قدیمی ترین عکس های مقبره کوروش هخامنشی
این نگاره توسط دیوید استروناخ در بین سالهای دهه ۱۹۶۰ تا دهه ۱۹۷۰ ثبت شده است.
تصویری از آرامگاه در دوران قاجار
تصویری از آرامگاه در دوره قاجاریه
آرامگاه کوروش کبیر در دوران سلطنت رضا شاه
آرامگاه کوروش کبیر در دوران سلطنت رضا شاه
در اطراف مقبره ستون های نمایان است که این آثارِ خُرد اِمروز ازین مکان جمع آوری شده اَند و اکنون آنها موجود نمی باشند.

















دوستان سلام:من به اندازه شماهاچیزی ازتاریخ نمی دونم ولی این راویدونم وقتی کوروش کشورمصررافتح کردبرای پادشه مصراحترام گذاشت ولی اعراب بعدازفتح ایران دختریزدگردسوم(شهربانو)رابه کنیزی بردنداینه رسم معرفت آیا اسلام این رامیگه
چه دعواهایی بخاطر این دختر بدبخت کردند نزیک بود کل دینشون رو ازبین ببره
آقای مسلمان آقای دانیال و هر کس دیگه ای که داری به ایران و کوروش و فرهنگ ما توهین میکنی ودم از اسلام میزنی گوش کن
من خودم مسلمانم و عاشق علی و فرزندانش جانم فدای علی و اولاد علی
به شیعه بودن خود نیز با تمام وجود افتخار می کنم
اماااااااا
این دلیل نمیشه که به فرهنگم پشت کنم
عاشق ایرانم و عاشق کوروش
چون زمانی که تمدنی در کار نبود ما تمدن داشتیم و…..تا دلت بخواد حرف واسه گفتن دارم
من مدرس تاریخم
لطفا بدون مطالعه نظر ندهید
چرا کسانی که از اسلام حرف میزنند از ایران بد میگویند واقعا چرا؟
وقتی این طوری در مورد ایران بد میگویی بعد در آخر میگویی یا علی برای حضرت علی (ع) که جانم فدای او باد دشمن تراشی میکنی پس بدان که هم به ایران و هم به اسلام توهین کردی
بیایید هردو را باهم داشته باشیم
هم علی و اولاد علی و هم کوروش و فرزندان کوروش
موفق باشید
zende baad eslaame vaghei,zende baad zolgharnein
۱اصولا جمعیا مختون تاب داره اگه نداشت اینهمه با دانیال بحث نمیکردید۲ یه نمه کتاب دو قرن سکوت استاد زرین کوب رو بخونید بد نیس به درد میخوره…
جناب نارسیسی عزیز کوروش دوستدار اهل بیت بوده؟؟؟؟ و اما با عرض پوزش از کلیه عزیزان باید عرض کنم بعضی انسانها هستن که وقتی باهاشون بحث میشه احساس بزرگی میکنن پوزش ابتدا واسه این بود که اکثر شما کم خرد و نادان هستید که با امثال صالح و دانیال بحث میکنید باز هم معذرت میخوام….
درود بر تو که حقیقتو بی هراس میگی
سلام
من دانشجوی ارشد باستان شناسی هستم و فکر میکنم یه کوچولو از شماها بهتر بدونم قضیه چیه
در مورد واژه هایی که ما به اسم عربی میشناسیم باید بگم که بیشتر این واژه ها در زمان ساسانیان توسط حیره به عربستان راه پیدا کرد(لطفا تاریخ حیره رو بخونید)یعنی در اصل اونا دارن از واژه های ما استفاده میکنند.
اعراب بعد از حمله به ایران هیچ کشت و کشتار و خرابی اون طور که ما فکر میکنیم نکردند.به نظر شما اگه کشوری به کشور دیگه حمله کنه اول به کدوم شهرش پا میزاره؟خب مشخصه پایتختش، و وقتی حمله کرد اونم به اون صورت که ما میگیم عرب ها حمله کردند دیگه اثری از آثار اون شهر نمیمونه اما وقتی به تاریخ رجوع مینیم آثار بدست اومده از پایتخت ساسانیان در زمان حمله اعراب کاملا سالمه و اثری از آتش سوزی نسیت، تازه اعراب از خداشون بود که ایرانیا اسلام نیارن تا بتونن ازشون خراج بگیرن اما ایرانی ها که همیشه بهترین ها رو برای خودشون میخواستن دین اسلام رو روی هوا قبول کردند و دست اعراب رو خالی گذاشتند.
این قضایایی که الان داره تو همه ی سایت ها بحث میشه(منظورم کوروش و …) کار دشمنای ایران عزیزه که میخوان جوونای این کشور رو به جون هم بندازن از شما جوونای ایرانی بعیده که گول دشمنا رو بخورید.
در خرابه تخت جمشید در کف به نظرم تالار آپادانا بود لوحه ای پیدا کردند که اسم ۵تن به زبان آرامی نوشته شده و تاریخ ثابت کرده که ذوالقرنین همان کوروش بوده و کوروش یکتا پرست و با توجه به لوحه ای که پیدا شده و به یغما رفته دوستدار اهل بیت بوده که اون لوحه در کاخ فرزندانش پیدا شده.بیاین زحمات کوروش رو با بحث و جدل به هدر ندیم.
اعراب جاهلیت دخترا رو زنده به گور میکردن یادمون نره پیامبر ما اون رسمو گرفت ازشون و خودشون یه دختر داشتند که نسل پیامبر از اون دختره که خداوند خواستند با این کار به اعرابی که پیامبر رو به خاطر نداشتن پسر ابتر میدونستند بفهمونن که ادامه ی نسل دختر و پسر نداره و میبینیم که هنوز نسل پیامبر و فاطمه(س) ادامه داره.
ما با افتخار باید بگیم که ایرانی و مسلمان هستیم.
سلام…احسنت بر تو نارسیس به خاطر این صحبتها
انشالله دکتری میگیری بیشتر به اندیشه ایرانی کمک میکنی
موفق باشی
یاعلی
سلام دوست عزیز از شما بعیده که بگین عرب ها خرابی اونجوری به بار نیاوردن من چند از خرابی هاشون را با منابع واست میزارم بعد از این حرفا من رشتم باستان نیستش ولی مطالعه دارم در سال ۶۳۶ میلادی اعراب مسلمان به ایران حمله کردند. بسیاری از ما از جنایت اعراب کم و بیش شنیده ایم. کیست نداند تازیان با ما چه کردند .اما از اسناد و جزئیات این وقایع بی خبریم. این فقر آگاهی تا آنجا پیش رفته است که متاسفانه عدهای نیز بر این گمان هستند که ایرانیان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!!! به همین دلیل بر آن شدم که به بخشی از آن اشاره کنم .
اسناد جنایات اعراب در دهها کتاب معتبر بیان شده است که آن را غیر قابل انکار میکند.اعرابِ شبهجزیرهٔ عربستان در طی گشودن پیاپی شهرهای ایران قساوتی در خور شهرت تاریخیشان بروز دادند. سوزاندن شهر، آتش زدن کتب، برکندن درختان، کشتار مردان و برده گرفتن زنان و کودکان و فروش آنان در بازارهای عربستان از جمله این جنایت بود. بارها کار بدانجا رسانیدند که مردان اسیر را می کشتند تا جوی خون برانند.
ایرانیان در جنگ جلولاء و جنگ نهاوند از خود مقاومت درخشانی نشان دادند. اعراب مسلمان در این جنگ سفاکی و خشونت بسیار. در این جنگ تعداد فراوانی از زنان و کودکان ایرانی به اسارت رفتند و از اموال و غنیمت ها؛ چندان نصیب اعراب مسلمان گردید که در هیچ کتابی اندازه ی آن ذکر نشده است. عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می نویسد: فاتحان، گریختکان را پی گرفتند؛ کشتار بیشمار و تاراج گیری باندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی اسلامی به فروش رسیدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ی بسیار بر جای نهادند.
پس از تسلط اعراب نیز ایرانیان هرگز دست از مقاومت در برابر آنان بر نداشتند. درطول سالهای اشغال در همه شهر ها و ولایات ایران؛ اعراب مسلمان با مقاومت های سخت مردم روبرو شدند. در اکثر شهرها؛ پایداری و مقاومت ایرانیان بیرحمانه سرکوب گردید که به موارد ذیل می توان اشاره کرد:
در حمله به سیستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب مسلمان خشونت بسیار کردند بطوریکه ربیع ابن زیاد ( سردار عرب ) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان ( یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان تکیه گاهها ساختند؛ و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سیستان هزار هزار ( یک میلیون ) درهم به امیر المومنین دهند با هزار غلام بچه و کنیز. ( کتاب تاریخ سیستان صفحه۳۷، ۸۰ – کتاب تاریخ کامل جلد۱ صفحه ۳۰۷)
در حمله اعراب به ری مردم شهر پایداری و مقاومت بسیار کردند ؛ بطوریکه مغیره ( سردار عرب ) در این جنگ چشمش را از دست داد . مردم جنگیدند و پایمردی کردند… و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با نی شماره کردند و غنیمتی که خدا از ری نصیب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود .( کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵)
در حمله به شاپور نیز مردم پایداری و مقاومت بسیار کردند بگونه ای که عبیدا ( سردار عرب ) بسختی مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصیت کرد تا به خونخواهی او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهیان عرب نیز چنان کردند و بسیاری از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخی؛ صفحه ۱۱۶ -کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۲۰۱۱)
در حمله به الیس؛ جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار رودی که بسبب همین جنگ بعد ها به « رود خون » معروف گردید در گرفت. در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی ایرانیان؛ خالد ابن ولید نذر کرد که اگر بر ایرانیان پیروز گردید « چندان از آنها بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم » و چون پارسیان مغلوب شدند؛ بدستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ می آوردند و در رود گردن می زدند » مغیره گوید که « بر رود؛ آسیاب ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند؛ آرد کردند … کشتگان ( پارسیان ) در الیس هفتاد هزار تن بود.( کتاب تاریخ طبری؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران؛ جلد دوم برگ ۱۲۳)
در شوشتر؛ مردم وقتی از تهاجم قریب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهای سه پهلوی آهنین بسیار ساختند و در صحرا پاشیدند. چون قشون اسلام به آن حوالی رسیدند ؛ خارها به دست و پای ایشان بنشست ؛ و مدتی در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آنانی را که از پذیرفتن اسلام خود داری کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶ )
در چالوس رویان؛ عبدالله ابن حازم مامور خلیفه ی اسلام به بهانه (دادرسی ) و رسیدگی به شکایات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان های متعددی جمع کردند و سپس مردم را یک یک به حضور طلبیدند و مخفیانه گردن زدند بطوریکه در پایان آنروز هیچ کس زنده نماند … و دیه ی چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و املاک مردم را بزور می بردند. (کتاب تاریخ طبرستان صفحه ۱۸۳ – کتاب تاریخ رویان؛ صفحه ۶۹ )
در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه ی مردم شهر را بجز یک صد نفر ؛ کشتند . (کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه ۲۰۸و ۳۰۳)
در حمله به نیشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کینه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوریکه « آنروز از وقت صبح تا نماز شام می کشتند و غارت می کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه ۲۸۲ (
در حمله ی اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار عرب ( سعید بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پایداری و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد « یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: « من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸ )
پس از فتح” استخر” (سالهای ۲۸-۳۰ هجری) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند برای بار دوم” استخر” را محاصره کنند.مقاومت و پایداری ایرانیان آنچنان بود که فاتح “استخر” (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگین کرد بطوریکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم ” استخر” که خون براند. پس خون همگان مباح گردانید و چندان کشتند خون نمی رفت تا آب گرم به خون ریختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند “چهل هزار کشته ” بودند بیرون از مجهولان.(کتاب فارسنامه ابن بلخی صفحه ۱۳۵– کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه ۱۶۳)
رامهرمز نیز پس از جنگی سخت به تصرف سپاهیان اسلام در آمد و فاتحان عرب؛ بسیاری از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراوانی را برده ساختند و مال و متاع هنگفتی بچنگ آوردند.(کتاب الفتوح؛ صفحه ۲۱۵)
مردم کرمان نیز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو میلیون درهم و دو هزار غلام بچه و کنیز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند.(کتاب تاریخ یعقوبی صفحه ۶۲ -کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶, ۲۱۱۸ – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه ۱۷۸,۱۷۹)
جنایات اعراب تنها به این شهرها ختم نشده است و اینها تنها گوشهای از تاراج میهنمان به دست تازیان بود و آشکارا مقاومت ایرانیان در برابر آنان را ثابت میکند. اگر شهر خاصی مورد نظر شما بود خوشحال خواهم شد که روایت آنرا شرح دهم.
در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره – جلد ۲ صفحه ۵ – سخنی از خسرو پرویز نقل شده که می گوید: اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند.از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند.
عالی بود..متاسفانه عده ای انقدر نادان هستند که حتی منابعشون هم به یک یا دو مورد محدود هست اون هم منابع مورد تایید برخی دیگه ….خودمون بهتر میدونیم کیا و چرا سعی دارن پیشینه ایران رو کمرنگ نشون بدن و بعداز اسلام رو بهتر عنوان کنند…..ما نیازی به دین اسلام نداشتیم دین اسلام چیزی به دیانت ما ایرانی های قبل از اسلام نیفزود….ما هزارسال قبل از اسلام قوانین شهروندی و اجتماعی داشتیم
شما رو به مناظره دعوت میکنم
من در خدمتم
Acronis بپرس با سند و مدرک معتبر.
علی بود !
بادرود خدمت تمامی ایران دوستان خورشید و شمع هردو منبع نور هستندبرای اینکه روشنایی شمع را داشته باشیم باید از خورشید گذر کرده ورویش را بپوشانیم آنانیکه از گذشته وفرهنگ ایرانی هراس دارند تلاشی بر پوشاندن خورشید دارند راه یکتا پرستی را از زبان پیامبری بشنویم که ازراه فرهنک این آب وخاک وازخون این مردم پاک بر گرفته شده است دین وکلامی که از راه تجاوزو خونریزی به این آب وخاک ومورثی رسیده باشد شاید بر رخ بنشیند ولی برقلب ننشیند حذف تاریخ شکوهمند قبل از هجوم تازیان خود گواه براین ادعاست حذف نام کوروش بزرگ وداریوش عدالت پرور وهمچنین پاک کردن جنایاتی همچون واقعه بنی قریضه از تاریخ تازیان خاموش کردن نور خورشید است .ای ایرانیان راستگو گذشته وتاریخ گوهر بار خود را به اند ک خرافات نفروشید و همگی بر روان بزرگ مرد شعر وادب ایران زمین درود فرستیم که فرمود بسی رنج بردم دراین سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی
با سلام خدمت دوستان. از دوستانی که تاریخ خودشونو با تاریخ اعراب عوض میکنن و تاریخ اونهارو برتر از تاریخ خودشون میدونن خواهش میکنم که اگه فرصت کنن یه مقدار کتاب کوروش و اوستا کتاب زردشت رو مطالعه کنن و ببینن میتونن فرقی بین اینها و قران پیدا کنن؟ هر پیامبری میخواست که راه درست و انسان بودن رو به مردم یاد بده. وقتی که ایرانیها راهشونو داشتن عربها اومدن و دینشونو تحمیل کردند. من ایرانی نیستم ولی به کوروش به خاطر عقایدش احترام خاصی قائلم. دینی که بتونه یه انسان کامل رو تو سه جمله خلاصه کنه برترین دین هستش و هر کسی هم که باعث رواج اون بشه قابل احترامه. یاشاسین آذربایجان
هیچ کس به اندازه من نمیتونه ادعای ایرانی بودن کند چون اصالتا همدانیم ولی الان هر کسی از مسئولین این سایت رو به مباحثه(مناظره) دعوت میکنم با سوالاتی که شخصا دارم اگر قبول کردید که کوروش و داریوش افسانه اند و جوابی نداشت باید همه چرندیاتی که نوشته اید رو پاک کنید و فقط به تاریخ سرخ پوستای آمریکای شمالی بپردازید بیاید تو ایمیل من ایمیل خودتونو بدید یا تو وبلاگم .