زمين و خوراك در آتن باستان
توليد و توزيع ثروت، اساس اين دموكراسي و مبناي اين فرهنگ است. اينكه برخي مردم ميتوانند به كشورداري، حقيقتجويي، نغمهپردازي، مجسمه سازي، صورتگري، نويسندگي، آموزش و پرورش كودكان، و خداپرستي بپردازند، تنها از آن روست كه برخي ديگر رنج ميبرند تا خوراك پديد آورند، پارچه ببافند، خانه بسازند، معادن را بكاوند، ضروريات زندگي را فراهم دارند، كالاها را نقل و مبادله كنند، يا هزينه توليد و جريان آن را مهيا سازند. اساس، در همه جا همين است.
پايههاي اجتماع بر دوش دهقان است، كه فقيرترين و هنرورترين طبقه را تشكيل ميدهد. دهقانان در آتيك لااقل از حقوق سياسي برخوردارند. مالكيت زمين، خاص شارمندان است، و تقريبا دهقانان، مالك زميني هستند كه در آن كشت ميكنند. زمينهاي زراعتي، ديگر در تصرف قبايل نيست، و مالكيت فردي شديدا برقرار است. در آتيك، مانند فرانسه و امريكاي امروز، اين طبقه وسيع، كه از مالكين جز تشكيل شده، نيروي محافظه كار دموكراسي است و ميكوشد كه وضع موجود را حفظ كند، در صورتي كه شهرنشينان بي زمين، همواره سوداي تغيير و اصلاح در سر دارند. نزاع ميان شهر و روستا (يعني نزاع ميان كساني كه گراني محصولات كشاورزي و ارزاني مصنوعات را ميخواهند و كساني كه ارزاني محصولات كشاورزي و گراني مصنوعات را خواستارند) در آتيك كاملا مشهود و بغايت شديد است. در نظر شارمندان آتن، كشاورزي كاري شريف، و اساس اقتصاد ملي، پايه شخصيت فردي، و مايه قدرت نظامي است; در صورتي كه صنعت و تجارت، پست و حقير به شمار ميرود و به توده مردم اختصاص دارد. روستاييان آزاد، شهرنشينان را به چشم حقارت مينگرند و آنان را طفيلياني ضعيف و بردگاني ناچيز ميدانند.
خاك آتيك حاصلخيز نيست. يك ثلث از 000،630 ايكر مساحت آن غير قابل زرع است و بقيه زمينها، به سبب قطع اشجار و كمي باران، نيرويي ندارد. سيلابهاي زمستاني نيز سطح پرقوت خاك را بسرعت فرو ميشويد. دهقانان آتيك، و نيز مشتي بردگان آنان، براي آنكه اين شوخ طبعي خشك و نامطبوع خدايان را چاره و جبران كنند، به هر رنجي تن در ميدهند; در وقت طغيان رودها، مازاد آب آنها را در انبارها ذخيره ميكنند; براي هدايت سيلابها، مجراهايي ميسازند; كود پرارزش مردابها را ميگيرند; هزاران كاريز حفر ميكنند تا از نهر رود، آب باريكي به كشتزارهاي تشنه خود برسانند; براي اصلاح كيفيت و نوع نباتات خود، با صبر فراوان، نهالها و بوتههاي نوخاسته را از نقاط ديگر آورده، در زمينهاي خود كشت ميكنند; زمين را يك سال در ميان آزاد ميگذارند تا قوت خود را باز يابد. خاك را با نمكهايي چون كربونات آهك، قليايي ميكنند، و با نيترات پوتاسيم و خاكستر و كود انساني آن را بارور ميسازند. گنداب شهر، كه از طريق مجراي اصلي در انبار بزرگ بيرون ديپولون جمع شده، از آنجا به وسيله كانالهاي آجري به دره رود كفيسوس ميرود و باغها و درختستانهاي پيرامون آتن را سيراب ميسازد. خاكهاي گوناگون را به هم ميآميزند تا خواص هر يك بر ديگري افزوده شود; بقولات گل كرده را در زمين شخم ميكنند تا به خاك قوت دهد. شخم زدن و مسطح كردن زمين، و بذرافشاني و كشت و كار، جملگي، در روزهاي كوتاه پاييز انجام مييابند. در اواخر ماه مه (اوايل خرداد) خرمن به دست ميآيد، و تابستان خشك و بي باران، فصل تدارك و آسايش است. ولي، با اينهمه، در آتن هر ساله فقط در حدود 24 هزار تن غلات به دست ميآيد، كه خوراك ربع جمعيت آن را بدشواري تامين ميكند. اگر آتنيان عصر پريكلس خوراك خود را از خارج تهيه نكنند، از گرسنگي خواهند مرد. از همين روي كشورگشايي و ايجاد بحريه نيرومند برايشان واجب ميشود.
روستاها ميكوشند كه كمبود غلات را با زيتون و انگور فراوان خود جبران كنند. دامنه تپهها را هموار كرده، آب ميدهند; و خران را در تاكستانها به جويدن تركههاي مو ترغيب ميكنند تا بدين نحو تاكستانها بارورتر شوند. در عصر پريكلس، درختان زيتون بسياري از زمينهاي آتن را پوشانيده است، لكن نخستين بار پيسيستراتوس و سولون اين درخت را به آتيك آوردند. درخت زيتون پس از شانزده سال به بار مينشيند، و در چهل سالگي به حد كمال ميرسد. اگر همت پيسيستراتوس نبود، هرگز خاك آتيك اين درخت را بر خود نميديد; در آينده نيز، ويران شدن باغهاي زيتون در جنگ پلوپونزي يكي از علل اضمحلال آتن خواهد شد. زيتون براي مردم يونان داراي منافع بسيار است: اگر يك بار آن را بفشرند، روغن خوراك به دست آيد; بار دوم روغن تدهين; بار سوم روغن چراغ; و باقيمانده آن نيز
به كار سوختن ميرود. زيتون سرشارترين محصول آتيك، و چنان پرارزش ميشود كه دولت صدور آن را به خود منحصر ميسازد و، در ازاي غلاتي كه وارد ميكند، شراب و زيتون ميدهد.
صدور انجير بكلي ممنوع است، زيرا كه انجير در يونان منبع اصلي قدرت و سلامت است درخت انجير، حتي در زمين خشك و لم يزرع رشد ميكند، ريشه آن به اطراف پراكنده ميشود، و همه رطوبت زمين را جذب ميكند; برگهاي اندكش سطحي ناچيز براي تبخير عرضه ميدارد، گذشته از اينها، كشاورز آتني راز گشنگيري را از مردم مشرق زمين آموخته شاخههاي انجيز وحشي نر را در ميان شاخههاي انجير ماده باغها ميآويزد و ميگذارد تا زنبورها گرده نر را به تخمدان انجيرهاي ماده برسانند، و از اين راه ميوهاي فراوانتر و شيرينتر به بار آيد.
اين محصولات زميني يعني غلات، روغن زيتون، انجير، انگور، و شراب خوراك اصلي مردم آتيك است. به دامداري، جهت تهيه غذا، چندان توجهي ندارند. اسب را براي مسابقه، گوسفند را براي پشم آن، بز را براي شير، و خر و استر و گاو را براي حمل و نقل نگاهداري ميكنند، ولي خوك را بيشتر براي گوشت تربيت ميكنند. زنبور عسل نيز به آن مردم، كه از شكر محرومند، عسل ميدهد. گوشت، غذايي است تجملي، و فقيران جز در جشنها بدان دسترسي ندارند. ضيافتهاي پهلواني دوران هومر از ميان رفته است.
ماهي غذايي است لذيذ، و در عين حال همگاني; مردمان فقير، خشك و نمكسود آن را ميخرند، و دولتمندان از گوشت تازه سگ ماهي و مار ماهي تمتع ميبرند. غلات را به صورت آش، گردههاي پهن، و كلوچه درآورده، غالبا با عسل ميآميزند. نان و كلوچه را بندرت در خانهها ميپزند، و غالبا زنان دوره گرد و دكانهاي كوچك فروشنده آنند. تخم مرغ و سبزي مخصوصا لوبيا، نخود، كلم، عدس، كاهو، پياز، و سير جزئي از غذاي اين مردم است. ميوه در آنجا كم است، و از پرتقال و ليمو خبري ندارند. گردو و فندق و بادام خوراك عموم مردم است. ادويه فراوان به كار ميبرند. نمك را در حوضچههايي از آب دريا به دست ميآورند و در بازارهاي داخلي آن را با برده معاوضه ميكنند. بردگان ارزان را ((نمكپاش)) ميخوانند، و در مورد بردگان خوب گويند: ((به نمكش ميارزد.)) تقريبا هر طعامي را با روغن زيتون ميپزند، و اين روغن در آن دوران بخوبي جاي نفت دوران ما را ميگيرد. نگاهداري كره در نواحي مديترانهاي دشوار است، به جاي آن روغن زيتون به كار ميرود. عسل و حلوا و پنير به عنوان ((دسر)) صرف ميشود. كلوچهاي كه پنير در ميان آن باشد چنان هوسانگيز است كه چندين رساله باستاني به شرح رموز آن پرداخته است. آب، مشروبي همگاني است، ولي همه كس شراب ميآشامد، زيرا تا كنون، در هيچ تمدني، زندگي بدون مخدر يا محرك قابل تحمل نبوده است. يخ و برف را در زمين ذخيره ميكنند تا، در فصل گرما، شراب را با آن سرد سازند.
با فقاع (آبجو) آشنا هستند، اما در عصر پريكلس آن را حقير ميشمردند. بر روي هم، يونانيان در خوراك جانب اعتدال را رعايت ميكنند و در روز دوبار بيشتر غذا نميخورند. بقراط ميگويد: ((ولي كساني هستند كه اگر عادت كنند، ميتوانند بآساني سه بار غذاي كامل بخورند.))