پادشاه موبون، پنجمین پادشاه گوگوریو؛ کارنامه، نبردها و سقوط پادشاه ستمگر
پادشاه موبون، پنجمین پادشاه گوگوریو یکی از پیچیدهترین و مناقشهبرانگیزترین چهرههای تاریخ باستان شبهجزیره کره است که میان سالهای ۴۸ تا ۵۳ میلادی حکومت کرد و دوران زمامداری پنجسالهاش با نبردهای تهاجمی بزرگ علیه امپراتوری هان چین و در نهایت ترور مرگبارش به دست یکی از ملازمان دربار پایان یافت.
زندگینامه و تبارشناسی پادشاه موبون
بر اساس متن کتاب مرجع سامگوک ساگی (تاریخ سه پادشاهی)، نام آغازین و شخصی این پادشاه «ههاو» (Haeu) یا «ههآئهرو» (Hae Aeru) ذکر شده است. او فرزند ارشد پادشاه موهیول ملقب به دائموشین، سومین فرمانروای گوگوریو، بود که در سال ۳۲ میلادی رسماً به مقام ولیعهدی امپراتوری رسید. در نگارش تاریخی سامگوک یوسا و برخی روایات موازی، تبار او با تفاوتهایی جزیی نقل شده است، اما توافق عمده پژوهشگران دانشگاهی بر انتقال مستقیم خط خون سلطنتی از شاخه دائموشین به موبون استوار است.
پس از درگذشت ناگهانی پادشاه دائموشین در پاییز سال ۴۴ میلادی، شاهزاده ههاو به دلیل سن کم و عدم بلوغ سیاسی کافی نتوانست بلافاصله بر اریکه سلطنت تکیه زند. بزرگان دربار و شورای اشرافی تصمیم گرفتند برادر کوچکتر دائموشین، یعنی پادشاه مینجانگ، را به عنوان چهارمین حاکم گوگوریو بر تخت بنشانند تا ثبات مرزهای شمالی حفظ شود. دوران کوتاه چهارساله مینجانگ بدون مناقشات داخلی بزرگ سپری شد و با مرگ او در سال ۴۸ میلادی، ههاو سرانجام در اواخر دوران نوجوانی به قدرت رسید و پس از مرگ لقب «پادشاه موبون» بر او نهاده شد.
به عقیده تاریخدانان دانشگاهی معاصر، انتقال قدرت از مینجانگ به موبون نشانگر تلاش دربار برای بازگرداندن وراثت مستقیم پدر به فرزند در ساختار قبیلهای پنجگانه گوگوریو (سیستم اولیه پیش از متمرکزسازی بوروکراتیک) بود. شاه جدید در همان نخستین سال جلوس خود، پسرش «شاهزاده ایک» (Prince Ik) را رسماً به عنوان ولیعهد آینده اعلام نمود تا مشروعیت دودمان خود را در برابر رقبا تثبیت کند.

سیاست خارجی پادشاه موبون و نبردهای تهاجمی علیه امپراتوری هان
پادشاه موبون، پنجمین پادشاه گوگوریو سیاست خارجی تهاجمی و جسورانهای را در قبال همسایه قدرتمند غربی خود یعنی دودمان هان شرقی پیش گرفت. گوگوریو در دهههای نخست قرن اول میلادی همواره در کشمکش مداوم با فرمانداریهای چهارگانه چینی مستقر در خاک پیشین گوجوسان از جمله فرمانداری للانگ (Lelang) و شیانتو (Xuantu) قرار داشت. موبون با بهرهگیری از ضعفهای مقطعی مرزداران چینی، قلمرو گوگوریو را به فراتر از شبهجزیره گسترش داد.
در سال ۴۹ میلادی، پادشاه موبون نیروهای نخبه ارتش گوگوریو را برای شبیخونهای برقآسا به سوی فرمانداریهای شمالی چین گسیل داشت. این لشکرکشی سهمگین مناطق استراتژیک یوبیپینگ (Youbeiping)، یویانگ (Yuyang)، شانگگو (Shanggu) و تاییوان (Taiyuan) را مورد حمله ویرانگر قرار داد و ارتش هان را غافلگیر کرد. این اقدام، عمق استراتژیک تهاجم سوارهنظام گوگوریو را تا مرزهای داخلی فلات چین به نمایش گذاشت و نام گوگوریو را به عنوان یک قدرت نظامی نوظهور در شرق آسیا مطرح ساخت.
پس از این پیروزیهای نظامی قاطع، ژنرالها و فرمانداران چینی چارهای جز عقبنشینی دیپلماتیک ندیدند. فرماندار وقت منطقه لیائودونگ در دربار هان، پیشنهادی صلحآمیز همراه با هدایای تجاری و خراج متقابل برای گوگوریو ارسال نمود و سرانجام معاهده صلح دوجانبهای میان طرفین منعقد شد که امتیازات تجاری و خودمختاری مرزی چشمگیری برای حکومت گوگوریو به همراه آورد.
سیاستهای داخلی و دگردیسی به یک فرمانروای ستمگر
تاریخنگاران سنتی در کتابهای کلاسیک، تصویری دوگانه و متناقض از حکمرانی داخلی این پادشاه ثبت کردهاند. او در ماههای نخست سلطنت خود اقداماتی در جهت رفاه عمومی به انجام رساند؛ از جمله باز کردن انبارهای غله سلطنتی و توزیع آذوقه میان بینوایان و فقرا در پی بروز خشکسالیهای شدید و بلایای طبیعی پیاپی. این اقدامات اولیه باعث محبوبیت کوتاهمدت او نزد دهقانان و روستاییان پایتخت باستانی گوگوریو گشت.
با این وجود، رفتار پادشاه در سالهای پسین سلطنت دچار انحراف شدید شد و در متون سامگوک ساگی از او با صفات خشن، لجوج و سرکش یاد شده است. بر پایه روایات تاریخی، موبون وزرا و درباریان را به بهانههای واهی و در پی کوچکترین انتقاد شکنجه میکرد یا به قتل میرساند؛ او حتی درباریان زیردست را وادار میکرد تا به عنوان بالش زیر سر او دراز بکشند و در صورت کوچکترین حرکت، با تیر و کمان هدف قرار میگرفتند. این شیوههای افراطی و جنونآمیز، ارکان حکومت اشرافی را متزلزل ساخت و وحشت سراسری در پایتخت ایجاد کرد.
تحلیلهای تاریخی مدرن دانشگاهی نشان میدهند که این رفتارها احتمالاً نتیجه تقابل شدید او با اشراف پرنفوذ قبایلی بود که با تمرکز قدرت در دست شخص پادشاه مخالفت میکردند. موبون تلاش داشت بدون توجه به توافقات سنتی میان روسای قبایل پنجگانه حکومت کند، اما ناتوانی در مدیریت روابط قدرت منجر به انزوای کامل او و بدنامی ابدیاش در صفحات تاریخ شد.
ترور پادشاه موبون و بحران جانشینی
ظلم فزاینده و ناامنی جانی درباریان سرانجام در اواخر سال ۵۳ میلادی به سرنوشتی محتوم انجامید. یکی از ملازمان وفادار و نزدیک دربار به نام «دورو» (Duro)، که اصالتاً اهل منطقه موبون بود، پس از ناامیدی از اصلاح رفتار شاه و ترس از جان خود، نقشهای برای ترور طراحی کرد. دورو در خوابگاه شاهی با پنهان کردن خنجری در آستین خود، پادشاه را در خواب به قتل رساند و بدین ترتیب به ۵ سال حکومت پرآشوب وی پایان داد.
پس از قتل پادشاه موبون، پنجمین پادشاه گوگوریو، دربار وارد یک بحران جانشینی حساس شد. ولیعهد تعیینشده یعنی شاهزاده ایک، به دلیل ترس درباریان از تکرار خلقوخوی پدرش و ضعف ساختار حامیانش، بلافاصله از حق سلطنت محروم گردید. وزرا ابتدا به سراغ شاهزاده جهسا (Jaesa)، پسر پادشاه یوری و برادر دائموشین، رفتند، اما جهسا کهولت سن را بهانه کرد و فرزند خردسال خود «گونگ» را به شورا پیشنهاد داد.
شورای اشرافی با این پیشنهاد موافقت کرد و بدین ترتیب کودک هفتساله با عنوان پادشاه تهجو بزرگ (Taejo the Great) بر تخت نشست. این تغییر اساسی در زنجیره سلطنت، مسیر تاریخ باستان کره را دگرگون ساخت، چرا که شاه تهجو توانست با حکومتی طولانی، ساختار گوگوریو را از یک اتحاد قبیلهای شکننده به یک امپراتوری مقتدر متمرکز تبدیل کند. جسد شاه مقتول در تپهای موسوم به «موبون-وون» دفن شد و بر اساس سنت خاکسپاری باستانی گوگوریو، عنوان پسامرگ او پادشاه موبون نام گرفت.
جدول مقایسهای دوران پادشاهان نخستین گوگوریو
برای درک بهتر جایگاه تاریخی پادشاه موبون، مشخصات کلیدی پنج پادشاه نخستین گوگوریو در جدول زیر گردآوری شده است:
| نام پادشاه | دوران سلطنت (میلادی) | نسبت خانوادگی | دستاوردهای عمده | علت پایان حکومت |
|---|---|---|---|---|
| پادشاه دونگمیونگ (جومونگ) | ۳۷ تا ۱۹ پیش از میلاد | بنیانگذار دودمان گوگوریو | پایهگذاری پادشاهی و فتح قبیله بیریو | مرگ طبیعی |
| پادشاه یوری | ۱۹ پیش از میلاد تا ۱۸ میلادی | فرزند ارشد جومونگ | انتقال پایتخت به قلعه گونگنه و سرکوب شورشها | مرگ طبیعی |
| پادشاه دائموشین (موهیول) | ۱۸ تا ۴۴ میلادی | سومین فرزند پادشاه یوری | نابودی دانگبویو و تصرف فرمانداری ناکرانگ | مرگ طبیعی |
| پادشاه مینجانگ | ۴۴ تا ۴۸ میلادی | برادر کوچکتر دائموشین | تثبیت آرامش داخلی و پرهیز از جنگهای سنگین | مرگ طبیعی و بیماری |
| پادشاه موبون (ههاو) | ۴۸ تا ۵۳ میلادی | فرزند ارشد پادشاه دائموشین | حمله به فرمانداریهای هان و تثبیت اقتدار مرزی | ترور توسط ملازم دربار (دورو) |
تحلیلهای تاریخی پیرامون حکومت پادشاه موبون
آیا پادشاه موبون واقعاً یک ستمگر بالفطره بود؟
بسیاری از مورخان معاصر در بررسی متون کهن نظیر سامگوک ساگی یادآور میشوند که تاریخنگاری کنفوسیوسی تمایل داشت پادشاهانی را که پایان شومی داشتند یا ترور شدند، به عنوان حاکمانی خطاکار و مستبد توصیف کند تا مشروعیت اخلاقی جانشینان آنان توجیه شود. بخشندگی اولیه موبون در توزیع ذخایر غذایی غلات نشان میدهد که او احتمالاً فاقد احساس دلسوزی برای رعایا نبوده، بلکه درگیریهای خشونتبارش صرفاً متوجه طبقه اشراف درباری مخالف تمرکز سلطنت بوده است.
چرا ولیعهد ایک از سلطنت گوگوریو محروم شد؟
محرومیت شاهزاده ایک از پادشاهی، محصول تبانی آشکار میان قاتل دربار و نخبگان اشرافی گوگوریو بود. با حذف شاهزاده ایک، انحصار موروثی شاخه دائموشین شکسته شد و قدرت به شاخه دیگری از فرزندان شاه یوری (خاندان جهسا و شاه تهجو) رسید که همکاری بهتری با شورای روسای قبایل پنجگانه داشتند. این تغییر نشان داد که قدرت سلطنت در سده اول میلادی هنوز بر ائتلاف اشراف وابسته بود.
اهمیت تهاجم سال ۴۹ میلادی به چین در چه بود؟
حمله به مناطق یوبیپینگ، شانگگو و تاییوان نخستین نمایش قدرت فرامرزی گوگوریو در تاریخ ثبتشده به شمار میرود. این واقعه доказал کرد که گوگوریو دیگر صرفاً یک کنفدراسیون قبیلهای محلی در کوهستانهای شمال کره نیست، بلکه بازیگری نیرومند با سوارهنظام ماهر است که توانایی تهدید عقبه نظامی سلسلههای بزرگ امپراتوری چین را داراست.
منابع
- Kim, Jinwook. (2020). The Impact of the King’s Lifespan on the Political Situation in Ancient Korea: Focusing on the Case of Goguryeo Dynasty. The Review of Korean Studies, 23(1), pp. 115–138.
- Kim, Bu-sik. (1145). Samguk Sagi (History of the Three Kingdoms), Book 14: Goguryeo Bongi, Annals of King Daemusin, King Minjung, and King Mobon.
- Lee, Peter H. & de Bary, William Theodore. (1997). Sources of Korean Tradition: Volume 1 (From Early Times to the Sixteenth Century). Columbia University Press.
- Eckert, Carter J., et al. (1990). Korea, Old and New: A History. Harvard University Asia Center, Harvard University Press.
- Song, Ho-jung. (2004). The Formation and Development of Goguryeo. Journal of Northeast Asian History, 1(1), pp. 45–78.
- Barnes, Gina L. (2001). State Formation in Korea: Historical and Archaeological Perspectives. RoutledgeCurzon.
- Pai, Hyung Il. (2000). Constructing “Korean” Origins: A Critical Review of Archaeology, Historiography, and Racial Myth in Korean State-Formation Theories. Harvard University Asia Center.
- Fan, Ye. (c. 5th Century). Book of the Later Han (Hou Hanshu), Treatise on the Dongyi (Eastern Barbarians), Annals of Emperor Guangwu.
- Gardiner, Kenneth H.J. (1969). The Early History of Korea: The Historical Background to the Present-day Peninsula. University of Hawaii Press.
سؤالات متداول
- پادشاه موبون چه سالهایی بر گوگوریو حکومت کرد؟
او بین سالهای ۴۸ تا ۵۳ میلادی به مدت ۵ سال بر پادشاهی باستانی گوگوریو فرمان راند. - چرا پادشاه موبون در تاریخ به عنوان حاکمی مستبد شناخته میشود؟
به دلیل گزارشهای متون تاریخی مبنی بر شکنجه و قتل درباریان معترض و رفتارهای تحقیرآمیز و خودسرانه در سالهای پایانی سلطنتش. - چه کسی پادشاه موبون را به قتل رساند؟
او در سال ۵۳ میلادی توسط یکی از خدمتگزاران و ملازمان شخصی دربار به نام «دورو» در بستر خواب ترور شد. - پیامد ترور پادشاه موبون چه بود؟
با خلع فرزندش شاهزاده ایک، خط جانشینی به شاخه دیگری از خاندان منتقل شد و شاه تهجو بزرگ به تخت نشست که دوران طلایی تثبیت و گسترش گوگوریو را آغاز کرد.

سلام آقای سیروس پور آیا شما مطلبی در باره دانگون وانگوم بنیانگذار گوچوسان نوشتید یا اگر ننوشتید یکی بذارید در سریال فانتزی تخیلی تاریخ ارتدال یا اسدال که برگرفته از افسانه های بنیانگذار گوچوسان است اولین پادشاه اسدال که اولین پایتخت و بزرگترین در زمان تأسیس گوچوسان بوده نامش تاگون است و یک دروگه انسان و موجود افسانه ای است دقیقاً مثل افسانه های بنیانگذار گوچوسان که مادرش خرس انسان شده بودش و پدرش خدای افسانه ای آنها در این سریال وجود شمشیر ارامون هسولا زنگ و آینه بار ها گفته شده شاه دانگون وانگوم بنیانگذار گوچوسان هم شمشیر مقدسی داشته و آینه و زنگ جادویی هم داشته در کنار کمان افسانهای ولی در این سریال شخصی که صاحب شمشیر مقدس ارامون هسولا است اون سوم است در این سریال تاگون اولین پادشاهی را تأسیس میکنه ولی بعد از ظلم و ستم توسط این اون سوم ساقط میشه دانگون وانگوم نام دیگری داشته تانگون این نام او بوده آیا تاگون سریال تاریخ ارتدال همون دانگون وانگوم بنیانگذار گوچوسان است یا شخصی دیگران شاید هم داستان سریال همانطور که گفته است بنیانگذار شهر اسدال شخصی بنام ارامون هسولا بوده که دورگه بوده مثل تاگون و اونسوم و توسط مادر آسمانی و خدایان آنها انتخاب شده سوال مهمی دارم که این است آیا اونسوم یا تاگون داخل فیلم همان جیزی بنیانگذار سلسه دوم گوچوسان است یا نه چون گوچوسان سه تا سلسه داشته ویمن چوسان هم سومین سلسله است لطفاً پاسخ بدید یا اگر مطلبی دارید معرفی کنید خیلی ممنون میشم اگه پاسخ بدید در ضمن اختلاف تاریخی داخل سریال در مورد تأسیس شهر اسدال توسط ارامون هسولا اولیه دویست سال است داستان سریال دویست سال بعد از تأسیس شهر اسدال است لطفاً توضیح دهید خواهشمندم
هیو بو دوباره بر میگرده به اصرار ماری و اویی در ضمن نام خانوادگی جومونگ هه یا هائه بوده ولی چون از دانگ بویو فرار کرده و یک کشور جدید ساخته نام خانوادگی جدیدی انتخاب کرده ولی یوری به همون نام خانوادگی اولیه برگشته تا شاه تائجو این خاندان هه یا هائه حاکم بودن در ضمن بکجه که تأسیس شد سوسو نو و اونجو نام خانوادگی جدیدی انتخاب کردن که ربطی به گوگوریو جومونگ نداشته باشد وبر اساس سامگوک ساگی که اونجو یا بیرو هردو یا یکی فرزندان اوته بودند و اوته هم از خاندان بویو بوده منظورم خاندان سلطنتی آنجا بوده و اینکه جولبون و گیرو خواستگاهی بویویی داشتند نام خانوادگی پادشاهی بکجه بویو بوده همین طور اگر دقیقا توجه کنید گفتم پایتخت اول جولبون سونگ بوده بعد از شورش سال سه قبل از میلاد که منجر به کشته شدن هیوبو شده یوری تصمیم گرفت پایتخت را به گونگناسونگ تغییر بده و دلیل دیگرش تصرف کشور ژین بوده همین بوده
اولاً اختلاف بین جومونگ و سوسانو بر سر قدرت و جانشینی پسر جومونگ از سویا و خروج مردم جولبون و خود سوسانو و فرزندان آن از گوگوریو یکی از دلایل تغییر نام خانوادگی خاندان سلطنتی بکجه است بو یو نام خانوادگی خاندان سلطنتی بکجه بود ولی نمیگن پدر یون تابال با کودتا علیه هه بورو پادشاه بویو باک بویو یا جلبون را تأسیس میکنه جومونگ قبل از ازدواج با سوسانو از سویا همسر خود پسری به اسم یوری داشته که هفت سال از بیریو بزرگتر بوده و بخاطر گروگان بودن سیاسی در بویو اسیر بوده و در این زمان جومونگ دوباره ازدواج میکنه و صاحب پسر میشه البته در کتاب سامگوک ساگی میگه بچهها سوسانو هردو یا بیریو مال اوته هستند بعدش اوته از اعضای خاندان بویو بوده جومونگ پسر گوموا بوده نه هه موسو هه موسو پدر هه بورو بوده سریال جومونگ و افسانه های کره ای تخیلی بازی درآوردند به کنار وقتی سوسانو به جنوب کره در نزدیکی اتحادیه ماهان رفت بعد از دوسال اونجو تمام مردم جولبون را متحد میکنه در این زمان سونگ ینگ رییس قبیله بیرو همراه رهبران قبیله های دیگر بیریو را تحریک میکنند برای رسیدن به تاج تخت گوگوریو واسه همین به گوگوریو برمیگردن گوگوریو در آستانه تجزیه بوده که یوری با سیاست قبایل دیگر را از بیریو جدا میکنه و بیریو کشته میشود ازدواج یوری با دختر سونگ ینگ که مادر موهیول دوجول هه میانگ و سوریو است سیاسی بوده شما اگر سریال جامیونگو را دیده باشید سونگ گوکو پسر سونگ ینگ پدر زن موهیول بوده ولی خواستار رسیدن به تاج تخت است چرا چون جومونگ از مردم جولبون نبوده ازدواج سیاسی بوده ازدواج جومونگ با سوسانو و یوری با دختران قبیله بیرو و همین طور موهیول جنگ قدرت داشتن برای همین این اتفاق افتاد
نام خانوادگی خاندان حاکم بر باکجه تغییر پیدا کرده
درست چین دشمن جومونگ آخر گوگوریو تصرف کرد ولی ۳۰ سال بد ته یجونگ با دختری ک شاهزاده بود گوگوریو پس گرفتن در آخر خیتان بود گوگوریو جدید تصرف کرد ک شاهزاده رفت شیلا باهم کشوری ساختن بنام گوریو جدید ک دوهزار سال قدمت داشته مهم آخر هس ک ریشه پایدار ماند
سلام به نظرم دو سریال باید در مورد گوگوریو حتما باید ساخته بشه ۱- اتفاقات نزدیک به مرگ جومونگ و تاسیس باکجه چه طوری بوده و اینا از همون بازیگرای سریال جومونگ استفاده کنند.
۲- سریالی در ارتباط با سه امپراتور بعدی موهیول چون تا حالا سریالی ازشون ساخته نشده.
یه نکته جالب. این فرماندهان گوگوریو چه قدر عمرهاشون و مدت حکومت شون کم بوده
همه شون هم نه. یکی از حاکمان گوگوریو نزدیک به ۷۰ سال حکومت کرد!
دستاوردهای بزرگ گوانگتو کبیر و پسرش جانگسو بزرگترین دستاوردهای نظامی تاریخ گوگوریو و کشور کره است نوزدهمین پادشاه گوگوریو قطع به یقین بزرگترین پادشاه تاریخ شبه جزیره کره است زیرا فاتح کره ژاپن چین و مغولستان شد امپراتوری بزرگ گوانگتو کبیر حیف بعد از جانگسو و آنجانگ رو به زوال رفت و در نهایت توسط دشمن خونی جومونگ چینی ها نابود شد تصحیح میکنم ملت پرنده سه پا
البته حرفاتون کاملا درسته اما شما یکی از بهترین و بزرگ ترین دستاورد گوگوریو نگفتید … جنگ گوگوریو و سلسله سوئی چین که این جنگ بزرگ ترین جنگ پیشا مدرن در جهان بود … ارتش سوئی حدود ۲ یا ۳ میلیون ارتش جمع آوری میکنه و به جنگ با گوگوریو میره این جنگ حدود ۱۶ سال طول میکشه ودر آخر با پیروزی بسیار عظیم گوگوریو به پایان میرسه … تو اون زمان قدرت گوگوریو به جهان شناخته شد
اونو یادم رفت بگم ولی هیچکی مثل دوران گوانگتو نشد
همون جنگ و جنگ ها در نهایت باعث سقوط گوگوریو شد
جنگ عظیم گوگوریو با سلسله سوئی چین رو نگفتی
بعضی از مورخان معتقدند که جومونگ توسط یوری به قتل رسیده البته من این نظر را قبول ندارم ولی توطئه ای وجود داشته در سریال جومونگ در قسمت آخر تمام مردم جولبون به جنوب کره رفتن و یک سال بعد اونجو پسر جومونگ از سوسانو کشور بکجه را تأسیس کرد خب پس چرا در سریال سرزمین بادها قبایل جولبون در گوگوریو ساکن هستند دلیل دارد یک سال بعد از خروج سوسانو و مردم جولبون از گوگوریو جومونگ در همان آخرین سکانس سریال جومونگ در نبرد نهایی با امپراتوری هان شکست میخورد و کشته میشود توسط آدمکش های تسو بعد یوری پادشاه گوگوریو میشود چون ارشد ترین فرزند پسر جومونگ است حتی بزرگتر از پسران سوسانو در این زمان اونجو بکجه را تأسیس کرد دو سال بعد به تحریک رئسای قبایل جولبون به سرکردگی سونگ ین بیریو پسر بزرگ سوسانو برای گرفتن حق خود در گرفتن تاج تخت گوگوریو به گوگوریو باز میگردد و در یک جنگ داخلی که ایجاد شد بیریو توسط سرداران جومونگ کشته شد و رئسای قبایل جولبون تسلیم پادشاه یوری شدند این قبایل سرکش به شورش های خود ادامه دادند تا این که در سال سه قبل از میلاد در نبود پادشاه یوری شهر جولبون سونگ پایتخت گوگوریو را اشغال و فرمانده هیوبو کشته میشود این شورش توسط یوری سرکوب میشود به همین دلیل یوری پایتخت را به شهر گوگنه سونگ در مرز چین منتقل میکند که باعث این حرف در طول چهل سال سلطنت یوری توسط وزرا خود که یوری ترسو است شد ولی این شهر بهترین پایتخت تاریخ گوگوریو بود بگذریم این شورشها باعث تضعیف حاکمیت پادشاه شد و در نهایت با ایجاد شورای قبایل قدرت پادشاه کم شد تا اینکه تموشین یا موهیول دوباره قدرت را پس گرفت از نظر من پیونگ یانگ بدترین پایتخت تاریخ گوگوریو است زیرا امکان حمله از طریق دریا به آن وجود داشته و همین هم شد امپراتوری تانگ از طریق همین روش درنهایت گوگوریو را تصرف کرد چون اگر به خشکی بود لیائودونگ سقوط نمیکرد گوگوریو باید کل منطقه را تصرف میکرد ولی بعد از گوانگتو کبیر امپراتور کشور گشا بزرگ نداشتند حیف که ملت پرنده سپاه توسط شیلا متحد شد ولی حداقل پادشاه مونمو مثل کیم چونچو سرسپرده چین نبود ولی حیف که ملت پرنده سپاه بدشانس بود سپاسگزارم آقای سیروس پور که مطالب در مورد کره میگذارید
چجوری انجو پسرجومونگه؟ن عنوانش هائه اس یا گو.عنوانش بویینویه و تاریخ تولدش ۲سال یا۴سال قبل ازدواج جومونگ و ننشه اگه جومونگدوسال زودتر از تاسیس با سوسونو باشه و اونجو خارج ازدواج متولد شده باشه باشه پسیوری پسر جومونگ نیس پس چرا جومونگ کسیکه از خونش نیس پادشاه کنه؟.چجوری یوری بزرگتر از پسرای سوسنو از شوهر اولشه؟سوسنو قبل ازدواج با جومونگ دوتا پسر از اوته داشته.اگه بازم بچه داشته باشن هیچی ازشون در جایی ثبت نشده .
میگین سونگ ینگ و بیریو .یعنی سونگ ینگ به دامادش خیانت کنه ولی پسر سوسنو که نسبتی باهاش نداره به گوگوریو حمله کنه؟مگه احمقه دامادش شاه و دخترش ملکه باشه بره حمایت بیریو کنه؟
هیوبو استعفا داده بود دوباره برمیگرده؟
تو سریال سرزمین بادها از اول پایتخت گونگناسیونگه حتی وقت شورش .
میشه بیشتر توضیح بدین یا منبعتونو به بهمبفرستین؟
تشکر
ازدواج دختر سونگ ینگ با یوری بعد از شورش بیریو بوده براساس کتاب سامگوک یوسا اگر درست گفته باشم یوری چند سال از فرزندان سوسانو بزرگتر بوده یک داستان در کتاب سامگوک یوسا میگه فرزندان سوسانو مال جومونگ هستند در کتاب سامگوک ساگی میگن مال اوته هستند که فوت کرده
اون شورش داخل سریال در قسمت اول سومین شورش قبایل جولبون بوده شورش اول سال اول یا دوم پادشاهی یوری است توسط بیریو شورش دوم در سال سه قبل از میلاد توسط یکی از پسران سونگ ینگ شورش سال چهارم میلادی توسط رییس قبیله هوانا بوده در ضمن بعد از شورش دوم رییس قبیله بیرو سانگا تاجر بیریویی که دوست نزدیک یوری بوده رییس قبیله بیرو میشه تا اینکه تو شورش چهارم قبایل که بیگوگ پسر خوانده سانگا شورش میکنه و منجر به قتل یوری میشه موهیول سونگ گوکو پسر کوچک سونگ ینگ را رییس قبیله بیرو میکنه
خب چون حرفات کاملاً اشتباهه
تمام قبایل رو که با خودش نبرد. فقط مردم قبیله گیرو به جنوب رفتن
ولی مرگ جومونگ بخاطر همان ضربه شمشیری بود که در جنگ با هان بودش
موبون پسر پادشاه تموشین بوده ولی چون بچه بوده برادر پادشاه تموشین پسر پادشاه یوری به تخت سلطنت نشسته ظاهراً موبون پسر موهیول آخرین فرد نزدیک به امپراتور جومونگ بوده البته ظاهراً
سلام. تشکر بابت همراهی گرمتون با ما.
آقای سیروس پور من از شما متشکرم که درباره ملت کره مطالب مهمی میگذارید
تشکر بابت انرزی که به بنده می دید.
خسته نباشید. باز کردن انبارهای غذا به روی مردم مگر مربوط به پادشاه مین جونگ نبود.
به علاوه این طور به نظر میرسد که اگر در سال ۴۴ به علت سن و سال کم موبون ، مین جونگ به جای او به تخت نشست،یعنی مین جونگ در هر حال بزرگتر بود،حتی اگر مین جونگ را پسر فرمانروا تموشین بدانیم،او می بایست برادر بزرگتر موبون باشد.
سلام.منافاتی نداره که هر دو پادشاه این عمل خیر رو انجام داده باشن. تو تاریخ که اومده.
در مورد بخش دوم سوالتون هم باید بگم چیزی که شما فرمودین و تو متن هم اومده مربوط به سامگوک یوسا هست که بنا به دلایلی که ذکر کردین ممکنه اشتباه باشه. احتمالا روایت صحیح مال سامگوک ساگی هست که مین جونگ رو برادر کوچک تر تموشین دونسته و اینجوری تخمین صحیح تری از روند جایگزینی پادشاه ها بدست میاد.
سلامت باشی باشید.ممنون از شما.