نبرد قادسیه: پایان هژمونی ساسانیان و آغاز فتوحات اسلامی در ایران
نبرد قادسیه یکی از سرنوشتسازترین رویاروییهای نظامی در تاریخ خاورمیانه است که در سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) میان ارتش امپراتوری ساسانی و سپاه خلافت راشدین رخ داد. این جنگ با شکست سنگین و تاریخی ایرانیان پایان یافت و با فروپاشی خطوط دفاعی غرب ایران، راه را برای سقوط تیسفون و در نهایت پایان یافتن شاهنشاهی چهارصدساله ساسانی هموار کرد.
زمینهها و دلایل آغاز نبرد قادسیه در امپراتوری ساسانی
امپراتوری ساسانی در آستانه نبرد قادسیه در یکی از شکنندهترین دورانهای تاریخ خود قرار داشت. پس از پایان جنگهای ۲۶ ساله و ویرانگر ایران و بیزانس (۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی) که با شکست خسرو پرویز همراه بود، پایههای اقتصادی و نظامی این امپراتوری بهشدت تضعیف شده بود. این جنگهای طولانی نهتنها خزانهی دولت را خالی کرد، بلکه موجب فرسایش شدید نیروی انسانی ارتش شد که پیش از این نقطه قوت ساسانیان محسوب میشد. علاوه بر این، شیوع طاعون شیرویه که جان بسیاری از مردم و نخبگان نظامی را گرفت، بحران جمعیتی عمیقی را در بینالنهرین و فلات ایران ایجاد کرد.
پس از قتل خسرو پرویز، امپراتوری ساسانی درگیر یک جنگ داخلی چهارساله (۶۲۸ تا ۶۳۲ میلادی) شد. در این مدت کوتاه، بیش از ده پادشاه و ملکه بر تخت نشستند که نشاندهندهی از همگسیختگی کامل ساختار قدرت و نفوذ مفرط اشرافزادگان در تعیین سرنوشت سلطنت بود. یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی، در شرایطی به قدرت رسید که تنها یک نوجوان بود و عملاً کنترل بخشهای وسیعی از قلمرو خود را در اختیار نداشت. او در تیسفون مستقر شد، اما سایه سنگین سردارانی چون رستم فرخزاد بر قدرت او کاملاً مشهود بود.
در سمت مقابل، شبهجزیره عربستان پس از ظهور اسلام، اتحاد بیسابقهای را تجربه میکرد. تحت رهبری خلیفه دوم، عمر بن خطاب، مسلمانان با انگیزههای قدرتمند مذهبی و اقتصادی، نگاه خود را به سرزمینهای حاصلخیز عراق دوخته بودند. حملات پراکنده قبایل عرب به مرزهای ایران که از زمان جنگ ذوقار آغاز شده بود، اکنون به یک استراتژی منسجم برای فتح سرزمینهای جدید تبدیل شده بود. خلاء قدرت در مرزهای غربی ایران، بهترین فرصت را برای پیشروی این نیروهای تازهنفس فراهم آورده بود.
فرماندهان و ترکیب ارتشها در نبرد قادسیه
ترکیب نیروها و فرماندهی دو سپاه در نبرد قادسیه، بازتابی از دو سیستم نظامی کاملاً متفاوت بود. فرماندهی ارتش ساسانی بر عهده رستم فرخزاد بود؛ اسپهبد و اشرافزادهای باتجربه از خاندان پهلو که بالاترین مقام نظامی امپراتوری محسوب میشد. ارتش تحت فرمان او، یک نیروی کلاسیک و زرهپوش بود که هسته اصلی آن را سوارهنظام سنگیناسلحه (اسواران) تشکیل میداد. این ارتش همچنین به فیلهای جنگی مجهز بود که از هند آورده شده بودند و هدف اصلی آنها ایجاد رعب و وحشت و شکستن خطوط پیادهنظام دشمن بود.
در مقابل، فرماندهی سپاه مسلمانان را سعد بن ابیوقاص، از صحابه برجسته پیامبر اسلام، بر عهده داشت. ارتش او فاقد زرههای سنگین و تجهیزات پیچیده ساسانیان بود، اما این کمبود را با تحرک بسیار بالا، سازماندهی قبیلهای منسجم، و روحیه تهاجمی بینظیر جبران میکرد. پیادهنظام مسلمانان به نیزههای بلند و شمشیرهای سبک مجهز بودند و سوارهنظام آنها که بر شترها و اسبهای تندرو سوار میشدند، استاد جنگهای چریکی و حملات غافلگیرانه در محیطهای بیابانی محسوب میشدند.
| ویژگیهای نظامی | ارتش ساسانی (به فرماندهی رستم فرخزاد) | ارتش مسلمانان (به فرماندهی سعد بن ابیوقاص) |
|---|---|---|
| تخمین تعداد نیروها | حدود ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر | حدود ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر |
| نقاط قوت اصلی | سوارهنظام زرهی سنگین (اسواران)، فیلهای جنگی، تجهیزات پیشرفته | تحرک بالا، آشنایی با اقلیم، انگیزه و روحیه بالای اعتقادی |
| نقاط ضعف | کندی در حرکت، زنجیره فرماندهی متکی به شخص، خستگی ناشی از جنگهای طولانی | کمبود تجهیزات و زرههای محافظ، فقدان سلاحهای سنگین و محاصرهای |
شرح وقایع چهار روز نبرد قادسیه به تفکیک
نبرد قادسیه در یک دوره چهار روزه، در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (برخی روایات ۶۳۵ میلادی) به وقوع پیوست. هر یک از این روزها در منابع تاریخی نامی مخصوص به خود گرفته و دارای دینامیک جنگی متفاوتی بودهاند. شدت درگیریها به حدی بود که تا آخرین روز، نتیجه جنگ برای هیچیک از دو طرف قطعی به نظر نمیرسید.
روز اول: ارماث و یورش فیلهای جنگی
روز اول نبرد قادسیه که به «یوم ارماث» معروف است، با حملات پراکنده و مبارزات تنبهتن آغاز شد. ساسانیان در این روز استراتژی اصلی خود یعنی استفاده از فیلهای جنگی[پیشنهاد لینک داخلی: کاربرد فیلهای جنگی در ارتش ساسانی] را به اجرا گذاشتند. حضور این حیوانات عظیمالجثه که زنگولههایی به گردن داشتند، موجب وحشت شدید اسبهای اعراب شد و سازماندهی سوارهنظام آنها را کاملاً به هم ریخت.
در پی این اختلال، پیادهنظام مسلمانان با فشار شدیدی از سوی مرکز و جناحین سپاه ایران مواجه شدند. سعد بن ابیوقاص که به دلیل بیماری در میدان حضور مستقیم نداشت و نبرد را از فراز یک قصر هدایت میکرد، دستور داد تا تیراندازان عرب، فیلبانان و هودجهای روی فیلها را هدف قرار دهند. این تاکتیک تا حدودی پیشروی ساسانیان را کند کرد، اما روز اول با برتری نسبی ایرانیان و تلفات سنگین مسلمانان به پایان رسید.
روز دوم: اغواث و رسیدن نیروهای کمکی
در روز دوم یا «یوم اغواث»، کفه ترازو اندکی به سود مسلمانان تغییر کرد. دلیل اصلی این تغییر، رسیدن نیروهای کمکی از جبهه شام به فرماندهی قعقاع بن عمرو تمیمی بود. قعقاع نیروهای خود را به دستههای کوچک تقسیم کرد تا با ورود پیاپی به میدان نبرد، توهم وجود یک ارتش عظیم را در دل ایرانیان ایجاد کند.
در این روز، ارتش ساسانی نتوانست از فیلهای خود استفاده کند، زیرا هودجها و تجهیزات روی آنها در روز اول آسیب دیده بود و نیاز به تعمیر داشت. اعراب نیز برای مقابله با سوارهنظام ساسانی، شترهای خود را با پارچههای عجیب پوشاندند تا اسبهای ایرانیان را بترسانند. روز دوم با نبردهای تنبهتن و فرسایشی به پایان رسید و هیچکدام از طرفین نتوانستند خطوط دفاعی یکدیگر را به طور کامل بشکنند.
روز سوم: عماس و نبرد فرسایشی
روز سوم نبرد قادسیه که «یوم عماس» نام گرفت، خونینترین و سختترین روز نبرد بود. ساسانیان فیلهای جنگی خود را پس از تعمیر تجهیزات، مجدداً به میدان آوردند و فشار خردکنندهای بر خطوط مسلمانان وارد کردند. آرایش نظامی مسلمانان در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفت.
با این حال، به دستور قعقاع بن عمرو، گروهی از جنگجویان شجاع عرب مامور شدند تا مستقیماً به فیلها حمله کنند. آنها با نیزهها و شمشیرهای خود، چشمها و خرطومهای فیلهای پیشرو (بهویژه فیل سفید معروفی که رهبری گله را بر عهده داشت) را هدف قرار دادند. فیلهای زخمی و وحشتزده، به جای پیشروی، به سمت خطوط خودی برگشتند و پیادهنظام ساسانی را لگدمال کردند. جنگ در این روز حتی با فرارسیدن شب نیز متوقف نشد و تا صبح روز بعد به صورت پراکنده ادامه یافت.
روز چهارم: طوفان شن و کشته شدن رستم فرخزاد
روز چهارم و سرنوشتساز جنگ به «یوم القادسیه» شهرت دارد. در ساعات میانی روز، یک طوفان شن بسیار شدید (که در زبان عربی به باد صبا معروف است) وزیدن گرفت. جهت این طوفان مستقیماً به سمت خطوط ارتش ساسانی بود، به طوری که شن و ماسه چشمان سربازان ایرانی را کور کرد و ارتباط میان فرماندهان و یگانها را قطع نمود. اعراب که پشت به طوفان داشتند، از این موهبت طبیعی نهایت استفاده را بردند و حمله سراسری خود را آغاز کردند.
در همین هرج و مرج، خطوط مرکزی ارتش ایران شکسته شد و اعراب به خیمه فرماندهی رستم فرخزاد رسیدند. روایات درباره نحوه مرگ رستم متفاوت است؛ برخی منابع میگویند او در حال تلاش برای فرار از طریق شنا در رودخانه بود که توسط یکی از سربازان عرب به نام هلال بن علفه شناسایی و کشته شد، و منابع دیگر از مرگ او در زیر بار شترهای فراری خبر میدهند. با انتشار خبر کشته شدن رستم، ارتش ساسانی انسجام خود را از دست داد. بخشی از سپاه به فرماندهی جالینوس تلاش کرد عقبنشینی کند، اما بسیاری در رودخانه غرق شده یا به دست مسلمانان کشته شدند و درفش کاویان، پرچم اسطورهای ایران، به غنیمت اعراب درآمد.
پیامدهای نبرد قادسیه بر تاریخ ایران و خاورمیانه
شکست ارتش ایران در نبرد قادسیه، تنها یک شکست نظامی ساده نبود؛ بلکه سدی بود که با فروریختن آن، دروازههای فلات ایران به روی فتوحات اسلامی باز شد. مهمترین پیامد کوتاهمدت این جنگ، بیدفاع ماندن تیسفون (مدائن)، پایتخت افسانهای و ثروتمند ساسانیان بود. تنها چند ماه پس از قادسیه، ارتش مسلمانان وارد تیسفون شد و گنجینههای عظیم پادشاهان ساسانی، از جمله فرش معروف بهارستان، به دست آنان افتاد و یزدگرد سوم مجبور به فرار به سمت فلات مرکزی ایران شد.
از منظر استراتژیک، نبرد قادسیه کنترل سرزمین حاصلخیز و ثروتمند سواد (عراق امروزی) را از دست ساسانیان خارج کرد. این منطقه که قلب تپنده اقتصاد امپراتوری بود، به پایگاه اصلی مسلمانان برای تدارک حملات بعدی به داخل فلات ایران (مانند نبرد جلولا و نهاوند) تبدیل شد. پیامدهای فرهنگی و هویتی این شکست نیز بسیار عمیق بود و مسیر تاریخ، زبان و مذهب منطقه خاورمیانه را برای قرون متمادی دگرگون ساخت.
آیا نبرد قادسیه پایان قطعی امپراتوری ساسانی بود؟
با وجود اینکه نبرد قادسیه ضربهای مهلک و جبرانناپذیر به پیکره شاهنشاهی ساسانی وارد کرد، اما پایان قطعی و رسمی این امپراتوری محسوب نمیشود. پس از سقوط تیسفون، یزدگرد سوم به مناطق شرقی و مرکزی ایران عقبنشینی کرد و تلاش نمود تا نیروهای جدیدی برای مقابله با اعراب بسیج کند. پایان قطعی قدرت نظامی ساسانیان، شش سال بعد در سال ۶۴۲ میلادی و در نبرد نهاوند رقم خورد. در نهاوند که اعراب آن را «فتحالفتوح» نامیدند، آخرین ارتش منسجم و بزرگ ساسانی در هم شکست و پس از آن، مقاومتها به شکل محلی و ایالتی ادامه یافت.
تعداد واقعی سربازان در نبرد قادسیه چقدر بود؟
یکی از بزرگترین چالشهای مورخان در بررسی نبرد قادسیه، آمار اغراقآمیز ارائهشده در منابع اولیه است. منابعی مانند تاریخ طبری، تعداد سربازان ساسانی را بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ هزار نفر ذکر کردهاند که از نظر لجستیکی در شرایط بحرانی آن زمان کاملاً غیرممکن است. مورخان آکادمیک و مدرن، با بررسی ظرفیتهای اقتصادی و جمعیتی ایرانِ پس از طاعون شیرویه، معتقدند ارتش رستم فرخزاد نمیتوانست بیش از ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر باشد. در مقابل، تعداد نیروهای مسلمانان نیز با وجود اغراقها، بین ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر برآورد میشود که این توازن نسبی، دلیل طولانی شدن جنگ تا چهار روز را منطقیتر جلوه میدهد.
چرا ساسانیان با وجود تجهیزات برتر در نبرد قادسیه شکست خوردند؟
دلایل شکست ارتش ساسانی در نبرد قادسیه را نمیتوان تنها به عوامل تاکتیکی محدود کرد. علاوه بر طوفان شن روز چهارم که عاملی تصادفی اما تعیینکننده بود، چند عامل بنیادین نقش داشتند:
- فرسودگی ارتش: جنگهای طولانی با روم شرقی و درگیریهای داخلی رمقی برای ارتش باقی نگذاشته بود.
- فقدان انسجام سیاسی: رقابت اشرافزادگان و نبود یک پادشاه مقتدر، تمرکز و هماهنگی را از بین برده بود.
- تاکتیکهای انعطافناپذیر: ارتش ساسانی بر پایه نبردهای منظم و کلاسیک آموزش دیده بود و در برابر حملات چریکی، سریع و غیرمتمرکز اعراب آسیبپذیر نشان داد.
- وابستگی به شخص فرمانده: در سیستم نظامی ساسانی، کشته شدن یا سقوط پرچم فرمانده (درفش کاویان) به معنای فروپاشی روانی کل ارتش بود، اتفاقی که با مرگ رستم به وقوع پیوست.
منابع
- Daryaee, Touraj (2009). Sasanian Persia: The Rise and Fall of an Empire. I.B.Tauris / Wiley Online Library, pp. 36-40.
- Morony, M. (1986). “ʿARAB ii. Arab conquest of Iran”. Encyclopaedia Iranica, Vol. II, Fasc. 2, pp. 203-210.
- Zarrinkub, Abd al-Husain (1975). “The Arab conquest of Iran and its aftermath”. The Cambridge History of Iran, Vol. 4, Cambridge University Press, pp. 1-56.
- Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran. I.B.Tauris, pp. 232-234.
- Kennedy, Hugh (2007). The Great Arab Conquests: How the Spread of Islam Changed the World We Live In. Da Capo Press, pp. 108-115.
- زرینکوب، عبدالحسین (۱۳۷۹). دو قرن سکوت. تهران: انتشارات سخن، صص ۵۲-۵۸.
- دریایی، تورج (۱۳۸۳). سقوط ساسانیان: فاتحان خارجی، مقاومت داخلی و تصویر پایان جهان. ترجمه منصوره اتحادیه، نشر تاریخ ایران.
- Christensen, Arthur (1944). L’Iran sous les Sassanides. Ejnar Munksgaard, p. 504.
- طبری، محمد بن جریر (۱۳۷۵). تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد پنجم، انتشارات اساطیر، صص ۱۷۵۰-۱۷۸۰.
- Frye, Richard N. (1983). “The political history of Iran under the Sasanians”. The Cambridge History of Iran, Vol. 3(1), pp. 116-180.
سؤالات متداول درباره نبرد قادسیه
۱. نبرد قادسیه در چه سالی و کجا رخ داد؟
این نبرد در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) در منطقه قادسیه، واقع در جنوب غربی حیره (نزدیک نجف در عراق امروزی) به وقوع پیوست.
۲. فرماندهان دو ارتش در این نبرد چه کسانی بودند؟
رستم فرخزاد، اسپهبد بزرگ ایران، فرماندهی ارتش ساسانی را بر عهده داشت و سعد بن ابیوقاص فرمانده کل نیروهای مسلمان بود.
۳. نقش فیلهای جنگی در نبرد قادسیه چه بود؟
ساسانیان از فیلها برای ایجاد رعب و درهم شکستن خطوط سوارهنظام اعراب استفاده کردند. این تاکتیک در روز اول و سوم موفق بود، اما در نهایت اعراب با کور کردن و حمله به خرطوم فیلها، آنها را به سمت سپاه ایران فراری دادند.
۴. مهمترین دلیل شکست ساسانیان در روز آخر چه بود؟
وزش طوفان شدید شن به سمت سپاه ایران که باعث کاهش دید و اختلال در ارتباطات نظامی شد، به همراه کشته شدن رستم فرخزاد، شیرازه ارتش ساسانی را از هم پاشید.
۵. آیا درفش کاویان در این نبرد به دست اعراب افتاد؟
بله، در روز چهارم و با فروپاشی قلب ارتش ساسانی، درفش کاویان (پرچم ملی و سلطنتی ایران باستان) که نماد اقتدار ساسانیان بود، به غنیمت مسلمانان درآمد.
rasti yadam raft be gam vaghti eskandare moghol hamle kard be arb ha khode oona bar gashtan goftan ma ke bi tamadoonim be ma chi kar darid maro vel konid
oon moghe araba dashtan gooshte shotoro too biya boon mikhordan ke too zemestoon be sag bedi toof mikone kesafat malakh khor ey avalo akhare arabaye kasifo ke be namooset tajavoz kardano bozorg mishmori binamoos
in shero vera ke cheshm filaro hadaf gerefto chertopert hamash doorooghe too oon jang iran az avalesh pirooz bood lashkare iran100000 nafar bood va 70000male oon malakh khoraham 10000 nafar na 30000 kholase be elate khiyanat rostam koshte shod dg in cherto pertaro nagid ke araba ba delavari va……malakh khora
دستت درد نکنه توجه به حرفهای این اقایان نکن چون تاریخ را نخوانده اند از تجاوزات اعراب کثافت به ناموسشان بی خبرند . جهت اطلاع این دسته وشاید به خودشان امدن . لطف کنند نامه معاویه و عمر را به والی بصره که در تاریخ النسوخ نیز ذکر شده را بخوانند تا بدانند نظر اعراب و مسلمانان راجع به ایرانیان چه بوده است. موفق باشی ایران ÷اینده باد
دلاوران سرزمین پارس یادتان باشد که ،آنچه که باعث شکست ایرانیان از تازیان شد خیانت عده ای ازایرانیان بود نه چیز دیگری،به عنوان مثال خیانت سینه دیلمی در جنگ شوشتر
درود بر ایرانیان راست گفتار
من ساسان فرزند ایران/ دانشجوی روابط بین الملل..لیسانس
به نقل از هردوت پدر تاریخ جهان که گفته من کتاب خود را بخاطر ایران ویونان نوشته ام ایران قدرتمندترین و بزرگترین امپراطوری جهان باستان.
ایرانی که در ۲۵۰۰سال پیش امپراطوری جهان رو شکل داده بود و۲۸ کشور جهان اون زمان تحت سلطه ایران بود زمانی که اولین متن حقوق بشر توسط پدرمان کوروش کبیر نوشته شد و الان جملاتی از اون بر درب سازمان ملل نوشته شده.ایرانیکه با کشورهای دیگر دوستانه رفتار میکرد ایرانیکه زنها هم درآن به پادشاهی ویا پستهای وزارتی میرسیدند حتی یلدختران پهلوانی داشتیم که چند مرد را در جنگاوری شکست میدادند/ در ۲۹۳۶ سال قبل بانوی دانشمند ایرانی به نام پرین مطالب و هزاران برگ از نسخه های کتاب اوستا را از گوشه کنار ممالک آریایی گرد آوری کرد ویکبار کامل آنرا نوشت ونامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردید کتاب اوستا گفتار نیک و کردار نیک و پندار نیک وهرچه خوبی وزیبایی بود را به ما آموزش میداد دین زرتشتی داشتیم که بسیاری از تاریخ نویسان وفیلسوفان گذشته و حالآ آنرا بهترین دین دنیا میدانندبا تاریخ ۷۰۰۰ساله..کوروش ایرانی در ۲۵۰۰سال پیش برده داری رو منع کرد و به سازندگان تخت جمشید حقوق پرداخت میکرد ایرانیان هرگز دروغ نمیگفتند بیشترین وبهترین دانشمندان وکتابهای دنیای آن زمان روداشتند فرهنگ مبلمان و شیک نشینی داشتند که اسکندر با فرستادن کتابهای مان به اروپا این فرهنگ رو وپیشرفتهارو به اروپا برد در ۲۵۰۰سال پیش.
در صورتی که عربها تاریخ ۱۴۰۰ ساله دارن وهر چه که دارند از ما دارند عربها حتی سواد خواندن ونوشتن نداشتند جز نفراتی به اندازه انگشتان دست در صورتی که در ایران دانشگاه جندی شاپور بود وشیشه رو کشف کرده بودند ایرانیان در آن زمان انسانهای متمدن به شمار می آمدند در صورتی که عربها در کثافت ونادانی به سر میبردند/ بعضی از کشورهای ضد ایرانی ازدواج محارن رو در ایران باستان که ازدواج اقوام نزدیک مثل دختر عمو با پسر عمو یا دختر دایی با پسرعمه میشه رو به ازدواج خونی یک خانواده تشبیه کردندشاید به اشتباه اما بیشتر امکانش هست که میخوان اسم ایران رو لکه دار کنندو فکر کردند معنیش همون محرم عرباست ااین هم نادانی عربهارو نشون میده/
در صورتی که زرتشتیان هند وایرانمان آن را سخت تکذیب کردند و موجب شکایتشان در حوزه بین المللی شد چون درکتابهایشان هم چنین چیزی نیست/ شماها باید بدونید که ایرانیان هزاران سال از اعراب جاهل متمدنتر بودند وآنها را جز وحشی بیابانگر به حساب نمیاوردند این عربها باعث بدبختی های بسیاری در ایران شدند..کسایی که بدنبال منبع میگردند میتونند به کتاب مورخ و جامع شناس بزرگ عرب ابن خلدون که خودش عربه یه نگاهی بندازن اون نوشته عربهادر آن زمان بزرگترین کتابخانه های ملی و تاریخی وعلمی ایران رو به آتش کشیدند و هزاران کتاب ایرانی توسط تازیان به دریا ریخته و نابود شد حتی کوره ی آتیش یک حمام رو تا ۶ ماه با سوزاندن کتابهای ایرانی روشن نگه داشتند ابن خلدون عرب میگه به هرجا که حمله میکردند با حیله گری وارد دیار یا شهر ها میشدند مردهارو گردن میزدند و به زنها تجاوز میکردند وبه بردگی و اسارت میبردنداون خودش مسلمانه ونباید درغ مینوشته/اون زمان دولت ایران دچار ناهنجاری بوده و تازیان هم سو استفاده کردند اونها وحشیانه به ایران حمله کردند ایران رو بهشت دیدند وزنان ایرانی رو حور بهشتی..اونها حتی به خودشون رحم نکردند و مختار رو با ۷۰۰۰هفت هزار انسان که دستهاشون بسته بود گردن زدند که اگر حیوان بود خیلی اسراف بود چه برسه ۷۰۰۰انسان..
ایرانی که مهد پاکی بود شیرزنانی داشت که عرب ها جرات نزدیک شدن ومبارزه با اونهارو نداشتند مردانی داشتند که تا آخرین قطره خون از ایران دفاع میکردند/
بیشترین اختراعات و کشفیات دنیا توسط ایرانیهای باستان صورت گرفته که به گفته دانشمند اروپایی اگر ایرانیان این اختراعات رو انجام نمیدادند دنیا هزار سال عقب میماند عربهایی که الان هم سوسمار میخورند بیشترین دانشمندان و بزرگان علم مارو به اسم دین گردن زدند
اونها حتی زبان ایرانیها رو به عربی تغییر دادند اما با دلاوریهای بسیار یعقوب صفاری سیستانی و کتاب بزرگ شاهنامه فردوسی عزیزمان توانستیم دوباره زبان شیرین فارسی خودمان را زنده کنیم
ایرانیان عزیز من حرف های بسیاری از تاریخ با شکوه چند هزار ساله ایرانمان دارم که دوست دارم برایتان بازگو کنم ما شاهانی داشته ایم که خود وفرزندانشان برای دفاع از سرزمین ایران بزرگمان جانشان را فدا میکردند اما حال چه /..ما کشوری هستیم که کشورهای اروپایی باید از ما الگو میگرفتند اما حیف /الان سردمداران ما سیاست را در مذهب خلاصه کره اند واین اشتباه بزرگیست
آنهایی که از تاریخ چیزی نمیدانند وطرفداری عربهای وسمار خور را میکنند میتونند به کتابهای ابن خلدون که خودش عربه مراجعه کنند تا با بعضی از وحشیگریهای عربها آشنا بشند حتی میتونید داخل گوگل دنبالش بگردین.مطالب زیادی هست در ذهنم برای گفتن که طوماری هزاران صفحه میخواهد این را هم بگویم که بیشتر عربهای خوزستان ایران ..ایرانی اصیل هستند نه عرب ..که در زمان خلیفه های اسلامی مهر عرب به آنها چسبانده شد
جایی مطلبی رو خوندم که پیامبراسلام نسبش رو به یعقوب پیامبر بنی اسراییل میرسوند که از عربستان خیلی دور بودند وبعدها یکی از پدربزرگان پیامبر به این قسمت از عربستان آمده.
من ساسان ایرانم را همیشه دوست دارم با تاریخ چند هزار ساله شاهنشاهیش که حال در کتابهایمان چیزی از عظمتشان نمینویسند تا ناشناس بمانند وما نتوانیم به داشتنشان افتخار کنیم خودتان درک میکنید چرا/ ما صدها سال سرور این کره خاکی بودیم حتی بر چین شاهزادگان ایرانی حکومت میکردند که الان آثار و نقشهایش بر کوه های کشور چین پیدا شده/حتی دین بودا برگرفته ازبخشی از دین اصیل و باستانیمان یعنی زرتشت است
ایرانیان همیشه سرافراز و پیروز مند باشید ما لایق بهترینها هستیم همانند اجداد آریاییمان
دوستتان دارم ایرانیان بدرود
خداوند دشمنان ایران را دور کند
ساسان جان تمام مطالبتو خوندم.کاملا درست نوشتی .رحمت به شیری که خورده ای..
آره عزیز دلم
ماه نوشتی …. خوب گل من .. هرکی باید از اصالتش دفاع کنه
اون عربها هم که اینطور جوش میارن
خوب عرب هستن … تقصیر ندارن
یکی چینی … یکی زرد …یکی سیاه
فقط اینو ببینین دانش و فرهنگ و تمدن جهانی …. چقدر به ایرانی ها وام داره
مثه ستاره های اسمون پرتعداد و نورانی هستیم
خوبه اعراب هم بنویسین تو این مورد اگه چیزی دارن
داداش هر چی به عرب ها بگی کم گفتی اما هرگز نباید عرب ها را با پیامبر و ائمه غاتی کنی چون پیامبر گفته من عربم ولی عرب از من نیست
بیایید به هم و اعتقادت هم احترام بگذاریم، اگر هم من گفتم عرب جاهل منظورم ماهیت عربهاى اون زمون بود، البته نه همه ى اونها، نژاد پرستى خوب نیست همه ى ما بنده خدا هستیمو فرزند آدم ،و کسى هم به امامان توهین نکنه حساب اونها جداست و خواهشا کسى هم از امامان و قرآن سو استفاده نکنه، و این دو مقوله رو بهم ربط ندین، گناه هر کسى پاى خودش نوشته میشه، در آخر این کوروش [درود خدا بر او باد] بود که تمدنیکه حدود ۸ هزار سال در ایران قدمت داشت را به جهان معرفى و عرضه کرد
درود به ایرانى و ایرانیان
من نمیدونم چرا بحث به دین منتهى شد،اون زمونیکه اعراب حمله کردند، واقعا مردمى وحشى بودند که باوعده هاى خیالى گولشون زده بودند و کلى به ایرانیان پاکو یکتا پرست ظلم شد، اینرو نمیشه انکار کرد، تاریخ ثابتش کرده، من خودم ترک قشقایى ساکن شیراز هستم، اما وقتى عظمت ایرانو تخت جمشیدو غار شاپورو شهر لیدومان ووو…میبینم و تاریخو میخونم که چطور این تمدن به دست اعراب جاهل اون زمان نابود شد، حرفى برایم باقى نمیمونه که بگم عرباى اونموقع مسلمونو خدا پرست بوده، همونطوریکه امامانو پیامبرانشونو کشتن
بله دیدیم قادسیه صدامتون رو … دیدیم که چط.ری برگشتین ملخ خورها. به نظر من قادسیه ۱ و ۲ (صدام) فرقی باهم ندارم و ما باید اسم قادسیه اول روهم بذاریم جنگ تحمیلی و دفاع مقدس .
مرده شور ببره خودشونو با اون قادسیه شون. فعلا که کک افتاده تو شلوارشون از ترس ایران چپو راست دارند از امریکا صلاح میخرند. بدبختی بلدم نیستند باهاش کار کنند. بس که آی کیو بالاست!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟ فعلا دارند خا…مالیه امریکا رو میکنند از ترسشون نفت مجانی میدنند به امریکا تا هواشونو داشته باشه. ترسو ها اونوقت میاند قدقد میکنند برای ایران. خودشونم بهشون وحی شده که ایندفعه اوندفعه نسیت. عقب افتاده ها با اون رقص شمشیر مسخره سراسر مضحکشون .
درود داداش فرید:
نمیدونم چرا رنگ اواتارهای من و شما عوض شده!!!!!
درسته این اعراب فقط دنبال بهانه هستند که ایران و ایرانی رو بکوبن گوگل هم با اون افتضاحی که زد در مورد خلیج پارس شورشو دراورد لعنت به هر چی عربه….
بشمار…..
:ِD
راجع به خیانت الان اعرابی مثل امارات وعربستان که تولید نفتشونو زیاد کردند تا ایرانو به خاک سیاه بشونند چیه؟؟؟؟؟؟؟؟ اونایی که نژاد پرست نیستند جواب بدند!!!!!!!
فرید جان حق با شماست این عرب زاده ها رو باید شست و گذاشت کنار ملت ایران رو همین اعراب به قهقرا بردن…حالا من نمیدونم گفتن واقعیت اگه نژاد پرستی هست خیلی هم خوبه حالا نمیدونم چرا سوشیانت اینجوری میکنه…به هیچ وجه این اعراب لایق ترحم نیستند…
عراق هیچ گهی نخورد تو هم هیچ گهی نمی خوری ابن خلدون جامعه شناس عر ب: اعراب ذاتا ضد تمدن و ویرانگر هستند. در ضمن ایرانیا فقط فارس نیستن یه سر بیا لرستان از این حرفا بزن تا شلوارتو بکشیم عرررررررب
مابقیش رو من میگم فرید جان بااجازت:
عرب یعنی بی سروپا….
عرب یعنی هیچی…بی تمدن و بی همه چیز…
عرب یعنی بی غیرت…
عرب یعنی بی وجود….
عرب یعنی بی ناموس….
عرب یعنی سوسمار خور…
عرب یعنی ملخ خور…
زیادی زر زر نکن عرب زاده اشغال شیرت خشک شد بی همه چیز…
گمشووووو…برو به درک…
جناب اسلام پرست اجنبی!…اگر کمی از احساسات خود دست بردارید متوجه میشید که دارید کلی اشتباه میکنید…خیر اینطوریام نیست!…آنزمان کل عربستان علیه ایران و روم برخواسته بودند…آنزمان مسلمانان تازه نفس بودند و به این کثافت ها وعده بهشت داده بودن…بله!…شما مسلمانان رو به جون هزاران آدم بدبخت انداختند…سر ها زده شد…به زنان و کودکان بی پناه تجاوز جنسی شد…به زور از افراد تحت سلطه باج و جزیه گرفته شد…برده داری رواج پیدا کرد…خون هزاران هزار آدم بیگناه و غیر نظامی در شهر های ایران چون رودی روان جاری شد…فقط یک سوال دارم…آیا این بود شخصیت و شعر عدالت طلبی و برابری شما؟!…دروغ مصلحت آمیز…تقیه…ضیغه کردن همزمان مرد با چند زن دیگر…در حالی که زن به چنین حقی قادر نیست…مرد میتونه سرش بیرون باشه اما زن نمیتونه!…بله این هنوز نمونه های کوچکی از دین تحمیلی ماست…کجای آن بود شهادت؟!…کشتن مردمان بیگناهتان آوردن خوشبختی بود یا تجاوز جنسی به زنان و گرفتن زمین های کشاورزی از مردمان کشور های مختلف به نام خمس و اسلام…رواج برده داری بعد از ظهور اسلام در کشور های زیر سلطه…ظلم…طبقات اجتماعی…و…هزاران مشکل حاد دیگر…این کجاش شد خوبختی؟! مردی که یک زمانی حاکمان وطن پرست بهشان حکومت میکردند الان شدن بازیچه یه مشت عرب نغهم!…من چیزی ندارم که بگم…اما مطمئنم که شما اصلا ایرانی نمیتوانید باشید!