تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  

مهم‌ترین معارضه خطرناک برای امپراتوری روم شرقی،  ظهور اسلام بود که توانست قبایل عرب را متحد سازد و نیروی تازه و قدرتمندی را خلق کند و شرق را درنوردد.

هرقل،  که او را هراکلیوس نیز گویند،  در عصر پیامبر بر ملت روم و شامات سلطنت داشت و کشور مصر هم تحت الحمایه وی بود. عظمت و قدرت او همه جا را گرفته بود، مخصوصا پس از شکست دادن خسرو پرویز،  پادشاه ایران و ضعف سلطنت ساسانیان قدرت بیشتری به دست آورده بود و ، اگر دچار حمله مسلمانان و اعراب نمی‌شد،  دیگر حریفی در مقابل نداشت و سیادت بر همه جهانیان را در سر می پروراند (صابری همدانی، ۱۳۴۶، ص ۱۳۰).

زمانی که هراکلیوس (هرقل اعراب) از فتوحات ایران برمی گشت،  رسولی را از طرف پیامبر اسلام در شهر حمص پذیرفت که او را به اسلام دعوت کرده بودند.  هراکلیوس رومی به ظاهر موافقت نشان داد،  ولی طولی نکشید که یکی از فرستادگان پیامبر اسلام در خاک روم شرقی به قتل رسید و زمینه حمله قشون اسلام را به فلسطین در شرق جهان فراهم کرد.

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
نقش شهادتین در ورودی کاخ توپ‌قاپی در استانبول

قشون اسلام،  در سال هشتم هجری،  مرکب از سه هزار مسلمان به منطقه اعزام شدند.  آن‌ها تحت فرماندهی جعفر بن ابیطالب،  و در صورت شهادت او،  زیدبن حارثه و،  در صورت شهادت او، عبدالله بن رواحه به حرکت درآمدند.  جنگ خونینی بین مسلمانان و قشون رومی در موته به وقوع پیوست (اواخر ۶۲۹ میلادی) (شیبانی، ۱۳۱۱، ص ۳۷۹).

از طرف دیگر،  هرقل، پادشاه روم شرقی،  در سرزمین «بلقاء» با صدهزار رومی در«مآب» فرود آمد (آیتی ، ۱۳۶۶، ص ۵۳۳). در این جنگ هر سه فرمانده شهید شدند و لشکر خالد بن ولید را به امارت گزیدند و او به هر صورتی بود آنان را به مدینه رساند

(شهیدی، ۱۳۶۳، ص ۷۹). نبرد موته برای قدرتهای بزرگ به‌ویژه روم زنگ خطری بود که از ظهور قدرت سومی در جهان به نام اسلام خبر می‌داد.

نبرد دومی،  که در زمان رسول خدا (ص) با رومیان اتفاق افتاد،  غزوۂ تبوک بود.  در رجب سال نهم هجری،  پیامبر اسلام مردم را برای جنگ با رومیان فراخواند،  زیرا خبر یافت که دولت روم سپاه عظیمی فراهم کرده و هرقل جیره یک سال سپاهیان خود را پرداخته و قبایل «لخم» و «جذام» و «عامله» و «غسان» را نیز آماده جنگ با مسلمانان ساخته است و خود در حمص اقامت گزیده است.  این خبر را بازرگانان «نبطی» که روغن و آرد سفید به مدینه حمل می‌کردند،  انتشار داده بودند (آیتی، ۱۳۶۶، ص ۶۱۹).

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
گستره قلمرو اسلامی

پیامبر اسلام سران قبایل را دعوت به بسیج نیرو کردند (مسعودی، ۱۳۷۴، ص ۲۴۹). سپاهیان مسلمان با سختی و تحمل مشقات،  خود را به سرزمین تبوک رساندند،  اما اثری از ارتش روم ندیدند،  چرا که اوضاع داخلی روم شرقی مساعد نبود و هرقل از حمص به طرف تبوک حرکت نکرد.

این حرکت نشان داد که مسلمانان از روبه رو شدن با یکی از نیرومندترین ارتشهای جهان بیمی ندارند.  ازاین‌رو،  فرمانروایان بعضی از مناطق مرزی به محض آگاهی از ورود لشکر اسلام به سرزمین تبوک به حضور پیامبر اسلام رسیدند و،  ضمن انعقاد پیمان عدم تعرض،  متعهد شدند که هر سال مبلغی به حکومت اسلامی بپردازند (شیرانی، ۱۳۷۴، ص ۳۲).

نبرد سومی قرار بود که در زمان حیات پیامبر اسلام صورت پذیرد که،  با رحلت رسول خدا، انجام نشد و در دوره خلیفه اول انجام گرفت.  این حرکت نظامی به نام اسامه   بن زید معروف است و پیامبر اسلام دستور داد که مسلمانان به فرماندهی اسامه، که کمتر از بیست سال داشت،  عازم موته شوند و با رومیان مبارزه کنند. اما،  چنانکه گفتیم،  این حرکت نظامی،  به علت رحلت رسول خدا (ص) تحقق نیافت.

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
اسلام در

 

جنگ‌های اعراب مسلمان با امپراتوری در دوره خلفای راشدین    

از پیروزیهای بزرگ اسلام در آن زمان فتح شام است.  چون سیزده سال از هجرت،  سال وفات ابوبکر،  فرا رسید،  ابوبکر از حج برگشت و شروع به تجهیز لشکر برای فرستادن به شام کرد.

درنتیجه،  لشکری فراوان بدانجا فرستاد.  ابوبکر،  برای هر دسته از لشکریان خود،  امیری معین کرد و هر یک از ایشان را نامزد فتح ناحیه‌ای از نواحی شام نمود و گفت: چنانچه امیری ناحیه خود را فتح کرد،  و بر آن دست یافت،  فرمانروای آنجا باشد. سپس،  خالد بن ولید را ده هزار نفر برای پشتیبانی ایشان فرستاد.  جمعا چهل وشش هزار رزمجو به سرزمین شام گسیل شد و پیوسته میان لشکر اسلام و مردم شام نبردهایی در می گرفت

(طباطبا، ۱۳۶۷، ص ۱۰۲). خبر به هرقل،  پادشاه روم شرقی،  رسید.  در آن هنگام هرقل در فلسطین بود.  چون شنید که اعراب در راهند و بر زن و بچه و دین و مذهب خویش سوگند خورده اند که در محاربت و مقاتلت ثابت قدم باشند و تا یکی از ایشان زنده ماند باز نگردند و تا فلسطین را فتح نکنند به هیچ نوع عزیمت مراجعت در خاطر نیارند،  سرداران سپاه را بخواند و با ایشان کیفیت رسیدن لشکر عرب را تشریح کرد.

هرقل نامه‌ها به بلاد شام چون دمشق،  حمص،  انطاکیه،  حلب و دیگر شهرها نوشت و از هر شهر و قصبه حشم خواست.  مردم بسیار و خلق بیشمار بر درگاه او جمع شدند (ابن اعثم کوفی، ۱۳۷۴، ص ۵۸).

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
اسلام در یونان

مجاهدین اسلام،  به سرداری خالد بن ولید،  در جنگ معروف به جنگ واقوصه بر لشکری که از بهترین لشکریان بیزانس بود غالب آمدند و با پیروزی کامل فلسطین را تصرف کردند (۱۳ هجری /۶۳۴ میلادی).  مسلمانان چارپایان بسیار و غنایم بیشمار یافتند و هشتصد مرد را از سواران مبارز روم اسیر گرفتند و پیش خالد آوردند.  بفرمود تا بر ایشان اسلام عرضه کنند.  چون ابا نمود حکم کرد تا ایشان را یک یک گردن زدند و یکی از ایشان را زنده نگذاشتند (ابن اعثم کوفی، ۱۳۷۴، ص ۷۶).

بعد از آن خالد و امراء،  مصلحت چنان دیدند که به‌جانب دمشق باز گردند.  چون مخالفان در حصار دمشق بودند لشکر اسلام،  دروازه ها قسمت نمودند.  در اثنای این حالت جالوس   و از طرف روم رسید و خالد را خبر کرد که هرقل لشکری را به مدد اهل حصار فرستاده است که به زودی می رسد.

هشیار می باید بود.  خالد به مجرد استماع این کلمات از گرد دمشق برخاست و به جنگ اهل روم لشکر آراست و در موضعی که آن را مرج الصفر گویند به ایشان رسید.  مسلمانان پیروز شدند و مال بسیار و غنایم بیشمار از آن جنگ به دست آوردند (ابن اعثم کوفی، ۱۳۷۴، ص ۷۵).

و همین روزها بود که ابوبکر درگذشت و عمر به خلافت رسید.  لشکر اسلام محاصره را ادامه دادند و دمشق به مدت یک سال در محاصره مسلمین بود.  جنگ‌های زیادی در این مدت بین مسلمانان و رومیان انجام گرفت.  مردم دمشق هرقل را از دست خود آگاه نمودند،  وی گفت: که حصار را محافظت نمایید تا نیرویی برای کمک بفرستم،  اما فرستادن نیروی کمکی به موقع صورت نگرفت.

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
یک بنای باستانی در دمشق

درنتیجه مردم شام که در مضیقه قرار گرفته بودند،  درخواست صلح نمودند.  ابوعبیده جراح اجابت کرد و قرار افتاد که صد هزار دینار نقد دهند.  پس صلحنامه نوشتند و امیر دمشق مال مصالحه را به نزدیک ابوعبیده فرستاد.  ابوعبیده خمس از آن بیرون کرد و نزدیک خلیفه فرستاد و او را از کیفیت مصالحه و قراری که با اهل دمشق داده بود،  آگاه کرد و باقی مال بر لشکر قسمت نمود.

آن روز لشکر او سی و هفت هزار مرد بودند. پس،  دروازه های دمشق بازگشادند و مسلمانان وارد شهر شدند.  سیزده ماه از خلافت عمر گذشته بود که دمشق فتح شد (ابن اعثم کوفی، ۱۳۷۴، ص ۸۳).

مسلمانان وقتی از کار دمشق فراغت یافتند به حمص حمله کردند.  مردم حمص بعد از مدتی امان و صلح خواستند که با آنان مصالحه شد.  هرقل که نمی خواست خود را شکست خورده بداند نیرویی مرکب از ۰۰۰/ ۵۰نفر را فراهم کرد و فرماندهی آن را به برادر خود تئودور داد.

این سپاه برای جنگ نهایی مهیا بود،  و خالد موقتا حمص و دمشق و دیگر شهرها را که اهمیت جنگی داشت رها کرد و۰۰۰/ ۲۵ سپاه در دره یرموک،  که بر شاخه شرقی نهر اردن است،  آماده کرد و زدوخوردهای کوچکی که در طی چندین ماه روی داده بود،  به واقعه موفقیت آمیز ۳۰ اگوست ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری)منجر شد.

در این جنگ تئودور کشته شد و سپاه امپراتوری به گروههای وحشتزده وفراری مبدل شد و سرداری نداشت.  سرنوشت سوریه معین شد و برای همیشه از زیباترین ولایتهای از دست رفت. آخرین سخنانی که هرقل گفت این بود: ای سوریه درود بر تو،  چه زیبا دیاری است که به دست دشمن افتاد (حتی، ۱۳۴۴، ص ۱۹۴).

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
تئودور یکم

در این درگیریها،  شهرهای سوریه و اردن یکی پس از دیگری گشوده شد.  مهم‌ترین حادثه در این درگیریها تسخیر فلسطین در سال هفدهم هجری و فتح قیساریه در سال نوزدهم،  در خلافت عمر بود.  فتح فلسطین برای مسلمانان چه از نظر نظامی و چه از نظر تبلیغاتی اهمیت فراوان داشت.

زیرا می دانیم که مسجدالاقصی قبله نخست مسلمانان در این نقطه است.  به سبب همین اهمیت،  عمر سفری بدانجا کرد و با مسیحیان پیمان نامه نوشت و حقوق آنان را محترم شمرد.  مردم شام و فلسطین،  که سال‌ها شکوه و جلال حکومت روم را دیده بودند،  وقتی با وضع ساده و رفتار ملایم خلیفه مسلمانان روبه رو شدند به شگفت در ماندند (شهیدی، ۱۳۶۳، ص ۱۰۸).

بدین ترتیب،  قدس رسماً به تسلط مسلمانان در آمد و نام این شهر از «ایلیا،»به «بیت المقدس» تغییر یافت (حمیدی، ۱۳۶۴، ص ۱۸۹). در سال نوزدهم هجری نیز عمرو بن عاص از دریای سرخ گذشت و متوجه شد.  وی نخست از راه بیابان رو به فیوم (از استانهای ) نهاد (رجب سال ۱۹ ه . ق.) و در موضعی به نام باب الیون (بابلیون) با سپاهیان بیزانس روبه رو شد و آنان را شکست داد و از آنجا به عین الشمس رفت.

رئیس اسقفهای آن ناحیه (مقوقس) چون دید که از عهده مقاومت در برابر چنین سپاهی برنمی آید،  با آنان معاهده بست،  سپس به روم رفت تا موافقت امپراتور را جلب کند.  مراکلیوس باور نکرد که موضوع حمله مسلمانان به مصر تا این اندازه جدی باشد و بستن چنین معاهده نامه ای را خیانت شمرد.

سرانجام،  با موافقت یهودیان و مسیحیان ساکن آن منطقه،  معاهده صلح بین عمروعاص و مردم امضا شد.  مسلمانان خود را به اسکندریه رساندند.  تسخیر اسکندریه راه را برای حمله به شمال آفریقا باز کرد (شهیدی، ۱۳۶۳، ص ۱۱۰)

پس از مرگ عمر و انتخاب عثمان به خلافت در سال ۲۴ هجری، جنگ در «ارمینیه» صورت گرفت. «حبیب بن مسلمه» فرماندهی جنگ را برعهده داشت که با هشت هزار تن به «قالیقلا» رسید. اهل شهر با او به جنگ پرداختند.  سپس به ازای جلای وطن یا ادای جزیه امان طلبیدند و بسیاری از آن‌ها به سرزمین روم رفتند.

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
نام عثمان در مسجد ایا صوفیا

اما بطریق ارمنیاقس  با سپاهیان خود برای جنگ با او حرکت کرد.  جیب نامه ای به عثمان نوشت و کمک می خواست،  اما در رسیدن کمک به جیب تأخیر پیش آمد.  با این حال،  سپاهیان جبیب در برخورد با رومیان پیروز شدند (بلاذری، ۱۳۶۷، صص۴-۲۸۳).

مسلمین،  پس از شام،  مصر را گشودند و مصر نیز از متصرفات روم بود.  مصر از جانب غرب به دیگر متصرفات روم،  یعنی افریقیه،  پیوسته بود.  پس طبیعی بود که پایگاهی برای فتح افریقیه شود.  چون افریقیه فتح شد،  پایگاه استواری برای حفظ قدرت مسلمانان در مصر و شام گردید و آنان را در فتح بلاد غربی یاری داد.  البته،  پیشروی مسلمانان در آنجا کند بود و مدت نیم قرن را در سلسله نبردهای جانکاه با روم و بربر سپری کردند.

در کنار پیروزیهایی که حاصل شد،  چندین بار نیز به سختی شکست خوردند و با چند شورش محلی نیز روبه رو شدند (عنان، ۱۳۶۶، ص ۱۱). خلیفه سوم عثمان در مورد فتح مغرب با بزرگان صحابه مشورت کرد که اکثرشان نظر موافق دادند.  در این راستا شماری از صحابه و تابعین با کاروانی که برای حمایت از عبدالله بن سعد بن ابی سرح عازم مصر بود،  حرکت کردند،  ازجمله مروان بن حکم،  عبدالله بن زبیر،  عبدالرحمن بن ابی بکر و عبدالله بن عاص.

با رسیدن این کاروان به مصر،  عبدالله با آنان و سپاهیانی که در مصر داشت و شمار این سپاه جمعا بیست هزار نفر می‌شد عازم برقه شد. در آنجا،  عقبه بن نافع با مسلمانان همراه و بربرهایی که با پذیرش اسلام به آنان پیوسته بودند،  به عبدالله به همراهان او پیوست.

سپاه مسلمانان در ۲۷ ه.ق ۶۴۸-۶۴۷ میلادی،  به سمت تونس امروزی حرکت کرد و به طرابلس، که رومیان در آنجا تحصن کرده بودند،  رسید.  عبدالله،  پس از استیلا و دست یافتن به اموال رومیان،  در کشتیهای پهلو گرفته در ساحل،  از آنجا گذشت و به سوی قابس،  که رومیان در آنجا نیز تحصن کرده بودند،  حرکت کرد.

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
نقاشی عثمان در کتاب بلعمی

وی آنجا را رها کرد و وارد «افریقیه» شد (نعنعی، ۱۳۸۰، ص ۳۲). و در آن هنگام فرمانده ای بیزانسی،  به نام گریگوریوس،  بر این ولایت حکم می راند.  اما وقتی خبر حرکت سپاه بزرگ اسلام را شنید،  برای رویارویی با آن آماده شد و سپاهی بزرگ فراهم کرد.  دو سپاه در نزدیکی شهر سبیطله با هم روبه رو شدند. عبدالله ابن ابی سرح گریگوریوس را به اسلام یا پرداخت جزیه فرا خواند اما او از پذیرش آن خودداری کرد.

جنگ سخت شد و گریگوریوس به دست عبدالله ابن ابی زبیر کشته شد ومسلمانان به سپاهیان او حمله کردند و در کوه و دشت آنان را کشتند.  عبدالله ابن ابی سرح شهر سبیطله را محاصره و فتح کرد،  آن گاه برخی از سپاهیان خود را به دیگر نواحی فرستاد. انان چندان پیشروی کردند که به شهر قفصه رسیدند (نعنعی، ۱۳۸۰، ص ۳۳).

در اواخر دوره خلافت عثمان،  حوادث و آشوبهایی رخ داد و منجر به قتل وی گردید. درنتیجه،  فتوحات و گسترش اسلام در سرزمین‌های مغرب را متوقف ساخت

جنگ‌های اعراب وامپراتوری روم شرقی در دوره  بنی امیه                  

روابط اسلامی-رومی ازنیمه قرن نخست هجری، شاهد سلسله رخدادهای مهمی بود که در دو قطب اسلام و روم اثر گذاشت وباعث در گیری نظامی وجنگ وگریز همراه با پیروزی وشکست برای هر دو بود. جنگ وصلح، براساس مقتضیات اوضاع سیاسی، اقتصادی واجتماعی در هر دو سرزمین بود.

معاویه بنیانگذار بنی امیه، پس از شهادت حضرت علی (ع )،قدرت را در دست گرفت. او دو هدف را در روم شرقی دنبال می‌کرد:

۱.ایجاد نظام پایداری برای حمایت از مناطق مرزی وسواحل اسلامی در مقابل تهاجم رومیها و «مرده» که هم پیمان انان بودند. (گروههای مسیحی ساکن کوهستانی واقع در مرزهای  شام بودند که رومی‌ها دیواری فولادی برای حمایت از آسیای صغیر در مقابل حمله های مسلمانان در میان آنان ایجاد کردند.

۲. غلبه بر قسطنطنیه،  پایتخت امپراتوری روم شرقی.  بارزترین خطوط این سازمان‌دهی جنگی در ایجاد مراکز دفاعی در مناطق مرزی و میدانهای نظامی دائمی در دژهای خط مقدم و نیز گذرگاههای کوهستانی در مرزهای مشترک حکومت روم،  که «ثغور» نامیده می‌شد، نمایان گشت. ثغورها مواضع نظامی پیشرفته ای در مجاورت مرزهای دشمن بودند (طقوش، ۱۳۸۰، صص ۹-۳۸).

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
بازسازی بخش هایی که قسطنطنیه را در دوره قرون وسطایی

مسلمانان در چندین نوبت کوشیدند قسطنطنیه را تصرف کنند،  اما موفق نشدند.  ازجمله، اولین بار،  در ۳۲ هجری،  در زمان خلافت عثمان،  معاویه متوجه قسطنطنیه شد و خواست آنجا را با هجوم و یورش و محاصره تصرف کند، ولی چون خبر قتل عثمان در ایام محاصره رسید، از محاصره دست برداشت.

محاصره دوم در ۴۹ ه.ق/۶۶۹ میلادی بود که معاویه به منظور محاصره قسطنطنیه از راه خشکی لشکر کشی گسترده ای کرد.  این سپاه را فضاله بن عبدالله انصاری رهبری می‌کرد.

دو طرف اسلامی و رومی در جنگ‌های بازدارنده در زیر حصار پایتخت برخورد کردند،  اما مسلمانان پیروزی چشمگیری به دست نیاوردند.  درنتیجه،  نتوانستند آنجا را فتح کنند. شاید این ناکامی به علل زیر بوده باشد (طقوش، ۱۳۸۰، صص ۹-۳۸):

  1. استواری حصار آنجا و بازدارندگی نیروهای آن
  2.  از بین رفتن خواربار
  3. مسافت طولانی کمک رسانی سرانجام، مسلمانان ناچار شدند دست از محاصره بردارند و به شام برگردند. در این جنگ ابو ایوب انصاری،  صحابه رسول خدا،  که همراه سپاه یزید بود،  در گذشت و در کنار حصار قسطنطنیه دفن شد. شکست حمله از تلاشهای معاویه برای فتح قسطنطنیه نکاست و همزمان به اهمیت تسلط بر جزایر نزدیک همچون عامل هموار کننده پی برد. بعد از دو جزیره قبرس وکرس،  مسلمانان جزیره رود سن را در سال ۵۲ هجری /۶۷۹ میلادی فتح کردند. همچنین ناوگان اسلامی جزیره خیوس را فتح کرد و به زودی مسلمانان بر ازمیر، لیکیا و قیلیقیا مسلط شدند.

معاویه،  با توجه به اینکه موفقیتی در تسخیر قسطنطنیه به دست نیاورد و احساس کرد مرگش نزدیک می‌شود،  به این باور رسید که جنگ را تمام کند و لشکر به درد باز گردد. درنتیجه گفت و گوهایی که بین دوطرف صورت گرفت،  در موارد زیر توافق رسیدند (طقوش، ۱۳۸۰، ص ۴۴):

١. معاویه سالانه به رومیها جزیه بپردازد که مقدار آن سه هزار قطعه طلا،  به اضافه پنجاه اسیر و پنجاه اسب،  باشد.

٢. این صلح به مدت سی سال ادامه می یابد.

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
طرح‌هایی از معاویه

بعد از مرگ معاویه،  اختلافات روزافزون مملکت اسلامی و مشکلات داخلی مسائلی چون سیاست خارجی و تداوم جنگ با رومیان را تحت الشعاع قرارداد.  حکومت عبدالملک در دشوارترین اوضاع سیاسی و اجتماعی بود،  زیرا عبدالله بن زبیر در این دوران داعیه خلافت داشت.  عبدالله بن زبیر حجاز را پایگاه خلافت کرد و دامنه قدرت خویش را بر عراق و قسمتی از شرق اسلامی گسترانید. خوارج در شهرها به شورش برخاستند و امنیت از راهها برداشته شد.

در همین زمان، امپراتوری روم از به هم خوردن اوضاع استفاده کرد و لشکری به شام روانه ساخته بود (ابن الأثیر، ص ۱۹۵). عبدالملک نخست به فکر چاره کار رومیان برآمد تا فارغ از مسائل خارجی به اوضاع داخلی سروسامان بخشد.  در ابتدا،  با امپراتور روم به فرار پرداخت مالی صلح کرد.  زیرا فرصت جنگیدن با او را نداشت و از آن می هراسید که رومیان بر شام بتازند و آنجا را فتح کنند (بلاذری، ۱۳۶۷، ص ۲۱۹).  چون از سوی دشمن خارجی آسوده خاطر گردید،  آماده سرکوبی ابن زبیر شد. عبدالملک با  امپراتور روم،  ژوستینین دوم در سال هفتاد هجری قمری (۶۸۹ میلادی)،  معاهده ای بست که خلیفه متعهد به رعایت مسائل زیر شده بود (طقوش، ۱۳۸۰، ص ۱۰۱):

۱.سالانه مالی را به امپراتور روم بپردازد که مبلغ آن سیصد و پنجاه و شش قطعه طلا،  به اضافه سیصد و پنجاه و شش بوده و همین تعداد اسب،  می‌شد.  در مقابل،  رومیها به سرزمین‌های اسلامی نخواهند تاخت.

٢. در حکومت اسلام و روم،  خراج سرزمین‌های ارمنستان،  قبرس و ایبریا راتقسیم خواهند کرد.

۳.امپراتوری روم شورشیان را از منطقه شمالی شام به آن طرف کوههای طوروس،  در داخل آسیای صغیر،  به عقب خواهد راند.

۴.اعتبار این معاهده بیست سال است.

عبدالملک،  پس از تثبیت قدرت و از بین بردن مدعیان حکومت،  در سال ۷۳ هجری قمری/۶۹۲ میلادی،  به آسیای صغیر حمله کرد و در ارمنستان به پیروزی دست یافت.  در همان حال،  پاسخ رومیها اشغال شهر مرعش در سال ۷۶ هجری قمری ۶۹۵ میلادی بود. این دلیلی بود بر میزان ضعف امپراتوری روم.

اگرچه ضعف حکمرانی امپراتور ژوستینین دوم، به برکناری او در سال ۷۶ هجری قمری/ ۶۹۵ میلادی منجر شد،  جانشین او،  امپراتور لیون تیوس،  نیز،  از آنجا که یورشهای اسلامی در مناطق آسیای صغیر و مرزی ادامه یافت،  اوضاع‌واحوال بهتری نداشت.

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
سکه با طرح ژوستینین دوم
مطالب خواندنی:

ولید بن عبدالملک در سال ۷۷ هجری قمری /۶۹۶ میلادی،  به ملطیه حمله کرد و عبیدالله بن عبدالملک به قالیقلا در کنار سرچشمه رودخانه فرات یورش برد.

تیبریوس سوم،  امپراتور روم،  فعالیت نظامیش را متمرکز کرد و،  در سال ۸۴ هجری قمری/ ۷۰۳ میلادی،  مسلمانان را در سمیاط وقیلیقیا شکست داد.  اما عبدالملک،  پس از فراغت از کار ابن اشعث،  به قیلیقیا حمله برد و با نیروهای رومی به فرماندهی خود امپراتور در شهر سیواس درگیر شد و بر او غلبه کرد.

بدین ترتیب،  حاکمیت مسلمانان از نو بر منطقه ارمنستان برقرار شد.  همچنین مصیصه به طور کامل فتح شد (طقوش، ۱۳۸۰، ص ۱۰۲).

جریان فتوحات سالیانه ادامه داشت تا سال ۹۱ هجری و به قولی ۹۲ هجری،  که اندلس (اسپانیا) گشوده شد.  مسلمین بعد از اشغال شمال آفریقا،  وارد اسپانیا شدند.

طارق بن زیاد،  عامل موسی بن نصیر،  به جنگ اندلس رفت.  اهل اندلس با او به نبرد پرداختند  و او موفق به گشودن آنجا شد (بلاذری، ۱۳۶۷، ص ۳۳۲). بعد از سال ۹۲ هجری تا سال ۹۶ هجری،  که ولیدبن عبدالملک زنده بود،  این جنگ‌ها و گشودن قلعه ها همچنان ادامه داشت.

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
آثار باستانی در سیواس

سلیمان بن عبدالملک به سال ۹۶ هجری به خلافت رسید.  در زمان خلافت سلیمان سومین محاصرہ قسطنطنیه،  که مهم‌ترین آنهاست،  واقع شد و چند سال طول کشید. این خلیفه  کمتر از برادرش،  ولید،  به فتوحات توجه نداشت و بسیاری از تلاشهایش را صرف آماده سازی برای حمله به قسطنطنیه کرد.

همزمان،  سپاهیانی را برای حمله به سرزمین روم در مناطق مرزی آسیای صغیر،  و راههایی که به آن می‌شد،  گسیل می داشت که مقصودش سرگرم نگهداشتن حکومت روم و کتمان کردن هدف بزرگش بود.  در سال ۹۶ هجری قمری /۷۱۵ میلادی،  مسلمانان دژهای مرزی فتح کردند و در سال بعد دژالمرأه را گشودند.

 

امپراتور روم،  تئودوسیوس،  آماده مقاومت در برابر محاصره شدید پایتخت شد.  حصار شهر را ترمیم و غلات ذخیره کرد و از همانجا سپاه اسلامی با مشکلات پیش رویش وارد نبرد شد، اما طرفی نبست (طقوش، ۱۳۸۰، ص ۱۳۸).  مسلمانان در این دوران به اوج قدرت جنگی و نیروی خود رسیده بودند.

به عکس،  دولت روم شرقی رو به انحلال و ضعف می رفت و دچار نزاع و کشمکش شده بود به‌طوری‌که فقط،  در مدت بیست سال،  شش قیصر روی کارآمدند و معزول شدند.  نیروی عظیمی آماده و مسلح با صد و بیست هزار جنگاور رهسپار روم شد (مسعودی، ۱۳۴۹، ص ۱۴۸).

فرا رسیدن سرمای شدید باعث کندی کمک به مسلمانان شد و بلغارها هم از سمت اروپا به همراهی لیون سوم به ایشان حمله کردند. که بر عمربن هبیره فرمانده دریایی چیره شدند و مسلمانان را از پایتخت دور کردند.  رومیها آتشبارهای یونانی را به کار بردند و خسارت بسیاری به کشتیهای مسلمانان زدند،  اما آنچه کار را خراب تر کرد،  تبانی دریانوردان مسیحی با رومیها بود.

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  

این دریانوردان در ناوگان اسلامی کار می‌کردند که لیون سوم آنان را تحریک به نافرمانی کرد.  پایان یافتن آذوقه،  طولانی شدن مدت محاصره،  که بیش از یک سال ادامه یافت،  طولانی بودن خط کمک رسانی و سپس مرگ سلیمان و به خلافت رسیدن عمربن عبدالعزیز،  که تمایل به پیگیری سیاست فتوحات نداشت،  روحیه و تجهیزات را نابود کرد و مسلمانان به تنگنا افتادند.  فقط نامه عمربن عبدالعزیز به مسلم آنان را نجات داد.  وی دستور داده بود آنان را از محاصره قسطنطنیه دست بردارند و به شام بازگردند (طقوش، ۱۳۸۰، ص ۱۴۱).

در آن سال، یعنی ۹۹ هجری،  عمربن عبدالعزیز به مسلم پیغام داد که خود را سپاهیانش برگردند و برای او و سپاهیانش اسبهای تندرو و آذوقه بسیار فرستاد و مرد هم در مساعدت آنان کوشیدند.  مسلم،  برخلاف میل خود،  پس از گفتگوهایی،  در سال ۱۰۰ هجری بازگشت (ابن الأثیر، ص ۲۴۲).

البته، باید توجه داشت که مسلمین در جنگ‌های دریایی تازه کار بودند. به خصوص که مهارترومیها در تاکتیک دفاع از شهرها و دژهای محاصره شده خود و استادی  آن‌ها در به کارگیری آتش یونانی زیاد بود و،  برخلاف از هم پاشیدگی حیات اجتماعی و اقتصادی دولت روم شرقی،  رومیها همچنان تفوق رزمی خود را حفظ کرده بودند.

این ناکامی در تاریخ اسلام سخت تکاندهنده بود و در تعیین سرنوشت اسلام و مسیحیت بسیار مؤثر واقع شد.  به علت اینکه سرآغاز تغییر توازن قوا،  برای مدتی،  به نفع رومیها درگیری مسلمانان و رومیها بود. همچنین این شکست در راهبرد نظامی مسلمانان در برابر امپراتور روم اثر گذاشت. آنان از شیوه تهاجمی به شیوه درگیری و زدوخورد روی آوردند.

جنگ‌های مسلمانان و رومیان همچنان با شدت و ضعف ادامه داشت.  در دوران هشام،  در سال ۱۰۶ هجری قمری،  معاویه بن هشام به جنگ رومیها رفت و کشتزارها و روستاهای رومیان را آتش زد.  زیرا رومیان چراگاههای مسلمین را آتش زده بودند (یعقوبی، ۱۳۷۴، ص ۳۰۲).

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
لئون سوم

در ۱۲۲ هجری قمری /۷۴۰ میلادی،  نیروهای اسلامی به سوی آسیای صغیر پیش رفتند و لئون سوم،  امپراتور روم شرقی،  شخصاً در رأس سپاه روم برای ممانعت از مسلمانان بیرون آمد و در جنگ سرسختانه ای با ایشان پیروزی چشمگیری به دست آورد که خسارت فراوانی به مسلمانان وارد شد.

این جنگ،  آخرین جنگ بزرگ میان امویها و رومیها به‌حساب می آید که،  درنتیجه آن، مسلمانان از بخش غربی آسیای صغیر عقب نشینی کردند و به سوی شرق باز گشتند. فعالیت‌های نظامی در فاصله سال‌های ۱۲۵-۱۲۳ هجری قمری ۷۴۳-۷۴۱ میلادی،  عبارت از برخی حملات تابستانی معمول بود که هیچ نتیجه مهمی در بر نداشت(طقوش، ۱۳۸۰، ص ۱۶۸).

رهایی قسطنطنیه از حملات مسلمانان و بازگشت آنان به آسیای صغیر،  پایان یکی از مراحل جنگی میان ایشان و رومیها به‌حساب می آید.  به علت نظم مرزبانی رومی،  این منطقه جزئی جدایی ناپذیر از امپراتوری روم شد. در دوران خلافت یزید بن ولید و ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد، آخرین حاکمان بنی امیه،  به علت منازعات و  اشوبهای داخلی اسیر این جنگ‌های سالانه متوقف شد.

شروع دوبارو اوج آن را با روی کار آمدن در دوره حکومت منصور مشاهده می‌کنیم. تنها خبری که هست در سال ۱۳۰ هجری قمری،  ولیدبن هشام برای جنگ تابستانی در محل عمق اردو زد و در آنجا قلعه مرعش را ساخت (ابن الأثیر، جلد نهم، ص ۲۳). این حمله در زمان آخرین خلیفه اموی مروان بن محمد بود (مهری شیرانی، صص ۶۲-۵۱).

جنگ‌های اعراب و روم شرقی در دوره عباسیان       

حکومت روم از ناآرامیهایی که بر حکومت اسلامی حاکم شد استفاده کرد.  این مشکلات ناشی از انتقال خلافت از امویها به عباسیها و نیز انتقال پایتخت از دمشق بود. آنان به مناطق شمالی حکومت اسلامی حمله کردند.  امپراتور کنستانتین پنجم موفق شد حدود کشورش را به سوی شرق گسترش دهد.  وی به مناطق مرزی شام و جزیره حمله کرد و بر شهرها و قلعه های آن مسلط شد.

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
سکه با طرح هراکلیوس

امپراتور،  در ۱۳۳ هجری قمری /۷۵۱ میلادی،  به منطقه مرزی ارمنستان حمله کرد و دو دژ مرزی را تصرف کرد.  سپاه عباسی،  که فرماندهی آن را مخلدبن مقاتل بن حکیم به عهده داشت نتوانست در مقابل آن پایداری کند (طقوش، ۱۳۸۰، ص ۴۸).

در آغاز،  واکنش دولت اسلامی ضعیف بود، اما به تدریج نیرومند شد و با تثبیت اوضاع خلافت،  پاسخ به حملات رومیها بروز کرد و حملات تابستانی و زمستانی مسلمانان از نو آغاز گردید.  به طور کلی،  می‌توان درگیریهای نظامی میان دو طرف را در آن زمان،  به «جنگ محدود» توصیف کرد.

منصور،  دومین حاکم عباسی،  در مقابل حکومت روم،  از سیاستی پیروی می‌کرد که با اوضاع تهاجمی خاصی که امپراتور روم در پی آن بود،  هماهنگی داشته باشد و آن تلاش برای متوقف کردن هجوم از طریق سنگربندی مجدد مرزها،  ترمیم خرابه های آن و بازسازی ویرانه‌ها،  همچنین سازمان‌دهی وسایل دفاع از آن‌ها بود.

شایان ذکر است که مناطق مرزی به دو قسمت تقسیم می‌شدند (طقوش، ۱۳۸۰، ص ۷۰): ١. منطقه مرزی جزیره ای که مخصوص دفاع از جزیره،  یعنی شمال عراق،  بود و مهم ترین دژهای آن عبارت بودند از: ملطیه،  المصیصه و مرعش.

۲.منطقه مرزی شام که در غرب مرزهای جزیره واقع بود و مخصوص دفاع ازسرزمین  شام بود و مهم‌ترین دژهای آن عبارت بودند از: طرطوس، ازنه و عین زربهمنصور این مناطق را سنگربندی و اداره مستقلی را مسئوول آن کرد،  هزاران جنگجو و مرزبان (مرابط) را در آنجا بسیج کرد،  به آن‌ها اقطاعها و سرزمین‌های کشاورزی بخشید و برایشان خانه و اصطبل ساخت،  مقرری تعیین کرد و سازمان نظامی ویژه ای را در آنجا وضع کرد و به اجرا گذاشت.

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
محدوده جغرافیایی روم شرقی

درگیری بین عباسیان و رومیان از سال ۱۴۶ هجری تا سال ۱۵۵ هجری همچنان ادامه داشت.  در ۱۵۵ هجری،  امپراتور روم شرقی در هجوم به خاک مسلمین شکستی سخت خورد.  قسطنطین چهارم خواستار صلح شد و تعهد کرد که سالانه مبلغی خراج بپردازد.

این برخوردهای نظامی تا سال ۱۵۸ هجری که آخرین سال خلافت منصور است ادامه داشت (ابن الأثیر، جلد ۹، ص ۲۵۹). در آخرین حمله تابستانی ۱۵۸ هجری/ ۷۷۵ میلادی، مسلمانان،  به فرماندهی معیوف بن یحیی،  با سپاه روم درگیر شدند (طقوش، ۱۳۸۰، ص ۷۰).

در زمان حکومت مهدی (۱۵۸-۱۶۹ هجری / ۷۷۵-۷۸۵ میلادی) نزاعی که بیش از یک قرن بین مسلمین و امپراتوری روم شرقی دوام یافته بود،  در دوران مهدی خلیفه سوم عباسی با ابعاد وسیع تری رخ داد.  قسطنطین پنجم، که در پنج سال اول خلافت مهدی با او معاصر بود،  تصمیم گرفت که حدود شرقی امپراتوری را تا آن سوی مرزهای آسیای صغیر و ارمنستان جلو ببرد.

خطوط مرزی اسلام، که بر رشته قلاع از شام تا ارمنستان تکیه داشت، درنتیجه پیشرفت قوای روم شرقی عقب رفت. رومیان در ۱۵۹ هجری تا سمیساط پیش آمدند و بسیاری از مسلمین را اسیر کردند.

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
تعمید کنستانتین

رومیها فعالیت نظامیشان را در ۱۶۲ هجری قمری ۷۷۸ میلادی از سر گرفتند و به حدث حمله کردند. پاسخ حکومت اسلامی در سال بعد صورت گرفت،  هنگامی که هارون بن مهدی به سرزمین‌های رومی حمله و تعدادی از دژها را فتح کرد که مهم‌ترین آن هاسمالو بود.  سپس در ۱۶۴ هجری قمری /۷۸۱ میلادی رومیها با دو رخداد مواجه شدند که بر نیروهای آن‌ها تأثیر منفی داشت (طقوش، ۱۳۸۰، صص ۹-۸۸):

۱.مرگ امپراتور لیون چهارم و به تخت نشستن همسرش،  ایرن،  در مقام قیم فرزند کوچکش،کنستانتین. این موضوع باعث ناراحتی برخی فرماندهان شد.

۲. رومیها در آن زمان با شورشی بزرگ در سیسیل روبه رو و مجبور شدند  نیروهایشان را میان جزیره و جبهه شرقی در مقابل مسلمانان تقسیم کنند.

خلیفه مهدی از این اوضاع ناآرم استفاده کرد و،  به فرماندهی پسرش،  هارون، حمله ای سنگین را به سرزمین روم آغاز کرد. او به پسرش دستور داد به قسطنطنیه حمل کند. این حمله با پیشروی در مناطق راهبردی در قیلیقیا و آناتولی،  با هدف تصرف آنجا،  آغاز شد. ایرن،  که در این جنگ خود را در موقعیتی دشوار دید،  به ناچار صلی خواست و پیمانی که مایه خفت روم بود بسته شد (حتی، ۱۳۴۴، جلد اول، ص ۳۷۸ ). و به‌موجب آن (ابن الأثیر، جلد ۱۰، ص ۱۳):

١. ایرن می بایستی به مسلمانان جزیه بدهد و مبلغ جزیه،  سالانه هفتاد هزار دیناربود.

. ۲. در عرض راه هنگام بازگشت، بازارها را برای سپاهیان هارون باز گذارد و راهنمایانی را همراه سپاه او روانه کند،  زیرا هارون و سپاهیانش در تنگه خطرناکی قرار گرفته بودند.

٣. متارکه جنگ برای مدت سه سال منعقد گردید.    ۴. اسرای دو طرف مبادله شود. ۵. به افراد سپاه اسلامی اجازه داده شود که همه غنایم خود را ببرند.

این مهم‌ترین حمله مهدی به جبهه روم به‌حساب می آید،  همان گونه که آخرین حمله عربی – اسلامی به بوسفر بود.  آرامش میان دو طرف تا سال ۱۶۸ هجری /۷۸۴  میلادی یعنی تا هنگامی که رومیها بعد از گذشت دو سال و هفت ماه پیمان شکستند،  ادامه یافت، ازاین‌رو حملات اسلامی به سرزمین‌های روم از سرگرفته شد،  اما موفقیت چشمگیری به همراه نداشت تا این که مهدی در سال بعد درگذشت.

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
عباسیان

در دوره حکومت هارون الرشید (۱۷۰-۱۹۳ هجری/۷۸۶-۸۰۹ میلادی)، در سال ۱۸۱ هجری،  جنگ با رومیان از سر گرفته شد و مسلمانان به پیروزیهایی دست یافتند.  امپراتور ایرن خود را در مقابل پیروزیهای مسلمانان عاجز دید،  لذا به صلح متمایل شد که در سال ۱۸۳ هجری/۷۹۹ میلادی به وقوع پیوست و به‌موجب آن موارد زیر مقرر گردید (طقوش، ۱۳۸۰، ص ۱۰۷):

۱.تبادل اسرا

٢. ایرن جزیه سالانه بپردازد.

٣. صلح مدت چهار سال ادامه یابد.

صلح تا سال ۱۸۷ هجری/۸۰۳ میلادی ادامه یافت،  یعنی هنگامی که بر ضد ایرن توطئه و او از سلطنت برکنار شد و نقفور اول به سلطنت روم رسید.  او جنگ با اعراب را شروع کرد و هارون در سال ۱۸۷هجری/۸۰۳ میلادی به حمله نظامی دست زد و در منطقه کبادوکیا پیشروی نمود.

نقفور خود را در مقابل او ناتوان دید،  به ناچار در برابر عقب نشینی مسلمانان از منطقه پیشنهاد صلح و پرداخت خراج سالانه نمود.  رشید با پیشنهاد صلح موافقت کرد و با اکتفا به آنچه به دست آورده بود به سرزمین خود برگشت

طقوش، ۱۳۸۰، ص ۱۰۷). نقفور بار دیگر جنگ را شروع و در سال ۱۹۰ هجری ۸۰۶میلادی حمله کرد.  مسلمانان نتوانستند در برابرش مقاومت کنند،  زیرا خلیفه درگیر حکومتهای مخالف داخلی بود.  هارون الرشید،  پس از سامان دادن به کارهای داخلی،  حمله سنگینی را بر ضد امپراتوری روم شرقی آغاز کرد.  نقفور که نتوانست از عهده سپاه اعراب برآید با صلح به شرح زیر موافقت نمود (طقوش، ۱۳۸۰، ص ۱۰۸):

١. تعهد کرد که سالانه سیصد هزار دینار خراج و جزیه بپردازد.

٢. از تجدید بنا یا ترمیم دژهایی که مسلمانان خراب کرده بودند،  مثل هرقله،  آنکارا،  دبسه و صفصاف خودداری کنند.

٣ . رشید تعهد کرد که دژهای ذی الکلاع،  صمله و سنان را خراب نکند.

  1. پادگانهای رومیها را، که در حوزه او قرار دارند،  به ایشان مسترد کند.
  2. صلح به مدت سه سال ادامه یابد.

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  

این واقعه که در دوران خلافت هارون الرشید روی داد،   نمودار حد اعتلای قدرت و تسلط دولت عباسی است (حتی، ۱۳۴۴، ج ۱، ص ۳۸۰). دوران هارون الرشید تبلور اقتدار خلافت عباسی است.  پیداست که خلیفه دریافت نابود کردن امپراتوری روم کاری است که از حدود توانایی او خارج است.  ازاین‌رو،  به تضعیف و مشغول کردن رومیها و جلوگیری از اقدام نظامی موفق آن‌ها برضد مسلمانان بسنده کرد.  همین نقفور را واداشت تا روز  وفات هارون الرشید را در سوم جمادی الثانی ۱۹۳ هجری (۸۰۹ میلادی) برای رومیها روز عید اعلام کند (طقوش، ۱۳۸۰، ص ۱۰۹).

در دوران مأمون (۱۹۸-۲۱۸ هجری/ ۸۱۳-۸۳۳ میلادی) نزدیک بود جنگ میان مسلمانان

و رومیها فروکش کند. این خلیفه به خلا حاصل از درگیری میان خود وبرادرش،  امین، سرگرم بود و این موضوع به رومیهای متلاشی شده فرصت داد تا را باز یابند.  بنابراین،  جبهه اسلامی – رومی،  به استثنای اندک زمانی شاهد رکود کامل بود.  این اوضاع شبه آرام تا سال ۲۰۵ هجری/۸۲۰ میلادی،  یعنی تا هنگام دوران امپراتوری میخاییل دوم،  که فعالیت نظامی نسبی از سر گرفته شد،  ادامه یافت.  مأمون و میخاییل از این آشوبها و شورشها،  که در مقابل آن‌ها ایجاد شد،  برای استوار کردن موضع خود استفاده کردند.

مأمون با توماس سیسیلی که شورش مسلحانه را در برابر نظام روم به راه انداخته بود،  همداستان شد و میخاییل با بابک خرم الدین،  که در مقابل مأمون شورش کرده بود،  وارد گفت وگو شد.  و در حقیقت حملات اسلامی منظم به سرزمین‌های روم از سال ۲۱۵ هجری / ۸۳۰ میلادی آغاز شد.  این تهاجم پاسخی به حمله امپراتور تئوفیل به زبطره با کمک نیروهای خرمیه بود. مأمون و پسرش،  عباس،  چند حمله نظامی را رهبری کردند و توانستند چندین دژ را در منطقه کبادوکیا،  استرادا،  هرقله و لؤلؤه فتح کنند (طقوش، ۱۳۸۰، صص ۱-۱۴۰).

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
اوج اقتدار خلافت عباسیان

در سال ۲۱۸ هجری،  مأمون به روم لشکر کشید و خود را برای محاصره عموریه آماده کرد و گفت: «در پی عرب میفرستم و آنان را از بادیه ها می آورم و سپس آن‌ها را در هر شهری که فتح کنم سکونت می دهم تا در قسطنطنیه اقامت گزینم» (یعقوبی، ۱۳۷۴، ج دوم، ص ۴۹۳).  مأمون که به جنگ با رومیان پرداخت و کوشش فراوان کرد و فتوحات بسیار به دست آورد،  در کنار رودخانه بدندون درگذشت و روز چهارشنبه هشتم رجب سال ۲۱۸ هجری در طرسوس دفن شد (دینوری، ۱۳۷۱، ص ۴۴۳).

جانشین وی،  معتصم (۲۱۸-۲۲۷ هجری/ ۸۳۳-۸۴۱ میلادی)،  در سال ۲۲۴  هجری/ ۸۳۸ میلادی،  سپاهی بزرگ فراهم آورد و به جنگ با روم پرداخت.  سپاهی بزرگ که هیچ خلیفه ای نظیر آن را فراهم نکرده بود و قلب اراضی روم را بشکافت و عموریه را که سرسلسله خاندان حکومت از آنجا بود به تصرف در آورد.  اما سعی وی به هدف نرسید.  سپاه عرب درصدد آن بود که پیشرفت خود را تا قسطنطنیه ادامه دهد،  ولی چون خبر آمد که توطئه جنگی داخلی در حال تکوین است عقب نشینی کرد( حتی، ۱۳۴۴، ج اول، ص ۳۸۰).

خلیفه،  پس از فتح عموریه،  کشتاری فراوان کرد و اسیر و برده بسیار گرفت و چندان در این باره مبالغه کرد که عموریه ویران و آثار آن به کلی محو شد.  دری از دروازه های آن را که آهنین و بسیار بزرگ بود به بغداد آورد و آن را در یکی از دروازه های دارالخلافه، که باب العامه نامیده می‌شد،   نصب کرد (طباطبا، ۱۳۶۷، ص ۳۱۹).

سرانجام،  در ۲۲۷ هجری،  میان دو طرف صلح برقرار شد.  سپس معتصم و تئوفیل در همان سال مردند و واثق به خلافت رسید،  درحالی‌که میخاییل سوم،  بنا به وصیت مادرش،  تئودورا در امپراتوری روم به سلطنت رسید (طقوش، ۱۳۸۰، ص ۱۵۴).

پس از معتصم،  از جانب عرب حمله معتبری نشد و آن سپاهیانی که جانشینان وی به مرزها می فرستادند به منظور غارت بود،  نه فتح.  با این حال،  برخوردهای خصومت آمیز و کم اهمیت دوام داشت و تقریبا هر سال این برخوردها دیده می‌شد (حتی، ۱۳۴۴، ج اول، ص ۳۸۱).

پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان در قلمرو روم  
ایالت‌های اداری سلطنت هارون‌الرشید

 

منبع:

  • ، نوشته محمد امیر شیخ نوری و محمدرضا نصیری
  • انتشارات پیام نور، چاپ شده در ۱۱ مهر ۹۷
  • تهیه الکترونیکی: سایت ، اِنی کاظمی

خرید مجموعه کتاب های تاریخی

ممکن است شما دوست داشته باشید

خرید مجموعه کتاب های تاریخی

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
دنبال کردن