افزایش قدرت ترکان در آناتولی
آسیای صغیر (آناتولی) قسمت بسیار وسیعی است در منتها الیه غربی آسیای مقدم که از طرفی به فلات ارمنستان و از جانبی دیگر به کوههای کردستان اتصال دارد و تشکیل شبه جزیره ای را می دهد که مابین دریای مدیترانه شرقی و دریای اژه و دریای مرمره و دریای سیاه واقع است.
این سرزمین مستطیلی شکل که ۷۵۰ میل درازا و ۳۰۰ تا ۳۷5 میل پهنا دارد از طرف شمال به دریای سیاه و تنگه بوسفر و دریای مرمره و تنگه داردانل، از طرف مغرب به دریای اژه و قسمتی از دریای مدیترانه، از طرف جنوب به دریای مدیترانه شرقی و سوریه و عراق، از شرق به ایران و از شمال شرقی به ارمنستان و گرجستان محدود است. این سرزمین به جز از ایالات تراکیه که بخش اروپای ترکیه را تشکیل می دهد همه آن امروز جزء قسمت آسیایی خاک ترکیه شمرده میشود.
این سرزمین وسیع را یونانیان قدیم به مناسبت اینکه در مشرق کشور ایشان واقع بوده آناتولی یعنی مطلع الشمس یا برآمدنگاه آفتاب خوانده اند که تلفظ یونانی آن آناتوله است.

نام آناتولی غالبا به امپراتوری سفلای بیزانس در عصر بیزانس و عثمانی اطلاق میشد. یونانیان قدیم، که از آسیای امروز و وسعت آن بی خبر بودند، نام آسیا را ابتدا بر شبه جزیره آناتولی نهادند و بعدها، که اطلاعات بیشتری از قسمتهای دیگر آسیا به دست آوردند، آن سرزمین را آسیای صغیر نامیدند (مشکور، ۱۳۷۷، ص ۳۱).
مسلمانان ممالک روم شرقی را به طور کلی «بلاد روم» میگفتند و دریای مدیترانه را بحرالروم میخواندند. رفته رفته «بلاد روم» به «روم» تنها اختصار یافت و این کلمه به کشورهای مسیحی، که به کشورهای اسلامی مجاور نزدیک بودند، اطلاق شد. ازاینرو، اعراب سرزمین پهناور آسیای صغیر را که در اواخر قرن پنجم ه.ق با استیلای سلاجقه بر آنجا به دست مسلمانان افتاد «روم» نامیدند. نخستین شرح کاملی که از آسیای صغیر اسلامی به دست ما رسیده، نوشته حاجی خلیفه در کتاب «جهان نما» است که آن هم از آغاز قرن یازدهم میلادی یعنی دویست سال بعد از الحاق آن سرزمین به امپراتوری عثمانی نوشته شده است (مؤلف ناشناخته، ۱۳۷۷، ص ۱۷).
ظهور ترکان سلجوقی در قرن پنجم، که متعاقب جنگهای صلیبی اتفاق افتاد، اوضاع آسیای صغیر را دگرگون ساخت. در بهار سال 46۳ هجری قمری، آلب ارسلان سلجوقی در جنگ ملاذگرد فاتح شد و سپاهیان روم شرقی را تارومار کرد و رومانوس امپراتور روم شرقی را به اسارت گرفت. بهعلاوه، در 456 «انی» پایتخت ارمنستان مسیحی را تصرف کرد و این واقعه دولت بغروند ارمنستان قدیم را منقرض ساخت و باعث شد که روپن دولت ارمنستان را در توروس تأسیس کند.

ترکان سپس به سمت غرب راندند و با فیروزی تا نیقیه پیش رفتند. چندی هم آن شهر را پایتخت خویش ساختند، ولی در آنجا متوقف شدند و در اولین حمله صلیبیون از این پایتخت موقت به خلافت مرکزی آسیای صغیر عقب نشستند و قونیه را، که در سال 4۷۷ هجری قمری فتح کرده بودند، پایتخت خود قراردادند. این شهر مدت زمانی مرکز دولت آل سلجوق باقی ماند.
خاندان سلاطین سلجوقی قونیه بیش از دو قرن، یعنی از سال ۹۷۰ تا ۷۰۰ هجری، دوام داشت، اما باید گفت که چراغ دولت آنان در سال 6۵5 هجری که مغولها قونیه را فتح کردند خاموش گردید و این واقعه یک سال پیش از فتح بغداد اتفاق افتاد.
ظهور سلجوقیان در خلافت آسیای صغیر مقارن شد با تشکیل دولت ارمنستان صغیر مسیحی در بلاد توروس واندکی پس از سال 4۷۳ هجری روپن، مؤسس آن دولت شهر «سیس» یا «سیسیه» را پایتخت کشور خود قرارداد. یک قرن بعد در 594هجری قمری لئو به پادشاهی ملقب شد و دولت ارمنستان صغیر، که در برابر هجوم مغول نیز پایداری کرد، تا سال ۷4۳ پایدار باقی ماند (مشکور، ۱۳۷۷، ص ۵۳).

بعد از جنگ ملاذگرد در طول ده سال نبرد، ترکها دریای اژه و اراضی منتهی تا دریای مرمره را فتح کردند . منتهی در اواخر قرن به لحاظ شروع جنگهای صلیبی بخش مهمی از نواحی فتح شده را که شامل آناتولی غربی و نواحی دریای مرمره بود از دست داده و بالاجبار به آناتولی مرکزی عقب نشستند (فاروق سومر، ۱۳۸۰، ص ۲۰۵).
سلاطین سلجوقی روم هیجده تن بودند و به مدت ۲۲۰ سال حکومت کردند. این سلسله به «ابوفوارس قتلمش بن اسرائيل بن سلجوق» می رسد که عصر نخستین فتوحات سلجوقی حاکم موصل، دیاربکر و شام شده بود (حلمی، ۱۳۸۳، ص 56). ملکشاه سلجوقی، در دوران سلطنت خود، حکومت آسیای صغیر را به بنی عم خود سليمان، که نبيره سلجوق و پسر قتلمش بود، واگذار کرد. در ممالک غربی یعنی آسیای صغیر کار سلجوقیان بالا گرفت، به گونه ای که مورخان اسلامی آنها را سلاجقه روم خوانده اند. قتلمش، نبیره سلجوق، که در آسیای صغیر حکومت داشت در آغاز پادشاهی آلب ارسلان از اطاعت او سر باز زد و در ممالک متصرفه خود اعلام استقلال نمود.
آلب ارسلان او را کشت و پسر بزرگش منصور را بهجای او منصوب کرد. منصور نیز که دعوی سلطنت داشت به قتل رسید و برادر کوچکترش سلیمان به امارت بلاد سلجوقیه روم منصوب گردید . سلیمان، پس از ورود بدان حدود، انطاکیه را از تصرف دولت روم شرقی خارج کرد و حاكم حلب را، که از طرف ملکشاه تحصیلدار خراج انطاکیه بود، به قتل رساند و تسلط خود را در قسمتهای عمدہ ممالک آسیای صغیر تا حدود بوسفر تراکیه بسط داد و دولت قدرتمندی بنیان نهاد. سلیمان در جنگ با تتش، پسر آلب ارسلان، در اواسط نیمه دوم قرن یازدهم میلادی به قتل رسید. داود، پسر سلیمان، به امر ملکشاه به حکومت سوریه منصوب شد و بعد از ملکشاه در قونیه سلطنت نشست.

داود قریب بیست سال پادشاهی کرد و پس از او برادر کوچکترش قلیچ ارسلان بر مسند حکمرانی نشست و چهل سال در پادشاهی بماند. در دوره او بود که تهاجم صلیبيها شروع شد و در جنگ اول صلیبی برای او زحمت بسیار به وجود آورد (شیبانی، ۱۳۱5، ص 6). تاریخ نظامی سلاجقه را در آسیای صغیر از فتح ملاذكرد تا نیقیه را میتوان به چهار مرحله به شرح زیر تقسیم کرد (مؤلف ناشناخته، ۱۳۷۷، ص ۱۸).
١. روابط نظامی صلح جویانه با نظامیان بیزانس و سپس، پس از استقرار صليبيون و تشکیل دولت امپراتوری لاتین در شرق، با یونانیان طرابوزان و نیقیه
٢. جنگ با صليبيون، زیرا یکی از راههایی که به سرزمین بیت المقدس می رسید، آسیای صغیر بود که در اختیار صلیبيها قرار داشت.
٣. جنگ با سلاجقه بزرگ در شرق برای جلوگیری از نفوذ قدرت آنان و توسعه اراضی و ضمنا برای ممانعت از پیشرفت مغولان.
- جنگهای داخلی میان اقوام و طوایف ترک و تشکیل دولت ترک در لوای فرمانروایی سلاجقه آسیای صغیر.
سلاطین این سلسله، که هیجده تن بودند و غالبا نامهای پادشاهان باستانی ایران، مانند کیخسرو، کیقباد و کیکاووس و … را بر خود داشتند، نزدیک به دو قرن یعنی از سال 4۷۰ هجری قمری تا 655 هجری قمری که مغولها قونیه را تصرف کردند، توانستند در آناتولی و آسیای صغیر اقامت گزینند و فرمان برانند
حمایت و پشتیبانی سلاجقه روم از زبان و فرهنگ ایرانی موجب شد که این فرهنگ جایگزین زبان و فرهنگ یونانی، که در آسیای صغیر زبان حاکمیت نیز بود، گردد و به عالی ترین مرحله رشد و بالندگی خویش برسد.

به دیگر کلام زبان فارسی چند قرن زبان رسمی و درباری سلاجقه روم بود و نه تنها در قرن هفتم و هشتم هجری برابر با سیزدهم و چهاردهم میلادی زبان علمی آسیای صغیر محسوب میشد و تمام مکاتبات دیوانی با آن صورت می گرفت، بلکه بین طبقات مختلف مردم حامیان و دوستداران بسیار داشت.
بنابراین، دوره سلاجقه و امرا و اتابکان ایشان را میتوان از ادوار مهم تاریخ و ادب فارسی هم قلمداد کرد، زیرا سلجوقیان روم به تقلید از سلاجقه بزرگ تحت تأثیر فرهنگ و تمدن ایران قرار گرفته بودند و تشکیلات اداری و سیاسی خود را به زبان فارسی وبر پایه استفاده از دیوانسالاران ایرانی قراردادند (مؤلف ناشناخته، ۱۳۷۷، ص ۱۹).
درباره اشغال آسیا صغیر به دست مغولان، بر پایه این بی بی، نخستین تماس مغولان با دولت سلاجقه روم در سال 6۲۹ قمری اتفاق افتاد. گرچه نویری در کتاب نهاية الأدب في فنون الادب آن را در سال 634 قمری در اواخر روزگار علاءالدین کیقباد و ابتدا سلطنت پسرش غیاث الدین کیخسرو میدادند. اما، با توجه به قرائن و شواهد و اعتبار ویژه کتاب ابن بی بی درباره تاریخ سلاجقه روم، گزارش نخستین مقرون به صحت می نماید.

گزارش این است: «در 6۲۹ فوجی از لشکر مغول که در اهتمام جرماغون نوین بودند به نواحی سیواس یا به رباطی که به کاروانسرای اصفهانی معروف بود و این زمان به رباط كمال الدین احمد بن راحت شهرت یافت تاختن آوردند و خلایق و مواشی بسیار بی شمار کشتار و اسیر برده و غارت کردند… (یوسفی حلوایی، ۱۳۸۱، ص ۸۷). و در فاصله سالهای 40-6۳۹ هجری قمری/ 4۳-۱۲4۲ میلادی ارزروم را فتح کردند و سپس سیواس را، که یکی از مراکز فرهنگی آناتولی بود، قاضی شهر به مغولها تسلیم کرد. چندی بعد آنان به قیصریه تاختند و تمام سکنه ذكور شهر را به قتل رساندند.
فرمانروایان قونیه دریافتند که دیگر تاب مقاومت برابر هجوم مغول را ندارند، لذا پذیرفتند که به آنان خراجهای سنگین بپردازند و متعاقب این باج دهی و استقلال سیاسی خود را از دست دادند. با استقرار ایلخانان و نفوذ آنها در غرب، سلاجقه روم که نه تنها استقلال سیاسیشان را از دست داده بودند و به مغولان باج و خراج میپرداختند، بلکه براثر منازعات داخلی سیاسی و کشتار متقابل ملوک الطوایف به شدت تضعیف شده بودند مطیع شدند و آخرین پادشاهان آنان (چهار تن) در واقع در شمار عمال و دست نشاندگان ایلخانان در آمدند. چنانکه عزل و نصب کسانی مثل کیخسرو سوم، مسعود دوم سلجوقی، کیقباد سوم در دست ایلخانان بود (مؤلف ناشناخته، ۱۳۷۷، ص ۳۰).
در دوره غازان خان به حیات علاء الدین و دولت سلاجقه روم خاتمه داده شد. پس از این واقعه ممالک سلجوق به چندین قسمت تقسیم شدند و هر قسمت به نام حاکم آن محل نامیده شد و آنها کم وبیش به حداکثر، با زدوخورد بسیار امرار حیات کردند و به تصرف دولت عثمانی در آمدند (شیبانی، ۱۳۱۵، ص ۱۰).
منبع:
- تاریخ بیزانس، نوشته محمد امیر شیخ نوری و محمدرضا نصیری
- انتشارات پیام نور، چاپ شده در ۱۱ مهر ۹۷
- تهیه الکترونیکی: سایت تاریخ ما، اِنی کاظمی