چیز نویسی در مصر باستان

220px-Papyrus_Ani_curs_hiero.jpg (220×258)

تعليم و تربيت- مدارس دولتي- كاغذ و مركب- مراحل مختلف تكامل خطنويسي- اشكال خطنويسي مصري

كاهنان مصري مقدمات علوم را، در مدارسي كه پيوسته به معابد بود، به فرزندان خانواده‌هاي ثروتمند مي‌آموختند، بدان سان كه در كليساهاي كاتوليك رومي زمان ما نيز چنين امري جريان دارد. يكي از كاهنان منصبي داشت كه مي‌توان آن را معادل وزير آموزش و پرورش امروز دانست؛ او خود را به نام «رئيس طويلة شاهي براي تعليم و تربيت» مي‌ناميد. در خرابه‌هاي يكي از مدارسي كه ظاهراً جزئي از بناي رامسئوم بوده صدفهاي فراواني يافته‌اند كه بر روي آنها هنوز نوشتة درسي را كه معلم آن زمانهاي دور داده مي‌توان ديد. كارآموزگار در آن زمان عبارت از اين بوده است كه منشيهايي براي دستگاههاي دولتي تربيت كند. با شرح و بسط در اطراف مزاياي تعليم، كودكان را به اين كار تشويق مي‌كرده‌اند؛ از اين قبيل است آنچه در يكي از پاپيروسها به اين صورت آمده است: «به درس و علم دل بده و آن را همچون مادرت دوست بدار.» و در پاپيروس ديگر چنين مي‌خوانيم: «هيچ چيز گرانبهاتر از علم نيست.» و در پاپيروس ديگر چنين: «هيچ حرفه‌اي نيست كه آدمي در آن تحت امر ديگري نباشد، تنها مرد عالم است كه در تحت حكومت خويشتن است.» يكي از علاقمندان به كتاب چنين نوشته است:‌ «بدبختي در آن است كه شخص سرباز باشد يا به كار شخم كردن زمين بپردازد؛سعادت در آن است كه آدمي در هنگام روز كتابي به چنگ آرد، و شب هنگام به خواندن آن بپردازد.»

دفاتري از زمان سلطنت جديد به دست ما رسيده كه آموزگاران، در حاشية آن دفاتر، خطاهاي شاگردان را اصلاح كرده‌اند؛ اين خطاها به اندازه‌اي است كه اگر شاگردان امروز آنها را ببينند،بسيار ماية تسلي خاطرشان مي‌شود. ديكته نويسي و رونويسي از متنها يكي از مهمترين وسايل تعليم بوده؛ اين گونه درسها را بر روي پاره‌هاي سفال يا ورقه‌هاي سنگ آهكي مي‌نوشتند. بيشتر آنچه تعليم مي‌كردند به مسائل بازرگاني ارتباط داشت، زيرا مصريان نخستين قوم معامله‌گر و سودطلب بوده، و بي‌اندازه به اصل نفع‌‌پرستي و سودجويي توجه داشته‌اند. آنچه معلمان بيشتر دربارة آن چيز مي‌نوشتند مطالب مربوط به فضيلت و تقوا بود؛ مسئلة اساسي، مثل همة زمانها، مسئلة حفظ نظم و انظباط به شمار مي‌رفت. در يكي از دفترها چنين آمده است: «وقت خود را به هوس و آرزو ضايع مكن، كه چون چنين كني، عاقبت بدي خواهي داشت. كتابي را كه در دست داري به دهان بخوان، و از كسي كه از تو داناتر است نصيحت بپذير» – شايد اين عبارت آخري كهنه‌ترين اندرزي باشد كه در تمام زبانهاي عالم يافت مي‌شود. انضباط بسيار سخت بود و بر پايه‌هاي ساده و ابتدايي قرار داشت. در يكي از نوشته‌ها اين عبارت بليغ آمده است كه: «جوانان پشتي دارند، چون اين پشت مضروب شود، به درس توجه مي‌كنند، زيرا كه گوشهاي جوانان در پشت آنان قرار گرفته است.» در نوشتة شاگردي به آموزگار سابق خود، چنين آمده است: «تو به پشت من كتك زدي، و به اين ترتيب تعليماتت به گوش من فرو رفت.» دليل بر آنكه اين روش تربيت حيواني پيوسته موفقيت‌آميز نبوده، از پاپيروسي به دست مي‌آيد كه در آن آموزگار اظهار تأسف مي‌كند كه شاگردان سابق وي به اندازه‌اي كه آبجو را دوست دارند به كتاب علاقه نشان نمي‌دهند.

با اين حال، عدة كثيري از فارغ‎التحصيلان مدارس پيوسته به معابد به مدارس عالي وابسته به ادارة خزانه‌داري داخل مي‌شدند. در اين مدارس، كه قديمترين مدارس دولتي شناخته شده در تاريخ است، منشيهاي جوان تعليمات مربوط به امور اداري را فرا مي‌گرفتند و، پس از آنكه اين مدرسه را به پايان مي‌رساندند، مدتي به عنوان كارآموزي در نزد كارمندان مشغول به خدمت تمرين مي‌كردند و بخوبي، در كارهايي كه بعدها بايستي بر عهدة ايشان واگذار شود، آزموده مي‌شدند. شايد، براي به دست آوردن كارمندان اداري و مجرب ساختن ايشان، اين طريقه بر روشي كه در نزد ما مرسوم است، يعني انتخاب كارمندان از روي آنچه مردم در حق ايشان مي‌گويند و از روي اندازة فروتني و فرمانبرداريي كه نشان مي‌دهند و تبليغاتي كه در اطراف ايشان به عمل مي‌آيد، مزيت داشته باشد. به اين ترتيب است كه مصر و بابل، تقريباً در يك زمان، قديمترين سازمان تعليم و تربيتي را كه تاريخ از آن آگاهي دارد برقرار ساخته‌اند. تنها در قرن نوزدهم ميلادي است كه سازمان تعليم و تربيت ترقي كرد و دوباره به درجة كمالي رسيد كه در نزد مصريان به آن درجه رسيده بود.

وقتي دانش‌آموز به كلاسهاي آخر مدرسه مي‌رسيد، حق داشت كه براي نوشتن از كاغذ استفاده كند؛ اين كاغذ خود يكي از مهمترين كالاهاي بازرگاني مصر، در آن زمان، و يكي از بزرگترين عطايايي است كه اين كشور به جهان بخشيده است. ساقة بردي (پاپيروس) را رشته رشته مي‌كردند و آن رشته‌ها را چپ و راست بر روي يكديگر قرار مي‌دادند و مي‌فشردند؛ به اين ترتيب، كاغذ را، كه يكي از اركان تمدن است، مي‌ساختند. گواه بر خوبي ساختمان اين نوع كاغذ آن است كه نوشته‌هايي از پنج‌هزار سال پيش باقي است كه بآساني خطوط آن خوانده مي‌شود. براي آنكه با كاغذ كتابي بسازند، طرف راست هر صفحه را به طرف چپ صفحة ديگر مي‌چسباندند، و به اين ترتيب طومارهايي به دست مي‌آوردند كه طول بعضي از آنها به چهل متر مي‌رسيد، و از اين حد كمتر تجاوز مي‌كردند، زيرا مورخان مصري اصراري در پرنويسي و پرداختن به حشو و زوايد نداشته‌اند. براي ساختن مركب، رنگ سياه فسادناپذير دوده را با كمي آب و صمغ گياهي، بر روي پاره تخته‌اي، خوب مخلوط مي‌كردند؛ قلمي كه به كار مي‌بردند از ني بود، كه كنار آن را با كارد مي‌تراشيدند و براي نوشتن آماده مي‌ساختند.

با همين آلات و ادوات تازه فراهم شده بود كه مصريان نخستين آثار ادبي جهان را مي‌نوشتند؛ ممكن است لغت و زبان ايشان از آسيا به آن سرزمين رفته باشد، چه در قديمترين نمونه‌ها كه به دست آمده شباهت فراواني با لغات سامي ديده مي‌شود. آنچه ظاهراً به نظر مي‌رسد اين است كه خطنويسي، در آغاز كار، به شكل صورتنگاري بوده؛ يعني براي نوشتن هر چيز شكل آن را رسم مي‌كرده‌اند؛ مثلا كلمة خانه را، كه در زبان مصر قديم «پر» ناميد مي‌شده، با مربع مستطيلي نمايش مي‌داده‌اند كه در يكي از دو ضلع درازتر آن شكافي باشد. چون بعضي از معاني مجرد چنان است كه نمي‌شود آنها را با صورتي مجسم ساخت، كم‌كم، صورتنگاري به مفهومنگاري مبدل شد، و برحسب عادت و قرارداد، علامات خاص، به جاي آنكه نمايندة شيئي باشد كه تصوير شبيه به آن است، نمايندة معانيي شد كه از ديدن تصوير به ذهن وارد مي‌شود؛ مثلا سرشير نمايندة بزرگي و تسلط بود (همان گونه كه در مجسمة ابوالهول نيز چنين است)؛ زنبور علامت سلطنت به شمار مي‌رفت؛ قورباغة تازه از تخم درآمده از عدد چند هزار حكايت مي‌كرد. پس از آن، طريقة مفهومنگاري پيشرفت و تكامل ديگري پيدا كرد و بعضي از معاني را، كه در زبان محاوره اسم چيزي از حيث تلفظ شبيه با تلفظ آن معني بود، با كشيدن شكل آن چيز نمايش مي‌دادند. مثلا تصوير طنبور تنها براي نماياندن طنبور به كار نمي‌رفت، بلكه معني نيك و صالح نيز از آن به دست مي‌آمد؛ چه تلفظ كلمة طنبور در لغت مصري يعني نفر (Nefer) ‌با تلفظ كلمة مصري به معني «خوب» يعني نوفر (Nofer) شبيه بود؛ از اين جناس لفظي تركيباتي به دست آمده است كه بي‌اندازه معمايي و اسباب شگفتي است. كلمة نمايندة فعل «بودن» در لغت مصري لفظ خوپيرو (Khopiru) بود؛ در ابتداي كار، منشيهاي مصري از يافتن تصويري كه نمايندة اين معني كاملا مجرد باشد عاجز بودند، ولي در پايان كار، اين كلمه را به سه قسمت خو-پي- رو تقسيم كردند و اين سه قسمت را با تصاوير غربال- كه در تلفظ به صورت خو (Khau) گفته مي‌‌شود- و بوريا (با تلفظ «پي») و دهان (با تلفظ متعارفي «رو») نمايش دادند؛ بتدريج، عرف و عادت، كه بر بسياري از چيزهاي بيهوده لباس قدسيت مي‌پوشاند، از اين آميختة شگفت‌انگيز حروف، فكر ومفهوم «بودن» را استخراج كرد. به اين ترتيب بوده است كه نويسندة مصري مقاطع هر كلمه و شكلي را كه نمايندة هر مقطع است، و مجموعة تصاويري را كه نشانة هر لفظ مي‌شود، شناخته و براي نوشتن كلمات دشوار آنها را به مقاطع مختلف تقسيم مي‌كرده و در پي يافتن الفاظي، از لحاظ تلفظ مشابه با اين مقاطع، و از لحاظ معني مخالف با آنها، برمي‌آمده و تصاوير اشياي مادي نمايندة اصوات را رسم مي‌كرده؛ چنين بوده است كه در آخر توانسته‌اند براي هر معني نشانه‌هاي هيروگليفي پيدا كنند و آن را، با يك يا چند علامت، در نوشته‌ها مجسم سازند.

ميان اين كار و اختراع حروف الفبا بيش از گامي نبود كه بايد برداشته شود. علامت نمايندة «خانه» در اول كار، به صورت لغت مصري پر (per) خوانده مي‌شد؛ سپس اين علامت از خانه گذشته، نمايندة صوت «پر»يا پ-ر، بدون توجه به صوتي كه ميان اين دو حرف بيصداست، گرديد، و به عنوان مقطع و هجايي در نماياندن كلماتي كه اين مقطع در آنها وجود داشت، از آن استفاده مي‌شد. در مرحلة ديگري، اين صوت كوتاهتر شد و به جاي پ،پا،پو پ يا پي در كلمات مختلف به كار مي‌رفت؛ چون حروف صوتي هرگز در كلمات نوشته نمي‌شد، از علامت خانه، در آخر كار، حرف «پ» بيرون آمد، و اين علامت نمايندة حرف الفبايي «پ» شد. به همين ترتيب بود كه علامت نمايندة دست- به لغت مصري، دوت (dot)- در ابتدا نمايندة د، دا، دو، دي، د، و پس از آن نمايندة حرف الفبايي «د» شد، و از علامت نمايندة دهان – رو (ro) يا رو(ru)- حرف «ر»، و از علامت نمايندة مار- زت (zt)- حرف «ز»، و از تصوير درياچه – شي (shy)- حرف «ش» به دست آمد… نتيجة اين كار آن بود كه الفبايي مركب از بيست و چهار حرف ساخته شد كه، باتجارت مصري و فنيقي، به همة كشورهاي اطراف مديترانه انتقال يافت، و سپس از راه يونان و روم در سراسر زمين پراكنده شد و به صورت گرانبهاترين ميراثي درآمد كه كشورهاي شرق براي تمدن و فرهنگ جهان باقي گذاشته‌اند. صورتنگاري هيروگليفي به اندازة سلسله‌هاي سلاطين مصر قدمت دارد، ولي حروف الفبا، براي نخستين بار، در نقشهايي كه از مصريان در معادن سينا برجاي مانده ديده مي‌شود؛ تاريخ اين نقشها را بعضي از مورخان 2500 ق‌م‌ مي‌دانند، و دستة ديگر آنها را به 1500 ق‌م‌ نسبت مي‌دهند.

بايد دانست كه، پس از درست شدن الفبا، مصريان براي نوشتن تنها از حروف الفبا استفاده نمي‌كردند، بلكه، تا آخرين دورة تمدن خود، حروف و تصاوير نمايندة اشيا، تصاوير نمايندة فكر و مفهوم، و نمايندة مقاطع كلمه، همه را با هم به كار مي‌بردند. به همين جهت است كه خواندن نوشته‌هاي مصري قديم براي دانشمندان دشواري دارد؛ ولي تصور اين مطلب بسهولت ميسر است كه آموختن خطنويسي به طريق متعارفي با طريق شكسته و خلاصه‌نويسي كار را براي مصريان، كه وقت كافي براي آموختن اين گونه خطنويسي‌ها داشته‌اند، آسان مي‌كرده است. از آنجا كه خط نوشتة انگليسي راهنماي خوبي براي تلفظ آنچه نوشته شده به شمار نمي‌رود، كسي كه بخواهد تلفظ صحيح انگليسي را بياموزد همان اندازه دشواري در پيش دارد كه نويسندة باستاني مصر براي به خاطر سپردن 500 علامت هيروگليفي و معاني مقاطع آن و استعمال آنها به صورت حروف هجايي در پيش داشته است. به همين جهت بوده است كه نوعي خط براي تندنويسي و نوشته‌هاي عادي پيدا شد، و خط هيروگليفي يا «نقوش مقدس» را تنها براي نوشتن كتبيه‌هاي آثار ساختماني به كار مي‌بردند. چون كاهنان و نويسندگان معابد نخستين كساني بودند كه خط هيروگليفي را به اين صورت تازه درآوردند، يونانيان اين خط تازه را خط «مقدس» ناميدند، ولي بزودي اين خط در نوشته‌هاي عمومي و خصوصي و اسناد بازرگاني رواج پيدا كرد. پس از آن، به دست خود مردم، گونة ديگري از خطنويسي، ساده‌تر از نوع خط «مقدس»، ايجاد شد كه در نوشتن دقت كمتري لازم داشت؛ به همين جهت، آن را خط «توده‌اي» ناميدند. با وجود اين، مصريان بر بناهاي عظيم خود، با اصرار هر چه تمامتر، تنها همان علامتهاي زيبا و با شكوه هيروگليفي را نقش مي‌كردند؛ شايد اين خط زيباترين خطي است كه تاكنون شناخته شده.سرچارلز مارستن، بنا بر تحقيقات تازه‌اي كه در فلسطين صورت گرفته، چنان عقيده دارد كه الفبا از اختراعات سامي است؛ و حتي آن را به حضرت ابراهيم خليل نسبت مي‌دهد. عللي كه براي اين طرز تصور خود مي‌آورد بيشتر جنبة وهمي و تخيلي دارد.

منبع : , جلد اول : مشرق زمین

نویسنده :

نشر الکترونیکی سایت

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.