دلایل شکست هخامنشیان از اسکندر مقدونی

این پرسش برای همگان پیش می آید که چگونه شاهنشاهی نیرومندی که کورش و داریوش آن را به راستی به گونه‌ی آرمان شهری پدید آورده بودند سرنگون شد؛ در این جا کوشیده ایم تا به این پرسش پاسخ دهیم.

نظام استبدادی موجب می شد تا شاهنشاه قدرت مطلقه داشته باشد و هر چه می خواهد انجام دهد و نظارت آنچنانی بر کرده های شاهنشاه وجود نداشت (البته ماندگاری نظام استبدادی در روزگار هخامنشیان به جهت اعتماد مردم‌ یعنی پارسیان به شاهنشاهان بزرگی چون کورش بزرگ و داریوش‌یکم بوده است)، این امر دو عامل را سبب می شد؛‌یکی این که اگر شاهنشاه در امور کشوری اهمال می کرد، با وجود همه‌ی تمهیدات در نظر گرفته شده از سوی شاهنشاهان تمدن سازی چون کورش و داریوش، کشور دچار بحران می شد و رو به ضعف می نهاد، چنانکه در روزگار داریوش دوم و اردشیر دوم دیده می شود. دوم آنکه قدرت مطلقه که فرمانروایی بر جهان متمدن بود، هرکس که در اطراف آن بود را به سوی خود جلب می کرد؛ در نتیجه در صورت سست شدن فرآیند جانشینی و همچنین تضعیف شخص شاهنشاه، آشوب بر سر رسیدن به مقام شاهنشاهی در می گرفت، چنانکه در جانشینی اردشیر دوم (اگر داستان‌یونانی درین باره درست باشد) و پس از آن، جانشینی اردشیر سوم دیده می شود. نزاع بر سر قدرت درست هنگامی که اسکندر گجسته به کشورهای شاهنشاهی می تاخت، به اوج خود رسید و این عامل شاید مهم ترین عامل شکست ایران بود. اسکندر به خوبی از اوضاع آشفته‌ی ایران بهره می برد. در صورت نبود این جنگ درونی در شاهنشاهی اسکندر می دانست که نمی تواند پیروز شود و رفتن او به ژرفای آسیا دیوانگی است.

مجسمه اسکندر مقدونی

عامل دیگر را می توان در تضعیف جایگاه ارتش در شاهنشاهی دانست؛ شاهنشاهانی چون داریوش دوم و اردشیر دوم چاره‌ی هرکار را با توجه به ثروت بی کرانی که داشتند، دادن پول می دانستند. در نتیجه جایگاه ارتش تنزل کرده و ارتش در کشورهای خوربری آسیای کهین از سربازان مزدور بویژه‌یونانی بهره می بردند، همچنین در چندین مورد همین مزدوران ‌یونانی به ارتش خیانت کردند. مشکل دیگر تعلیم ندیده بودن بخشی از سربازان ارتش بود؛ چون مدت ها بود که در شاهنشاهی لشکرکشی بزرگی پدید نیامده بود و در امور ارتش اهمال می شد و نیروی اصلی ایران در پادگان های کشورهای مختلف پراکنده بود و چون جنگ قدرت نیز وجود داشت، داریوش تنها می توانست به پول گنجینه‌ی خود متکی باشد تا آنکه لشکری پدید آورد که سربازان آن تنها فنون آغازین جنگ را بلد باشند، در صورتی که اسکندر گجسته مدت دوسال صرف گردآوری سپاه و همچنین آموزش سربازان سپری کرد که در این مدت دربار آشوب زده‌ی ایران آشفته بود. با این همه شکست های ایران در برابر اسکندر گجسته نباید به منزله‌ی دلیل و‌یا حتی علامت معنی دار درهم شکستگی لشکری شاهنشاهی داریوش نگریسته شود.[۱]

می توان گفت که شاهنشاهی در رکود، آماده‌ی برابری با چالش نظامی و استراتژیکی به این اهمیت نبود و از آن هنگام که در برابر پادگان هخامنشی،‌یک رقیب مصمم به جنگ تام و کامل، پا به سرزمین های آسیای کهین نهاد، راندن وی بی نهایت دشوار شد، چه از آن پس دشمن بود که از مواضع استراتژیک هخامنشی بهره می برد.[۲] از بعد روانی جنایت های خاندانی پدید آمده در روزگار اردشیر سوم و پس از آن نیزعاملی در سرنگونی شاهنشاهی است، چنانکه درباره‌ی ساسانیان نیز این امر صادق است.

کردار ناشایست اردشیر سوم در سرکوب شورش های کشورهای شاهنشاهی در لبنان و مصر نیز دست کم در سرنگونی کشورهای خوربری شاهنشاهی عامل مهمی بوده است. گذشته از مردم ایران‌یعنی بخش خاوری شاهنشاهی از دجله به این سو، دیگر مردمان کشورهای شاهنشاهی نیز، شاهنشاه را دوست می داشتند و وی را چون سرپرست نیکی می پنداشتند؛ به همین دلیل شاهنشاهی هخامنشی در روزگار قدرت، تنها نظام جهانی پایدار در تاریخ جهان به شمار می رود. اما بر اثر سستی شاهنشاهانی چون داریوش دوم و اردشیر دوم شورش هایی در برخی کشورها پدید آمده بود، در نتیجه اردشیر سوم که تندخود نیز بود در سرکوبی این شورش ها چنان شدت عمل به خرج داد که مردم این کشورها دیگر هخامنشیان را دوست نمی پنداشتند و مردم کشورهایی چون لبنان و مصر در جستجوی کسی بودند تا آنها را از دست هخامنشیان آزاد کند؛ با آمدن اسکندر این مردم او را همچون آزادکننده ای می دانستند (به همین دلیل گرفتن شهرهای لبنان و همچنین مصر به سادگی انجام شد.) غافل از آنکه اسکندر بلایی اسمانی بود که بر سر مردم متمدن جهان آن روز فرود آمد.

در میان دلایلی که برای ناتوانی شاهنشاهی و پیروزی اسکندر آورده اند، تاکید بر بحران ساختاری ناشی از اقتصاد خراجگذاری است که سخت بر اقوام تابع سنگینی کرده، موجب ناخشنودی و رویگردانی از شاه بزرگ شده است و پیشگام آن اومستد است. این نگره نادرست است و عصر هخامنشی موجب تهی دستی در کشورهای گوناگون نشده است. مجموعه ذخایری که اسکندر از پایتخت های بزرگ شاهنشاهی گردآوری کرده، بسیار پایین تر از رقم حاصل جمع فرضی خراج ها از عصر داریوش بزرگ تا داریوش سوم بوده است و نمی توان گفت که باج های دریافتی، دیگر به جامعه بر نمی گشت و آن سبب فقر شد. شاهنشاهی داریوش سوم، دولت محتضر و مردودی نیست که گاهنویسان نمایانده اند، چه در زمینه‌ی اقتدار و شوکت شاه بزرگ و چه در قلمروی مالی و نظامی،‌یا تلاش های تولیدی کشورهای گوناگون‌یا همکاری سرآمدان محلی، هیچ عاملی نشان نمی دهد که قابلیت های درونی و فطری شاهنشاهی از داریوش بزرگ تا سوم در معرض تباهی واقع شده باشد، هرچند که شاید در آنها سستی پدید آمده بود.[۳]

[1] بریان، ص 1659

[2] بریان، ص 1789

[3] بریان، ص 1659 تا 1682

 

منبع :

آریانام: تاریخ و فرهنگ ایران باستان، نوشته ابوالفضل ایران نژاد، کرمان 1386

121 نظرات
  1. باران می گوید

    سلام.با عرض سلام و خسته نباشید.علی هستم با اسم مستعار باران از شهرستان مرودشت واز ایرونیهای تمدن دوست و تعصبی که به ایرونی بودن خودم و بقیه ایرونیها افتخار میکنم.اولین باره که وارد این سایت میشم و خیلی خوشحالم که به جمعتون اضافه شدم.
    همونطور که میدونید اسکندر مقدونی ملعون که بزرگترین شهر دنیای باستان رو به اتیش کشید و ایران باستان رو از روی حسادت نابود کرد
    در دوران نوجوانی و جوانیش یه فرد خیلی ترسو و کم دل و جرات بوده. این دیگر افراد سپاه بودن که به او قوت قلب میدادن وخیلی زیاد هم به مادر خودش متکی بوده.زمانی که به قصد تصرف مشرق به راه افتاد یه مجموعه کامل از دانشمندان یونانی رو اعم از :ستاره شناسان مختلف-مهندسان مختلف – پزشکان متعددو تعداد زیادی از افراد نابغهی اون زمان.چون که بر خلاف پادشاهان هخامنشی ایران خودش هیچی از علوم مختلف نمیدونست و یه بچه ننه بیشتر نبود.این همراهان اون بودن کو اونو تبدیل به اسکندر بزرگ کردن و بر خلاف شاهان ایرانی بودن مجموعه همراهانش هیچی نبود.اما شاهان نجیب زاده ایرانی فقط با یک یا دو مشاور به جهانگشایی و جنگهای مختلف میرفتن.این مطالب رو نه از روی تعصب بلکه از روی مطالعه کتب مختلف که نویسندگانشون هم خارجی هستن میگم.

    1. بهمن سوشیانت می گوید

      عزیزم احساساتی نشو
      منم بدم میاد از اسکندر
      اما به خودم اجازه تحریف تاریخو نمیدم
      شما که میگی با مطالعه به این اطلاعات گرانبها!! رسیدی یکم از منابعتم پایین نوشته میزاشتی
      تا ما هم ببینیم تو کدوم کتاب و منبع نوشته که اسکندر بچه ننه کارهایی که تو گفتیو کرد؟؟؟؟!!!

      بابا منطقی باشیم . تاریخو با دروغ و تحریف خراب نکنیم
      کوروش هم تمدن لیدی و بابل رو که تمدنهای پیشرفته و درخشانی بودن جوری نابود کرد که واسه همیشه تو تاریخ از بین رفتند و حتی یک اسم هم نموند ازشون

      به قول استاد غیاث آبادی چرا فکر میکنیم آدم کشی کوروش خجستگی بود و آدم کشی اسکندر گجستگی؟

      1. ناشناس می گوید

        نظرت در مورد اژی دهاک و بقول بعضی ها ذهاک چیه

  2. کوروش می گوید

    سلام دوستان نظرات بسیار مطلوب وعالی از شما میبینم و دلم می خواد همه جا از فرهنگمون اینطوری دفاع کنیم ولی می دونید چرا اسکندر این کار هارو کرد اگر نمی دونید بخشی از اون رو از من بشنوید اسکندر فقط به خاطر خشایار شاه که در زمانهای قبل به کشورش حمله کرده بود و مردم آن کشور را قتل عام کرده بود و پایتخت مقدونیه که به روایاتی تا حدودی با شهر پارسه (تخت جمشید)برابری می کرده را به آتش کشید این کار را با ایران کرد بیایید با عدالت کشور و پادشاهان را بشناسیم و امیدوارم منظور من را بد تلقی نکرده باشید.

    1. بهمن سوشیانت می گوید

      سفسطه بود
      تمام تواریخ نوشته اند که اسکندر در مستی و به نیرنگ معشوقه اش چپارسه را آتش زد

  3. کوروش می گوید

    اسکندر!!!! نمیدونم چرا اونو بزرگ خطاب میکنند کسی که با عث درگیری بین شرق و غرب شد همین شخص بود!
    داروش سوم هم با دزدیدن مادر خواهر زن و دخترش بش غلبه کرد

  4. حسن می گوید

    اسکندر ملعون به خودی خود شخصیتی نبوده او دست پرورده آکادمی علم و فلسفه یونان قدیم و ارسطو بود او برای ترویج بت پرستی و تعظیم مردمان برخدایان دروغین یونان لشکر کشی را آغاز نمود از گفته های ارسطو به این دست پرورده شوم فلسفه یونانی اگر زرتشتی گری را از بین ببری یکی از ارکان جاودانگی و عزت ایرانیان را نابود کرده ای

    1. بهمن سوشيانت می گوید

      منبع بيار
      اينارو كجا نوشته ؟ مخصوصا اونجاش كه گفتي :با مدرك ارشد تاريخ گرايش باستان
      و اونجا كه گفتي ارسطو گفته اگر زرتشتی گری را از بین ببری یکی از ارکان جاودانگی و عزت ایرانیان را نابود کرده ای

      منبع بيار از رو احساس مطلب ننويس

  5. ایمان می گوید

    عزیزان اسکندر مقدونی دروغی بیش نیست تازه اگر هم اسکندر وجود داشته به اون صورتی که تاریخ نگاران غربی میگن نبوده اگر دقت کرده باشین بیشتر اون وقایعی رو که درباره ی اسکندر میگن مثل جوک میمونه شبیه به فیلم 300 اگر فیلم 300 رو قبول دارین داستانهای مسخره ی اسکندر رو هم قبول کنید

    1. اردوان می گوید

      اسکندری که دوستان بسیاری درگیر اندیشیدن به شوندهای پیروزی اش هستند آمیخته ای از الکساندرس یونانی و اسکندر اشکانی(مهرداد دوم اشکانی) هست که فرنگیان در زمان ساسانیان نام این دو تن و همراهانشان را در دیگی ریخته اند و با افزودن بسیاری نمک و پلپل و … به آن رنگی دادند که تا صدسال پیش خوردنی بود ولی امروز از مزه دراومده و خوردنی نیست و خرد دوستان آن را نخواهند خورد!!!

      از خودشان نپرسیدند که آیا ایرانیان دور از جون خر بودند که نام های “اسکندر” “چنگیز” “تیمور” و … رو بر جوانانشان می نهادند

      این نام ها ایرانی است و هیچ دروغی در این باره پذیرفتنی نیست

      به رستاخیز فرهنگی سری بزنید

      خوش باشی گرامی

      1. بهمن سوشیانت می گوید

        مضخرف بود. هیچوقت تو تمام عمرم و تمام تحصیلم چه در دوره کارشناسی و چه الان که ارشد تاریخ باستان هستم نشنیدم که مهرداد دوم رو حتی یک کتاب یا کتیبه و منبع با نام اسکندر اسم ببرند!

        1. اردوان می گوید

          درود!

          این از ناآگاهی شماست که تنها چیزهایی که استادان می گویند را چشم بسته می پذیرید!!

          شاهنامه فردوسی ،‌تاریخ تبری ،‌تاریخ مسعودی ، آثارالباقیه بیرونی فارسنامه پوربلخی و …
          رو بخونید!

          در بسیاری از نوشته های کهن اسکندر مهرپرست است که مهر(میترا)+داد (دات:قانون) می باشد!!!

          اون الکساندری که دوستان به باد ناسزا گرفتن فرمودند خدا رو بنده نبوده هیچ خودش رو خدا نامیده!!! اسکندرنامه نظامی هم چیزهای خوبی نوشته.

          همچنین در نوشته های سرایندگان گذشته از اسکندر له نیکی یاد کردند که خود جای بررسی دارد

          همچنین ذوالقرنین که گروهی خودشون رو کشتن تا بگن کوروش بزرگ بوده هم اسکند ارومی(روم:رومیه:اروم:ارومیه:مغان:مدائن) هست!

          همچنین در نوشته های گذشته اسکندر در نخست خاور(شرق) رو گرفته سپس باختر(غرب) رو درجاییکه الکساندر نامبرده (اگر هم همچین کاری کرده باشه) نخست یونان رو گرفته سپس به ایران و هند(؟!) تاخته!!!!

          برای آگاهی بیشتر به http://www.cae.blogfa.com سر بزنید!

  6. ایمان می گوید

    عزیزان اسکندر مقدونی دروغی بیش نیست تازه اگر هم اسکندر وجود داشته به اون صورتی که تاریخ نگاران غربی مگن نبوده اگر دقت کرده باشین بیشتر اون وقایعی رو که درباره ی اسکندر میگن مثل جوک میمونه شبیه به فیلم 300 اگر فیلم 300 رو قبول دارین داستانهای مسخره ی اسکندر رو هم قبول کنید

    1. بهمن سوشيانت می گوید

      شما هم از دوستان پورپيرار هستيد كه وجود اشخاص واقعي رو نفي ميكنيد!!!!!!!!!!!!!!!!

      باشه اسكندر و كوروش و زرتشت و سزار روم و محمد و علي و سلمان فارسي و داريوش و … وجود نداشته و دنيا تا دويست سال پيش خالي از سكنه بوده!!!!!!!!!!!!!!

      1. mori می گوید

        دوست عزیز هم اسکندر بوده هم الکساندر .این ها 2 شخص جدا از هم هستند که توسط کشیشان مسیحی و به کمک دولت ساسانی بهم سرنوشتشان گره خورده !! (البته ساسانیان چنان نفرتی از اسکندر و اشکانیان داشتند که اکثر متون پهلوی اشکانی ,کتیبه هایشان را نابود کردند ) اگر سند معتبری از تصرف کامل ایران توسط الکساندر داری به این وبلاگ بفرستید

        1. بهمن سوشیانت می گوید

          دوست عزیز اسکند و الکساندر یه شخص بودن و چون ما با دو تا لهجه مختلف اسمشونو بکار میبریم دلیل بر این نیست که اینها دو نفر جدا از هم باشند!!

          اما اسکند دو شخصیت داره. یکی شخصیت واقعی و تاریخیش که یه خونریز بالفطره هستش . و شخصیت دوم شخصیت افسانه ای و خیالیه اونه. و از اونجا نشات میگیره که بوعلی بدون منطق و مدرک و منبع اعلام کرد که اسکندر همان ذوالقرنین هست.
          به این شکل داستان های ذوالقرنین در قران همه به اسکندر چسبید و اسکندر خیالی و افسانه ای شکل گرفت

          1. اردوان می گوید

            درود!

            شرمنده ام که هی باید پاسخ شما رو بدم!!

            باور ندارم که شما ایرانی‌دوست و پاداندیش(مخالف از دید اندیشه!) ناصر پوریرار باشید!

            شما به سادگی و زیبایی هرچه بیشتر پورسینا (بوعلی) پزشکی که هنوز نسک های اون در جهان خریدار داره و به گفته ای نخستین پزشک جهان (پس از دین اسلام) بوده و هست رو نادان و نافهم و بی‌خرد گفتید!!

            اسکندر که به گمان فراوان همان میترا دات (مهرداد بزرگ) اشکانی است که پس از گرفتن ایران به اروپا لشگر کشید و اروپا رو تا اسکاندیناوی گرفت!!! و به گفته بانو پرنیان حامد 2012 سال پیش اسکندر اروپا رو گرفت و زادروز عیسی چیزی آبکی است و پس از اسکندر عیسی زاده شده!!!

            به سال میلادی 73 پیش از میلاد (سالنامه همخوان با زادروز عیسی) مهرداد اروپا رو گرفته ولی به سالنامه ایرانی الکساندر (کهروم) پیش از کوروش بزرگ در سال 330 پیش از میلاد باکتریا(بلخ امروزی نیست) رو گرفته و پایتخت ایران رو به آتش کشیده و خاندان شاه رو می دزده و به هند (هندیجان در استان خوزستان) لشگرکشی می کنه و در اونجا شکست میخوره (از اسفندیار تورانی=آشور)!

            خاندان هخامنشی هم بیش از دویست سال باید به جلو بیاد!

            اسکندر مهرپرست (آیین پارتها و مادها) بوده الکساندر خدا(؟!؟) بوده!

            اسکندر رومی (=رومیه=ارومیه>بخشی از ماد) بوده الکساندر یونانی بوده!

            اسکندر همان ذوالقرنین قرآن هست که سدها و شهرهایی با نام او در ایران برجا مونده!
            در اسکندریه مصر هم به گمان فراوان آرامگاه اسکندر اشکانی است!

            برای آگاهی بیشتر به http://www.cae.blogfa.com بروید!!!

          2. بهمن سوشیانت می گوید

            درود
            1- از کجای کامنت من اینو در اوردید که گفتم ابن سینا نفهم و کم خرد هستش؟؟؟؟!!!!
            یا کامنتو نفهمیدی یا دلیل دیگه ای داشت
            گفتم ابن سینا بدون منبع گفت اسکندر ذوالقرنین بوده. اگه غیر اینه منبع این سینارو بیار واسم
            در ضمن من این یه موردو گفتم بدون منبع گفته. نگفتم تمام سخنان و دانش ایشون هیچه و ایشون نفهمه به جون خودم نگفتم بیخرده!!!

            2-هنوز منبع معتبری برای یکی بودن اسکندر و مهرداد نیاوردی. هرچی گفتی فرضیه بود. اثباتش کن

            3- این پاراگراف احساسی از شما رو دوباره بخون:
            (((((( به سال میلادی ۷۳ پیش از میلاد (سالنامه همخوان با زادروز عیسی) مهرداد اروپا رو گرفته ولی به سالنامه ایرانی الکساندر (کهروم) پیش از کوروش بزرگ در سال ۳۳۰ پیش از میلاد باکتریا(بلخ امروزی نیست) رو گرفته و پایتخت ایران رو به آتش کشیده و خاندان شاه رو می دزده و به هند (هندیجان در استان خوزستان) لشگرکشی می کنه و در اونجا شکست میخوره (از اسفندیار تورانی=آشور)!))))))

            این سفسطه منبعش کجاست ؟ یه مورخی کتیبه ای سنگ نبشته ای یه چیزی بیار که بدونیم اینو یه نفر گفته و زاده تخیلات شما نیست!!!

            4- اون چند اخرت که رومی رو ارومیه کردی و باز بدون منبع و مدرک اسکندر و زوالقرنین کردی هم بدون منبع بود

            اون وبلاگ هم دیدم منبع نداشت. هرکی وبلاگ بزنه از خودش تاریخ بنویسه که نمیشه اسمشو گذاشت منبع

            بدرود

    2. مسعود محمدی می گوید

      آقا ایمان سلام همانطورکه شما تعمیرخودرویتان رابه مکانیک میسپارید نه بنا و نانوا ،اجازه بفرمائید قضاوت درباره تاریخ رابه تاریخ دانان بسپاریم ، باوربفرمائید تخصص درتاریخ صد هابرابر پیچیده ترازمکانیکی است قبول کنید که هرکاری متخصصی دارد ومن وشما متخصص همه علوم وفنون نیستیم پیروزباشید

  7. pooyan می گوید

    لت شکست ایران این بوده
    1.گوش نکردن داریوش به حرف سردار شجاع خود که مزارع و اذوقه ی سرراه اسکندر سوزانده شود
    2.سقوط ارابخ داریوش درجنگ وفرار ایرانیان که درحال پیروزی قطعی بودند
    3.خیانت کردن چوپان ایرانی که راه را به لشکر شکست خورده ی اسکندر از اریوبرزن رانشان میدهد
    4.نرسیدن اذوقه به فرمانده نامدار( به تیس)
    5.مرگ ناگهانی به تیس که اسکندر راعقب رانده بودودرحال پیروزی بو د
    6.خیانت سردار داریوش و کشتهشدن داریوش به دست وی
    و……….

    1. انی کاظمی می گوید

      سپاس.

    2. کامرام می گوید

      این چه جور دفاع کردنه
      میخوای بگی داریوش اونقدر دیکتاتور بوده که به مشورت فرماندهان خوبش اعتنا نمی کرده
      و پادشاهی که لشکرش بخاطر یک چوپان شکست میخورد افتضاح است

      اگه واقعا این حرف ها را قبول داری برای چی عاشق داریوش شدی؟؟

      هرچند من تمام این تاریخ ها را دروغ می دانم
      هم اونجایی که از هخامنشی ها زیاد تعریف کردند
      و هم اونجایی که خیلی کوچک کردند

      اینکه تاریخ کشور را دوست دارید خوبه ولی یه کم عاقلانه باشه بهتره

      1. کامران جمشیدی می گوید

        دوست عزیز تمام مطالب بالا درسته
        زمانی اسکندر ب سپاه آریوبرزن رسید در کوه توقف کرد که یک چوپان ب اسکندر میخنده و میگه تو حتی با ده نا از سردارنت نمیتونی با آریوبرزن بتنهایی مقابله کنی برای همین راه مخفی دشوار کوهستانی بهش نشون میده و اسکندر تعداد عظیم نیروشو از راه ب سمت پاسارگارد میفرسته و خودش میمونه که سپاه آریو برزن شک نکنن
        و وقتی پیکی ب دربار شاه میرسه که سپاه اسکندر داره میاد و آریوبرزن و خواهرش یوتاب کشته شدن و شاه از ترس فرار میکنه و در این هنگام سپاه بدون اسکندر پاسارگاد فتح میکنن و خبر ب آریوبرزن میرسه و شوکه میشه اما دیگه دیر شده بود و پایتخت بعد از فرار داریوش فتح شده بود
        دلیل دیگه اسکندر با دختر داریوش بعد فتح پایتخت ازدواج میکنه و داریوش فکر میکنه جنگ تمومه و هرچی سپاهیان داریوش میگن بذار حمله کنیم پاسارگاد و اسکندر بکشیم نمیذاره
        و بعد تضعیف سپاه و دو جنگ دیگه ک با شکست داریوش همراه میشه
        داریوش در جنگ آخر که ایران داشت پیروز میشد و داماد داریوش سوم داشت اسکندر رو میکشت که فرار کرد اسکندر از مرگ اینبود دلیل شکست که برخی از فرماندهای ایران ازجمله آریوبرزن ب داریوش گفتن که مانند اسکندر ب صف اول جنگ بیا که دیگر سربازان روحیه بگیرن ولی داریوش نرفت و با این حال سپاه ایران داشت پیروز میشد و اسکندر ک مرگ و شکست خود رو حتمی دید ترجیح داد با خود داریوش درگیر بشه و روبه ارابه داریوش رفت که داریوش ترسید و فرارکرد و در این وقت یک سرباز ترسو گفت شیپور عقب نشینی بزنید شاه فرار کرد و با زدن شیپور عقب نشینی همه سپاه ایران شوکه شدن و از هم گسیستن و وقتی بعد از جنگ داماد داریوش بخاطر فرار داریوش در کوهی اونو کشت ک بعدها داماد داریوش ب دست اسکندر کشته شد
        اسکندر چندبار ب آریوبرزن نامه نوشت که درصورت تسلیم شدن فرمانده کل سپاه روب اون میده ک آریو برزن در جواب گفت
        اگر این تن گوشت استخوان در خاک نهم
        محال است ک خاک ایران ب دشمن دهم ک بعد بدستور اسکندر تیرباران شد درحدی ک تمام بدنش جای کمان بود و اسکندر با احترام دفنش کرد
        داریوش سوم اصلا از دودمان هخامنش نبود و خودش در زمان.پادشاهی پادشاه قبلش استاندار ارمنستان بود ک با دسیسه چند تن اونو نسبت دادن بخاندان هخامنش و ب تخت نشست و ۶سال سلطنت کرد

        1. 🇮🇷 می گوید

          سلام
          اون موقع تو اونجا بودی😄

    3. خلیل می گوید

      کاش همه ی اینا ک گفتی برعکس میشد کاش گوش میداد کاش نشون نمی‌داد کاش نمیکشت حداقل اینجوری زندگیمون بهتر بود.الانم ک این مملکت مسخره رو داریم و نمیدونیم آخرش چی میشه

    4. دانیال می گوید

      هخامنشیان نابود شد تمام شد
      دیگه دنبال بهانه بودن نداره که
      زنده باد اسکندر مقدونی

      1. جواب دانیال می گوید

        اسکندر 2000 سال پیش مرد تمام

  8. Mani می گوید

    Ba salam va arze khaste nabashid. Jenabe aghaye kazemi, rastesh az shoma tavagho nadashtam 2pahlo harf bezanid. Asasan padeshah bodan moteradef ba diktatori nist. Diktatori moallefehaye khase khodesho dare ke ba tavajjoh be matalebe hamin site, darke in haghir in bode ke aksare shahane iran zamin on shakheseharo vase diktator bodan nadashtan, tnx

    1. اردوان می گوید

      درست می گویند ایشان

      نمی دانم چرا برای 2+2=4 یک +e برای درصد نادرستی می گذارند ولی برای آدمیزاد و بسیاری کارها که هرکس می تواند با دیگری یک گیتی ناهمانندی داشته باشد یک “بسیاری” یا “برخی” برای درصد نادرستی نمی آورند در شگفتم من

  9. ندا می گوید

    آنچه مسلم است هخامنشیان و یادگارهایشان همیشه یاد آور شکوه و عظمت و اقتدار ایرانیان است.

    1. انی کاظمی می گوید

      قطعاً چنین است. ولی باید ببینیم این اقتدار چه نوع اقتداری بوده است؟ بر پایه دموکراسی یا دیکتاتوری؟

      1. داود می گوید

        مهم پایه گذاری یه حکومت هستش به نظر نمیاد کوروش بزرگ دیکتاتور بوده باشه مخصوصا در فتح بابل

    2. بیژن می گوید

      با درود به آنانکه عشق به وطن همیشه در وجودشان جاریست.آنچه ما را از اوج سربلندی و تمدن و نیک بودن تا به این حد خوار و مسخره دیگر ملل گرداند دست کشیدن از نیکیهای زرتشت و بها دادن به تازیانیست که شمشیر نشانه فرهنگ و زبان پرچم آنهاست.و حالا ما کاسه از آش داغتر آنها هستیم .تازی هایی که هزاران کتاب و بسیاری از نشانه های تمدن ما را آتش زدند چه تعداد از ایرانیها میدانند که کورش کبیر و یا آریو برزن چه کسانی بودند” حال آنکه همه میدانند بلال حبشی که بود…زهی افسوس زهی گمراه…

      1. Hade fyaze می گوید

        متاسفانه خیانتکارانی مثل سلمان وابوذرکه به ایران خیانت کرده اند را به عنوان اسطوره معرفی شده انداماسپهسالارانی که در جنگهای بزرگ که با اسکندر وحشی وجاهل،وجنگهایی که با اعرب شدرا از یاد برده اندویا اصلا بلدنیستندمردم

        1. صالح می گوید

          جان و مال و زندگیم فدای خاک پای حضرت سلمان فارسی
          که هم برای ما عزت و انسانیت آورد
          و هم حضرت سلمان فارسی از أصحابه پیامبره و نابغه ای که بهترین استعداد و هوش به ایشان عطا شده بود
          آنچنان هوشی به ایشان عطا شده بود که 7 زبان زنده دنیا مسلط بودند
          درود خدا بر حضرت سلمان فارسی

          1. انسانی از خطه کویر می گوید

            بله حضرت سلمان شما که 7زبان بلد بود و دانشمند بود و نابغه اخرین دین خدا را بوجود آورد کتابی که شیره سه کتاب بود(تورات و انجلیل و اوستا و ساخت اسلام را و با خیانت به ایرانیان و همدستی با تازیان وحشی و بدوی،بر ایران فاتح شدند،بعد که از کرده خود پشیمان شد،وصیت کرد قبر مرا در مسیر ایران به عراق بسازید تا ایرانیان از روی جسد من عبور کنند تا شاید گناهم را بدین شکل ببخشند……..

          2. مهدی می گوید

            این یه دروغه حضرت سلمان فارسی هرگز پشیمان نشد.
            و حضرت سلمان فارسی در تعیین قوانین دین خدا هیچ نقشی ندا‌شت. تمام کتاب های امامان هم از جمله نهج البلاغه به زبان عربی روشن بیان شده.
            اگر در عراق دفن شد به علت پیروزی هایش برای اسلام این تصمیم گرفته شد.
            حتی قرآن هم به زبان عربی روشن بیان شده اما پیامبر که سواد نداشت قرآن بنویسه اونم با این همه دانش و پاکی در این کتاب الهی
            این خودش یه معجزه الهی هستش
            قرآن کریم واقعا کلام خداست.
            و کامل ترین دستورات پاک و الهی در آن گفته شده
            میخواید قبول کنید که به سودتون هستش
            قبول هم نکنید مهم نیست

          3. داود می گوید

            روزبه کازرونی اعلام کرد که از دین زرتشت برگشته است روزبه کازرونی پدر یک معبد سرشناس زرتشتی بود خسرو پرویز در آن زمان روزبه رو از کشور انداخت بیرون که این فاجعه تاریخی یعنی پدید آمدن دین اسلام رقم خورد و تا الان هم ادامه دارد

          4. دانا می گوید

            حضرت سلمان فارسی در اواخر عمر فرماندار بخشی از عراق و جنوب ایران بود برای همین در عراق به خاک سپرده شد.

          5. داود می گوید

            طمع قدرت عقل سلمان را از بین برد وباعث خیانت به هم وطنان خود شد .همانطور که عمربن سعد طمع قدرت باعث شد خودش را با حسین ابن علی در گیر کند

          6. داود می گوید

            سلمان فارسی (روزبه کازرونی)مقامش در حد مسعود رجوی هستش زیاد بزرگش نکن هر دوی آنها به ایران خیانت کردن

          7. امید می گوید

            خجالت بکش ای شیاد دروغگوی فاسد
            گفتن این چرندیات و دروغ ها رو ادامه ندید
            حضرت سلمان فارسی فقط به زبان فارسی مسلط بود

    3. hesam می گوید

      کاملا صحیح.
      همین کافیه و بس

  10. مریم می گوید

    ممنون از مقاله خوبتون
    در واقع علت انقراض بسیاری از ملل به سطوح آمدن مردم از دست پادشاهانشان است . متاسفانه سردمداران فراموش می کنند که مهمترین حامی یک حکومت ملت آن است.

    1. مهرداد می گوید

      آفرین،مختصر و مفید صحیحترین و دقیقترین جملات میون اونهمه روایات عجیب و غیر مستند رو شما گفتید

  11. مریم می گوید

    ممنون که اشاره به ملعون بودن اسکندر کردین.گجسته یعنی ملعون
    چون سوزاندن اوستا رو به اسکندر نسبت میدن

  12. مریم می گوید

    ممنون که اشاره به ملعون بودن اسکندر کردین.گجسته یعنی ملعون

    1. بهمن سوشيانت می گوید

      موافقم

    2. سلیمان می گوید

      زیاد جدی نگیر کلاً هر حکومتی که دیگه مردمش خیلی راحت طلب شده باشند و فساد کل جامعه رو فرا گرفته باشه دیگه فاتحه اون حکومت و کشور خونده شده است
      هخامنش هم از این قاعده مستثنی نیست آخرش هم که وضعیت وحشتناک کشورداری زمان داریوش سوم رو بخونید می‌فهمید که چطور اسکندر مقدونی به این راحتی موفق به نابود کردن و ویرانه ساختن از هخامنش شد. اینکه فقط مخروبه ای از هخامنش باقی ماند درس عبرت هایی هم داره

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.