نبرد قادسیه: پایان هژمونی ساسانیان و آغاز فتوحات اسلامی در ایران
نبرد قادسیه یکی از سرنوشتسازترین رویاروییهای نظامی در تاریخ خاورمیانه است که در سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) میان ارتش امپراتوری ساسانی و سپاه خلافت راشدین رخ داد. این جنگ با شکست سنگین و تاریخی ایرانیان پایان یافت و با فروپاشی خطوط دفاعی غرب ایران، راه را برای سقوط تیسفون و در نهایت پایان یافتن شاهنشاهی چهارصدساله ساسانی هموار کرد.
زمینهها و دلایل آغاز نبرد قادسیه در امپراتوری ساسانی
امپراتوری ساسانی در آستانه نبرد قادسیه در یکی از شکنندهترین دورانهای تاریخ خود قرار داشت. پس از پایان جنگهای ۲۶ ساله و ویرانگر ایران و بیزانس (۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی) که با شکست خسرو پرویز همراه بود، پایههای اقتصادی و نظامی این امپراتوری بهشدت تضعیف شده بود. این جنگهای طولانی نهتنها خزانهی دولت را خالی کرد، بلکه موجب فرسایش شدید نیروی انسانی ارتش شد که پیش از این نقطه قوت ساسانیان محسوب میشد. علاوه بر این، شیوع طاعون شیرویه که جان بسیاری از مردم و نخبگان نظامی را گرفت، بحران جمعیتی عمیقی را در بینالنهرین و فلات ایران ایجاد کرد.
پس از قتل خسرو پرویز، امپراتوری ساسانی درگیر یک جنگ داخلی چهارساله (۶۲۸ تا ۶۳۲ میلادی) شد. در این مدت کوتاه، بیش از ده پادشاه و ملکه بر تخت نشستند که نشاندهندهی از همگسیختگی کامل ساختار قدرت و نفوذ مفرط اشرافزادگان در تعیین سرنوشت سلطنت بود. یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی، در شرایطی به قدرت رسید که تنها یک نوجوان بود و عملاً کنترل بخشهای وسیعی از قلمرو خود را در اختیار نداشت. او در تیسفون مستقر شد، اما سایه سنگین سردارانی چون رستم فرخزاد بر قدرت او کاملاً مشهود بود.
در سمت مقابل، شبهجزیره عربستان پس از ظهور اسلام، اتحاد بیسابقهای را تجربه میکرد. تحت رهبری خلیفه دوم، عمر بن خطاب، مسلمانان با انگیزههای قدرتمند مذهبی و اقتصادی، نگاه خود را به سرزمینهای حاصلخیز عراق دوخته بودند. حملات پراکنده قبایل عرب به مرزهای ایران که از زمان جنگ ذوقار آغاز شده بود، اکنون به یک استراتژی منسجم برای فتح سرزمینهای جدید تبدیل شده بود. خلاء قدرت در مرزهای غربی ایران، بهترین فرصت را برای پیشروی این نیروهای تازهنفس فراهم آورده بود.
فرماندهان و ترکیب ارتشها در نبرد قادسیه
ترکیب نیروها و فرماندهی دو سپاه در نبرد قادسیه، بازتابی از دو سیستم نظامی کاملاً متفاوت بود. فرماندهی ارتش ساسانی بر عهده رستم فرخزاد بود؛ اسپهبد و اشرافزادهای باتجربه از خاندان پهلو که بالاترین مقام نظامی امپراتوری محسوب میشد. ارتش تحت فرمان او، یک نیروی کلاسیک و زرهپوش بود که هسته اصلی آن را سوارهنظام سنگیناسلحه (اسواران) تشکیل میداد. این ارتش همچنین به فیلهای جنگی مجهز بود که از هند آورده شده بودند و هدف اصلی آنها ایجاد رعب و وحشت و شکستن خطوط پیادهنظام دشمن بود.
در مقابل، فرماندهی سپاه مسلمانان را سعد بن ابیوقاص، از صحابه برجسته پیامبر اسلام، بر عهده داشت. ارتش او فاقد زرههای سنگین و تجهیزات پیچیده ساسانیان بود، اما این کمبود را با تحرک بسیار بالا، سازماندهی قبیلهای منسجم، و روحیه تهاجمی بینظیر جبران میکرد. پیادهنظام مسلمانان به نیزههای بلند و شمشیرهای سبک مجهز بودند و سوارهنظام آنها که بر شترها و اسبهای تندرو سوار میشدند، استاد جنگهای چریکی و حملات غافلگیرانه در محیطهای بیابانی محسوب میشدند.
| ویژگیهای نظامی | ارتش ساسانی (به فرماندهی رستم فرخزاد) | ارتش مسلمانان (به فرماندهی سعد بن ابیوقاص) |
|---|---|---|
| تخمین تعداد نیروها | حدود ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر | حدود ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر |
| نقاط قوت اصلی | سوارهنظام زرهی سنگین (اسواران)، فیلهای جنگی، تجهیزات پیشرفته | تحرک بالا، آشنایی با اقلیم، انگیزه و روحیه بالای اعتقادی |
| نقاط ضعف | کندی در حرکت، زنجیره فرماندهی متکی به شخص، خستگی ناشی از جنگهای طولانی | کمبود تجهیزات و زرههای محافظ، فقدان سلاحهای سنگین و محاصرهای |
شرح وقایع چهار روز نبرد قادسیه به تفکیک
نبرد قادسیه در یک دوره چهار روزه، در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (برخی روایات ۶۳۵ میلادی) به وقوع پیوست. هر یک از این روزها در منابع تاریخی نامی مخصوص به خود گرفته و دارای دینامیک جنگی متفاوتی بودهاند. شدت درگیریها به حدی بود که تا آخرین روز، نتیجه جنگ برای هیچیک از دو طرف قطعی به نظر نمیرسید.
روز اول: ارماث و یورش فیلهای جنگی
روز اول نبرد قادسیه که به «یوم ارماث» معروف است، با حملات پراکنده و مبارزات تنبهتن آغاز شد. ساسانیان در این روز استراتژی اصلی خود یعنی استفاده از فیلهای جنگی[پیشنهاد لینک داخلی: کاربرد فیلهای جنگی در ارتش ساسانی] را به اجرا گذاشتند. حضور این حیوانات عظیمالجثه که زنگولههایی به گردن داشتند، موجب وحشت شدید اسبهای اعراب شد و سازماندهی سوارهنظام آنها را کاملاً به هم ریخت.
در پی این اختلال، پیادهنظام مسلمانان با فشار شدیدی از سوی مرکز و جناحین سپاه ایران مواجه شدند. سعد بن ابیوقاص که به دلیل بیماری در میدان حضور مستقیم نداشت و نبرد را از فراز یک قصر هدایت میکرد، دستور داد تا تیراندازان عرب، فیلبانان و هودجهای روی فیلها را هدف قرار دهند. این تاکتیک تا حدودی پیشروی ساسانیان را کند کرد، اما روز اول با برتری نسبی ایرانیان و تلفات سنگین مسلمانان به پایان رسید.
روز دوم: اغواث و رسیدن نیروهای کمکی
در روز دوم یا «یوم اغواث»، کفه ترازو اندکی به سود مسلمانان تغییر کرد. دلیل اصلی این تغییر، رسیدن نیروهای کمکی از جبهه شام به فرماندهی قعقاع بن عمرو تمیمی بود. قعقاع نیروهای خود را به دستههای کوچک تقسیم کرد تا با ورود پیاپی به میدان نبرد، توهم وجود یک ارتش عظیم را در دل ایرانیان ایجاد کند.
در این روز، ارتش ساسانی نتوانست از فیلهای خود استفاده کند، زیرا هودجها و تجهیزات روی آنها در روز اول آسیب دیده بود و نیاز به تعمیر داشت. اعراب نیز برای مقابله با سوارهنظام ساسانی، شترهای خود را با پارچههای عجیب پوشاندند تا اسبهای ایرانیان را بترسانند. روز دوم با نبردهای تنبهتن و فرسایشی به پایان رسید و هیچکدام از طرفین نتوانستند خطوط دفاعی یکدیگر را به طور کامل بشکنند.
روز سوم: عماس و نبرد فرسایشی
روز سوم نبرد قادسیه که «یوم عماس» نام گرفت، خونینترین و سختترین روز نبرد بود. ساسانیان فیلهای جنگی خود را پس از تعمیر تجهیزات، مجدداً به میدان آوردند و فشار خردکنندهای بر خطوط مسلمانان وارد کردند. آرایش نظامی مسلمانان در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفت.
با این حال، به دستور قعقاع بن عمرو، گروهی از جنگجویان شجاع عرب مامور شدند تا مستقیماً به فیلها حمله کنند. آنها با نیزهها و شمشیرهای خود، چشمها و خرطومهای فیلهای پیشرو (بهویژه فیل سفید معروفی که رهبری گله را بر عهده داشت) را هدف قرار دادند. فیلهای زخمی و وحشتزده، به جای پیشروی، به سمت خطوط خودی برگشتند و پیادهنظام ساسانی را لگدمال کردند. جنگ در این روز حتی با فرارسیدن شب نیز متوقف نشد و تا صبح روز بعد به صورت پراکنده ادامه یافت.
روز چهارم: طوفان شن و کشته شدن رستم فرخزاد
روز چهارم و سرنوشتساز جنگ به «یوم القادسیه» شهرت دارد. در ساعات میانی روز، یک طوفان شن بسیار شدید (که در زبان عربی به باد صبا معروف است) وزیدن گرفت. جهت این طوفان مستقیماً به سمت خطوط ارتش ساسانی بود، به طوری که شن و ماسه چشمان سربازان ایرانی را کور کرد و ارتباط میان فرماندهان و یگانها را قطع نمود. اعراب که پشت به طوفان داشتند، از این موهبت طبیعی نهایت استفاده را بردند و حمله سراسری خود را آغاز کردند.
در همین هرج و مرج، خطوط مرکزی ارتش ایران شکسته شد و اعراب به خیمه فرماندهی رستم فرخزاد رسیدند. روایات درباره نحوه مرگ رستم متفاوت است؛ برخی منابع میگویند او در حال تلاش برای فرار از طریق شنا در رودخانه بود که توسط یکی از سربازان عرب به نام هلال بن علفه شناسایی و کشته شد، و منابع دیگر از مرگ او در زیر بار شترهای فراری خبر میدهند. با انتشار خبر کشته شدن رستم، ارتش ساسانی انسجام خود را از دست داد. بخشی از سپاه به فرماندهی جالینوس تلاش کرد عقبنشینی کند، اما بسیاری در رودخانه غرق شده یا به دست مسلمانان کشته شدند و درفش کاویان، پرچم اسطورهای ایران، به غنیمت اعراب درآمد.
پیامدهای نبرد قادسیه بر تاریخ ایران و خاورمیانه
شکست ارتش ایران در نبرد قادسیه، تنها یک شکست نظامی ساده نبود؛ بلکه سدی بود که با فروریختن آن، دروازههای فلات ایران به روی فتوحات اسلامی باز شد. مهمترین پیامد کوتاهمدت این جنگ، بیدفاع ماندن تیسفون (مدائن)، پایتخت افسانهای و ثروتمند ساسانیان بود. تنها چند ماه پس از قادسیه، ارتش مسلمانان وارد تیسفون شد و گنجینههای عظیم پادشاهان ساسانی، از جمله فرش معروف بهارستان، به دست آنان افتاد و یزدگرد سوم مجبور به فرار به سمت فلات مرکزی ایران شد.
از منظر استراتژیک، نبرد قادسیه کنترل سرزمین حاصلخیز و ثروتمند سواد (عراق امروزی) را از دست ساسانیان خارج کرد. این منطقه که قلب تپنده اقتصاد امپراتوری بود، به پایگاه اصلی مسلمانان برای تدارک حملات بعدی به داخل فلات ایران (مانند نبرد جلولا و نهاوند) تبدیل شد. پیامدهای فرهنگی و هویتی این شکست نیز بسیار عمیق بود و مسیر تاریخ، زبان و مذهب منطقه خاورمیانه را برای قرون متمادی دگرگون ساخت.
آیا نبرد قادسیه پایان قطعی امپراتوری ساسانی بود؟
با وجود اینکه نبرد قادسیه ضربهای مهلک و جبرانناپذیر به پیکره شاهنشاهی ساسانی وارد کرد، اما پایان قطعی و رسمی این امپراتوری محسوب نمیشود. پس از سقوط تیسفون، یزدگرد سوم به مناطق شرقی و مرکزی ایران عقبنشینی کرد و تلاش نمود تا نیروهای جدیدی برای مقابله با اعراب بسیج کند. پایان قطعی قدرت نظامی ساسانیان، شش سال بعد در سال ۶۴۲ میلادی و در نبرد نهاوند رقم خورد. در نهاوند که اعراب آن را «فتحالفتوح» نامیدند، آخرین ارتش منسجم و بزرگ ساسانی در هم شکست و پس از آن، مقاومتها به شکل محلی و ایالتی ادامه یافت.
تعداد واقعی سربازان در نبرد قادسیه چقدر بود؟
یکی از بزرگترین چالشهای مورخان در بررسی نبرد قادسیه، آمار اغراقآمیز ارائهشده در منابع اولیه است. منابعی مانند تاریخ طبری، تعداد سربازان ساسانی را بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ هزار نفر ذکر کردهاند که از نظر لجستیکی در شرایط بحرانی آن زمان کاملاً غیرممکن است. مورخان آکادمیک و مدرن، با بررسی ظرفیتهای اقتصادی و جمعیتی ایرانِ پس از طاعون شیرویه، معتقدند ارتش رستم فرخزاد نمیتوانست بیش از ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر باشد. در مقابل، تعداد نیروهای مسلمانان نیز با وجود اغراقها، بین ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر برآورد میشود که این توازن نسبی، دلیل طولانی شدن جنگ تا چهار روز را منطقیتر جلوه میدهد.
چرا ساسانیان با وجود تجهیزات برتر در نبرد قادسیه شکست خوردند؟
دلایل شکست ارتش ساسانی در نبرد قادسیه را نمیتوان تنها به عوامل تاکتیکی محدود کرد. علاوه بر طوفان شن روز چهارم که عاملی تصادفی اما تعیینکننده بود، چند عامل بنیادین نقش داشتند:
- فرسودگی ارتش: جنگهای طولانی با روم شرقی و درگیریهای داخلی رمقی برای ارتش باقی نگذاشته بود.
- فقدان انسجام سیاسی: رقابت اشرافزادگان و نبود یک پادشاه مقتدر، تمرکز و هماهنگی را از بین برده بود.
- تاکتیکهای انعطافناپذیر: ارتش ساسانی بر پایه نبردهای منظم و کلاسیک آموزش دیده بود و در برابر حملات چریکی، سریع و غیرمتمرکز اعراب آسیبپذیر نشان داد.
- وابستگی به شخص فرمانده: در سیستم نظامی ساسانی، کشته شدن یا سقوط پرچم فرمانده (درفش کاویان) به معنای فروپاشی روانی کل ارتش بود، اتفاقی که با مرگ رستم به وقوع پیوست.
منابع
- Daryaee, Touraj (2009). Sasanian Persia: The Rise and Fall of an Empire. I.B.Tauris / Wiley Online Library, pp. 36-40.
- Morony, M. (1986). “ʿARAB ii. Arab conquest of Iran”. Encyclopaedia Iranica, Vol. II, Fasc. 2, pp. 203-210.
- Zarrinkub, Abd al-Husain (1975). “The Arab conquest of Iran and its aftermath”. The Cambridge History of Iran, Vol. 4, Cambridge University Press, pp. 1-56.
- Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran. I.B.Tauris, pp. 232-234.
- Kennedy, Hugh (2007). The Great Arab Conquests: How the Spread of Islam Changed the World We Live In. Da Capo Press, pp. 108-115.
- زرینکوب، عبدالحسین (۱۳۷۹). دو قرن سکوت. تهران: انتشارات سخن، صص ۵۲-۵۸.
- دریایی، تورج (۱۳۸۳). سقوط ساسانیان: فاتحان خارجی، مقاومت داخلی و تصویر پایان جهان. ترجمه منصوره اتحادیه، نشر تاریخ ایران.
- Christensen, Arthur (1944). L’Iran sous les Sassanides. Ejnar Munksgaard, p. 504.
- طبری، محمد بن جریر (۱۳۷۵). تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد پنجم، انتشارات اساطیر، صص ۱۷۵۰-۱۷۸۰.
- Frye, Richard N. (1983). “The political history of Iran under the Sasanians”. The Cambridge History of Iran, Vol. 3(1), pp. 116-180.
سؤالات متداول درباره نبرد قادسیه
۱. نبرد قادسیه در چه سالی و کجا رخ داد؟
این نبرد در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) در منطقه قادسیه، واقع در جنوب غربی حیره (نزدیک نجف در عراق امروزی) به وقوع پیوست.
۲. فرماندهان دو ارتش در این نبرد چه کسانی بودند؟
رستم فرخزاد، اسپهبد بزرگ ایران، فرماندهی ارتش ساسانی را بر عهده داشت و سعد بن ابیوقاص فرمانده کل نیروهای مسلمان بود.
۳. نقش فیلهای جنگی در نبرد قادسیه چه بود؟
ساسانیان از فیلها برای ایجاد رعب و درهم شکستن خطوط سوارهنظام اعراب استفاده کردند. این تاکتیک در روز اول و سوم موفق بود، اما در نهایت اعراب با کور کردن و حمله به خرطوم فیلها، آنها را به سمت سپاه ایران فراری دادند.
۴. مهمترین دلیل شکست ساسانیان در روز آخر چه بود؟
وزش طوفان شدید شن به سمت سپاه ایران که باعث کاهش دید و اختلال در ارتباطات نظامی شد، به همراه کشته شدن رستم فرخزاد، شیرازه ارتش ساسانی را از هم پاشید.
۵. آیا درفش کاویان در این نبرد به دست اعراب افتاد؟
بله، در روز چهارم و با فروپاشی قلب ارتش ساسانی، درفش کاویان (پرچم ملی و سلطنتی ایران باستان) که نماد اقتدار ساسانیان بود، به غنیمت مسلمانان درآمد.
آقای انی اگه این طوری باشه که کلا باید به وجود هخامنش ها شک کنیم؟؟!!!من هم مثل شما به تاریخ ایران قبل از اسلام شک دارم……و اینو هم میدونم که تقرب به ۹۰ درصد تاریخ ایران و هردوت گفته و به حرف های اونم و خیلی از مورخ ها نمیشه اطمینان کرد و تمام حرف های که در پیام قبل گفتم در مورد کمبوجیه همش اسنادیه شما که بهتر از من میدونید!!!
من به تاریخ قبل از اسلام شک ندارم.
دوست عزیز، لطفاً در دیدگاه ها هنگام سخن از منابع بهره بگیرید، از به کار بردن علامت های پی در پی تعجب و سوال بپرهیزید.
سپاس.
در باره ی کمبوجیه چی میدونین ؟؟؟؟؟مگه شازده پسر همین آقا کوروش نبود ؟؟؟؟؟؟؟که قبل از لشکر کشی به مصر برادرش بردیا رو کشت؟؟؟؟یا خاهرش رکسانا رو هم کشت>>سنگ اینارو به سینه میزنید ؟؟؟
دوستِ عزیز، حرف های شما سندیت تاریخی ندارد، حقیر جملگی منابع مربوط به بحث به قدرت رسیدن داریوش؛ همچنین مسئله بردیا و برادرش را خوانده ام؛ در بین آنها ازین حرفها خبری نبود. در واقع حقیقت را نمی دانیم : باقی حرفها گزافه و ساخته دستِ مورخین و نویسندگان بی خبر از عالم با تخیل قوی”ست.
hello
اولا باید به گفته ی دوستمون حساب دین مبین اسلام رو از عرب ها جدا کنیم به نظر من اسلام باعث پیشرفت معنوی و علمی ایران شد و اسلام هیچ ربطی به این نداره که ما الان وضمون اینه لطفا احساساتی حرف نزنیم بعد از اسلام ایران باز هم به شکوهش برگشت …..هانیه خانم بهتون پیشنهاد میکنم در باره ی الب ارسلان تحقیق کنید ……الب ارسلان بعد از اسلام پادشاه بود نه قبلش…
دیوانه جان با خودت این کارو نکن چی میزنی اخه
سلام میلاد عزیز ممنونم که جواب دندان شکنی به این آقای غلام گمنام دادی.همین بس که اعراب وحشی وکسایی که ازشون طرفداری میکنن(از اسلام طرفداری نمی کنن از عربا طرفدازی میکنن) با نام اسلام و مسلمان و غلام گمنام و چسبوندن خودشون به اماما چه جنایتایی که نکردن! واقعا برای احسان….اسلام هم متاسفم که هنوز نمیدونه جنگ اعراب چندصد سال ایرانو به عقب انداخت!همین جنگ ایران و عراق هم که عربای وحشی بهمون حمله کردن صدسال عقب افتادمون کرد. واقعا نمیدونی یا خودت رو زدی به اون راه؟؟؟
هانیه خانم واقعا متشکرم
واقعا من خبر نداشتم که چرا کشور ما کشوری عقب مانده و جهان سومی است اما الان با توضیحات کامل شما فهمیدم !!!
اتفاقا همین چند وقت پیش توی کالج ما ۱۲ نفر توی رشته فوق لیسانس الکترونیک فارغ التحصیل شدن که ۶ تاشون عرب مصری و لبنانی و عراقی بودن و بقیه منهای خودم انگلیسی بودن .
باشه دارم براشون
با سلام
اقای میلاد باید به چند نکته اشاره کنم که
۱ اصلا ایرانیان کتاب تاریخ ننوشته اند مخصوصا در زمان هخامنشیان واشکانیان تمام مورخین یونانی رومی ومصری هستند یک کتاب خداینامگ از عصر ساسانی بوده که آنرا هم مسلمانان ترجمه کردندواز آنقل کردهاند وما اصلا چیری نداشتیم که بخواهند نابود کنند در ارتباط بااثارمکتوب
۲تاریخ ساسانیان را اکثر مسلمان (مانند طبری و…)نقل کرده اند
۳یونان هم ازجانب روم فتح شده وهم ۸۰۰سال بعد ازخلفای راشد توسط امپراطوری عثمانی(مسلمان)ولی همان طور که میدانید دارای اثار بسیاری هستند
۴روم توسط هونهای وحشی تسخیر شد وشهر رم را گرفتندولی اثار انها موجود است اگر ایرانیان دارای اثارتاریخی بوده وفرض کنیم اعراب ان را نابود کرده باشند حداقل اسم انها به ما میرسید مانند کتابهای اوستا یا کتابهای به زبان پهلوی از دوره اشکانیان وساسانیان مانند کلیله و دمنه
۱-مگر ممکنه که ایرانیان در زمانی که بزرگترین امپراتوری جهان رو داشتن به نوشتن تاریخ بی توجهی کنن اگر این طور هست پس این کتیبه ها مانند کتیبه بیستون یا منشور کورش کبیر چیه؟
۲-بله مسلمین نقل کردن به خاطر اینکه می خواستن تاریخ رو تحریف کنن و باب میل خودشون اون رو به خورد ما بدن
۳-همونجور که میدونین روم و یونان با هم پیمان برادر خواندگی داشتن پس هیچ وقت به فکر نابود کردن یکدیگر نبودن و اثار یونان یه جورایی باعث افتخار رومیان بوده
۴-در مورد انقراض روم بیشتر تحقیق کنید روم یه جورایی براندازی نرم شد بربرها که یه قسمتی از اونها هون ها بودن قسمتی دیگر زرمنها و …بودن که طی سالها با روم جنگیدن و به صورت اهسته به داخل امپراطوری نفوذ کردن و اون رو از بین بردن.مطمئنا وقتی کتابی از بین بره زودتر از ان کتاب ناش از یادها میره اوستا هم چون کتاب مقدس زرتشتیان بوده باقی موند کلیله و دمنه هم به خاطر اینکه ریشه اش در خارج از ایران بوده باقی موند
این حرف ها چیه ؟؟ مگه بعد از اسلام ایران دوباره به قدرت نرسید؟؟؟نادر شاه در شمال ایران پشت روس هارو به خاک مالید مگه نادر ایرانی نبود؟؟؟ نباید ضعف های خودمان را به گردن اسلام و اعراب بندازیم …یکم منطقی باشید و با معلومات حرف بزنید…ایرانی هر زمان که بخواهد میتواند به قدرت برسد با اینکه من کلا با آ ریایی ها مخالفم..اگه اعراب مهاجم بودند و تمدن ایران باستان رو نابود کردند آریایی ها هم مهاجم بودند و تمدن ایلامی هارا نابود کردند..پس آریایی های محترم به ظاهر وطن دوست یکم منطقی باشین
تا موقعی که نسل شماها تو ایرانه همین جوری عقب افتاده می مونیم.ببخشید آقای عرب اجنبی پرست!!!!!
دوست عزیز یکم بیشتر مطالعه کن اریایی ها عیلامی ها رو منقرض نکردن بلکه دولت اشور اونها رو نابود کرد که پس از ۵۰ سال هوخشتر پادشاه مقتدر ماد اشور رو به زانو دراورد
مهران کم دروغ و دمبل به هم بباف بچه کوچولو
به قدرت رسیدیم؟اره ولی تاحدودی.ولی ایا توانستیم قدرت وپیشرفت سابق در منطقه والبته درجهان راپیداکنیم.هرگز.
اگه اریایی هاروقبول نداری پس همان بهترکه خونت بااعراب اجنبی وولگرد
مخلوط شدوعرب پرست شدی.
این حرف ها چیه ؟؟ مگه بعد از اسلام ایران دوباره به قدرت نرسید؟؟؟نادر شاه در شمال ایران پشت روس هارو به خاک مالید مگه نادر ایرانی نبود؟؟؟ نباید ضعف های خودمان را به گردن اسلام و اعراب بندازیم …یکم منطقی باشید و با معلومات حرف بزنید…ایرانی هر زمان که بخواهد میتواند به قدرت برسد با اینکه من کلا با آ ریایی ها مخالفم..اگه اعراب مهاجم بودند و تمدن ایران باستان رو نابود کردند آریایی ها هم مهاجم بودند و تمدن ایلامی هارا نابود کردند..
این حرف ها چیه ؟؟ مگه بعد از اسلام ایران دوباره به قدرت نرسید؟؟؟نادر شاه در شمال ایران پشت روس هارو به خاک مالید مگه نادر ایرانی نبود؟؟؟ نباید ضعف های خودمان را به گردن اسلام و اعراب بندازیم …یکم منطقی باشید و با معلومات حرف بزنید…ایرانی هر زمان که بخواهد میتواند به قدرت برسد با اینکه من کلا با آ ریایی ها مخالفم..اگه اعراب مهاجم بودند و تمدن ایران باستان رو نابود کردند آریایی ها هم مهاجم بودند و تمدن ایلامی هارا نابود کردند..
وای بر ما که پدران ومادران ما را با وحشی گری کشتند هنوزم آقایان از ملخ خور ها حمایت میکنند ………….
هر کسی حق دارد از نیاکان خود حمایت کند…….!
دوستان درود
شادروان زرین کوب در کتاب “دو قرن سکوت ” میگوید :
وقتی سپاه عرب به پشت دروازه هایی شهر مدائن رسید ، یزگرد بازرگانان و بزرگان شهر رو پیش خودش فرا می خواند و به انها میگوید: در انجا ثروتی هست که از نسل هایی گذشته به ما رسیده است. من یه ثروت رو به شما تقسیم میکنم. اگر ما پیروز شدیم، شما این ثروت رو به خزانه برگردانید. والی اگر شکست خوردیم، این ثروت رو مابین مردم ایران پخش کنید که ان حق ملت ایران است و نباید به دست عرب ها بیفتد. میگویند تعدادی از مردم مدائن که از این موضوع آگاه شده بودند ازداروازه شهر گذاشتند و به سعد وقاص گفتند که زود حمله کن که یزگرد ثروت ها رو بخشید.
امروز هم از ان مردم در ایران زیاد است. پس چیز تازه ای نیست که بعضیها از عرب ها طرفداری میکنند
آیا با یک دلیل نتیجه گیری می کنید و می گویید که “پس چیز تازه ای نیست که بعضیها از عرب ها طرفداری میکنند”
امیدوارم بودیم مسلمان بودن برخی را به این علت ها ندانید.
دیدم در یکی از کامنت ها گفته شده که اعراب بعد از حمله به ایران غارت نکردندو خیلی شیک اومدن ایران رو گرفتن :)) ایرانی ها هم استقبال کردن و با آغوش باز اسلام را پذیرفتند !!! پس بگید فرش بهار خسرو که در ایوان مدائن بود و در دستان عربهای بی تمدن تکه تکه شد به کجا رفت ؟!!! چرا علی تکه خود را به ۲۰ درهم فروخت ؟!! حتما چون خیلی مسلمون بودن :)) ما تنها مردمی هستیم که غارتگران خود را ستوده ایم ، برای آنها عزاداری کرده ایم نام آنها را با افتخار بر روی فرزندانمان گذاشته ایم !!! شرم بر ما ….
likeeeeeeeeeeeeeee
در مورد علی صحبت کردن کار هرکسی نیست شه ملک لافتی.جوانمرد تر از علی سراغ داری.مظلومتر از علی و فرزندان علی سراغ داری.اصلا میدونی نهج البلاغه چیه اگه خواستی بدونی از جبران خلیل جبران بپرس.او که حتی مسلمان نیست ولی علی را بهتر از من شیعه میشناخت.پس تو دهنت را ببند. ما هیچوقت غارتگران به ایران را ستایش نمیکنیم.پس حساب اعراب را از علی و فرزندان علی جدا کنید.
:)))))) علی عرب نبود ؟!! علی در حمله به ایران شرکت نداشت ؟!! دختر یزدگرد سوم با کمال میل زن پسر علی شد ؟!! :)) پیشنهاد شما اینکه عرب رو با عرب بشناسم ؟!!:))))) اما من ترجیح میدم که به این گفته از یه عالم بزرگ گوش بدم که میگفت : با احمق بحث نکنیم و بگذاریم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.
پس گوشها و چشمهایتان را به روی حقیقت ببندید و خوشبخت باشید
بدرود
سلام دوست عزیز من با عشق ولایت علی و فرزندان علی زنده ام.هرکس در زندگی هدف بزرگی دارد هدف من مشخص است و با ان خوشبختم.زمان همه چیز را مشخص میکند.دنیای من پراز ارزشهاست.شهربانو مادر امام سجاد است و برای شیعیان قابل احترام است.من فقط خواستم پنجره ای جدید در دنیای تاریک شما باز نمایم.کمی مطالعه داشته باشید با ذهن باز حقایق خودشونو بهت نشون میدن.پیروز باشید.
به الناز:
شما که به گفته عالمان بزرگ گوش میدین و با احمق بحث نمیکنی کار خوبی میکنی اما بهتره بدونی که همه عالمای بزرگ با هم هم عقیده ان که دیدگاهی که از روی تعصب باشه پشیزی ارزش نداره دیدگاه شما نسبت به حضرت علی و فرزندانش کاملا تعصبی و از روی دشمنی با عربای مهاجم به ایران یا اسلام تحریف شده عربای افراطیه که از اسلام یه چهره خشن قرون وسطایی و یه خدای غضبناک نشونمون میده
حضرت علی عرب بود ولی عرب مسلمان نه عرب جاهل و افراطی
نشنیدی که قران میگه عربهای جاهل از روی زبان اسلام آوردن نه از ایمان یا پیامبر میگه من از عربم و عرب از من نیست
یا نمیدونی که حضرت علی از جهل عرب چه کشید
بهتره کمی منطقی باشیم فقط کمی
و عدالت امام علی رو با جهل عربای افراطی یکی ندونیم
در ضمن بهتره با اظهار نظر کردن درباره چیزی که نمیدونیم حماقت خودمون رو نرسونیم(درباره شهربانو دختر یزد گرد سوم)
این نظر شخصی منه و هیچ ربطی به تایید نظر صالح نداره
احسنت
به الناز:
شما که به گفته عالمان بزرگ گوش میدین و با احمق بحث نمیکنی کار خوبی میکنی اما بهتره بدونی که همه عالمای بزرگ با هم هم عقیده ان که دیدگاهی که از روی تعصب باشه پشیزی ارزش نداره دیدگاه شما نسبت به حضرت علی و فرزندانش کاملا تعصبی و از روی دشمنی با عربای مهاجم به ایران یا اسلام تحریف شده عربای افراطیه که از اسلام یه چهره خشن قرون وسطایی و یه خدای غضبناک نشونمون میده
حضرت علی عرب بود ولی عرب مسلمان نه عرب جاهل و افراطی
نشنیدی که قران میگه عربهای جاهل از روی زبان اسلام آوردن نه از ایمان یا پیامبر میگه من از عربم و عرب از من نیست
یا نمیدونی که حضرت علی از جهل عرب چه کشید
بهتره کمی منطقی باشیم فقط کمی
و عدالت امام علی رو با جهل عربای افراطی یکی ندونیم
در ضمن بهتره با اظهار نظر کردن درباره چیزی که نمیدونیم حماقت خودمون رو نرسونیم(درباره شهربانو دختر یزد گرد سوم)
این نظر شخصی منه و هیچ ربطی به تایید نظر صالح نداره
بهتره بدونید همین علی که اینقدر سنگش رو به سینه میزنید و میگید تو غارت و جنایت اعراب نقشی نداشته به تصدیق ۱۲ منبع شیعه و سنی در استخر که علیه سلطه تازی به پا خواسته بود ۱۰۰۰۰ نفر رو قتل عام کرد
حکایت فرزندانش حسن و حسین در گرگان و طبرستان هم برای همه روشن است
کدام منابع؟
حضور حسنین در طبرستان هم دروغی بیش نیست.عمر از علی (ع) خواست تا به جنگ ساسانیان برود حضرت علی(ع) قبول نکرد-آنوقت فرزندانش را بفرستد؟-دلایل بسیاری بر درست نبودن این گزارش می باشد-اگر خواسته اید ذکر می کنم— (این دروغ ها فقط برا توجیه کردن رفتار شیخین(ابوبکر-عمر-عثمان) ساخته شده.
آفرین الناز جان واقعا صالح ۱ آدم احمق بیشتر نیست درود بر شما…
به عروس گفتند چرا نمی رقصی گفت اتاق تنگه
آخه بمیرم براتون طفلکا پس بخاطر حمله عرباست که الان جزء عقب مانده ترین کشورهای دنیا هستیم
ای بگم خدا چکارشون کنه چرا نمیذارن ما درس بخونیم و توی اقتصاد و علم و دانش پیشرفت کنیم
فکر کنم تقصیر اوناست که ما تنبل و تن لشتیم و از عرصه پیشرفت و علم و دانش عقب موندیم
واقعا که …..