دلایل شکست هخامنشیان از اسکندر مقدونی

این پرسش برای همگان پیش می آید که چگونه شاهنشاهی نیرومندی که کورش و داریوش آن را به راستی به گونه‌ی آرمان شهری پدید آورده بودند سرنگون شد؛ در این جا کوشیده ایم تا به این پرسش پاسخ دهیم.

نظام استبدادی موجب می شد تا شاهنشاه قدرت مطلقه داشته باشد و هر چه می خواهد انجام دهد و نظارت آنچنانی بر کرده های شاهنشاه وجود نداشت (البته ماندگاری نظام استبدادی در روزگار هخامنشیان به جهت اعتماد مردم‌ یعنی پارسیان به شاهنشاهان بزرگی چون کورش بزرگ و داریوش‌یکم بوده است)، این امر دو عامل را سبب می شد؛‌یکی این که اگر شاهنشاه در امور کشوری اهمال می کرد، با وجود همه‌ی تمهیدات در نظر گرفته شده از سوی شاهنشاهان تمدن سازی چون کورش و داریوش، کشور دچار بحران می شد و رو به ضعف می نهاد، چنانکه در روزگار داریوش دوم و اردشیر دوم دیده می شود. دوم آنکه قدرت مطلقه که فرمانروایی بر جهان متمدن بود، هرکس که در اطراف آن بود را به سوی خود جلب می کرد؛ در نتیجه در صورت سست شدن فرآیند جانشینی و همچنین تضعیف شخص شاهنشاه، آشوب بر سر رسیدن به مقام شاهنشاهی در می گرفت، چنانکه در جانشینی اردشیر دوم (اگر داستان‌یونانی درین باره درست باشد) و پس از آن، جانشینی اردشیر سوم دیده می شود. نزاع بر سر قدرت درست هنگامی که اسکندر گجسته به کشورهای شاهنشاهی می تاخت، به اوج خود رسید و این عامل شاید مهم ترین عامل شکست ایران بود. اسکندر به خوبی از اوضاع آشفته‌ی ایران بهره می برد. در صورت نبود این جنگ درونی در شاهنشاهی اسکندر می دانست که نمی تواند پیروز شود و رفتن او به ژرفای آسیا دیوانگی است.

مجسمه اسکندر مقدونی

عامل دیگر را می توان در تضعیف جایگاه ارتش در شاهنشاهی دانست؛ شاهنشاهانی چون داریوش دوم و اردشیر دوم چاره‌ی هرکار را با توجه به ثروت بی کرانی که داشتند، دادن پول می دانستند. در نتیجه جایگاه ارتش تنزل کرده و ارتش در کشورهای خوربری آسیای کهین از سربازان مزدور بویژه‌یونانی بهره می بردند، همچنین در چندین مورد همین مزدوران ‌یونانی به ارتش خیانت کردند. مشکل دیگر تعلیم ندیده بودن بخشی از سربازان ارتش بود؛ چون مدت ها بود که در شاهنشاهی لشکرکشی بزرگی پدید نیامده بود و در امور ارتش اهمال می شد و نیروی اصلی ایران در پادگان های کشورهای مختلف پراکنده بود و چون جنگ قدرت نیز وجود داشت، داریوش تنها می توانست به پول گنجینه‌ی خود متکی باشد تا آنکه لشکری پدید آورد که سربازان آن تنها فنون آغازین جنگ را بلد باشند، در صورتی که اسکندر گجسته مدت دوسال صرف گردآوری سپاه و همچنین آموزش سربازان سپری کرد که در این مدت دربار آشوب زده‌ی ایران آشفته بود. با این همه شکست های ایران در برابر اسکندر گجسته نباید به منزله‌ی دلیل و‌یا حتی علامت معنی دار درهم شکستگی لشکری شاهنشاهی داریوش نگریسته شود.[۱]

می توان گفت که شاهنشاهی در رکود، آماده‌ی برابری با چالش نظامی و استراتژیکی به این اهمیت نبود و از آن هنگام که در برابر پادگان هخامنشی،‌یک رقیب مصمم به جنگ تام و کامل، پا به سرزمین های آسیای کهین نهاد، راندن وی بی نهایت دشوار شد، چه از آن پس دشمن بود که از مواضع استراتژیک هخامنشی بهره می برد.[۲] از بعد روانی جنایت های خاندانی پدید آمده در روزگار اردشیر سوم و پس از آن نیزعاملی در سرنگونی شاهنشاهی است، چنانکه درباره‌ی ساسانیان نیز این امر صادق است.

کردار ناشایست اردشیر سوم در سرکوب شورش های کشورهای شاهنشاهی در لبنان و مصر نیز دست کم در سرنگونی کشورهای خوربری شاهنشاهی عامل مهمی بوده است. گذشته از مردم ایران‌یعنی بخش خاوری شاهنشاهی از دجله به این سو، دیگر مردمان کشورهای شاهنشاهی نیز، شاهنشاه را دوست می داشتند و وی را چون سرپرست نیکی می پنداشتند؛ به همین دلیل شاهنشاهی هخامنشی در روزگار قدرت، تنها نظام جهانی پایدار در تاریخ جهان به شمار می رود. اما بر اثر سستی شاهنشاهانی چون داریوش دوم و اردشیر دوم شورش هایی در برخی کشورها پدید آمده بود، در نتیجه اردشیر سوم که تندخود نیز بود در سرکوبی این شورش ها چنان شدت عمل به خرج داد که مردم این کشورها دیگر هخامنشیان را دوست نمی پنداشتند و مردم کشورهایی چون لبنان و مصر در جستجوی کسی بودند تا آنها را از دست هخامنشیان آزاد کند؛ با آمدن اسکندر این مردم او را همچون آزادکننده ای می دانستند (به همین دلیل گرفتن شهرهای لبنان و همچنین مصر به سادگی انجام شد.) غافل از آنکه اسکندر بلایی اسمانی بود که بر سر مردم متمدن جهان آن روز فرود آمد.

در میان دلایلی که برای ناتوانی شاهنشاهی و پیروزی اسکندر آورده اند، تاکید بر بحران ساختاری ناشی از اقتصاد خراجگذاری است که سخت بر اقوام تابع سنگینی کرده، موجب ناخشنودی و رویگردانی از شاه بزرگ شده است و پیشگام آن اومستد است. این نگره نادرست است و عصر هخامنشی موجب تهی دستی در کشورهای گوناگون نشده است. مجموعه ذخایری که اسکندر از پایتخت های بزرگ شاهنشاهی گردآوری کرده، بسیار پایین تر از رقم حاصل جمع فرضی خراج ها از عصر داریوش بزرگ تا داریوش سوم بوده است و نمی توان گفت که باج های دریافتی، دیگر به جامعه بر نمی گشت و آن سبب فقر شد. شاهنشاهی داریوش سوم، دولت محتضر و مردودی نیست که گاهنویسان نمایانده اند، چه در زمینه‌ی اقتدار و شوکت شاه بزرگ و چه در قلمروی مالی و نظامی،‌یا تلاش های تولیدی کشورهای گوناگون‌یا همکاری سرآمدان محلی، هیچ عاملی نشان نمی دهد که قابلیت های درونی و فطری شاهنشاهی از داریوش بزرگ تا سوم در معرض تباهی واقع شده باشد، هرچند که شاید در آنها سستی پدید آمده بود.[۳]

[1] بریان، ص 1659

[2] بریان، ص 1789

[3] بریان، ص 1659 تا 1682

 

منبع :

آریانام: تاریخ و فرهنگ ایران باستان، نوشته ابوالفضل ایران نژاد، کرمان 1386

121 نظرات
  1. باقر می گوید

    چند تا نکته:

    میدونستید دین مردم یونان باستان چی بوده؟ بر اساس تاریخ و آیات قرآن اونا جن پرست بودن.

    به نظرتون چه کسی اسکندر رو کوک میکنه تا به ایران حمله کنه؟ اسکندر در زندگیش از چه کسی فرمان میگرفته؟

    سالها قبل از اینکه اسکندر به ایران حمله کنه، در زمان حضرت سلیمان(ع)، به ایران حمله میشه. حکومت ایران از حضرت سلیمان(ع) درخواست کمک میکنه. حضرت سلیمان(ع) که شیاطین و اجنه رو تحت تسلط خودش داشت چند تا دیو برای ایران میفرسته و ایران پیروز میشه. اجنه و شیاطین به اختیار خودشون تحت تسلط حضرت سلیمان نبودن و به اختیار خودشون به مردم خدمت نمی کردن، بلکه قدرت حضرت سلیمان اجازه سرکشی بهشون نمیداد.

    حالا یه سوال دیگه، چرا اسکندر کشورهای دیگری رو که تو آسیا تسخیر کرد باهاشون مثل ایران برخورد نکرد، خیلی ها اسکندر رو اخلاقی و خدایی میشناختن ولی تو ایران جنایتها کرد؟

    اسکندر برای انتقام به ایران اومد. شیاطین میخواستن از ایرانیها انتقام بگیرن برای همین اسکندر رو به ایران فرستادن.

    آمریکاییها هم اینو خوب میدونن، برای همین فیلم اسکندر رو ساختن
    نمیدونم در مورد تحلیل این فیلم چقدر میدونید ولی توصیه میکنم فیلمش رو ببینید و تحلیل و بررسی کنید

    شاید حرفهایی که زدم کمی خنده دار به نظر بیاد ولی به عنوان یه نظریه جای تحقیق داره.

    متشکر از مطالبتون

    1. اردوان می گوید

      درود بی کران

      برادر گرامی ام اون که شما می گویید در باور نمی گنجه و اگه همچین کسی همچین چیزی که میگن داشت چرا کشورش توی رهنگار به چشم نمیاد!! بیگمان سلیمان رو با تهمورث دیوبند که از زمانهای دور از پادشاهان پیشدادی می دانستند در هم آمیختند همون تهمورثی که فردوسی بزرگ به چامه کشید

      اسکندر بیگمان ایرانی هست و الکساندر هم کسی نیست که همه میگن

      سخنی میگه که : هنگامی که همه ما یکجور می اندیشیم هیچکدام نمی اندیشیم!!!

      همیشه که نباید همه یکجور اندیشه کنند و هرچی بیشتر مردم پذیرفتند که درست نیست ! هست؟!

      فردوسی بزرگ یک روانی نبوده که این داستان ها رو به چامه کشیده و پیش از اون هم کسانی که تاریخ نوشتن همچون دیوانه نبودند

      تا درودی دیگر!

      1. باقر می گوید

        سلام خدمت آقا اردوان عزیز!

        از توجه شما سپاسگذارم.

        چند تا نکته:

        در مورد اینکه گفتید حضرت سلیمان(ع) همان تهمورث است:
        1- مرکز حکومت ایشان در اورشلیم بوده است و ایشان ایرانی نبودند.
        2- ایشان پسر حضرت داوود(ع) بودند نه پسر هوشنگ
        3- حضرت سلیمان(ع) پسری به نام جمشید نداشته و پس از ایشان کسی از نسل ایشان به حکومت نمی رسد.

        در مورد اینکه چنین شخصیتی وجود نداشته:
        نمی دونم شما چه طور میتونید اینقدر راحت در مورد تاریخ اظهار نظر کنید. انواع کتب تاریخی یهود و غیر یهود در مورد ایشون صحبت کرده. کتابهای مقدس یهود و مسیحیت در مورد ایشون مطلب دارن و محققین تاریخی در مورد ایشون کلی مطلب دارند.
        در کتب دینی اسلام هم کلی مطلب در مورد ایشون هست.
        در شعر ها و آثار باستانی ما هم در مورد ایشون مطلب هست. چقدر شعر در مورد انگشتر سلیمان و ملک سلیمان داریم.

        حالا من نمیدونم شما بر اساس چه منطقی در مورد داده های تاریخی صحبت می کنید.

        اینکه گفتید اسکندر ایرانی هست:
        حمله اسکندر به ایران در کتاب خانم مریبویس که از معروف ترين مستشرقين هست ، مطرح شده. این محقق، تحقيقات مفصلي درباره زرتشت دارد سه جلد کتاب قطور دارد.
        کتابهای تحقیقی بسیاری در این زمینه وجود دارد.

        حال شما که می خواهید این حمله را به ایران و رفتار بسیار بد اسکندر را مورد خدشه قرار دهید باید استدلالهای بسیاری داشته باشید و همچنین دلایل محکمی مطرح کنید که چرا این همه تاریخ دان چند جلد کتاب قطور و اشتباه راجع به اسکندر نوشته اند، در حالیکه بسیاری از آنها نه اغراض سیاسی داشتند و نه وابسته به جریان خاصی بودند و فقط به خاطر تاریخ به بررسی آن پرداخته اند
        لذا با یک جمله در یک سایت نمی توان تاریخ را عوض کرد.

        البته اینکه شما سعی می کنید تاریخ را تحلیل کنید بسیار ارزشمند و زیباست و به عنوان یک دوست به شما تبریک میگویم و خوشحالم که در کشورم چنین افرادی وجود دارند.
        ولی اگر قرار باشد داده های تاریخی را مورد خدشه قرار دهیم آن وقت کار بسیار سخت است و یه جورایی سنگ روی سنگ بند نمی شود.

        اینکه گفتید چرا آثار باستانی و به جا مانده های بسیار کمی از دوران حضرت سلیمان(ع) وجود دارد و این آثار تطابقی با آن همه عظمتی که بیان می شود ندارد:

        نکته بسیار خوبی را مطرح کردید. ولی با این سوال هم نمی توان تاریخ را عوض کرد. با این سوال ما نباید صورت مسئله را پاک کنیم. بلکه باید جواب برای آن پیدا کنیم.

        همه نوشته های تاریخی دینی و غیر دینی از چنین حکومت و عظمتی سخن گفته اند لذا این ماجرا وجود داشته اما سوال شما باید پاسخ داده شود.

        البته من برای سوال شما پاسخ دارم اما اگر بگویم احتمال دارد بگویید این بنده خدا مجنون شده و بر دیوانه هم حرجی نیست.
        بنابراین تحقیق در مورد جواب سوال شما را به خود شما واگذار میکنم 🙂

        سرافراز باشید

        1. اردوان می گوید

          درود!

          از پیگیری شما سپاس ، نخست
          دوم اینکه تبری نوشته که اسماعیل عربی را از ایل جرهم آموخت زیرا پدرش ابراهیم کُرد بود!

          ببین برادر من شما اگه می پندارید بیابان سینای تاریخ در مصر است نادرست اندیشیدید چرا ؟!
          چون می دونید که موسی و گروهش 40 سال در این بیابانک گم شدند و چه بسا از امروز هم کوچک تر بوده باشد!
          چین، سین ، صین نام استانی در کنار کویر میانی ایران(نزدیک استان اسپهان) است و تا زمان قاجار هم نام چین داشته!
          پس بی گمان دشت سینا همان دشت میانی ایران (گمونم کویر لوت) است که همین امروز هم آدم سر و تهش رو نمی تونه پیاده بره!!!

          همچنین سلیمان به گواه تاریخ 10.000 سال پ.م بوده و پادشاهان نخستین شاهنامه هم در همچین زمانی شاید هم پس تر بودند اینکه یکی بودن یا نه پایسته/اثبات نیست ولی هنوز هم که به مرودشت بری نام “ملک سلیمان” به سرزمین کوروش گذاشته اند!

          سعدی و دیگران هم سنگ نبشته آرامگاه کوروش را بنام فریدون ترگمه کرده اند و همون چیزی که امروز بهش رسیدند رو به ما می رسونه!

          نمی دونم چه اندازه افتاد ولی گمون کنم راه‌انداز بود!!

          “ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟
          معشوق همین جاست بیایید بیایید
          معشوق تو همسایه دیوار به دیوار
          در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟!
          مولانای بلخی”

    2. بهمن سوشيانت می گوید

      سفسطه گفتيد باقر جان

      1. باقر می گوید

        با سلام خدمت همه دوستان!

        من اطلاعات تاریخی زیادی نداریم و بیشتر اطلاعات تاریخیم از قرآن و روایات است که قطعاً هیچ تحریفی در آن رخ نداده است.

        چند تا نکته در بررسی تاریخی مهم است که متاسفانه به آن زیاد پرداخته نمیشه.

        یه نکته: همونطور که میدونید قویترین تاریخ دانها و تاریخ نویسان در طول تاریخ، یهودیها بودند و هستند و خداوند در باره آنها می گوید:«يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِه» یعنی آنها اهل تحریف هستند و بسیاری از مباحث تاریخی دستخوش تحریفات یهود شده است، بنابراین باید بسیار مواظب باشیم که منابع تاریخی ما محکم و صحیح باشد.

        یه نکته دیگه:
        چرا در داستانها و مطالب ادبی ما اینقدر راجع به اژدها، دیو و موجوداتی عجیب صحبت شده؟ و از این موجودات اشکالی هم در آثار باستانی موجود هست؟
        آیا چنین موجوداتی واقعاً در تخیل انسانها بوده؟
        آیا انسانها با این موجودات سر و سری نداشتند؟

        در اشکال باستانی و حتی در فیلمهای فعلی زیاد دیده ایم کسانی که هیبت انسانی دارند ولی چهره آنان به گونه دیگری است. بعضی ها فکر میکنند اینها ماسک هستند. یعنی فکر میکنند انسانهایی هستند که به صورتشان ماسک زده اند؛

        اینگونه نیست. اینها اصلاً انسان نیستند اینها جن هستند. اینها اجنه ای بودند که در یونان مورد پرستش قرار می گرفتند.

        شما در آثار تخت جمشید هم برخی از این اشکال را می بینید. در ایران آنها جزو کاهنان بودند و در دربار رفت و آمد داشتند ولی مردم هیچ گاه آنان را نمی پرستیدند ولی از آنها و از توانهایشان گاهی استفاده می کردند.

        نکته ای که در تحقیقات تاریخی مغفول مانده است، حضور شدید موجودات غیر مادی در عرصه دنیا هست. حضور این موجودات در دربار و جنگها و حتی زندگی مردم و حتی آزار و اذیت مردم توسط این موجودات.

        وابستگی برخی از پادشاهان به این موجودات و اثرپذیری فکری و فرهنگی شدید برخی از حکام از این موجودات را نباید نادیده گرفت.

        اما همه این موجودات مادی تا یک زمانی در دنیا به صورت مادی حضور فعال داشتند، تا دوران حضرت سلیمان(ع) و حضرت سلیمان(ع) حضور مادی آنها را از آنها گرفت و آنها را تا آخرالزمان از دنیا بیرون کرد(البته اثر گذاری دارند ولی حضور مادی به صورت عام ندارند)

        برای همین هست که بعد از تخت جمشید و دوران هخامنشیان شما در آثار باستانی ایران چیزی راجع به موجودات غیر مادی نمی بینید.

        این حرفها استندات بیشتری دارد که در مقال نمیگنجد.

        یه نکته دیگه:
        همونطور که قائل هستیم که فردوسی عزیز روانی نبوده و ایشان را بزرگ میشماریم، باید قائل باشیم که قرآن هم حداقل به اندازه فردوسی حرفهای درستی زده است!!!

        به نظر می رسد تاریخ بسیار عجیب تر و عظیم تر از آن است ما فکر می کنیم.

        با تشکر از همه شما

        1. اردوان می گوید

          درود!

          من چون خودم جن ندیدم و نپرستیدم واسه همین به بودنش باوری ندارم!!

          اون اجنه که می فرمایید رو من داستان هاش رو در روستاهای ایران از زبان پیرمردان و پیرزنان شنیدم ولی چیز باور کردنی نیست و اونها چون بیش از اندازه به چیزی باور داشتند ناچار اینگونه اندیش هستند!!!

          واژه اجنه : جن برگرفته از واژه پارسی “جان” است که به جن دگریسته و در گونه چندینه جان (جن ها) خوانده می شود!

          به باور من همین چیزها بود که ما رو از تاریخ شناسی بی‌مایه کرد وگرنه دیو و جن و سیمرغ و اژدها و … بیگمان روشنگری(تعریف) دیگری داشتند که پس از ساسانیان با آمدن اسلام و درآمیخته شدن این واژگان با واژگان اسلامی(که بسیاری ریشه پارسی دارند!) مردم روشنگری نو و بی‌مایه ای رو برای این واژگان ساختند که ما هم امروز از همانها بهره می بریم!

          به خرد کم من:
          دیو > میگن (هیولا!)
          دیو+ان > میگین (اداره)
          دیو+انه > میگن (مجنون و جن زده و سبُک‌سر!)
          دیو
          دیو+انه+وار > میگن (همچون مجنون)

          شما بگویید که جه وابستگی میان دیو و دیوان و دیوانه است؟!!

          آیا دیواندار همان کسی نیست که امروز به او منشی می گویند!
          نویسنده ای هم در گذشته به نام منشی زاده داشته ایم!

          آیا نمی توان اینگونه برداشت کرد که دیو را در زمان های بسیار دور(دودمان پیشدادیان) به انسان های باسواد می گفتند و در این باره هم نوشتند که شاهان از دیوان سواد نوشتن آموختند!

          پس هیچ چیز شگفت انگیزی هم در میان نیست که موی بر تنمان راست گردد!!!

          روشنگری بانو پرنیان حامد درباره ی سیمرغ:
          به تفسیر امروزی پرنده ای غول پیکر افسانه ای که دندان دارد و به فرزندان خود شیر میدهد! و حتما بعد از خواندن شاهنامه باید به این نتیجه برسیم که این پرنده پزشکی خبره بوده است چرا که رستم را سزارین کرده و بعد از آن نیز در جنگ رستم و اسفندیار زخم های رستم را درمان میکند و این پرنده نه تنها در بهترین دانشگاه های آن زمان پزشکی خوانده است که یکی از بهترین جنگ آوران آن زمان بوده و در تاکتیکهای جنگی به خصوص یافتن نقاط ضعف دشمن بی همتا بوده است, این پرنده همچنین استاد زبان شناسی بوده و به زبان های مختلف آن زمان سخن می گفته است!!!

          باور کنید این تفسیر ها ظلم است به فردوسی طوسی، مردی که عمر خود را وقف احیای تاریخ ایران کرده است.

          – سیمرغ در اوستا سئن و یا مرغوسئن (مرغ و سئن) است. و آنان که به سرزمین سین اند که چین استان است (بندهش) سین یا سئن خدای ماه در آسیای غربی, خدای سامی ها (اکد) بوده است. سامی ها در نواحی خوزستان و شمال زاگرس بودند. میان دو رود را از نظر نژاد مردمان در آن زمان به دو دسته تقسم کرده بودند:

          شمال: 1. آشنویه = هوری، 2. ماریف 3 . آشوری، که مردم آن را هیکوس میگفتند.

          جنوب: 1. السین، 2. لارسا، 3. بابل، اتحادیه ای که پایتخت ان بابل بوده است، کوه مرغ به به لاران (لارسا) است (بندهش).

          ــ همچنین مرغو را میتوان مرگو خواند و مرگو = مرو است، پس منظور از مرگو سئن اوستا می تواند سین های ناحیه مرو باشد.

          با مدارک بالا می توان گفت سیمرغ مردم جنوب بین النهرین، که در پزشکی پیشرفته بوده اند. این مردم حامی خاندان سام و پسر او زال و نوه او رستم بوده اند. خاندان سام به رغم پافشاری بی مورد مفسرین تاریخ در سیستان و در شرق ایران امروز نبوده اند. محل آنان در متون قدیمی زرنک نوشته شده که این لغت هیچ ارتباطی با سیستان که زرنک را به این نام ترجمه کرده اند ندارد. این گروه که از نژاد تورانیان (اشوریان) می باشند (شجره نامه بندهش)، حکومت قسمتهای جنوبی آشور را به دست داشته اند ( نیمروز توران و نه نیمروز ایران!)، این خاندان که به ایرانیان بیش از آشوریان علاقه داشتند در تمام طول تاریخ حامی ایرانیان بوده اند. در شرایط سخت این خاندان از سئن ها که در جنوب بین النهرین ساکن بودند کمک می گرفتند. طبق روایت بندهش و اوستا به محل زندگی سین ها چین استان (چینستان) می گفتند، و در همسایگی جنوبی آنان در سواحل خلیج فارس استان یا کشوری با نام هند قرار داشته است که امروزه به آن هندیجان گفته میشود. توجه: جهت نقشه ها، در همین وبلاگ به نام های جغرافیای تاریخی مراجعه نمایید.

          این دو نمونه رو گوارش کنید (از دید خرد) تا ببینیم خدا چی می خواد!

          1. صادق می گوید

            حرفت کاملا اشتباهه
            جن واژه عربی است
            و به معنای موجود بیگانه و یا از آتش است

  2. امير می گوید

    اسكندر فكر ميكرد خداست دلم ميخواست داريوش سوم اسكندر رو بكشه دلم واسه ايرنيهاي اون دوره و پرسپوليس كه اسكندر سوزوندش ميسوزه

  3. مرد پارسی می گوید

    به نام اهورامزدای بزرگ
    هومت
    هوخت
    هورشت
    درود به همه هموطنان عزیز
    ببینید دوستان هیچکس نمی تونه تمدن و فرهنگ غنی ما رو انکار کنه اما به نظر من الان مهم نیست چرا اسکندر این کارو کرده چون گذشته ها گذشته و فقط آثارش باقی مونده واقعیت اینه که حدود 2300 سال پیش اسکندر به ایران حمله کرد
    الان مهم اینه که چه طور بتوانیم آینده کشور رو بسازیم ما جوانان سوخته ایرانی باید کشور متمدن ایران رو از بند این اعراب هیچی نفهم نجات دهیم اون موقع باید در این موارد بحث کرد چون در این زمان بی فایده است .
    حقیقت دیگر اینکه غرب با ساختن فیلم هایی مثل اسکندر و 300 طرز فکر خودشون رو نسبت به ما ارائه دادند و همه چیز رو وارون جلوه دادند اما همه چیز زمانی دارد خدای کوروش و داریوش و ایران بهتر می داند که اجداد ما واقعا کی بودند
    در زمان فعلی باید اتحاد و وحدت بین مردم ایران رو ترویج بدهیم چون خیلی زیاد از هم گسسته شده
    علی از فسا
    زرتشت پیامبر ایران زمین فرمود : شریف ترین دل ها دلی است که اندیشه آزار کسان در آن نباشد
    بدرود برادران و خواهران

    1. اردوان می گوید

      من همچون شما نمی اندیشم

      گفتاورد “گذشته ها گذشته” برای گذشته ی نزدیک و چندسال گذشته کاربرد داره و درباره ی خوبی و بدی نه فرهنگ ریشه دار کشوری همچون ایران که از بدبختی ما هم فرهنگان افغان هم میگن ایران نام کهن افغانستان بوده و نام ایران امروزی پارس/پرشیا بوده!!!!!!
      و نمی دونند نام افغانستان تا پیش از صفویان “پشتونستان” بوده و افغان نام نژادی از پشتون هاست که اسپهان رو از سلطان حسین نافهم گرفتند!!

      بگذریم
      گذشته های دور نگذشته برای اینکه اگه توی این دیدگاه های بالا هم بخوانی می بینی که بسیاری از هم میهنان ما با خواندن این داستان های دروغین خشمگین می شوند و بیشتر از آنی که باید میهن پرست می شن ولی من میهن پرست کو نیستم چون چندین دروغ رو شناختم و خشمگینی ام هم برای میهن پرستانی هست که این دروغ ها رو باور می کنند و دیگر هیچ.

      تازیان هم ایران رو نگرفتند و لشگر بی سامان تازی که همه ی اندیشمندان کشورمون رو به چالش کشونده اون اندازه نیرو برای گرفتن ایران نداشته و به کامران(دیدگاه بالاتر از این)گرامی میگم که آیا تاریخ تبری رو باور داری؟! پس کشتارهای امام علی و پسرانش رو که دوست داری رو برو از تو تاریخ تبری بخون و سخنان(احادیث)ی که در بهار الانوار اومده رو بخون تا بدونی که در این زمینه هم دروغ هست که همه به جونشون افتادند ولی هیچکس نمی گه که تاریخ نگاران و تاریخ پردازان هم دروغ گفتند چون اون ها آدم بودند و این کشتارها برای اونها روا است ولی این کارها از پیامبران و امامان دور است و دروغند!

      همین امیر در دیدگاه پایین خشمش در نوشته اش پیداست چون نمی دونسته که 100 سال گذشته به دروغ بودن آتش سوزی تخت جمشید پرداخته شده !

      بسیاری دیگر تنها در کتاب تاریخ راهنمایی تاریخ رو فهمیدند و به آن شیفتگی ندارند و بیش از اون کتاب هم نمی دونند و چون اون کتاب هم بازنگری در این داستان ها نداشته دروغ های نامبرده رو در خود داره!

      بدرود!

  4. كامران می گوید

    آقاي اردوان – اشتباه ميكني
    اگه ايران هخامنشي ازبين رفت بخاطر برخي پادشاهن بي عرضه هخامنشي مثل داريوش سوم كه از اسكندر مقدوني شكست خورد (به هر دليلي شكست خورده و ايران را به چنگ يوناني ها انداخته) ميدوني كه يونان آن زمان خيلي خيلي كوچكتر از امپراطوري عظيم ايران بوده
    اگه پادشاهان بي عرضه ساساني از عرب ها شكست نمي خوردند هم قسمتي از تمدن قديم ايران عزيز حفظ ميشد و هم اينكه ايرانيان با فهم خود و بي تعصبي مسلمان ميشدند
    من هيچ كدام از پادشاهان (هخامنشي و غير هخامنشي) را قبول ندارم به جز كورش كبير كه به جاي ساختن كاخ و كشورگشايي به فكر علم و فرهنگ و تمدن ايران بود
    راستي قبل از آريايي ها ايران اصيل (مثل شهرسوخته) در علم پيشرفت زيادي داشته اند ولي در زمان هخامنشيان به دليل كشورگشايي آنها از دانشمند مطرح اثري نيست
    خودتان بگوييد
    در يونان بسيار كوچك داشتن سقراط و افلاطون و ارسطو و ارشميدس و بقراط و …. با ارزش است
    يا در امپراطوري بزرگ ايران به دليل خيانت پادشاهاني كه فقط به فكر كشورگشايي بودند داشتن تخت جمشيد
    اگر ارزش به بناهاي تاريخي است اهرام مصر عظيم ترند و هنوز سالمند و هنوز ناشناخته مانده اند – يا در يونان و روم قديم هنوز بناهاي بسيار عجيبي مثل محل المپيك و يا محل نمايش و مسابقات سالم مانده (كه خود نماد توسعه و فرهنگ است)
    ما به ايران افتخار ميكنيم و حتي برايش كشته هم ميشويم ولي متحجر نيستيم و ضعف گذشتگان را قبول داريم و بيشتر از گذشته ايران عزيز به آينده پاك ترش چشم دوخته ايم
    و هرگز فريب انگليس پليد را نميخوريم تا با اسرار بر ملي گرايي زمينه تفرقه را در ايران با نژادهاي مختلف(عرب و ترك و فارس و لر و …) فراهم نمي كنيم
    بعد از اسلام هيچ كشوري به اندازه ايران دانشمند نداشته و تمام دانشمندان ايراني كه نام بردم اولين ها و بزرگترين هاي اثبات شده ايران و جهان هستند نه فقط اسلام ولي همه از علماي دين بوده اند مثل بوعلي و حتي فردوسي كه به خاطر اينكه از علماي شيعه بود مورد ظلم غزنويان سني قرار گرفت
    تحقيق كن
    نكته آخر هيچ تحقيق كرده اي بداني چرا و با چه نيتي براي كورش كبير و داريوش و … وصيت نامه ساخته اند آيا ميداني چه كساني و با چه نيتي اين همه جملات دروغين را به نام كورش كبير ساخته اند در مورد سند آنها تحقيق كن كه در بالا بسياري از اين جعليات را دوستان ديگر باور كرده اند
    مثل (سند وصيت نامه كورش كبير – وصيت نامه داريوش- نامه عمر به خليفه ساساني و …..)
    كورش تنها يك منشور بيشتر ندارد و داريوش هم دو كتيبه كه فقط در مورد جنگ و كشتار صحبت كرده اين همه جملات اخلاقي از كجا آمده
    آيا ميداني روزي بنام روز كورش كبير وجود ندارد و ساخته گروهي از افراد است
    آيا ميداني تاريخ هخامنشي در كتابها حذف نشده و فقط يك جوسازي بود
    آيا ميداني قرن هاست بزرگترين دشمن ما انگليس است و بسياري از مدعيان ملي گرايي در انگليس زندگي ميكنند و با آنها همكاري ميكنند
    آيا ميداني خسرو پرويز كه به آن افتخار ميكني براي كسب قدرتبه روم پناهنده شد و بعد از سپاه روم كمك گرفت و تا با شاه ايران بجنگد
    آيا ميداني عرب ها اسلام را قبول نمي پذيرفتند و مي گفتند دين پدران ما چيز ديگري بوده و الآن هم بعضي ايرانيان مي گويند دين پدران ما چيز ديگري بوده
    آيا ميداني اولين فردي كه درباره ملي گرايي و هخامنشيان بزرگنمايي كرد ميرزاملكم خان جاسوس انگليس و يك غربزده و فراماسون بود و خودش مي گويد با اين كار ايرانيان را به جان اسلام انداختم
    آيا ميداني چه كساني و چرا در سايت خود در متن منشور كورش به جاي (مردوك خداي بابل) كلمه (اهورامزدا خداي زرتشت) قرار داده اند
    آيا ميداني اكثر داستانهايي كه از ايران باستان شنيده اي ساختگي است و محقق بزرگ كشور آن را رد كرده اند
    ديگه خسته شدم اگه ايراني فهيمي هستي (مثل كورش نه داريوش و ديگران) خودت برو تحقيق كن

    1. اردوان می گوید

      روز خوش!

      برادر گرامی من که با یک خوانش از روی نوشته های من من رو اینگونه فهمیدی و بهتره بگم که هیچ نفهمیدی از من و تنها چیزهایی که توی دلت تلمبار شده بود رو واسه منی میگی که این چیزا رو می دونم
      هرگز به تارنگارم سر نزدی که ببینی من کی ام و واسه چی می نویسم و واسه کی ..
      http://www.zarestan.mihanblog.com
      رستاخیز فرهنگی

      ——–

      نخست برات میگم از اینکه گزنفون یونانی سخنانواپسین کوروش رو باز گفته و هیچ آدم خردمندی نمیتونه اون رو رد کنه و اگه کسی هم رد کنه میگگه که اون واسه پادشاه دیگه ای بوده و به گزنفون میگن کودن چون در راه شوش به باکتریا رفته!!!!
      ولی باکتریا به گفته ی نافهم ها بلخ است و فهمیده ها از شاهنامه فهمیدن که باکتریا یک شهر در باختر ایران است و شاهنامه ها رو افسانه می پندارند برای اینکه میگن چگونه تیر آرش از خاور ایران به باخترش میره؟!!!! و نام شهر ها رو از روی امروز میگن و می پندارند که چین در شاهنامه با جمهوری چین امروز یکی هستند!
      یا هند که خوزستان باشه رو میگن هندوستان کنونی؟!!!!و …

      من درباره ی داریوش دیدگاه خودم رو در تارنگار نامبرده دادم
      هخامنشیان در اندیشه ی کشورگشایی نبودند ونکه می خواستند که مردم جهان در یک تراز باشند و نژادپرستی را برچینند!
      در این راه ستم ها و بیدادهایی هم روا داشتند که جای گفتنش نیست

      الکساندر یونانی به ایران تاخته و تا هندُستان(استان هند=هندیجان خوزستان) رفته ولی کشته شده و سرنوشتش رو گذشته نگاران یونانی نوشتند ولی پردازندگان به این داستان و آمیختن آن با اسکندر اشکانی(مهرداد دوم) در زمان ساسانیان که با اشکانیان درجنگ بودند و هم آیین نبودند این کار را کرده اند تا یونان را بزرگ نمایانند و ما را کوچک که شما در کویر بی آب دروغ می دوید و با این روش نمی توانید از آن برون آیید!

      من خسروپرویز رو بزرگ کردم؟! کجا ؟! از کجا فهمیدی از شما می خوام که واسه یک بار به رستاخیز فرهنگی سر بزنید تا گوشی دستتون بیاد!

      شما هنوز نمی دانید که آریایی ها در ایران بودند و از ایران به فرنگ رفتند! با این بینش چگونه میخواهی راه آینده رو روشن کنی؟!

      در شهر سوخته بینک(عینک) یافت شده می دونستی شهر های سوخته و جیرفت و … 7000سال پیشینه ی نمایان شده دارند؟!

      تو پورسینا رو هم نمیشناسی اگه میشناختی می دونستی که پدرش هم کیمیاگر بوده و بی گمان پدر بزرگ و … هم اینگونه بودند!

      این دانشمندان یونانی که شما می کین در فینقیه زاده شدند و سرزمینشان یونان امروزی نیست!

      شما به http://www.cae.blogfa.com یه سری بزن و اینها رو بخون به جان خودم به دردت میخوره

      “اهرام مصر” هم با زورگویی و برده داری درست شده ولی در تخت جمشید سفالین هایی یافته شده که درباره ی مزد کارگران در آن نوشتند که بدبختانه شما ناآگاهید!

      “المپیک” همراه با روشن شدن آتش آغاز می شود این رو که می دونی؟! آتش نماد مهرپرستی (میترایسم) است که ریشه در آیین اشکانیان دارد و به یونان بت پرست و ترسا پیوسته نیست!

      تو هتا خسروپرویز رو نمی شناسی و چیزهایی که تو دبستان و راهنمایی و رسانه ایران گفتند رو هم درست یاد نگرفتی چون خسروپرویز بر بهرام چوبینه که سردار پدرش بود شورید و پادشاهی رو پس گرفت

      یک آیا می دانید هممن به گفته های شما می افزایم
      آیا می دانی که من می دانم این آیا میدانید ها رو بلبلوار رونوشت کردی و چسبوندی و خودت هم نمی دونی

      در پایان می گم به شما که دلگیر نشو از من و خشمگین نشو که من خوبی شما رو می خوام و دوست ندارم هم میهنانم در دروغ شناور باشند و از آن ور بوم بیافتند
      شما می ترسید که با آوردن نام ایران خونت به جوش بیاد و به راه انگلیسی ها بری مگه نه!

      آها یه چیز هم یادم رفت پیوست کنم و اون اینکه حافظ هم اونجور که شما می شناسید مسلمون نبوده و از همه ی آیین ها گریزان شده و در پایان زندگانی دست به دامان مغان زرتشتی میشه:در خرابات مغان نور خدا می بینم و … و خیام هم ..

      دروغین بودن نامه یزدگرد رو میتونی از http://zarestan.mihanblog.com/post/71 بخونی

      شاهنامه ها افسانه اند؟!
      http://zarestan.mihanblog.com/post/69

      چکیده ای از گذشته ایران
      http://zarestan.mihanblog.com/post/67

      داریوش و پسران کوروش
      http://zarestan.mihanblog.com/post/65

      سخنان دروغین
      http://zarestan.mihanblog.com/post/46

      درباره ی ارشک پور فریاپت پور اردشیر دوم
      http://zarestan.mihanblog.com/post/44

      ایران همبتگی نژادهاست
      http://zarestan.mihanblog.com/post/33

      اسکندر در گلستان سعدی
      http://zarestan.mihanblog.com/post/22

      جومونگ ابرمرد تاریخ جهان!
      http://zarestan.mihanblog.com/post/15

      و …

      در رستاخیز فرهنگی

      امیدوارم که گمراهانی که خود را راسترو می پندارند هم به راه بیایند با وزش از سرکار/آقای اِنی کاظمی از پیوندهای بیشماری که نوشتم و از شما برای دیدگاهی که خوشایندتان نیست!

      هنگام ما هنگامه ی فریاد این بدزاغ هاست(یونان،مغول،امریکا،انگلیس)
      مهر خاموشی اینک بر نوک گنجشک هاست (ایرانیان)

      زاغ ها از بدبیاری های ما شاهین شدند(پیشرفت باختر با نامردی و دزدی)
      یاد شهبازان ما اینک درون خاک هاست (کشته شدگان و بزرگان ایران از هزاران سال پیش تا دانشمندان هسته ای همین امسال)
      “اردوان”

    2. بهمن سوشیانت می گوید

      مطلب میزاری منبع بیار

  5. كامران می گوید

    اگر کورش کبیر بود چی میکرد :
    به ما ميگفت به جای تفرقه و توهین به فکر اتحاد در برابر دشمنان باشيد
    به سربازان واقعی کشور یعنی شهدا احترام میگذاشت
    مخالف آنهایی بود که فقط شعار دوستي وطن و دوستی کورش میدهند ولی حتی یک روز در دفاع از وطن و خرمشهر نبودند
    حتما مسلمان واقعی میشد چون متحجر نبود و اهل بهترین دین را انتخاب میکرد مثل پدران بافهم ما که اسلام را پذیرفتند
    غربزده نبود و دانشمندان هسته ای ایران افتخار میکرد
    و به ما میگفت بزرگی هیچ نژادی برتر نیست فهم و تفکر نشان برتری شماست
    حتما به ما ميگفت خيلي از جملات درباره من دروغ است بيشتر تحقيق كنيد
    به دانشمندان بزرگ جهان که ایرانی بودند افتخار میکرد مثل
    فردوسی بزرگ بزرگترین حماسه سرای جهان
    بوعلی سینا بزرگترین پزشک جهان
    زکریارازی اولین داروساز جهان
    ابوریحان بیرونی اولین کاشف قاره آمریکا
    حافظ بزرگ و سعدي و
    خوازرمی اولین مبدع الگوریتم
    فارابي و سهروردي و …
    و تمام اولین های جهان ایرانی و تربيت شده اسلام بودند

    نظرتون چیه؟

    1. اردوان می گوید

      درود!

      اگه شما من رو میگین من وانمود به میهن دوستی ندارم که از ته دلم اینگونه ام!

      من به هر ایرانی که شکوه ایران رو به نمایش گذاشته و میذاره می بالم

      دم هر کس که در راه سربلندی کشورم کشته شده گرم خدا بیامرزشون!

      چرا آشفته بازار درست می کنید من اینهایی که می گین پذیرفتم ولی آیا در 1390 سال خورشیدی ایران پدید اومده؟!

      مردم همواره پیشرفت می کنند و ایران هم یهویی پیشرفت نکرده این پیشرفت ها که تا زمان نادرشاه دنباله داشت با پیشینه ی بیش از چندهزار سال بدست اومده!

      کسی گفته بود که اگه دها زبان شناس و صدها رایانه ی پیشرفته رو گردآوری کنیم نمی تونیم واژه نامه ای اندازه ی واژه نامه ی دهخدا درست کنیم!!!

      جه کسی میتونه یک تخت جمشید دیگه به زیبایی تخت جمشید هخامنشی درست کنه؟! با اینکه میدونیم مردم اون زمان هم هم اندازه ی ما بودند و 3-4 گز بلندی قد نداشتند!

      من گفتم این دانشمندان نخستین های اسلام هستند و نه ایران چون ایران پیش از اسلام هم پیشرفته بوده !!!!

      امیدوارم که گفته هام رو بفهمید (درک کنید) و دودمان های پیش از اسلام (دوران باستان) رو هم در پهرست هاتون بیارید!!

      سری هم به ما بزنید!!
      بدرود!

  6. اردوان می گوید

    درودم از ته دل بر تو ایران
    همیشه نام تو باشد به میدان
    شکست با دشمنان کاغذی بود
    دروغ است گفته های مرد یونان
    “اردوان بیات”

    درود بر ایران و ایرانی!

    انگار سده ی بیست و یکم سده ی نوخردمندی (=خردمندی نوین) هستش!

    یه سری به تارنگاری که نشونی ش رو میدم بزنید و این دروغ های مرد یونان (تاریخ نویس یونان) رو باور نکنید!

    اسکندر بزرگ یکی از نامدار ترین و نیکترین پادشاهان ایران بود!

    الکساندرس یونانی یکی دیگه س!

    ایران پس از هخامنشیان به دست اشکانیان که از نژاد پارت بودند افتاد و اشکانیان نخستین دوران مردمسالاری باستان بود

    اگه باور ندارید به این نشانی بروید:
    http://cae.blogfa.com

    این هم تارنگر خودم
    zarestan.mihanblog.com

  7. اردوان می گوید

    درودم از ته دل بر تو ایران
    همیشه نام تو باشد به میدان
    شکست با دشمنان کاغذی بود
    دروغ است گفته های مرد یونان
    “اردوان بیات”

    درود بر ایران و ایرانی!

    انگار سده ی بیستم سده ی نوخردمندی (=خردمندی نوین) هستش!

    یه سری به تارنگاری که نشونی ش رو میدم بزنید و این دروغ های مرد یونان (تاریخ نویس یونان) رو باور نکنید!

    اسکندر بزرگ یکی از نامدار ترین و نیکترین پادشاهان ایران بود!

    الکساندرس یونانی یکی دیگه س!

    ایران پس از هخامنشیان به دست اشکانیان که از نژاد پارت بودند افتاد و اشکانیان نخستین دوران مردمسالاری باستان بود

    اگه باور ندارید به این نشانی بروید:
    http://cae.blogfa.com

    این هم تارنگر خودم
    zarestan.mihanblog.com

  8. كامران می گوید

    به فهم پدران خودتان احترام بگذارید
    افتخارات واقعی ایران علم وفهم ایرانیان است
    فردوسی بزرگ بزرگترین حماسه سرای جهان
    بوعلی سینا بزرگترین پزشک جهان
    زکریارازی اولین داروساز جهان
    ابوریحان بیرونی اولین کاشف قاره آمریکا
    حافظ بزرگ
    خوازرمی اولین مبدع الگوریتم
    و تمام اولین های جهان ایرانی هستند
    اما همه تربیت شده اسلام هستند
    و بین پادشاهان فقط کورش بزرگ چنین بوده که احتمالا خودش هم پیامبر بوده است
    ما در زمان قبل اسلام دانشمند بزرگي نداشتيم ارشمیدس ، افلاطون ، ارستو همه از يو نان هستند

    1. اردوان می گوید

      درود!

      داداش من چرا همه چیزو به اسلام می بندی؟!
      من خودم مسلمونزاده ام ولی این چیزا چیه آخه؟!

      بدبختی ما اینه که ایران رو با سالنامه ی اسلامی میشناسیم و میگیم ایران 1390 سال فرهنگ و تمدن داره!

      چندتا رو واسه دوستان نمونه بیارم:

      کوروش و داریوش بسیاری از نخستین کارها رو در پیشینه ی جهان انجام دادن که شاید همه شیفتگان ایران بدونند(شیفتگان ایران نه اسلام!)

      هخامنشیان نخستین بار به فرمانروایی کمبوجیه تونستند به آفریگان (آفریقا) دست یابند مصر رو نمی گم تا نزدیکی موزامبیک در خاور آفریگان و مالی در باخترش!

      هخامنشیان نخستین یابندگان آمریگان (آمریکا) بودند که کتابی در این زمینه در دست چاپه به نویسندگی دکتر جهانگیر مظهری!

      شما می پنداری که ایرانی که تنها 7000 سال از تاریخش یافته شده(باور دارم که بسیار بیش از اینه!) توی اون 5700 سال پیش از اسلام ماهیگیری می کردند توی کویر لوت!!!!

      ایران 5000 سال پیشینه ی بیمه داره!
      پزشکی ایران باستان و سپس یونان و مصر در رده های نخست است!
      ایرانیان اگه کیمیاگری و داروسازی نمی دونستند چگونه پزشکی پیشرفته ای داشتند؟!

      شما میگین که زکریا و پورسینا و … یهویی دانشمند شدند؟! نه جانم اونا هم یه چیزایی رو سینه به سینه از نیاکانشون یادگاری داشتند و با کارگیری اونا پیروز این میدان ها شدند!
      دانشمندانی که نامبردید همه از نخستین های اسلام هستند نه ایران و جهان!

      برادر من ! هم میهن چرا ننگت میاد بگی زرتشت نخستین سراینده (شاعر) جهان باستان بوده چون اسلام از زرتشت یاد نکرده!
      همچنین سعدی از حافظ کهن تر هست!

      فردوسی هم افسانه سرا (حماسه سرا) نیست که بزرگترین تاریخ نویسه ایرانه !
      اگه این ابر مرد نبود کی می دونست ایران چیه باید نام کشورمون الایران یا بارس(پارس) یا عجمیه و … بود!!!!

      دلگیر نشو از سخنانم اگه با دل پاک خونده باشی دشنامم نمی دی!!!

      بدرود!

      1. بهمن سوشيانت می گوید

        دوست دارم شديد!!
        حرف دلمونو زدي

        مرده باد پورپيرار و كساني كه بزرگان مارو نفي ميكنن

  9. كامران می گوید

    ايرانيان باغيرت سلام
    چند نكته
    با هم با احترام صحبت كنيد
    در مطالب تاريخي كه مي نويسيد دقت كنيد خيلي از آنها واقعيت ندارد
    خيلي از جملات منتسب به كورش بزرگ ساختگي است و در وصيت نامه و منشور نيست
    در همه دوران ها ايرانيان عاشق مذهب و كشور و برعكس افراد و پادشاهان ظالم ويا بي عرضه وجود داشته اند پس بدون تعصب نگاه كنيم
    به عقايد هم احترام بگذاريد چه آنهايي كه بدون تعصب زرتشتي ماندند و چه پدران ما كه با تدبر مسلمان شدند ولي تعصب بيجا در ايران زمين جايي ندارد و زرتشت و پيامبر اسلام و زرتشت هردو مردم را به تفكر دعوت كرده اند
    و بدانيم هرموقع در تاريخ ايرانيان خواستند و متحد شدند سرآمد جهان شدند و اولين هاي جهان شدند مثلا اولين پزشك و اولين داروساز و اولين رياضي دان
    افتخار ما ايرانيان است كه هميشه تاريخ خداپرست بوده ايم و هرگز بت پرستي در ايران نبوده است

    1. Arash می گوید

      جنابعالی هیچی از تاریخ حالیت نیست نه اولین پزشک نه اولین ریاضی دان ونه اولین داروساز ایرانی نبودند و ملت ایران با تدبیر مسلمون نشدند بلکه با زور و تجاوز و کشتار و شمشیر مسلمون شدند و پیامبر اسلام فقط برای تبلیغات در حد حرف اشاره به تفکر داره ولی تمام دستورها و اداب دین اشغالش همه ضد تفکر و ضد ازادی و برابری هست

      1. نوید می گوید

        مزخرف نگو وقتی هیچی از دین سرت نمیشه. شما چند تا آدمه بلا دیده این که وقتی بدی بهتون میرسه میندازینش تقصیر دین و خدا بدون اینکه بدونین از کجا اومده. پس کار های مزخرف خودتونو به دین و خدا نسبت ندید. بعد تازه کجای با زور شمشیر؟ اخرین پادشاهان ابله ساسانی نابود کردن طبقه بندی کشور رو. تبعیض قائل میشدن. مردم خود به خود به اسلام گرویده شدن که چقدر پر عدالته که بین حکومت دار و کسی که خدمت میکنه فرقی قائل نمیشه. اگه ذنیا بر طبق نظریه مزخرف شما پیش میرفت باید ناهار گوشت انسان میخوردیم جنابی که از تاریخ همچی حالیت میشه و به عقاید دیگران احترام نمیگذاری

        1. پاسخ به دری وری هایی که نوشتی می گوید

          همان بهتر که رژیم کافر و جعلی و باطل گمراه سیاه هخامنش و ساسانی نابود گشتن و از بین رفتن

  10. هومن می گوید

    گرگها خوب بدانند که در این ایل غریب
    گر پدر مرد ،تفنگ پدری هست هنوز
    گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
    توی گهواره چوبی، پسری هست هنوز
    آب اگر نیست نترسید،که در قافله مان
    دل دریایی و چشمان تری هست هنوز
    ………..

    1. بهمن سوشيانت می گوید

      درود
      اينو دكتر زهرا رهنورد نگفته ؟
      شعر ميزاري شاعرشم بنويس
      بسيار زيبا بود

  11. مهدی می گوید

    عجب ملت نژادپرستی داریم ما!!
    اینکه شاهان هخامنشی و یا ساسانی همه جا را اشغال میکردند و به کشورگشایی ادامه میدادند مگر بدون خونریزی و آتش کشیدن و کشتار نبوده که اینقدر اینها را نجیب زاده و پیامبرگونه معرفی میکنید؟ این سفاکان هم بمانند دیگر شاهان خوراکشان خون و استخوان مردم بیچاره بوده. شما را به خدا اینقدر این نوشته های نژادپرستانه را که کتابهای سرتا پا دروغ و مزخرف به خوردتان داده چشم بسته بازگو نکنید. انگار که خدا از همه چیز فارغ بوده و اینها را با نهایت دقت و زیبایی خلق کرده و بقول معروف انگار که از وسط ستاره ها و از آسمان تلپی زمین افتاده اند تا با نجابت و انسانیت خود بقیه آدمهای روی زمین را هم آدم کنند!!!!
    این نگرشها نشاندهنده یک خلاء عظیم شخصیتی و نیز کینه های تاریخی می باشد.
    دوست عزیزی که بعضی ها را گوسفند خطاب کرده از این دسته افراد است. بدون اینکه واقع گرایانه به موضوع نگاه کند همه چیز را به دید فاشیستی می نگرد. اگر هم ازش بپرسیم از کجا میدانی که مستبد نبوده اند بجز متون پر از اشتباه تاریخی حرفی برای گفتن نخواهد داشت. ولی همانطورکه عرض کردم هیچ شاهی و یا فرمانروایی بدون خونریزی و ظلم کشورگشایی نمیکند.
    در ضمن ایرون نه ایران!!

    1. Mrz می گوید

      میشه منبع اطلاعاتتون رو معرفی کنید؟
      به نظر صحبتتاتون منطقی میاد.یه ذره تند بود اما جالب!
      تشکر

  12. a.z.i.m می گوید

    همین فقط مونده بود شما تاریخ ایرانو خراب کنی – یه کورش و داریوش داشتیم اونم مستبد شد – چرا گوسفندایی مثل شما ایرانو پر کردن

    1. بهمن سوشیانت می گوید

      عزیز دلم گوسفند شمایی که داری تاریخو تحریف میکنی و باور نداری کوروش اونی نیست که شما دوس داری باشه

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.