اقدامات وحشتناک آغا محمدخان قاجار برای ارضا جنسی خود در حرمسرای قاجار
با سقوط صفویان و از همگسیختگی ایران، سنت حرمسراداری برای مدت نسبتا طولانی از میان رفت.
س از آنکه افاغنه (پشتونها) بر اصفهان مسلط شدند، چون خود قائل به چنین اسباب و تشریفاتی نبودند حرمسرای بزرگان صفوی را ویران و از میان بُردند که در راس آن حرمسرای افسانهای شاه سلطان حسین با بیش از هزار زنِ صیغهای و کنیز و خدمتکار بود که به دستور محمود افغان منحل گردید.
پس از نادر و در عصر زندیه نیز حرمسرایی به وجود نیامد و کریم خان زند که با لقب وکیلالرعایا حکم میراند به جز همسر قانونی و تعدادی خدمتکار و محبوبه، سودای دیگری در سر نداشت.
اما با طلوع دولت قاجارها توسط آغامحمدخان حرمسراها دوباره تشکیل شد و از شاه گرفته تا درباریان هرآنکه دستی به دهان میرساند برای خود مجمعی از زیبارویان فراهم ساخت.

آغامحمدخان که در نوجوانی از مردی ساقط، خواجه و مقطوعالنسل شده بود، در این عرصه تشنهتر از سایرین بود و در زمان خود گوی سبقت را از همگان ربود.
آغامحمدخان که حتی توانایی مجامعت با مرغی هم نداشت برای خود حرمسرایی بزرگ از زنان زیبا و ماهرو ترتیب داده بود.
او چون قادر به کامگیری از زنان نبود با روشهایی که به اعمال سادیستی شباهت داشت این بیچارگان را عذاب و شکنجه مینمود.
آغامحمدخان با مضروب و خونی ساختن باسن زنان بوسیله شلاق، گاز گرفتن و زخمی نمودن پستان زنان، ضربه زدن و فرو کردن اشیا مختلف به اندامهای جنسی زنان و دیگر اعمال خشونتآمیز اقدام به ارضای تمایلات بیمارگونهی خود مینمود. پیداست که زندگی در چنین حرمسرایی بیشباهت به دوزخ نبوده و زنان بختبرگشته در حرمسرای وی متحمل چه درد و رنج و عذابی شدهاند.

با سلام
شهرام هستم.
آقا فرشاد امیدوارم حال شما خوب باشه برادرم می گفت آقا فرشاد احتمالا شدیداً در گیر تحقیق است .
از دوستان سوالی پرسیده بودند در مورد تحقیق در مورد کوروش کبیر بهتر دیدم نحوه تحقیق را اینجا بنویسم تا همگان بر اساس واقعیت موجود جواب را پیدا کنند .
در مورد کوروش کبیر
اول فرض می کنم تمام اون موارد مربوط به وجود داشتن کوروش و استوانه و … همه اش کاملا درسته .
نکته اول کوروش خانواده داشته پدرش و پدر بزرگش و همینطور نسل به نسل به قبلش برمی گردم .
نکته دوم کوروش از شهر انشان بوده و انشان متعلق به چه کشوری بوده عیلام ، پس با تاریخ عیلام هم مواجه خواهم شد .
نکته سوم چه کسانی گزارشش کردند .
یهودیان مسیحش گفتند یونانیان .
اولین موردش شهر انشان است . کجا قرار داشته می دانم در عیلام
البته الان عیلام را ایلام می نویسند و هیچ ربطی به استان ایلام ندارد ولی من همان عیلام می نویسم .
برای مشخص شدن اینکه اسم کوروش و پدرش کمبوجیه کجایی است یا باید عیلامی باشد یا طبق اون چیزی که می گفتند پارسی .
اول ببینید اسم خودش و پدری کمبوجیه در نوشتههای عیلامی وجود دارد یا در اسامی پارسی .
می دانیم عیلام توسط آشور نابود شده است
سال نابودی عیلام را باسال تولد کوروش چقدر فاصله زمانی دارد و می دانیم قسمت مربوط به شوش نابود شده و مناطق کوچکتر صدمه ای ندیده اند .
پس تغییر جمعیتی در قسمت های دیگر عیلام نبوده و فقط مسیر لشکر کشی آشور با خاک یکسان شده و پایتخت و بعضی از شهرهای در سر راه این لشکر کشی آشور.
و قسمت دیگر گزارشات مربوط به یهودیان
یهودیان خدا پرست بودند و بسیار سختگیر نسبت به عقاید مذهبی خود و در مذهب خود غیر قابل تغییر هستند این را از یهودیان می دانیم و اینکه الان هم در یهودیان افرادی هستند که تلویزیون و چیزهایی را که مربوط به الان است را هنوز به خونه خود نمی برند و گناه میدانند و خیلی چیزهای دیگری هم دارند
اینو به این خاطر می نویسم که بعداً متوجه خواهید شد.
کوروش چند سال قبل از مسیح بود خودم جواب میدهم پانصد سال قبل از مسیح .
پس چگونه یهودیان به کوروش مسیح گفتند .
مسیح در یهودیت یک کلمه خاص است اگر این کلمه را شما تحقیق کنید ببینید کجای مقامات یهودی قرار می گیرد و آیا با اون سختگیری شدنی است یا نه و تحت چه شرایطی شدنی است .
در آن جا در خط بیست یک پدرش و پدر بزرگش را شاه انشان معرفی می کند که همگی شاه بودند پس با یک دومان پادشاه محلی سر و کار داریم .
اسمش و اسم پدرش و شهری که به دنیا آمده
همگی عیلامی هستند دقت می کنید من در اینجا تمام نوشته ها را مسلم فرض کردم نمی گویم در ادامه حکومت آشور هست دقیقا در خط توصیفی باستان گرایان حرکت می کنم و به یک محدوده می رسم که این شخص با تمام اون مواردی که گفته اند دقیقا یک شخص عیلامی است .
نگاه کنید به کلمه چیش پیش ببینید عیلامی است یا پارسی .
زمانیکه در سمت شمال غرب ایران شاه اسماعیل صفوی به قدرت رسیده بود و رفت و شمال شرق را هم زمینه خاک ایران کرد تمام شهرها به استقبالش شتافتند و سر راهش قربانی می کردند و با هلهله شهرها را تصرف می کرد بدون جنگ .
کوروش را هم نگاه کنید دقیقا همینگونه محدوده از هم پاشیده امپراطوری آشور را تصرف می کرد .
هردو به اصول یکپارچه کردن کشور آشنا بودند و سیاست آنها سختگیری با دشمنان خارجی و مهربانی به ملت خودشان بود .
اونجا شاه اسماعیل با شیبک خان و سپاهش مثل مردم خراسان برخورد نمی کرد و این دقیقا
در مورد کوروش هم صادق است .
موفق و موید باشید
شهرام
با سلام
شهرام هستم .
زمانی به گفته های آقای اشرفی بناب گوش میدادم که از منبع آقای دیوید رایش و به استناد او صحبت می کرد .
مهاجرت آریایی ها که فکر کنید از شمال از سمت روسیه وارد ایران شده اند و از گونه ای دیگری بنام آریایی هستند نیست آنها از اینجا از سرزمین های گرمتر رفته اند و نوادگانشان از جاهای سرد تر به اینجا بازگشته اند و اما خواستگاه زبان هند و اروپایی جنوب قفقاز است .
البته زمانی می گفتند سلجوقیان ترکیه را تغییر دادند و … زمانیکه با استخوانها مقایسه می شود همان نوادگان آن مردم آنجا زندگی می کنند مثل مردم ترکیه و ایران .
چیزی بنام نژاد خالص نداریم و چیزی بنام هوش برتر هم نداریم .
اون چیزی که تفاوتهای بین جهان اول و جهان پنجم را ایجاد می کند و یکی مظهر علم و اون دیگری مظهر جهل می شود نه نژاد که فقط باید در کیفیت آموزش جستجو کنید همین.
تمام پیشرفتها از کیفیت مدارس و دانشگاه است . اگر دانشگاهها و مدارس شل گرفته شوند اون کشور تبدیل به مظهر جهالت می شود .
زمانی کتاب لی کوان یو را معرفی کردم پدر پیشرفت سنگاپور .
دقیقا برای همین هم معرفی کردم ، سنگاپور را به کشورهای دیگری می دادند کسی گردن نمی گرفت اما به لطف لی کوان یو مرکز اقتصادی و فرهنگی و دانش در آسیای شرقی شده .
شما پنجاه سال و هفتاد سال پیش اون سرزمین را می دیدید جاده که نبود همه جا باتلاق بود و پشه و بیماری بیداد می کرد .
نه نفت دارند نه سه نسل قبلشان دانشگاه دیده بودند و نه هیچ چیزی .
لی کوان یو هم سنگاپوری نیست چینی است
اما سنگاپور را به چین هم نداد ماند و ساخت و شد پدر ملت سنگاپور.
زمانی هم که فوت کرد کارخانه ای بسته نشد
البته به وصیت خودش فقط چیزی را بیرون گذاشته بودند که می رفتند و دعا می کردند و عود روشن می کردند همین .
یک مملکت نه با توهم نژاد که با واقعیت دانشگاه ساخته می شود .
آلمانیها در سال ۱۹۳۲ کشور ورشکسته ای و شکست خورده بودند اما نازیها در فاصله هفت سال آن را آباد کردند .
نه با شعار نژاد برتر که با انبوه دانشمندان فیزیک و شیمی و ریاضی و انبوه دانشمندان اقتصادی و جامعه شناسی .
هر مملکتی را میشه با دانشگاه و عدالت و واقع بینی ساخت همانطور که خیلی از کشورها را ساختند و خیلی های دیگه هم ساخته خواهند شد .
این کتاب را بخوانید یک مهاجرت از اینجا داریم و یک مهاجرت برعکس .
انگار انسانهایی که از آفریقا خارج شدند آمدند و در مسیر از اینجا به جاهای دیگر رفته اند
البته تمام اینها به مرور زمان کامل خواهد شد
زمانی بود می گفتند زبان هند و اروپایی از هند رفته تا اروپا و …
الان می گویند از جنوب قفقاز که همان آذربایجان خودمان هست می گویند ریشه زبان هند و اروپایی هم از اینجاست .
البته این کتابها را باید کامل بخوانم اما جسته گریخته نگاهش کردم اما تکمیل تر آن را از زبان اصلی می خوانم و اینجا می گذارم .
موفق باشید .
شهرام
با سلام
شهرام هستم .
آقا فرشاد عزیز حال شما چطوره؟
شخصی هست بنام دکتر دیوید رایش استاد دانشگاه هاروارد و یکی از نوابغ بزرگ ژنتیک
این شخص کتابی دارد بنام
ما که هستیم و چگونه به اینجا رسیده ایم.
این شخص بر اساس ژنتیک حاصل در خاورمیانه اثبات می کند که مهاجرت عظیم آریایی رخ نداده است.
ضمنا از اساتید بسیار برجسته هاروارد است .
همیشه در جنگها فاتحان مردان مغلوب را در جنگها کشته و زنها را بین خود تقسیم می کردند و این سبب تغییرات گسترده در ژن Y شده است اما ایکس زنان باقیست .
پس تمام تغییرات ژنوم در Y مردانه است.
حتما خواندن این کتاب را توصیه می کنم.
و یک اصل مهمتر مهربانی کوروش برای یک طایفه و خشمش برای طایفه دیگر
دقت که می کنید کوروش در داخل محدوده امپراطوری آشور مهربانانه عمل می کند چون خودش را از آنها می داند اما در مورد آنهایی که از آشور نبودند بیرحمانه عمل می کرد .
پس مهربان هم نبود اصولاً پادشاه مهربان در تاریخ ایران دو تا داشتیم
اولی شاه سلطان حسین صفوی
دومی احمد شاه قاجار
که هر دو آخرین در حکومت نسلشان بودند .
اما یک مورد مهم تر در تاریخ ترکان
حتما به محدوده حکومتی ایستمی خان و بوین خان هم یک نگاهی بیاندازید.
و سرزمین تیورک یورت را هم ببینید .
زمانی از مرزهای کره تا آن طرف دریای سیاه را در دست داشتند و در گیریهایی هم با گوگوریو داشتند .
من فقط کلمات کلیدی را به شما میدهم تحقیق از خود شما
موفق باشید
شهرام
سلام آقا شهرام عزیز حالتون چطوره, نمیدونید چقدر خوشحال شدم دیدم این همه مطالب نوشتید، خزر ها واقعا برام خیلی سوال بود اصلا ازشون نشنیده بودم قبلا، و خیلی دوست دارم بدونم دقیق چه امپراطوری ای با چه قدرتی بودن، راجع کرد ها هم قبلا گفته بودین من کاملا تحقیق کردم و میدونم ریشه ی کلمه رو و جالب تر از اون مواردی بود که امشب گفتین واقعا تعجب کردم، حتما میخونم اون کتابهارو، اقا شهرام من از تهران اصلا عادت نداشتم بیرون برم، امثال اردبیل و کاشان و اصفهان رو رفتم، دیروز برگشتم، نمیدونم از کجا بگم، ولی روش تحقیقم رو بنا به گفته ی شما تصمیم گرفتم بخشیش رو اختصاص به سفر بدم، نمیدونید با چه سماجتی تونستم یک مناره ی قدیمی رو که برای عموم ممنوع هست رو ببینم کنار نقش جهان، سقف سبز رنگ، عکس گرفتم یک عالمه، چه تابلو هایی بود، جه معماری ای بود، با ۴ تا چوب یک عمارتی ساختن که ۱۰۰ ریشتر زلزله هم نمیتونه تکونش بده، فقط ۴ قطعه چوب!! اصلا هوش از سرم پریده بود، قبر امیرکبیر، پری خاتون، برادر زاده ی ناصرالدین شاه اگر اشتباه نکنم، و یکسری های دیگه اونجا بود، شما حتما میدونید کجا بودم و حتما بازدید کردین، راستی اقا شهرام زیر نقاشی چالدران قبلا نقاشی دیگه ای بوده و نتونستم بفهمَم چی بوده فعلا، ولی بسیار مشکوک شدم بهش ۱ ساعت نگاهش کردم و میدونم میگن برای دوران قاجار هست اما کلا چیزهایی دیدم روزنه هایی دیدم که احساس کردم این نقاشی خیلی عوض شده و دیدم درسته، با چندین معمار آشنا شدم خودم دارم ویلای سنتی میسازم و نمیدونید چقدر دارم یاد میگیرم و لذت میبرم، استاد کرباسی رو دیدم با ایشون آشنا شدم راجع به حضرت علی صحبت کردیم نقاشی ای بود که عکس گرفتم و بدون تایید کامل میگفت چهره ی حضرت علی هست و شماره ی من رو گرفت تا ماجرای دقیق رو بعدا از صاحب اثر دوباره بپرسه یه وقت اشتباه نگه، بهم خیلی لطف داشت گفت ۱ صورت دست میگیرم به خاطرت حتما، معنیش میشه یک نقاشی حضرت علی رو میکشم، یادم رفت گفته های دلاواله راجع به کتاب ۱۰۰ سخن حضرت علی رو بهش بگم حتما بهشون میگم، خلاصه بگم افتادم توی دنیایی که ته نداره و متاسفانه ثانیه کم میارم. من میانگین ۴ تا ۵ ساعت میخوابم باورتون نمیشه یادم نمیاد بیشتر از ۱۰ دقیقه وقت تلف کنم، ولی باز هم میبیم خیلی عقب هستم، نمیتونم کل روز رو مطالعه و تحقیق کنم چون ذهنم کم میاره و میدونم درستش اینه که سفر حتما برم، به کار های خودم مثل موسیقی و کسب درآمد و غیره هم برسم ولی اگر میتونستم صبح تا شب میخوندم، نمیتونم یک مساله رو به راحتی رها کنم باید تا تهش برم ولی امشب یکی از کتبهایی که گفتین رو دانلود میکنم و شروع میکنم چون تحقیق شاه اسماعیل تقریبا برای الان تمومه تا ذهنم دوباره باز تر بشه. میخوام دوران قاجار رو شروع کنم احساس میکنم برای زمان حال اندازه ی کافی از صفویه میدونم، دوست دارم راجع به قاجار مثل یک رفرنس باشم همینطور که وقتی کسی میگه صفویه بسیار دستم بازه و میدونم دقیق میتونم راجع بهش حرف بزنم، شهر های دیگه ای که باید برم رو حتما بهم بگین من خیلی راه دارم، راهنماییم کنید تا بتونم بهینه تر مطالعه رو جلو ببرم اقا شهرام زمانی بود کتاب به کتاب میگفتین میرفتم میخوندم و میومدم اگر تونستین از این به بعد بهم بگین من شاگرد حرف گوش کنی هستم و بعدش خودم تا اخر ادمه میدم، خیلی ممنونم ازتون که وقت میزارید باورتون نمیشه هنوز نمیدونم بعد ها چطور راجع به اتفاقاتی که برام اینجا افتاد میخوام برای بقیه توضیح بدم. یک لحظه میام اینجا انگار وارد دنیای دیگه ای میشم، خلاصه ترین و پربار ترین حالت ممکن انگار زمان استپ میکنه. بسیار جالبه برام، اقا شهرام امشب یک کتاب جدید دانلود میکنم از اون سفرنامه ها و چند روز که خوندم میام اینجا، شما هم کتاب بعدیم رو بهم بگین، هرچی که صلاح دونستین برای من، درضمن گفتین ای کاش یکسری سند بود و میخوندیم، من توی پیدا کردن اسناد بسیار دستم بازهست، روش هایی رو به کار میگیریم که ببخشید تعریف نمیکنم از خودم ولی شاید کمتر کسی بلد باشه، خیلی علاقه به این کار دارم هرچی توی ذهنتون بود بگین من میرم و اگر موردی باشه حتما پیدا میکنم، ابزارم فقط هوش مصنوعی نیست چندین روش دارم که فقط یکیش یک گروه از هوش مصنوعی هست که خودم طراحی کردم و روش های دیگه. خیلی ممنونم بازم، ارادتمندتونم آقا شهرام استاد عزیم
البته این قسمت را هم اضافه کنم کتابی هست بنام کومانیکوس که در مورد یک قومیت بنام کومانی است که ترک بودند یادگیری از این کتاب بسیار راحت است.
در مورد تمدن کومانی و پچنگ ها و محدوده حکومتی آنها هم می توانید روی نقشه های قدیمی تحقیق کنید .
موفق باشید.
شهرام
با سلام
شهرام هستم.
آقا فرشاد عزیز یک قسمت دیگری از عجیب ترین و غیرعادی ترین قسمت تاریخ ترکان را می نویسم و می دانم هرگز نشنیده آید و باور هم نخواهید کرد . این قسمت منابعی بسیار اندک دارد .
در بالای آذربایجان تا سرزمین های اکراین و بلغارستان یک حکومتی بود که خزر ها ساخته بودند و این دریای خزر از اسم این امپراتوری است .
ابن فضلان و ابن حوقل و اصطخری و طبری از این امپراتوری نوشتند .
بولنجر که یادتان هست که بسیاری از اعراب سرشناس در جنگ با ترکان خزر کشته شده اند .
قبلاً هم چند قطعه از این پازل را توضیح داده بودم اما این خزر ها ترک بودند و در پایین آنها امپراطوری اسلامی و در سمت غرب آنها امپراطوری بیزانس یا روم قرار داشت .
هم مسلمانان و مه مسیحیان این امپراطوری را در فشار گذاشته بودند تا یکی از دو دین را قبول کنند و چون هر دو حالت دینی داشتند قبول هرکدام به معنای از دست رفتن استقلال خزرها بود .
پادشاه خزرها راه سوم را انتخاب کرد و کل امپراطوری یهودی شد.
یعنی ترکان یهودی که از عجایب روزگار است و استقلالش را حفظ کرد .
البته این امپراطوری نابود شد به دلایل زیاد و در طول نزدیک به یک قرن
از این امپراطوری کلماتی برجای مانده مثل
تارخان یا ترخان و در کتابهایی مثل طبری طرهان هم می نوشتند که قلعه اردبیل و قلعه تبریز را تصرف کرد البته از دست اعراب صدر اسلام و جنگ های طولانی با اعراب داشت یک منصب نظامی بود.
کلماتی مثل خاقان ،. بک یا بیگ ، خاتون ، آودون سارکل ، ایتیل اسمی بود که خزرها به رود ولگا می گفتند بعد از شکست خزرها از روسها نام ولگا بر روی این رود گذاشته شد
وچیچک و اسامی دیگر اما یک کلمه خاص هم دارند بنام بلغار یا بلغارها یا بلغاری
بلغار یک واژه ترکی قدیم است به معنی آمیختن ، مخلوط کردن
آنجا که می شنوید بلغارها ترک هستند مثل سفرنامه ابن فضلان همین مورد است البته سفرنامه ابن فضلان هم بسیار تقطیع شده نوشته شده و به شدت سانسور شده اصلش بسیار متفاوت و مفصل است .
در ضمن شما در جنگ ترکان خزر با ترکان پچنگ هم می توانید تحقیق کنید که اونها هم ترک بودند .
این خزرها یک امپراطوری یهودی بوده و نوشتارش هم خط یهودی بوده و اسامی پادشاهانش یوسف ، هارون ، حزقیا و عبادیا و …. بوده است .
سیستم قضایی این خبرها
دوقاضی مسیحی
دو قاضی یهودی
دو قاضی مسلمان
یک قاضی با پرست بوده است
و شما به هر دینی بودید با اون دین به کار شما رسیدگی می شد اگر یک یهودی و یک بت پرست به مشکل می خوردند یک قاضی یهودی و یک قاضی بت پرست به این پرونده رسیدگی می کردند.
Judah Halevi کتاب الخزری را نوشت که بنام کوزاری هم هست در مورد پادشاه خزر و بحث های خیالی دینی .
می دانم که تعجب خواهید کرد اما این هم قسمتی کوچک از تاریخ ترکان است .
آقا فرشاد عزیز نظرتان چیه ؟ می دانم متعجب خواهید شد اما واقعیت دارد البته تاریخ های دیگری از ترکان هست ولی این یکی از آن حکومت های فوق العاده بوده است.
می خواستم فرزندان این سرزمین بدانند که چه حکومتهایی در این اقلیم بوده اند.
موفق باشید
شهرام
با سلام
شهرام هستم .
آقا فرشاد عزیز امیدوارم خوب باشید .
کتاب سفرنامه اولیویه را اینجا خواندم . بسیار مفصل تر از آن چیزیست که در ایران است .
اولیویه یک دانشمند است . وقایع را تحلیل می کند و بسیار هم صداقت دارد در نوشتارش اما مثلاً کشتار کرمان را ندیده اما فرض کرده که اون اتفاق افتاده اما تفلیس واقعا اتفاق افتاده لذا برداشتش از آقا محمد خان را اینگونه بیان می کند ضمنا اصفهان و کاشان و قزوین و تهران را دیده و قسمتهایی از غرب ایران و ویرانی های وحشتناکی را گزارش می کند که در اثر جنگ های دوران پس از کریم خان ایجاد شده است .
آقا محمد خان را مردی لاغران ام و با پوستی زرد و چروکیده و صورتی زنانه به دلیل نداشتن مو و چشمانی نافذ معرفی می کند.
اولیویه می گوید او شادی و آسایش دیگران را
تحقیر می کرد منظور همخوابی با زنان است .
خشونت آقا محمد خان ناشی از جنون آنی یا مستی نیست بلکه خشونت حساب شده ای است از روی استراتژی رعب و وحشت و با خونسردی .
از نوشته های اولیه
آقا محمد خان باور داشت که ایرانیان پس از هرج و مرج سقوط صفویه تا انتهای زندیه یعنی چیزی بین شصت ، هفتاد سال
,(
این قسمت را اضافه کنم دوران نادرشاه هم ایران
آرام نبود و شما می بینید نادرشاه وسط جنگ با عثمانی است و شورش های بزرگ و کوچک انجام می شود که یکی از اینها شورش محمدخان بلوچ است که نادرشاه از سر اجبار با عثمانی توافق صلح امضا کرد و سپس محمد خان بلوچ را اسیر و کور کرد و دوباره جنگ با عثمانی را از سر گرفت یا در هنگام رفتن به هند سر برادرش را بریدند اما رفت و دهلی را گرفت .
)
و بقیه
تنها با ایجاد ترس مطلق و اطاعت بی چون و چرا یکپارچه می شود برای همین کشتن و کور کردن و شکنجه و شایعه ابزاریست در دست او برای تثبیت قدرت مرکزی در ایران و یکپارچگی ایران .
اولیویه آقا محمد خان را فرماندهی خستگی ناپذیر می داند که پا به پای سربازانش می تاخت ، ساده ترین غذاها را می خورد و سرما و گرمای سخت را تحمل می کرد و ارتشی بسیار منضبط در کشوری پاره پاره شده و غرق در دهها سال آشوب ساخت .
از دید او آقا محمد خان فردی با هوش خارق العاده و مسلط بر شطرنج سیاسی ایران است که توانست تمام مدعیان را سرکوب و ایران را یکپارچه کند .
در مورد خصوصیات شخصی آقا محمد خان
او در لباس پوشیدن و سبک زندگی بسیار ساده و بی تجمل بود و با خودش همچون یک سرباز رفتار میکرد و در عین حال به شدت خسیس و حریص بر جمع آوری طلا و جواهر
,(
آنجا که می نویسند خصوصیات متناقض داشت این قسمت ها هست
)
او می نویسد آقا محمد خان ثروت را برای عیاشی و تجمل نمی خواست بلکه به عنوان ابزار قدرت و پرداخت مواجب لشکریان و در شرایط بحرانی تضمین کننده یکپارچگی ایران و بقای پادشاهی میدید.
و می نویسد آقا محمد خان به هیچکس اعتماد نداشت و همیشه در سایه ترور زندگی می کرد و در آخر دیدیم بجا بود.
از دید اولیویه آقا محمد خان توانست کشوری را که سالهای طولانی در جنگ و دزدی و غارت و هرج و مرج می سوخت را با ضرب شمشیر و ترس یکپارچه کند و روسها را از شمال و افغانها را از شرق و اعراب خودسر شده را در جنوب البته اعراب را با تهدید به لشکر کشی مطیع کند و ایران یکپارچه ای را پدید آورد .
او را فردی بیرحم در کنار نابغه سیاسی و نظامی میداند.
خلاصه ای بود از کتاب اصلی سفرنامه اولیویه به زبان فرانسه .
آقا فرشاد عزیز کتابهای متعددی هستند مثل رستم التواریخ که نویسنده شخصی است خودشیفته و شوخ و خیلی چیزهای دیگر را هم وارد کتابش کرده .
کتاب تاریخ گیتی گشا را سه نفر نوشته اند که نویسنده شاعر و منشی دربار کریم خان و ارادتمند اوست .
کتابهای مربوط به گلشن مراد و تاریخ گیتی گشا و پاسخ التواریخ و روضه الصفای ناصری همگی ایراداتی دارند فقط قسمت های مربوط به زندیه و قاجاریه را بخوانید چون از گذشته دور که می خوانید بیشتر حالت اغراق دارد که واقعی هم نیستند .
ذکر این نکته مهم است که اکثر نوشته های بعدی از کتاب گیتی گشا نقل می کنند و اگر دروغی باشد در تمام کتابهای بعدی پخش شده است .
اما بهتر و دقیق تر از این ها کتاب تاریخ ایران سرجان ملکم است که قسمت قاجاری آن دقیق و قسمت زندیه آن قسمتی از روایات و قسمتی از کتابهای دیگر است که الان تعدادی از بین رفته اند.
در حین خواندن تمام این کتابها را می توان باهم خواند اما بسیار بسیار چاپلوسانه نوشته شده اند .
کتاب تاریخ ایران سرجان ملکم دقیق است و کتاب اولیویه که دانشمند است بسیار متفاوت با نویسندگان ایرانی است .
کتاب گیتی گشا را اگر بخواهید بخوانید یک دفتر بردارید و در حین خواندن القاب چهار سطری را حذف کنید و فقط اسم زند را بنویسید و کاری که کرده در آن صورت تقریبا می توانید یک صد برگ را پر کنید و ببینید نویسنده چه می گوید چون نوع نوشتارش شاعرانه است .
البته این کتاب را خیلی وقت قبل خواندم و اگر اشتباه نکنم این کتاب به اون صورت سنگین نوشته شده بود.
اگر کتابهای داخلی را بخوانید فقط وقایع درست هستند اما یک نکته مهم برای تمام موارد
کتابی هست بنام تاریخ بیداری ایرانیان نوشته ناظم الاسلام کرمانی در زمان مشروطه
این قسمتهایی را در مورد دربار قاجار و فساد ذکر می کند اون قسمت ها را فکر کنید دروغ است چون دسترسی به آنجاها نداشته
و این شخص در محافل انقلابی بوده و فقط اون محافل و جمع آنها می تواند درست باشد نه گزارشات از دربار .
از کاش اون آلبوم ها و کتابهای دوران قاجاریه
در دسترس عموم بود و می توانستیم به تمام اسناد دسترسی داشته باشیم .
اون چیزی که می خوانیم در مورد قاجار به جز اولیویه و سرجان ملکم و چند سیاح غربی دیگر
بقیه اش بیشتر مدح هستند اگر می خواهید راحت و یک دید کلی داشته باشید این دو را بخوانید و عیار دست شما میآید .
موفق باشید
شهرام
این قسمت بعدا اومد
اون سیستمی که تا یخ را عوض کرد همان سیستمی است که می خواست کل ایرانیها خارج از تمام قومیتها همگی با زبان فارسی صحبت کنند و یک پرچم داشته باشند و
همچنین همگی فرزندان کوروش باشند .
همگی این افراد بدون استثنا ترک بودند قبلا هم نوشتم این افراد خصوصیت وپژه ای داشتند
بسیار با سواد و مطلع بودند
قسمت اعظمی از این افراد باستان گرا بودند.
همگی با اینکه ترک بودند به شدت ترک ستیز بودند.
تعدادی از این افراد قبلا روحانی بودند مثل کسروی و تقی زاده
برای این افراد مهمترین چیز ساخت یک هویت مستقل بود .
شاید خنده دار باشد اما توانستند این کار را انجام دهند البته اگر رضا شاه ایران را به جنگ نمی کشید.
اگر نواب صفوی و فداییان اسلام کسروی را نمی کشتند این ترور کسروی آنقدر مهم است که امام خمینی گفت شلیک به کسروی شلیک به باستانگرایی در ایران است یا یک چیزی شبیه به این یادم هست .
خانم پهلوی فرح دیبا از یک خانواده تبریزی نظامی هست اما جالب اینجاست فارسی بلد نیست .
یعنی ترکی صحبت کردن را عار میدانستند .
با دانستن این می توانید به عمق تبلیغات و گستردگی آن پی ببرید .
ساختار تبلیغاتی آنها ترکان را مغول می دانست و الان هم که بعضی وقتها می شنوید یادگاری از اون موقع است در صورتیکه قبلاً نوشتم این مغول است و اون ترک و هیچ ربطی بهم ندارند و مغولان با نابودی یک سلسله ترک وارد ایران شده اند.
شما سفرنامه شاردن را خواندید بگذار یک قسمت عجیب را برای شما بگویم که یک استنباط از این کتاب است .
نوشته در اصفهان چهارده هزار نیروی قزلباش
شاه صفوی دارد .
در جایی ابنیه ها را سی و چند هزار نوشته که شامل مسجد و مغازه و خانه و کاروانسرا و غیره است .
می دانیم عباس آباد یک محله در حاشیه شهر بود که همگی تبریزی بودند .
با توجه به تعداد سربازهای قزلباش که از هفت ایل ترک تشکیل شده اند و وسعت شهر شما می توانید بگویید هفتاد درصد اصفهان ترک هستند حالا من می گویم پنجاه درصد .
چون اون سربازان هم زن و بچه داشتند .
شما سفرنامه سیاحان را که می خوانید در اصفهان همگی ترکی صحبت می کنند و البته الان هم در لهجه اصفهانی کلمات ترکی به یادگار مانده مثل در ترکی اون ها خاص در کلمات هست مثل جتدیم ها یا گتیم ها
یعنی رفتم ها و خیلی محله های اصفهان همان نام قدیم خود را دارند
مثل ایچی که همان دو است
یا سیچان به معنی موش
و عباس آباد که از قدیم تا همین الان عیان شهر از این قسمت هستند و طرف جنوبی بعد از زاینده رود در بعد از انقلاب آباد شده که برج الان شده قسمت اعیان اما زمان شاه این محل را می گفتند محله کفن دزدها
این قسمت جنوبی اصفهان به دلیل اینکه قبرستان بزرگ اصفهان قرار دارد بنام قبرستان تخت فولاد و کسی ساکن نمی شد .
الان هم اون قبرستان را محدود کردند و خیلی از ساخت و سازها روی این قبرستان انجام شده است .
در زمان انقلاب چند خانواده اعیان ترک اینجا بودند مثل خانواده کاشفی که قاجاری بود و روی نقشه اصفهان از بزرگمهر تا خوراسگان زمین این شخص بود که می توانید وسعت آن را ببینید که این شخص خریده و آباد کرده بود .
این افراد در بعد از قاجاریه این زمین ها را خریده بودند و یک کارخانه ریسندگی زده بودند به رقم باور نکردنی اون زمان دوازده یا بیست و پنج میلیون دلار .
هنوز هم موقوفه های این اشخاص هستند در کنار فلکه احمد آباد .
در نقشه از فلکه احمدآباد تا زاینده رود و به طول تا خوراسگان تا زاینده رود زمین این افراد بود .
از این افراد یک نوع مانده که در پارلمان سوئد است . اینها همگی ترک بودند اما ترکی بلد نبودند .
قیمت اعظمی از تهرانی های قدیمی اصالتا به قاجارها می رسند نه به سران به سربازان معمولی قاجار
از سران قاجارها خانواده دولتشاهی که الان خانم سحر دولتشاهی هنرپیشه که از نواده شخص فتحعلی شاه بگیر تا خانم افسانه بایگان و سپند امیر سلیمانی تا به آدمهای ناشناس قدیمی تهران
اگر اون سیستم نبود این افراد همگی ترکی صحبت می کردند .
شرق مازندران خاستگاه قاجاریه بود و همگی ترک هستند .
در تاریخ موقعیکه به کلمه خاصی میرسید مثل
مثلاً قلعه ماکو توسط سربازان مازندران اداره می شود منظور سربازان قاجاری هست .
دقت می کنید بسیاری کلمات ، فقط کلمه نیست برای خودش تاریخ دارد و در زمانهای مختلف معانی خاصی میداده است .
فقط حامل یک معنی نیست .
اگر گفتند فلان کلمه اگر تاریخ را دقیق بدانید می پرسید در چه بازه زمانی معنی این کلمه را می خواهید بدانید ؟
امیدوارم مفید بوده باشد .
موفق باشید
شهرام
با سلام
آقا فرشاد عزیز حال شما چطوره؟ خیلی خوشحال شدم از تحقیق شما، فوق العاده کار کردید و الان از من هم در مورد جنگ های چالدران بسیار پیشی گرفتید . خیلی خوشحال شدم .و دقیق نسل بعد و نسلهای کنونی باید دقیقا تاریخ خود را بدانند . این فقط دانستن گذشته نیست ساختن هویت است .
اون درگیری مربوط به دورمیش خان و بقیه موارد این مطالب را در ذهن تداعی می کند که شاه اسماعیل یک سپاهی داشته نامنظم و فرماندهان باهم اختلاف داشتند و از شاه اسماعیل هم حساب نمی بردند .
این را اساتید ادبیات نوشتند و البته قسمتهای دیگری را برای همین گفتم اون تاریخ وارونه تاریخ واقعی است .کمی یا قسمتی تحریف شده باشد ، نیست دقیقا وارونه اون تاریخ واقعی این کشور است .
اما یک قسمت باور نکردنی از تاریخ ایران
اسم استان کردستان کاملا جدید است و قبلاً نبوده در آنجا ایالتی بود بنام اردلان .
اردلان را منصوب به یک حاکم می دانند اما آن طور که می گویند هم نیست .
تا دوره قاجار هم اسم آنجا ایالت اردلان بوده است .
و قدیم دقیقا اینگونه می نوشتند ایالات و ولایات آذربایجان یا اردلان
در دوران قاجار نوع حکومت فدرالیسم بود و ایران ایالت به ایالت بود .
یک حاکم ایالت داشتند مثل فرماندار های امریکا و یک شاه که دولت مرکزی را داشت .
فکر می کنم برای شما جالب بوده باشد.
در مورد تاریخچه کلمه کرد هم تحقیق کنید .
به جز اون واژه یونانی قدیم در زمان ساسانی
واژه کرد به افراد غیر شهرنشین و غیر افراد روستا نشین و ضمنا غیر عشایر می گفتند .
این افراد پراکنده را با این اسم می خواندند و این قومیت کرد نبودند پس شما واژه ای دارید
که در زمانهای مختلف بار معنایی خاصی داشته است .
مثلاً زمانی در تاریخ برخورد می کنید که کردها شورش می کنند در اینجا اسم شهر خاصی و ایالت خاصی نیست .
چون جای ثابتی نداشتند .
در آذربایجان قدیم یک کلمه بود بنام قره چی
این را از نسل قدیمی تر باید بپرسید .
کرد دقیقا با این واژه برابر است و بیشتر چادر داشتند .
از این کردها دو کتاب مانده و اگر می خواهید از این قومیت بدانید حتما کتاب شرفنامه ، تالیف شرف الدین بدلیسی را بخوانید اونجا دقیقا اعلام می کند این کردها از اعراب هستند
و در ضمن می گوید از تمام بزرگان کردها پرسیدم همگی گفتند عرب هستند .
و کتاب دیگر کتاب دنبلی که کرد است و در کنار عباس میرزاست در جنگ های ایران و روس و وقایع را می نویسد بنام ماثر.
در انتهای دوران صفویه که افغانها از شرق آمدند کردها هم در سمت غرب تا اصفهان را آماج حملات خود قرار دادند چون هر دوی آنها
افغان و این کردها همگی سنی بودند و بد نیست یادی کنیم از فرستادن افغان به در بار عثمانی که با درست گویی از امپراطوری عثمانی در خواست پول و نیرو می کند و او دستور میدهد فرستاده افغانها را با هفت از دربار بیرون بیاندازند.
یکی از کردها صادق خان شقاقی است که موقعی که عباس مازندرانی ، خداداد اصفهانی و حسن خان گرجی آقا محمد خان را به قتل میرسانند و به حسن خان شقاقی خبر میدهند .
چون فتحعلی شاه در شیراز است و آقا محمد خان هم کشته شده و کسی خبر ندارد راه فتح تهران را در پیش گرفت اما در قزوین با ارتش قاجار روبرو شدند که ارتش حسن خان متلاشی شد.
اما یک قسمت دیگر یادتان هست که هرات جدا شد و قاجارها برای هرات رفتند و انگلیسیها در جنوب نیرو پیاده کردند در غرب هم کردها به تحریک انگلیس شهرهای خوب و سلماس و قسمت های غرب را نا امن کردند و نتیجه از دست رفتن هرات بود.
در زمان رضا شاه شخصی بنام سمیتکو هم با کردهای شکاک شورش کرد و قسمتهایی را مورد چپاول قرار داد که سر انجام کشته شد.
شکاک ها یک طایفه در اربیل عراق بودند که مورد خشم امپراطور عثمانی قرار گرفتند اما صفویه آنها را پناه داد و در مرزهای شمال غرب ایران بودند که الان یکسری می گویند ما ماد بودیم! و الان در آذربایجان غربی پخش هستند.
اونجایی که می گویم بختیاری ها از عراق آمده اند در کتاب گیتی گشا که زمان زندیه و دربار زندیه توسط موسوی نامی نوشته شده بگردید در چند صفحه ابتدایی کتاب است .
سردار اسعد هم نوشته بختیاری ها از سوریه آمده اند .
فکر کنم جالب بوده باشه
منابع را هم گذاشتم .
یک کتاب هم هست ناسخ التواریخ این هم کتاب خوبی است
آقا فرشاد عزیز برادرم پیغام شما را ارسال کرد .
خیلی خوشحال شدم
در هنگام نوشتن حتما منابع را هم ذکر کنید.
موفق و موید باشید
شهرام
با سلام
برادر شهرام هستم . آقا فرشاد عزیز حال شما چطوره؟ امیدوارم همیشه با انرژی با شید و اوضاع بر وفق مراد باشد .
کتابی بود خاطرات محمد ولی خان خلعتبری
یا همان سپهدار تنکابنی
طبق نوشته در تاریخ چهارم شعبان ۱۳۲۸
سربازان نظمیه شش تا هفت هزار نفر پارک اتابک خانه ارباب جمشید زرتشتی را محاصره می کنند و با دوازده اراده توپ و مسلسل های ماکزیمم به آنجا حمله می کنند بعد از چهار ساعت ستارخان و افرادش که سیصد نفر هم بودند از فاتحین تهران و مجاهدین و مهمترین قسمت اصناف یعنی تجاری که به خانه ارباب جمشید رفت آمد می کردند همه را می کوبند در فردا شب بختیاری ها و ارمنی ها منظور
یاران انگلیس و روسیه سردار اسعد و یپرم خان وارد می شوند .
دقت کنید .جنگ تمام شده تازه نظمیه کنار رفته اینها اومدند و چون باهم هم آمدند پس در بعد از درگیری یک توافق انجام شده .
ستارخان را که مریض بود و در بستر افتاده بود را اول نوشته یک نفر ارمنی به پایش شلیک کرد و بعد نوشته اند که در متن اصلی این قسمت را خط زده ولی در هر صورت در حال بیماری از رخت خواب بیرون آوردند و به پایش شلیک کردند و باقر خان را هم کتکی مفصل زدند .
اما چرا ؟
در نوشته های سردار اسعد اعلام شده در کارها دخالت می کردند برای همین اما به خاطر رفتارهای بعدی سردار اسعد و یپرم خان می دانیم عناصر انگلیس و روسیه بودند و می دانیم بعدا در بعد پیروزی این افراد قرارداد ۱۹۰۷ تحمیل شد و ایران بین روس و انگلیس تقسیم شد ضمنا می دانیم بعدا ارتش دوران قاجار هم از بین رفت و می دانیم تمام اسلحه ها به بختیاریها رسید .
یعنی از اتفاقات بعدی که روشن هست بر می گردم تا اون یک قسمت را مشخص کنم .
ستارخان زیر بار پرچم روس و انگلیس نرفت و اگر کشته میشد اتفاقات بزرگی می افتاد لذا دقیقا به جایی از پایش شلیک کردند تا در حالت زنده از سران مشروطه کنار رود و واقعا این اتفاق افتاد و در تهران هم دفن شده است در حرم شاه عبدالعظیم .
دوستای که از اسعد تعریف می کردند فقط این جمله را می دانند
تهران را تصرف کرد
از سران مشروطه خواه بود
زبان خارجی می دانست
چون اون بختیاری است و من هم لرم لذا باید آدم خیلی خوبی بوده باشد اما زمانیکه به اقداماتش نگاه می کنید می بینید یکی بوده شبیه به جیکاک انگلیسی اما از گونه وطنی جیکاک مردم را انداخته بود پشت سرش و
دقیقا کارهایی را که انجام داد همگی هم راستا با منافع انگلیس بود بعداً همگی این خاندان رفتند انگلیس و آمریکا .
البته باقر خان هم اینطوری که نوشتند در هنگامی که در خانه یک کرد مهمان بود به خاطر طمع اون کرد شبانه در خواب سرش را بریدند تا طلاجات و پولهای آنها را بدزدند و آن را هم می توانید ببینید .
پدر آقا محمد خان هم توسط یک کرد سرش بریده شد بنام سبزعلی
سلطان جلال الدین خوارزمشاه هم توسط کردها کشته شد .
اگر ترکها اینگونه یکی را می کشتند می شدند مظهر پلیدی و تمام قومیتهای دیگر چنان شاخ و برگ بهش میداند که تمام خاورمیانه نفرین شده را می پوشاند .
ولی خوب نگاه کنید قضاوت با خود شما تحقیق هم از خود شما
یادداشتهای سپهدار تنکابنی
من کتابش را خواندم بنام یادداشتهای و زندگی و خدمات سپهسالار تنکابنی
۱۳۲۸ چاپخانه فردوسی
ویرایش جدید هم دارد از دانشگاه شهید بهشتی اما نمی دانم مطالب دست خورده یا نه
ویرایش ۱۳۶۲ هم هست انتشارات نوین
محمود تفضلی و خلعتبری
این قسمت مهمی از تاریخ مشروطه بود .
با ذکر منابع و روایت اتفاقی که شخصی بیطرف در آن وقایع نقل کرده است .
مثل قدیم نیست که با کتاب بخوانید روی هوش مصنویی بزنید
خاطرات تنکابنی و پارک اتابک و گلوله خوردن پای ستارخان
دقیقا همین موارد را میآورد .
حالا شاهکارشان را اینگونه نوشته اند
زمانی که ستارخان از پله ها داشت فرار میکرد گلوله به پایش خورد .
با کلمه فرار میکرد شخصی ترسو به نظر میاد و اینکه پشت کردم پنهان شده در صورتیکه روایتی دروغ از خیانتهای خودشان به ایران بود .
با تشکر
برادر شهرام
سلام اقا شهرام عزیز و برادر جان، خیلی خوشحالم از اینکه مهرماه شد و تشریف آوردین، ممنون که کامنت هارو دقیق و با جزئیات مینویسید، من کار تحقیقم ظاهرا تمومی نداره فعلا ۱۵۰ صفحه شده حدودا هرچی میره جلو تر سخت تر میشه، الان به جنگ های بعد از چالدران که کلا حرفی زده نمیشه ازش رسیدم و پیروزی های بزرگی بوده توسط ایران که اصلا کسی چیزی نمیگه،گرجستان رو نمیگم اقا شهرام اشاره کرده بودن منم مفصل نوشتم راجع بهش منظورم دستاورد های بسیار مهم دیگه هست، باورتون نمیشه اینهارو از تاریخ و گزارش های کشور های دیگری به دست آوردم که بسیاریشون اصلا عنوانی ندارن که مربوط به ایران و عثمانی باشه، و وقتی اسناد رو کنار هم میزارم مشخص میشه واقعیت داشته، کشوری نبوده که تاریخ اون سالها و گزارش های اون دوران تا چندین سال بعدش رو نخونده باشم، برای پیدا کردن ۱ خط از تاریخ گاها ۱ هفته مدام تحقیق کردم، بعضی وقتها واقعا یادم میرفت تو زمان حال زندگی میکنم و نمیدونم یجورایی یکدفعه به خودم میام که ببین ایران چه صاحب هایی داشته و الان چی هست حالم دگرگون میشه، تناقض عجیبیه من قبلا حس نمیکردم این رو، بیشتر فقط میخوندنم که فلان دوره فلان حکومت بوده، ولی وقتی ریز میشم به این شدت اونموقه بسیار رنج آوره، تو شدید ترین زمان تحقیقم احساس کردم بخشی از کشف کردن حرکت کردنه، خدمتتون گفتم سفر کردم، ولی اخیرا جایی رفتم که ماکت یک توپ جنگی بود، آقا شهرام و برادر جان اون عکس مزار شهدای چالدران رو یادتونه چقدر تاثیر گذاشت؟ من وقتی روبروی اون توپ ماکت وایسادم یک لحظه تمام چیز هایی که خونده بودم یادم رفت، فقط خودم رو لحظه ای کنار اون سرباز ها گذاشتم،فکر کنم کلمه ی جرات شوخی باشه، جالب تر از اون این بود که بلافاصله بعد از اینکه احساساتی شدم و حالم بد شد، یادم افتاد این سرباز ها چنان بلایی سر دشمن آورده بودن که آوازش کل دنیا رو برداشته بود، همه ی دنیا حرف میزدن ازشون، من وارد جزئیات نمیشم و بعد از تکمیل شدن تحقیقم همش رو میفرستم یکجا.
من به قدری گزارش و نامه و … خوندم که تقریبا میتونم مثل یک فیلم ببینم چالدران چطور اتفاق افتاد، یادمه شما گفتین یکسری جمله ها مثل اینکه دورمیش خان و محمد خان بخاطر آماده شدن سرباز ها بحثشون شده اعتبار و اهمیت جنگ رو پایین میاره، و برای چندمین بار دوباره به این نتیجه رسیدم که چقدر شما درست میدونید. امیدوارم روزی ذره ای اندازه ی شما تاریخ بدونم،
و بازهم ببخشید من رو که به دلیل سواد کَم توی این چند وقت فقط راجع به همین موضوع حرف میزنم اما بدونید بسیار گسترده تر رفتم جلو تا یکبار برای همیشه پرونده ی یک قسمت درخشان تاریخ رو ببندم و شاید کمکی باشه برای نسل های بعد که بتونن هویت خودشون رو زودتر پیدا کنن.
همچنین برادر جان کامنت آخرتون خیلی جالب بود راجع به ستار خان، من راجع به کشته شدن سلطان جلال الدین هم چند سال پیش خیلی جست و جو کردم و همین مورد که گفتین اومد، سبزعلی رو هم نمیدونستم، درگیری هایی هم قزلباش ها با کوردها داشتن، توی یوتیوب و جاهای دیگه دیده بودم راجع به درگیریشون، جالبه بدونید توی قسمتی از تحقیق ها دقیقا درباره ی درگیرشدن و شکست کرد ها توسط قزلباش ها هست، اینرو به این خاطر میگم که در یوتیوب صراحتا اون شخص بیسواد گفت اولین شکست قزلباش ها به کورد هاست ولی پیدا کردم دست اول ترین و موثق ترین منابع دقیقا برعکس میگن و شکست ها از طرف کورد ها بوده که بسیار هم سرپیچی میکردن و تک رو بودن. باورم نمیشه چقدر این سیستم قوی بوده که هرچی مطلب بوده جوری نوشتن که اسم تورک خراب بشه، از یک پاورقی کتاب هم نگذشتن این یعنی واقعا سیستم اساسی ای طراحی شده.
اقا شهرام و برادز عزیز بازهم خیلی خیلی خوشحالم که هنوز وقت میزارید و مینویسید من اگر نظر خاصی هم ندم بخاطر عدم اطلاعات دقیق هست، و تمام پیامهاتون رو چندین بار میخونم و لذت میبرم،
ارادتمند شما هستم همیشه.
با سلام
برادر شهرام هستم .
آقا فرشاد عزیزدحال شما چطوره؟ کنم دلتنگ شما و سایت بودم ، شهرام هم سلام میرساند و خیلی جویای احوال بود .
خیلی می خواست بدونه روی کدام قسمت تاریخ ایران کار می کنید .
اونجا موزه های بسیار بزرگ داره ولی قسمت اعظمی از داشته های آن موزه ها از کشور ها و تمدنهای مختلف برداشته و برده شده اند از جمله از ایران .
همه چیز حکومت هخامنشیان و آشور عین همه تقریبا فرقی نمی کنه انگار که اسکندر آشور را شکست داده و عجیب بود .
شهرام می گفت تقریبا همه منابع رسمی را در این سایت قرار داده البته قسمتهایی هم هست که در تاریخ خیلی کم به گوش افراد خورده مثلاً سپاه سلطان جلال الدین بعد از شکست آخر و کشته شدنش با اتحاد با بقیه ترکان در آناتولی حکومت های مختلفی را بوجود آوردند مثلاً آیدینیان و صاروخانیان وگرمیان و عثمانیان که بعد این عثمانیان با اتحاد با بقیه امپراطوری عثمانی را ساختند که تا صد و ده سال قبل هم بود .
این حکومت ها تقریبا در تاریخ ایران نیست اما اسم بسیاری از حکومت ها با خوارزمشاهیان گره خورده مثل قطز و موارد بالا.
سلطان سلیم به خاک ایران که میرسه این گفته اش معروف است که اینجا سرزمین بزرگان است و به فارسی هم شعر میگه چون اون هم از این سرزمینه و خودش را از اینجا میدونه.
یک پیوستگی کاملی در تاریخ ایران و عثمانی هست و البته رقابتهایی هم با هم دارند .
ولی در اصل همگی یکی هستند .
قاجارها هم همین هستند .
یکی از زیباترین چیزهایی که در کتاب ها بهم نشان داد افرادی بودند که با شیبک خان ازبک و تیمور گورکانی هم دیدار داشته اند و قیافه و اخلاق آنها را بیان داشته اند .در سفرنامه کلاویخو دقیقا پیش تیمور گورکانی میره و حتی قیافه اش را هم ذکر میکنه .
اگر بخوانید اطلاعات دقیقی ازشان به دست میآورید .
در مورد خاطرات سپهدار تنکابنی هم موارد عجیبی وجود داشت در ویرایش قدیم آن
نه از فرار ستارخان خبری هست و نه از چیزی دیگر با توجه به اینکه پارک اتابک اون خونه عین جزیره است و به جایی وصل نیست که فرار کنه .
سردار اسعد و یپرم خان ستارخان را دراز کرده به زانویش شلیک می کنند.
حامی ستارخان یک زرتشتی است بنام ارباب جمشید که بعداً بانک ملی را پایه گذاری می کند اما خودش نابود میش این پارک اتابک خونه ارباب جمشید است
.
می دانستم تاریخ ما به غلط نوشته شده اما اونجا فهمیدم اصلا این تاریخ درست ندارد .
اطلاعات مستند است و دقیق .
با آقای دکتر محمد رضا هم حسابی زحمت دادیم و ایشان هم می گفتند که اکثرا نمیشه وارد سایت شد .
سپهدار تنکابنی هم اصالت عرب دارد که این هم برایم عجیب بود .
می توانید انقلاب مشروطه را از کتاب سردار اسعد و سپهدار تنکابنی بخوانید ودرستی نوشته های آنها را با اسنادی که هست چک کنید .
در این کتابها به عجیب ترین چیزها برخورد می کنید .
چند تا نکته عجیب هم بود الان متوجه میشوم که چرا شهرام این مطالب را نوشت و در این سایت گنجاند با اسناد و مدارکش .
البته دو روز است آمدم و هرچه جستجو کردم دیگه چیزی در مورد ترک ها در سایت ها پیدا نکردم برایم بسیار جالب بود .
همه پاک کرده اند و فکر می کنم این سایت بسیار دیده شده در بعضی جاها هم مطالب نقل شده و چند سایت بود که در مورد آقا محمد خان مطلب های ناخوشایند ا ی نوشته بودند که پاک شده اند .
حتی سایتهایی هم از سردار اسعد نوشته اند اما اکثرا قسمت مربوط به کامنت هم ندارند .
حداقل در این چند هفته که نبودم تغییرات بسیار زیاد بود .
البته به شهرام هم دوستانش فشار میاوردن که ننویسد اما نوشت .
اون قسمت مربوط به بی ربط بودن حمله مغول با ترکان خاتون و معرفی منبع ابن اثیر و عامل حمله مغول به ایران ، که ناصر خلیفه عباسی ، می باشد . شهرام می گفت در این قسمت خیلی فشار آوردند اما گفت باید همه مردم کتاب ابن اثیر و واقعیت را می دانستند .
این نه موضوع سیاسی است و نه موضوعی با حاشیه ای است . این علم تاریخ است ربطی
به خواسته اشخاص ندارد . دانستن تاریخ و شناخت منابع حق همه است .
البته دوستی بود که از قسمت مربوط به سردار اسعد ناراضی بود و شهرام را هم می شناخت
اون ناراحت بود که چرا اون قسمت ۹۷ درصد نفت انگلیس و سه درصد د نفت خوانین بختیاری را منتشر کرده .
البته این در قبل هم بود و نبرد تنگه تامرادی را
هم ازش ناراحت بود .
البته شهرام هم بهش گفت من دانسته ها را منتشر کردم اما چیزهایی دیگری هم بوده است و دو تا مورد را به دوستمان با ذکر منبع گفت که بنده خدا بعد از گذاشتن گوشی گفت خوبه اینها را منتشر نکرده
وای بر پدرانمان .
ما در تاریخ مان مواردی عجیب داریم که خارق العاده هستند اما باوجود این همه موارد تا یخ درخشانی هم داریم .
در اینجا از آقای دکتر محمد رضا هم تشکر می کنم که این همه زحمت بهشان دادیم .
با تشکر برادر شهرام
با سلام
شهرام هستم .
آقا فرشاد عزیز به پدر بزرگوار سلام برسانید .
آرزو می کنم همیشه سایه ایشان بالای سر شما باشند .
حتما اگر وقتی داشتید به موزه های آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان نگاه کنید.
اطلاعات بسیاری از مجسمه ها و بناها و آثار معماری آنها در این موزه ها ببینید .
نقشه هوایی هست از امپراطوری درانی که کشورهایی مثل چین و روسیه در سالهای مختلف از این امپراطوری کشیدند .
فکر می کنم در اینترنت بشه پیدا کرد .
این امپراطوری بعد از احمد شاه شروع به کوچک شدن کرد.
حتما ببینید . در ویکیپدیا دیدم . از پایین این امپراطوری را که نگاه کنید به تنگه هرمز چسبیده است .
این نقشه را در ادوار مختلف کشیده اند که کوچکتر بوده و هدف از قرار دادن آن نقشه های کوچک بدون گفتن خواننده به این نتیجه میرسه که اصلا این امپراطوری در مرز ایران بوده اما واقعا اینگونه نیست .
یک نقشه ای از زندیه هم هست که تقریبا ایران فعلی را شامل شده و افغانستان هم مثل افغانستان کنونی است .
اصالت این نقشه بر می گرده به دوران آقا محمد خان قاجار قبل از اینکه تفلیس را تصرف کند .
اما اطلاعات آن زمان با اسب و زمانیکه اخبار می رسید ثبت می شد .
این نقشه در سال ۱۸۰۱ کشیده شده و ربطی به زندیه ندارد .
می توانید اصالت نقشه را پیدا کنید .
اما این نقشه را به دروغ در داخل کتابهای درسی تاریخ گنجانده آمد .
این همه اش غلطه .
موفق باشید
شهرام
البته این قسمت را من اضافه می کنم .
در بعد از انقلاب مشروطه روسای ایل ها پادشاهی می کردند .
این افراد تفنگچی داشتند و حاکم در مناطق خود بودند .
در زمان رضا شاه دوباره شروع به استقرار ارتش
در تمام ایالات شد مثل الان .
این دقیقا محدودیتی بود بر اختیارات روسای ایلها .
میزان تلفات سنگینی ارتش دقیقا دلالت دارد بر غافلگیر شدن ارتش و اینکه در بعضی از اسناد از تعداد زیاد عشایر گفته شده البته بعداً اون سران قبایل گرفتار شدند اما در آن برهه درگیری با انگلیس و لوله های نفت و … وجود نداشت . تصمیم روسای ایل ها بود و انجام دهنده ها تفنگچی ها بودند .
این جنگ بعداً باعث عدم سرمایه گذاری دولت در این مناطق شد .
اما الان خیلی ها از همین مناطق می خواهند این اشتباهات را از بین ببرند که مثلاً با انگلیس بود و غیره ولی در واقعیت به دلیل محدود شدن اختیارات رییس ایلات بود .
با تشکر
محمدرضا
سلام ارادت خدمت همگی، آقا شهرام جان استاد بزرگم ، برادر جان و آقا محمدرضا، بسیار بسیار دلتنگتون هستم و بدون اغراق هر وقت مقاله ای رو شروع میکنم یادتون میفتم، من رو ببخشید که دیر پیام میگذارم من شب ها وقت میکنم با گوشی پیام بزارم، بسیاری اوقات موقع مطالعه خوابم برده، اخر تابستان هم هست یکم رفت آمد زیاده و چندین بار هم سر زدم ولی نمیدونم چرا یکدفعه چندین روز وصل نمیشه، فقط در این حد خدمتتون بگم که چندین ابزار جست و جوی جدید هم گرفتم و تا حدی که شاید بتونم تعداد سرباز هارو درست بگم، هرچی میرم جلو راه های بیشتری باز میشه و من که شروع کردم نمیتونم ناتموم بزارم و وظیفه ی خودم میدونم به کامل ترین شکل ممکن این تحقیق رو به یک سند تاریخی قوی تبدیل کنم،تا حدی بدونید که تاریخ کشورهای دیگه رو هم بررسی میکنم تا شاید حتی کتابی باشه با موضوع کاملا بی ربط ولی اتفاقی اشاره ای کرده باشه، و باورتون نمیشه جواب هم داده، پیام هاتون رو چندین بار میخونم هردفعه که میام و مطمئن باشید در آینده ی نزدیک تمامشون رو دنبال میکنم چون زندگی من رو این کار متحول کرد، کیفیت زندگیم به شدت بهتر شد و بازهم چندین و چند باره ممنونم ازتون، یکم دیگه فکر کنم تحقیقم تموم بشه و تحقیق های بعدیم قطعا با سرعت بیشتر انجام میشه و کلی چیز یاد گرفتم از روش تحقیق. حتما اگر مطلبی بود برام بنویسید و من منتظرم سفرتون انشالله به سلامتی تموم بشه و من بیشتر اینجا سر بزنم،