زندگي اقتصادي سومریان

pic (3)

زمين- صناعت- بازرگاني- طبقات مردم- علم

سومريان از ميان رفتند، ولي مدنيت و فرهنگ آنان برجاي ماند. از سومر و اكد هنوز صنعتگران و شاعران و هنرمندان و حكيمان و قديسان برمي‌‌‌خاست. تمدن شهرهاي جنوبي در امتداد نهرهاي فرات و دجله به شمال انتقال يافت و، همچون ميراث اصلي تمدن بين‌النهرين، به سرزمين بابل و آشور رسيد.

پاية اين فرهنگ و تمدن بر روي خاكي گذاشته شده بود كه فيضان سالانة دو نهر، در نتيجة ريزش بارانهاي زمستاني، سبب حاصلخيزي آن بود. زياد شدن آب سودمند بود، ولي خطر هم داشت؛ اما سومريان از ديرباز دريافته بودند كه، با كندن مجاري فراوان در سراسر زمينهاي خود، مي‌توانند از اين آب به شكل مطمئني براي آبياري استفاده كنند؛ همان مردم، با داستانهايي از يك طوفان بزرگ، و اينكه چگونه سرانجام زمين از سيلابها جدا گرديد و آدميان رهايي يافتند، ياد آن نخستين خطرهاي زياد شدن آب دو نهر را جاودانه ساخته‌اند. سازمان منظم آبياري، كه تاريخ آن به 4000 سال قبل از ميلاد مي‌‌‌رسد، از بزرگترين كارهاي توليدي تمدن سومري به شمار مي‌‌‌رود؛ شك نيست كه اين سازمان، خود، پاية آن مدنيت و فرهنگ بوده است. از زمينهايي كه خوب آبياري مي‌‌‌شد ذرت، جو، گندم، خرما، و سبزيهاي گوناگون و فراوان بدست مي‌آمد. در زمانهاي بسيار دور، در اين قسمت از جهان، گاو آهن روي كار آمد كه به وسيلة آن با گاو زمين را شخم مي‌‌‌كردند، و تا چند سال پيش در امريكا نيز ديده مي‌‌‌شد و به آن لولة سوراخداري پيوسته بود كه به وسيلة آن دانه را بر زمين مي‌افشاندند. براي كوبيدن خرمن، چرخهاي بزرگ چوبي به كار مي‌‌‌بردند كه دندانه‌هايي از سنگ چخماق داشت، و به اين ترتيب، در ضمن آنكه دانه جدا مي‌شد، كاه نيز براي علوفة چهارپايان به دست مي‌‌‌آمد.

اين تمدن، از جهات گوناگون، بسيار ابتدايي بود. سومريان پاره‌اي از موارد استعمال مس و قلع را مي‌‌‌دانستند و از مخلوط كردن آن دو با يكديگر مفرغ مي‌‌‌ساختند، و گاه به گاه نيز، با آهن، اسبابهاي بزرگ درست مي‌‌كردند. با همة اين احوال، فلز در نزد آنان عنوان تجملي داشت و بسيار نادر بود. ابزار كار سومريان بيشتر با سنگ چخماق ساخته مي‌‌‌شد و برخي از آنها، از جمله داس دروگري، را با گل رس مي‌‌‌ساختند و چيزهاي باريك، مانند سوزن و درفش، را با عاج يا استخوان. پارچه‌بافي صناعت رايجي بود، و كساني كه از طرف شاه معين مي‌‌شدند بر آن نظارت مي‌‌‌كردند؛ درست همان‌گونه كه اكنون هم صناعتهاي بزرگ زير نظر دولتها اداره مي‌‌‌شود. خانه‌هاي خود را با ني مي‌‌ساختند و روي آن را كاهگل مي‌‌‌ماليدند، و اين كاهگل در آفتاب خشك مي‌‌‌شد؛ چنين خانه‌ها را، در جايي كه روزي سرزمين سومر بوده است، هم اكنون بآساني مي‌‌‌توان ديد. كلبه‌ها دري چوبين داشت كه روي پاشنه‌اي سنگي مي‌‌چرخيد؛ كف اطاق معمولا گلي بود؛ سقف كلبه را با خم كردن و اتصال سر نيها به شكل قوسي مي‌ساختند، يا اينكه نيها را گل‌اندود مي‌كردند و روي تيرهاي عرضي سقف مي‌‌كشيدند. گاو و گوسفند و بز و خوك در خانه‌ها با مردم به سر مي‌بردند. براي آب آشاميدني از چاه استفاده مي‌‌‌شد.

بيشتر كالاها از راه آب حمل و نقل مي‌شد. چون سنگ در سومر بسيار كمياب بود، آن را از راه خليج فارس يا از قسمتهاي شمالي دو نهر با قايق مي‌‌آوردند و به وسيله ترعه‌ها به بارانداز شهرهاي كنار نهرها مي‌‌رساندند. حمل و نقل از راه خشكي نيز در كار پيشرفت بود؛ هيئت اكتشافي دانشگاه آكسفرد، بتازگي، در كيش كهنترين وسيلة نقلية چرخدار جهان را اكتشاف كرده است. از جاهاي مختلف، مهرهايي به دست آمده كه نشان مي‌‌دهد در آن زمان ميان سومر و هند و مصر روابط بازرگاني وجود داشته است. در آن هنگام هنوز پول را نمي‌شناختند؛ به همين جهت، بازرگاني معمولا به صورت مبادلة جنس به جنس صورت مي‌گرفت؛ ولي، حتي در آن زمان دور هم، سيم و زر براي سنجش بهاي كالا به كار مي‌رفته و آنها را به صورت شمش يا حلقه، و بيشتر از روي وزن، در داد و ستد مقابل كالا مي‌پذيرفته‌اند. بيشتر لوحه‌هاي گليي كه به دست ما رسيده، و بر آنها خط سومري نوشته شده، اسناد بازرگاني است؛ اين، خود، مي‌‌رساند كه فعاليت تجارتي در آن زمان زياد بوده است. در يكي از اين لوحها، با عبارتي كه نمايندة ناخرسندي و خستگي است، از «شهر و ناراحتي و سر صداي» آن سخن رفته است. از روي اسناد برمي‌‌آيد كه قراردادها را با نوشتن و گواهي لازم مؤكد مي‌كردند. آيين وام گرفتن نيز در نزد آنان معمول بوده، و كالا يا زر و سيم را به قرض مي‌گرفته و، در برابر، سودي سالانه از همان جنس، ميان 15 تا 33 درصد، به وام دهنده مي‌داده‌اند. از آنجا كه استقرار و آرامش هر جامعه با نرخ تنزيل در آن نسبت معكوس دارد، مي‌توان چنين حدس زد كه كسب و كار سومريان هم در آن زمان، مانند كسب و كار ما، از لحاظ سياسي و اقتصادي، وضعي آميخته با نگراني و عدم ثبات داشته است.

از گورهاي آن زمان طلا و نقره زياد به دست آمده؛ اين طلا و نقره تنها به صورت زينت‌آلات نيست، بلكه صورت ظرف و سلاح و اسباب تجمل و افزار كار هم دارد. توانگران و درويشان همه به طبقه‌ها و پايه‌هاي مختلف تقسيم مي‌شدند؛ برده‌فروشي رواج فراوان داشت و حقوق مالكيت محترم بود. ميان ثروتمندان و بيچيزان، طبقة ميانه‌اي وجود داشت كه تشكيل مي‌شد از بازرگانان كوچك و دانشمندان و پزشكان و كاهنان. فن پزشكي رواج داشت و براي هر دردي درماني مي‌شناختند، ولي پزشكي هنوز با آداب ديني درهم آميخته بود؛ چنان تصور مي‌كردند كه اساس مرض به واسطة وجود ارواح خبيثه است كه به بدن بيمار داخل مي‌شود، و تا اين روح خبيث از بدن بيرون نرود بيمار شفا نخواهد يافت. تقويمي داشتند كه، نمي‌دانيم چگونه و در كجا ايجاد شده، بنابر آن تقويم، سال به دوازده ماه قمري منقسم مي‌شد؛ پس از هر سه يا چهار سال، ماهي بر آن مي‌افزودند تا اين تقويم با فصول سال و گردش خورشيد توافق پيدا كند. هر شهري اين ماهها را به نام خاصي مي‌ناميد.

منبع : , جلد اول : مشرق زمین

نویسنده :

نشر الکترونیکی سایت

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.