پرستش ارواح و خدايان فراوان
اديان و عقايد باستانى چينيان از آغاز تا ظهور ((لائوتسه )) و ((كنفوسيوس )) كه همزمان در حدود قرن ششم قبل از ميلاد زندگى مى كردند، آن گونه كه گذشت ، ابتدا بر پرستش ارواح و خدايان فراوان دور مى زد. خداى مذكر ((شانك تى )) نام داشت كه وظيفه او كيفر و پاداش افراد در اين جهان بود. خداى مؤ نث ((هاتن )) نام داشت . اين دو خدا، خدايان امپراطوران چين بوده است . روح پرستى بعد ديگر عقايد باستانى چين بوده است ؛ ارواح نياكان به يارى فرزندان مى آمده و در امور زندگى آنان مؤ ثر بوده است ؛ و بايد رضايت ارواح را با پرستش و نيايش آنان جلب نمود. در پرستش ارواح نياكان بايد ترتيب خاصى رعايت مى شد؛ ابتدا ارواح اجداد مادرى و سپس ارواح نياكان پدرى پرستيده مى شد. چينيان بر اين باور بودند كه آسمان يعنى پروردگار؛ و اين خدا خودش چيزى نمى گويد، بلكه كسى را ماءمور مى كند كه فرامين و دستوراتش را در ميان جوامع بشرى رواج دهد و اين امپراطور است كه فرستاده و ماءمور خداى آسمان مى باشد و فرزند خدا آسمان نيز هست . بدين سان ، امپراطور، فرزند، نماينده و فرستاده آسمانى خدا بود كه فرمانش از دو جهت مطاع بود . و اين است كه وقتى قدرت سياسى و روحانى با هم جمع مى شوند، استبداد دينى كه بدترين شكل استبداد سياسى است ، بر جامعه حاكم مى شود.
خدايان نر و ماده ؛
اقوام چينى باستان بر اين عقيده بودند كه در جهان دو اصل حكومت مى كند؛ يكى : نر يا مثبت يا نور، و ديگرى : ماده يا منفى يا تاريكى . تا زمانى كه اين دو نيروى متضاد با هم هماهنگ هستند، امور جهان بر محور رضايت و خوشبختى جامعه دور مى زند. با دگرگونى در تعادل اين دو نيرو، جهان نيز با تحولات و دگرگونى هاى خطرناكى مواجه مى گردد. اگر جامعه بخواهد اين خدايان دوگانه كه در وجود آدمى و نيز ديگر موجودات ، هماهنگى ايجاد مى كنند براى هميشه هماهنگ باشند، بايد تائو (نظم عمومى و كلى جهان ) خود را در حد اعتدال قرار دهد تا از هر گونه ناگوارى و شر و رنج در امان باشد. خداى مذكر عامل خير و بركت ، ((يانگ )) نام دارد و خداى ماده ((بين )) عامل انفعال و سكون مى باشد. آسمان را ((يانگ )) و زمين را ((يين ))، تابستان و گرما را ((يانگ )) و زمستان و رطوبت و سطح داخل اشياء را ((يين )) مى گويند. از اين رهگذار بود كه مذهب و فلسفه دو آليسم (ثنويت و دو گانه پرستى ) در ميان مردم چين باستان رواج يافت كه به تدريچ پلى ته ايسم (چند خدائى ) جاى آن را گرفت و خداى باران ، خداى محصولات كشاورزى خداى برف ، خداى آتش و… پديدار شدند
همان طور كه ذكر شد، يكى ديگر از ابعاد عقايد باستانى چين پرستى ارواح نياكان بود. پرستش ارواح نياكان بعدها تبديل به پرستش ارواح شوهران براى ((زنان )) گرديد؛ به استثناى شاهان و امپراطوران چين كه خداى آسمان را فرزندى و نمايندگى مى كردند و مردم مجبور به پرستش و اطاعت از آنان بودند. پرستش ارواح شوهران توسط زنان ك حكايت از پيشينه طولانى نظام مرد سالارى در چين دارد. در چنين جامعه اى زنان از محرومترين طبقات جامعه بودند؛آنان حق دختر زائيدن نداشتند و اگر دخترزائيدن مظهر خشم و غضب ارواح نياكان بود. نظام برده فروشى (زن و دختر فروشى ) در چين به دليل وجود اين عقايد بسيار پر رونق بوده است دخالت ارواح نياكان در كليه امور زندگان ، در غم و شادى و… از جمله باورهاى چينيان باستان بود. براى جلب رضايت ارواح علاوه بر پرستش بايد هديه اى تقديم مى شد و اين هديه بايد توسط فرد كهن سال خانواده تقديم ارواح نياكان مى گرديد.
در آئين باستانى چين جامعه روحانيت وجود نداشت و فرد بزرگ خانواده ، مراسم مذهبى را انجام مى داد.
در ميان عقايد باستانى چين ، عقيده به ارواح ، زمين ، آب ، كوه ، جنگل و… ديده مى شود. چينيان زمين را مقدس مى دانستند؛ به اين صورت كه : خانه به زن تعلق داشت ، مرد بايد در خانه بر روى زمين يا حصير خانه با همسران خود نزديكى كند تا مادر زمين او را بارور نمايد و در اين هنگام ارواح نياكان مادرى حضور يابند و در جنين حلول كنند.
زمين پرستى ؛
زمين پرستى ريشه در غلبه نظام كشاورزى چين دارد. اصولا مشخصه تمدن چين كشاورزىاست . در هر قريه و دهكده اى تپه اى از گل و خاك به علامت حاصلخيزى زمين افراشته وبر قله آن درختى مى كاشتند و اطراف آن را نهال هاى مقدس مى كشاتند. آن خاك را ((شيى)) مى گفتند و اين مكان را مركز مذهبى و محل عبادت روستا قرار داده بودند كه تشريفات وآداب ويژه اى نسبت به خدايان را به دست مى آوردند. اين مراسم در هر فصلى به مناسبتبذر افشانى يا رشد اشجار و بركت محصولات انجام مى شد. تا اين كه عصر امپراطورانچين به صورت بهترى در آمد و مراسم مزبور به وسيله امپراطور انجام مى گرفت . زيراعقيده داشتند كه انجام مراسم توسط امپراطور، محصولات كشاورزان را چند برابر مى كندو درختان بارورتر مى شوند آسمان پرستى ؛
پرستش زمين به تدريج از رونق افتاد و جاى آن را آسمان پرستى گرفت . در عصر سلطنت ((شانگ ها))، معبودى به نام ((تى ياشانگ تى )) مورد پرستش و عبادت عموم قرار داشت . او خداوندگار جهان علوى يا خاقان آسمانها پنداشته مى شد. پادشاهان براى به دست آوردن بركت آسمانها و باران به او متوسل مى شدند. مقام و مرتبه آسمان را بالاتر از زمين مى دانستند. در هنگام رزم ، به وسيله كاهنان ، رضايت ((شانگ تى )) را طلب مى كردند. وقتى خاندان چو به سلطنت رسيدند، به جاى ((تى )) خداى آسمان را به ((تين )) ملقب كردند. ((تين )) يعنى ((آسمان )) كه منزلگاه ارواح عاليه و مقام مقربين است . پادشاهان خاندان چو و خاندان خاقان هميشه رابطه خود را با آسمان نگاه مى داشتند و همه ساله در ايام ويژه اى از سال ، پادشاه به منظور اهداء قربانى ها و نياز به درگاه خداى آسمان در محرابى كه در جنوب پكن به نام آسمان بنا كرده بودند، مراسمى انجام داد و هدايائى از بخور معطر و موى بز و مقدارى سنگ با ارزش و ابريشم خام و طعام و شراب و غلات عرضه مى داشت . خاقان نه مرتبه پيشانى بر خاك مى سود. مردم چين بر اين باور بودند كه بدون انجام اين اعمال هرگز ميان زمين و آسمان توافق و اعتدال و وحدت صورت نخواهد گرفت .
در باور چينيان دو نوع روح وجود داشت كه در تمام زواياى جهان طبيعت متفرقند؛ ارواح مفيده و ارواح موذيه كه صفات شيطانى دارند و در اطراف منازل آدميان پراكنده اند و نيز در اماكن خالى و متروكه ، در تاريكيها و جنگلها و… به ويژه در شبها متعرض افراد مى شوند، گاهى به صورت جانوران و درندگان و گاهى به صورت حيوانان اهلى در آمده و آدميان را آزار مى دهند. ارواح مفيده در گروه ((شين )) و گروه ارواح موذيه در ((گوى )) قرار داشتند.
ارواح مفيده (شين ها) در آسمان و اراضى بارور و درختان سنگهاى قيمتى و آفتاب و ماه و ستارگان و ابر و باران و آتش و دريا و نباتان سودمند زندگى مى كنند. ارواح نياكان از نوع شين ها هستند. در حالى كه ارواح موذيه (گوى ها) در تاريكيها زندگى مى كنند و اگر انسانها به نور چراغى متوسل نشوند، در معرض خطر آنها قرار مى گيرند. لذا مردم چين براى نجات از ضرر ارواح موذيه به روحانيون مذهب تائو و جادوگران ديگر مذاهب پناه مى بردند.
آنان راه ديگرى نيز براى نجات مى جستند و آن آويزان كردن ((مجسمه خروس )) در منازل و سر در خانه ها بود. در روز اول سال منازل را جادو مى كردند تا از وجود ارواح شرور پاك گرداند
جاودانگى ارواح ؛
مردم چين عقيده داشتند كه ارواح اموات براى هميشه داراى حيات و زندگى هستند و بازندگان در تماس اند. هر وقت زندگان يادشان كنند، فورا حاضر مى شوند و مى توان با آنان سخن گفت و مشورت كرد. ادعيه و اوراد و قربانى و هديه ، راه مناسب ارتباط با عالم ارواح است . ارواح از ماده خوردنيها و نوشيدنيها نمى خوردند ك بلكه جوهر لطيف و روحانى آنها را جذب مى كنند و صورت مادى خوراكى ها را روحانيون ميل مى كنند. از اين رو، مردم چين مراسم تدفين اموات را با مراسم خاصى انجام مى دادند. افراد ثروتمند، در هنگام دفن اموات ، تمام اشياء و اموال متوفى را از قبيل ظروف ، اسلحه شكارى و سگ شكارى و اسب او را زنده به خاك مى سپردند. گاهى افراد انسان را همراه متوفى خاك مى كردند تا به كارهاى ضرورى متوفى رسيدگى كند. در هر خانه اى ضريحى قرار مى دادند تا هميشه به ياد نياكان خود باشند. در مقابل اين ضريح عقد و ازدواج ما بين عروس و دامان انجام مى گرديد و در برابر قبور خضوع و خشوع خاصى مى كردند تا رفع گرفتارى هاى مادى و معنوى خود را بكنند. در فصل بهار و پائيز به زيارت قبور نياكان مى رفتند و هداياى خوردنى نثار مى كردند و بر اوراق ، نقش پتو و لحاف و اقمشه را نقاشى مى كردند تا ارواح از سرما و گرما خود را حفظ كنند



بهترین سایت های گردشگری در سایت عالی هستش
https://bestfarsi.ir/reportage