نبرد قادسیه: پایان هژمونی ساسانیان و آغاز فتوحات اسلامی در ایران
نبرد قادسیه یکی از سرنوشتسازترین رویاروییهای نظامی در تاریخ خاورمیانه است که در سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) میان ارتش امپراتوری ساسانی و سپاه خلافت راشدین رخ داد. این جنگ با شکست سنگین و تاریخی ایرانیان پایان یافت و با فروپاشی خطوط دفاعی غرب ایران، راه را برای سقوط تیسفون و در نهایت پایان یافتن شاهنشاهی چهارصدساله ساسانی هموار کرد.
زمینهها و دلایل آغاز نبرد قادسیه در امپراتوری ساسانی
امپراتوری ساسانی در آستانه نبرد قادسیه در یکی از شکنندهترین دورانهای تاریخ خود قرار داشت. پس از پایان جنگهای ۲۶ ساله و ویرانگر ایران و بیزانس (۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی) که با شکست خسرو پرویز همراه بود، پایههای اقتصادی و نظامی این امپراتوری بهشدت تضعیف شده بود. این جنگهای طولانی نهتنها خزانهی دولت را خالی کرد، بلکه موجب فرسایش شدید نیروی انسانی ارتش شد که پیش از این نقطه قوت ساسانیان محسوب میشد. علاوه بر این، شیوع طاعون شیرویه که جان بسیاری از مردم و نخبگان نظامی را گرفت، بحران جمعیتی عمیقی را در بینالنهرین و فلات ایران ایجاد کرد.
پس از قتل خسرو پرویز، امپراتوری ساسانی درگیر یک جنگ داخلی چهارساله (۶۲۸ تا ۶۳۲ میلادی) شد. در این مدت کوتاه، بیش از ده پادشاه و ملکه بر تخت نشستند که نشاندهندهی از همگسیختگی کامل ساختار قدرت و نفوذ مفرط اشرافزادگان در تعیین سرنوشت سلطنت بود. یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی، در شرایطی به قدرت رسید که تنها یک نوجوان بود و عملاً کنترل بخشهای وسیعی از قلمرو خود را در اختیار نداشت. او در تیسفون مستقر شد، اما سایه سنگین سردارانی چون رستم فرخزاد بر قدرت او کاملاً مشهود بود.
در سمت مقابل، شبهجزیره عربستان پس از ظهور اسلام، اتحاد بیسابقهای را تجربه میکرد. تحت رهبری خلیفه دوم، عمر بن خطاب، مسلمانان با انگیزههای قدرتمند مذهبی و اقتصادی، نگاه خود را به سرزمینهای حاصلخیز عراق دوخته بودند. حملات پراکنده قبایل عرب به مرزهای ایران که از زمان جنگ ذوقار آغاز شده بود، اکنون به یک استراتژی منسجم برای فتح سرزمینهای جدید تبدیل شده بود. خلاء قدرت در مرزهای غربی ایران، بهترین فرصت را برای پیشروی این نیروهای تازهنفس فراهم آورده بود.
فرماندهان و ترکیب ارتشها در نبرد قادسیه
ترکیب نیروها و فرماندهی دو سپاه در نبرد قادسیه، بازتابی از دو سیستم نظامی کاملاً متفاوت بود. فرماندهی ارتش ساسانی بر عهده رستم فرخزاد بود؛ اسپهبد و اشرافزادهای باتجربه از خاندان پهلو که بالاترین مقام نظامی امپراتوری محسوب میشد. ارتش تحت فرمان او، یک نیروی کلاسیک و زرهپوش بود که هسته اصلی آن را سوارهنظام سنگیناسلحه (اسواران) تشکیل میداد. این ارتش همچنین به فیلهای جنگی مجهز بود که از هند آورده شده بودند و هدف اصلی آنها ایجاد رعب و وحشت و شکستن خطوط پیادهنظام دشمن بود.
در مقابل، فرماندهی سپاه مسلمانان را سعد بن ابیوقاص، از صحابه برجسته پیامبر اسلام، بر عهده داشت. ارتش او فاقد زرههای سنگین و تجهیزات پیچیده ساسانیان بود، اما این کمبود را با تحرک بسیار بالا، سازماندهی قبیلهای منسجم، و روحیه تهاجمی بینظیر جبران میکرد. پیادهنظام مسلمانان به نیزههای بلند و شمشیرهای سبک مجهز بودند و سوارهنظام آنها که بر شترها و اسبهای تندرو سوار میشدند، استاد جنگهای چریکی و حملات غافلگیرانه در محیطهای بیابانی محسوب میشدند.
| ویژگیهای نظامی | ارتش ساسانی (به فرماندهی رستم فرخزاد) | ارتش مسلمانان (به فرماندهی سعد بن ابیوقاص) |
|---|---|---|
| تخمین تعداد نیروها | حدود ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر | حدود ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر |
| نقاط قوت اصلی | سوارهنظام زرهی سنگین (اسواران)، فیلهای جنگی، تجهیزات پیشرفته | تحرک بالا، آشنایی با اقلیم، انگیزه و روحیه بالای اعتقادی |
| نقاط ضعف | کندی در حرکت، زنجیره فرماندهی متکی به شخص، خستگی ناشی از جنگهای طولانی | کمبود تجهیزات و زرههای محافظ، فقدان سلاحهای سنگین و محاصرهای |
شرح وقایع چهار روز نبرد قادسیه به تفکیک
نبرد قادسیه در یک دوره چهار روزه، در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (برخی روایات ۶۳۵ میلادی) به وقوع پیوست. هر یک از این روزها در منابع تاریخی نامی مخصوص به خود گرفته و دارای دینامیک جنگی متفاوتی بودهاند. شدت درگیریها به حدی بود که تا آخرین روز، نتیجه جنگ برای هیچیک از دو طرف قطعی به نظر نمیرسید.
روز اول: ارماث و یورش فیلهای جنگی
روز اول نبرد قادسیه که به «یوم ارماث» معروف است، با حملات پراکنده و مبارزات تنبهتن آغاز شد. ساسانیان در این روز استراتژی اصلی خود یعنی استفاده از فیلهای جنگی[پیشنهاد لینک داخلی: کاربرد فیلهای جنگی در ارتش ساسانی] را به اجرا گذاشتند. حضور این حیوانات عظیمالجثه که زنگولههایی به گردن داشتند، موجب وحشت شدید اسبهای اعراب شد و سازماندهی سوارهنظام آنها را کاملاً به هم ریخت.
در پی این اختلال، پیادهنظام مسلمانان با فشار شدیدی از سوی مرکز و جناحین سپاه ایران مواجه شدند. سعد بن ابیوقاص که به دلیل بیماری در میدان حضور مستقیم نداشت و نبرد را از فراز یک قصر هدایت میکرد، دستور داد تا تیراندازان عرب، فیلبانان و هودجهای روی فیلها را هدف قرار دهند. این تاکتیک تا حدودی پیشروی ساسانیان را کند کرد، اما روز اول با برتری نسبی ایرانیان و تلفات سنگین مسلمانان به پایان رسید.
روز دوم: اغواث و رسیدن نیروهای کمکی
در روز دوم یا «یوم اغواث»، کفه ترازو اندکی به سود مسلمانان تغییر کرد. دلیل اصلی این تغییر، رسیدن نیروهای کمکی از جبهه شام به فرماندهی قعقاع بن عمرو تمیمی بود. قعقاع نیروهای خود را به دستههای کوچک تقسیم کرد تا با ورود پیاپی به میدان نبرد، توهم وجود یک ارتش عظیم را در دل ایرانیان ایجاد کند.
در این روز، ارتش ساسانی نتوانست از فیلهای خود استفاده کند، زیرا هودجها و تجهیزات روی آنها در روز اول آسیب دیده بود و نیاز به تعمیر داشت. اعراب نیز برای مقابله با سوارهنظام ساسانی، شترهای خود را با پارچههای عجیب پوشاندند تا اسبهای ایرانیان را بترسانند. روز دوم با نبردهای تنبهتن و فرسایشی به پایان رسید و هیچکدام از طرفین نتوانستند خطوط دفاعی یکدیگر را به طور کامل بشکنند.
روز سوم: عماس و نبرد فرسایشی
روز سوم نبرد قادسیه که «یوم عماس» نام گرفت، خونینترین و سختترین روز نبرد بود. ساسانیان فیلهای جنگی خود را پس از تعمیر تجهیزات، مجدداً به میدان آوردند و فشار خردکنندهای بر خطوط مسلمانان وارد کردند. آرایش نظامی مسلمانان در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفت.
با این حال، به دستور قعقاع بن عمرو، گروهی از جنگجویان شجاع عرب مامور شدند تا مستقیماً به فیلها حمله کنند. آنها با نیزهها و شمشیرهای خود، چشمها و خرطومهای فیلهای پیشرو (بهویژه فیل سفید معروفی که رهبری گله را بر عهده داشت) را هدف قرار دادند. فیلهای زخمی و وحشتزده، به جای پیشروی، به سمت خطوط خودی برگشتند و پیادهنظام ساسانی را لگدمال کردند. جنگ در این روز حتی با فرارسیدن شب نیز متوقف نشد و تا صبح روز بعد به صورت پراکنده ادامه یافت.
روز چهارم: طوفان شن و کشته شدن رستم فرخزاد
روز چهارم و سرنوشتساز جنگ به «یوم القادسیه» شهرت دارد. در ساعات میانی روز، یک طوفان شن بسیار شدید (که در زبان عربی به باد صبا معروف است) وزیدن گرفت. جهت این طوفان مستقیماً به سمت خطوط ارتش ساسانی بود، به طوری که شن و ماسه چشمان سربازان ایرانی را کور کرد و ارتباط میان فرماندهان و یگانها را قطع نمود. اعراب که پشت به طوفان داشتند، از این موهبت طبیعی نهایت استفاده را بردند و حمله سراسری خود را آغاز کردند.
در همین هرج و مرج، خطوط مرکزی ارتش ایران شکسته شد و اعراب به خیمه فرماندهی رستم فرخزاد رسیدند. روایات درباره نحوه مرگ رستم متفاوت است؛ برخی منابع میگویند او در حال تلاش برای فرار از طریق شنا در رودخانه بود که توسط یکی از سربازان عرب به نام هلال بن علفه شناسایی و کشته شد، و منابع دیگر از مرگ او در زیر بار شترهای فراری خبر میدهند. با انتشار خبر کشته شدن رستم، ارتش ساسانی انسجام خود را از دست داد. بخشی از سپاه به فرماندهی جالینوس تلاش کرد عقبنشینی کند، اما بسیاری در رودخانه غرق شده یا به دست مسلمانان کشته شدند و درفش کاویان، پرچم اسطورهای ایران، به غنیمت اعراب درآمد.
پیامدهای نبرد قادسیه بر تاریخ ایران و خاورمیانه
شکست ارتش ایران در نبرد قادسیه، تنها یک شکست نظامی ساده نبود؛ بلکه سدی بود که با فروریختن آن، دروازههای فلات ایران به روی فتوحات اسلامی باز شد. مهمترین پیامد کوتاهمدت این جنگ، بیدفاع ماندن تیسفون (مدائن)، پایتخت افسانهای و ثروتمند ساسانیان بود. تنها چند ماه پس از قادسیه، ارتش مسلمانان وارد تیسفون شد و گنجینههای عظیم پادشاهان ساسانی، از جمله فرش معروف بهارستان، به دست آنان افتاد و یزدگرد سوم مجبور به فرار به سمت فلات مرکزی ایران شد.
از منظر استراتژیک، نبرد قادسیه کنترل سرزمین حاصلخیز و ثروتمند سواد (عراق امروزی) را از دست ساسانیان خارج کرد. این منطقه که قلب تپنده اقتصاد امپراتوری بود، به پایگاه اصلی مسلمانان برای تدارک حملات بعدی به داخل فلات ایران (مانند نبرد جلولا و نهاوند) تبدیل شد. پیامدهای فرهنگی و هویتی این شکست نیز بسیار عمیق بود و مسیر تاریخ، زبان و مذهب منطقه خاورمیانه را برای قرون متمادی دگرگون ساخت.
آیا نبرد قادسیه پایان قطعی امپراتوری ساسانی بود؟
با وجود اینکه نبرد قادسیه ضربهای مهلک و جبرانناپذیر به پیکره شاهنشاهی ساسانی وارد کرد، اما پایان قطعی و رسمی این امپراتوری محسوب نمیشود. پس از سقوط تیسفون، یزدگرد سوم به مناطق شرقی و مرکزی ایران عقبنشینی کرد و تلاش نمود تا نیروهای جدیدی برای مقابله با اعراب بسیج کند. پایان قطعی قدرت نظامی ساسانیان، شش سال بعد در سال ۶۴۲ میلادی و در نبرد نهاوند رقم خورد. در نهاوند که اعراب آن را «فتحالفتوح» نامیدند، آخرین ارتش منسجم و بزرگ ساسانی در هم شکست و پس از آن، مقاومتها به شکل محلی و ایالتی ادامه یافت.
تعداد واقعی سربازان در نبرد قادسیه چقدر بود؟
یکی از بزرگترین چالشهای مورخان در بررسی نبرد قادسیه، آمار اغراقآمیز ارائهشده در منابع اولیه است. منابعی مانند تاریخ طبری، تعداد سربازان ساسانی را بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ هزار نفر ذکر کردهاند که از نظر لجستیکی در شرایط بحرانی آن زمان کاملاً غیرممکن است. مورخان آکادمیک و مدرن، با بررسی ظرفیتهای اقتصادی و جمعیتی ایرانِ پس از طاعون شیرویه، معتقدند ارتش رستم فرخزاد نمیتوانست بیش از ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر باشد. در مقابل، تعداد نیروهای مسلمانان نیز با وجود اغراقها، بین ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر برآورد میشود که این توازن نسبی، دلیل طولانی شدن جنگ تا چهار روز را منطقیتر جلوه میدهد.
چرا ساسانیان با وجود تجهیزات برتر در نبرد قادسیه شکست خوردند؟
دلایل شکست ارتش ساسانی در نبرد قادسیه را نمیتوان تنها به عوامل تاکتیکی محدود کرد. علاوه بر طوفان شن روز چهارم که عاملی تصادفی اما تعیینکننده بود، چند عامل بنیادین نقش داشتند:
- فرسودگی ارتش: جنگهای طولانی با روم شرقی و درگیریهای داخلی رمقی برای ارتش باقی نگذاشته بود.
- فقدان انسجام سیاسی: رقابت اشرافزادگان و نبود یک پادشاه مقتدر، تمرکز و هماهنگی را از بین برده بود.
- تاکتیکهای انعطافناپذیر: ارتش ساسانی بر پایه نبردهای منظم و کلاسیک آموزش دیده بود و در برابر حملات چریکی، سریع و غیرمتمرکز اعراب آسیبپذیر نشان داد.
- وابستگی به شخص فرمانده: در سیستم نظامی ساسانی، کشته شدن یا سقوط پرچم فرمانده (درفش کاویان) به معنای فروپاشی روانی کل ارتش بود، اتفاقی که با مرگ رستم به وقوع پیوست.
منابع
- Daryaee, Touraj (2009). Sasanian Persia: The Rise and Fall of an Empire. I.B.Tauris / Wiley Online Library, pp. 36-40.
- Morony, M. (1986). “ʿARAB ii. Arab conquest of Iran”. Encyclopaedia Iranica, Vol. II, Fasc. 2, pp. 203-210.
- Zarrinkub, Abd al-Husain (1975). “The Arab conquest of Iran and its aftermath”. The Cambridge History of Iran, Vol. 4, Cambridge University Press, pp. 1-56.
- Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran. I.B.Tauris, pp. 232-234.
- Kennedy, Hugh (2007). The Great Arab Conquests: How the Spread of Islam Changed the World We Live In. Da Capo Press, pp. 108-115.
- زرینکوب، عبدالحسین (۱۳۷۹). دو قرن سکوت. تهران: انتشارات سخن، صص ۵۲-۵۸.
- دریایی، تورج (۱۳۸۳). سقوط ساسانیان: فاتحان خارجی، مقاومت داخلی و تصویر پایان جهان. ترجمه منصوره اتحادیه، نشر تاریخ ایران.
- Christensen, Arthur (1944). L’Iran sous les Sassanides. Ejnar Munksgaard, p. 504.
- طبری، محمد بن جریر (۱۳۷۵). تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد پنجم، انتشارات اساطیر، صص ۱۷۵۰-۱۷۸۰.
- Frye, Richard N. (1983). “The political history of Iran under the Sasanians”. The Cambridge History of Iran, Vol. 3(1), pp. 116-180.
سؤالات متداول درباره نبرد قادسیه
۱. نبرد قادسیه در چه سالی و کجا رخ داد؟
این نبرد در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) در منطقه قادسیه، واقع در جنوب غربی حیره (نزدیک نجف در عراق امروزی) به وقوع پیوست.
۲. فرماندهان دو ارتش در این نبرد چه کسانی بودند؟
رستم فرخزاد، اسپهبد بزرگ ایران، فرماندهی ارتش ساسانی را بر عهده داشت و سعد بن ابیوقاص فرمانده کل نیروهای مسلمان بود.
۳. نقش فیلهای جنگی در نبرد قادسیه چه بود؟
ساسانیان از فیلها برای ایجاد رعب و درهم شکستن خطوط سوارهنظام اعراب استفاده کردند. این تاکتیک در روز اول و سوم موفق بود، اما در نهایت اعراب با کور کردن و حمله به خرطوم فیلها، آنها را به سمت سپاه ایران فراری دادند.
۴. مهمترین دلیل شکست ساسانیان در روز آخر چه بود؟
وزش طوفان شدید شن به سمت سپاه ایران که باعث کاهش دید و اختلال در ارتباطات نظامی شد، به همراه کشته شدن رستم فرخزاد، شیرازه ارتش ساسانی را از هم پاشید.
۵. آیا درفش کاویان در این نبرد به دست اعراب افتاد؟
بله، در روز چهارم و با فروپاشی قلب ارتش ساسانی، درفش کاویان (پرچم ملی و سلطنتی ایران باستان) که نماد اقتدار ساسانیان بود، به غنیمت مسلمانان درآمد.
یک سوال از همه
لطف کنید سوره تحریمو بخونید
بعد به من بفهمونید چی شده؟کی کیو زده زمین؟
دقیقاً. اعراب از جایی اومدن که هیچی واسه زندگی نداشت. تنها دلیل واسه حمله اونا غارت شهرهای مرزی بود امّا وقتی دیدن سپاه ایران در برابر اونا کم آورده شروع به پیشروی به خاک مقدس ایران کردند و تا تونستند کشتند و بردند.
سامان جان عربها برای اسلام آوردن ما حمله نکردند بلکه برای تصاحب ایران بود که اینگونه وحشیانه حمله کردند .
لازمه بگم که خیلی از همین عربهای بدوی اصلان نمی دونستند اسلام چیه؟ فقط برای غارت بود که به سپاه فجرآفرین عرصه ایثار مخصوصن پیروان واقعی آن حضرت که رفته بود حمام پیوستند.
باسلام
فکر کنم عربها از شکست ایران در جنگ اعراب اینقدر خوشحال نشدند که بعضی از ایرانیها خوشحالند وبا افتخار ازعربها دفاع میکنند.
ایرانیها نزدیک به سه هزار سال پیش خدا رو میپرستیدند.پس چه دلیلی به غیر از غارت ایران میشه اورد که به ایران حمله کردند.
اینا که تاریخ خوندن بگن چرا اعراب اصلا حمله کردن به ایران؟؟؟؟
با سلام به همه بعد از اینکه با این همه مستندات فهمیدیم اسلام بازور شمشیر وچماق به ایران آمد نه باآغوش باز دوست دارم به سوالی بدون تعصب پاسخ دهید اینکه آیا ورود اسلام به ایران باعث پیشرفت ایرانیان شد یا از همان زمان دوره افول قدرت ایرایان بر اریکه قدرت در زمین آغاز شد وازهمان زمان به بعد دیگر ایران هیچگاه اقتدار گذشته را بدست نیاورد (ولی این را میپذیرم که اسلام باعث ارتقائ فرهنگ اعراب شد سوال من در مورد ایران است ) اگر جوابتان مثبت است علت چیست ؟
درود بر شما ss – فقط یک شخص با ذهن بسته ای (به اصطلاح دگم) هس که با این همه دلایل (که البته با منبع برای مطالعه دوستان تازی پرست هست) نمیتونه واقعیت ها رو بپذیره و اونها رو هضم کنه. دوستانی که دارید بدون مطالعه از اعراب و البته مسلمان ها دفاع می کنید به نظر شما ایرانی ها به چه دلایلی اعراب را تازی خطاب می کردند ؟؟؟ و البته شما می دانید اصطلاح پدر سوخته از چه زمانی در زبان پارسی پدیدار شده ؟؟؟
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام
ببینید دوست عزیز الان تو برهه ای از تاریخ زندگی می کنیم که حرف بدون سند صحیح به درد لای جرز دیوار هم نمی خوره البته برای اقشار فرهیخته و دانش پژوه نه عوام. از اون جهت هم که آوردن دلیل با سند و مدرک وقت گیر و شاید سخت باشه دنبالش بریم بنده سعی می کنم با بدیهیات تاریخی که همه بر آن اجماع دارند حرف بزنم.
ببینید برای سنجش ارزش ایران قبل اسلام و بعد اسلام باید هر دو اون ها رو بزاریم روی یه ترازوی بدون تعصب دقیق که همون منطق هست. اول از همه اون هایی که می گن ایران۳۰۰۰هزار سال فلان و فلان بود این و بگم که ۳تا کیسه پنبه رو بزاری رو ترازو اونورشم یه تیکه آهن مکعبی کوچولو بزاری می ره پایین پس اینا حرف نشد.
اولا مردم در ایران قبل از آیین زرتشت یکتا پرست نبودند از بت پرست گرفته تا خورشید پرست داشتیم اما افتخار می کنیم که از اولین اقوامی هستیم که به یکتا پرستی روی آوردیم(زرتشت) اما این آیین منسوخ شد و بعد از آن یهدیت و مسیحیت و اسلام آمد پس تو این همه زمان معلومه حسابی تحریف شده.
اما ایران قبل اسلام: همونجور که می دونید یه زمانی تو سرزمین پارس آفتاب غروب نمی کرد پس ایران از اول این گربه نبود و اینم خوب می دونیم که بعضی دوره ها ایران برترین ارتش ها رو داشت و شکست می خورد چون تنها هدفشون از جنگ حفظ مرز، سرزمین و خاک بود همون کاری که حیوانات هم می کنند همون کاری که کفار هم انجام می دهند و در اواخر پادشاه های آخر هم می دانید که چه خفت هایی را پذیرفتیم نمونه آخریش حمله انگلیس و روسیه به ایران بود که همه فرمانده ها و سربازهای ارتش فرار کردند اما بعد از انقلاب اسلامی که برپایی نظامی بر مبنای اسلام حقیقی هدف اصلی قرار گرفت چی؟ شما ۸سال جنگ تحمیلی رو دیدید آقای کنت الکساندر دوماراژ نویسنده کتاب جنگ جهانی چهارم تو کتابش از حدود ۲۳ کشور که با صدام برای شکست ایران همکاری می کردند نام برده و آقای هاوارد زین هم تو کتاب رویای امریکایی از حمایت حداکثری امریکا از صدام و هدف امریکا از حمایت عراق حرف می زنه و از طرفی اون همه تحریم ها که ما رو از اون اول کردند اما دیدید نتیجه چی شد؟ زمانی که ایران وارد عراق شد فوکویاما استراتژیست صهیونیست گفت: بغداد و به اینا بدید که تا تل آویو می رند. می دونید چرا این جنگ برخلاف جنگ هایی که در طول تاریخ داشتیم برترین پیروزی شد؟ چو رزمنده ها در درجه اول برای حفظ اسلام به میدون رفتند بعد ناموس و خاک… اگر امروز هم مشاهده کنید امریکا در برابر انقلاب اسلامی ما به زانو در اومده چرا؟ توی سایت واشینگتون پست(http://www.washingtonpost.com/) می خوندم که: وزیر دفاع امریکا به مجلسشون گفته اینکه ما با ایران ارتباط مستقیم نداریم خطرناکه اون ها دائما تو خلیج فارس با هواپیماهای بی سرنشینشون بالای سر ناوها و ناوچه های ما هستند و از اون طرف قایق های تند روشون هم اطراف ناوهای ما رژه می رند اگر یک موقع برداشت اشتباهی کنند و حمله ای از طرفشون صورت بگیره ما خاورمیانه رو کلا از داست دادیم، ما حتما باید یک خط تلفن مستقیم با ایران داشته باشیم. این دست آورد اسلام هست این اسلام در عربستان هم هست اما اسلام حقیقی نیست می بینید که به خفت افتادند هر کشوری و هر مردمی از اسلام ناب تبعیت کنند رستگار و عزت مند می شند این وعده خداوند هست شما امروز پیشرفت های ایران رو می بینید در حالی که قبل از انقلاب اسلامی همچین درصد پیشرفت به صورت میانگین جهانی نداشتیم این ها گوشه ای از ارزش ها هستند هرچند منکر اشتباهات و کاستی ها نیستیم. اما روند کلی اهمیت دارد.
بعضی ها از مفاخر و پهلوانان قبل از اسلام می گویند بله ستودنی هم هست اما اگر سمک عیار و… داشتیم تو ۸سال دفاع مقدس حسین فهمیده داشتیم که ۱۳سال بیشتر نداشت و از این حسین فهمیده ها هم تو جبهه ها پر بودند اگر آرش کمانگیر و اسفندیار داشتیم تو ۸سال جنگ شهید چمران ها و باقری ها داشتیم که صدام برای سرشان جایزه گذاشته بود شبیه این ها امروز هم در جامعه ما هستند و به موقع وارد میدان خواهند شد هرچند که ما همان ما هستیم و دشمن هم همان دشمن اما فقط دیگر با تفنگ به ما حمله نمی کنند الان قلم هست و رسانه ابزار جنگشان.
از طرفی دیگه بزرگترین دستاوردهای ایران قبل اسلام همان کشورگشایی ها بودکه خوب حمله کردن به ملل دیگر ارزش نیست و عظمت و شکوهی که مثلا هخامنشی ها داشتند که اون موقع اقوام مایاها تو امریکا باشکوه تر زندگی می کردند پس قبل اسلام ایران هم سرزمینی با اقوام مشخصی بود که بله تمدن پر قدمتی هم بودیم . اساسا به نظر من این بحث ها مطرح می شه که تو بین مردم شبهه افکنی، جدایی و ستیز ایجاد بشه می خواهند تفرقه ایجاد کنند وگرنه حرف صحیح رو علامه مطهری زدند: خدمات متقابل اسلام و ایران. اما متاسفانه ما خودمان را درگیر منجلابی دست ساز دشمن می کنیم امروز اتحاد برای دشمن خطرناک ست همان که ما بدان دامن می زنیم…
اصلا حرفای اسن اقا به نام غلام گمنام …. هیچ جوابی نداشت چون اساسا هیچکس نمیتونه حمله تازی های خونخوار به ایران توجیه کنه اما در مورد ۸ سال جنگ بگم که هیچ کس به خاطر حفظ اسلام به جبهه نرفت و اگرم رفته باشه به واقع کوته فکر بوده چراکه دشمن ما عراق مسلمان با اکثریت شیعه بود پس اگر ایران در جنگ با عراق شکست میخورد که خورد بازم اسلام در ایران اسیبی نمیدید
بسم الله الرحمن الرحیم
الان اطمینان پیدا کردم تاریخ و نخوندین ایران دو، سه قرن بعد از حمله اعراب مسلمان شد اگر به زور شمشیر بود همون اول همه مسلمون می شدند.
اینم شما تعیین نمی کنی که رزمندگان اسلام واسه چی رفتن جنگیدن اگر واسه وطن بود الان حتما چندتا خواهر برادر عراقی داشتین واسه اسلام جنگیدند با حداقل امکانات این رو اون ها تعیین می کنند البته شما می تونی بگی ماست سیاه هست ایرادی نداره نظر ملت ایران مهم هست که ۲۲بهمن هر سال و تو سفرهای مقام معظم رهبری و… خودشو نشون می ده.
دوست عزیز اشتباه گرفتی اینجا سایت سیاسی نیست پس لطف کن پای رهبری رو وسط نکش جواب برات زیاد دارم ولی نمیدم
و اما در مورد تاریخ باید خدمتت عرض کنم که دلیل اینکه ایرانیان چندین سال اسلام رو قبول نکردن غیرتی بود که به دین مقدس زرتشتی داشتن والبته نفرتی که به تازیان خونخوار داشتن دست اخر به خاطر جزیه های سنگینی که میدادن مجبور شدن اسلام قبول کنن
جواب من ندادی با چه منطقی میگی اگه عراق ایران میگرفت اسلام از بین میرفت؟
شما که اینقدر زیاد تاریخ خوندی اطلاعاتت از یه بی سواد هم کمتره خیلی جالب هست که میگی ایرانیان بعد ۳ قرن یعنی ۳۰۰سال مسلمون شدن تقریبا یعنی سال ۳۵۰ هجری قمری!!!!!!!!!واقعا برات متاسفم که در عین تهی بودن از کوچکترین اطلاعات اظهار نظر میکنی
اسلام اسلام اسلام!!! اسلامی که تو ازش یه ازنم ارزش ندره اقای الاق گمنام
در ضمن دشمن ما عراق نبود کل جهان غرب بود سربازای عراقی هم اگر استنکاف از جنگ می کردند کشته می شدند…
اره راست میگی حتما شدیم ابر قدرت دنیا که کل جهان بازم حریفمون نشدن یعنی یه جورایی از المان زمان هیتلر هم قوی تر!!!!!!!!!!!!!
کوته فکر تو هستی که نمیدونی صدام اساسا یک انسان لائیک بود نه مسلمان و شیعه.حرف اینکه که جنگ ما تنها با صدام نبود با اعراب و کشورهای اروپائی و امریکا و اسرائیل بود جنگ ما یک جنگ هانی بود. البته اینها در فکر کوتاه شما نمی گنجد که بیشتر برایت توضیح بدهم چون نمیفهمی و قاطی میکنی.
واقعا متاسفم برات جناب صالح با این لحن حرف زدنت این گونه سخن گفتن فقط نشانه ضعف عمیق و اساسی میباشد نه چیز دیگر
شکست ایران از عرب ها…… همش تقصیر یزدگرد سوم لعنتیه……
وگرنه عرب ها کی باشند که بخواهند به سرزمینمان حمله کنند……..
تقصیر یزدگرد سوم؟؟؟ پس چرا هیچ آدم عاقلی تو این سایت از سلمان فارسی وطن فروش حرف نمیزنه. سلمان فارسی بود که اطلاعات کافی رو به اعراب سوسمار خور داد که ارتش ایران رو شکست بدن. وگرنه اعراب حتی در عمیق ترین رویاهاشونم خواب تصروف ایرانو نمی دیدند
سلام دوست عزیز برای شما که ملیَت و اصالت خودت را به اعراب و مذهبت می فروشی متأسفم. بیچاره ایران با آن عظمت و کوروش و داریوشش که شما دانشجوی عرب خواه و اسلام کور داری رو تاریخش مطالعه می کنی.
با سلام و تشکر بابت اطلاعات ارزنده ای که در اختیار هموطنانتان قرار میدهید.و ایرانیان را از پیشینه با ارزششان مطلع میسازید.امیداست با این اطلاعات آینده ایرانمان را بهتر بسازیم با تشکر پاینه ایران
با سلام البته خوشحالم با اینهمه منبع تاریخی که آوردم بالاخره دوستمان قسمتهائی از جنایات اعراب را پذیرفتند اما ذکر چند نکته ضروری است
۱-من گفتم اعراب نگفتم اسلام .
۲- در مورد جنگهای کوروش و داریوش شما را به مطالعه سنگ نوشته ها وتاریخ نویسان قدیم مانند هرودوت و زمان حمورابی دعوت میکنم که بدانید بزرگی و وسعت کشور ایران قدیم نه بخاطر جنگ و خونریزی بلکه بخاطر پذیرش انعطاف مدیریت بسیار قوی و دین یکتاپرستی و بسیار کارامد آنها بود که اقوام گوناگون از همه مذاهب وقومیتها داطلبانه میخواستند زیر لوای ایران قدرتمند آن زمان قرار گیرند
۲-در خصوص کشته های حمله داریوش به مخالفینش بحث این نیست و مهم هم نیست چرا که صحبت ما در خصوص توحش اعراب وعقب ماندگی فوق العاده ومهمتر ( نوع کشتن ) است که نشان از باز هم ۰۰۰۰ آنها دارد .
۳- سخنی هم با آن دوستانی که از تحقیق و گفتمان مستند تاریخی دل خوشی ندارند وما را هدایت به زندگی در حال میکنند فقط همین نکته را میگویم چه بسیار اشتباهات که بشر کرد بعلت ندانستن تاریخ که اگر میدانست تکرار نمیکرد و اکنون خیلی جلوتر از زمان حال بود
سلام به همه.
چه دیوونه هائی هستید که سر یه چیز موهوم کل کل می کنید.
والا به نظر من همه دچار شکست و پیروزی می شند این زات حکومت هاست همین رم و یونان و مصر بار ها شکست خوردن و ساسانیان هم ۴۰۰ سالی حکومت کردند بعد عرب ها و …
آمریکا و اروپا هم دورشون بیشتر نیست خلاصه مخلوط شدن فرهنگ خوبه این زندگی هست که جریان داره