله حکومتشان “دمکراسی ابتدایی و سنتی” خاص اقوام ترک را حفظ کردند که بعدا مادها, اشکانیان,سلجوقیان و دیگر سلسله های ترک آن روش را ادامه دادند(ایالات و ولایات نوعی استقلال داخلی داشتن و به فرهنگ و دین دیگران احترام میگذاشتند), این خصوصیت از اخلاق طبیعی ترکان قدیم به حساب می آید و در نتیجه همین روحیه آزاد ملی ایلامیان توانستند نزدیک به سه هزار سال حکومت کنند و در مقابل اقوام سامی و غیره ایستاده و اغلب غالب ایندַسیتم حکومتی فدرالی اولین بار در تاریخ در ایلام شکل گرفتַ
به مرور زمان تمدن درخشان ایلام هر چه بیشتر اشکارتر میشود و شوینیست های فارس و حامیان اریاپرست شان( استمارگران غربی که تاریخ ایران را به نفع قوم موهوم آریا شدیدا تحریف کرده اند) که تا دیروز ٬یا وجود آنها را کلا انکار میکردند و یا آنها را وحشی و غیر ایرانی مینامیدند٬ حالا با بیشرمی میخواهند به آنها لباس اریایی ( بخوان لباس وحشیت) بپوشانند , برای مثال “یوسف مجید زاده” در کتاب “تاریخ و تمدن ایلام” مینویسد:منطقی ترین فرضیه این است که ایلامیان به عنوان پروتولر زبانشان با ورود به دوران ماد به زبان ایرانی مبدل شد.( این پان فارس همان به اصطلاح تاریخ دانی هست که اخیرا در مصاحبه ای با روزنامه همشهری ادعا های دروغین پان فارس ها را در مورد کتابسوزی مسلمین در ایران را پس گرفته و اعتراف کرد که آریایی ها تا قرن ۹ میلادی هیچوقت هیچ نوشتاری از خود نداشتند و اولین بار در اواخر قرن ۹ میلادی با کمک گیری از زبان عربی زبان فارسی قدرت نوشتاری پیدا کرد) ( همشهری، ۶ مهر ۱۳۸۲)., اینها ۸۰ ساله که مشغول تحریف تاریخ ایران به نفع قوم موهوم آریا هستند و هنوز هم با سماجت به این کار غیر انسانی و ضدفرهنگی شان ادامه میدهندַ

محمدرضا Copyright © azerbaijan43.persianblog.ir

123 نظرات
  1. محسن می گوید

    مطالب چقدر با تعصب و تبعیض نژادی نوشته شده بود. از لحاظ تاریخی عیلامیها هیچ ربطی با ترکان آذری ندارند واقعا خنده دار بود

    1. مهرداد می گوید

      در نظر شما که سوادشو نداری شاید .

      1. ناشناس می گوید

        این شمایی که اطلاعات نداری حتی موقعیت ایلام با ترک ها فاصله داره جناب مهرداد پانترک

  2. ایرانی می گوید

    همه چیزش مسخره بود و خنده دار

  3. آرمان می گوید

    نوشتی که ایلامی‌ها ۵۰۰۰ سال پیش از آسیای میانه (قفقاز) به ایران کوچیدند؟؟؟!!!!!!
    در حالی که ما در مناطق ایلامی اشیاء و ظروفی پیدا کردیم که متعلق به بیش ۱۰ هزار سال پیش است
    آن وقت چگونه ایلامی‌ها ۵۰۰۰ سال پیش به ایران آمدند؟؟؟

  4. بابک می گوید

    عجیب ترین واژگان تاریخی؟! ترکان ماد چه مفهوم جدیدی است، زرد پوستان همسایه مغولها چه دخلی بر مادهای کوهستان های ما دارد. زبان آذری، مادی است و ترکی جز زبان های شرق آسیا.

  5. هالودویش می گوید

    سام جد ههیچ آریایی و کردو ترک و لری به سام بر نمیگرده خواهشا دست به تاریخ اجدادمون نزنید اسم شهرامونو دست زدید ظلمها کردید به تاریخمون دست نزنید

  6. هالودویش می گوید

    عیلام از فرزندان سام و عیلامیها سامین چجور جز عربهای ایران میشه نژاد دیگه ای رو به عیلامیها نسبت داد چرا همه چی تو ایران بهم ریختس

    1. مهرداد می گوید

      فکر کنم با تصحیح املایی ایلام مشکل شما حل میشه الان شدن اقوام زردپوست اسیایی نه سفیدپوست سامی ضمنا ایلام و صحیحتر هالامتوم به مناطق کوهستانی و مرتفع اطلاق میشد انان خود را آنشان (که در زبان ایلامی و تورکی معنی کسی که میفهمد ) خود را معرفی کرده اند.

      1. سعید می گوید

        تصحیح املایی یا جعل املایی من نمیدونم چطور به یک خر بفهمونن که تمدن عیلام بوده نه ایلام زیقورات دور انتاش بوده نه چعازنبیل مزخرف یک مشت احمق نزاد پرست که زورشون میاد حقیقت ثابت بشه فراموش کردن که هوزیا وشهرهایشان مثل اهواز هویزه هوزینا در مناطق جنوبی ایران واقع شده نه درشمال با انکه میدونم بعدهای ترکیب جمعیتی شده ولی نمیدونم با لاپوشانی نمیدونم چی گیرشون بیاد باشه اقایون همتون چه لر چه فارس چه کرد چه ترک همتونایلامی هستید نه عیلامی خب بعدش چی ذات کثیفتون راحت میشه؟

  7. majid می گوید

    لرها بازماندگان ایلامی ها هستن و تمام شهرها و اثار و مفرغ های ایلامی تو شهر ها و مناطق لرنشین هستن شوش خرم اباد ایذه مسجدسلیمان شهرهای مهم ایلامی بودن الانم زبانشون خوزی که بازمانده زبان ایلامی هست درود بر لرها بازماندگان و بومیان ایران زمین

    1. ئاکو ایلامی می گوید

      اره جان خودت واسه همینه که اسم اون تمدن باستانی چندهزارساله اسمش تمدن لرستان باستان بود. مدیونی اگه فکر کنی ایلام بود و کرد بودن وهستن و خواهند ماند .

  8. یک لر می گوید

    کجایید ای شیر مردان “تمدن زنده به گور”! تا ببینید پس از غارت خاک و آب و نفت و گاز و کوه و جنگل و میراث تاریخی تان، اینک ترکان و تازیان و فارسان و کردان داعیه فرهنگ و تاریخ و زبان و تمدتان را دارند. وا اسفا!
    هه بویی لورسونم…

  9. mohamd می گوید

    سلام دوستان هیچ شکی نیست که ایلامی ها لر هایی فعلی هستند
    باتوجه به اینکه قوم کاسی در مناطق لک زبان لرستان و عیلامی های در مناطق لر زبان و بختیاری ایران و لرستان حضور داشته اند و این دو قوم با هم عیلام نامیده میشدند و همچنین معنی عیلام به معنی سرزمین طلوع آفتاب که خرم آباد پایتخت آن بود همچنین خرم آباد به زبان محلی خورموا تلفظ می شود که متشکل از دو کلمه خور و موا که معنی آن بر خلاف آنچه که مردم فکر میکنند که مخفف خرم آباد است نیست بلکه ، به معنی سرزمین طلوع آفتاب یعنی عیلام است چرا که در زبان لری( خ) فارسی تبدیل به( ح) میشود و حور در لری به معنی آفتاب میباشد و میتوان کلمه خور (آفتاب) را در اشعار لری باباطاهر عریان دید، برهمین اساس بسیاری از دانش آموختگان لر ، لر را عیلامی (عیلامی و کاسی یا همان لرو لک فعلی) میدانند و نه آریایی.

  10. Amir می گوید

    ین لینک هم جالبه و به خوندنش می ارزه:
    http://www.ibnanews.ir/vdcb.gbwurhb5giupr.html
    مخصوصا اینجاش که میگه:
    به نظر من اگر کسی لری را خوب یاد بگیرد و اتومولوژی زبان را بفهمد،ایلامی را آموخته است .
    بعدشم بهتره هر مقاله ای رو تایید نکنید کسی که این مقاله رو نوشته یه عقده ای به تمام معنا بوده که هیچی از تاریخ سرش نمیشه!

  11. لرستانی می گوید

    آلامتو از کی تا حالا لرستان پشت کوه شدن کرد ؟
    برو کشک ت رو بساب عمو کرد ها اصلا عیلامی نیستن
    نکنه مثل بارزانی چشم بد به خاک لرستان داری ؟
    در این که ایلام امروزی رو ایلام نام نهادن بسیار کار درست و به جای بوده چون سرزمین عیلامیان هست و بوده و خواهد بود اما مثل اینکه تجزیه لرستان به دست قاجار بی همه کس و رضا پالانی میر پنج به کام شما کرد ها شده بیشتر که دست اندازی کنید به خاک دیگران
    یه نصیحت بهت میکنم بجای غصب تاریخ و تمدن دیگران بگرد تا هویت گمشده ی کردی خودت رو پیدا کنی (یه بار آریایی یه بار ماد یه بار ساسانی ) خودتونم نمیدونید چی هستید ، سیمای استانی ایلام سعی در کردی سازی استان ایلام دارد اما پیرمردی از همان ملکشاهی هایی که میفرمایی کرد هستن (مثل کلهر ها و فیلی ها)که قبضه شون کردیددر همون سیمای استانی با قاطعیت در جواب گزارشگر کرد شبکه اعلام کرد ما لر هستیم بودیم و خواهیم بود .
    سر برز بای لرسون گئپ (سرافراز باشی لرستان بزرگ )

    1. Hdj می گوید

      ککمبمبمبمب

    2. محسن می گوید

      دمت گرم کاملا درسته

  12. فريدون ملكشاهي می گوید

    در جواب عرب خوزستان
    سلام
    دوست عزیز عربهای خوزستان که بیشتر از طایفه بنی کعب هستند در زمان شاه طهماسب صفوی وارد دشت خوزستان شدند.
    کشور عراق کنونی در دوره صفویه جزء امپراتوری عثمانی ها که سنی مذهب بودند بود.تحت ظلم حاکمین عثمانی بر شیعیان جنوب عراق ، طایفه بنی کعب از حاکم بختیاری خوزستان درخواست مساعدت و بنوعی پناهندگی می کند و شاه طهماسب صفوی که خود را مدافع شیعه می دانست موافقت می کند و از همین رو اعراب وارد دشت خوزستان می شوند و بعدها قدرت می گیرند و در قسمتهای از خوزستان ساکن می شوند.
    مکاتبات این رویداد در برخی کتاب عهد صفوی موجود است.
    دوست خوب دشت خوزستان از عهد ایلامیان جولانگاه کوچ ییلاق و قشلاق قوم لر بوده است .همچنانکه هم اکنون هم این روال وجود دارد.

    1. سعید می گوید

      عزیز تو که از تاریخ خیلی میفهمی ومیگی که عربهای خوزستان به ایران اومدن میشه تمدن میسان برام تعریف کنی میشه جواب مستدلل درباره روایات کتاب مقدس بیان بفرمایی میشه درباره نقش ونگارها ومجسمه هایی که براثار پیداشده با مدرک بیان بفرمایید باتشکر

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.