چگونگی شکل‌گیری سلسله‌ی اردوی زرین

محدوده سلطه‌ی اردوی زرین
محتویات
    1. منبع:

چنگیز خان در زمان حیات متصرفات وسیع اش را بین پسران خود تقسیم کرد و سهم جوجی پسر ارشد او سرزمین‌های وسیعی در غرب متصرفات مغول بود که اراضی وسیعی را در مغرب رود ایرتیش یعنی سیبریه غربی و دشت قبچاق شامل می‌شد. اما جوجی قبل از پدرش درگذشت و این اراضی بین پسران او تقسیم شد و هر کدام از آنها حکومت جداگانه ای را در بخشی از اراضی مذکور بنیان گذاشتند. به طوری که اورداخان پسر بزرگ جوجی دولت اردوی سفید، باتوخان دومین پسر او دولت اردوی زرین، توقاتمور و شیبان دیگر پسران او هر یک دولت‌های جداگانه‌ای تأسیس کردند.

از این میان حکومت باتوخان از دیگر برادرانش موفق‌تر بود و وی‌ توانست مستملکات  خاندان خود را با جنگ های مشهورش در اروپا وسعت بخشد و سرزمین‌های جدیدی در قبچاق، بلغار و روسیه متصرف شود و حکمروایی و سیادت خود را بر دیگر برادرانش تحمیل نماید. بدین ترتیب باتو و اخلاف او بر دیگر شعب این خاندان سلطه داشتند و بدین لحاظ حکومت‌های این ناحیه اغلب با نام اردوی زرین – آلتون اردو – و در کتب شرقی به نام خان های قبچاق شناخته می‌شوند.

باتو به سال ۱۲۴۲ م/ ۶۳۹ هجری زمانی که از پیکار بزرگ خود در اروپای مرکزی بازگشت، در کرانه خاوری رود ولگا، پایه‌های شهری جدید به نام سرای را نهاد. این نقطه از لحاظ سوق‌الجیشی در سر راه های عمده ارتباطی و بازرگانی قرار داشت. خان های اردوی زرین از این مرکز می‌توانستند شاهزادگان و امیران تحت تابعیت خود را به خوبی کنترل کنند. علاوه بر این موقعیت مناسب تجاری این شهر ثروت کلانی را برای حاکمان این دولت تامین می نمود.

تاریخ این سلسله به دلیل دوره‌های متعدد اغتشاش و آشفتگی سیاسی چندان معلوم و معین نیست. گویا باتو  در تشکیلات حکومت مغولان نفوذی تمام داشت. به طوری که منگو قاآن تنها با جلب مساعدت وی توانست به قدرت برسد. باتو تا سال ۶۵۱ هجری در حکومت اردوی زرین باقی بود. بعد از او پسرش به نام سرتاق اختیار حکومت اردوی زرین را در دست گرفت. سرتاق مذهب مسیحی داشت. از این رو اروپاییان به سرعت با او باب مراودت سیاسی را باز کردند. با این حال حکومت او بیش از یکسال دوام نیاورد و با مرگ سرتاق یکی دیگر از پسران جوجی به نام برکه خان که نزد مغولان از مقبولیت بیشتری نسبت به دیگر مدعیان برخوردار بود، بر تخت حکومت اردوی زرین تکیه زد.

باتوخان
باتوخان

بدون تردید حکومت یافتن برکه در اردوی زرین فصل جدیدی را در تاریخ این سلسله گشوده است. برکه پیش از این به آیین اسلام درآمده بود. لذا دولت اردوی زرین به عنوان اولین حکومت مغولی مسلمان شده، روابط اولوس های مغولی با یکدیگر را دچار چالش اساسی کرد. اولین انعکاس وضعیت جدید در روابط با دولت ایلخانان متجلی شد. بنا به نوشته رشیدالدین، برکه به جهت اینکه هلاکو دستگاه خلافت اسلامی بغداد را منقرض کرده و بسیاری  مسلمانان را کشته بود، با او دشمنی آغاز کرد و در مقابل با مملوکان مصر که دشمنان ایلخانان و مدافعان جهان اسلام محسوب می شدند از در اتحاد درآمد. بدین ترتیب دنیای اسلامی توانسته بود به قلب مغولان رخنه کند و از میان خود آنها متحدانی علیه توسعه و نفوذ مغولان در دنیای اسلام به دست آورد.

در طی دوره ده ساله حکومت برکه، دولت اردوی زرین شکل قطعی به خود گرفت و در پی منازعاتی در زمان برکه روی داد  حدود و مرزهای این دولت در همسایگی با دول اردوی جغتای، ایلخانان ایران و در اروپا تقریباً معین گردید. علاوه بر این برکه در ساحل ولگای سفلی پایتخت جدیدی به نام سرای پایه گذاری نمود. این شهر جدید در برابر شهر سرای  که باتو ساخته بود، سرای نو یا سرای برکه خوانده می شد. شهر سرای برکه تا زمانی که به دست تیمور گورکان ویران شد، عنوان پایتخت اردوی زرین را داشت و به صورت مرکز پر رونق بازرگانی جهانی عمل می‌کرد.

برکه روابط تجاری گسترده‌ای با مصریان در غرب برقرار کرده بود. به این دلیل شهر سرای به عنوان واسطه العقد های تجاری محسوب می‌شد که از شرق اقصی به غرب می رفتند‌ کالاها و امتعه تجاری که از چین به این شهر وارد می شدند، توسط سفاین تجاری اروپایی به ویژه کشتی‌های ونیزیان از طریق تنگه ها و معابر دریایی به مصر و دریای مدیترانه حمل می‌شد. برکه و جانشینان مسلمان او علما و فقهای اسلام را به شهر سرای دعوت نمودند. این علما  باعث گردید که دین اسلام در حدود این دولت به سرعت توسعه یابد، به طوری که اسلام در بسیاری از نواحی ماورای خزر و ماوراء قفقاز در این دوره و به دست مغولان گسترش یافته است.

گرچه جانشینان برکه همه مسلمان نبودند اما نفوذ مسلمانان و توسعه اسلامی در حوزه حکمروایی اردوی زرین هیچگاه متوقف نشد. پس از درگذشت برکه یکی از پسران باتو به نام منگو تیمور بر تخت دولت قبچاق نشست. وی سیاست اتحاد و دوستی با ممالک مصر را حفظ کرد. ارتباط منظم و مرتب دولت اردوی زرین با مصر باعث گردید فرهنگ اسلامی در استپهای شمالی نفوذی تمام به دست آورد. معماران مصری در شهرهای این ناحیه مساجد و کاخ‌هایی با معماری اسلامی و ایرانی بنا نمودند. از طرف دیگر فرهنگ و زبان ترکی در قلمروی خانات اردوی زرین آهسته، آهسته جای آداب و سنن مغولی را گرفت و به موازات آن کشاورزی، تجارت و صنعت در این نواحی رشد نمود. این تحولات باعث گردید عنصر صحرانشین در دشت قبچاق رو به کاهش گذارد و اردوی زرین از یک دولت غیر متمدن صحراگرد مغول به یک دولت ترک با تمدن اسلامی تغییر ماهیت دهد.

با مرگ منگو تیمور برادرش تودا منگو به قدرت رسید. سلطان جدید مسلمانی پارسا بود و به شدت عرفان و شیوخ صوفیه متمایل بود و بیشتر اوقات خود را صرف کارهای مذهبی و اجرای مراسم ذکر و سماع صوفیان می کرد. بدین جهت در کار حکومت کمتر دخالت می‌کرد و اداره امور کشور را به دست سرداران نظامی سپرده بود. سوء تدبیر او در کشورداری باعث گردید تا حکومت اردوی زرین درگیر یک سلسله از درگیری های داخلی در برای کسب قدرت گردد.

در دوره طولانی جنگ خانگی اردوی زرین که بیش از سی سال به طول انجامید (۶۷۹ تا ۷۱۳ هجری – ۱۲۸۰ تا ۱۳۱۳ میلادی) رهبران نظامی طوایف مغولی قدرت واقعی را در دست داشتند و سلاطین آلت دست و ناتوان به دست آنان جا به جا می شدند. قدرت یابی سران طوایف صحراگرد مغول نه تنها باعث توقف رشد حیات مدنی و احیای سنن صحراگردی و مغولی در قلمرو اردوی  زرین شد، بلکه علقه های مذهبی را در اشکال متفاوت، از شمنیزم تا بودائیزیم، تقویت و رشد و گسترش اسلام را قلمرو این دولت کند کرد.

سفال‌های دوره اردوی زرین
سفال‌های دوره اردوی زرین

آرامش زمانی مجدداً به اردوی زرین بازگشت که اوزبک خان بر تخت فرمانروایی تکیه زد.  دوره فرمانروایی این خان مسلمان به عنوان یک عصر طلایی مورد ستایش مورخان اسلامی است. گرچه خانات اردوی زرین از مدت‌ها پیش مسلمان شده بودند، اما تا آن زمان اسلام به عنوان تنها دین رسمی این حکومت مقام نیافته بود و گسترش اسلام در حوزه این حکومت اغلب با روی کار آمدن حاکمان غیر مسلمان دچار نوسان می شد. این اوزبک خان  بود که اسلام را به عنوان یک یگانه دین رسمی امپراتوری اردوی زرین اعلان نمود و بعد از آن دین اسلام برای همیشه مذهب رسمی دولت قبچاق باقی ماند. در این دوره روابط با مصر بیش از پیش تقویت شد و حتی ازدواج یکی از شاهزاده خانم های مغول با الناصر سلطان مصر این روابط را تحکیم کرد. جانی بیگ پسر و جانشین اوزبک خان حتی پا از پدر فراتر نهاد و از سیاست سنتی تسامح مذهبی مغولان روی گردان شد و به قلع و قمع پیروان سایر مذاهب غیر اسلامی در حوزه حکمرانی خود پرداخت. سیاست یکسان سازی مذهبی او با حمایت مصریان ثمربخش بود، به طوری که در اندک زمانی تمامی اهالی کشور مسلمان گردیدند.

شهرت و مقبولیت جانی بیگ به عنوان سلطان مسلمان به حدی بود که حتی وقتی مردم مسلمان آذربایجان از دست ظلم و بیداد ملک اشرف چوپانی به تنگ آمده بودند، دست یاری به سوی وی دراز کردند و برای نجات از دست حاکم ظالم از او استمداد نمودند. بدین ترتیب جانی بیگ فرصت یافت به آرزوی دیرینه سلاطین این حکومت مبنی بر تسخیر و فتح آذربایجان هر چند برای مدتی کوتاه جامه عمل بپوشاند و در سال ۷۵۳ هجری از هرج و مرج دولت ایلخانی بعد از مرگ ابوسعید استفاده کرده، توانست تبریز و آذربایجان را از دست ملک اشرف چوپانی بگیرد. اما نتوانست مدت زیادی آن را نگه دارد.

داروغه اردوی زرین در یکی از شهرهای روسیه
داروغه اردوی زرین در یکی از شهرهای روسیه

بعد از مرگ وی مجددا هرج و مرج بر دولت قبچاق حاکم شد و چند تن از افراد خاندان جوجی بر سر تصاحب تاج و تخت با یکدیگر به جنگ و جدال پرداختند. این وضعیت باعث شد که حکومت خاندان باتو در اردوی زرین به سر آید.

تغتمش حاکم اردوی سفید،  در این زمان با مساعدت تیمور کورگان توانست در سال ۷۷۹ هجری شهر سرای پایتخت اردوی زرین را فتح کند. اگرچه تغتمش   در جنگ با شاهزادگان روسی موفقیت‌هایی به دست آورد و حتی توانست شهر مسکو را فتح و غارت کند، اما اسیر جاه‌طلبی نامحدود خود شد. تغتمش خود را وارث برحق چنگیزخان می‌دانست. لذا به عنوان خان بزرگ مغول مدعی تمام متصرفات مغول شد و در جهت تحقق آرمان‌هایش قصد تصرف آذربایجان را کرد. و رو در روی حامی نخستین خود تیمور قرار گرفت. این تصمیم برای او و دولت اردوی زرین به عاقبتی شوم منتهی شد. نهایتاً پس از یک رشته عملیات نظامی در سال ۷۹۱ هجری تیمور لشکریان وی را شکست داد و شهر سرای را فتح و غارت نمود.

با نابودی تغتمش یکپارچگی امپراتوری اردوی زرین نیز نابود شد. ضرباتی را که تیمور به پیکر دولت قبچاق زد  هیچگاه بهبود نیافت. شهر سرای هرگز دوباره حقوق و منزلت پیشین خود را باز نیافت.

دوران پس از شکست تغتمش از سیاه ترین ادوار تاریخ اردوی زرین است. در اثر رقابت های مدعیانی که بر سر تصاحب تاج و تخت با یکدیگر مبارزه می‌کردند صدمات بزرگی به این دولت وارد شد. هر کدام از خاندان ها و طوایف مغول به ناحیه ای کوچک حاکم شدند. با این حال حاکمان محلی خواستار همان حقوق بودند که دولت بزرگ اردوی زرین از آن برخوردار بود. مهمترین این حکومت ها سه خان‌نشین غازان، استر خان و کریمه بودند که در ربع آخر قرن نهم هجری به منصه ظهور رسیدند.[۱]

برای مطالعه

سلسله اردوی زرین۹۰۷- ۶۲۴ ه . ق
اتو پسر جوجی

سرتاق پسر باتو

اولاغچی پسر سرتاق

برکه پسر جوجی

منگو تیمور نوه باتو

تودا منگو نوه باتو

تولا بوقا از اعقاب باتو

توقتا پسر منگو تیمور

محمد اوزبک نوه منگو  تیمور

جانی بک پسر اوزبک

آشفتگی سیاسی

توقتمش از اردوی سفید

تیمور قتلغ

شادی بگ

بولد خان

آشفتگی سیاسی خانهای متعدد

۶۲۴

۶۵۴

۶۵۵

۶۵۵

۶۶۵

۶۷۹

۶۸۷

۶۹۰

۷۱۳

۷۴۲

۷۵۸-۷۸۲

۷۷۸

۷۹۷

۸۰۳

۸۱۰

۹۰۷-۸۱۳

 

[۱] . هولت و دیگران،  ج ۱، ص ۶۴۰- ۶۳۵- لین پل، ص  ۴۱۷-۴۱۴. باسورث،  ص۴۸۷- ۴۸۳- ساندرز، ص ۱۶۲-۱۵۱.

 

 

منبع:

  • تاریخ جهان اسلام از قرن هفتم تا دهم هجری ، علیرضا خزائلی، انتشارات دانشگاه پیام نور
  • تهیه الکترونیکی: سایت تاریخ ما، اِنی کاظمی
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.