پایان زندگی رامسس سوم

پایان زندگی رامسس سوم

به موجب روایاتی که از سوی راویان و گزارشگران مصری به مورخان و تحلیل گران واصل شده است، مصریان خود را هرگز تهدید برای سرزمین های دیگر از جمله سوریه و فلسطین به شمار نیاورده اند. البته سیاست های جنگی رامسس سوم در مقایسه با عملکرد رامسس دوم و دستاوردهای وی در این زمینه، با پیروزی های کمتری همراه بوده است. با این وصف طبیعی به نظر می رسد که بخشی از متصرفات مصریان را در دورۀ حکومتش از دست داده و بخش هایی نیز در دورۀ زمام داری جانشینان وی از منتزع شده است.

مصریان در دورۀ زمام داری این (رامسس سوم : از ۱۱۸۲ تا ۱۱۵۱ پیش از میلاد مسیح) در غرب با مسائل و مشکلات کمتری روبرو بوده اند. ولی پس از او با غرب نیز سازش مطلوب و مداوم وجود نداشت و اصطکاک هایی آغاز شد. با وجودی که لیبیایی ها به شدت سرکوب شده و مصریان دیگر احتمال یاغیگری و تجاوز و تهاجم از سوی آنان به قلمرو سرزمین خود را نمی دادند، به طور مکرر در سلسلۀ بیستم حضور آنها در خاک مصر گزارش شده است. بدیهی است که آنچه در این بخش از به نظر می رسد، بخشی از وقایع نظامی عصر رامسس سوم است.

از نظر اوضاع داخلی و شرایط اقتصادی جامعۀ مصر در عصر این فرعون، مهمترین منبع اطلاعاتی بزرگ هاریس[۱] است که هم اکنون در [۲] نگهداری می شود. این پاپیروس بزرگ و پرمحتوا قطعاً در زمان جانشین رامسس سوم تنظیم و نگاشته شده است و دربرگیرندۀ زندگینامۀ  شخصی و سیاسی- نظامی وی از زمان روی کار آمدن تا می باشد. محتوای این پاپیروس در واپسین روزهای زندگی رامسس به وسیلۀ کاهنان و کاتبان درباری تهیه و تنظیم و برای وی قرائت شده و پس از مرگ وی پاپیروس عظیم معروف به پاپیروس بزرگ هاریس نوشته شده است.

در بخشی از این پاپیروس پای بندی وی به دیانت مصریان و گرامی داشت خدایان مصری و هدایا و خدمات وی به معابد، تأسیسات و سایر اماکن دینی به تفصیل به وسیلۀ کاهنان مؤلف محتوای این پاپیروس مدنظر و مورد توجه قرار گرفته و منظور شده است. رامسس سوم در این مورد هم به تقلید از رامسس دوم کوشید تا پیوسته از حمایت کاهنان معابد برخوردار باشد، لذا از هیچ گونه فداکاری و جانفشانی دربارۀ خدایان و معابد متعلق به آنها دریغ نورزید و شماری از کاهنان برجسته و با تدبیر را به عنوان رایزنان امور اجتماعی و فرهنگی – دینی در دربار خود نگهداشته بود.

پاپیروس مذکور به عنوان کارنامۀ سی و یکسالۀ با دقت کم نظیر تهیه شده و به جانشین وی در روز تاج گذاری و به تخت نشستن به عنوان هدیه ای از سوی مجمع روحانیان مصری، تقدیم گردیده و وی نیز بی درنگ طی فرمانی در حضور جمع کثیری از کاهنان، دیوانیان، صاحبمنصبان و اعضای خانوادۀ خود که در آن مجلس حضور داشته اند، برای اطلاع عموم انتشار داده است. حمایت وی از کاهنان، اعطای کمک های مالی به معابد، برگزاری سخاوتمندانۀ آیین های گرامی داشت خدایان و… به زعم همین کاهنان مؤلف پاپیروس موجبی برای کسب پیروزی های نظامی و توفیقات گستردۀ سیاسی و تحولات اقتصادی – اجتماعی در عصر فرمانروایی رامسس سوم تلقی شده است. جانشین رامسس سوم در همان روز جلوس به تخت  سلطنت مصر به جمع حاضر قول داد که وی نیز همانند سلف خود رامس سوم در بزرگداشت خدایان، حمایت از کاهنان معابد و تأمین رفاه و آسایش برای مردم مصر و ستیز قاطعانه و متهورانه با دشمنان از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد بود.

از فهرستی که در این پاپیروس مستتر و منظور است، چنین بر می آید که رامسس سوم شش درصد املاک و اموال خود را به عامۀ مردم و ده درصد زمین های مزروعی متعلق به خود را به روستاییان کم زمین و سی درصد مایملک خود را اعم از اموال منقول یا غیرمنقول به معابد مصر بخشبده و وقف نموده است. این اعداد و ارقام نشان می دهد که به معابد تحت حمایت رامسس سوم زمین های مزروعی به میزان ⅓ آنچه تاکنون داشته اند و به روستاییان پنج برابر زمین قابل کشت و زرع و به عامۀ مردم مصر ۲۰ درصد از اموال و املاک اهدایی فرعون به مالکیت شان افزود شده است.

در کنار معابد ممفیس و هلیوپولیس، معبد خدایگونۀ آمون – رع در تب بزرگترین بهره مندی از هدایای فرعون را داشته است. مصرشناسان و تحلیل گران مسائل سیاسی دینی عصر رامسس سوم به این نتیجه رسیده اند که وی افزون براینکه به عنوان سلطانی مقتدر وبا تدبیر ووطن پرست بر مصر ومصریان فرمانروا بود، همانند کاهنی  عالیمقام در خدمت آمون – رع بوده است.

کوتاه زمانی پس از مرگ  رامسس سوم و به قدرت رسیدن جانشین وی، شرایط به گونه ای دیگر در آمد و یکی از درباریان به عنوان رقیبی سرسخت در برابر اقدامات رامسس سوم در جامعۀ مصر خودنمایی کرد. گویا این رقیب خطرناک و ظاهر فریب یکی از صاحبمنصبان مصری در مشاغل گوناگون در دربار رامسس سوم بوده است. که طمع یه تاج و تخت فرعون کرده بود. عملکرد نامطلوب این صاحبمنصب مصری از زمان مرگ رامسس سوم تا پایان کار سلسلۀ بیستم مورد انتقاد مصریان بوده است.

از میان اسناد به جای مانده از این مقطع تاریخی مصر باستان سه گروه پاپیروس اهمیت داشته و اطلاعات جالبی از مصر را در اختیار پژوهشگران گذاشته اند. در یکی از این پاپیروس ها توطئه ای که در حرمسرای رامسس سوم علیه وی سازمان دهی شده بود، به طور خلاصه گزارش شده است. طبعاً این گونه حوادث بر روی نقوش و تصاویر ودر کتیبه ها درج نمیگردیده و ترسیم نمی شده است . در پاپیروس فوق نیز از مشروح این توطئه که «خیانت به فرعون» [۳] نامیده شده و اطلاعات دقیق و علت بروز ووقوع آن سخنی به میان نیامده است. تنها نکتۀ جالبی که در این پاپیروس به آن اشاره شده است، معرفی طراح و سردستۀ توطئه گران است. وی ریاست ادارۀ اور سری و ویژۀ دربار را به عهده داشته و شماری از زنان درباری نیز از همدستان او بوده اند. در برخی از ترجمه ها و تجزیه و تحلیل ها شماری از زنان ابوابجمعی حرمسرای فرعون را طراحان و صاحمنصب فوق (رئیس ادارۀ امور سری و ویژه دربار) را مجری آن توطئۀ دانسته اند.

در پاپیروس دیگری رامسس سوم خدایگونه و همطراز با خدای بزرگ نامیده شده است. دادن چنین لقبی به یک فرعون مصر تا زمان تنظیم این پاپیروس که بی تردید پس از مرگ فرعون نگاشته شده، بی سابقه بوده است. این می رساند که رسیدگی به موضوع  توطئه نیز پس از مرگ رامسس سوم در دستور کار قضات ویژه که همان کاهنان معابد بودند، قرار گرفته است. در ارزیابی پاپیروس شناسان و مترجمان و تحلیل گران این گونه اسناد، آمده است که مجریان توطئه سرانجام در کار خود توفیق به دست آورده و فرعون را در پنهانی به قتل رسانده اند.

فرعون کوتاه زمانی پیش از مرگ یا به قتل رسیدنش به حرکات برخی از نزدیکان خود مشکوک شده بود و پیوسته نگران به نظر می رسده است، لذا برآن شد تا هیئتی را از میان مطمئن ترین و امین ترین و وفادارترین چهره های درباری جهت نظارت بر رفت و آمدها و اقدامات چهرهایی که در مظان اتهام فرعون قرار داشتند، برگزیند. شرح ادامۀ اتفاقات و وقوع مرگ رامسس سوم و رسیدگی به این توطئه و پروندۀ خیانت کاران به فرعون در اسناد دیگر مصریان ملاحظه و مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است.

به موجب روایتی که در این پاپیروس از سوی درباریان وفادار به فرعون رامسس سوم و کانون های خانوادگی دربارۀ این موضوع پیچیده و توطئه شگفت آور شده است، می توان دریافت که پیرامون فرعون هیچ گونه امنیتی حتی برای شخص رامسس سوم در دربار وجود نداشته و انضباط  مطلوب بر درباریان حاکم نبوده است، حال آنکه رامسس دوم که بیشتر دوران زمام داری خود را درجبهه های جنگ سپری کرده بود، هرگز چنین رویدادی را تجربه نکرد و آرامش و امنیت بر دربار و جامعۀ مصر حکمفرما بود. از این اسناد و روایات می توان به گزارشی اعتماد کرد که از سوی نزدیکان رامسس سوم بوده و به دست مورخان رسیده است.

براین اساس فرعون پیش از فرا رسیدن مرگش دوازدهتن از قضات برجسته را از میان صاحبمنصبان قضایی کشور برگزید و این مقامات عالی قضایی را به عنوان اعضای هیئت داوران جهت رسیدگی به موضوع توطئه منصوب نمود. فرعون به انان ابلاغ و اخطار کرد که بی غرضانه و منصفانه به این جریان رسیدگی کرده و نتیجه را به اطلاع او برسانند.

سرانجام بیست و شش مرد و شش زن به اتهام شرکت در توطئه به اعدام محکوم شدند. به شماری از این محکومان اجازه داده شد که خودکشی کنند. افزون براین محکوم شدگان به اعدام، گروهی نیز به خاطر غیرشرکت مستقیم در این توطئه به مجازات های سبک تر محکوم شدند. گروهی دیگر که از ماجرا اطلاع داشته ولی آنرا بروز نداده بودند، نیز به کیفرهای مناسب رسیدند.

در مصر باستان این قبیل افراد نیز خائنان به فرعون به شمار می آمده و به خاطر فاش نکردن توطئه و خودداری از معرفی کردن توطئه گران، قاعدتاً باید به اعدام محکوم می شدند، زیرا آنان نیز در طراحی این توطئه شرکت مؤثر و فعال داشته، منتها جزو عوامل اجرا کنندۀ توطئه نبوده اند. چهار نفر از محکومان در دادگاه فوق به خاطر حشر و نشری مه با زنان توطئه گر داشته اند، به قطع بینی و گوشهایشان محکوم گردیدند. از میان متهمان تنها یک نفر مرد تبرئه شد. که احتمالاً سرنوشت نهایی فرعون به دست همین مرد رقم خورده است. در هیچ سند و گزارشی به علت و هدف این اقدام علیه فرعون اشاره نشده است.

در این اسناد تنها به نام زنی تحت عنوان «تیژی»[۴] از میان زنان حرمسرای فرعون،اشاره شده است، پسر تیژی به نام «پنتاور»[۵] به طور پنهانی با مادرش همدست بوده است.

تیژی یک از نزدیکترین زنان به فرعون و در واقع در مقام همسر دوم رامسس سوم بوده است. علت شرکت تیژی در این توطئه، فراهم کردن زیمنه برای بع قدرت رسیدن پسرش عنوان شده است. فرجام ناگوار فرعون پس از سی و یکسال زمام داری بدین گونه بوده است.

[۱]. “Der Grosse Papirus Harris”  

[۲] . Britisch  Museum

[۳] . “Verschwörung gegen Pharao”

[۴] . Tiji

[۵] . Pentawere

منبع : کتاب تاریخ مصر باستان

نویسنده : دکتر اردشیر خدادادیان

نشر الکترونیکی سایت

بابک زارع

بابک زارع هستم | نویسنده و مدیر وب‌سایت تاریخ ما | از ایام کودکی علاقه بخصوصی به تاریخ (بخصوص تاریخ ایران) داشتم | امیدوارم با مطالبی که با دیگر دوستان در سایت تاریخ‌ما قرار می‌دهیم مثمر ثمر واقع شود.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

دنبال کردن
avatar